نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| مـــادر، هســتی همـــۀ هســـتی هـــا |
|
|
|
| ادبیـــــات - نثــــری |
| نوشته شده توسط بهزاد آریا |
| دوشنبه ، 15 فروردين 1390 ، 11:15 |
|
روز مـــادر فـــرخنده بـــاد به هر روی این روز بهترین روزی است که میتوانم سپاسگزاری و قدردانی خود را تا اندازه توان از مادر مهربان و بزرگوارم ابراز کنم، و نشان بدهم که چقدر دوستش دارم. هر چندیکه مهر، دوستی وقدردانی من در برابر مهر، مهربانی، ارزندگی و بزرگی وی مانند زره ی در مقابل خورشید هم نیست ولی چنانچه بزرگان گفته اند "برگ سبز تحفه درویش". مادرم، عزیزم، مهربانم، نازنینم! مادر در حقیفت برای من بخشی از خداست، مادر قدرت خداست، مادر پرتو خداست، مادر نشانه خداست، مادر نماینده خداست و مادر نور خداست. مادر راستی است، مادر آفریننده است، مادر خالق است، مادر محبت است، مادر عشق است، مادر نیرو است، مادر بخت است، مادر برندگی است، مادر زندگی است، مادر ارمغان است، مادر رهنما است، مادر آموزگار است، مادر استاد است، مادر شادی است و اگر خرده گیران برایم خرده نگیرند به جرات خواهم گفت که مادر خداست. مادر تو نازنین تر از هر گلی هستی و عزیزتر از هر عزیزی. بهترین تر از هر بهترینی، مهربانتر از هرمهربانی. آه مادر تو بهترین بهترین هایی، تو یگانه کسی هستی که من از خدا میخواهم. مادر تو بزرگترین محبت خدایی، مادر تو لطف خدایی، مادر تو عطای خدایی، مادر تو نشانه ی خدایی، مادر تو پرتو خدایی. مادر، این تنها تو هستی که صدای قلب مرا از دور و نزدیک میشنوی و زبان دلم را میفهمی. مادر، این تها تویی که رویای مرا میدانی، مادر، این تنها تویی که احساس مرا حس میکنی. مادر، این تنها تویی که آرزو های مرا برایم آرزو میکنی، مادر، این تنها تو هستی که اندیشه مرا میخوانی و سرنوشتم را رقم میزنی، مادر، این تها تویی که مرا بیشتر از خودم میشناسی و درک میکنی، مادر، این تنها تویی که ترسم را لمس میکنی. مادر، این تنها تو هستی در همه هستی، که مرا بیشتر از خودم در میابی. مادرم نمی دانی که چه ارزشی برایم داری. ای مادر عزیزم اگر در برم نیستی، در سرم هستی، اگر در خانه ام نیستی، در خانه ی قلبم هستی. اگر در پیش دیده ام نیستی در دیده ام هستی. ای مادرم، ای گوهرم: ای عزیزترینم، ای گرامی ترینم، ای نازنین ترینم، ای زیبا ترینم، ای مهربان ترینم دوست ات دارم برای همیشه تو جانِ، جان منی. ای مادر چقدر تو برایم ویژه ی مادر و من چقدر سرفراز، خوشبخت و طالعمندم که ترا دارم. مادر! تو تنها کسی هستی که هر گاه میفتم دستم را میگیری، مادر تو مددگار منی، تو همیشه دادرس روز های تار و اندوه بار منی. مادر، من نیست بودم تو هستم کردی، مادر، من لخت گوشتی بودم تو دستانم را گرفتی و راه رفتن را برایم آموختی، مادر، من گنگ بودم تو مرا سخن گفتن را یاد دادی، مادر من گریان بودم تو مرا خندان کردی. آه مادر ای کاش میتوانستم واژه ی برایت بسازم که شایسته ی این همه رنج هایت میبود ولی افسوس که توانای و دانش آنرا ندارم. مادر میخواهم بگویم که چقدربرایم ارزندۀ، چقدر برایم گرانبهایی، چقدر برایم ویژه ی، مادر یگانه چیزی که از خدا میخواهم آن تویی. مادر، بار بار فدای مهرت شوم و قربان محبتت. مادر، چی شانه پرتوان، بازوی زورآور، دل مهربان و صبر فروان داری، مادر تو از جنس چه هستی، مادر تو خدایی یا از جنس خدایی، مادر من ترا میپرستم تو کی را میپرستی. مادر! توهستیِ، همه ی هستی ها هستی مادر، چطور توانستی با آن همه ظریفی، نازکی، و لطیفی این همه کار های سخت و دشوار را برای من انجام دهی، مادر، این همه نیرو شیمه، قدرت و توان را از کجا بدست آوردی که مرا خندیدن، گردیدن، سخن گفتن، خواندن، نوشتن، خوردن، نوشیدن، پوشیدن و همه ی نیازمندی های زندگی را آموزاندی. هر گز نمیتوانم درک کنم که این کار های دشوار را چگونه میتواند یک انسان با آن همه لطیفی و نازکی انجام بدهد به جز آنکه از جنس خدا باشد. حل تمام سختی ها توسط عشق ممکن است. پس مادر تو عشقی، مهری، و محبتی. مادر من ترا آزار دادم ولی تو هرگز آزرده نشدی، من به سخنانت گوش ندادم ولی تو به سخنان من از دل و جان گوش دادی، من برایت دروغ گفتم مگر تو همیشه برایم راست گفتی، بخاطر من سخنان هر کس و ناکس شندی ولی هرگز برویم نیاوردیی، هیچگاه بالایم قهر نشدی و آزرده نگشتی. هرگاه نزدیک بود به چاهی بیفتم دستم را گرفتی و مرا نجات-جح دادی، مادر تویی که همیشه غمخوار منی. مادر تو همیشه مرا از گزند روزگار در امان داشتی. من برای همیشه آفریننده ترا سپاسگزارم که چنین موجود فوق العاده و مادر خارق العاده را برای من ارزانی داشته. ای هستی بخش خرد من ترا میستایم که عزیزترین و فوق العاده ترین مادر هستی را به من بخشیدی. مادر میخواهم که همه روز ها روز تو باشند، مادر اگر تو نبودی جهان، انسان، هستی و هیچ چیزی نبود. مادر تو کیی به جز از قدرت و پرتو خدا. مادر تو قلب، روح، روان و زندگانی منی، مادر تو همه چیز منی. آه ای کاش میتوانستم بیان کنم که چقدر دوستت دارم، چقدر برایم ارزنده ی، چقدر سپاسگزارتم، چقدر ممنونتم، چقدر مشکورتم، چقدر در فکرتم. مادر، اگر تو خدا نیستی هرگز کمتر از خدا نیستی من خوشبخترین انسان روی زمینم که ترا داردم بی تو من هیچم. نامه ی به مادر بهزاد آریا گوش، فروردین هفت هزار سی و سه آریایی میترایی 14.01.7033
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




مـــرا با شــیر شد، مهــر تو بر دل





