Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
پاســـخ بــه هــاشــــمیان PDF پرینت ایمیل
پیامها و گزارشات - نامــه هــای رســیده
نوشته شده توسط داکتر روان فرهادی، برنت وودـ کالیفورنیا   
يكشنبه ، 19 دی 1389 ، 15:33

داکتر روان فرهادی، برنت وودـ کالیفورنیاشام یکشنبه 12 دسمبر2010بوقت کالیفورنیا: داکترسیدخلیل الله هاشمیان، همان تُهمتی که چندسال پیش برمن بسته ودرمجلۀ خویش بنام «آیینۀ افغــانســتان»بچاپ رسانیده بود، دربرنامۀ تلویزیونی تکرارکرد. موضوع بیانات برنامه انتقاد برداکترفریدیونس بود در موضوع دیگرکه هیچ ارتباط به تکرارتُهمت نداشت. اما چسپاندن مطلب سخن به یک موضوع غیرمربوط وتازه ساختن افتراء چند ساله، مرامکلف ساخت تاپاسخی بدهم، که درواقع چند صفحه از خاطرات سالیان کارمن درنیویارک میباشد. (کتاب خاطرات من تماماً نگاشته نشده، ورنه شایدبه نشرمی رسید.)

 

درطی چارده سال خدمت رسمی من درمقام سفیرونمایندۀ دایمی افغانستان درملل متحد(1993تاپایان 2006) گرم وسرد روزگار راتحمل کردم. البته ارتباط دفترنمایندگی مادرنیویارک و وزارت خارجه درکابل آسان نبود، قسط ربع سالانۀ مصارف و معاشات شامل حقوق مامورین ویک دوکارمنداستخدام شده، کرایۀ دفتروکرایۀ خانه، بوقت مطلوب یعنی زمانیکه بایدحتماپرداخت شود، ازکابل به نیویارک نمیرسید وازین جهت اینجانب وهمکاران گرامی ام، نگران می بودیم .

داکترهاشمیان پرسیده بوداگراین مصارف راحکومت ایران به افغانستان نمیداد، پس ازکجاتهیه میشد؟ پاسخ اینست که عایدات قونسلگریهابمامیرسید.عایدقونسلگری افغان درنیویارک محدودبود واندک چارۀ کاررامیکرد. به امرمرکزازقونسلگریهای افغانی در دهلی ودر بن(آلمان) مبالغی به نمایندگی افغانی درملل متحدواصل میشد. گاهی میشدکه این قونسلگریهامنتظرعایدات میبودندتامبلغ تهیه شود.

خوشبختانه یکعده دوستان که اهل بزنیس بودندودرایالتهای نیویارک ونیوجرسی میزیستند وازدوستان من یادوستان همکارانم بودند، به نمایندگی افغانستان قرضه میدادند وبه مجردیکه مبلغ قسط ازقونسلگریهای مذکوربه نیویارک میرسید، به آن دوستان قرض شانرامیپرداختیم. همچنان یک دفترتجارتی افغانی بنام«افغان امریکن» درنیویارک وجودداشت وبماقرضه مساعدت میکردوچون مبلغ قسط ازقونسلگریها واصل میشد، آنگاه قرضۀ افغان امریکن را ادا میکردیم .

بهرصورت، حقوق معاش اینجانب وهمکارانم بسیارنازل بودو بحداندک قناعت میکردیم، زیراامکانات مالی افغانستان آزادمحدود بود. اینجانب اقامتگاه مجلل نداشتم ودریک اپارتمام دواتاقه زندگی میکردم. همکاران من مجبوربودنددربیرون منهتن درحاشیۀ بعیدشهر خانه بگیرندوباخط آهن آنجابروند، جاییکه محل اقامت مردمان کم بضاعت بود. فقط یک دریورافغانی ویک سکرترخارجی داشتیم، موترسواری من ازنوع تشریفاتی نبودوبانرخ مستعمل خریده شده بود. همکاران فقط موترهای مستعمل وارزان داشتندکه درتعطیل پایان هفته ازآن استفاده میکردند(درسال 2001، دراحوال جدید، تاحدی وبطورتدریجی ازین دشواریهای اقتصادی نجات یافتیم.)

داکترهاشمیان، طی سالیان بی پایان درجریدۀ خویش(آیینۀ افغانستان»برعدۀ زیادخدمتگزاران وطن، بشدت باسخنان دشنام آمیز وافتراءآلود بناحق حمله میکردوافراد برجستۀ افغان راباالقاب تحقیرآمیزوساختگی یادمیکرد(وغافل بودکه این رفتاراو، نوشته اش رابی اعتبارمی سازد.) وی به شخص من چندین باردرجریدۀ خویش حمله کردویکبارباچنان لهجه که گویاخبرواثقی راکشف کرده است، ناگهان تهمت کردکه دفترنمایندگی درملل متحدبرای ادای مصارف خویش ازحکومت آخوندهای ایران پول حاصل میکند.

دربرنامۀ تلویزیونی13دسمبر2010این تهمت را(بدون ارتباط به موضوع زیربحث) تکرارکردومانندشخصیکه شاهدجرم باشد، نشانی گفت که این مبلغ هرششماه ازایران میرسد. طوریکه دوستان خبردادند، چندروزبعدشخصیکه برنامۀ تلویزیونی داردوبه لهجۀ یک روشنفکرنابغه سخن میگوید، چنان بشدت و حدت این تهمت را تاییدکردکه شنونده تصورمیکرددرهنگام تحویل پول ازجانب ایران، درمجلس حاضربوده است.

درآن سالیان داکترهاشمیان درجریدۀ خودازطالبان مزدورآی اس آی و(افراطیون بین المللی قرین آی اس آی) که قاتلان فرزندان ملت افغان بودند، سخت طرفداری میکرد، چنانکه ازاوراق جریدۀ مذکوروازمسافرت وی ازفرازابحار وهی میدان وطی میدان برای بوسیدن یک چشم یک جاسوس تقریبابیسواد، معلوم وروشن میشودودربرنامۀ تلویزیونی13دسمبر2010چنان اکت میکردکه هرگزاین کاررامرتکب نشده است واین بوسیدن چشم مزدور پاکستان هرگزواقع نشده.

درینجا بایدبگویم که ایران آنروزصددرصدایران امروزنبود که بوجی های پرازدالررابه افغانستان میفرستد. ایران آنروزهیچ علاقمندی به نمایندگی دایمی افغانستان درملل متحدنداشت تاآنکه مصارف آنرابپردازد. اگربه فرض محال ایران این پیشنهادرامیکرد، من وهمکارانم این عارراقبول نمیکردیم که یک حبۀ آنراقبول کنیم وتحمل نداشتیم دفترما اجیرکشوربیگانه واقع شود.

ایران آنزمان باطالبان، توسط سفارت خویش دراسلام آباد و قونسلگری خویش درپشاورروابط نهانی گسترده داشت، واین مطلب راازخلال سخنان دیپلوماتهای ایرانی که درنمایندگی ایران وظیفه داشتند، طی صحبتهای شخصی، دریافته بودیم. سفیرآنوقت ایران درملل متحددربیانات رسمی خویش درمجمع عمومی، ازگفتن یک کلمه دربارۀ پشتیبانی ازمقاومت ملت افغانستان درمقابل طالبان، یاگفتن سخنی که به طالبان یابه پاکستان گران تمام شود، پرهیزمی کرد. درآنزمان علت این رعایت پاکستان وطالبان رادرک نمیکردیم علت درآنزمان روشن نبودوچندین سال بعدروشن گردید. شخصیت پاکستانی عبدالقدیرخان که درکارتولیدسلاح هستوی فعال بود، نتایج کارفنی خودرابطورنهانی به ایران ولیبیا نیزمیفروخت ودستگاه آی اس آی وحکومت پاکستان ازین جریان مطلع بود.

رفتارالقاعده مشخصات دیگرداشت، القاعده نظربدلایل معلوم ازایران پشتیبانی نمیکردوهمان بودکه هنگام اشغال مزارشریف، طالبان به قونسلگری ایران درآن شهرشتافته، اعضای قونسلگری را، که پاسپورت دیپلوماتیک ایرانی داشتند، نظربه هدایت القاعده به قتل رساندند.یعنی که طالبان درمیدان کارزاربه ایران وفادارنماندند. یکنفرمامورایرانی ازین کشتاردرمزارشریف زنده مانده بودوباتحمل مشقت زیادخودرابه ایران رسانیده وشرح کشته شدن همکاران خود رادرمزارشریف بیان کرد، چنانکه درجرایدایرانی نشرشد، تاچندماه ایران ازطالبان آزرده بود.

دسیسۀ دیگری که ازطرف وزارت خارجۀ پاکستان درمقابل افغانستان چیده شد، وآن درموردعضویت افغانستان درسازمان کنفرانس اسلامی بود. افغانستان ازموسسان آن سازمان بود.

زمانیکه اینجانب به معیت مرحوم عبدالرحیم غفورزی، برای اشتراک درمجلس سازمان کنفرانس اسلامی منعقدۀ جاگارتا از نیویارک به اندونیزیاسفرکردیم، هیئت پاکستان درزیربال خودیک هیئت سه نفری طالبان راباپاسپورتهای پاکستانی حاضرکرد، تادر کرسی افغانستان بحیث عضوجلوس کنند. روزهای دشوارراسپری کردیم، همه اسنادهیئت طالبان بزبان انگلیسی عالی به مساعدت پاکستان آماده شده بود. ملاعمربه وزارت خارجۀ اندونیزیا نامه نوشته بودکه بایدنمایندگان اوکرسی افغانستان رااشغال کند. ملاقاتهارادوروزپیشترازکنفرانس، باهیئتهای کشورهای دیگرآغاز نمودیم ودریافتیم که پاکستان نیزبه ایشان مراجعه کرده وتقاضای پشتیبانی ازداخل شدن طالبان درکنفرانس اسلامی کرده است.

باآقای ولایتی، وزیرخارجۀ آنوقت ایران ملاقات کردیم، با کمال شیرین زبانی شرح دادکه مراجعۀ پاکستان، حکومت ایران را دربارۀ عضویت افغانستان دچارمشکلات کرده است. آقای ولایتی این مطلب رابمن گفت، درحالیکه ایران درسازمان کنفرانس اسلامی نفوذزیادداشت وایران میتوانست پیشنهادکندکرسی افغانستان درآن سازمان محفوظ باشد واین دلیل رابیاوردکه که عضویت افغانستان درملل متحدبرجاست وطالبان(باهمه پشتیبانی پاکستان)درسازمان ملل متحدراه نیافته اند.

اما، ازطرف دیگر، ایران منفعت خودرادرآن میدیدکه انتقال گازترکمنستان رابسوی پاکستان وهند، ازراه ایران انجام دهدوازاین که امنیت درحاشیۀ غربی افغانستان مختلف باشد، استفاده بگیرد و چنان دلیل میآوردکه تمدیدشاه لولۀ گازدرافغانستان مصون نیست.

تذکر: چندروزقبل دردسمبر2010 درعشق آبادموافقۀ بین ترکمنستان، افغانستان، پاکستان وهندوستان امضاشد، درجراید و رادیوتلویزیون ایران ازنشرمفصل این خبرخودداری بعمل آمد.

برمیگردیم به مجلس جاگارتا: مذاکرات من باکشورهای عربی نتیجۀ مشخصی نداد، هیئت عربستان سعودی طرفدارطالبان بود، حکومت مصرحاضرنبودمراجعۀ پاکستان رانادیده بگیرد. باین حساب کنفرانس جاگارتادرموضوع کرسی افغانستان به یک بن بست رسید. وزیرخارجۀ اندونیزیادرآنزمان، بالاخره راه وسط را پیش گرفت وآن اینکه عضویت افغانستان درسازمان کنفرانس اسلامی بحالت تعلیق درآورده شود. کرسی افغانستان موجودباشداما نماینده ای ازطرف افغانستان درآن جلوس نکند. طالبان شامل کنفرانس نشدند، امااندونیزیا ازاشتراک جمهوری اسلامی افغانستان نیزمعذرت خواست .

پاکستان به طالبان اطمینان میدادکه بزودی همه خاک افغانستان را استیلاخواهندکردوآنگاه عضویت رادرسازمان کنفرانس اسلامی و سازمان ملل متحدبدست خواهندآورد.

هنگام انعقادمجمع عمومی ملل متحد، هیئت پاکستان که عضویت یافتن طالبان رادرملل متحدباهمه مساعی دشواریافته بود، طی بیانیۀ پیشنهادکردکه سازمان ملل متحدآنراه حل راکه سازمان کنفرانس اسلامی دریافته است، درنظربگیرد، یعنی عضویت افغانستان بحالت تعلیق درآورده شود. ازین پیشنهادپاکستان درمجمع عمومی هیچ کشوری پشتیبانی نکردوپاکستان هم دیگرجرأت نیافت که این پیشنهادراتجدید کندودسیسۀ پاکستان ناکام شد، زیرادیگراعضای ملل متحد، جمهوریت اسلامی افغانستان راعضوسازمان ملل متحد می شناختند.

داکترهاشمیان چنان محاسبه کرده است که امریکانمیخواست طالبان درملل متحدعضویت حاضل کنند، اینگونه محاسبه راجریان تاریخ غلط ثابت میکند. سی آی ای امریکادرخلق کردن، دادن تمرین عسکری واعزام ایشان به افغانستان باآی اس آی، یعنی دستگاه استخبارات نظامی پاکستان همکاری تنگاتنگ داشت وبه معیت عربستان سعودی تمویل دسته های طالبان راضمانت میکرد.

امریکابه یک مامورطالبان بحیث داوطلب نمایندگی از افغانستان درملل متحد ویزۀ ورودراداد ودفترغیررسمی طالبان درفلشنگ نیویارک افتتاح شد، ونمایندگی دایمی پاکستان درملل متحدآنرا رهنمایی میکرد. چندنفرافغان ساکن نیویارک پیداشده بودندکه با دفترطالبان مساعدت میکردند. البته سازمان ملل متحدجمهوریت اسلامی افغانستان وحکومت استادربانی رانمایندۀ افغانستان میشناخت ودفترنمایندگی طالبان رابرسمیت نمی پذیرفت.

چندنفرافغان ساکن نیویارک وحوالی آن همکاری رابادفترطالبان آغازکردند، حتی دخترجوان یکی ازین پشتیبانان طالبان بطور افتخاری وظیفۀ سکرتردفترطالبان رابعهده گرفت ومیکوشیدباتلفون وقت ملاقات به روزنامه نگاران وحتی دیپلوماتهابرای نمایندۀ طالبان میسرنماید.

نمایندگی دایمی پاکستان درملل متحدضیافتهاترتیب میداد، احمد کمال سفیرآنزمان پاکستان درملل متحدنمایندۀ طالبان رادعوت شام میکردوبرعلاوه دیپلوماتهای امریکایی، ایرانی وعربستان سعودی را به سطح سکرتروحتی مستشاردعوت مینمودتابانمایندۀ طالبان آشنا شوند. سفیراحمدکمال، مقدمات قبول شدن طالبان رابحیث نمایندۀ افغانستان درملل متحدباین صورت آماده میکرد.

یقیناً بامشورۀ دیپلوماتهای پاکستانی بودکه یکدسته ازافغانان طرفدارسلطۀ طالبان وساکن نیویارک به اینجانب توسط تلفون اخطارشدیددادندکه من وهمه همکارانم درظرف یکساعت دفتر نمایندگی افغانی راترک گفته تخلیه کنیم، زیرابعقیدۀ ایشان از افغانستان نمایندگی نمی کنیم .

این تهدیدکنندگان بهدف نرسیدند، پلان پاکستان درحالیکه افراد آی اس آی پاکستانی درنیویارک وواشنگتن بنام دیپلومات موجود بودند، عملی نشد، زیرامن وهمکارانم تصمیم راسخ گرفتیم دفتررا ترک نکنیم. درروزمابعد بایکی ازمعاونان سکرترجنرال ملل متحد که بامن آشنایی داشت، ملاقات کردم وموضوع رابیان نمودم واو ترتیبات لازم راگرفت ودستۀ طالب پرستان دانستندکه پلیس نیویارک نظردفترسازمان ملل متحدرا معتبرمی شناسد.

درشهرنیویارک یک ایجنت آی اس آی که ریش درازی داشت ولقب مولانارابنام خوداضافه کرده بود، باامام مسجد، جناب حاجی محمداکبرشیرزاد، دوبارملاقات وازامام افغانی تقاضاکرده بودکه درنمازجمعه درمسجدافغنی ابوبکرصدیق(رض) درخطبه، به سلطۀ طالبان درافغانستان بیعت کند وهم مقتدیان رانیزبه این بیعت بخواند. جناب حاجی محمداکبرشیرزاداحوال افغانستان رابه نیکویی می دانست وهرسال هنگام وروداستادربانی درنیویارک(به مناسبت مجمع عمومی ملل متحد)ایشانرا به مسجددعوت میکردواستادربانی به حاضران بیانات اسلامی میداد. همان بودکه امام شیرزادبعدازهر دوملاقات ازقبول تقاضای مولانای پاکستانی سرباز زد.

امام حاجی محمداکبرشیرزاد، درترتیب مظاهره های افغانان ساکن فلشنگ وحوالی آن برضدنمایندگی دایمی پاکستان درملل متحدوجنرال قونسلگری پاکستان درنیویارک سهم فعال میگرفت و اکثریت تام افغانان نیویارک مخالف سلطۀ طالبان درافغانستان بودند.

مطلب مهم آنست که حکومت آنوقت امریکاباطالبان افغان ارتباط گسترده داشت. خانم رابین رافیل، یکی ازمعینان وزارت خارجۀ امریکادرآنوقت به ملاقات ملاعمردرافغانستان رفته بودوبعد به ملاقات قوماندان احمدشاه مسعودبه جبل السراج رفته به وی، طی ملاقات گفته بود:«بهتراست باطالبان صلح کنید»(یعنی تسلیم شوید) واحمدشاه مسعودگفته بود:«طالبان حاضرندکه افغانستان رایک ایالت پاکستان بسازند.» دربرابردیگرسخنان خانم رابین رافیل گفته بود:«اگربرابراین(پکول) من یعنی ازخاک افغانستان یک وجب باقی بماند، مابرای دفاع ازوطن درمقابل طالبان وحامیان ایشان یعنی دستگاه استخبارات نظامی پاکستان خواهیم جنگید.»

چون حکومت امریکابطوررسمی حکومت استادربانی رابرسمیت میشناخت، خانم رابین رافیل درعمارت مقرملل متحدبامن نیزملاقات وچنین اشاره کرد:بهتراست راه صلح راپیش گیرید، ومن برایش گفتم:حکومت من باآنانیکه میخواهندافغانستان زیرحکم پاکستان باشد، مذاکره نخواهدکرد وبهتراست ازپاکستان خواهش کنیدتا از حمایت طالبان دست بردارند. درین ملاقات ودیگرملاقاتهای مهم داکترمحمدحیدر(سابق رئیس پوهنتون کابل)که دروقت انعقاد مجمع عمومی به نیویارک سفرکرده، درمقام مشاورارشدنمایندگی مساعدت میکرد، حاضربودند.

شخصیتهای امریکایی دربارۀ افغانستان وپاکستان وطالبان نظر متحدنداشتند، روهرباکر که عضوکانگرس بودتقاضاکرده بودکه وزارت خارجۀ امریکااسنادراجع به افغانستان رابه کانگرس بفرستدو وزارت خارجه این کار رابه تأخیرانداخته بود. بعضی ازمامورین عالیرتبۀ وزارت خارجۀامریکاوازآنجمله آقای اندرفورت، که شخص باخبروصادق بود، طی ملاقاتهابامن تفاهم زیادبه موقف ما نشان میداد.

ازطرف دیگر، دستۀ طرفداران امریکایی طالبان که درواشنگتن سفارت پاکستان باایشان تماس داشت، تاقصرسفیدراه یافته بودند. بالاخره پریزدنت کلنتن باین نظررسیدکه ترتیبات برسمیت شناختن طالبان رابگیرد وبه سفارت امریکادرکابل نمایندۀ سیاسی عالیرتبه بفرستد.

ایام انتخابات امریکادر1995 فرارسیده بود، سازمانهای زنان امریکایی که خبررفتارغیرانسانی طالبان رابازنان افغانستان میشنیدند ومیخواندند ودرتلویزیون میدیدند، درمقابل وضع مساعدحکومت امریکادربارۀ طالبان قیام کردندو مجالسی ترتیب دادند، اجتماع زنان درشهربالتیمور بسیارموثربود. دردستگاه حکومت امریکا اشخاص دیگری نیزبطرفداری زنان افغانستان بودند وازآنجمله خانم مادلین البرایت بود، نمایندۀ امریکادرملل متحد، که دردهلیزهای مقرسازمان ملل متحدبااو روبرومیشدم ودربارۀ ستمگاری طالبان بر زنان به اومعلومات میدادم. خانم البرایت به پاکستان رفته ازکمپ مهاجرین دیدن کرده بودوازسلوک طالبان بازنان درافغانستان باخبر بودوسخت شکایت داشت.

پریزدنت کلنتن برای اینکه مجدداً انتخاب شود، فعالیت و تبلیغات میکرد، دانست که مخالفت زنان امریکا، بشمول آنانیکه از حزب دموکرات بودند، برایش درانتخابات آسیب خواهندرسانید و هدایت دادکه ازفرستادن نمایندۀ سیاسی امریکابه کابل صرفنظر شود وآراءزنان درانتخابات ازدست نرود.

این رد نظرداکترهاشمیان است که تصورکرده است امریکا طرفدارشمول طالبان درملل متحدنبود، حقیقت برعکس تخمین نامبرده است.

داکترهاشمیان نیزمحاسبۀ تاریخی کرده است که روسیه نیزنمی خواست طالبان درملل متحدعضوشوند. بایدتوضیح کنم که روسیه درآنزمان آنقدرنفوذسیاسی نداشت ودیگرسردستۀ کشورهای سوسیالیست نبودکه برضدقبول شدن طالبان درسازمان ملل متحدبه صورت گروپ رأی بدهند. این تخمین داکترهاشمیان نیزاعتبار تاریخی ندارد.

واقعیت آنست که اروپای غربی، حکومت جناب استادربانی رابه رسمیت میشناخت ومن بانمایندگان شان ملاقات میکردم. دراکثر کشورهای اروپای غربی سفارت جمهوریت اسلامی موجودوافکار عامه مخالف طالبان بود. آنکشورهای غربی که درکمیتۀ تحقیق اعتبارنامه هاعضویت داشتند، به طرفداری دوام عضویت حکومت استادربانی سخن میگفتندوموقف میگرفتند والبته پاکستان وعربستان سعودی وامارات طرفدارطالبان بودند، وهمه کشورهای عمدۀ جهان بشمول امریکای لاتین ازپاکستان طرفداری نمیکردندوحتی امریکا هرگزروابط رسمی خودراباحکومت استادربانی قطع نکرد(حکایۀ رئیس جمهورکلنتن رادربالاخواندیم). اینجانب درمجمع عمومی و دیگرمجالس ملل متحدودراجتماع کشورهای غیرمنسلک چهرۀ شناخته شده بودم، ضمناً درمقام نایب رئیس منتخب کمیتۀ حقوق مردم فلسطین اجرای وظیفه میکردم واین انتخاب هرسال تجدیدمی شد، اگرچه فعالیت این کمیته موردپسندهیئت امریکادرملل متحد نبود.

بخاطربیاوریم که یک دیپلومات پایین رتبۀ افغانی بنام سراج الدین وردک که طرفدارطالبان شده بود، بیرق سفیدطالبان رابالای سفارت افغانستان درواشنگتن به اهتزارآورد. وزارت خارجۀ امریکا ازموقع استفاده کرده دروازۀ سفارت افغانستان رادرواشنگتن بکلی بست(عمارت این سفارت از1943 به اینطرف ملکیت حکومت افغانستان بود.)

هرسال وقتیکه راپورکمیتۀ اعتبارنامه درتاییداعتبارنامۀ امضاشدۀ استادربانی درمجمع عمومی میرسید، بدون ضرورت رأیگیری تصویب میشد، نمایندۀ پاکستان حق سخن تقاضاکرده اظهارمیداشت که حکومت استادربانی بایدبرسمیت شناخته نشودوچنین تبصرۀ هیئت پاکستان ازطرف هیچ کشوردیگرجهان تاییدنمی شد.

درخاتمه، این بندۀ خدا، ازتهمت وافتراء کسان به خداوند(ج) پناه میبرم وآیت هشتم سورۀ انفال راازقرآنکریم میخوانم ودعامی کنم که حق تعالی فرمان خودرابه تحقیق رساند:

لیحق الحق ویبطل الباطل ولو کره المجرمون. ترجمه:«تاخداوند واقعیت بخشدحق وباطل کندباطل رااگرچه پسندنیایدمجرمان را.»/

************************************

مطلب بالا درهفته نامۀ امید شماره 887 مورخ اول جدی 1389 برابربا 22 دسمبر2010 انتشاریافت.

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • Ima
    با درود وسلام به دانشمندِ فرهیخته روان فرهادی
    از سراپای متن امانت داری درآن چه که بیان شده است به خ وبی نمایان است.
    یک نکته را قابل ذکر می‎دانم و آن این که اسناد بعدها نشان داد که کشتار در قنسلگری مرک ز ولایت بلخ کارِ طالبان نه که کارِ یکی از اعضای ایرانی قونسلگری ایران بوده که به دستور جمهوری اسلام ی ایران همه را به ته‌کاوی قونسلگری فرا می‌خواند و تیرباران می‌کند.
    دلیل آن هم ترس افشاشدنِ برنامه تج زیه طلبانه ایران توسط کارمندان قونسلگری بوده‌است، زیرا آن‌ها در شمال به ارتباط تجزیه افغانستان فعالی ت داشتند.
  • ناشناس
    سلام فراوان خدمت داکتر صاحب روان فرهادی فرزند دل سوز وطن پرست وخدا دوست ملت رنجدیده وشهید پرور افغان ستان. خداوند طول عمر وصحت سلامتی نصیب تان باد بدا به حال دولت مردان نامرد این کشور که در دوران کار و زندهگی پرافتخار شما حد اقل مفتخر به یک تقدیر نامه و یا مدال وطندوستی میگردیدید. شهاب شفق لندن
  • Abdul
    I am very proud of having such knowledgeable politician as dear dr. Rawan Farhadi. He is one of the best patrician in Afghanistan. God bless him and all of his family.
  • احمد
    مردی به شرافت و نجابت داکتر فرهادی باید هم مورد طعن و تهمت کسانی همچو هاشمیان واقع شود. مصیبت زمانی می بود که هاشمیان داکتر فرهادی را تایید کند. هاشمیانی که چشم یک جنایتکار را می بوسد باید هم دشمن روا ن فرهادی باشد.

    مهم نیست که کسی چه عنوان و چه درجهء علمی با نام خود یدک می کشد. شرافت جیزیست که رتبهء علمی و لقب خانوادگی نمی تواند جای آنرا بگیرد. نه سید بودن، نه داکتر بودن و نه هم "هاشمیان& #34; بودن، هیچیک نمی تواند بیمایگی این مرد نا نجیب را پوره کند.

    آفرین به حوصله و نجابت آقای فرها دی که نشسته و به جواب ابلهی چون هاشمیان چیزی نوشته است....
  • داكتر س. ح. كابلى  - سيد خليل الله هاشيميان معذور است به او نتازيد كه ب


    دوستان عزيز.
    من سيد خليل الله هاشميان را از نزديك مى شناسم. او يك بيمار روانى است. در زمان سلطنت مر حوم اعليحضرت محمد ظاهر شاه با چشمان خود اسناد دزدى او را در سفارت افغانستان مقيم لندن ديده ام.

    س يد خليل الله هاشميان از همان سيد نما هاى دروغين است كه راه جد و بزرگان قوم سادات را رها كرده به پشت پشتون سالارى افتاده است. متاسفانه سيد خليل الله هاشميان كذاب،‌دروغگو، دزد، شرابخوار و زناكارى شناخت ه شده است. در سفارت وقت مشهور به شارلاتان و اوباش سرگردنه نام داشت. در دوران دانشگاه كابل توسط يك جو ان شمالى چنان لت خورد كه به اثر ضرب شاخ به مقعدش تا حال از آن زخم رنج مى‌برد و عليه مردم شمال توطئه مى كند.

    سيد خليل الله هاشيميان با رژيم نجيب ارتباط داشت. عليه جهاد و مجاهدين مى‌نوشت. آيينه افغان ستان شاهد سخنانم است.

    مشكل سيد خليل الله هاشميان با جمعيت اسلامى زمانى آغاز شد كه استاد ربانى‌ و داكتر نجيب الله لفرايى به او ارجى قايل نشدند و او را در وزارت خارجه و دانشگاه كابل تحويل نگرفتند و استخدام نكردند.

    سيد خليل الله هاشميان منفور همه سيدان واقعى است. پدر كلان سيد خليل الله هاشميان ا ز سيدان يهودى الاصل بوده كه سه نسل پيش مسلمان شد و از بخارا به شرق افغانستان مسكن گزيد و با گرفتن يك زنى كه او هم مربوط به يك خانواده هندونو مسلمان بود به زندگى در اين كشور تن داد.

    از همچون معجون ن اپاك چرا شكايت داريد؟

    من او را خوب مى شناسم. خانمش از اين كه افغانان هاشميان را زن گفته فحش و دشن ام مى‌دهند بسيار دلگير، مريض و افسرده است.

    مشكل ديگر سيد خليل الله هاشميان خاطران دوران سربازى ا و است كه در آن دوران يك خورد ضابط از پروان كه در اصل پنجشيرى‌هم بود بالاى او عمل ناروا انجام داد كه آبروى سيد خليل الله هاشميان بين همه سربازان بر باد رفت. ضابط گل احمد خان پنجشيرى زمانى كه ديد سيد خل يل الله هاشميان هنگام نماز به پيامبر اسلام توهين مى كرد به او حمله كرد و پس از لچ كردنش بر سيد ترساي ى عمل لواط را انجام داد كه من تا حال نه توانستم دكر كنم كه مرض بواسير سيد خليل الله هاشميان به دليل همان عمل لواط اوج كرده يا كه اثر افسردگى وى‌را دچار همچون بيماريى ساخته است.

    خواهشمندم كه خود را به سطح سيد خليل الله هاشميانى مقعد پاره خورد و پايين نسازيد.

    به سيد خليل الله هاشميان فقط سلام نا زبوبو قندهارى و فرزندش را تقديم كنيد آن وقت متوجه مى شويد كه موصوف چه حالى دارد.
  • Kiomars  - Kiomars
    Dr. Rawan Farhadi is one of the best and the brightest ever lived in political scene of our country . He is the pride of Afghanistan. But on the other hand Dr. Hashimyan is a gar...ge. He was teaching our class at Kabul university. He was one of the most incapable and the most unprofessional teacher at our department. Despite his so-called academic credential from an American university, he was no t able to speak proper English. His opinions on Afghanistan and his so-called evaluation of politica l situation in Afghanistan, is a joke. The Great Dr. Farhadi, should not have bothered to answer to Hashimyan’s sickening accusations.
  • ناشناس
    به سایت محترم خاوران !

    نشر چنین موضوعات و برچسب زدنها بازاری کار رسانه ء شما را بی اعتبار میسازد لطفآ با از سر کیری اصل ژورنالستیکی خویش به قضایا و موضوعاتی که در خور اهمیت باشد بپردازید تا از ان چ یزی گیر مردم بیچاره ما بیآید باید اکادمیک برخورد شود نه بازاری این یک پیشنهاد بود وبس چون از هیچکدام شناختی ندارم بنآ دلم به حال سایت سوخت وبس
    برای همه افغانان وطن دوست و مردم دوست موفقیت میطلبم وسل ام بلخی
  • karem@hotmail.com  - سوال در مورد خاطرات تان
    شخصيت دانشمند و فرهيخته كشور جناب فرهادي صاحب
    سلام خدمت تان تقديم باد.
    از دير زمان ميخواستم كه با شما در تماس شوم و در مورد نكاشتن خاطرات تان سوال كنم. اميد است هرده زودتر خاطرات تان تمام شود تا بدس ترس همه قرار كيرد.
    خداوند متعال شما را صحت دائم و عمر دراز نصيب كند و دشمنان افغانستان را براي هميش شرمنده سازد.
    الهي آمين
  • Zohrah Gauheraabady
    Ba tawajjuh ba inkeh naam-e- shakhseyet-e buzorgi chun Farhady dar meyan hast ,nashr naweshtah-e c,h Kabuly ba in istedlal wa adabieyat paayen dar site Khawaran munasib na bood
  • داكتر مهيار
    خداوند شما را هميش در بناه الطاف خود نكهدارد، نبشته دكتر فرهادى صداى آه ، ناله ومظلوميت دوره مظلومى است كه فقط براى خدا جوى ،عدالت ، قسط ، حق و انسان محورى مورد بغض منطق قوت، قبيله ، خون ، زر ، زور ت زوير و ذلت كيشان قرار كرفت، نبشته دانشمند فرهيخته فرهادى هر قلب مؤمن را به درد مى آورد كه جكونه آنه مه ستم در برابر ملتى داشت صورت مى كرفت كه هيج داعيه اى جز آزاد زيستن و اعمار ذات، زاد وبوم نداشت، با وجود آن ديد خيّر طاغوتيان جنان ناجوانمردانه بدو خنجرزدند كه آه و ناله و فغان آن دامن مستكبرين را ي كى بى ديكر كرفت و هر كدام در آتشى كه افروخته بودند سوختند و در حال سوختن هستند، حادثه يازده سبتمبر ، قتل بى نظير، قتل سلمان تاثير كورنرجنرال بنجاب ، قتل مولاناحسن جان يكى از مؤسسين طالبان ، فتنه كور ا مروز باكستان ، سوختن فرزندان قبائل در دو طرف مرز همه وهمه نتيجه دعاى همان ملظلومان است كه صبح كاهان با كره وضجه از خدا مى خواستند ، الهم اضرب الظالمين بالظاليمن و اخلصنا من بينهم سالمين
    داكتر مهديار سيد ذبيح الله
  • ضمیر
    ایران هرګز مخالف طالبان بیفرهنګ عمل ننموده و دسیسه کشته شدن خبرنګار ودیپلوماتهای ایرانی در مزارشریف چنانچه یکی از دوستا ن دربالا ذکر نموده وکار خودی ایران و شراکت پاکستانیها بوده چنانچه
    هنګامیکه در سومین سالګرد ګشته شدن خبرنګار و دیپلوماتهای ایرانی ، خبرنګاران ایرانی ، سیدکمال خرازی وزیر خارجه ان زمان ایران را در صحن بیرون از جلسه در مجلس ان کشور چار پیر نموده و سوال پیچش نمودند، او فقط یک جواب مختصر وکوتاه داد وان این بود که پاکستان تضمین نموده بود که هنګام اشغال مزارشریف توسط طالبان یا فرز ندان پنجاپ به دیپلوماتهای ایرانی اسیبی نمیرسد. پس معلږم بودکه ایران با پاکستان در مورد طالبان بیفرهن ګ تفاهم داشتند.
  • م فرهنگ دوست هروی

    محترم آقای داکتر فرهادی

    شما همین حالا در یک کشور پیشرفته زندگی دارید و هاشمیان هم در همان کشور ز ندگی دارد. شما حتما همان مجله سراپا دروغ هاشمیان را در دست دارید و باز حتما فیلم اتهمام نامه را از ر وی تلویزیون ضبط کرده اید. پس با چنین گواهی ها چرا از این مرد بی آبرو یعنی هاشمیان در امریکا شکایت ن می کنید؟ امریکا که افغانستان یا ایران نیست که بی حساب و کتاب باشد. اونجا قانون حاکم است با توسل به ق انون او را به دادگاه بکشانید. حتما این کار شدنی است همین حالا با وکیل دادگستری مشاوره کنید نتیجه آن عالی خواهد بود.
    موفق باشید.

    پیام به نخستین نظر دهنده
    شما با تعریف و تمجید از آقای روان فرهادی خواستی باز یک دروغ دیگر را بخورد مردم دهی نه برادر نمی شود. مردم حالا هوشیار شده اند.در افغانستان هی چ تجزیه طلبی نیست که بخواهد بازیچه دست خارجیها شود. بلی کسانی هستند از روی جهالت و نادانی کشور بسیوی تجزیه یا بزیر سلطه کامل پاکستان بپیش میبرند. اگر شما واقعا نگران تجزیه کشور هستی پس چوب را بردار سر طالبان و فاشیستان پشتون بزن که فعلا پیاده نظام پاکستان برای تجزیه کشور هستند. اگر کشور تجزیه شود مط معنا از جنوب شرق کشور است نه از شمال.
    این مقاله را برای شماو دیگر خواننده گان خاوران پیشکش میکنم .تا بدانید از طرف شمال و غرب کشور هیچ تجزیه طلبی نیست اگر هست از طرف جنوب شرق کشور هست.
    تجزیه طلبی واقعیت یا برچسپی ناروا
    بخش یکم
    http://kabulpress.org/my/spip.php?article2922
    تجزیه طلبی واقعیت یا برچسپی ناروا
    بخش دوم
    http://kabulpress.org/my/spip.php?article2923
  • habib FATAH
    آیینه هاشمیان قلب است. هرافغانیکه آیینه او را مطالعه کندچهره قلب اورامیابد.
  • عزیز احمد حنیف  - آقای هاشمیان هیچ حیا نمی کند

    داکتر خلیل الله هاشمیان در سال 2004 یک مقاله ای را در برخی سایت های انترنت به دست نشر داد که در آن ب ه قهرمان ملی کشور شهید احمد شاه مسعود و جبهه مقاومت توهین کرده بود؛ در آن هنگام راقم این سطور در دان شگاه اسلامی بین المللی اسلام آباد مشغول پیشبرد تحصیلات عالی خویش بودم و مقاله موصوف را در روزنامه سه ار خواندم. روزنامه سهار یکی از روزنامه هایی بود که از سوی مهاجرین افغان در شهر پشاور طبع و نشر می شد . مقاله موصوف را زیر عنوان تعصب یا تبصره به نقد گرفتم که سه روز بعد از مقاله وی در نفس همان صفحه روز نامه سهار به نشر رسید. در آن وقت نظریات وی را در رابطه به قهرمان ملی کشور چنان دریافتم که سراسر مملؤ از تعصب، تحجر و تنگنظری های قومی و سیاسی بود. از خلال نظریات وی دریافتم که وی نه تنها یک متعصب بلکه یک تشنجگرا و کینه توز است که می خواهد با تبلیغات سوء و سخنان توهین آمیز به شخصیت های ملی می خواهد خ ود را رسوا نماید. به این جناب صمیمانه پیشنهاد می نمایم که بیشتر از این پشت شخصیت های ملی را رها کن و اگر توانمندی کاری را داری به افغانستان تشریف بیار و در پهلوی سایر افغانهای با احساس و درددیده در اح یای مجدد کشور سهم بگیر.
    و در عین زمان به شخصیت علمی و دانشمند بزرگوار ما آقای دکتر روان فرهادی یاد آور می شوم که تاریخ بشر شاهد که از از روزگاران گذشته شخصیت های بزرگ که دارای اندیشه عالی اند همواره از سوی چنین اشخاصی که اصلاً به خود شخصیت قایل نیستند توهین شده اند؛ امید وارم جناب داکتر صاحب گرامی در حفظ و امان خداوند همواره موفق و گامگار باشند.
  • امید
    بعد از سلام
    اگر من هم درین مورد نظر بدهم وخدأ ووجدان خودرا حاضر وناظر ببینم باتمام درد وهزاران افسو س باید بگویم که تاامروز درسرزمین ماکسی به سرحد بدنامی ونفرت هاشمیان منفور وصبغت تالله مجددی دیده نشد ه است. اتهاماتیکه علیه آقای فرهادی وقهرمان مسعودازدست ، زبان بدگوئی وخیانت این دوشخص سرزده است نمونه ندارد. خدا انتقام گیر است ودستهای ملت بیچاره هم تاابد در جیبهای شان نخواهد ماند. نیش عقرب در مورد ا ین هم از پی کین است ومقتضای بردگی شان به زورمندان طبیعت این دو میباشد. به امید روزیکه اگر برای یکسال هم میشود که دست ازین اعمال نا پسندیده بردارند.
  • سحر  - کشته شدن
    سراج الدین وردک در یک حادثه ترافیکی در ولایت سمنگان جان داد



    روحش شاد باد
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 81 مهمان آنلاین


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.