نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| (ســــنائی و ادبیـــات عـــرفـــانی) |
|
|
|
| ادبیـــــات - نثــــری |
| نوشته شده توسط سید محمد خیرخواه |
| پنجشنبه ، 13 خرداد 1389 ، 09:32 |
|
مولوی جلال الدین محمد بلخی در باره سنائی و ادبیات عرفانی او چنین میگوید: عطـار روح بود و سنائی دو چشم او
یا رب مر سنائی را سنائی (1) ده تو در حکمت
سنائی غزنوی عارف بزرگ و شاعر گرانقدر زمان خود بوده که در غزنی افغانستان به دنیا آمده و در همانجا درگذشته است. میگویند او در اوائل زندگی خود پادشاهان را مدح میکرده که بیکبارگی تحول درونی بزرگی بوی رخ داده که از مدیحه سرائی دیگر دست برداشته و بعالم سلوک و عرفان روی آورده و تا آخرین دوره حیات خود دیگر در این عالم باقی مانده است. سنائی غزنوی در ساحه شعر و ادب غزل و مثنوی بجهان علم و عرفان خدمات ارزشمندی را انجام داده و عمری را در خدمت تصوف و سلوک عارفانه سپری کرده و چنانچه مثنوی اندرزی او در ادب و عرفان جایگاه خاص خود را دارد. او علاوه بر سرود انواع شعر (غزل و مثنوی) بزرگترین شاعر قصیده گو زمان خود نیز بوده که در شعر بالا مولوی جلال الدین محمد بلخی از وی بنام پیش کسوت خویش بتعبیری که (ما در پی سنائی و عطار آمدیم) وصف کرده است. سنائی مدت از زندگی خود را در بلخ، هرات، نیشاپور، سپری کرده و از طریق بلخ به سفر حج بیت الله الحرام نیز مشرف گردیده که بعد از بازگشت از این سفر مدت دیگری را نیز در بلخ اقامت داشته که باز مجدد به غزنی بازگشته است او در غزنی توانسته مثنوی مشهور حدیقة الحقیقه را به رشته تحریر در آورد طوریکه معلوم میشود او از جمله بنیان گذاران ادبیات منظوم دری در ادب و عرفان و تصوف بوده است. طوریکه در بالا اشاره کردیم از سنائی اشعار زیبائی زیادی بیادگار مانده که ما در اینجا بنمونه از آن اشاره خواهیم کرد:
ملکا ذکر تو گویم ملکا ذکر تو گويم که تو پاکی و خدايی نروم جز به همان ره که توام راهنمائی همه درگاه تو جويم، همه از فضل تو پويم همه توحيد تو گويم که به توحيد سزائی تو زن و جفت نداری، تو خور و خفت نداری احد بیزن و جفتی، ملک کامروايی نه نيازت به ولادت، نه به فرزندت حاجت تو جليلالجبروتی، تو نصيرالامرايی (1) تو حکيمی، تو عظيمی، تو کريمی، تو رحيمی تو نماينده فضلی، تو سزاوار ثنايی بری از رنج و گدازی، بری از درد و نيازی بری از بيم و اميدی، بری از چون و چرايی بری از خوردن و خفتن، بری از شرک و شبيهی بری از صورت و رنگی، بری از عيب و خطايی نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نيايی نبٌد اين خلق و تو بودی، نبود خلق و تو باشی نه بجنبی نه بگردی، نه بکاهی نه فزايی همه عزی و جلالی، همه علمی و يقينی همه نوری و سروری، همه جودی و جزايی همه غيبی تو بدانی، همه عيبی تو بپوشی همه بيشی تو بکاهی، همه کمی تو فزايی احدّ ليس کمثله، صمدّ ليس له ضدّ لِمَن المُلک (2) تو گويی که مر آن را تو سزايی لب و دندان «سنايی» همه توحيد تو گويد مگر از آتش دوزخ بودش روی رهايی (3)
نمونه دیگر: جهان پر درد می بینم، دوا کو؟ دل خوبان عالم را وفا کو؟ ور از دوزخ همی ترسی شب و روز دلت پر درد و رخ چون کهربا کو؟ بهشت عدن را بتوان خریدن ولیکن خواجه را در کف بها کو؟ خرد گر پیشوای عقل باشد پس این واماندگان را پیشوا کو؟ ز بهر نان و جان تا بام یابی چو برگ توت گشتی توتیا کو؟ در این ره گر همی جویی یکی را سحرگاهان ترا پشت دوتا کو؟ سراسر جمله عالم پر یتیمست یتیمی در عرب چون مصطفا کو؟ سراسر جمله عالم پر ز شیرست ولی شیری چو حیدر با سخا کو؟ سراسر جمله عالم پر زنان اند زنی چون فاطمه خیرالنسا کو؟ سراسر جمله عالم پر شهیدست شهیدی چون حسین کربلا کو؟ سراسر جمله عالم پر زمردست ولی مردی چو موسی با عصا کو؟ سراسر جمله عالم پر حدیثست حدیثی چون حدیث مصطفی کو؟ سراسر جمله عالم پرز عشقست ولی عشقی حقیقی با خدا کو؟ سراسر جمله عالم پر ز پیرست ولی پیری چو خضر با صفا کو؟ سراسر جمله عالم پر ز حُسنست ولی حسنی چو یوسف دلربا کو؟ سنائی نام بتوان کرد خود را ولیکن چون سنائیشان سنا کو؟
طوریکه همه اطلاع داریم خوشبختانه سازمان یونسکو در نظر دارد تا زادگاه این مرد بزرگ (شهر غزنی) را بعنوان مرکز فرهنگی جهان اسلام در سال 2013 نام گذاری و تجلیل کند که جای دارد تا در ابتدا این مناسبت فرهنگی را بمردم افغانستان و بویژه به اهالی محترم شهر غزنی تبریک گفته و خاطر نشان سازیم که وظیفه ملی هر یک از نخبگان و پژوهشگران کشورما خواهد بود تا راجع به ابعاد گوناگون و سابقه تاریخی این شهر و تاریخ سازان آن از ابعاد مختلف تاریخی و فرهنگی روشنی بیشتری انداخته تا این شهر بتواند بجهانیان بیشتر و بهتر معرفی گردد تا در سال 2013 زمان تجلیل آن بعنوان مرکز فرهنگی جهان اسلام جایگاه شایسته و در خور شأن خود را بدست آورد.
سید محمد خیرخواه این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید
پینوشت ها:
|
| آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ، 13 خرداد 1389 ، 11:55 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




بسم الله الرحمن الرحیم
اسمش ابوالمجد مجدود بن آدم ملقب به سنائی غزنوی در نیمه دوم قرن پنجم هجری قمری به دنیا آمده و در سال 545 هجری قمری در همانجا وفات یافته که از جمله شاعران بزرگ دورة غزنویان بحساب میرود. او علاوه بر شعر بر علوم دیگر نیز مهارت کامل داشته چنانچه خودش چنین میگوید:





