اغای زبیر پرجمی اصل آن زمان که سربازان سرخ به شانه های تان سوار بود چرا از صلح حرفی بمیان نمی آمد که حالا مانند بوقلمون رنگ تبدیل نموده اید آنگاه که هربیگناهی را یکم چل گفته بخاطر مکافات وهزارا رذالت دیگر زندانی شکنجه ونابود مینمودید آنگاهیکه شما مخصوصآخودت برادر بزرگت واعظی که فعلا با خودد به المان زندگی مینماید ومامایت سیغانی که در سویدن درمنافقت مصروف است آیا گاهی هم از درد مردم خم به ابرو آورد ید شما که افغان محاجر اروپا را در زمان حاکمیت خود سگ شوی وپشک شوی خطاب مینودین شما که با ازبر کردن چ ند اصطلاح ازکتاب مانیفست تمام ملت افغان را بباد فنا دادید از صلح حرف میزنین ،آیا میدانی که عامل تمام ی بدبختیهایکه تاکننون در افغانستان وجود دارد شما وحزب شما است بیاد بیاور آن زمانیرا که رهبر شما بدون در نظر داشت حساسیت های ملی وبیگانه ستیزی افغانها روسها را پالان خود ساخته وبر ملت مظلوم بخاطر ترویج تفکر غیر ملی وانسانی ده مار از روزگار مردم کشیدید میدانی قندولک بهررنگی که پا لان تبدیل نماید مردم از طرز خرامتان میشناسند وروزی خواهد آمدکه مردم با طالب،مجاهد وشما پرچمی های لشم تصفیه حساب کنند آنرو ز دور نخواهد بود دست خدا بالا تر ازهر دستی است.