نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| اشـــک حکـــومــت مــــن! |
|
|
|
| ادبیـــــات - نثــــری |
| نوشته شده توسط نجیب الله دهزاد |
| چهارشنبه ، 29 مهر 1388 ، 11:34 |
|
طنـــــز
خوابش نمی برد، میگفت: از شرم روی دشمن داخلی را دیده نمیتانه، چه رسد به دوست خارجی. قصه کرد در میتینگی میخواسته همرای هیلاری(وزیرخارجه امریکا) روبوسی کنه، موصوفه مثلیکه برش گفته:"بوووف! باواسیر فساد داری، دور ایستاد شو!"
اوف و چوفش را همسایه ها می شنیدند، قرارش نمیداد، میگفت: "سوزش فساد، خارش امنیت، تب تقلب، زردی مشروعیت، همه را میتوانم تحمل کنم. ولی این مشکل درونم را به کی بگویم. اگر مون مطلع شود که هشت سال را دروغ گفته ام، از سازمان ملل عاقم میکند!"
رنج روانی آرامش نمیگذاشت، ده ها بار تلاش کرد لگن خاصره اش را از توشک ناتو پس کند و بالای فرش ایرانی بگذارد که باز چیزی در دلش گشت و سر خود را روی شانه ائتلاف سنگین تر گذاشت. از چشمان اقتصاد زده اش تانکر تانکر اشک اختلاس میبارید. میخواستم آب دیده اش را با چادر میشل پاک کنم، از جیب اش دستمالی کشید و گفت:" یادت بخیر لورا بوش جان!"
دور خودش پیچ میخورد، میگفت نمیتواند مستقیمن در چشم جامعه جهانی نگاه کند؟! دونر ها که سیل اش میکنند، تا بوت هایش از عرق پر میشود. به نظر میرسید حکومت من از یک درد پوشیده و لاعلاج رنج میبرد. روزی گفته بود باز یک چیزی است که برایت میگویم، ولی هشت سال گذشت و دهنش فرصت چیزی گفتن را نیافت!
چشم هایش را دقایقی بست، خیالاتی را که درکابینه ذهنش میگذشت، میشد یکی یکی نظاره کرد. بالای میز مدیریت اش گردوخاک"بی آبرویی" مشهود بود. به بازویش تکیه زد و آب خواست. برای این مقدار بی آبرویی، آب افغانستان کافی نبود، میگفت: "میخواهم از پاتک پوتین آب بنوشم."
یک روز بعد از اعلام نتایج انتخابات دوم، به عیادتش رفتم، سخنگویش گفت سفارت تشریف دارند؛ زنگش زدم، مصروف نشان میداد؛ آپریتور دستگاه اعلام کرد: "شماره مورد نظر از ساحه ملی خارج است...." فردا خودش تماس گرفت، از پوزخند دیجیتالی اش دانستم که میخواهد همان چیز مهم اش را حالا بگوید: "گپ پیش خودمان، دیروز سفیر را دیدم، بلاخره گفتم که آن همه کمک های میلیاردی شان تا بحال کجا میرفت!" حکومت من در "قصرکابل سفید" اعتراف کرد که در همان سال اول معده اش ترقیده بود، و مجبوراً کارش به روده ها کشید. یوناما هم بعد از"نو پرابلم" گویی سفیر، تیر اش را آورد و گفت در امور داخلی- بخصوص جهاز هاضمه- کسی مداخله نمیکند!
بعد از افشای راز معده نداشتن و لایتنهایی بودن روده هایش، دیگر نمیشود زدن هیچ چیز حکومت مرا باور کرد- نه آروق، نه گوز برنجی!
نجیب الله دهزاد این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید
|
| آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 29 مهر 1388 ، 17:51 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




بسیار بیتابی میکرد. میگفت از خودش خجالت میکشد. تسلی اش دادم، ازش خواستم چند دقیقه یی زیر کمپل "ورلد بانک" دراز بکشد، ممکن لحظاتی ضربان معده اش آرام گیرد!





