Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

دُکـــان رأی فـــروشی بــرادران! PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نثــــری
نوشته شده توسط نجیب الله دهزاد   
يكشنبه ، 20 تیر 1389 ، 10:42


 <script language='JavaScript' type='text/javascript'>
 <!--
 var prefix = 'mailto:';
 var suffix = '';
 var attribs = '';
 var path = 'hr' + 'ef' + '=';
 var addy88463 = 'najibdehzad' + '@';
 addy88463 = addy88463 + 'yahoo' + '.' + 'com';
 document.write( '<a ' + path + '\'' + prefix + addy88463 + suffix + '\'' + attribs + '>' );
 document.write( addy88463 );
 document.write( '<\/a>' );
 //-->
 </script><script language='JavaScript' type='text/javascript'>
 <!--
 document.write( '<span style=\'display: none;\'>' );
 //-->
 </script>این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید
 <script language='JavaScript' type='text/javascript'>
 <!--
 document.write( '</' );
 document.write( 'span>' );
 //-->
 </script>حاج غمبر روی چوکی نشسته بود، و رسته های بازار را با چشمان خسته می پایید تا مشتریی پیدا کند. دکان حاج غمبر فقط یک متاع داشت؛ رأی. خو و خواص ایشان با بقیه تاجران ملی یک فرق کلی داشت، او این متاع را همیشه در بدل پول نمی فروخت، غالباً خوش داشت معامله اش را به جنس انجام دهد؛ مثلاً؛ رأی در بدل چوب چوکی، یا فرض کنید، در مقابل زمین، سرک یا علفچر و غیره. بخاطر باید داشت، حاج آقا به هیچ سود و سلمی، کمتر از بیست فیصد راضی نبود و نیست!

 


حاج غمبر که نام خدا با رقیبان زیادی در بازار سر و کله میزد، یک روز تصمیم گرفت تمام رأی های دکانش را بالای یک تجار کلان، که معمولاً قره قل سر میکرد، بفروش برساند. دو ماه سپری شد تا این معامله، با واسطه گری یک دلال ترک انجام شود. از این داد و ستد چیزی حدود شش ماه سپری شد، و حاجی هر روز پشت دروازه تجار قره قل پوش ایستاده میشد تا جنس هایش را تحویل گیرد! تجار بزرگ هم از حوصله مدنی حاجی سواستفاده میکرد، امروز را به فردا و فردا را به ماه دیگه می افگند. حاج طاقتش تاق شد، خواست به یک رنگی قهرش را برای بازرگان بزرگ نشان دهد، به همین جهت در محفل "صلح سوری" پسران بای، که در یک خیمه لوی خارجی برگزار شده بود، اشتراک نکرد!

 

چند بار دیگه هم حاجی دروازۀ تجار را دق الباب کرد؛ ولی اطرافیان نامبرده با وعده و وعید رخصتش کردند، برادر حاجی غمبر هم، که خدمتگار دوم بای بود، نتوانست حق برارش را از او بستاند. از قضا یک روز دو برادر مستعد حاجی در کانکور پوهنتون "اعتماد" ناکام ماندند، همین بود که موصوف مثل بیرق افغانستان سرخ و سیاه و سبز شد، و این کار را به بای بزرگ نسبت داد و او را خاین معاملاتی خواند. حاج غمبر که میدید راه سوم به ترکستان میرود، پاچه را برزد و در سر چوک برآمد، یک تعداد مردم مسکین، و چندنفر پرچون فروش رأی را جمع کرد و بسیار با خشم طرف معامله را تهدید کرد که اگر جنس های وعده ای اش را ندهد، رأی های فروخته شده را از او پس خواهد گرفت!

 

این تهدید تاجر زیرک را بسیار دستپاچه کرد؛ اما دیگر چاره یی نداشت، چون رأی های اصل حاجی با رأی های بدل خریداری شده از سرحد پاکستان ، مخلوط شده بود!

 

به فرض اینکه تجار بزرگ، از ترس یا از ترحم، اجناس او را پس بدهد، حالا معلوم نیست حاج غمبر در بین صد ها صندوق تقلبی، مال حلالش را میشناسد یا خیر؟!

 

کابل- سرطان ١٣٨٩

این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در سه شنبه ، 22 تیر 1389 ، 13:01
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 73 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.