نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| از روی تعصــب و کــوتــا نظـــری |
|
|
|
| ادبیـــــات - نثــــری |
| نوشته شده توسط / نالان...ک...م |
| يكشنبه ، 7 فروردين 1390 ، 21:07 |
|
دارم و برای آنانی بنویسم که از رسانه ها، استفاده ابزاری میکنند و کار مقدس رسانه یی را نامقدس میسازند و به این ترتیب جفای بزرگی را به ملت و مردم افغانستان روامیدارند به هرصورت، مطلبی را درسایت بینوا، خواندم، سراپا ژاژ خایی و بیهوده گویی بود، کاش دراین حد هم خلاصه میشد، دشنام نامه بود، برخلاف عفت و ادب، نوشته شده بود، "د لمری حل لپاره موهمدغه ناولده، بی شرمه او فتنه اچوونکی دخراسان وزیر..." این جمله، شخصیت، چهره و دانایی نویسنده را روشن ساخته و مبرهن کرد که او از لاک قومی حتی به مسایل فرهنگی درکشور مینگرد فکر کردم به قول خردمندان، جواب ابله ها خموشی باشد، مگر آنچه تحریک ام کرد که بنویسم این جمله نویسنده بود. " دعصمت قانع خبره پشتانه اوس خصیان شوی دی ؟..." نخواستم درجمع خصیان حساب شوم، برخلاف قول خردمندان که گفته اند " اگر با جاهلی روبرو شدید سلام داده بگذرید " به پاسخ پرداختم. نویسنده عزیز! " خر" در فارسی دری نام خورشید و آسان گویا اصل و جای شی است و نیز پژوهشگران خراسان را سر زمین نورانی و طالع نوشته اند. اگر خراسان زاده گاه ابومسلم خراسانی است. اگر خراسان زاده گاه یعقوب لیث صفار است و اگر خراسان زاده گاه طاهر فوشنجی است چرا کار برد آن، آتش تعصب برتنت افروخته و به رسم ژاژخایی سطوری را سیاه کرده یی. ابومسلم خراسانی علم بردار آزادی، یعقوب لیث صفارمردی از تبارعلم، فرهنگ و ادب بود که کتاب و دفتر دیوان ملکی زمانش را رسماً از زبان عربی به زبان فارسی دری در آورد و به گونه دربرابر استیلای عرب ایستاد، طاهر فوشنجی یا طاهر ذوالیمینین از سلاله طاهریان که قلمرو این سلاله را بلخ، مرو، طوس، نیشاپور، هرات، زرنج، قندهار و... تشکیل میداده، مشاهیر زیادی در دل تاریخ، فرهنگ و ادب کشور دارد، چرا نام این مردان تاریخ سبب رنجش خاطرت گردید و به نوشتن دشنام نامه آغاز کردی. نام خراسان درتاریخ و فرهنگ و ادب جغرافیایی کنونی افغانستان گره خورده است. خراسان حوزه در تاریخ بوده است که شامل افغانستان و بخش هائی از ازبکستان و ترکمنستان میگردید. در آن زمان، نه ایرانی و نه افغانستانی وجود داشت، اگر اکنون مشهد ایران فعلی را خراسان میگویند معنی اش این نیست که خراسان دیروزی میباشد، کور خواندی، دانسته تجاهل کرده ای، به بهانه ای به بد و رد گفتن پرداخته یی، شیوه اهل ادب و فرهنگ، ادب و عفت است که متاسفانه در نوشته ای شما آنرا نیافتم. من از هیچ فردی دفاع نمی کنم و هیچ فاشیستی را ازاین سرزمین نمی دانم.همه می گویند افغانستان خانه ای مشترک افغانهاست، اگر چنین است بلخ بامی، هرات باستان، برگ هائی بر تاریخ ادبی و فرهنگی کشور ما را میسازند. باورکن اگر افتخارات ادبی، فرهنگی و تاریخی مناطقی را که زمانی خراسان می نامیدندش، از تاریخ خود دورسازیم چیزی برای ما نمی ماند و اگر بماند هم از گاو غدودی خواهد بود. به رغم شما اگر فردی خراسان گفت ایرانی است، اگر قهرمان ملی کشور مسعود را ستایش کرد، ایرانی است اگر سید خیلی را مردی از تبار فوشنجی خواند " تالی حتو " میباشد. پس از تو میپرسم، مقاومت را کی ایجادکرد. کی را عرب ها کشتند، کی را انتحار کننده بغل کرد، این ها دروغ اند اگر دروغ نیستند، افتخار کن، زیرا آنان افغان بوده اند، از همین سرزمین خاسته بودند و درسرزمین خود خون ریختند و رفتند مگر بگو چنین اتفاقات، در سایر مناطق رخ داده است. اگر کسی در چنین مراسمی خراسان میگوید، مراد آن اشاره به راد مردان آنزمان چون ابومسلم خراسانی، یعقوب لیث صفار و طاهر فوشنجی است این ها همه متعلق به سرزمینی هستند که روز گاری آنرا خراسان میخواندند زیاد نمی گویم و بس میکنم به این فرد. اگر دیدی که نابینا و چاه است اگر خاموش بنشینی گناه است و یادت باشد که بروایت تاریخ سراسر افغانستان امروز قلمرو اصلی خراسان را تشکیل میداده است. پس به آن افتخار کن. / نالان...ک...م
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین










