
نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

|
ادبیـــــات -
نثــــری
|
|
نوشته شده توسط رامش نبی زاده
|
|
چهارشنبه ، 2 دی 1388 ، 12:38 |
|
ضرب المثلی از قدیم است که می گویند (کلایت را پیشرویت بگذار و قضاوت کن) بیائید امروز همین کار را انجام بدهیم. از خود بپرسیم که آیا ما نفرت و تبعیض نداریم ؟! با وجودیکه درهمه جا از آشتی، برادری وصلح و از بین بردن نفاق و تفرقه صحبت است و ما هم سر خودرا به علامت بلی! تکان می دهیم آیا و اقعا در اعماق قلب خود به آنچه بلی می گویم ایمان داریم؟
آیا به راستی می خواهیم نژاد، زبان، سمت، قوم و... دیگر ستم بپا نکنند و تاجک، ازبک، هزاره، بلوچ و پشتون دور یک دسترخوان که اتفاق و اتحاد اش می خوانیم جمع شده و درزیر یک سقف که افغانستان اش می نامیم زنده گی کنند؟ مسلما که جواب بلی است! اما لحظهء تامل کنیم وکلاه مان را پیش روی خود گذاشته و به خود بگوئیم: آیا این درست است، آیا واقعا قلب ما چنین چیزی می خواهد؟ شاید نیت قلبی ما چنین باشد اما اگر دقیق تر متوجه شویم، درته دل مان هنوزهم (نفرت) وجود دارد. شاید فکر کنیم که هنوز ستم های که براجداد من از طرف فلان قوم ... صورت گرفته تا هنوز رنج می برم و تو شاید فکرکنی آنچه شده؛ شده دراین تقصیر کسی نیست. اگر صادقانه به عمق قضیه بنگریم با توجه به حرف ها و جملات خوب که همه از برادری و برابری و صلح حرف می زنند، هنوز هم در ما نفرت وجود دارد، کم یا زیاد مهم نیست مهم اینست که درذهن و اندیشه ما نفرت وجود دارد. اگر اصرار می کنیم که نه، در وجود ما نفرت وکینه وجود ندارد درواقع خودرا فریب داده ایم و با وجدان خود دروغ گفته ایم. آری! ریشه های نفرت آنقدر در خاک وجود ما ریشه دوانیده است که مدت ها مبارزه و جدل درونی لازم و ضروری است تا بتوانیم با کمک و توکل به خداوند (ج) درخت نفرت و تبعیض، که وجود مان را پژمرده و بی بار کرده و روح مان را آزرده و نژند ساخته است در بدن خود بخشکانیم و دوباره، تن خسته و روح زمستان زدهء خودرا به بهار زنده گی طراوت وشاداب سازیم. اما تاجائیکه به شرایط مربوط است این امر چندان کار آسان وساده ی نیست. زیرا غرور بی حد و اندازه، برخوردغیرصادقانه با همه، حتا باخود، گرفتاری های روزانه، خود را مهم شمردن، حاکمیت جهل برجامعه، عدم وقت کافی برای مطالعه و ده ها مسئله دیگر در راه مبارزه و نابود کردن ریشه های نفرت سنگ اندازی می کنند. به عقیده من اساسی ترین عامل مهیا نه شدن شرایط مطلوب برای مبارزه با نفرت غرور و تبعیض است. بلی!غرور و تبعیض مرکز و مبداء نفرت است و هر عامل دیگر به نحوی با غرور و تبعیض ارتباط می گیرد و هم ریشه آن می شود. آنچه برای ما مطرح است ومسوولیت انسانی داریم این است که قبول نمائیم که در دل ودماغ ما نفرت وتبعیض وجود دارد. تا زمانیکه خود را فریب بدهیم وبگوئیم که ما نفرت نداریم؟! بهبودی در وضع زنده گی اجتماعی وبرخورد ما با همه افراد جامعه نخواهد آمد؛ زیرا به مریضی میمانیم که از شدت درد می نالد و می گویدکه من خیلی ها خوبم. بنا آنچه که ما را تا هنوز اجازه نداده است که باهم باشیم همانا نفرت وتبعیض بوده است. پس لازم است که در راه نابودی آن باجدیت مبارزه کرد و ریشه های فرو رفته ی آن را با استفاده از محبت، دوستی، برادری، وحدت وهمدلی، از سرزمین وجود خویش از بین ببریم وصادقانه بگویم که از نفرت، نفرت داریم.
|
آرشـیف مطالب خــــاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
Comments 425
تعداد آنلاین
سایت پذیرای 68 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!.
XHTML and CSS.