نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| مــلی بس شـــهری (کـــابل) |
|
|
|
| ادبیـــــات - نثــــری |
| نوشته شده توسط ر. کوثر |
| جمعه ، 27 آبان 1390 ، 12:42 |
|
در یکی از روزهای هفتۀ گذشته زمانیکه میخواستم ازشهر نو به تایمنی بروم، درایستگاه برای بیشتر از ده دقیقه منتظرماندم، موترهای تونس همه که درمسیرشهرنو وتایمنی رفت آمد داشتند مملو از سواری بودند، درهمین جریان یک ملی بس شهری رسید. نگران با صدای بلند صدامیکرد؛ پس ازاندک توقف به ملی بس بالاشدم، نگران به صدای بلند وبه شوخی وخنده میگفت پیش بروید به آن چوکی ها بنشیند، من هم در فاصلۀ کمی دورتر از چوکی های که خانمها نشسته بودند، چوکی خالی وجود نداشتت ایستاده شدم. درمسیر راه تعداد دیگری ازهموطنان نیز به ملی بس بالا شدند از آنجائیکه تعداد مسافرین درملی بس زیاد بودند، بالاشدن هرفرد باعث اذیت دیگران بخصوص زنان میشد، زیراباید از کنار چوکیهای زنان میگذشت ودراخیر ملی بس هم جائی برای ایستادشدن نبود ولی با این حال نگران ملی بس با صدای مملوازشوخی ومسخره گی به هرکسی میگفت بروید دراخیر درچوکی ها بنشیند. زنان خیلی ناراحت به نظرمیرسید ولی همه میدانند که این نوع برخورد کار یکروزه نیست وهمه روزه مردم شهرکابل به آن مواجه هستند وشاید اکثرا مردم ما به آن عادت کرده باشند. درکنار چوکی که من ایستاده بودم یک مرد محسن که شاید سن اش بالاتر از پنجاه سال بود و فکرمیکنم شاید مامور کدام اداره ویاهم معلم بوده باشد.، با تکان دادن سرش از وضعیت موجوده درملی بس ابراز نارضایتی نموده گفت: این حالت تاچه وقت ادامه خواهد داشت.. مافکرمیکنیم وخیلی ها دوست داریم که افغانستان آباد میشود ولی زمانیکه برخورد اینها (منظور ازنگران است) به این صورت است وهیچ احترامی به کسی قائیل نیست، میدانید که در موترهای ملی بس اکثرا معلم، مامور و کسانی هستند که از طبقه غریب جامعه هستند ولی همه دارای شخصیت های علمی وروشن هستند ولی اکثر اینها (نگران ملی بس ) نزاکت های اجتماعی را درنظرنمیگیریند وچیزی را به عنوان احترام اصلا نمیشناسند، این نوع صحبت های که داخل ملی بس میشود برای اکثریت خیلی ناراحت کننده وحتی اهانت است، شوخی های بیجا و...... صحبت های این مرد ادامه داشت ولی سروصدائی که درپیش روی ملی بس جریان داشت مانع آن گردیده وباردیگر توجه همه به آن جلب شد: این سروصدا با خانمی بود که تازه به ملی بس بالا شده بود زیرا همرایش طفل خوردسالی بود و نگران میخواست ازوی کرایه اخذکند ولی مادر طفل به اصرار میگفت که، از همین طفل هم باید کرایه بدهم! اما نگران به شوخی ومزاخ میگفت: پایان شوید! کافی خو نیست! بدون کرایه خسرم را هم نمیبرم! هرکی میخواهد پایان شود ده روپیه خودرا بگیرد شنیدن این حرف ها برای همه به خصوص با خانمیکه همرایش دعوا جریان داشت خیلی ناراحت کننده بود، بیچاره خانم مجبورا دست به کیف پولش برد ومیخواست کرایه آن طفل را بدهد درهمین حال خانم سالخوردۀ که درعقب چوکی دریور استاده بود برای دریور هشدارداده گفت: نزدیک به چهارراهی همه پیش ترافیک شکایت میکنیم این چه بی احترامی است! هشدار این خانم محسن باعث شد که تعداد دیگری نیز درحمایت از وی نگران ودریور ملی بس را مورد انتقاد قرار دهند بحث ها به همین منوال ادامه داشت وملی بس درتایمنی رسیده بود از ملی بس پائین شدم ولی با یک خاطرۀ خیلی درد ناک وتصویری غم انگیزی که همه روزه مردم ما به آن مواجه است وهیچ نوع مسئولیت پذیری دربرابر شان موجود نیست وکسانیکه مسئول خدمت رسانی به مردم هستند خود باعث آزار واذیت آنان میشوند. این نوشته را بخاطری جهت نشر روان کردم که شاید ریاست محترم ملی بس ویاهم ترافیک کابل دراین زمینه کدام اقدامی فرماید. والله عالم
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین










