نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| ازدواج |
|
|
|
| ادبیـــــات - نثــــری |
| نوشته شده توسط سیدروح الله"رحمت زاده" |
| يكشنبه ، 15 فروردين 1389 ، 09:10 |
|
او زمانه هاره دیگه ده خونبینی حالا دنیا ترقی کرده و مردم هم هوشیار شدند نشنیدی که میگن اول خانه پرارزن کو باز فکر زن کو امی فامیل ها هم ملامت نیستند که پول و پیسه و طویانه زیاد میگیرند. دختر کلان کردن خو کار آسان نیست از شیر چوشک و غنداق پیچ طفل گرفته تا خوراک و پوشاک وکالای مکتب یک عالم مصرف کار داره باز ده ای زمانه که سیالی و شریکی بی حد زیاد شده کسی نمیتانه که دختر خوده بدون گرفتن مصارف جهزوطویانه به کسی بته پیش همه خویش و قوم آدم شرمنده و شرمسار میشه، ننه ای شاکوکو ره ببین با چه خواری و سختی دختر کلان کد دا دش به یک آدم سرلچ و پای لچ، مه صد دفعه برش گفتم که اینه او مادر شاکوکوامی دختریته به او معلمک نته که در میگیره در..... او چه داره نان خوردن خوده به زحمت پیدامیکنه اوره مانده و زن گرفتن گپ مره قبول نکد. حال آلو روزشه ببین مه میگم خدا از بد بترش کنه صدقه مادر شریفه شوه ایره میگن زن فامیده و گپ شنو دختر خوده به بچه خان لالاداد به همه ارمان و هوس خود رسید.
فامیل بچه چی نبود که برش نخرید از سیت طلا گرفته تا خانه و موتر. عروسیشه نمی گی ده هوتل شام پاریس کد. پیش خویش و قوم سرش بلند اس. دخترک شکر امروز ایتو آرام اس که هوس مام آمد که ای کاش دختر میداشتم و همیتو عروسی میکدم. از قضای روزگارچندی بعد خواهر خوانده مادر شریفه پسر خوده نامزد ساخت و آنها سالها نامزد ماندن. و هربار که برای طرح عروسی میرفتن فامیل عروس یک لست دور به درازه میداد که مصرف عروسی آن به لک ها افغانی میرسد. بچه مامور بود هیچ راه دیگری برایش به جز رشوت گرفتن نمانده بود. وی مجبور شد تابرای برآورده شدن خواهشات از حد بالای فامیل عروس که بنیه اسلامی و اجتماعی نداشت به دستبرد اموال دولتی و رشوه بزند. و در آخرین روزیکه میخواستن با همکارانش اموال دولتی را بفروش برسانند از طرف موءظفین امنیتی دستگیر و به پنجه قانون سپرده شد ند. که بعد از تحقیق و تدقیق دوسیه نسبتی شان هر یک به هفده سال زندان محکوم به حبس گردیدند. دختراززندانی شدن نامزدش اطلاع حاصل نمود.وجدانش این لکه بدنامی را قبول نکرد و دست به خود کشی زد. قبل از خود کشی نامه ای به شرح ذیل نوشت:
پدر و مادر مهربان ! خواستم که در آخرین دقایق زنده گی خود رنجی را که شما در دوران نامزدی ام برمن رواداشته اید برایتان بنگارم. خداوند (ج) هیچ دختری را مانند من درهوای حرس و آذ بی جاو بی مورد پدر و مادر قرار ندهد. و هیچ دختری را مانند من چنین پدر و مادر نصیب نگرداند. پدر جان و مادر جان بشما خطاب می نمایم که چشمان تان را باز و وجدان تانرا بیدار سازید و بدانید که تنها ثروت و دارایی انسان را خوشبخت نمیسازد من با همه ثروت و دارایی های شما چگونه به اطراف خود نگاه میکردم آیا اطرافیان و خویشاوندان ما به ما و شما اگر ظاهرآ چیزی نمی گفتند باطنن حتمآ میگفتند که نامزد این دختر که داماد این فامیل میشود در اثر دزدی و رشوت و اختلاس دارایی بیت المال راهی زندان شده به من که دختر شما بودم نهایت رنج آور بود. من بجز از خود کشی راه دیگری برای نجات از این لجنزار زنده گی نیافتم. مره ببخشید که شما با چشمان کور و قلب پرازحسرت تان نتوانستید که عروسی مادو دلداده را تماشا کنید و ثمره ازدواج مارا در زنده گی تان ببینید. شاید این کارم ثبت تاریخ شود. و پندی برای مادران و پدران دیگر باشد. من به همین خاطر به استقبال مرگ میروم.
خدا حافظ سیدروح الله"رحمت زاده"
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین




ازدواج یک امر طبعی است اما ده گور ای زمانه ره. تاوقتیکه پول و پیسه نداشته باشی زن گرفتنه ده جایش بان ولاکه کسی سلامته و علیک بگیره فضلوی بیچاره ره بین چهل و پنج ساله شده تا هنوز زن گرفته نتانسته زن گرفتن خو کار آسان نیست آدم باید پول و پیسه زیاد داشته باشه. حال او رسم و رواج ها گذشته که یک پیاله او ه می ماندن و نکاح میکردند.





