Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

مـــدخـــلی بر بیـــدل (بخش سیزدهم) PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نثــــری
نوشته شده توسط محمد میرویس غیاثی   
شنبه ، 16 مهر 1390 ، 13:47

مـــدخـــلی بر بیـــدل (بخش سیزدهم)بسمه تعــالی
در بخشهای اولی و در زمانی به فاصله ای چندسال، اشاره بر این رفته بود که؛ بیدل ترجمان طبیعت و یا آئینه ساز طبیعت است. از دو جهت:
اینکه طبیعت را نمایه ای قرار میدهد برای شناخت اعماق، فطرت، غرائز، راهبرد اندیشه،، نتائج و داده های ذهنی، ذاتی، تصرف، اقدام و سرشت انسان...
دوم: ویژگی شعر خوب و شعر به معنای واقعی کلمه در آنست که در هر زمان و مکان تعبیری واقعی زندگی همان زمان باشد؛ یعنی باز همان آئینه که هرکس بتواند خود را در آن شفاف و ناب بیبیند. شعر حافظ و بیدل در این ویژگی سر آمد همه است.

خصوصیت دیگر بیدل اینست که: مفاهیم اجمتاعی، سیاسی، ارزشها، خیالات، تصرفات، عقاید و... میتواند در یک قصیده در ردیف هم چیند. چون موضوع تمامی این محمولات همان گل سرسبد طبیعت ومخلوقات (انسان) است. و همهء اینها از راه آسان (مدعا مثل)!

 

 

در غزل ذیل مشاهده میکنیم:

1ـ عبرت از غرور و خود خواهی (مذمت تکبر و خود بینی، ننگهای نهانی اند)

2ـ توبه و رجوع به حق. (داشتن صفت انابت و بازگشت به حق، هرگاهی که به آن پی بردی)

3ـ بد بودن ظلم پذیری (تظلم). (تعبیری از اینکه؛ انسان خود باید نگذارد که مظلوم واقع شود)

4ـ ارزشمندی و فاضل بودن. (اگر خودت خوب بودی، میتوانی همانند ابر رحمت باشی. هم برخود هم بر دیگران)

5ـ تا توبه از روی صدق نباشد و به هدف اجابت نکند، همهء کار ها زار است و بی نتیجه.

6ـ چیدن دستگاه هوس مانع رسیدن به تحقیق میشود. آنکه در بند هوس است محقق نیست!

7ـ مذمت فقر؛ واقعیت زندگی همین است که دستگاه مادی کارگر است و تهی دستی مانع رسیدن به آرزوها میشود، ولو مقدس هم باشند. (تنگدستی را بغیر از رنگ زردی چاره نیست...)

8ـ بی پیرایگی، بی ریایی، وقار و قناعت آغوش گرمی است که هیچگاه سرد نمیشود. مثال آنهم بوی گل!

9ـ شکایت از عشق و روشن شدن، دیگر آرامشی در پی ندارد. ارزشمند میشود؛ تا دم قیامت مردم شعرش را میخوانند و از آن آواز ترنگ (تعبیری از پیام) بر می خیزد.

10ـ زحمت زندگی که؛ ما هرکدام و یا هر پردهء آنرا امتحان و تمرین می نامیم.

11ـ شکایت از نا آرامی و بی دستگاهی، یا هر روز بحالی بودن. (انسانها همه همینگونه اند!)

*******

1ـ نام شاهان کز نگین گل کرده کرّو فر به چنگ

عبرتی بیرون چکیده ست از فشار چشم ننگ

اینکه نام خود را در انگشتری حک میکند و بر آن علیا حضرت، اعلی حضرت، جلالتمآب، ملک الملوک، شاه شاهان، شهنشاء، آریا مهر و... بخود لقب میدهد، در حقیقت عبرت ننگ های پنهانی است که دارد و خود میداند. و از بسکه این ننگها بزرگ اند در نگین انگشتری بیرون جهیده اند، پنهان نمیشوند. بیدل از آن تعبیر به (چشم ننگ) نموده است.

پیامبر (ص) این دعا را به ما آموخته اند: ـ أللهم استر عوراتی و آمن روعاتی ـ (ای بار خدایا! عیب های مرا پوشیده دار و تشویشهای ما را امنیت بخش ـ حدیث نبوی)

2ـ صدر استغنایی یار آمادهء تعظیم ماست

یک قدم گر بگذریم از چوب دربانان ننگ

از ننگ جاهلی بگذر؛ اگر بر راه بد رفته ای و حال میدانی که راهت اشتباه بوده است، برگرد بسوی خداوند! او ترا قبول میکند. منتها شرط آن اینست که از ترس (چوبکاری دربانان ننگ) بگذری! چون اکثر همین امر باعث عدم برگشت بسوی حقیقت میشود. (در ننگ گیر مانده ای)

 خداوند تبارک فرموده است: أدعونی استجب لکم... «مرا بخواهید، دعای شما را اجابت میکنم» قرآنکریم

3ـ دهر بیباک است اما قابل بیداد کیست؟

همت از مینا طلب، در کوه بسیار است سنگ

اگر بخواهی که دنیا بی ظلم باشد و مضّرات محو گردند،این ناممکن است. بهمین خاطر است که زمانه همیشه ظالم در خود دارد و زیاد هم دارد؛ اما همان کسی مستحق ظلم است و بر او ظلم میرود که از خود همت، شجاعت، غیرت و مقاومت ندارد. (مینا باید مقاوم باشد، ورنه سنگ در کوه زیاد است)

یا تعبیر از اینکه؛ ناکامی در دنیا نباید سبب نا امیدی گردد و بخواهی که دنیا را در اثر ناکامی و مظلومیت ویرانی کنی. والله اعلم

در دیانت ما همانقدر که ظلم نکوهیده است، تن به ظلم دادن نکوهیده تر است.

4ـ فضل اگر رهبر بود اوهام انوار هداست

ابر رحمت خضر می رویاند از صحرای چرس

این تو هستی که باید خوب و فاضل باشی؛ در آنصورت تو هدایت میشوی! حتی همان خیالات ذهنی که ما اوهامش می نامیم، (ایده آل های ما) به الهام تبدیل میشوند و روزی تحقق می یابند. این خیالات تا وقتی اوهام اند که ما فاضل و نکو نباشیم. درست مثال ابر رحمت که از صحرایی که در آن چرس می روئید خضر می رویاند.

خضر همان (سبزی) در عربی است. نه آن خضر معروف که در افسانه هاست که ـ همیشه زنده است ـ !

5ـ تا اثر چون ناله از صید اجابت نگذرد

پر برون می آرد اینجا سعی منقار خدنگ

تا اینکه اثر دعا، همانند خود دعا به اجابت نرسد، هیچ کاری آنچنان که تو خواسته ای انجام نمیگیرد. باری تعالی هر ناله ای را میشنود؛ چون صفت او سمیع است، ولی همه را اجابت نمیکند! همان که اجابت میشود مؤثر است. درست همانند خنجری که از امتحان آب و آتش نگذشته باشد، اگر بر هرچه بگذرانی نوکش چنگ میشود و شکل منقار را بخود میگیرد. دعای بی اجابت همانند خنجر آب نادیده است.

6ـ از هوس عمریست چون آئینه مژگان بسته ایم

کم نگردد از سر ما سایهء دیوار زنگ

چیدن دستگاه هوس، شوق، طمع و حب دنیا مانع تحقیق میشود، یعنی روان انسان شفافیت خود را از دست میدهد و نمیتواند حقایق را مشاهده کند. اگر مژگان بسته شد دیگر جایی را نمی بینی! درست مانند شیشه ای صاف که وقتی به او زنگار میزنی، به آئینه تبدیل میشود. شما میدانید که انسان در آئینه میتواند تنها خود را ببیند و یا بعبارت دیگر (خودبین) باشد، ولی آنطرف آئینه (عواقب کار، میتافیزیک و...) را هیچگاه نمیتواند ببیند. یعنی هوس خود بینی میکارد و ما دیگر مکدر و تیره میشویم و حقایق ماورایی را نمی بینیم.

7ـ خاک می لیسد دم بی دستگاهی لاف مرد

سرمه آهنگ است در آب تنک هوی نهنگ

این موضوع را در بیت دیگر چنین تعبیر نموده است:

تنگدستی را به غیر از رنگ زردی چاره نیست

ورنه شرط آدمیت خوب میدانیم ما

براستی مثل نهنگ که اگر در آب کم هرقدر هووو... بکشد، صدا و نمایی ندارد. بی دستگاهی و فقر همانند اینست (هووو کشیدن نهنگ در بی آبی و یا کم آبی). مثالهایش در جامعه نکبت زدهء ما بسیار است و ما از آن چنین تعبیر میکنیم: (به آذان غریب کسی نماز نمی خواند!!)

8ـ گرمی آغوش بیرنگی برودت مایه نیست

همچو بوی گل چه شد زیر پرم نگرفت رنگ

بی ریایی، صداقت و راستی همانند گرمیی آغوشی اند که هیچگاه سرد نمیگردد. یعنی معشوقهء وفادار است. چه میشد که ما همانند بوی گل ـ بدون اینکه همانند پروانه پری رنگین داشته باشد ـ به هر کجا و به هرکس برسیم و فرحت ببریم. بوی گل بدون اینکه رنگی داشته باشد برای همیش میرسد و دوست داشتنی است... یعنی مرهون رنگ نیست.

ریا و دو رویی از گناهان کبیره در دین است و دینداران از نفاق به (تغییر رنگ) تعبیر میکنند!

9ـ چشم بد مستی که زد بر سنگ مینایی مرا

گز غبارم تا قیامت صوت خیزاند ترنگ

عشق واقعی چنان بر مینایی عافیت او کوبیده است که؛ تا قیامت از آن ترنگ (تعبیری از پیام جاوادن) بر میخیزد. مراد از جاودانگی شعر بیدل و پیام جاودان آنست...

10ـ امتحان هستی از دل رونق تحقیق برد

از نفس کردیم آخر خانهء آئینه تنگ

آنقدر به هوای نفس اماره و دنبال هوسها رفتیم که از نَفَس سوزان و واماندهء ما آئینه (فطرت سالم ما) مکدر شده است. اگر در آئینه نفس بزنی شفافیت خود را از دست میدهد.

11ـ آسمان بیدل ندانم در کجا میراندم

این فلاخن می زند عمریست از دورم به سنگ

تعبیری از مسافرت و جابجایی، یا هم تغییر احوال که؛ هرکسی به نحوی گرفتار آنست

پایان بخش سیزدهم

 

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در شنبه ، 16 مهر 1390 ، 13:56
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 51 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.