Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
چنیــن کنند بزرگــان؛ چــکار باید کــرد؟ PDF پرینت ایمیل
پیامها و گزارشات - نامــه هــای رســیده
نوشته شده توسط نوراحمد رجاء   
دوشنبه ، 29 آذر 1389 ، 09:01

نوراحمد رجاء بنام خدا

اخیرا نوشته را تحت عنوان (ببرک کارمل مزدور ووطنفروشی بی همتا درتاریخ کشور) نگاشته و درسایت خاوران ارسال داشتم تابدست چاپ ونشر سپرده شود.
نوشتۀ (ببرک کارمل مزدور.....) هرچند عنوان آن صراحت نداشت؛ اما بجواب نوشتۀ تحت عنوان(گفت وشنودی بایکتن از اعضای حزب دموکراتیک خلق افغانستان) نگاشته شده است.

وقتی این نوشته را در اختیار دست اندرکاران سایت خاوران؛ یگانه سایتی که من از تقریبا سه سال به اینطرف نوشته هایم را خاصتا به آنها ارسال میدارم؛ ارسال داشتم؛ به باورهمیشگی اطمینان داشتم که دراسرع وقت به نشر آن اقدام میگردد؛ که دراصل چنین اقدامی صورت گرفت؛ اما به سرعت از روی صفحه اول وازسایت حذف شد.

هرچندقسمتی از این نوشته را سایت کوکچه پرست به نقل گرفته بود؛ که بعدا باتوجه به اینکه اصل نوشته ازسایت خاوران گرفته شده بود؛سایت کوکچه پرس نیز به حذف آن مبادرت ورزید.

سه روزبعد متوجه شدم که آن نبشته درقسمت مقالات دربخش اجتماعی سایت خاوران عنوانش نقش بسته؛ بدون اینکه مراحلش را ازصفحه اول طی کرده باشد ویا حتی درلابلای صفحات بعدی نشانۀ از آن باشد.این اقدام وعملکرد دست اندرکاران سایت خاوران مرابه یاد این قصه انداخت:

در دوران جهاد وقتی در غرب هرات درکنار مجاهدین بودم روزی درکنارباغی سنگر داشتیم که تاکسی نگاهداشت؛ زنی فرود آمد وبخانه رفت ودربرگشت؛ زن دیگری همراه با اوبود؛ عبدالقیوم یکتن از مجاهدین گفت بخیر بریم؛ اگر منتظر میماندیم ما شب اورا تا رخنه میبردیم.

پس از رفتن آنها عبدالقیوم برایم گفت فهمیدی چی شد؟ گفتم نه؛ گفت این بچه میخواست داماد شود؛ عروس در رخنه است؛ (رخنه جای در پشت فرقه 17 وقت هرات است) وبخاطر مراسم عروسی چادر زنانه بسرکرد تا گرفتار حزبی ها وملیشه ها وپسته ها نشود.

قسمت بعدی را میدانستم که بعضی مردها وقتی از ایران برمیگشتند بوسیله مجاهدین درطول شب به شرق سرک هرات بخانه های شان انتقال داده میشدند.

اما این را نمیدانستم که وقتی نبشته علیه ببرک کارمل بکنم باز نوشته به همان سرنوشت دچارمیشود؛ که باید پوشیده وگریخته دور از انظارخوانندگان روپوشی بسرش کشیده میشود.

 من وقتی مینویسم میخواهم رسالت انسانی اسلامی ام را درپیشگاه خداوند بزرگ ومردم وکشورم انجام داده باشم هدفم از نگارش رسیدن به مقام وثروت وشهرت نیست؛ چه باور دارم زمینه بدست آوردن مقام وثروت وشهرت در تملق گویی وچاپلوسی وکاسه لیسی؛ کتمان حقایق؛ ثنا خوانی؛ مداحی؛ بلی گویی؛ کفش پاکی وبیضه مالی وخاصتا در این اواخر پدیده منحوس دلالی محبت نیز بر آن افزوده گردیده است.

ومن هرگز به این زمینه ها نه دسترسی دارم ونه تخصص ونه خواستاررسیدن بدانها هستم؛ من همیشه بانوک قلمم همچون گرز؛ شمشیر؛ وتیر برفرق وگردن وقلب کمونیستها؛ شیونیستها؛ مزدوران اجنبی؛ وطنفروشها ستون پنچم وجهاد فروشان فرود آوردم ویا حمله بردم ویا نشانه گرفتم.

 هرخواننده که اگر نوشته هایم را از نظرگذرانده باشد به حقیقت این گفته ام پی میبرد وعموم نوشته هایم در آرشیف سایت خاوران درگذشته ودر زمان حال به استثنای یک نوشته ام که از ردیف نوشته هایم بدورمانده تحت عنوان (نگارش نغز با حقایق تلخ و سخنی بامحمدفهیم وردگ) که آنهم دربخش اجتماعی سایت خاوران موجود است؛ سندگویا ویا تیغ بران حقیقت ادعایم را ثابت میدارد.

انانیکه دوران استبداد کمونیست را شکستانده وبه کشور استقلال وبه ملت آزادی بخشیده اند جهادی ها بودند؛ اینکه معامله گران بیدین ومزدور به بهای استقلال کشور و آزادی ملت معامله گری نمودند؛ بیرون ازمرزجهادی های خدا پرست و میهن دوست هستند.

ودوستان ما؛ آنانیکه میخواهند ادای رسالت خویشرا درمقابل کشور وملت انجام دهند؛ فراموش نکنند که کمونیستها درآن زمانیکه اتحادجماهیرشوروی سوسیالیستی باهمه قدرت وتوان ولشکرکشی وبضمیمه اینکه کشور واردوی افغانستان وملیشه های مزدور و اعضای حزب همه دست بدست هم داده بودند؛ ازقیام سلحشورانۀ ملت مسلمان ما شکست خوردند.

 کسانیکه امروز درخارج ازکشور سنگ کمونیست را به سینه میزنند؛ آنهائی هستند که دیروز باکشتار واذیت وشکنجه وآزار سبب گردیدند تاعدۀ ازمردم ما به کشورهای دیگرمهاجرت نمایند؛ ودرنهایت خود مستبدین وستمگاران نیز از رفتار بدی که بامردم نموده بودند وازترس اینکه بدست ملت کشته نشوند؛ بدامان امپریالیزم سقوط وآخوربسته اند.

ازجمع کسانی نباشید که هم از آخور میخورند وهم از توبره؛ به دزد میگویند بگریز وبه صاحبخانه میگویند بگیر که بقول شاعر: (شترسواری دولا دولا نمیشه).

 واگر دوستان ویاران ما مصلحت را دربیرون ماندن نوشته های ملی وپیوند باآن نویسندگانی که از ملت وکشور گسیخته اند میدانند؛ نه تارنمای آنان خالی ا ز نوشته میماند و نه نوشته من وما در بین دیواروحصار پوشیده ولاک ومهر شده پوسیده میگردد.

اما جریان یک بام ودو هوا بوسیله بهترین ومجربترین دست اندرکاران سایت بزرگ و ورزیدۀ همچون سایت خاوران به این خاطر اندکی برایم ناگواری بوجود آورد که توقع این چنینی را از آنها انتظار نداشتم؛ وهم اکنون اگر این دست اندرکاران محترم به عوض کمونیستها علیه من مقاله وتبصره وتهمت نویسی کنند به این روش وخوی وخصلت وترفند نیز عادت گرفتم وبقول احمد ضیا رفعت که:

بزرگان را به خوردان میفروشیم
همان یوسف همان بازار مائیم.

اگرنبشته من که از احکام خدا گفتن واز خواست ملت وکشور وازجهاد وجهادی یادی مینمایم و مشکلاتی راکه گریبانگیر ملی است؛ بابیان وتوضیحی باخوانندگان درمیان میگذارم؛ سبب میگردد که جمع پراکنده ومتشتت هواداران وهواخواهان کمونیست را متزلزلتر وآسیب رسانترمیکند؛ واین عمل خوشایند نیست بقول شاعر که:

گر یار ضرر میکند از دوستی ما
مارا بفروشد به بهای که خرید است.

من درباب اخوت؛ دوستی وهمکاری از حدیث پیامبراکرم (ص) که: (الحب فی الله والبغض فی الله) سود واستفاده میبردم ومیبرم؛ وباور داشتم ودارم که اساس محبت ها باید بهمان حدیث پیامبر اکرم جامه عمل بپوشد؛ اما بسیار اتفاق افتاده وخواهد افتاد که انسان در روش نیک وصالحی که بادیگران درپیش میگیرد؛ ازجانب مقابل این عمل به نیکی وگرمی مورد پذیرش واستقبال واقع نمیشود؛ واین اگرگناه باشد؛ گناه وخطای درپیش گیرنده است.

هرچه مرغ حق است پر بسته
هرچه مردار خوار در پرواز

دشمن آزاد و دوستان در بند
سنگ ها بسته است وسگ هاباز

 ومن الله التوفیق.

 

نوراحمد رجاء

28-9-1389 برابربا 19-12-2010

این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • Assad
    Brother Mohtaram Reja saheb Salam
    Zenda Bashi waqeiat ra naweshti Kamiab wa sar afraz Basi
  • ظریف ک  - ګله به جا



    دوست عزیر اقایی رجا
    خاطر تان اسوده باشد که همه ما مطلب تان را بیش ازینکه سانسور شودمطالعه کردیم
    چ نانکه شاعری عجز در مقابل این ستم بیشه ها را خطامیداندومیګویید:
    اظهار عجز بیش ستم بیشه ابلهی است
    اش ک کباب باعث تغیان اتش است

    شما که وظیفه ایماتی و انسانی تان را ادا کرده ایدو این ګه وظیفه هر انسا ن با رسالت و با ایمان چون شماست که به دهن ګندیده این وطنفروشان بی شرم بکوبد و نګذارد که انها از ادم کشی ها بی ناموسی هاو وطن فروشی شان به افتخار یاد اوری کنند- و خود را بر این و ان برتری بدهند و شرم ا ور تر اینکه از اعتبار نزد مردم صحبت کنند و اینکه دوباره به قدرت میرسند( ګاو بیر کنجاره خواب میبیند)

    جناب امان بی معاشر که خود را خبرنګار ازاد معرفی میکند چګونه متواند با بیطرفی خود ببرک خایین را شخصی ت ملی دانسته و این متن را در موردوی بنګارد؛ ( این روز ها چهاردهمین سالروز وفات محترم ببرک کارمل یکی از شخصیت های ملی است)
    جناب معاسشر: کدام شخصیت ملی؟ اګر هدف ات شخصیت مولی هم باشدبه مولی هم توهین کر ده ایدچون وی و دیګررفیقای حزبی تان چون ترکی و امین لیین حیثیت مولی را هم در نزد روسهانداشتند
    اینکه کلمه هایی ازاد و مستقل حالا نزد مردم سر شده وهالا همه میدانند که این ازاد ها و مستقل ها ازاد نه بلکه همه شیطان هایی ادم صفت و وابسته و فریبکارو جابلوسی اند که به نام ازاد و مستقل اهداف شوم خودو وابستګ ان خایین خود را میخواهند تبلیغ ګنند
    سخنانی را که در موردمولانایی بی مولا وکبیر کمونیست فرموده بودید همه به جا ولی خواندن ان براین جیره خوران( قبلا روسی و فعلا غربی) مشکل بود و به همین سبب منتقدین شان را اخوانی و ماییست و بد تر از خود خطاب کرده بودند
    اینها دین و ایمان نداشتند که نداشتند ولی ایکاش صاحب وجدانی میبودند تا با مراجعه به ان اندکی تامل به اعمال جنایت کارانه ګزشته شان میکردند که عامل ا ینهمه بدبختی ها کیست؟
    مجاهدین طالبان ګلبدینی ها صیافی هاو غیره را که از خود بدتر میدانیدایا ګاهی ه م توجه کرده اید که این ها محصول عملکرد غیر انسانی و اسلامی شماست؟ اینها همه تولید فابریکه ظلم و نجاس ت شماست اګر شما و حزب بدنام خلق-برچم تان نمیبود اصللاګلبدینی طالبی و مجاهدی وجود نمیداشت

    اقایی م ولانا که در قسمتی از دفاعیه اش خود را مولوی و ملا خطاب میکند( کمونیست هایی اتشین چون ګبیر فرخاری که قبلا به جرم خواندن نماز اعدامت میکردند هالا همه در غرب بیشه ای ملایی راګرقته اند و از ترس از خدا و ر وز قیامت تبلیغ میکنندو اکثرا نکاح هم میبندند!!! وای برحال این عروسان و دامادان بیجاره!!!! ) به افت خار اقرا میکند که دولت کانادا ګویا ار جناب وی دعوت به عمل اورده است تاوی به کانادا تشریف لول بدهدو ک ارش که معلوم است هتما همان کاری بدری و قبلی که به روس ها کیکرد( جاسوسی)
    همان ضرب المثل در مورد این جنایت کاران چون مولانا کبیر صدق میکند که اګر در بدن ادم بی ننګ درخت برویید میګویید خیر است زیر سایه اش میشینم

    بس افایی رجا با کی طرفیم و با کی میخواهیم دلیل بګوییم؟
    با کسی که دیروز جاسوس روس بود وامروز به جاسوسی کانادا افتخار دارد به کسی که دیروز کمونیست بود وبه جرم ادایی نماز به فرقت میخ میکوب ید ولی امروز خود را مولانا و مولوی وملا خطاب میکند
    نمیدانم طرف شدن به انها چقدر مفید است ولی این را خوب نیدانم که خاموشی به مقابل این موش هایی مرض بار هم ګناه است و هم خطا بس بیا که دست به دست هم داد ه صدایی منحوس و نامیمون این ادمکشان را خفه سازیم


    نوشتن نظر (27 نظر
  • امان معاشر


    با عرض سلام و ادب خدمت اقای رجا
    قصه ی جالب را از دوره ی (جهاد) تان نمودید. من متعلم مکتب بودم (مجا هدین) در یک شب مکاتب شهر ما را سوختاند . من داوطلبانه سازمان جوانان و حزبی شدم سال 1359 و شدت جنگ بو د بعد از 9 ماه خدمت عسکری اسیر مخالفین دولت (جمعت) شدم. در اموقت جمعت بدوسته تقسیم شده بود انها همدی گر خود را بیشتر از افراد دولت میکشتند.در گروپ که من بودم قوماندان ان شخص تحیل کرده ی اسدیه بود و دو برادر ان هم در ان جبهه بودند و تحصیلات مدرسه داشتند. روزی ناگهانی از طرف قوماندان دیگر جمعت هر سه ب رادران بسته شده بعد از لت و کوب زیاد بالای انها چوب پسته انداخته انها را سوختاندند. . دو روز بعد ماد ر انها به دیدن اولاد هایش امد و از جریان خبر شد در محل واقعه رفته خاکستر انها را به روی می مالید و ن اله میکرد وبیاد دارم ان مادر دندانهای سه فرزند جوانش را از بین خاکستر یافت و دیکر استخوان های انها خ اکستر شده بود. جریان بسیار تراژید بود.بعدآ آگاهی یافتم انها به اتهام انکه با جمعت دیگر ارتباط گرفته بودند چنین جزا دیدند . در جزیان پنج ماه هر چیزی که در بین انها می گذشت نوشته ام اگر گاخی او را بخوان م احوالم نا ارام میشود و خوانده نمی توانم.اول میخواستم انرا چون کتاب بسازم و چاپ کنم اما لازم ندانست م.
    بعد از پنج ماه من دو باره به شهر و دولت امدم تصمیم گرفتم همیشه چپی باشم و هستم.و صادقانه خدمت می کنم در رابطه به افتخار های مرحوم احمد شاه مسعود هم مصاحبه با افراد داشتم و بضآ اسناد معتبر از قهرما نی های احمد شاه مسعود هم قبول شد.
    شب گذشته در یک محفل ادبی یکی از دوستان که عمر خود را در حزب جمعت گذشتانده بود شخص ادیب و داننده ی مولانااست صحبت داشت (در باره نقاط اوج تصوف مولانا که شریعت ،طریقت و حقیقت )صحبت نهایت جالب نوده همچنان در باره اندیشه مولانا از نظر داکتر عبدالکریم "سروش" و ا حسان " طبری" صحبت مفصل نمود.این دوست خوبم افکار احسان طبری که استاد مارکسیزم در شوروی بود و تیوریسن پیشقدم مارکسیزم و لینینزم بود در حیات بهتر اندیشی برازنده ساخت.این درسی بود برای دیگر اندیش ی بر ما و همه اعضای محفل.ما و شماچند دوستان مشترک داریم که مرا از یک مطلب اگاه ساخت. در اخطلاف نظر من و شما هموطنان شعله ی ما رول بازی می کنند . دراین جا کسانیکه به دفاع از اسلام مینوسند خودشان از ک مونستان شعله ی استندکه بعد از برامدن از کازینو و بزم شراب و شهوت می نشیند نظر اسلامی میدهند.دوستانم گفتند.در حاهای که ماویستها دست یافتند مخالفین خود را گروهی زیر خاک کردند و در چین خانمها اسلام را مج بوی به کمونیست شدن کردند و یا به إوج کمونستان قرار دادند .انها به در دق الباب کرده اند اما انها را ر انده اند.انا امروز با نا امیدی تمام با قیمار و شهوت و انداختن نفاق خود را تسلی میدهند. و برایم دارک زیاد از جنایات انها دادند.
  • ناشناس
    پالوان پنبه!تو و همکیشانت چه وقت آدم میشوید!!!!!؟
  • ناشناس  - abdula123@hotmail.com

    آقای رجاء
    شما نو شته کردید و خو انندهگان تان هم خواند ؛ چه فکر میکنید مر حوم کا ر مل از قلب ها دور م یشود ؟ شهید مسعود با تبعیضات افغان ملتی ها از قلب ها دور میشود؟ مزاری با دشنام طالبان از قلوب اهل تش یع دور میشود؟ هر رهبر از خود ارادت مند های دارد ؛ اگر کار مل کشتار دسته جمعی کرده مردانه وار نو شته کنید و سند دهید تا مردم بدانند ؛ برادر امروز به نیم نخودک ریش کسی را فر یب داده نمیتوانید ؛ با چپن و دستار شریعت را استفاده میتوانید مگر محو نمیتوانید .
    در قضا یا دقیق باشید ؛ کار مل هر چه که بود یک د الر هم پول ملت را در با نک های خارج ذخیره نکرد برای مصرف شخصی اش ؛ اگر کسی به فر مان وی اعدام شده سن د نشان دهد تا قضاوت دوستدارانش تغییر بخورد.
    اگر شما بخواهید که با این نوشته های دمبریده تان با لای ک ا رمل شهرت پیدا کنید اصلا شما به خواب خر گوش هستیتد ؛ شما دو قرن دیگر هم اگر خدای نا خواسته زنده باش ید و مطالعه کنید هر گز به راه و اندیشه وی پی نخواهید برد ؛ زیرا از مضامین بی مزه تان معلوم میشود که استعداد هم ندارید و ز مانیکه نو شته میکنید دلیل باید داشته باشید و منبع باید معلوم باشد ؛ شما بخاطر اینکه چار دغال متمرد برای خود مصروفیت پیدا کردید و حتما اکت نو یسنذده گی هم میکنید .
    لطف نموده صفحات گران خاوران و دیگر سایت ها را خراب نکنید و در پیش همه خواننده گان وضو با طل نسازید.
    عبداله مهتاب قل عه
  • xxxxxx  - xxxxxxxx
    برادر محترم نور احمد رجا
    مقاله تانرا به جواب مصاحبه یک عضو بیسواد حزب دمکراتیک جلق افغانستان (رفیق ملا فرخاری)خواندم،این آدم کشان قرن بیستم و جنایت کاران قرن بیستو یکم که هزاران تحصیل کردهی ما را شهی د ساختند- همه هموطن هاهی که در زمان کمونیست‌ها در افغانستان زندگی‌ داشتند خوب به یاد دارند که بهترین شخصیت سیاسی،بهترین عالم دینی،بهترین افسر نظامی،بهترین استاد،بهترین دوکتور،بهترین آواز خوان،بهترین د انیشمند و خلاصه همه بهترین‌ها را به قتل رساندند فقط برای همین روز که خود‌شان برای خود القاب علمی بده ند مانند مولانا،اکادیمیسین،کاندید دکتورات،جنرال و غیره.

    فراموش کرده اند که چیق میزدند - چرخ تاری خ به عقب بر نمیگردد ،اما برای فریب مردم خوش باور کمونیست مرتد میتواند مولانا دین شود ،و نوکران روس حالا اجیران غرب(اما چی‌ شد همه به عقب برگشت)

    از اینکی دیگر وزیر،رئیس و غیره خطاب نمیشوند مجبور ان د القاب دیگر را دزدی کنند

  • ناشناس
    برادر مجاهدجناب رجاصاحب.
    گرچه جناب شماوظیفه ایمانی خویش را در مقابل وطن و مردم ادا نموده اید. اما م ن شهامت شما راتقدیر میکنم.
    با احترام کوهستانی
  • ناشناس  - borhan_samadi@yahoo.de
    آقای منتقد!
    در حزب د مو کراتیک خلق افغانستان اصلا بیسواد را نمی پذیرفت و اگر قبول میکرد شما هم عضو م یشدید ؛ و دگر اینکه شهادت های دوره امین واقعا قابل بحث است مگر امین هم از جمله مزدوران چون شما مجا ه دین بود و قتال دوره آمدن مجا هدین و دزدی های ملت و مردم هزار ها بار بیشتر از زمان ترکی است اگر من غل ط می گویم خداوند مرا جزا دهد و اگر شما غلط می اندیشید خدا شما را به غذاب 9های دنیوی و اخروی بیشتر گر فتار کند چون گر فتار هستید ؛ بادار های تان خود بر جنا یات تان اقرار میکند همه روزه بیبی سی از جنایا ت تان حرف میزند ؛ حا لا که حزب دمو کراتیک روی کار نیست شما دزدان قرن کار میکنید .
    بر هان
  • یارو
    کمونیست ها از شما مجاهبیدین ها به مراتب خوبترند. جواب مفصل تری به پهلوان رجا خواهم نوشت. یارو
  • ناشناس

    به یارو اتش پرست :
    -------------------

    ای سیه اندرون وتیره نظر
    بر توتعلیم را نبوده اثر
    ت و کجا ، علم ومعرفت بکجا؟
    دوری ازهر بیان خوب وهنــر
    بار ها هر کسی برایت گفت :
    باش ادم ! که آن بودبـهتـر
    لیک حرف کســـان تو نشنیدی
    گوئیا گشته است دوگوش ، تو کر
    تو برو پشت آتش و دیگـــدان

    زانکه آتش تراست دین پــدر
    نسبتت نیست با حسین شهیـد
    یا به عایشه زوجه پیغمـبـر
    ای که از دین حق توئی بیزار
    شعله ای اتش است ترا بـهـــتر
    عاقبت حشر تو بــه آتش باد
    هم قرینت بود همــه اخــگـر

    دین حق را تو ارتجاع گــوئی
    ای عقب مانده ای عقب نــگـر
    دین ما دین علم وفن باشــد
    دین تو آتش ا ست وخاکســتـر
    دین ما دین هر دو دنیا است
    فکــر تو ناقص است وهم ابتر
    تو برو دین خود نگــه میدار
    از خـرافات و جهل خـود مگذر
    تو دخالت مــکن بکشور مــا
    ای قــزلباش ، ونسل قجـر
    ما همه نســـ ل یک مسلمانیم
    دین مــا باشد از همــه بهــتر
    اختلاف نــــظر روا باشد
    پیش هر مذهبی ی دین باور
    ش یعه وسنی است برادر هــم
    تو زغصه د-ب - ر - خود می در
    آتشت را بملک ما مفــروز
    ورنه اندازمت به بی ن سقــر
    هنــر دوست
  • ناشناس  - آتش خاموش کن


    با استقبال از هنر دوست :

    یارو که بزیر چـــادر است آن
    پت کرده زچشمو نـظر است آن
    من بیش ازین ندانــم اورا
    شیطان وفسادوهم شر است آن

    آتش خاموش کن
  • نجیب کامل بدخشانی  - نقدی بر نوشته نور احمد رجا

    سلام ای رجا که همیشه سنگ اسلام را بسم الله گفته وبسینه میزنی وای افسوس که نمیدانی که ایت سنگ نماد بت پرستی است که از نظر همان اسلام نابت بپای دار خواهی رفت ویا گردنت بشمشیر طالبانی بریده خواهد شدودر دق ایق زندگانی خواهی گفت که لعنت براین مذهب که شرینترین لذت را (زندگانی) را از من ربود.اگر بگوهیم که فل ان و بیسمدان خوب نبود و همان فلان و بیسمدان خوب را هم بکسی نشان داده نمیتوانیم.فقط بیک نتیجه باید رس ید که ببرک کارمل مانند من و تو یک انسان مظلوم بود که با توصیفش هم گناهکار میشوی و با با غیبت گوهی اش هم گناهکار میشوی .ولی در هردو حالت گر فکر کنی کشور های که زور داشتند آمدند و وطن و کاشانه غریبانه م ن و ترا خراب کردندوورهبر را انتخاب کردندوزمانی که مانده و ذله شدند آنها را از شانه پاهین انداخته وحا لا همین رهبران یا زنده و یامرده .ولی بهتر است شما قضاوت انسانی داشته باشی تا قضاوت اسلامی.اگر ببرک ک ارمل آدمی خوب نبود کجا است از نشانی چوروچپاول دارائی عامه .واگر به دولت اسلامی بنگری بیا آقا رجا قرا ن را قات کن و ماچ کن ودر هفت پوش هفت رنگ بپیچان و دفن اش کن در طاق بلند.اگر از کمونیزم بد بردی از اس لام هم بوی جهادی وطالبی اش ما مردم را سردرد کرده است وترا مجنون.بیا انسان باش که برای آینده اولادکای ت یک زندگی نو را بساز که بسرنوشت تو دچار نشده واز یاوه سرائیدن در امان باشند.
    امیدوارم که حرفهای من را گوش کنی ودیگر غیبت نکنی که گناه غیبتچین گوشت جان برادر خوردن است اگر قبول نداری سوره البقره را ب ا تفسیر مطالعه کن شاید از نوشتن مطالب عجین پرهیز خواهی شد
    والسلام و من الطبع الهدی
  • ناشناس  - husainali.safdari@hotmail.com
    آقای رجا سلام
    من مضمون تانرا خواندم شما واقعا مجا هدت کردید یعنی در دزدی و جهاد سهم بارز داشتید و قص ص شما حا کی است که همه تان با لباس زنانه فرار میکردید و مردانه وار نبودید اگر ما نند مسعود بزرگ راست ی جهاد میکردید هیچوقت چادریبسر تان نبود و نمیبود ؛ شما مسوول خون همه مجا هدین راه حق و صراطالمستقیم هستید ؛ من شما را و شما من را میشنا سید من بخا طر تو و آخوند های شکم گنده تان که نامش را بخا طر همان دستر خوان که یگجا بودیم ذکر نمی کنم ؛ جهاد را رها کردم من جهاد را رها نکردم من شما جا نیان را رها ک ردم و من دیروز خبر شدم که شما حا لا در کمپیور مضمون می نو یسید . خوب یادت باشد تمام کار هایت را به ی ک کمو نیست می دهم که برایم در کمپیو تر بریزد حا لا دانستی که من کیستم.
    با حترامات به خواننده گان
    حسی نعلی (ص....)
  • صلاح الدین
    جناب محترم رجا صاحب
    آفتاب را نمیتوان با دو انگشت پنهان کرد شما هر
    چه ایت و حدیث بگویید خطاها و اشت باحات تانرا در تبانی با دشمنان وطن نمیتوان از یاد برد.
  • ناشناس  - مجاهد

    جناب اقای رجا ء !
    با عرض سلام
    ن بیشتر تبصره های که برادران بارتباط نوشته ای تاریخی تان که در ر ابطا با ببرک کارمل نوشتید خواندم .
    البته بر خواب رفتگان ویا مسموم شدگان اندیشه ای تخدیری مارکسیز م ولینینزم مرده وبتاریخ سپرده شده افسوس خوردم که استخوانهای مارکس - لینن - کشور شوراها وترک امین وببرک پوسیده واز میان رفته ودیگر اندیشه جزئ تاریخ شده است اما مزدوران بخواب رفته خبر ندارند که باد ار مرد وحکومت بادار از قلمروزمین از بین رفت اما آن بیچاره ومسکین هنوزدر خواب خرگوشی قرارداشته وهنوز فکر میکند که ببرک ویا ترک و یا ...صاحب کدام اندیشه ویا ایدیو لوژی بودند که بدرد دنیای مردم می خورد .
    البته من از مردم بد دهن ونامردیکه بر مجاهدین تهمت بسته ویا از ان دلقک فرومایه دروغگو گله ندارم چ ون افسانه ایکه قصه کرده است بسیار مضحکه است تا افسانه.
    واز ان چلپاسه گگ دیگر که شهید مسعود را با ببرک مقایسه کرده است باید بگویم بلی اگر دنباله روان خائن شهید مسعود باشما کریدت نمی دادن امروز این ادعای بلند وغیر وارد از تو سر نمی زد
    بنظر ملت افغان بین مسلمان وکافر وبین مجاهد ومنافق وبین و طن دوست ووطن فروش وبین صداقت کار وجنایتکار بین انسان با ناموس وکسانیکه ناموس وطن را بروس دادن فرق میکند .
    وتنها راه نزدیک شدن تان بمردم اینست که از کارنامه های پلید ترک وببرک وامین ونجیب انتقاد کرده وبر اشتباه خود وهمیاران خائن خویش اعتراف کنید .بنظرم این تنها وسیله ایست که مردم هم از سر تقصیر شما خواهند گذشت . در غیر آن این لکهای سیاه بدنامی - وطن فروشی - خیانت - کشتار مردم بیگناه و...وهزا ران عمل پست تانرا مردم از یاد نبرده ونخواهند برد .
    مجاهد
  • http://pendar.nice-boards.com/
    http://pendar.nice-boards.com/montada-f7/topic-t28.htm
  • ahmed
    Bo arze salom khedmate har yak khonandaye khawaran.
    Az waaqeat nagzarem afrode ke makholef oqoyon Maosher wa Farkhorye naweshta and komelan tarbya wa akhloq nanorad .mumken dar hayote khud tarbya na deda boshand in ablhone matobeq ba naweshtaeshon and.on alfoze ke az dahan on ho baromda ast hama za monat kunandaye botene onho ast nafern bar on kasofat doneho.emruz dunyo ba waqeat ngoh dorand .on ( maowest) hoye ke dar lebos eslom khuda dokhel karda fetwa medehad nafren shuda jomea and. agar hezb demukrat bo azoye onho bo hamon samemyat rafeqona mawjud ast. emruz garb ham paye burda ke tnho bo n eru hoye chap metawanad oyandaye afghnistan ro besozad . mo mutmaen hastem hezbe neruman watan khoha d junbed wa ba en hama be nzme wa be adolate ho khotema me bakhshad.lanat bar ashror wa (mowest) hoe be hayo wa be nanng .khudo en ho ra az kampal qemor wa klab hoye jama kunad
    ob agar sad pora shawa d boz yak jo meshawad)
    hezb mo boz hamchu neruye qawe ba maydon khuhad omad.)
  • ahmad
    bo salom ba hama.
    Rejo wa ganda shuda hoye degar bedoned ke chur chapowul wa kushtor ham andozaye d orad .shmoyon qasobo Afshor asted .non ke mekhured khune mardum ast. zan hoye ke yke paye degar mege red lakaye nang ast. az shumoyon hato famel shumo ho nafrat dorad. khok ba resh hoye cherken wa mag ze gandaye shumo
  • فرهناز از هرات باستان
    به محترم مسئول و گرداننده ی سایت وزین، گهر بار و پر بیننده ی خاوران سلام و عرض ادب.

    من فکر میکنم ، اینکه نوشته ی برادر محترم ما را نشر نکرده اید بلندای کیاست سیاسی شما را میرساند. ما از تاریخ 270 سال ه ی خود نیاموخته ایم. و همین امروز هم نژادپرستان افغان ملتی بالای سینه تان نشسته، ولی اگر شما در تا جکستان تشریف دارید، از دردما جه خبر دارید. بخاطر زبان وظیفه را از ذست دادم.ما متعصب نیستیم ولی دیگر شمشیر را در برابر خودی به زمین بگذارید.و تاریخ کشور را مطالعه نموده تا بهتر بیاموزید و منطقی بنویسید .
    فرهناز هروی
  • awesta
    ملا رجا بخواند
    وزیر اوستا

    بگذشته زمانت
    ای آدم حسود ترا شکوه درانست
    کزدختر تو دختراف غان دگر شا دو روانست
    گلچهره و پاکیزه و بانظم و نظیف است
    با فن وشریف است
    در کشورب یگانه ی نام اوروسرتاج
    سر س بزو بلند قامتی چون کاج
    درمنظرزیبای جهان نام ونشانش
    مشهور وعیانست
    سالار زمانست
    در مسلک خود جایی ب ه این " دیده " نداری
    بی صبرو قراری
    افسردن بیچاره ترین های وطن شیوه کارت
    ازاده ستیزی شده چون رسم و شعارت
    دربند و فشار موجود افسرده بمیرد
    او "ناقص عقل" است و کسی نام نگیرد
    خوشبخ تی همان است کزین کتله ی مظلوم
    در دادو ستد منفعتی گر شود معلوم
    تا ارزش فرد درگرو نرخ وفروش است
    د ا ملا و قا ض ی همه درجوش وخروش است
    تو عقده گشای دل دیوانه ی خویشی
    مجنون وپریشی
    هرگزسخن از رحم ندا ری به زبانت
    پوسیده روانت

    اشفته سخن میشنوند از لب ودهانت

    بگذ شته زمانت
    بی انکه بیامو زی چسان زینهمه غربت
    رهیاب و سلامت
    بر گردیم و ان منزل و ان خانه بگیریم
    درسایه ی بیدی و چنا ری
    لب حوضی کا شانه بگیریم
  • kamran





    نور احمد رجاء

    جنون انسان دشمنیء
    پس کسوتان شیطان
    آنگاه که از دریچه جهان نما ی دست ساخت عقل م خلوق خداوند هستی، با بال آرزومندی همیشگی (تبسم بر ل بان کودکان ، نشان امید برجبین بزرگان، سرور در چش م مادران ، نشاط در خاطر پدران، شور وشوق در روان خو اهران و برادران ) همراه با خیال نیک پنداران آن وا دی پرورشیء داشته هایمان پر پرواز میکشم،و بسوی س رزمین مردم داغدیده ، بلا کشیده و مصیبت چشیدهء که هنو ز کام ها ی شان از اعطای نامردمیِ سبز شعاران تلخ است سفر میکنم. میخواهیم بدانم بر احوال تن رنجور آنجا که وطنم است وآنان که باهم فرزندان آن قلمرو بزرگِ فرهنگ مشترک استیم چه میگذرد.1

    در این سفر تنی از پس کسوتان شیطان لعین یعنی همان انسا ن دشمنان درنده خوی که با حرفهء تفنگ مشربی و سرشتِ شیطان باوری، هنوز پیش لشکر آتش افروزی شیطان اند ، پر پروازم را به چنگال شیطانی اش کشید.1

    این هیولای شیطانی که درراه سفر آرزو های نیک، برا ی کشتن حقیقت کمین کرده ، نامی است همخوان با صفت فاعلیء که زبان نوشته اش از او تصویر «رجاء» یعنی طمع ، میکشد، و او را به معرفی میگذارد. طمعی که رضایتش انسان دشمنی است. بیشه ء کمین کرده آقای رجاء که رو زگاری مسیر مکتب ومدرسه، بیمارستان و موسسات عام المنفعه بود اکنون در چهره ء دیگردر فضای انترنت کم ین کرده است. این آدمک در این کمینگاه اکنون خامهء های انتحاری خلق میکند تا حق یقت را در فضا نابود س ازد. آقای رجاء اخیرأ یادداشتی را زیر عنوان «شگرد شگفت انگیزمبصر» در سایت انترن تی خاوران به دست ن شرسپرده و به بهانه گزارش خبری یک تن از خبر نگاران آزاد غربت سرای ما بنام ( امان م عاشر) چنگ ودن دان انسان دشمنی را به باور های جمعیء جمعیتی از مردم دوستان وطن تیز نموده و لجام گسیخته به آنان تاخته و چون باداران اش با روح شیطانی اش قبور رفته گان به دنیائی باقی را نیزبا بی حیائی گشت زده ا ست.1

    بعد از آنکه روح ستیزه جوی آقای رجاء خواننده را به سراپای صفحه نوشتاری او ونظریات سایر باز دید کننده گان می کشاند. نظرات متفاوت را میتوان به خوانش گرفت، که بسیار جالب هم است واگر واقعأ آ قای رجاء به «شرنگش» خوش نیست باید دیگر از براه انداختن چنین نوشته های مستهجن بپرهیزد. اگر خ یرش نمیر سد شر نرساند. ودر عین حال امیدوارم که سخنان سایر ابراز نظر کننده گان در یادداشت من تکرار نش ود.1

    به خورد نَــفس «رجاء» چه باید پیش کش کرد . طمع سیری ناپزیراو حتی کلمات را گاهی می بل عد و گاهی هم از حرص به آن می افزائید. گوئی کلمات هم متاع چورو چپاول اند. بر خلاف عادت میخواهم از ص ورت نگارش آقا ، آقا را به قضاوت خواننده بگذارم. درحقیقت نمیخواستم به بی ترکیبی واژه ها ولغات یادد اشت های مستهجن «رج اء» با قبول اینکه کسی از سهوء واشتباه خالی نخواهد بود منجمله خود من نیز، به همین منوال انگشت بگذارم. اما از آنجاکه آقای رجاء در نقش صدر نشینان ادبیات نوشتاری ، شخص فاضل خود را جا زده باید از تبعات تحق یر به دیگران بهرهء خود را بگیرد. «شگرد شگفت انگیز مبصر» عنوان پر کششی است که خواننده را ذوق زده میکن د تا در متن نوشتار ورود بی تاخیر نمائید. اما دریغا که به عاریت گی ری کلمات آدم را زود افشا میسازد وع یب مرد سخن گفته بر ملا. همین است که میخواهم بنویسم اگر از حق نگ ذریم در این یادداشت آقای رجاء ده ها لغات با پسوند های غیر ترکیبی از مفاهیم تهی شده ، ده ها لغات درست بکار نرفته، ده ها لغات غلطی املائی و انشائی دارد که بطور نمونه « چند تا» از آنرا باز نویسی م یکنم. اضافات غیر گرامری «تراوش - ات ، مصدا ق – یت گودال – ی ....» که در لغت نامه ها معنی ندارد ل غاتی که با مورد بکار نرفته « جوهر قلم تراوش رو ی صفحه ، لمس کردن بوی عریانی، وابستگی به دلبستگی، مرا کز عصبی، نگارنده سر آنرا ندارد، خون و عصب رگ و چشم جسم جان، با هوی و هوس وو..... که تقریبأ همه نوشته ء آقا » لغات بکار رفته با اغلاط املائی وانشائی «خرد یعنی خورد، «لغو بیهوده» را بکلی ندانستم که چ یست؟ بکنه یعنی به کنه، بصوب یعنی به صوب، بوضوح یع نی به وضوح،ووو....» از علامه گذاری ها به نسبت عدم دسترسی به «آفیس» های مجهزتر که خودم نیز به آن مواج ه استم میگذرم. هر چند که خواننده گان میدانند اشبا هات علامه گذاری های آقای رجاء به اساس این مشکل نیس ت. مثلأ به عوض (، به تکرار ؛ گذاشتن اشتباه و مش کل (آفیس ) نیست. ولی توجه خواننده فاضل را به ترکیب ک لمات وریخت جملات وتوجیهات در اولین ویا آغا زین «پراگراف» های نوشته آقای رجاءجلب مینمایم باقی را خواه شمندم خواننده گان گرامی لطف نموده در اصل نوشتهء آقای رجاء مطالعه فرمایند.1
    ر «نمیخواهم حرارت سخنم م صروف ومشغول درخت بیدی گردد که تراوشات آن نه تنها ثمر دهنده وگرم کننده نیست که حتی دود غلیظش نفس گیر وکور کننده است

    اربابان سخن از لابل ای نگارشات بنده بوضوح در میابند

    اندیشمندان متعهد ومتدین وحت ی آنانیکه از نوک قلم شان جوهری به صفح ه کاغذ تراوش دارد ولو اینکه اندیشه تعهد دینی نداشته باشند اما بیداری وجدان قضاوتخانه ی فکر وکمال شا نرا احاطه نموده باشد فرق بین اوج گذاران به عزت انسانی از یکطرف وقلم بدستان ذلت کشی را که بین خوب وب د حق وباطل روشنائی وظلمت فرقی نمی نهند ودر بیراهه های فساد وتب اهی قلمفرسائی میکنند تفکیک گذارند

    ت نها در این برزخ یک امر ویک فکر حکمیت معکوسی را میپیماید که نگ ارنده مستی باشد که از نوک قلم آن شراب ب چکد واز اندیشه اش خمیازه های عربده کشی ومطالب لغو وبیهوده که بوی عریانی ازآن لمس گردد»1

    خواننده گ رامی! این پراگراف های آغازین در نوشته «شگرد های شگفت انگیز» جناب رجاء است که واقعأ من مفاهیم آنرا درک کرده نتوانستم فکر میشود همانگونه که از خشت های اول عاقبت یک دیوار معلوم میشود. از این جهت بر ای خود ضیاع وقت میدانم تا تمام واقعأ سیاه مشق های رجاء را باز نو یسی نمایم. اما بطور خلاصه چند نکت ه در مورد همین اولین خطوط نوشتهء جناب رجاء: 1
    حرارت سخن مصروف مش غول درخت بید شدن دود غلیظ ن فس گیر آن چه نوع توجیه ادبی است؟ که جناب نمایندهء سیاسی دولت افغانستان د ر یک کشور خارجی به خورد خو اننده میدهد.1
    ویا «اربابان سخن از لابلای نگارشات» نمیدانم کدام ترکیب وقا عده نوشتاری است؟
    و یا پراگراف بعدی با این کاربرد های جدید « اوج گذاران به عزت انسانی قلم بدستان ذل ت کشی» نمیدانم بلاخ ره همین پراگراف چه مفهومی را ارایه میکند؟
    ویا در پراگراف بعدی « تنها در این بر زخ یک امر ویک فکر حکمیت معکوسی را میپیماید» بلاخره این باد دل خالی کردن چه رسوائی ادبیات نوشتاری است که جناب رجاء خواسته است تا با این بی ادبی به دیگران ادب بدهد؟ هر چند بقول لقمان حکیم جور میائید که ادب را از بی ادبان باید آموخت.1

    از استفاده نا موجه اشعارومساله درست نویسی آن میگذرم....
  • ناشناس

    آقای رجاء
    اینکه مقاله تان بیشتر به ذوق آخوند ها سازگار و در افغانستان طرفدار ندارد، میتوانید در عکس العمل اکثریت پیامگذاران مطالعه کنید. مردم افغانستان هرگز متعصب نبوده اند و از تعصب طالبان برای صد س ا ل دیگر درس عبرت گرفتند که تنگ نظری و تعصب مذهبی چه بلای را بالای انسانها میاورد. مثال های عامیانه مر دم ما بهترین شواهیدیست که از فراخنظری مردم عام حکایت میکند:

    « عیسی به دین خود، موسی به دین خود «
    « همه انگشتان با هم برادر اند، اما نه با هم برابر«
    « خداوند گناه یک انگشت را از انگشت دیگر نمیگ یرد«
    « در قصابی بز به پای خود آویزان است، گوسفند به پای خود«

    از مثالهای فوق براداشت میشود که هر انسان مختا ر است طوری زندگی کند که دلش میخواهد(بشرطیکه ضررش به دیگران نرسد) و هر فرد نزد خداوند خود ش مسول اعمال خوداست.

    اما انسانهای مانند شما میایند و خود را وکیل و پیامبر خدا میسازند و بالای دیگ ران قضاوت میکن ند.

    اگر حرف شان به کرسی ننشست، شروع به تهدید و دشنام دادن میکنند. در ضمن (ببخشید) خیلی لاف هم میزنی د. گاهی خود را شیر و گاهی پلنگ مینامید، و هی میگویید که از کسی ترس ندارید.

    براد ر محترم، ما دیگر در میدان جنگ باهم مقابله نمیکنیم. کمی به خود بیایید و عصاب تانرا آرام کنید. حالا وق ت آن رسیده که همهء ماباید فرهنگ صلح را بیاموزیم.

    آزرده نباشید.
  • ناشناس
    متاسفم که آقای رجای هیج از جهالت دست بردار نیست او در تمام مضامی اش فقط انتقات میکند و به نا امیدی م ی سوزد.مشوره من اقای رجااین است بیدار شود خود و خانواده خود را از تاریکی و نارسایی نجات دهد. و دیران را بگذارد به حال خود.
  • ناشناس  - goned Razban@ gtamail.com

    نو یسنده هفت قلمی آقای رجاء السلام و علیکم اما بعد
    من پسر بچه افغانم نه اوغان نه پشتون تبار متعصب و نه قبیله سا لار مغرور و منفور
    شما به جای این که طا لبان و ستم شان با لای ملیت غریب و زحمتکش هزار را مورد نوشتن قرار بد هید به بیضه ما لی کار مل و کمو نیست ها مشغول شدید ؛ اگر چا پلو سیدر شان شما نیست چرا از تره کی و این گپ نمیزنید یا اینکه کدام لحاف پیوندی با دو شیزه های تان دارد .
    اگر کار مل و به گ فته شما کو نیست ها روس ها را آورد بد کردند و شما غیرت مردان تاریخ ایشان را جواب دندان شکن دادید مگر حا لا شوهران خواهران شما سا لها در سر زمین تان میماند و شما و شما ها با پای بوسی شان تا ابد مشغول خو اهید بود ؛ شما را به همان کتا بی که به آن عقیده دارید آیا من راست میگویم یا دروغ
    روس تو سط قرار داد ترهکی به افغانستان آمد که بدون سند تره کی پدرش آمده نمیتوانست؛ اینها خویشا وندان جدید شما نیز توسط م عا هده بن آمده که سر خود و دل خود پدرش نمی توانست بیاید حتی جد تان آقای انگلیس نیز با پادشاهان همان زمان با معا هده ای آمده بودند چکنم که شما غیر از الف هنوز به همزه نرسیده اید خداوند سلا متی با منطق نصیب تان کند
    برادر تان جنید رازبان
  • احد
    خوانندهکان کرامی
    حالا نمیتوان با مفالات ونوشته ها کسی را فریب داد خود ما تاریخ زنده استیم ضرورت به ا ین نیست که یک دیګر را متهم نمایم ومیبینیم که کی چه میکند و جه کرد
  • ّشنا
    ضیاء جان
    این لینک را هم نشر کن تا این رجا بفهمد
    با احترام
    http://pendar.forums1.net/t1813-topic#3 734
  • احد

    اقای رجا سلام بشما

    اگر میخواهید که منحیث یک انسان قلم بدست در مورد
    گذشته و تاریخ و شخصیت های تراز ا ول ان مقطع نوشته کنید,
    1- بنظر من بدون تعصب حرمت قلم و نوشته را مراعات کنید, اگر چه شخص و یا سیستم مورد برسی شما با شما هم عقیده و هم تنظیم نیست. تا باشد خواننده شما به تحلیل و انتقاد شما هم نظر شود و یا حداقل انرا تا اخیر بخواند و قضاوت در مورد کند.
    2- من با شما موافقم که کارمل و رفقایش بکمک شوروی وقت بقدرت رسیدند. اما اگر شما انرا وطنفروش میخوانید ایا گاهی هم در مورد رهبران جهادی که هم دین و هم وطن را فروختن را فروخته اند و هم بمجاهدین راه وطن و بازمانده هایشان خیانت کرده و میکنند, هم چنین قض اوت اسلامی و انسانی میکنید و یا اینکه هنوز هم معتقد هستی که انها فرستادگان بالا اند.
    3- تاریخ و انسا ن های واقع بین و بدون تعصب تنها میتوانند حوادث چند دهه یی اخیررا برسی و قضاوت باید کنند. من رهبران خ لق و پرجم را(نه همه انها بلکه اکثریت شان) کمتر خاین به دارایی عامه میدانم تا عده یی از رهبران تنظیمی و حاکمان امروزی که شامل در حکومت صد در صد دست نشانده اند.
    4- در پهلوی خشونت و ظلم حزبی ها اگر از ک شتار معلم و مامور و هزاران بیگناه دیگر که در دست به اصطلاح مجاهدین چه در وقت شوروی ها و چه در وقت پی روزی و حاکمیت شان انجام داده اند اگر بنویسی , باز بشما باور باید کرد. درغیر ان هرکه از خود و قماش و هم نظر و حتی هم تنظیم خود تعریف و قدر دانی میکند و با مخالف خود با زبان دراز و بعضا زشت حرف میزند.

    حالا انسان ها پاک و سالم به قضاوت سالم و بیغرض اعتماد میکنند نه به حرف های یکجانبه. حالا هم خلقی و پ رچمی با احساس و هم مجاهد راستن به این همه رهبران ساخته و پرداخته بیگانه ها اعتبار ندارند. هر وطن پرس ت قضاوت را باید بر اساس واقعیت و بدون غرض انجام دهد.

    احد
  • ناشناس  - کمونستان بی دین هنوز هم در افغانستان خیانت میکنند
    سلام خدمت برادر محترم رجا صاحب.
    شما وافعیت های تلخ را که کمونستان بی دین و نامرد به حق وطنداران ما  نمودند بخوبی بیان نموده اید. لاکن جای بسیار تاسف است که هنوز هم کمونستان بی دین و بیغیرت و نامرد در  بعضی وزارت خانه ها بالای قدرت اند. بطور مثال اقای عثمان بابری معین تدریسی وزرات تحصیلات عالی
    که ماستر روسیه است که من او را خوب میشناسم (او نه به خدا عقیده دارد و نه هم به قران و اخرت) لاکن ب عضی اوقات برای فریب دادن مردم قسم و قران میخورد فکر کنی که وی به خدوند عقیده دارد و جالبتر از همه ای نکه برای فریب دادن مردم در دفترخود یک جای نماز کلان را اویزان نموده است. به عین ترتیب فعلا بعضی کمون سان بی دین را میبینم که ایات از قران کریم را در رابطه به غیبت مینویسند بسیار عجیب است خیلی عجیب.
    خد اوند شما کمونستان بی دین و نامرد را که ذره ای از مردی رفاقت انسانیت در وجود تان دیده نمیشود به غضب خ ود گرفتار کند.
    بازهم هیچ شرم و حیا نداشته به علیه اقای رجا چرند یاد نوشته میکنید.
    مرگ به بقایای کم ونستان بی دین که هنوز هم توبه نکرده و دست به خیانت و جابلوسی میزنند.
    چیز دگه اینکه ایا شما بی دین ه ا فرشته هستید که میگویید دزدی نکردید یا اینکه در زمان حکومت تان بالای هرریس تان بخصوص کارمل کثیف 40  نفر مشاور روسی ایستاده بود تا دزدی نکیند؟
    همین بابری برچمی به دکتور اشرف غنی درزمان ریاست اش در بو هنتون کابل چنان بیضه مالی و چابلوسی میکرد که من تعجب میکردم بطورمثال او مجاهدین را جنگسالار یاد میک رد و مانند ان دهها چابلوسی دیگر تاباشد برایش کدام کرسی بدهد. دیگر اینکه این کمونست بی دین را که من  یاد کردم همراه باسایر کمونستان به اصطلا رفقای خود همین حالا دالر جمع میکنند. شاید بگویی که حال این ک مونستان بیغیرت و خایه مال از دزدان امروز یاد گرفته اند.

    وسلام
    ا ن از دانشگاه کابل
  • منیر


    محترم آقای رجأ سلام!
    اگر منظور جناب عالی مروری برکارکردهای تاریخی زمامداران اوغانستان وازآن میان یا دآوری ازصادقین وخائنین ، وطنفروش ووطنپرست بوده باشد درآنصورت باید دست به نوشتن مثنوی هفت من کاغذ میز دیدکه مجال همچو کاری درین عرصه برای هیچکسی میسر نیست.من در پی دفاع از مرحوم ببرک کارمل نیستم ونه هم به آن دار ودسته تعلقی داشته ام ولی چرا از درد امروز واز شاه شجاع برسر اقتدار که هزار ببرک کارمل در ی ک گوشه چپن به عاریت وفریب گرفته شده ایشان میباشدآغاز نکردید. زمان آنکه به مجرد بیدار شدن از خواب بدو ن سیر کوتاهی به تاریخ درخاک وخون تپیده ما اقوام غیر افاغنه وبربادی خراسان بزرگ بیاندیشید وبه حساب هر که پیش آمد خوش دست اندرکار شویدوچیزی بنویسید بدانید که آن زمان گذشته وما اقوام غیر پشتون در امتداد خ یانات شاهان جاسوسیکه ازهیچ ناروائی علیه من وشما ووطنفروشی ابأ نورزیدند از مرحوم ببرک کارمل بدون مقا یسه این شخص با نوکران ومزدوران پی در پی انگریزدست به قلم بزنیم آنهم قلمیکه شما در موردآن چندی پیش نو شته خوبی هم تحت « ن والقلم ومایسطرون» انجام داده بودید.چرا از امیر دوست محمدمزدور وجاسوس ننوشتید، چر ااز شاه شجاع ها فراموشتان گردیدچرااز فرزندان خائن امیر دوست محمد ننوشتید. به هر صورت اگر مرادشما یک مرور تاریخی از زمامداران خائن بوده باشد باید درد امروز مارا دوا می کردید.من باآنکه شمارا یکی از همتب اران عزیز خود میدانم درد های موجود مارا اشاره نکردید.اگر ببرک کارمل به نظر شما بدترین آدم بود چرا ای شانرا با کرزی وطنفروش ودست نشانده مقایسه نکردید. اگر از موضوع ببرک کارمل وکارروائیهای شان که به همه روشن است بگذریم چیزی که در من وشما واکثر نویسندگان قوم من وشما موجود است اینست که مااز خود وبیگانه ن می شناسیم وهزاران افسوس که این مرض مزمن هنوز که هنوز است دربعضی ازما موجود است که باید مداوا گردد، چ رادر کار ما سیاست که در نظرداشت آن خیلی مهم وضروریست وآب جیات وممات ما میباشد مداخله ندارد ؟ چرا ما روحیه تعین کننده تباری وقومی نداریم (منظورم دفاع از خائنین نیست)که با تأسف اکثرا در امور مامداخله ن داردکه باید داشته باشد چرا ما در مقابله با افغان ملت تاجیک ملت ، هزاره ملت وترک ملت نداریم که جای هز اران تأسف وشرم است وصدها چرای دیگر در مقایسه با سران یک قوم اقلیت محض.؟ که خداکند ناشی از جبن مزمن ما نباشد که اگر باشد ما دیگر به آواز بلند ازهیچ داشته خودلاف زده نمیتوانیم من سگ ببرک کارمل را ازخائ نین موجود وشاهان پشتون که همه بدون استثنأ وطنفروش وجاسوس بودند ترجیح میدهم وخدارا شکر گزارم که بااین نظر من همه انسانهای باوجدان از پشتون وغیرپشتون همنوأ میباشند.خلاصه اینکه من شمارا به حیث یک همتبار خوب وبادرد کم نمی آورم ولی در جنگ با دشمن حتی مصرف یک مرمی هم اگر بیمورد فیر شود زیاد است. (من درینج اوقت گرابهای در خدمت مردمم رااگر بیهوده مصرف کنم به مرمی ایکه برای خدمت مردم خود وتاریخ ورفع ناملایم ات مصرف میشود تعبیر نموده ام. با آنهم به شما احترام دائمی دارم چونکه شما به حیث یک هم تبار مستحقترین ونزدیک کسی به من ودیگر برادران همتبارت در مقایسه بابیگانگان میباشید.پیروز باشید در مرامیکه مارا قو ت ،اتحاد وهم آهنگی ببخشد. دوستدارت ،برادرت منیر.
  • ضمیر

    من متاسف به این هستم که یکنفرپشتون سورخلقی دربالا نشسته و در۴ طرفش ۴نفرنکتاییدار به اصطلاح روشنفکرپر چمی باسرخم به معوضه های وی ګوش داده و سورخلقی نیزباعقده هایکه ازطرف مجاهدین ومقاومت ګران علیه برادرا ن ګلبیدین وطالب پاکستانیش درګلو داردانراباتمام بغض وکینه نثارمقاومت نموده انهارایکسره دزدو رهزن معرف ی میداردوبعدکه مجلس تمام شدسورخلقی باجداشدن ازکله خامهای پرچمی درمجلس سورخلقیان ،ګلبیدینیها وطالبان بیفرهنګش شرکت نموده وګذارش کاری روزمره اشرابه مجلسش ارایه نموده وباخورسندی ومسخره نمودن این پرچمی کک هاوبی کله ها ازین ګله بی سروپاسودمیجویندواینهاهم خوشندکه ماحزب داریم وفعالیت مینماییم.
    درزمان همینه امردم بیچاره وبی پول درغم نان و سربازی اجباری بودندوحتی همین پرچمی ککهای بی واسطه درمناطق جنګی بزورس وق داده میشدندو واسطه داران وپولداران یا سربازی نمینمودندویا هم بنام سربازی درخانه های خودخواب و ترخ یص اخذ مینمودند.
    من ازینهایکسوال دارم شماکه شمشیرتان راکشیده ودنبال قوم کشی و همزبان کشی خوددرهمدست ی باطالبان وسورخلقیان هستید.
    ایاشما اردوداشتید؟اګراردو وقوای مسلح داشتیدچرا بابه ګفته خودی شماباامد ن ۴نفررهزن درکابل همه فراررابه قرارترجیع داده وهمه دیپوها ومهمات رادراختیاردزدان قرارداده وکشوررابه نابودی کشاندید؟معلومدارکه نه نظام بود ونه ارتش که ازمردم دفاع مینمود.
    درپشت نانواییهاملل متحد درنیم ه های شب و در پشت تانکهای تیل مردم بخاطریک لقمه نان جاندادن ان بود حکومت شما.
    این مجاهدین بودکه باش مابرخوردجدی نګردوشماراعفونمودوګرنه شماکجا واروپاوامریکا.
  • دوست


    سلام به خوانندگان!
    آقای رجأسلام امیدوارم همیشه بهروز تندرست باشید.
    جناب رجأاین چند سطر دوستانه تعب یر کنیدهیچکسی از عیب خالی نیست بی عیب تنها خداوند است.
    1 ـشما کوشش کنیدکه دریک امر مجموعی وقومی تنه ا مبارزه نکنید خودرا با برادران خوددر مبارزه برحق ستمدیدگان شریک بدانید وشریک باشید. در مبارزه برای یک هدف پاک خودرا تنها نسازید یکجا وبا نظر فداکاری همنوا شوید.
    2 ـ شما باید ضرورت مبارزه مقدس ضد ظلم راتنها به دوش نکشید ومضمون مبارزه زمان خودرا بدانید. یعنی کع همنوأ وهمرزم داشته باشی آنهم نه یک ودو نفر بل ملیونها همرزم.
    3 ـ کوشش نکنید تا خودرا تنها بسازید وبه گفتار خود هم صد در صد ایسادگی نکنید تا همنوأ وهمرزم داشته باشید وآرزوهای نیک شما که ارزوی همه است برآورده شود.
    4 ـبه آنچه مینویسید غرو ر نورزیدتا منزوی وتنها نشوید ودیگر اینکه قرار مثل معروف « هرکه لافیدنه بافید».
    5 ـ به تنهائی مقابل کوه مشکلات مبارزه نمیشود. بنأ خودرا با شخی واستحکامیکه نشان میدهد تجرید نکنید زیرا ما قوم به شما ومث ل شما ضرورت حیاتی داریم.
    6ـمتحمل وقوم دوست باشید ورنه توان ایسادگی ما علیه فاسیزم کم زور وکم قوت می شود وبه تنهائی تا کسی یک امر همگانی را به پیش برده نتوانسته است.
    7 ـ شما وقتیکه متحمل وخیرخواه باشی د چناچه معلوم میشود مشکلات سر راه مردم خودرا با همتباران خود بهتر از میان برمی دارید.
    قرار مثل م عرف در دومصرع :اسپ تازی دوتک رود به شتاب اشتر آهسته میرود شب وروز
    8 ـ از خودخواهی بپرهیزید وکلمه (من من) از گفتار خود کم کنید تا تنها نمانید چه تنهائی شما ودور از همرزمان تان به داعیه مشترک آزادی خ راسانیان صدمات جبران ناپذیری خواهد زد که تلافی آن ساده وآسان نمیباشد.
    9ـ خودخواهی را با متانت عالما نه وسرگذشتانه در خود به متانت وقوت در جلب یاران همتبار خود تبدیل
    نمائیدتا داعیه مشترک محو فاشیزم ر اآسانتر به پیش ببریم.
    10 ـ کوشش نکنید خودرا از خیل یاران امروزی ودوستان خوب وتجربه شده خود جدا بساز ید. شما باید از مبارزات سختی که داشته بوده اید باید دریای تجربه در امر پیروزی ما در مبارزه مقدس ما ع لیه بیگانگان افغانملتی باشید( طوریکه بعضی ازدوستان درهمین نوشته ازآن یادآورشده اند).
    10 ـ نویسنده ا ین چند سطر در امرخدمت به آزادی خراسانیان خودرا خدمتگار کمینه ترین وکوچکترین خود میداند تا مبادا داعی ه برحق ظفر مند ما دچا سکتگی گردد. روی مبارک شما همتبار عزیزم را میبوسم وآرزوی سلامتی وپیروزی شما وهم ه دوستان را دارم.
  • ناشناس  - مجاهد


    قابل توجه مبصرین وخوانندگان!
    نوشته ای اقای رجا ذرۀ از مجموعه ای جرم وجنایات و پلیدی وخباثت و آلو دگی غلام بارگان روس ( خلقی وپرچمی ) است واگر تمام ملت هر کدام صهزار مرتبه بیشتر ار رجا بنویسند , مظالم - جنایات و انچه ببرکی وخلقی ها ی وابسته به ترک وامین کردند باز گو کرده نخواهند توانست .
    ا ندیشه ومکتبی که اساس ان را الحاد وبی خدائی ونوکری ووطن فروشی وروس صفتی باشد ، ایدیولوزی ایکه از طر یق پیشکش کردن دختران الوده دامن جوانها را بخود جذب تا انها جوان انقلابی بسازد ، راه ورسم سیاسی ایکه از ابتدا بر نوکری وغلامی دربار ظاهر شاه بنا شده باشد ، حزبیکه گردانندگان ر آن را افراد بی پدر وبی م ادر ویا اق کرده های پدر ومادر تشکیل دهد کجا خواهد تونست که بر این جنایات تاریخی خویش روکش بگذارد و چهرۀ پلید ترک وببرک وامین را در زیر نوشتار متعفن بولانا فرخاری - ویا کامران ویا افراد نا شناس با اسمای مستعاری دیگر پت وپنهان کنند .
    بهتر خواهد بود تا این مرداری خویش را شور ندهید که دماغ ملت را توان استشمام نیست .
    حال برای اینکه به بحث خاتمه دهیم سوالاتی چند را از ببرک کارمل بعمل آورده ودنباله روان بی عقل آن خوب است برای رهبر بدرک واصل شده ای خویش جواب تهیه کنند :

    پرسش هايي از ببرك :
    ____ _____________

    ببركا از زمــــره كـفـار هستـــي يا نئي؟
    ظالم و افسونـگر و غـدار هس تـــي يا نئي؟
    پيرو انديشه لـــينين و انگلســـي و ماركس
    از خدا و حشــر و نشـر انكار هستي يا نئي؟
    مملك را كــرد بــيـداد تو ويران يا نكرد
    كـاخ استــبداد را معمــار هستـي يا نئي؟
    شوروي بر مسند قدر ت نشـــاندت يا كه ما
    آلــه اي در دست اسـتعمار هستــي يا نئي؟
    مي روي ره جزبه فرمان كرمــلين يا چطو ر
    همـچو خر ب ر گردنت افســار هستي يا نئي؟
    شاه خاين را نكردي پاي بوســـي عمـر ها
    كاسه ليس ظــاهر مــكار هستـي ي ا نئـي؟
    حلقه ي گوشت علامــت دارد از داس و چكش
    بــرده ي روس جـنـايكار هسـتي يا نئي ؟
    با اناهيـتا ن ــداري ارتبـاط نــاروا
    فاسق و بي عصـمت و بدكار هستي يا نئي؟
    ارج ديـن و قدر اسقتـ ــلال را نشناختي
    خود فروش و پست و بي مقدارهستي يا نئي؟
    كافران را حزب شيطان خوانده در قرآن خدا
    ح زب شيطان را تو پر چم دار هسـتي يا نئي؟
    داغ ننگين اسـارت بر جبينت روشن است
    نوكــر فرمانبـر بـادار هستي يا نئي؟
    مي ت واني از حصار تانك پا بــيرون نهي ؟
    ذره اي از امن برخــوردار هستي يا نئي؟
    جزقشو ن سرخ بركشوركسـي بي گانه هست؟
    اين حقيقـت را بگــو اقرار هستي يا نئي؟
    برسرما ريخت بم جتهاي روسي يا نريخت؟
    در عمل مسئ ول اين كـشتار هستي يا نئي؟
    سعي مذبوحانه ات حق است يا پيكار ما ؟
    نيست در انجا م اين پیكار هستـي يا نئي؟
    قدرت اسلام را بازيچـــه مي پنداشتي
    زين سياست بازي ات بيدار هســتي يا نئ ي؟
    سوخت بنياد وطن را فتنه هايت يا نسوخت؟
    در جهنم "خالدأ في النار" هســـتي يا نئي ؟
    ننگ د ارد از تو عار وعار دا رد از تو ننگ
    عاري از ننگ و تهي از عار هستي يا نئي؟
    قابل دشنام و فحش و ناسزا و طعن و لعن
    لايق چنــواري و سنگسار هستي يا نئي؟
    مجـــاهــد
  • AHMED
    CHAND SAWAL BA rEJO RESHU
    TU AGAR AZ KAMUNEZM BD MEBARE CHARO BO DUKHTAR TAJEKY KE PADARASH KAMUNES T BUD ARUSE KARDY2- CHARO ZAN HOYETA BA TAJEKESTAN REHO KARDA JERA KHUR GARB SHUDE
    3- DAR AFGHANETA N CHARO NOMUSETA BA KOFER HOYE 36 KESHWAR REHOKADE
    CHARO HAMA BAR TU NAFRAT DORAND.
    WAQTE SHUMO RE SHU HOYE ADAMKHUR KAM MONA .
    SHUMO HAMDEGARE KHUDA KHURDA KHALOS MEKUNEN.
    LANAT BAR ASHROR KHOYEN WA ADAMKUSH WA TALEB
  • AHMED

    آقای رجاء مرغ شما هنوز هم یک پا دارد، با این همه دفاعیه ات معلوم شد که یک مسلمان نهایت عقب مانده وکه نه فکر وعقب گرا هستی، به قول یک اشنای چهل و پینج ساله شما که محمد از هرات است شما خود باداشتن دو عی ا ل که فعلاً دریک خانه در تاجیکستان بسر می برند چه ظلمی را بر اولی آنها انجام داده اید اکنون با این هم ه دفاعیه ها وتوضیحاتت می خواهی چرخ تاریخ را بر عقب برگردانی، اگر چنین می خواهی برو به عربستان وکا نال های سکسی ورقاصه خانه های آنجاراببند که مرکز اصلی است چگونه به خود حق می دهی که به هرکسی توهین کن ی وب تازی؟ وآنی را که به نفعت نوشت برادر مسلمت معرفی کنی؟
    شما ها باهمین طرز دید کهنه تان باعث نفرت تمام ج هانیان ازکشور مارا شده اید، درین جوامع فرق بین دختر وپسر ، مرد وزن از دیر سالها بدینسو حل شده ، اما در ین ممالک آزاد چرا مزاحم مردم می شوید؟ شما بااین شیوه دید تان دل مردم این عصر را ازدین ومذه بی که در ذات خود سیاه می کنید ، به خود حق می دهید این چگونه قضاوت وانسانیت واسلا میت است؟ شما که اد عای نویسنده گی وقلم به دست هستید چنین می اندیشید، وا به حال دیگر مجاهدین بیسواد وی ا کم سواد تان!
    آ یا می دانید که در کدام عصر وقرن به سر می بریم؟
    ایا ممکن است چیزیکه هزارو سه صد وهشتا د ونه سال پیش گفته شده ده هزار سال دیگر همانطور باشد؟ زن محکوم وسیاست در زنده گی همه اش از (ناف تا ز انو) بماند؟
    اگر جواب کوتاهی بدون توهین دارید بفرمایید،
  • Yatimbacha  - Yatimbacha@gmail.com

    سلام به همه !
    آقای رجا!
    شما الحمد الله به قران ایمان دارید و عزت و ذلت هم بدست خداوند است ؛ درست ؛ و شما کا شف قلوب هم نیستید که کی مسلمان است و کی کافر ؛ اگر بنده ای در دوران عمرش بخدا رجوع نکرده باش د و روزی خدایش وی را بخواند و او بسوی معبودش کشانده شود اگر کسی وی را بدون شناخت و روی اغراض سیاسی و تعصبات قومی تا په الحاد بزند ؛ آیا تاپه اش در گردنش دور نخواهد خورد ؟ خودت از کجا قضاوت میکنی که کا ر مل یا افراد رژیم وی کمو نیست و کافر بودند؟ اول خودت اصطلاح سیاسی کمو نیست را مطلقا نمیدانی و ثا نی ا در شوروی سابق اصلا سو سیا لیزم پیاده نشده بود زیرا این ها خواب و خیال بود بسیار مشکل است که یک کشو ر به پایه سو سیا لیستس برسد آنها یعنی روس ها خود و جا معه را فر یب میداند اثری از کمو نیزم نبود و آم دیم سر اصل گپ در روز جنازه مر حوم کار مل هزاران نفر اشتراک کردند و نماز جنازه را خواندند ؛ آیا امر ح ق بود یا امر جهاد خودت؟ معلومدار خدا خواسته بود که با چنان عزت دفن شود مگر من تو شاید مثل کلبی های مدینه جان دهیم و جز دو نفر شفا خانه ها کسی نعش ما و تو را با لا نکند ؛ او برادر توبه کن مغرور جهاد نشو اگر جهاد برای خدا بود چرا بروی ما میکشی اگر برای خدا نبود بلا به پت تو و جهادت ؛ تو قلم بدست میگ یری باید منطق را نیز در سر بگیری ؛ خفه نشو مومور مومرت شوم درست فکر کن و بنویس بنویس تا که شوی خوش ن ویس خدا حا فظ
    یتیم بچه
  • SHAHER  - shaher@YAHOO.DE
    شعر آقای
    شعر آقای مجا هد شعر بند تنبانی بود بشنو شعر مرا:
    ای مجا هد قا تل و اشرار هستی یا نئی
    دزد و غدارو خیا نت کار هستی یا نئی
    تو وطن را پیش دال خوران سگ بفروخته یی
    نو کر و مزدور یک کلدار هستی یا نئی
    ریش تو چا لی شیطان است و شیطان گیر است
    ای رجیم فر مانبر کفار هستی یا نئی
    کا بل زیبا ز دست شوم تا ن آتش گرفت
    آتش افروزو وطن آزار هستی یا نئی
    دوره کار مل زمان نهضت ایام بود
    تو از ان حسرت چنین بیمار ه ستی یا نئی
    پول های کمک دنیا چه شد ؟ ای بی حیا
    تو و کرزی خائن سرکار هستی یا نئی
    ما که لب خا موش کردیم تو حیا را پیشه کن
    تو مگر آن کاسه لیس پار هستی یا نئی
    شعر من آب خجا لت را برویت میزند
    ای خجا لتکار کنون هوشیار هستی یا نئی
    شاعر وطن
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 69 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.