نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| شـــــيعه يا سُــــنی |
|
|
|
| ادبیـــــات - نثــــری |
| نوشته شده توسط حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی |
| چهارشنبه ، 14 مهر 1389 ، 12:28 |
|
حکايت ميکنند که سلطان محمود غزنوی وزير دانشمندی داشت از اهل هنود که در تيز هوشی و حکمت و دانش وقت سرآمد وزيران دربار بود، روزی سلطان محمود وی را مورد خطاب قرار داده برايش گفت که: وزير هندو با عرض احترام و اظهار قدردانی فراوان از دلسوزی سلطان چند روز وقت جهت غور برای اخذ اين تصميم مهم از بارگاه حضرت ايشان خواستار گرديد. بعد او سراغ مولوی بزرگ و پيشنماز اعظم فرقه اهل سنت را گرفته با ايشان مشکل خود را در ميان گذاشته و گفت که تصميم اسلام آوردن کرده ولی نميداند بکدام مذهب مسلمانها بپيوندد که اميد است حضرت ايشان او را درين تصميم مهم و حياتی رهنمايی کند. مولوی رو بسوی وزير هندو کرده برايش گفت اين ديگر نيازی به تفکر زياد ندارد "اگر واقعا ميخواهی از آتش جهنم نجات يابی فقط يک راه وجود دارد و آن پيوستن به مذهب اهل سنت است در غير آن خيلی بهتر خواهد بود که هــــــــندو بمانی." وزير اهل هنود که شخص خيلی زرنگ بود می خواست از مولوی يک سند کتبی بدست آرد لهذا برايش با کمال ناباوری گفت گمان برم درين اظهار نظر تان مقدار زيادی عواطف و احساسات دخيل است ويک روز ديگر با تغير آنها نظرتان هم در مورد تغير خواهد کرد. مولوی فورا قلم و کاغذ آورده و گفته هايش را به رشته ای تحرير درآورده بدست وزير هندو داد. وزير اهل هنود روز ديگر سراغ آيت الله بزرگ و پيشنماز اعظم فرقه ای اهل تشيع را گرفته با ايشان هم مشکل خود را در ميان گذاشته و خواستار رهنمايی ايشان گرديد که بالاخره از ايشان نيز همان جواب را بدست آورد که "اگر واقعا ميخواهی از آتش جهنم نجات يابی فقط يک راه وجود دارد و آن پيوستن به مذهب اهل تشيع است درغير آن خيلی بهتر خواهد بود که هــــــــندو بمانی." وزير اهل هنود هر دو اظهار نظر کتبی عالمان بزرگ و پيشنمازان مسلمين را به نزد سلطان محمود برده از او خواستار رهنمايی در انتخاب مذهب جديد گرديد، سلطان با کمال شرمندگی و خجالت بسوی وزيرش رو گشتانده با محبت و احترام کامل برايش گفت گمان برم وزير صاحب واقعا بهتر خواهد بود که هــــــــــندو بمانی. شـــــــر بخــــــــیزد کــــــه به خـــــــیر مـــــــا باشـــــد مذهب کاتولیک در قرون وسطی از قدرت مذهبی و سیاسی عظیمی برخوردار بود پاپ های کاتولیک دران زمان در مقابل دریافت پول از مردم به عفو گناهان آنان می پرداختند تا اینکه با قیام مارتین لوتر روحانی آلمانی در مقابل این بیدادگری ها وخودسری های پاپ ها شاخه جدید مسیحیت بنام مذهب پروتستانت یعنی مذهب انتقاد گران عرض اندام کرد که آنها به اجرای یک سلسله ریفورم ها و اصلاحات در تعالیم مسیحیت پرداختند ازآن ببعد جامعه ای یکپارچه ای مذهبی اروپا بدو دسته بنیادگرای کاتولیک واصلاح طلب پروتستانت تقسیم شده و گاه و ناگاه جنگ وخصومت های هم در بین شان بروز میکرد که با درنظر داشت عمق اختلاف عقیدتی مذاهب شان خیلی خصمانه و کینه توزانه نبود. دوست مسیحی داشتم که بعد از یاد آوری جریانات فوق میگفت پس باید دربین مذاهب تشیع و تسنن دراسلام یک اختلاف خیلی ژرف وعمیق عقیدتی در اصول اسلام موجود باشد بطور مثال باید یکی خدا و یا پیامبری دیگری را قبول نداشته باشد و یا هردو مذهب دو کتاب مختلف داشته باشند و یا یکی به زندگی پس از مرگ معتقد و دیگری منکر آن باشد چونکه خصومت های بین المذهبی میان این دو گروه در طول تاریخ بقدر خصمانه و کینه توزانه بوده که علت آن را فقط درچنین اختلاف خیلی عمیق عقیدتی می توان جستجوکرد و نه در اختلافات چون بنیادگرایی و اصلاح طلبی مسیحیان! برایش گفتم دوست عزیز شاید برایت به مشکل قابل باور باشد ولی اختلاف این دومذهب فقط این است که پیروان یکی بادستان بازواز دیگری با دستان بسته نماز می خوانند دیگر هیچ کدام اختلاف عقیدتی بین شان موجود نیست پیروان هردو مذهب به یک خدا یک پیامبر و یک قرآن ایمان دارند!! دوست مسیحیم گمان میکرد من با اوشوخی می کنم وفکاهی میگویم پس من مجبور شدم کمی از تاریخ تشکیل این دو مذهب برایش صحبت کنم. بعد از رحلت پیامبراسلام پیروانش در مورد جانشینی او دچار دودستگی شدند، گروهی بر این عقیده بودند که پیغمبر جامعه اسلامی را بنیاد گذاشته و تا آخر عمرش آنراهدایت و رهنمایی کرده و حالا بعد ازرحلت حضرت ایشان آنها در یک انتخابات آزاد و مردمی رهبر جدید را به صلاحدید خود شان تعین وانتخاب می کنند که همین کار راهم کردند. جمع دیگر بر این باور بودند که در جامعه ای بدوی آ نروز که هنوز دران یک نظام قبایلی حاکم بود و اختیاراصلی افراد جامعه بدست سران قبایل و ثروتمندان منطقه بود پس اصلا انتخابات آزاد امکان نداشت ازینروپیامبر گرامی در زمان حیات خود علی را که شخص پسندیده ومورد اعتماد ش بود به جانشینی شان توصیه کرده بودند. اینست سرچشمه تمام اختلافات این دو مذهب که در حقیقت فقط یک اختلاف سیاسیت که می توان برای هردو جهت فکری تفاهم داشت و یا یکی را نسبت به دیگری مستحقتر دانست بدون آنکه عرش معلی به لرزه درآید و یا آسمان به روی زمین پایین بیافتد. خود آنهایکه باهم این اختلافات سیاسی را داشتند به آن واقعا در حد یک اختلاف نظرسیاسی و دیدگاهی نگریسته وهیچگاه اجازه ندادند که موضوع باعث ایجاد درز وشگاف در صفوف مسلمین گردد چون هدف اصلی ایشان از خلافت انجام مسئولیت اسلامی وهدایت جامعه بود ازینرو با وجود همین اختلاف سیاسی رابطه انسانی شان بکلی برادرانه و دوستانه بود اما قرار مثل معروف کاسه همیش از آش داغ تر است و نسل های بعدی این اختلافات سیاسی و دیدگاهی را به خصومت ها و دشمنی های کینه توزانه تبدیل کرده و به یکدیگر تهمت کفر وشرک بسته و حتی از ریختن خون همدیگر دریغ نورزیدند. در بروزاین فجایع ننگبارو انحراف اسلام از مسیراصلی آن دوعامل عمده نقش بسزا داشت یکی جهالت ونادانی عوام الناس و دیگری سؤ استفاده های سیاسی قدرتمندان وقت ازایجاد این دشمنی ها در بین امت مسلمان. امپراطوری ترکان عثمانی ودربار شاهان صفوی هر کدام این آتش نفاق را دامن زده و در گرما و حرارت آن نان مراد می پختند و فقط این عوام کالانعام بود که نقش هیزم تنوررا درین نزاع شیطانی بازی میکرد. خوب جلوگیری از سؤاستفاده جویی های قدرتمندان و استفاده جویان کار ساده ای نیست ولی خود را وسیله دست اعمال شیطانی شیادان قرار دادن هم مغایرکرامت انسانی و عقل سلیم آدمیست. در اسلام هر مسلمان مسؤلیت سنگین انسان بودن را خود به تنهایی حمل میکند ومسؤلیتش به میزان درک و آگاهیش از جهان هستی می باشد، طبیعیست که مسؤلیت عالم دینی، سیاستمدارویا شنفکرقلم بدست خیلی بزرگتر است از مسؤلیت ترکاری فروش سرکوچه که سواد خواندن و نوشتن هم ندارد ولی همین ترکاری فروش بیسواد هم به میزان درک و آگاهیش جوابگوی اعمال و کردارش بوده و هیچگاه نمیتواند مسؤلیت تقصیر و کوتاهیش را به گردن دیگری انداخته وخود را معصوم و بی گناه جلوه دهد. خداوند انسان را در قرآن اشرف مخلوقات خطاب کرده و ملایک در پای او به سجده افتاده گمان نکنم که علت اینها قد رسا و قامت زیبای او باشد بلکه گنجینه ای خود آگاهیست که آدمی را به این مقام شامخ و عظمت و جلال رسانیده. مگر آدمی نبودی که اســیر دیو گشـــــتی ولی هستند انسانهای که در زندگی روی زمین یکبار هم ازین نعمت خداوندی استفاده نمی کنند و از روی امانتداری و یا ممسکی این امانت خدایی را دست ناخورده و سربسته دوباره باخود به زیر خاک میبرند ورنه چطور ممکن است که انسان در حق انسان دیگری که هردو به یک خدا و یک کتاب و یک پیامبر ایمان داشته باشند ولی فقط یکی با دستان باز ودیگری با دستان بسته به پیشگاه خدا بایستد بلی فقط به این دلیل و دلایل ازین قبیل که ارزش کاغذی را ندارند که برویآن نوشته می شود چنین جفا روا دارد که قلم از بیان آن عاجز بماند. خوب اگر چه آغاز این اختلاف مذهبی فقط و فقط علت سیاسی داشته که در بالا تذکر یافت ولی در طول سالهای متمادی آنقدر به آن برگ و بار و شاخ و پنجه داده شده که گویی حکایت از دو دین مختلف یا ایدیولوژی های متفاوت است ولی بهر صورت یک چیز را نباید فراموش کرد که ما قبل از سنی و شیعه بودن دو وجهه مشترک دیگر داریم که درارزیابی هایمان باید هرگزآنها را فراموش نکنیم و آن مسلمان بودن و انسان بودن ماست. تا جایکه این دومذهب به عنوان دودیدگاه مختلف از اسلام با احترام متقابل بهمدیگر و با مراعات معیار های مشترک مسلمان بودن وانسان بودن در دو طرف خانه خدا در همسایگی هم قرار دشته باشند چیزی نگران کننده ای نیست حالا که آنها به چیز های مانند دست بسته ویا دست باز نماز خواندن و یا چنین وضو گرفتن و چنان وضو نگرفتن خیلی دل بسته اند بگذارشان که چنین باشند اگر مفادی ندارد ضرری هم که ازان بکس نخواهد رسید. ولی زمان که پیروان هردو طرف روی از خانه ای خدا گشتانده و بسوی افراطی گری ها و بنیادگرایی های مذهبی شان رجوع کنند هر قدر درین حرکت افراط و مبالغه کنند بهمان اندازه از هممد یگر فاصله گرفته وهمزمان از خانه خدا که همسایه و قبلگاه هر دو بود دور ترمی شوند. پس یگانه آدرس که پیروان افراطی این دو گره می توانند همدیگر را بیابند خانه ای خداست و یگانه را نجات ازین همه تعصب کور وکینه توزی های شیطانی خداپرستی بجای مذهب پرستیت. سنی وشیعه هرقدرازهم ودرنتیجه از خانه ای خدا فاصله می گیرند سنی تروشیعه ترمی گردند و برعکس اگرتغیرجهت داده هرقدر بسوی خانه خدا نزدیکترگردند سنی بودن و شیعه بودن شان کمرنگ شده ومسلمانی شان بیشترجلوه گر میگردد. بهر صورت اگر ما در حرکت هایمان معیار های انسان بودن و مسلمان بودن را فراموش نکرده و کار را از پایین آغاز نمائیم شانس رسیدن به حقیقت برایمان بیشتر خواهد بود ولی متأسفانه ما قبل از انسان شدن مسلمان می شویم و پیش ازینکه از مسلمانی چیزی نصیب مان گردد شیعه و سنی می شویم و یا بعباره ای دیگر ما در خانه از در ورودی داخل نشده و راه پله های شک و تردید را تا به سر منزل یقین نمی پیماییم بلکه یکسره و آسان از راه بام داخل خانه شده و مستقیما به تخت یقین جلوس می فرماییم. ازآنجاست که بدون شک و تردید و با قاطعیت عام و تام بدانچه خود باور داریم آنرا حقیقت مطلق پنداشته و دیگران را مشرک و کافر ویا نادان و جاهل می پنداریم. خوب اگر این آفت دامنگیر یکعده افراد یک جامعه میگردد بقدر کافی تأسف بار و المناک است ولی اگر چنین افکارشیطانی از طریق رسانه های گروهی در سطح جهانی پخش میگردد کاریکه تلویزیون سلام ایران از سالها بدان مبادرت ورزیده وچند ملای شیعه نمای شیطان صفت ایرانی از صبح تا شام به سنی کشی پرداخته و حتی رعایت حال یاران و نزدیکان پیامبر راهم نمیکنند. نقش مقابل آنانرا برنامه سازان سنی نمای افغانی اجرا کرده و شیعه را کافر و بد تر از یهود نصاری پنداشته معاشرت را با آنان را مباح میدانند. فراموش نکنیم که اینهمه نه در قرون و سطی ودر قلمرو شاهان صفوی و ترکان عثمانی بلکه در قرن بیست و یکم و عصر کمپیوتر واینترنت صورت میگیرد واین نعره ای تکبیر دروغین ارتجاع مذهبی نه از بلند گوهای جامعه الازهرمصرو یا مرکز علمیه قم بلکه از رسانه های گروهی امریکا و اروپا پخش میگردد. پس خیلی ساده لوحانه خواهد بود اگر این لجن پراگنی های غیر مسؤلانه این دوکانداران دین را حمل بر تعصب کور مذهبی و کهنه پرستی ایشان بنماییم، اینرا یک کودک هم امروز درک میکند که در زیر کاسه نیم کاسه ای و در پشت این تیاترمضحک جنگ شیعه و سنی چیز های دیگری نهفته است. دنیای سیاست دنیای پر از پلیدی و خباثت است درآنجا تمیز دوست و دشمن به آسانی امکان پذیر نیست حرص قدرت طلبی همه معیار هارا زیر پا کرده و ارزش ها را تعریف نوین میکند. ایران وامریکا گرچه در تعاملات سیاسی ظاهرا در مقابل هم قرار دارند ولی بدون شک می توان گفت که در یک نکته بکلی باهم موافقند و هردو هر کدام به نحوه خویش در راه نیل بدان تلاش دارند و آن ایجاد درز و تفرقه در صفوف مسلمانان است . با تقديم حـــــــرمت http://haqani.funpic.de
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 14 مهر 1389 ، 12:34 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران











