نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| در ســوگ فــرمــانده شــهید محمــد داود داود |
|
|
|
| ادبیـــــات - نثــــری |
| نوشته شده توسط مجیب الرحمن رحیمی |
| يكشنبه ، 8 خرداد 1390 ، 12:50 |
|
فرمانده شهید! تو قصه نبودی تا گفته آید، نغمه نبودی تا خوانده آید، صدا نبودی تا شنیده آید یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی که چنان بدانی ... تو درد مشترکی بودی که باید فریاد کرد. فرمانده شهید! درخت با جنگل سخن مي گويد، علف با صحرا، ستاره با كهكشان و من با تو سخن مي گويم. من ريشه هاي تو را دريافته ام، با لبانت براي همه لبها سخن گفته ام، و دستهايت با دستان من آشناست، در خلوتِ روشن با تو گريسته ام، براي خاطر زندگان، و در گورستان تاريك با تو خوانده ام، زيباترين سرودها را، زيرا كه مردگان اين سال عاشق ترينِ زندگان بوده اند. فرمانده شهید! می دانم امروز با رحیل تو این ابلیسِ پیروزْمست است که سورِ عزای ما را بر سفره نشسته است. درست است که رحیل تو را با چشمان اشکبار و با قلب پر از اندوه به ماتم نشسته ایم. ولی به یقین این پایان کار نیست. جایت بهشت و راهت پر رهرو باد.
نوت: برگرفته از اشعار احمدشاملو |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین




فرمانده شهید! در این بن بست آن که بر در می کوبد شباهنگام به کُشتنِ چراغ آمده است و این قصابان اند که بر گذرگاهها با کُنده و ساتوری خون آلود مستقر اند و تبسم را بر لبها جراحی می کنند و ترانه را بر دهان و عشق را بی رحمانه تازیانه می زنند.





