نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| چــه وقت درک کــردید (او هــرگــزلایــق نبــود)؟ |
|
|
|
| پیامها و گزارشات - نامــه هــای رســیده |
| نوشته شده توسط جلال پیروز |
| چهارشنبه ، 5 مرداد 1390 ، 16:08 |
|
بیادم آمد که در جلسات عوض اینکه روی اصل مشکل و معضلهء بنیادی سیاسی اجتماعی کشور بحث صورت میگرفت متاسفانه مسئولین جلسات بد بینی ها ی شانراعلیه گروه ها و جمعییت های دیگری که ایشان هم برای نجات کشور از منجلاب سیاسی دست و پا میزدند مورد بحث قرار میدادند- ذهنییت اعضای جدید حزب را درطی جلسات مسموم وایشانرا وادار به جبهه گیری با دیگر گروه ها میساختند – وبیادم آمد که منشیهای حزبی درجریان تدویر جلسات برافراد فریاد میزدند و حتی با قراردادن تفتگچه های همراه – روی میز جلسه عده ایرا تحدید و مجبور به خاموشی میکردند. بیادم آمد که هرگاه دوستان متشبث و کنجکاو ازحلقهء حزب دیموکراتیک خلق افغانستان – بنا به رابطهء عادی در مکتب – همکاری در دفتر و یا ارتباط خویشاوندی با رفقای منسوب به جناح خلق نزدیکیی میداشتند و یا این گونه رابطه را با دوستان شعله یی برقرار میکردند و یا خدا نا خواسته نوشته ای از نوشته های رهبران کشور چین باخود درجیب میداشتند فورا" مورد بازپرسی و انتقاد و سوء ذن قرار میگرفتند - یا تاپهء جاسوس شعله و نمایندگی دولت بر پیشانی شان میخورد - یااینکه به شیوه ای وادار میشدند از حزب خارج میگشتند. به همه معلوم است اگر این مشکلات بیشتر کاوش و یادآوری گردد هزاران و ملیونها مثال موجود است که هیچکس نمیتواند ازان انکارنماید ونتیجه جز بلندکردن تعفن ازگذشته های نلخ تاریخ حزبی حاصلی نخواهد داشت ولی یاد آوری از چند موضوع به این سبب بود که یک حزب خام وجوان وقتی دچار وسوسهء اجنتهای بیرونی و درونی چون حفیظالله امین - آقای لایق - رشید جلیلی - و امثال اینها که شدیدا" درگیر عقده ها و کمبودات شخصییت اجتماعی تربیتی و سیاسی بودند قرار گرفت – باید دچار سقوط و فرو پاشی میگشت. سوال اینجاست: آیا شما آقای رزمیار ازخود پرسیده اید جناب شما تا چه حد دراینگونه مریضی گرفتار بوده اید؟ آیا در درون حزب برایجاد وتقوییت فرکسیونها فعالییت ند اشتید؟؟ اگر جواب منفی باشد قبول میکنم شما دست راست رفیق مرحوم کارمل و یا رفیق فقید نجیب بوده اید - آیا راجع به روابط خود وواکنشها با رفیق ترکی چه میگویید؟ اگر کاملا" آدم اصولی بوده اید و مثل خود شما در چار چوب حزب افراد خیلی وطنپرست در کنارهم داشتید چرا جلو این بد بختیهاییرا که پیش چشمان تان درجریان بود گرفته نتوانستید؟ به مثال یکی از هزاران مثال دردناک (جنرال خلیل معروف به سگباز) که ازجمله دوستان هم مکتب تان بوده – بیاد دارید (خلیل - شکور و محی الدین ازدوستان شمانبودند که با خلاندن نوک چاقو روی میز امتحان- معلم و ممتحن را میترساندند تا نقل های شانرا نقاپند؟). میپرسم این آقا وآقایون همردیف شان رتب جنرالی و غیره را درحالیکه اکثرا" ازنظر تربیتی - مسلکی و علمی واجد شرایط نبودند از کدام خدمت وتجرب و کدام آگاهی و صداقت بدست آورده بودند؟ درجریان زمامداری - چوکی نشینیها و فرمانرواییها چه زدو بند ها و چه مستیهایی که این گروه از خود بیادگار نماندند؟ تعدادی ازین ها که به ولسوالیها - ولایتها و قوماندانیها رسیدند برای ترساندن و تولید وحشت دربین مردم برای خود القاب ترسناک مثل (آفت - قیامت – شیرکش – دیوار سوار – جلجل) و غیره انتخاب میکردند. بگویید! چرا اینچنین زورگوییها اصلا" بوجود آمد؟ اگر قبول کنیم که باقدرتگیریی حفیظالله امین بیکبارگی تعداد اعضای حزب بزرگوار و بلاکشیدهءما از صدهزار ویاچیزی کمتر بیکصدو پنجاه هزار که سوییهء تعلیمیی هیچکدام از تازه واردان بالاتر ازصنف ششم و مصروفییت و مشاغل شان چیزی جز یله گردی نبوده – دچار یک ارتقا, کازب شد - چرا واکنش اهل خبره و مسئواین (کمیته مرکزی – بیروی سیاسی و دیگر حلقاتیکه اعضای برجستهء ساختار و تطبیق دیموکراسی درکشور) برای کنترول از این لگام گسیختگی ها یاصورت نگرفت و یا بینتیجه مانده و فقط تماشاکردند هرچه دلشان خواست انجام دادند؟ خودسریهای ناشی از وابستگیها با اشهاص و افراد بزرگ بعضی از نظامیان یکدنده و خودپرست را تا حد.ودی فرصت داد درانجام کارهای عملیاتی سربازانیکه برای نجات نوامیس وطن زیر بیرق نظام رفته بودند ازاثر بی اعتنایی های ثوق و ادارهء غیر مسلکیی قوماندانان به قربانیی کاملا" غیر منطقی محکوم میگشتند یکی از مسالهای برجسته و غیر قابل انکار آقای جمعه اتحک درحادثهء ارغنداب است که چهارهزار سرباز معصوم وطن را ازاثر ثوق وادارهء عجولانه به تلفات کامل مواجه کرد- – آیا این افراد فرزندان وپارچه های جگر چهار هزار مادری نبودند که باخون دل تربیه و بزرگ شده بودند؟ یافکر میکنید چون سبزه روییدند و باید همچنان ساده برای خوراک گوسفندان ارباب درو میشدند؟.بهمینترتیب بهترین افراد و وطنپرست ترین دانشمندان اعم از دوکتوران – انجنیران – معلمان – پیشه وران - نویسندگان شعراو هنرمندان وغیره شخصییتهای مستقل به محض اینکه حاضر نبودند شامل حزب شوند به نابودی ثوق داده شد ند و یا از کار برطرف گشتند – تا جای ایشانرا افراد سادیست و بی مسلک و خودخواه بگیرند. چنانچه در شفاخانه ها که مهمترین بخش اعتماد مردم را نسبت به دولت میتوانست ایجاد نماید - افراد یکه قبل از حادثهء هفتم نامیمون ثور درچوکات نرس و پرستار و یالابرانت ایفای وظیفه میکردند کرسیی رئیس شفاخانه را احراز کردندو مجربترین دوکتورانرا بادادن اوامر و دساتیر مضحک غیر مسلکی زیر اثر گرفتند و مسخره میکردند. همه صرف بخاطر اینکه دوکتوران غیر حزبی و آقایون اعضای خزبی بودند که ما تا امروز آنرا بحیث عالیترین مکتب تربیهء انسان برای رفاه مردم میشناسیم ولی افسوس که همه فارغان یک مدرسه دارای یک سوییه ویک اندیشه نمیباشند چونکه طرزتربییت خانوادگی وحالت مدنیی گذشتهء افراد نیز دران مطرح بحث قرار میگیرد چنانچه ما داشتیم سرسپردگان راه نجات خلقهارا که یاباخون گلگون و خوشرنگ شان قربانیرا نسبت به سازشهای خفتبار ترجیه دادند و ازهزارها فقط یکی را به صفت مثال نام میبرم که جنرال احمدالدین درشمال کشور بود – وهمچنان هنوز هستند هزاران هزار وطنپرستی که هم ازراه خدمت افتخارات دارند وهم از اثر پاکنفسی و صداقت - که اینهارا هیچگاهی تاریخ ازیاد نمیبرد. امروز که همه توانمندی را از دست داده اید از آقای لایق باادای چند جمله انتقام میکشید – اگر او شخصییت منفی بوده همانطوریکه خود گفتید اورا از اول میشناختید پس چرا جلو چنان افراد را درزمان قدرت گر فته نتوانستید – که امروز درحال افتادگی میخواهید ایشانرا رسوا نمایید؟ آیا اعمال این عصیانگران تاریخ باعث ازهم پاشیدن حزبی که همه جهان ازان در هراس بود نشد؟ آیا تند روی ها و خودخواهیهای رهبران عالیمقام که امروز شما استخوان های فرسودهء شانرا بر پشت د ارید و اینجا و آنجا حمل میکنید باعث ضعف پایه های مستحکم فلسفهء مبارزه برای آزادیی ملت افغانستان نگردید؟ وقتی شما در کرسیی شهر قرار داشتید چرا قادربه جلو گیری از بدمستیی دوستان هم پیک تان نگشتید؟ آقایون سرشناس و کلیدیی نظامی درچنان حالات داغ و سوزناک سیاسی نظامی و امنیتی شبها را کنار (حوض)کلوپ عسکری ومهمانخانه های وزارت امنییت به شرابنوشی و عیاشی سپری میکردند و همه ملت برده بار ازین فاجعه اطلاع داشتند آیا شما ازین حرفها اطلاع داشتید؟ اگر نداشتید پس برای چه روی کرسیی کمیتهء شهری سرش شده بودید؟ اگر خبر داشتید چرا جلو چنان اعمال را که در زمان خود حیثییت جنایت بر ملت ر ا داشت نگرفتید؟ چرا آقایون قبل از شما و بعد ازشما اینکار را نکردند و تصفییهء کدر هارا برای پاکسازی انجام ندادند؟ همه میدانند که اکثر از شما هایی که لاف وطندوستی و مبارزه را برای شکوفایی کشور میزدید به حیث اولین و مبتکرین اختناق سیاسی اجتماعی و حتی اخلاقی در چارچوب وحدت حزبی بشمار رفته اید که هیچگاه کشور و اعضای صادق و وفادار صفوف شمارا نمیبخشند – بنا بر آن درحالیکه من هم از کارنکرد ها و کارکردهای غیر عادلانه و غیر سالم آقای سلیمان لایق نکوهش میکنم باید بگویم و به صراحت بگویم که تعداد زیاد و کلیدیی ازجمع شماها در یک سطح- مستحق جملاتی هستید که بآدرس لایق نوشتید - جالب تر از همه اینست که درین حالت که هیچ کدام تان قادر به کوچکترین کار مفیدی برای مردم نبوده اید اکنون میخواهید از چیزی بنام نهضت فراگیر صحبت و اززبان کرکتری که همه آنرا میشناسند ازان دفاع و مردم را برای بار دیگر دعوت میکنید شما را دنبال نمایند. بااین همه من و بسیار دیگر از جمله سرسپردگان راه مقدس همان فلسفهء انساندوستانه ای هستیم که شما و همکارانتان بااستفاده از احساسات سادیستیی تان هرکدام درچارچوب موقعییتهایتان (کودتا) گونه بر ان حمله ورشدید و از اریکهء قدرتی که مردم باشما قبول کرده بودند خیلی آزمندانه و غیر منصفانه برای فرونشاندن خود خواهیهای نفسانیی تان سالهای دراز روی سینهء مردم آتش کشودید – و میبینید آن آتش امروز بدست جاهلترینهای دیگر افتیده است که از شما به میراث گرفته اند. اینقصه وبسیارقصه های دردناک دیگر هرگزازخاطر ملت و بسیاراعضای حزب نمیرود: – وقتی چرخهای موتر مرسیدس سبز صبح هنگامها دل جادهء شهر را پاره میکرد تومیگفتی رفیق ارجمند باچه عجله بسوی ادارهء کار مردمی میرود – اما آنگاه که ازدرون درفتر اطلاع حاصل میکردی هرکدام در دفتر های لوکس سلطنتی غرق قصه های عیاشیی از شب گذشته و تماشای فلمهای ویدیویی دیده میشدند – ازهمانجاست که امروز وقتی فیلدمارشال فهیم قسیم و امثال او سوی دفترکار میروند یک قافله موترهای مملوازبادیگاردها ایشانرا همراهی میکنند و جاده های شهر پنج ملیونیی کابل برای چهارساعت راه عبور و مرور ملت سرگردانرا مسدور میبیند - ببینید اگر عادلانه محاسبه نمایید بسیاری شما هیچ دست کم ازین کرزیها – گلبدینها- سیافها – صبقتها – ربانیها و غیره ها نداشتید و حتی بد تر ازینها قلمداد میشدید - بزرگان میگویند! خداوند اشتباه و گناهان دانایان و علما را سخت میگیرد و اما نادانانرا بنابر نادانی و جهالتهای فطری و ناگزیریهای مختلف ناشی ازعقبماندگیی شان آسانتر محاسبه میکند. همینگونه مردم که از شما انتظار زیاد درسینه داشتند و شما را به صفت ناجیان سر سپردهء سرنوشت شان میپنداشتند اولین ضربه هارا ازدست شما بردهان خوردند وشما که گویا بادانش و فلسفهء انسانی مجهز بودید چنان کردید - به یاد د ارید فرزندان ملت بافشار و زور تفنگ به خدمت عسکری ثوق میشدند و ازانسو جنازه های گلگلون شان برمیگشت ولی فرزندان و وابستگان شما از بالایی ها تا رئساء و وابستگانشان بدون گذراندن امتحان سویه و تثبیت استعداد به خارج سفرمیکردند تا گویا علم بیاموزند و برای کشور مصدرخدمت گردند - در حالیکه اکثر قصه ها وداستانهای درس خواندن ها و غیره مثل آیینه برای همه معلوم است که بعضی از فرزندان سرشناسان حزبی چه فجایعی را در خارج از کشور به بار نیاوردند. امروز بفرمایید از جاهلان چه انتظار دارید میخواهید همه با قدرتی که ازغرب و ازامکانات قاچاق مواد مخدر و جاسوسی وغیره بدست آورده اند استفاده نکنند؟ – راه شمارا تعقیب نکنند؟. من متیقنم پولیرا که آمریکا و متباقی غرب و عربها به فرمان امپریالیزم در افغانستان ریختند - اگر اتحادشوروی وقت دراختیار شما میگذاشت حالات واوضاع به یقین بد تر از امروز میبود تنها بایک تفاوت - نفرتیرا که امروز مردم عامی نسبت باینها دارند ازشما مید اشتند. برای مردم مهم نیست که حفیظ الله امین چه تعدادرا بدون سوال به قتلگاه هافرستاد – بلکه میگویند حزب دیموکراتیک خلق افغانستان بود که فرزندان مارا ازسینهء مادر وطن گرفت - جواب ملت را چه میگویید؟ امروز که فرزندان جوان و خونگرم همان والدین دردرسیده وسینه سوخته باتمام گرمی و احساسات وطنپرستی سر بلند کرده اند تا مطابق به مفکورهء پیشرفته تر مصدر خدمت شوند و کارکنند میخواهید ایشانرا اغوا کنید؟ فراموش نکنید که یکباردیگر جفا برحق مردم خواهدبود. درست است در مقایسهء که امروز ما میکنیم میگوییم دوران حزب دیموکراتیک خلق افغانستان دوران طلایی برای مردم افغانستنان محسوب میگشت چونکه امروز دوران دوران دزدان وغارتگران بشمار میرود و کشور را در چارچوب تاراج دیموکراسی – تاراج اخلاقی و تاراج مدنییت قرار داده اند – در حالیکه در دوران حاکمییت حزب ما تعداد نیازمند از اعضای حزب در نهایت تلاش برای داشتن یک سر پناه در مکرو رایون ها داشتند نه بالاتر ازان. این حرفیست که مردم عام و دردکشیده ء سابق میگویند - ولی حرفیکه اعضای وفادار به فلسفهء حزب دیموکراتیک خلق افغانستان درسینه د ارند حرفیست جداگانه و با حرف هاییکه مردم عام درحق حزبیهای گذشته برزبان میرانند فرق فاحش دارد باید اعتراف کنیم که بعد از جنایتی که حفیظ الله امین زیر نام انقلاب درکشور انجام داد ازیکطرف حزب را که هنوز به پختگی نرسیده بود به ورشکستگی مواجه کرد و ازجانبی به باداران آمریکایی اطمینان بخشید که او دساتیر سپرده شده را بخوبی انجام داده بوده و میدانرا برای تاخت و تاز غرب مساعد کرده بوده است - ولی جای تاءسف اینست که رهبران نازنین و عالیمقام و یاران (دوردسترخوان) با درایتهای انقلابیی شان نتوانستند حیلهء حفیظالله امین را زنگ خطر ویرانی افغانستان پنداشته عوض اینکه دست بهم میدادند از افتراقات و خودخواهی ها و خود غرضی ها جلو گیری میکردند و کشور را نمیگذاشتند بکام اژدها ی معلوم الحال فرو میرفت - رفتند دنبال برآورده ساختن منافع آزمندانه وجبران محرومییتهای مادی و فردیی خود شان وچنان درین حالت غرق بودند که جلو ویرانیهای بعد یی ناشی از جنایت حفیظالله امین رابگیرند گویا از آب گل آلود درتلاش گرفتن ماهی شدند. اکنون که همه مردم به وحشت گراییده اند اعتماد و امکان اعتماد زیر نام قبول حزبییت درهیچ ذهنیتی موجود نیست - افراد زیادی ازاعضای ا حزاب زیرنامهای وحدت ملی و نهضت فراگیر که درطول مدت بیشتر از ده سال فقط مصروف بد نام کردن - تلاش برای سقوط دادن و غافلگیر نمودن یکدیگر اند - و درین لحظاتیکه کشور دارد تا کمر به حلقوم غرب و غیره دشمنان منطقوی فرو میرود - هنوزهم عوض اینکه طرح یک اتحاد صادقانه رابرای جبران گناهان جبران ناپذیر گذشتهء شان برای نجات مردم بلاکشیده بریزند - آقای محترم رزمیار میروند دنبال خیانت لایق و جلیلی و مصاحبهء اوشان در تلویزیون آریانا. اگر عقل سالم وجود داشته باشد در چنین حالت عوض بالاکشیدن دامن اعضای حزب که درحقیقت معنی بالاکشیدن دامن حزب شمرده میشود بایک اعتراف صادقانه و سالم درپیشگاه ملت به ایجاد وحدت راستین علیه تجاوزات بیرونی و ازهمه اولتر علیه خودخواهیهای کلاسیک خویش یپردازند نه اینکه با نوشتهء کلمات و جملاتیکه همهء رهبران دست اول تا دست سوم و چهارم شامل آن میباشند بی باوریهای مردمیراکه هنوز هم به سیستم ازهم پاشیده سابق معتقد اند تشدید نمایند. اگر واقعا" آقای محترم داوودجان رزمیار (جنگ دوست) ومتباقی یاران همنظر وجنگندهءشان میخواهند افغانستانرا ازچنگال اهریمن بین المللی نجاب دهند باید بکوشند وجدانا" و عملا" دست از تعصبهای گوناگونیکه شعله های بدنقشش از استخوان ملییتهای سراسر کشور بر فراز قله ها بلندشده است دست بکشند و بایک صدا و یک اعتراف جسورانه و راستین درپیشگاه مردم ازگناهان گذشته دریک صف واحد و وابسته بهم قرارگرفته ازان با خون – درایت و دانش دست د اشته دفاع نمایند.دراینلحظه ضرور میدانم شعر زیباییراکه بادرس سلیمان لایق هدایت داده بودید به خود شما تقدیم کنم. زندگی آخر سرآید بندگی در کار نیست ***** بندگی گر شرط باشد زندگی درکارنیست بخاطرداشته باشید بخشی ازآنانی باصطلاح طالبان که زیر نام قاتل معروفند و برخی ازآنانی باصطلاح مجاهدین (تنظیمیها)که زیر نام دزد رشوه خوار جنایتکار غارتگر و غیره بدنامند – همچنان احزاب متخاصم (چه راست و چه چپ) همه افغانها اند و هرکدام حق دارند درین سرزمین جا داشته باشند اگر شما انگشت انتقاد برمیدارید و به کس اشاره میکنید انگیزهء آنرا جستجو کنید - به یاد داشته باشید هرکس هرچی میآموزد از گذشتگان میآموزد. اگر افغانستان را برای افغانها میخواهید باید این هنر مندیرا داشته باشید که آتش نفاق وجدایی را بادستهای نیرومند - اندیشه و محاسبهء خیلی عالی دانشمندانهء خود خاموش کنید و ازینها که درسابق نه دزدی را میشناختند و غارتگری وقتل را افرادی بسازید که چون یکمشت پولادین به جنگ اهریمن منطقه و بین المللی شمارا همراهیی کنند.- واگر دچار حسرت قدرت ازدست داده شدهء هستید که دیرسال پیش برحثب یک تصادف دستیگریی تان شده بود – بهتر است پهلو بگردید که اکنون دیر شده و مردم همانطوریکه به اینها اعتماد ندارند به شما نیز دوباره اعتماد نمیکنند. درفش افتخار متعلق به ملتیست که یکپارچه بوده و منافع فردی دران مطرح بحث قرار نمیگیرد. به این گفته سخت باوردارم: وقتی رستگاری نصیب ما خواهد گشت - آنچه راکه به خود میپسندیم به هموطنان خود نیز روا داشته باشیم..بااحترام جلال پیروز.(هالند). 26.07.2011.
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در دوشنبه ، 10 مرداد 1390 ، 14:29 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




حسب معمول به صفحهء برگزیده های سایت مشعل مراجعه کردم تا مطلب جالب و ارزشمندیرا یافته ازان بهره ای برای غنای معلومات بدست آرم - ناگهان چشمم به عنوان درشتی در لیست برگزیده های سایت مشعل (برگرفته ازشمارهء هفتم سپتامبر سال ششم- 2008 ماهنامهء مشعل) خورد نوشته بود- (اوهرگز لایق نبود) -
درحالیکه این نام برای من ازسالهای 1338 و بعدازان تا تحول اجباری هفتم ثور سال1357 یگانه نامی بود که مرا بیشتر به وطنپرست بودن تشویق میکرد و درحالیکه با علاقمندی پای صحبتش مینشستم میکوشیدم مثل همهء دگران ازاو بیاموزم - اوهمواره دستور میداد درراه حفظ وطن چون مبارزه برای حفظ شرف و ناموس قربانی باید داد – تکان خوردم مثل اینکه ذهنم مرا به موضوع جدیی فرامیخواند با خواندن آن روی صفحه کنجکاوشدم متن نوشته شده را به مطالعه بگیرم - این نوشته که ازنام آقای محترم داوود رزمیار به نشر رسیده بود وضمن ناکامیهای دولت کرزی درامور داخلی و بین المللی حقایقی را بازگو کرده بود آقای سلیمان لایق را در بازیی شطرنج معاملات پس پرده با پاکستان و غیره مقامات و منابع زیربط و زینفع محکوم میکرد و خیانتهای اورا یکی از عوامل بنیادی ناکامی دولتهای پیشین افغانستان مخصوصا" داکتر فقید نجیباله برشمرده بود - مرا بیاد زمانی انداخت که چگونه درجریان راهپیمایی مظاهره های خیابانی داوود جانی که امروز بنام رزمیار معروف است بایک تعداد یاران همخصلت شان حریم جمعییت راهپیمایی را برای محافظت از ورود وگزند احتمالیی گویا عناصر - شعله یی و خلقی درحمایت میداشتند و به هر فرد وارد شونده در صفوف مظاهره ذنین میبودند گویی همه کسانیرا که در جمعییت های خلقی و شعله یی منسوب بودند میشناختند و میتوانستند تشخیص نمایند – که بااین طر ز رفتار باثباط میرساند ند که تنها یک گروپ و جمعییت خاص میتوانستند برای نجات کشور گرد هم آیند درحالیکه این عمل خود یک تعصب بیش نبود.چنانچه بزرگان گفته اند(خشت اول گرنهد معمار کج ***** تا ثریا میرود دیوار کج).





