نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| اهمیــت کتـــابت و مطــالعـــه |
|
|
|
| ادبیـــــات - نثــــری |
| نوشته شده توسط عتیق الله سلطانی |
| پنجشنبه ، 8 دی 1390 ، 14:48 |
|
واژههاي كليدي: نويسندگي، مطالعه، اهميت كتابت، ضرورت مطالعه
مقدمه كتاب تنها گزينه ايست كه هيچ وقت جايگزين پيدا نخواهد كرد و از گذشته تا به حال و از حال تا به آينده توانسته در رشد و ترقي فكري بشر تأثير بسزاي داشته باشد. آري با مطالعة كتابهاي مورد نياز و مورد علاقه مي توان به فضاي مورد نظر وارد شد و به انديشة خويش جهت داد تا به هدف رسيد. در حقيقت اين موجود(كتاب) با وجود ديگران(نويسندگان) توانسته كه در انديشه سازي و ايجاد حمكت، به سوي اهداف والا پيش رود. اگر نويسندگان داراي انديشه اي با هدف، و مثبت باشند، آنها هستند كه مي توانند با تدوين كتب عالي بشر را به سوي اهداف والا هدايت كنند. هدف از نوشتن اين مقاله رشد فكري، انگيزة كتابت و مطالعه در جوانان مي باشد كه چرا كتابت صورت گرفت و چطور بايد اين كتب مطالعه شوند تا مثمر ثمر واقع گردند.
1. اهميت كتابت كتاب تنها وسيلة انتقال علم و آگاهي ايست كه به سادگي ميتوان از اين چشمة جوشان در جهت ارتقاع كمالات بهرمند گشت. در جامعة بشري كتاب جايگاه والاي دارد؛ و نيز در نحوة كتابت و استفاده از آن بسيار تأكيد شده است كه در اين فصل اهميت و ضرورت كتابت را از ديدگاه كلام الله مجيد و احاديث بررسي خواهيم نمود.
1-1. اهتمام به نويسندگي در بيان توجه و اهتمام نويسندگي در درجة اول به كتاب آسماني( قرآن كريم) رجوع ميكنيم چونكه خداوند(ج) دربارة نويسندگي و ابزار نوشتن چنين ميفرمايند: ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ [1] سوگند به قلم و آنچه را با قلم مينويسيد. چه سوگند عجيبي؟ در واقع آنچه به آن در اينجا سوگند ياد شده است ظاهرا موضوع كوچكي است؛ يك قطعه ني، و يا چيزي شبيه به آن، و كمي مادة سياه رنگ، و سپس سطوري كه بر صفحة كاغذ ناچيز رقم زده ميشود. امّا در واقع اين همان چيزي است كه سرچشمة پيدايش تمام تمدنهاي انساني، و پيشرفت و تكامل علوم، و بيداري انديشهها و افكار، و شكل گرفتن مذاهب و سرچشمة هدايت و آگاهي بشر است، تا آنجاي كه دوران زندگي بشر به دو دوران تقسيم ميشود«دوران تاريخ» و « دوران قبل از تاريخ». دوران تاريخ بشر از زماني شروع ميشود كه خط اختراع شد و انسان توانست ماجراي زندگي خود را بر صفحات نقش كند؛ و يا به عبارت ديگر دوراني است كه انسان دست به قلم برد، و از او «مَا يَسْطُرُونَ »يادگار ماند. عظمت اين سوگند زماني آشكار تر ميشود كه توجه داشته باشيم آن روزي كه اين آيات نازل گشت، نويسنده و ارباب قلمي در آن محيط وجود نداشت، و اگر كساني مختصر سواد خواندن و نوشتن را داشتند تعداد انها در كل سرزمين مكه كه مركز عبادي و سياسي و اقتصادي حجاز بود به بيست نفر نمي رسيد، آري سوگند به قلم ياد كردن در چنين محيطي عظمت خاصي دارد و جالب اينكه در نخستين آياتي كه در «جبل النور» و غار «حرا» بر قلب پاك پيامبر(ص)نازل شد نيز به مقام والاي قلم اشاره شده، آنجا كه خداوند (ج) ميفرمايد: « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ (1)خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ (2) اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ (3) الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ (4) عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ (5)» [2] بخوان به نام پروردگارت كه (جهان را) آفريد، همان كس كه انسان را از خون بستهاى خلق كرد! بخوان كه پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است، همان كسى كه بوسيله قلم تعليم نمود، و به انسان آنچه را نمىدانست ياد داد! و از همه شگفت انگيزتر اينكه همة اين سخنان از زبان كسي تراوش ميكند كه خودش درس نخوانده بود، و هرگز به مكتب نرفت و خط ننوشت، و اين هم دليل برآ ن است كه چيزي جز وحي آسماني نيست.[3]
1-2. نقش خط در كتابت از بدو خلقت انسان، انسان براي انتقال افكار و نظرياتش از طرق مختلف به صورت گفتاري، رسامي و نيز نوشتاري استفاده كرده است؛ اما تا قبل از بوجود آمدن خط اگر كسي ايده، نظر، فكر يا اختراعي داشت چون نمي توانست آن را به نسلهاي بعدي برساند، در نتيجه با كشته شدن شخص تماما همة زحماتش نيز از بين ميرفت و بايد همه چيز از اول شروع ميشد؛ تا اينكه خطهاي اوليه در حدود 4 تا 6 هزار سال قبل بوجود آمد كه زندگي بشر را دچار تغييرات اساسي و بنيادي كرد و باعث شد كه زندگي بشر به دو دوره تقسيم شود: 1- دورة قبل از تاريخ؛ 2- دورة بعد از تاريخ؛ دوران قبل از تاريخ يعني دوراني كه از بشرچيزي، به علت نداشتن پيشينة تاريخي باقي نمانده است. اما دوران بعد از تاريخ يعني همان دوراني كه بشر توسط خط آثاري از خود بجا گذاشت و نيز باعث گرديد كه تاريخي داشته باشد تا گذشتگان را آيندگان بشناسند و از زندگي آنها در جهت رشد و ترقي فكري بهرمند گردند. بعد از بوجود آمدن خط بود كه بشر شروع به كتابت نمود و ارزش خود را به صد چندان رسانيد و توانست كه همه چيز را در قيد و بند خويش در آورد.
1-3. ماند گاري نوشتهها نوشتهها ماندگارترين آثار محسوب ميشوند؛ با توجه به اينكه تأثير مكتوبات به مراتب بيشتر از كلام و گفتار و سخنراني ميباشد؛ لذا بشر با استفاده از آنها توانسته است به اوج كمال و ترقي مادي و معنوي برسد. پيامبر(ص)مي فرمايد: «القلمُ مِن اللهِ نعمهٌ عظيمهٌ و لو لا القلمُ لم يستقيم الملكُ و الدينُ و لم يكن عيِشٌ صالحٌ ».[4] قلم نعمت بزرگي است و اگر قلم نبود ملك و دين استوار نمي شد و زندگي خوب و خوش نبود. در جاي ديگر پيامبر(ص) ميفرمايد:«قيّدُوا العلمَ بالكتابِ».[5] علم را براي ماندگار بودن با نوشتن به زنجير بكشيد. در حديث مذكور بر نوشتن امر شده، يا هنگام پرسش از رسول الله(ص) در مورد نوشتن حديث به دليل امكان فراموشي آنها، حضرت به كتابت توصيه كرده و يا امري مجاز دانسته است. زيرا ايشان ميدانست كه حافظة افراد به خوبي نمي تواند ميراثي را از حال به آينده، براي فهم مطلب حفظ كند؛ چون با ضعف قواي ذهني و كثرت مطالب حافظه قادر نيست همه چيز را در خود حفظ كند و آن را به ديگران انتقال دهد؛ لذا ايشان بر كتابت پافشاري ميكردند؛[6] درضمن با همين كتابت بود كه مطالب و مباحث علمي و تاريخي سينه به سينه محفوظ ماند و توانست باعث رشد و ترقي عقلي و فكري بشر شود تا جايي كه بشر به شكافتن هستة اتم دست يافت. 1-4. نقش نويسنده در جامعه نويسنده تنها براي خود نمي نويسد؛ نويسندة توانا و چيره دست و هنرمند ميتواند در ثبت تاريخ، پيشينة اقوام و ملل براي اثبات موجوديت آنها نقش به سزايي را بازي كند؛ و يا وقايع آنها را به ما برساند تا ما بتوانيم از آنها بهرمند شويم؛ همچنين نويسنده با روح انسانها، بويژه نسل جوان، سرو كار دارد و ميتواند با قلم سحرآميز و شورآفرين خود، احساسات و عواطف ملتي را به سود و زيان جريان يا حاكميتي برانگيزد و به افراد خمود و خموش، توان و تحرك بخشد و روابط حاكم بر اجتماع را دگرگون سازد و حتي از بيخ و بن بر اندازد. در تاريخ بشريت، هيچ انقلابي و تحول شگرفي را نمي توان سراغ داشت كه نويسندگان و گويندگان در صف اول آن قرار نگرفته و نقش و سهم تعيين كننده اي در بيدار سازي و جهت دهي تودة مردم نداشته باشد.[7]
2. اهميت مطالعه انسان ذاتاً نياز به جستجو و پژوهش مجهولات دارد؛ هميشه در صدد بدست آوردن اطلاعات جديد است، و ميخواهد كه از همه چيز آگاهي پيدا كند. لذا براي غني ساختن خويش مجبور است تا از نظريات و گزارشات ديگران استفاده كند تا به اهدافش دست برسد كه در اين صورت تنها راه براي جستجو و دريافت اطلاعات مورد نظر مطالعه ميباشد. در راستاي بدست آوردن اطلاعات مورد نياز بايد به يك سري از پارامترها توجه داشته باشيم كه در اثر مطالعه با آنها بر خورد خواهيم نمود. در اين فصل خواهان آن هستيم كه اين پارامترها را به اختصار توضيح دهيم.
2-1. تأثير مطالعه روي افكار و انديشه انسان تأثير مطالعه روي افكار و انديشه انسان يكي از حساس ترين مسائل زندگي بشري است. همانطوريكه ميزان رشد جسمي و بدني ما بستگي بنوع غذا، هوا، و مسكن و زيست دارد، رشد و نمو فكر و انديشه، بخصوص در نسل جوان نيز بيشتر متأثر و متكون از نوع مطالعه ميباشد. عقايد و آراء اكثر مردم بازهم بويژه جوانان از مطالعه مايه ميگيرد و كم كم بصورت يك عقيده و ايدئولوژي ثابت و قابل دفاع در ميآيد. و هر گاه قبول داشته باشيم كه غذا، هوا، و محيط زيست آلوده و ناپاك جلو ترقي و رشد جسماني و سلامتي مزاج ما را ميگيرد و انسان را به موجودي عليل و مريض و بي تحرك تبديل ميسازد ناچاريم بپذيريم نوشتجات ناسالم و غير بهداشتي قادرند روح خواننده را بيمار و در تعادل و سلامت روان و اخلاق او ايجاد اختلال كنند، بخصوص كه اين خواننده با واكسن تجربه و تحقيق مصونيتي پيدا نكرده باشد. حال اگر در اجتماعي باين مسئله حياتي توجهي نشود و بهداشت محيط مطالعه در كنار بهداشت محيط زيست جزء برنامههاي اصلي قرار نگيرد و هر ميكروبي را بنام (موضوع) با ظرف كتاب بخورد جامعه و نسل جوان بدهند بايد در چنين اجتماعي كتاب از موانع رشد فكري بحساب آيد. با كمال تأسف صفحات بعضي از كتابها و مجلات و روزنامه چنين قضاوتي را تائيد ميكند و بجاي اينكه هر كدام براي نسل جوان چراغي راهنما و روشنگر باشند، عاملي هستند انحرافي.[8] در دنياي به اصطلاح متمدن امروز چه سر و صدايي كه بخاطر بهداشت غذا به راه نمي افتد تا آنجايي كه براي غذاها تاريخ مصرف ميزنند، سردخانه ميسازند و اصطلاحاتي مانند پاستوريزه، استرليزه، هموليژه و.... بكار ميبرند؛ اما براي غذاي فكري جوانان و نوباوگان از اين دقت خبري نيست.
2-2. ضرورت دقت در انتخاب كتاب بايد در راه مطالعه و سروكار داشتن با كتاب با تأمل گام برداشت. لرد آويبري ميگويد:«بايد هوشيار بود، هركتابي قابل خواندن نيست بسا كتابها كه فقط به درد سوختن ميخورد و افسوس كه باز هم دود آن چشمها را آزار ميدهد». سرجان هرشل ميگويد:«كسي كه با كتاب سروكار دارد خوشبخت است مگر آنكه در اين راه گمراه شود و كتابهاي بد و زيان آور را مطالعه كند». از اين سخن به خوبي ميتوان فهميد كه انتخاب كتاب چه اندازه دقت و مواظبت لازم دارد. آويبوري به اين بحث چنين ادامه ميدهد: «چقدر تاسف ميخورم وقتي كه ميبينم مردم از شنيدن اسم كتاب يا از ديدن زيبائي جلد و ظرافت صحافي و خوبي چاپ آن فريب ميخورند و بدون تأمل، دريچة روح خود را بر روي افكار مسموم ميگشايند. اگر بخواهند كسي را به خانه خود ببرند مدتها دربارة سوابق او تحقيق ميكنند، ولي هيچ وقت لازم نمي دانند دربارة كتابي كه ممكن است در روحشان تأثيرات خوب يا بد داشته باشد دقتي به عمل آورند، انتخاب كتاب كار آساني نيست، طبايع و افكار چنان مختلف است كه نمي توان در اين باب بطوري قطع چيزي گفت، كتاب مخزن افكار است، ممكن است كتابي براي شما خوب باشد و براي ديگري بد».[9] پس انتخاب كتاب و نشريه، خود يكي از مسائل مهم تربيتي روز است. هر كتابي براي هر كس خواندني نيست و هر مجله اي براي هر خانواده اي مفيد نمي تواند باشد. آن جواني (دختر و پسر) كه هنوز از نظر فكري واكسينه نشده و مصونيتي بعلت عدم تجربه و نقص تحقيق در مقابل مطالب مسموم كننده پيدا نكرده است با مطالعه كتابهاي منحرف كننده كه تباهگر فكر و انديشه اند و ميتوانند براي تكون يك ايدئولوژي منحط و ناسالم زمينه سازي كنند – و در اين عصر هم كم نيستند- فكر و انديشه اش مسموم و بيمار ميگردد. روح و فكر جوان نيز كه هنوز با آتش تحقيق و تجربه پخته نگرديده و قدرت تأثيرش بيشتر از تاثرش ميباشد، محتاج به رعايت رژيم بهداشتي و غذائي روان و انديشه است و به همان اندازه كه جوانان در انتخاب غذاي جسم دقت ميكند بيشتر و بيشتر لازم است در انتخاب كتاب و نشريه كه غذاي جان او است تامل كند و به ارزيابي دقيق بپردازد. بر اين اساس اسلام مطالعه و خواندن كتابهاي منحرف كننده را تحت عنوان (كتاب ضاله) براي افراد خام و غير محقق كه هنوز در مراحل اوليه مطالعه هستند و قدرتي براي تميز زشت از زيبا و مفيد از مضر و دارو را از سم ندارند حرام و ممنوع كرده است[10].
2-3. ضرورت توجه به بهداشت روان جوانان اساساً توجه به بهداشت غذاي فكر كه بيشتر از راه مطالعه، معاشرت، دوستيها، و استفاده از وسائل ارتباط جمعي به روان انسان وارد ميشود يكي از وظائف اوليه هر آدم با دركي ميباشد. حضرت علي(رض) در حديثي ميفرمايد:« مالي اري الناس اذا قرب اليهم الطعام ليلا تكلفوا انارة المصابيح ليبصر وا مايد خلون في بطونهم و لا يهتمون لغداء النفس بان بنير، مصابيح البابهم بالعلم ليسلموامن لواحق الجهالة و الذنوب في اعتقاداتهم و اعمالهم».[11] مي فرمايد: چرا مردم را اين چنين ميبينم، هر گاه در شب به غذاي جسم و شكم نزديك ميشوند براي تهيه چراغ و روشنائي به زحمت ميافتند تا ببينند و بشناسند آنچه را كه در شكم خود داخل مينمايند اما همين مردم با اين دقت در مورد غذاي جسم، سعي و كوششي از خودنشان نمي دهند كه غذاي جان و فكر خود را در زير روشنائي چراغ تفكر و علم بخورند تا از تبعات جهالت و گناه، اعتقادات و اعمالشان سالم بماند. » امام مجتبي (رض) ميفرمايد: «عجبت لمن يتفكر في مأكوله كيف لا يتفكر في معقوله؟ فيجنب بطنه ما يؤذيه و يورع صدره ما يرديه.[12]» تعجب ميكنم از كسي كه درباره مأكولات و خوردنيها فكر ميكند؛ اما در مورد معقولات و غذاي جان نمي انديشد شكم خود را از غذائي كه آزارش ميدهد حفظ مينمايد اما فكر و انديشه و روان خود را رها ساخته تا هر چيزي در آن وارد شود. بنابراين جوان اهل مطالعه نبايد دروازه روح خود را بر روي هر نوع غذاي فاسد بگشايد در حاليكه دروازه جسم و شكم او داراي كنترل شديد است. هيچگاه نشده كه دروازة بدن و جسم و شكم براي هر غذائي بدون شناخت و دقتهاي بصري و ذائقه اي باز شود. آيا كسي را ديده ايد كه سرگيني بدست او بدهند او هم فوراً بدهن بگذارد و ببلعد؟ مگر ديوانگان!، ولي هرگز چنين كاري از آدم عاقل سر نمي زند پس چرا دروازة جان و انديشه را بر روي هر سرگين متعفن و مسموم كنندة روح و روان بگشاييم؟! اين بزرگترين بدبختي براي مردم يك اجتماع است كه در تغذيه فكر و انديشه، بهداشت نداشته باشند. اگر سود جويان آدم نما بخاطر سودجوئي خود از عرضه هر نوع غذاي فاسد و مملو از ميكروب انديشه و روان خود داري نمي كنند، بايد مصرف كننده هوشيار و بفكر سلامتي خويشتن باشد و بپرهيزد. آيا هرگاه لبنيات فروشي كوي و محله شما از فروش مواد غذائي مانده و فاسد امتناعي نداشت و راه تعقيب او مسدود بود، وسائل خود را از او ميخريد؟ قطعاً خير. نه تنها خود نمي خريد بلكه بدوستان و آشنايان نيز سفارش ميكنيد كه نيازمنديهاي خود را از جاي ديگر تأمين كنند. چه اشكالي دارد براي سلامتي فكر و روان خود و ديگران و در نتيجه تأمين سلامتي جامعه از اين روش استفاده نمائيم؟ آيا ارزش سلامتي فكر و روان از سلامتي جسم كمتر است؟! در اين صورت براي جوانانيكه بخواهند درست بيانديشند اين موانع قابل عبور و اين خارهاي مغيلان بي دوامند فقط بايد بيدار و با دقت بود.[13]
نتيجه گيري: خداوند به ابزار نويسندگي و نوشته سوگند ياد مي كند، خاتم النبين به نوشتن و كتابت اهتمام مي ورزد؛. پس از اين كوتاه جملات به خوبي مي توانيم نتيجه بگيريم كه امر نويسندگي و كتابت دستور الهي است و نيز در ساية تعليم و تعلم، بشرمي تواند خود را به درجات والاي مادي و معنوي برساند. در راستاي مطالعه بايد با ذهني باز و هوشيارانه عمل كرد، تا اينكه هر نوشته اي نتواند در روح و روان ما رسوخ كند؛ و نيز سعي كنيم كه تا در عرصة مطالعه تحت تأثير قرار نگيريم. پس بايد در امر كتابت و مطالعه كوشا باشيم تا بتوانيم در درجه اول رضايت پروردگار را جلب نمايم و بعداً وسيله اي باشيم، كه در جهت رسيدن بشر به قله سعادت و خوشبختي سهمي داشته باشيم.
پي نوشت:
[1]- سوره قلم/1 2 - سوره علق/5- 1. [3] - مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران: دارلكتب الاسلاميه، جلد چهاردهم، سال1377، ج 14، ص 370-368. [4] - مستدرك الوسائل، ج13، ص258. [5] - الدكتور مطرجي، محمود، المستدرك علي الصحيحين، بيروت، لبنان، دارالفكر،جلد اول، سال1422هـ. ج1،ص207. [6] - دكتر مؤدب، سيد رضا، تاريخ حديث، قم، جامعه المصطفي(ص)، 1384، ص 27. [7] - دكتر گيوي...(و ديگران)، حسن، زبان و نگارش فارسي، تهران،سازمان مطالعه و تدوين كتب دانشگاهها(سمت)، سال 1382. ص5- 1. [8] - صادقي، نبي، جوانان در برابر اسارت هاي فكري، قم، انتشارات نسل جوان، سال 1357، ص 167-166 [9] - در آغوش خوشبختي، ص 58 [10] - جوانان در برابر اسارت هاي فكري، ص173- 172-171 [11] – سفينه البحار، ج 2 ص 84 [12] - همان [13] - جوانان در برابر اسارت هاي فكري، ص177- 176-175 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




چكيــــده:





