نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| پاســـخ بــه هــاشــــمیان |
|
|
|
| پیامها و گزارشات - نامــه هــای رســیده |
| نوشته شده توسط داکتر روان فرهادی، برنت وودـ کالیفورنیا |
| يكشنبه ، 19 دی 1389 ، 15:33 |
|
درطی چارده سال خدمت رسمی من درمقام سفیرونمایندۀ دایمی افغانستان درملل متحد(1993تاپایان 2006) گرم وسرد روزگار راتحمل کردم. البته ارتباط دفترنمایندگی مادرنیویارک و وزارت خارجه درکابل آسان نبود، قسط ربع سالانۀ مصارف و معاشات شامل حقوق مامورین ویک دوکارمنداستخدام شده، کرایۀ دفتروکرایۀ خانه، بوقت مطلوب یعنی زمانیکه بایدحتماپرداخت شود، ازکابل به نیویارک نمیرسید وازین جهت اینجانب وهمکاران گرامی ام، نگران می بودیم . داکترهاشمیان پرسیده بوداگراین مصارف راحکومت ایران به افغانستان نمیداد، پس ازکجاتهیه میشد؟ پاسخ اینست که عایدات قونسلگریهابمامیرسید.عایدقونسلگری افغان درنیویارک محدودبود واندک چارۀ کاررامیکرد. به امرمرکزازقونسلگریهای افغانی در دهلی ودر بن(آلمان) مبالغی به نمایندگی افغانی درملل متحدواصل میشد. گاهی میشدکه این قونسلگریهامنتظرعایدات میبودندتامبلغ تهیه شود. خوشبختانه یکعده دوستان که اهل بزنیس بودندودرایالتهای نیویارک ونیوجرسی میزیستند وازدوستان من یادوستان همکارانم بودند، به نمایندگی افغانستان قرضه میدادند وبه مجردیکه مبلغ قسط ازقونسلگریهای مذکوربه نیویارک میرسید، به آن دوستان قرض شانرامیپرداختیم. همچنان یک دفترتجارتی افغانی بنام«افغان امریکن» درنیویارک وجودداشت وبماقرضه مساعدت میکردوچون مبلغ قسط ازقونسلگریها واصل میشد، آنگاه قرضۀ افغان امریکن را ادا میکردیم . بهرصورت، حقوق معاش اینجانب وهمکارانم بسیارنازل بودو بحداندک قناعت میکردیم، زیراامکانات مالی افغانستان آزادمحدود بود. اینجانب اقامتگاه مجلل نداشتم ودریک اپارتمام دواتاقه زندگی میکردم. همکاران من مجبوربودنددربیرون منهتن درحاشیۀ بعیدشهر خانه بگیرندوباخط آهن آنجابروند، جاییکه محل اقامت مردمان کم بضاعت بود. فقط یک دریورافغانی ویک سکرترخارجی داشتیم، موترسواری من ازنوع تشریفاتی نبودوبانرخ مستعمل خریده شده بود. همکاران فقط موترهای مستعمل وارزان داشتندکه درتعطیل پایان هفته ازآن استفاده میکردند(درسال 2001، دراحوال جدید، تاحدی وبطورتدریجی ازین دشواریهای اقتصادی نجات یافتیم.) داکترهاشمیان، طی سالیان بی پایان درجریدۀ خویش(آیینۀ افغانستان»برعدۀ زیادخدمتگزاران وطن، بشدت باسخنان دشنام آمیز وافتراءآلود بناحق حمله میکردوافراد برجستۀ افغان راباالقاب تحقیرآمیزوساختگی یادمیکرد(وغافل بودکه این رفتاراو، نوشته اش رابی اعتبارمی سازد.) وی به شخص من چندین باردرجریدۀ خویش حمله کردویکبارباچنان لهجه که گویاخبرواثقی راکشف کرده است، ناگهان تهمت کردکه دفترنمایندگی درملل متحدبرای ادای مصارف خویش ازحکومت آخوندهای ایران پول حاصل میکند. دربرنامۀ تلویزیونی13دسمبر2010این تهمت را(بدون ارتباط به موضوع زیربحث) تکرارکردومانندشخصیکه شاهدجرم باشد، نشانی گفت که این مبلغ هرششماه ازایران میرسد. طوریکه دوستان خبردادند، چندروزبعدشخصیکه برنامۀ تلویزیونی داردوبه لهجۀ یک روشنفکرنابغه سخن میگوید، چنان بشدت و حدت این تهمت را تاییدکردکه شنونده تصورمیکرددرهنگام تحویل پول ازجانب ایران، درمجلس حاضربوده است. درآن سالیان داکترهاشمیان درجریدۀ خودازطالبان مزدورآی اس آی و(افراطیون بین المللی قرین آی اس آی) که قاتلان فرزندان ملت افغان بودند، سخت طرفداری میکرد، چنانکه ازاوراق جریدۀ مذکوروازمسافرت وی ازفرازابحار وهی میدان وطی میدان برای بوسیدن یک چشم یک جاسوس تقریبابیسواد، معلوم وروشن میشودودربرنامۀ تلویزیونی13دسمبر2010چنان اکت میکردکه هرگزاین کاررامرتکب نشده است واین بوسیدن چشم مزدور پاکستان هرگزواقع نشده. درینجا بایدبگویم که ایران آنروزصددرصدایران امروزنبود که بوجی های پرازدالررابه افغانستان میفرستد. ایران آنروزهیچ علاقمندی به نمایندگی دایمی افغانستان درملل متحدنداشت تاآنکه مصارف آنرابپردازد. اگربه فرض محال ایران این پیشنهادرامیکرد، من وهمکارانم این عارراقبول نمیکردیم که یک حبۀ آنراقبول کنیم وتحمل نداشتیم دفترما اجیرکشوربیگانه واقع شود. ایران آنزمان باطالبان، توسط سفارت خویش دراسلام آباد و قونسلگری خویش درپشاورروابط نهانی گسترده داشت، واین مطلب راازخلال سخنان دیپلوماتهای ایرانی که درنمایندگی ایران وظیفه داشتند، طی صحبتهای شخصی، دریافته بودیم. سفیرآنوقت ایران درملل متحددربیانات رسمی خویش درمجمع عمومی، ازگفتن یک کلمه دربارۀ پشتیبانی ازمقاومت ملت افغانستان درمقابل طالبان، یاگفتن سخنی که به طالبان یابه پاکستان گران تمام شود، پرهیزمی کرد. درآنزمان علت این رعایت پاکستان وطالبان رادرک نمیکردیم علت درآنزمان روشن نبودوچندین سال بعدروشن گردید. شخصیت پاکستانی عبدالقدیرخان که درکارتولیدسلاح هستوی فعال بود، نتایج کارفنی خودرابطورنهانی به ایران ولیبیا نیزمیفروخت ودستگاه آی اس آی وحکومت پاکستان ازین جریان مطلع بود. رفتارالقاعده مشخصات دیگرداشت، القاعده نظربدلایل معلوم ازایران پشتیبانی نمیکردوهمان بودکه هنگام اشغال مزارشریف، طالبان به قونسلگری ایران درآن شهرشتافته، اعضای قونسلگری را، که پاسپورت دیپلوماتیک ایرانی داشتند، نظربه هدایت القاعده به قتل رساندند.یعنی که طالبان درمیدان کارزاربه ایران وفادارنماندند. یکنفرمامورایرانی ازین کشتاردرمزارشریف زنده مانده بودوباتحمل مشقت زیادخودرابه ایران رسانیده وشرح کشته شدن همکاران خود رادرمزارشریف بیان کرد، چنانکه درجرایدایرانی نشرشد، تاچندماه ایران ازطالبان آزرده بود. دسیسۀ دیگری که ازطرف وزارت خارجۀ پاکستان درمقابل افغانستان چیده شد، وآن درموردعضویت افغانستان درسازمان کنفرانس اسلامی بود. افغانستان ازموسسان آن سازمان بود. زمانیکه اینجانب به معیت مرحوم عبدالرحیم غفورزی، برای اشتراک درمجلس سازمان کنفرانس اسلامی منعقدۀ جاگارتا از نیویارک به اندونیزیاسفرکردیم، هیئت پاکستان درزیربال خودیک هیئت سه نفری طالبان راباپاسپورتهای پاکستانی حاضرکرد، تادر کرسی افغانستان بحیث عضوجلوس کنند. روزهای دشوارراسپری کردیم، همه اسنادهیئت طالبان بزبان انگلیسی عالی به مساعدت پاکستان آماده شده بود. ملاعمربه وزارت خارجۀ اندونیزیا نامه نوشته بودکه بایدنمایندگان اوکرسی افغانستان رااشغال کند. ملاقاتهارادوروزپیشترازکنفرانس، باهیئتهای کشورهای دیگرآغاز نمودیم ودریافتیم که پاکستان نیزبه ایشان مراجعه کرده وتقاضای پشتیبانی ازداخل شدن طالبان درکنفرانس اسلامی کرده است. باآقای ولایتی، وزیرخارجۀ آنوقت ایران ملاقات کردیم، با کمال شیرین زبانی شرح دادکه مراجعۀ پاکستان، حکومت ایران را دربارۀ عضویت افغانستان دچارمشکلات کرده است. آقای ولایتی این مطلب رابمن گفت، درحالیکه ایران درسازمان کنفرانس اسلامی نفوذزیادداشت وایران میتوانست پیشنهادکندکرسی افغانستان درآن سازمان محفوظ باشد واین دلیل رابیاوردکه که عضویت افغانستان درملل متحدبرجاست وطالبان(باهمه پشتیبانی پاکستان)درسازمان ملل متحدراه نیافته اند. اما، ازطرف دیگر، ایران منفعت خودرادرآن میدیدکه انتقال گازترکمنستان رابسوی پاکستان وهند، ازراه ایران انجام دهدوازاین که امنیت درحاشیۀ غربی افغانستان مختلف باشد، استفاده بگیرد و چنان دلیل میآوردکه تمدیدشاه لولۀ گازدرافغانستان مصون نیست. تذکر: چندروزقبل دردسمبر2010 درعشق آبادموافقۀ بین ترکمنستان، افغانستان، پاکستان وهندوستان امضاشد، درجراید و رادیوتلویزیون ایران ازنشرمفصل این خبرخودداری بعمل آمد. برمیگردیم به مجلس جاگارتا: مذاکرات من باکشورهای عربی نتیجۀ مشخصی نداد، هیئت عربستان سعودی طرفدارطالبان بود، حکومت مصرحاضرنبودمراجعۀ پاکستان رانادیده بگیرد. باین حساب کنفرانس جاگارتادرموضوع کرسی افغانستان به یک بن بست رسید. وزیرخارجۀ اندونیزیادرآنزمان، بالاخره راه وسط را پیش گرفت وآن اینکه عضویت افغانستان درسازمان کنفرانس اسلامی بحالت تعلیق درآورده شود. کرسی افغانستان موجودباشداما نماینده ای ازطرف افغانستان درآن جلوس نکند. طالبان شامل کنفرانس نشدند، امااندونیزیا ازاشتراک جمهوری اسلامی افغانستان نیزمعذرت خواست . پاکستان به طالبان اطمینان میدادکه بزودی همه خاک افغانستان را استیلاخواهندکردوآنگاه عضویت رادرسازمان کنفرانس اسلامی و سازمان ملل متحدبدست خواهندآورد. هنگام انعقادمجمع عمومی ملل متحد، هیئت پاکستان که عضویت یافتن طالبان رادرملل متحدباهمه مساعی دشواریافته بود، طی بیانیۀ پیشنهادکردکه سازمان ملل متحدآنراه حل راکه سازمان کنفرانس اسلامی دریافته است، درنظربگیرد، یعنی عضویت افغانستان بحالت تعلیق درآورده شود. ازین پیشنهادپاکستان درمجمع عمومی هیچ کشوری پشتیبانی نکردوپاکستان هم دیگرجرأت نیافت که این پیشنهادراتجدید کندودسیسۀ پاکستان ناکام شد، زیرادیگراعضای ملل متحد، جمهوریت اسلامی افغانستان راعضوسازمان ملل متحد می شناختند. داکترهاشمیان چنان محاسبه کرده است که امریکانمیخواست طالبان درملل متحدعضویت حاضل کنند، اینگونه محاسبه راجریان تاریخ غلط ثابت میکند. سی آی ای امریکادرخلق کردن، دادن تمرین عسکری واعزام ایشان به افغانستان باآی اس آی، یعنی دستگاه استخبارات نظامی پاکستان همکاری تنگاتنگ داشت وبه معیت عربستان سعودی تمویل دسته های طالبان راضمانت میکرد. امریکابه یک مامورطالبان بحیث داوطلب نمایندگی از افغانستان درملل متحد ویزۀ ورودراداد ودفترغیررسمی طالبان درفلشنگ نیویارک افتتاح شد، ونمایندگی دایمی پاکستان درملل متحدآنرا رهنمایی میکرد. چندنفرافغان ساکن نیویارک پیداشده بودندکه با دفترطالبان مساعدت میکردند. البته سازمان ملل متحدجمهوریت اسلامی افغانستان وحکومت استادربانی رانمایندۀ افغانستان میشناخت ودفترنمایندگی طالبان رابرسمیت نمی پذیرفت. چندنفرافغان ساکن نیویارک وحوالی آن همکاری رابادفترطالبان آغازکردند، حتی دخترجوان یکی ازین پشتیبانان طالبان بطور افتخاری وظیفۀ سکرتردفترطالبان رابعهده گرفت ومیکوشیدباتلفون وقت ملاقات به روزنامه نگاران وحتی دیپلوماتهابرای نمایندۀ طالبان میسرنماید. نمایندگی دایمی پاکستان درملل متحدضیافتهاترتیب میداد، احمد کمال سفیرآنزمان پاکستان درملل متحدنمایندۀ طالبان رادعوت شام میکردوبرعلاوه دیپلوماتهای امریکایی، ایرانی وعربستان سعودی را به سطح سکرتروحتی مستشاردعوت مینمودتابانمایندۀ طالبان آشنا شوند. سفیراحمدکمال، مقدمات قبول شدن طالبان رابحیث نمایندۀ افغانستان درملل متحدباین صورت آماده میکرد. یقیناً بامشورۀ دیپلوماتهای پاکستانی بودکه یکدسته ازافغانان طرفدارسلطۀ طالبان وساکن نیویارک به اینجانب توسط تلفون اخطارشدیددادندکه من وهمه همکارانم درظرف یکساعت دفتر نمایندگی افغانی راترک گفته تخلیه کنیم، زیرابعقیدۀ ایشان از افغانستان نمایندگی نمی کنیم . این تهدیدکنندگان بهدف نرسیدند، پلان پاکستان درحالیکه افراد آی اس آی پاکستانی درنیویارک وواشنگتن بنام دیپلومات موجود بودند، عملی نشد، زیرامن وهمکارانم تصمیم راسخ گرفتیم دفتررا ترک نکنیم. درروزمابعد بایکی ازمعاونان سکرترجنرال ملل متحد که بامن آشنایی داشت، ملاقات کردم وموضوع رابیان نمودم واو ترتیبات لازم راگرفت ودستۀ طالب پرستان دانستندکه پلیس نیویارک نظردفترسازمان ملل متحدرا معتبرمی شناسد. درشهرنیویارک یک ایجنت آی اس آی که ریش درازی داشت ولقب مولانارابنام خوداضافه کرده بود، باامام مسجد، جناب حاجی محمداکبرشیرزاد، دوبارملاقات وازامام افغانی تقاضاکرده بودکه درنمازجمعه درمسجدافغنی ابوبکرصدیق(رض) درخطبه، به سلطۀ طالبان درافغانستان بیعت کند وهم مقتدیان رانیزبه این بیعت بخواند. جناب حاجی محمداکبرشیرزاداحوال افغانستان رابه نیکویی می دانست وهرسال هنگام وروداستادربانی درنیویارک(به مناسبت مجمع عمومی ملل متحد)ایشانرا به مسجددعوت میکردواستادربانی به حاضران بیانات اسلامی میداد. همان بودکه امام شیرزادبعدازهر دوملاقات ازقبول تقاضای مولانای پاکستانی سرباز زد. امام حاجی محمداکبرشیرزاد، درترتیب مظاهره های افغانان ساکن فلشنگ وحوالی آن برضدنمایندگی دایمی پاکستان درملل متحدوجنرال قونسلگری پاکستان درنیویارک سهم فعال میگرفت و اکثریت تام افغانان نیویارک مخالف سلطۀ طالبان درافغانستان بودند. مطلب مهم آنست که حکومت آنوقت امریکاباطالبان افغان ارتباط گسترده داشت. خانم رابین رافیل، یکی ازمعینان وزارت خارجۀ امریکادرآنوقت به ملاقات ملاعمردرافغانستان رفته بودوبعد به ملاقات قوماندان احمدشاه مسعودبه جبل السراج رفته به وی، طی ملاقات گفته بود:«بهتراست باطالبان صلح کنید»(یعنی تسلیم شوید) واحمدشاه مسعودگفته بود:«طالبان حاضرندکه افغانستان رایک ایالت پاکستان بسازند.» دربرابردیگرسخنان خانم رابین رافیل گفته بود:«اگربرابراین(پکول) من یعنی ازخاک افغانستان یک وجب باقی بماند، مابرای دفاع ازوطن درمقابل طالبان وحامیان ایشان یعنی دستگاه استخبارات نظامی پاکستان خواهیم جنگید.» چون حکومت امریکابطوررسمی حکومت استادربانی رابرسمیت میشناخت، خانم رابین رافیل درعمارت مقرملل متحدبامن نیزملاقات وچنین اشاره کرد:بهتراست راه صلح راپیش گیرید، ومن برایش گفتم:حکومت من باآنانیکه میخواهندافغانستان زیرحکم پاکستان باشد، مذاکره نخواهدکرد وبهتراست ازپاکستان خواهش کنیدتا از حمایت طالبان دست بردارند. درین ملاقات ودیگرملاقاتهای مهم داکترمحمدحیدر(سابق رئیس پوهنتون کابل)که دروقت انعقاد مجمع عمومی به نیویارک سفرکرده، درمقام مشاورارشدنمایندگی مساعدت میکرد، حاضربودند. شخصیتهای امریکایی دربارۀ افغانستان وپاکستان وطالبان نظر متحدنداشتند، روهرباکر که عضوکانگرس بودتقاضاکرده بودکه وزارت خارجۀ امریکااسنادراجع به افغانستان رابه کانگرس بفرستدو وزارت خارجه این کار رابه تأخیرانداخته بود. بعضی ازمامورین عالیرتبۀ وزارت خارجۀامریکاوازآنجمله آقای اندرفورت، که شخص باخبروصادق بود، طی ملاقاتهابامن تفاهم زیادبه موقف ما نشان میداد. ازطرف دیگر، دستۀ طرفداران امریکایی طالبان که درواشنگتن سفارت پاکستان باایشان تماس داشت، تاقصرسفیدراه یافته بودند. بالاخره پریزدنت کلنتن باین نظررسیدکه ترتیبات برسمیت شناختن طالبان رابگیرد وبه سفارت امریکادرکابل نمایندۀ سیاسی عالیرتبه بفرستد. ایام انتخابات امریکادر1995 فرارسیده بود، سازمانهای زنان امریکایی که خبررفتارغیرانسانی طالبان رابازنان افغانستان میشنیدند ومیخواندند ودرتلویزیون میدیدند، درمقابل وضع مساعدحکومت امریکادربارۀ طالبان قیام کردندو مجالسی ترتیب دادند، اجتماع زنان درشهربالتیمور بسیارموثربود. دردستگاه حکومت امریکا اشخاص دیگری نیزبطرفداری زنان افغانستان بودند وازآنجمله خانم مادلین البرایت بود، نمایندۀ امریکادرملل متحد، که دردهلیزهای مقرسازمان ملل متحدبااو روبرومیشدم ودربارۀ ستمگاری طالبان بر زنان به اومعلومات میدادم. خانم البرایت به پاکستان رفته ازکمپ مهاجرین دیدن کرده بودوازسلوک طالبان بازنان درافغانستان باخبر بودوسخت شکایت داشت. پریزدنت کلنتن برای اینکه مجدداً انتخاب شود، فعالیت و تبلیغات میکرد، دانست که مخالفت زنان امریکا، بشمول آنانیکه از حزب دموکرات بودند، برایش درانتخابات آسیب خواهندرسانید و هدایت دادکه ازفرستادن نمایندۀ سیاسی امریکابه کابل صرفنظر شود وآراءزنان درانتخابات ازدست نرود. این رد نظرداکترهاشمیان است که تصورکرده است امریکا طرفدارشمول طالبان درملل متحدنبود، حقیقت برعکس تخمین نامبرده است. داکترهاشمیان نیزمحاسبۀ تاریخی کرده است که روسیه نیزنمی خواست طالبان درملل متحدعضوشوند. بایدتوضیح کنم که روسیه درآنزمان آنقدرنفوذسیاسی نداشت ودیگرسردستۀ کشورهای سوسیالیست نبودکه برضدقبول شدن طالبان درسازمان ملل متحدبه صورت گروپ رأی بدهند. این تخمین داکترهاشمیان نیزاعتبار تاریخی ندارد. واقعیت آنست که اروپای غربی، حکومت جناب استادربانی رابه رسمیت میشناخت ومن بانمایندگان شان ملاقات میکردم. دراکثر کشورهای اروپای غربی سفارت جمهوریت اسلامی موجودوافکار عامه مخالف طالبان بود. آنکشورهای غربی که درکمیتۀ تحقیق اعتبارنامه هاعضویت داشتند، به طرفداری دوام عضویت حکومت استادربانی سخن میگفتندوموقف میگرفتند والبته پاکستان وعربستان سعودی وامارات طرفدارطالبان بودند، وهمه کشورهای عمدۀ جهان بشمول امریکای لاتین ازپاکستان طرفداری نمیکردندوحتی امریکا هرگزروابط رسمی خودراباحکومت استادربانی قطع نکرد(حکایۀ رئیس جمهورکلنتن رادربالاخواندیم). اینجانب درمجمع عمومی و دیگرمجالس ملل متحدودراجتماع کشورهای غیرمنسلک چهرۀ شناخته شده بودم، ضمناً درمقام نایب رئیس منتخب کمیتۀ حقوق مردم فلسطین اجرای وظیفه میکردم واین انتخاب هرسال تجدیدمی شد، اگرچه فعالیت این کمیته موردپسندهیئت امریکادرملل متحد نبود. بخاطربیاوریم که یک دیپلومات پایین رتبۀ افغانی بنام سراج الدین وردک که طرفدارطالبان شده بود، بیرق سفیدطالبان رابالای سفارت افغانستان درواشنگتن به اهتزارآورد. وزارت خارجۀ امریکا ازموقع استفاده کرده دروازۀ سفارت افغانستان رادرواشنگتن بکلی بست(عمارت این سفارت از1943 به اینطرف ملکیت حکومت افغانستان بود.) هرسال وقتیکه راپورکمیتۀ اعتبارنامه درتاییداعتبارنامۀ امضاشدۀ استادربانی درمجمع عمومی میرسید، بدون ضرورت رأیگیری تصویب میشد، نمایندۀ پاکستان حق سخن تقاضاکرده اظهارمیداشت که حکومت استادربانی بایدبرسمیت شناخته نشودوچنین تبصرۀ هیئت پاکستان ازطرف هیچ کشوردیگرجهان تاییدنمی شد. درخاتمه، این بندۀ خدا، ازتهمت وافتراء کسان به خداوند(ج) پناه میبرم وآیت هشتم سورۀ انفال راازقرآنکریم میخوانم ودعامی کنم که حق تعالی فرمان خودرابه تحقیق رساند: لیحق الحق ویبطل الباطل ولو کره المجرمون. ترجمه:«تاخداوند واقعیت بخشدحق وباطل کندباطل رااگرچه پسندنیایدمجرمان را.»/ ************************************ مطلب بالا درهفته نامۀ امید شماره 887 مورخ اول جدی 1389 برابربا 22 دسمبر2010 انتشاریافت.
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین




شام یکشنبه 12 دسمبر2010بوقت کالیفورنیا: داکترسیدخلیل الله هاشمیان، همان تُهمتی که چندسال پیش برمن بسته ودرمجلۀ خویش بنام «آیینۀ افغــانســتان»بچاپ رسانیده بود، دربرنامۀ تلویزیونی تکرارکرد. موضوع بیانات برنامه انتقاد برداکترفریدیونس بود در موضوع دیگرکه هیچ ارتباط به تکرارتُهمت نداشت. اما چسپاندن مطلب سخن به یک موضوع غیرمربوط وتازه ساختن افتراء چند ساله، مرامکلف ساخت تاپاسخی بدهم، که درواقع چند صفحه از خاطرات سالیان کارمن درنیویارک میباشد. (کتاب خاطرات من تماماً نگاشته نشده، ورنه شایدبه نشرمی رسید.)






