نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| عبدالقهــــار عــــاصی |
|
|
|
| ادبیـــــات - نثــــری |
| نوشته شده توسط محمد فاروق پوپل |
| دوشنبه ، 4 مهر 1390 ، 15:38 |
|
"خون ناحق دست از دامان قاتل برنداشت
عاصی شاعری دردمند و از احوال مردم باخبر و در مورد هر اتفاقی سکوت نمی کرد و قلم برمیداشت و شعر می سرود تنگ است دلم مسيچه پروازى كن! بى همنفسم نسيم آغازى كن! بيطاقتم اى درخت تسكينم ده! بى حوصله ام بهار آوازى كن! "محمد یونس مهرین" یکی از نزدیکان و همکاران اسبق "عاصی" در رادیو تلویزیون افغانستان می گوید: " عاصی در حاکمیت رژیم کمونیستی، کتاب را زیر نام "از جزیره خون" به چاپ رساند ولی این کتاب از سوی زمامداران آن وقت به خاطر انعکاس واقعیت های در آن زمان مصادره شد. مهرین می افزاید: " من در آن زمان تهیه کننده یی برنامه "جوانان" در رادیو افغانستان بودم و روزی یکی از سروده های او را از همان کتاب " از جزیره خون" برگزیدم؛ اما پیش از نشر آن برنامه، سروده عاصی در بخش ارزیابی برنامه های رادیو حذف شد. عاصی شاعر دلتنگ مانند اکثری از افغانها به ایران مهاجرت کرد و در آن جا نیز آرام نه نشسته و درد های هموطنان خود را در قالب شعر سرود؛ اما بعد از مدت کوتاه نظر به ملحوظات روانه کشور شد. کبوترهای سبز جنگلی در دوردست از من از آمدن عاصی دیری نگذشته بود که او بر اثر راکت های کور که از سوی بعضی از تنظیم های جهادی به کابل فیر می شد در کارته پروان در هفتم میزان سال ۱۳۷۳ خورشیدی با زنده گی وداع گفت. نوشته های که از عاصی بزرگ به جا مانده: "مقامه گل سوری"، "لالایی برای ملیمه"، "دیوان عاشقانه باغ"، "غزل من و غم من"، "تنها ولی همیشه"، "از جزیره خون" و "از آتش از بریشم"، شش مجموعه شعر عاصی است و "آغاز یک پایان" خاطرات اوست از جریان سقوط کابل به دست مجاهدین و جنگهای داخلی نوشته است. فرهاد دریا هنرمند محبوب کشور با عاصی رابطه یی نزدیک داشت و دریا از اولین هنرمندانی بود که شعر های عاصی را با آهنگ خواند و فرهاد دریا است که آخرین کتاب عاصی را به چاپ رساند اما گمان زنی ها وجود دارد که "سفرنامه" تا هنوز به چاپ نرسیده و شاید نسخهای از آن نزد خانوادهاش باقی مانده باشد عاصی این شاعر که نتوانست سخنانش ناتمام خواستم در پایان یکی از سروده هایش را انتخاب کنم چشم هایم را دیوان "عاشقانه باغ" به خود جلب کرد و من بدون اینکه لحظۀ انتظار بکشم شعر را از صفحۀ نخست آن انتخاب کردم که زیباست:
دیــوان عــاشـــقانه بــاغ نشسته لشکر پاییز روی شانه باغ تو گویی از دل من رنگریز پیر فصول ترا به کلبه عشاق نامراد کشد زشاخسار سپیدار بلبل زاری کنون ز وحشت تاراج باد های خویف دریغ شوکت درویشهای سبز قبا| بسان معبد زردشت زرنگار و بلند مگر که قافله ی عاشقان فتاده به را بها را به گلو گاه باد میشکند کجاست خامه ی جادو گر منو چهری
از وفات قهار عاصی، سخن سرا و شاعرگران مایه کشور 17 سال می گذرد؛ اما تو گویی هنوزصدای واژه واژه یی شعر هایش فضای کشور را در خود پیچیده است و هرگز به خاموشی نمی گراید.
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




عبدالقهار عاصی یکی از شاعران چیره دست نوین در سال ۱۳۳۵ خورشیدی در ولایت پنجشیر چشم به جهان گشود و تحصیلات خویش در فاکولته زراعت پوهنتون کابل به پایان رسانید.





