Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
پاسخـــی بـه اجمــال به یــک اتهــامنــامۀ مفصـــل PDF پرینت ایمیل
پیامها و گزارشات - نامــه هــای رســیده
نوشته شده توسط رهنورد ظاهر   
چهارشنبه ، 24 شهریور 1389 ، 11:14

اخیراً در سایت خاوران، اتهامنامۀ، نسبتاً مفصل علیه مقامات ولایت بلخ، تحت عنوان "قصۀ معارف بلخ واینجامزار است یا صوبه پشتونخوا" از سوی شخصی مجهول الهویه به نام (شاید مستعار) ناصرالحق ظفر به نشررسیده است آنچه در زیرمیخوانید، پاسخی مختصربه آن نوشته است. «رهنورد ظاهر»

 

بی نیاز از توضیح است که مطبوعات در جامعه به ویژه درچارچوب یک نظام دموکراتیک، نقش بزرگ وحیاتی را ایفا مینماید به همین دلیل به آن "قوۀ چهارم" لقب داده اند، اما امروز باتوجه به اثرگذاری وگسترش ابزارهای گوناگون شنیداری، دیداری وچاپی به ویژه انترنیت (فرایانه، تارنما)، نقش مطبوعات فراتر ازهمه قوتها است و میتواند برای دولت ها ونیروهای اجتماعی سمت وسو دهد، و پویۀ آنها را تند یا کند سازد، بستر اصلاحات وگاه رستاخیزهای بنیادی را فراهم کند وباشلاق هشدار های آگاهیبخش، کرختی و رکود را ازتن وذهن جامعه یا بخشهای معین آن بزداید... و حرکتهای سازنده وپیشرونده را برای یک ملت و یا ملل به ارمغان آورد. وگاهی هم فروریزی ارکان یک نظام را سبب شوند. پس چه بهترکه از این ابزارارجناک انسانی درجهت سالم آن بهره گرفته شود؛ اما سوگمندانه همواره چنین نیست! گاه دیده می شودکه ازمطبوعات، به ویژه درسالهای اخیراز انترنیت، به مقاصدی نه چندان شریفانه نیز استفاده می شود...

شاید این داوری درمورد مقاله گونۀ منتشره درسایت خاوران تحت عنوان "اینجا مزارشریف است یا صوبه پشتونخواه؟" صد درصد مصداق نداشته باشد مگرنکاتی درآن نوشته آمده است که خالی از غرض نیست وایجاب توضیح را می نماید.

مقالۀ یادشده ازعنوان فرعی "قصۀ معارف مزارشریف" آغاز می شود و درجایی از آن آمده است: "آقای عطامحمد نور که قوماندان قول اردوی مزار بود پنجاه هزاردالررا به موسسۀ موسوم به شورای انسجام معارف کمک کرد اما چون این شورا از اساس برافراد درستکاراستوار نبود آن کمک هم لا درک شد! بعد آقای عطامحمد نور...

یک شورا به نام شورای حمایت معارف ساخت که از آن طریق چند هزار چوکی ومیزبرای مکاتب جمع شد، تعمیرها ولابراتوارها ساخته شد...

اما مشکل خیمه نشینی وکمبود وسایل درسی همچنان درشهرمزارشریف و ولسوالی ها مشهود است... آقای عطامحمد نور با وجود توجه وکمکهایش به معارف...

هرگز به آصلاح بنیادی وبهتر سازی معارف بلخ فکر نکرده است...."

تا این جا پاره یی از حقایق در رابطه با وضع معارف ولایت بلخ گفته شده اما نویسندۀ محترم باید توجه میداشت که آوردن اصلاحات بنیادی در بدنۀ معارف یک ولایت از اجرای اصلاحات درسطح ملی – آنهم درکشوری که نظام سیاسی آن به شدت متمرکزاست – مجزا بوده نمی تواند، یک مرجع دولتی محلی اعم از نظامی یاملکی، حد اکثرهمان کارهایی را می تواند که محترم استاد عطامحمد نور والی بلخ انجام داده و نویسندۀ محترم به حق به بخشی از آنها اشاره کرده است.

نویسنده د رادامۀ مقاله اش از تبدیل وتغییر پیهم کادرهای رهبری معارف ولایت بلخ از طریق وزارت معارف و وجود فساد اداری در دستگاه معارف بلخ متذکرشده است.

باز هم با توجه به این که هرگونه عزل ونصب کادر ها در بستهای بالا و ومتوسط صرفاً از سوی مرکز صورت میگیرد، رهبری محلی دولتی نمی تواند به محض رسیدن اطلاع وجود فساد دریک اداره رهبری آن را تبدیل نماید، آقای عطامحمد نور والی بلخ برای مبارزه با فساد اداری درمعارف اقداماتی را انجام داده که سرانجام وزارت محترم معارف به تبدیل رئیس معارف ولایت بلخ متوسل گردید؛ اما این که وزارت معارف به اعلان رقابت پست ریاست معارف بلخ مطابق قانون جدید وقعی ننهاده، مستقیماً رئیس معارف بدخشان را به ریاست معارف بلخ گماشته وبرای گزینش کادر شایسته یی ازمیان اهل معارف بلخ به این مقام ازمجرای قانونی، مجال نداده است این سوال متوجه ولایت بلخ نیست طوری که میدانیم علی الرغم شایعات وتبلیغات غرض‏آلودبرخی افراد واحیاناً رسانه ها، والی بلخ (عطامحمد نور) یکی ازمتعهدترین رجال دولتی به دولت مرکزی ونظام متمرکزسیاسی بوده وهست، چنان که مشار الیه باربار دربرابر شعار ها وبرنامه های فیدرالیزم سایر نیروهای متنفذ نظامی سیاسی ازجمله جنبش ملی اسلامی افغانستان، مخالفت آشکار نموده خود مبتکر و زمینه ساز انحلال شورای رهبری شمال ولغو یک جانبۀ قول اردوی شماره هفت بوده به مرکزی سازی عواید پرداخته، تطبیق قوانین و اوامر دولت مرکزی را در سرلوحۀ کار خود قرار داده است که از این امور شخص رئیس جمهور محترم کشور و رهبری دولت به خوبی آگاه اند تا آنجا که وزیر اطلاعات و فرهنگ کشور درنوروز1387خورشیدی طی نامه یی آقای عطامحمد نور را "سمبول ومدافع وحدت ملی" نامیده است. برهمین مبنا است که تمامی کادرهای کلیدی رهبری ادارات ملکی ونظامی ولایت بلخ ازطریق وزارتخانه ها و با حکم رئیس جمهور محترم کشور تقرر یافته وبیشتر آنها اهل ولایت بلخ و حتی ولایات شمال نیستند از لحاظ تنظیمی بیشتر در تنظیمهای حزب اسلامی، افغان ملت، احزاب چپی وغیره سابقه داشته اند و درمیان آنها به جزآقای عطامحمد نور یک کادر شاخص دیگرهم که مربوط تنظیم جمعیت اسلامی باشد دیده نمی شود. لذا آنچه به معایب ومحاسن مربوط به شخصیت، سوابق اخلاقی و اداری کادرهای مذکور ارتباط می گیرد مسئوولیت آن متوجه آقای عطامحمد نور نمی شود هرشاهد با بصیرت وحقیقت نگر درظرف یک روز درولایت بلخ درمی یابد که در این ولایت قطعاً حاکمیت تنظیمی وجود نداشته صرفاً قوانین، مقررات و اوامر دولت مرکزی نافذ است. ولایت بلخ اولین ولایتی است که در آن کادر ها تا سطوح پایین از طریق پروسۀ امتحان رقابتی (PRR) با تطبیق قوانین ومقررات اصلاحات اداری مقرر شده اند که والی بلخ در آن پروسه، اساساً مداخله نکرده است.

نویسنده محترم درجای دیگر مقاله اش از سوابق سوء اخلاقی آقای قیس مهرآیین رئیس معارف جدید التقرر بلخ ورئیس سابق معارف بدخشان یاد آورشده که تبدیلی وی براساس خواست مردم و وکلای بدخشان منجمله جناب استاد ربانی صورت گرفته است یاد آورمی شود در این بخش نویسنده اشاره میکند که "آقای ربانی والی صاحب مزار را حاضر به قبول قیس مهرآیین به حیث رئیس معارف بلخ می کند، آقای ربانی این معامله را قبول می کند – چون که ناموس مردم مزار به او ارتباط ندارد مهم این است که از ناموس وشرافت مردم بدخشان دفاع شود"! البته نویسنده از منابع معلوماتی خود واین که این معلومات چه مقدار موثق است یاد نکرده است، بناءً پاسخ به این اتهامات را به کسانی وامیگذاریم که مورد اتهام قرار گرفته اند.

نویسنده در پی اتهامات فوق عنوان اصلی مقاله اش را به شکل عنوان فرعی "اینجا مزارشریف است یا صوبۀ پشتونخوا؟" تکرارنموده در آن به ایراداتی پرداخته که از ریشه با اصول "وحدت ملی" افغانها ونظام دموکراتیک کشورمان درتضاد است. نویسنده مقالۀ مورد نظر با نهایت عقده مندی متذکرمی شود.

"...همه میدانند به حساب اقوام، قوم پشتون در ولایت مزارشریف یک اقلیت ناقلین است که توسط وزیر محمد گل خان مومند به مزار آورده شده وزمینهای مردم بومی راغصب و به آنها توزیع نموده، بازهم حد اکثراز ده فیصد نفوس بیشتر نیستند اما اگر والی صاحب مزار را که خود مختلط پشتون وتاجک است درنظر نگیریم... بقیه به صورت کامل قدرت در ولایت بلخ به دست پشتونها ست..."

مطلب بالا می رساند که نویسنده یک فرد متعصب ونشنلیست بوده ومیخواهد به زعم خود این ادعا را به کرسی بنشاند که گویا درولایت بلخ یک اقلیت ده فیصد بر اکثریت نود فیصد شامل تاجیکها و اقوام دیگر حکومت میکنند! این نگرش، یک نگرش ماجراجویانه وتنگنظرانۀ فاشیستی است که همیشه وحدت ملی وتمامیت ارضی کشور ما را آماج قرار داده وچنین دیدگاهها بود که ده سال تمام کشور ما را به خون تر ساخت. تنگنظری دیگربس است افغانستان خانۀ مشترک افغانها است چه فرق میکند اگر یک برادر از بلخ والی پکتیا باشد وچند برادر از پکتیا در رأس ادارات بلخ باشد هدف خدمت است. اما نویسندۀ مقاله به این امر توجه نداشته یک فهرست کادر های رهبری نظامی وملکی ولایت بلخ وشمال را میدهد.

(مانند قوماندان امنیه ولایت، مستوفی، رئیس محکمۀ استیناف، قوماندان عمومی زون پولیس و قول اردو، رؤسای گمرک، معارف، پوهنتون، ترانسپورت، معادن، ساختمان، هلال احمر، بانکها و سایر موسسات وغیره) و هویت قومی آنان را که پشتون هستند مشخص می سازد. و دراخیر نتیجه میگیرد که این جا مزارشریف است یا سوبۀ پشتونخواه؟

من به جواب این برادر عقده یی میگویم که این جا "افغانستان" است و افغانستان به افغانان تعلق دارد هرافغان می تواند در هرگوشۀ وطن خود زندگی یا کار کند. تفریق وتبعیض به نام پشتون، تاجیک، کوچی، هزاره، ازبیک، ترکمن وغیره، کار دشمنان سوگندخوردۀ ملت مسلمان افغانستان است که بایدهمه متحداً علیه آنها مبارزه کنیم ونگذاریم که بار دیگرکشور ما صحنۀ نفاق و زدوخورد های خانه برانداز قومی وقبیلوی شود.

در قسمت های پایانی مقاله یا اتهامنامۀ فوق الذکر نویسنده به نتیجه گیریهای جالب رسیده است! وی می نویسد:

"اگر کرزی والی بلخ می بود..."

وبعد ادامه می دهد: "آقای کرزی باید به والی صاحب مزار مدال خدمت بدهد چرا که اگر کرزی هم والی مزار می بود این قسم حکومت انحصاری پشتونها را در مزارقایم کرده نمی توانست..."

برادر! مثلی است که میگویند صد را که داشتی نود را هم داری! جناب حامد کرزی در رأس کشور یعنی مجموع ولایات افغانستان قرار دارند، بنا برآن خود والی بلخ نیز هستند یا به عبارۀ دیگروالی بلخ نمایندۀ رئیس جمهوراست رئیس جمهورمحترم سالها قبل به پاس خدمات والی محترم بلخ مخصوصاً در ازای صفرساختن تریاک در ولایت بلخ به ایشان مدال غازی محمد اکبرخان را تفویض کرده اند واما طوری که دربالا قبلاً متذکرشدیم تقررکادرهای ذکر شده درمقالۀ مومی الیه بیرون از صلاحیت واختیارات والی بوده وهمۀ آنان از طریق مرکز تقررحاصل کرده اند، عطامحمد نور که خود درپاگیری دولت مرکزی سهم فعال داشته به هیچ وجه چنین نیت نداشته وندارد که در برابر اوامر حکومت مرکزی ورئیس جمهور کشور ازجمله در رابطه باعزل و نصب کدر های دولتی مقابله نماید بناءً مسئوولیت چگونگی ترکیب قومی این کادر ها نیز متوجه شخص والی بلخ نمی باشد.

نویسنده به ادامه چنین اظهار میدارد: "چوکی والی یک چوکی سیاسی است اما درمورد رئیسها باید تناسب قومی مراعات شود قسمی که دیده می شود تمام پستهای موثرومهم نظامی، قضایی، فرهنگی(رئیس پوهنتون، معارف، حج واوقاف)، اداری و مالی درولایت بلخ در اختیار پشتونها است... فرق ادارۀ حاضراز نگاه قومی با ادارۀ طالبان تنها دراین است که والی فارسی حرف میزند اما قدرت کاملاً در مزار به دست پشتونها است که طالبان نمایندگان برحق شان هستند."

نویسنده فراموش کرده که ادارۀ امروز با ادارۀ طالبان تفاوتهای دیگری دارد امروز ما درکشور خویش قانون اساسی، آزادی بیان ومطبوعات، نهاد های منتخب حاکمیت وقانونگذاری داریم، زنان برخلاف دورۀ طالبان درهمه عرصه های اجتماعی، سیاسی وفرهنگی حضور دارند، در راس ادارات، کدرهای متخصص برمبنای شایسته سالاری ومطابق قانون تقرریافته اند. که آیا یکی ازتفاوتهای مهم همین شورای منتخب ولایتی نیست که نویسندۀ محترم رعایت انطباق ترکیب قومی روسای ادارات ولایت را باترکیب قومی نمایندگان منتخب مردم درشورای ولایتی پیشنهاد نموده است. به باور بنده پشنهاد اخیر یک پشنهاد معقول است که باید متناسب به ترکیب قومی شورا های ولایتی و به پیشنهاد این شوراها والی ها، معاونان والی ها ورؤسای ادارات ولایات مقررگردند تا ارادۀ مردم هر ولایت در ادارۀ ولایت شان به صورت عادلانه تمثیل گردد.

گفتنی است که نویسندۀ مقالۀ مورد بحث جمعی ازشخصیتهای اجتماعی وفرهنگی را متهم به خیانت واغفال مردم نموده است که چنین داوری را نمی توان مقرون به انصاف دانست شاید درکارهایی که این شخصیتها کرده اند اشتباهاتی وجود داشته، اما فکر نمی کنم که آنان آگاهانه درپی تخدیر مردم بوده باشند، بازهم چه بهتر که فرهنگیان یاد شده درمقاله خود از خویش دفاع نمایند.

درفرجام بازهم قابل تذکراست که ولایت بلخ مانند سایرولایات خانه مشترک همه افغانها است وهر افغان قانوناً حق زندگی وکار درهرگوشۀ وطن را دارد طرح مباحث قومی درهرسطحی از سطوح به شمول ولایات می تواند پیامد های خطرناکی داشته باشد. به امید روزی که وحدت ملی مبتنی برعدالت واقعی، هرگونه بحث قوم وقومگرایی را از اذهان هموطنان ما بزداید.

Advertise your business here. Click to contact us.
  • hamrazsidiq@yahoo.com
    Mr Zahir
    I think You are ignorant
    Probably you are not aware of the crimes which are commited by P ashtoons in the north
  • ناشناس

    حق با شماست بزرگوار
    اگر مردم شریف مجاهد ولایت بلخ با رهبری فرزند مسلمان ومتقی این دیار ذبیح اله خان شهید دست به مبارزه و جهاد زدند و مانند تمام مردم کشور با تقدیم و نثار جان ومال خویش و قبول انواع در دو رنج شکنجه و آوارگی کشتی نجات کشور را تا سایل پیروزی رسانیدند همین بس که قطره ای از این شهد
    و ثمر ه جهاد و مبارزه به نمایندگی از مردم بلخ به کام استاد عطا محمد نور می ریزد و ایشان و مقربین
    دربار از مزیای ان بخوبی برخوردارند.
    ما خداوند کریم را سپاس می گویم که تحت رهبری ایشان مردم این ولایت در فضا ی صلح و امنیت زندگی می کنند.ولیکن این حق مسلم مردم است که ازحقوق حقه ی
    خودی شان دفاع کنند. این حق ک شی از ولایت شروع تا سطح دولت مرکزی ادامه دارد.این دولت تمامیت خواه
    مرکزی است که مردم ما را شایسته و سزاوار وزارت
    نمی داند. نگاه کنید چند نفر از ولایت بلخ در کابینه دولت دارید.این بی عدالتی را نتنها کرزی
    وتیم هراهش در حق مردم ما روا می دارند بلکه دوستان و هم زبانان وهم سنگران ما نیز مرتکب
    چنین خطایی شدند.از کنفراس بن تا حالا اطرافیان قهرمان ملی کشور اگر تلاش برای کرسی های وزارت می کنند فقط و فقط برای خودشان بوده وبس . یک روز ایشان یک کرسی وزارت را برای برادران همسنگر مزاری شان پیش نهاد نکر دند اما وقتی نیاز و ضرورت
    به کمک و رای ما باشد دوان دوان به شهر و ده روستای ما می ایند.فلهذا تلاش و رسیدن به حقوق مشروع مردم حق مسلم شان است هیچ کس حاضر نیست که
    به همین سادگی حق شما بدهد.شاید شما ب توانید دهن ان نویسنده را ببندید دهن مردم را که نمی توانید.
  • دور نگر  - توجه
    براد محترم شما که گویا در جواب کسی دیگر مینویسید. با این نظر که "چه فرق میکند اگر یک برادر از بل خ به پکتیا برود و خدمت کند و ده برادر از پکتیا به مزار آمده و خدمت کنند" گویا هدف خدمت است در خر جا که باشد. اصل دموکراسی را زیر پا میگذارید. این مردم استند که باید تصمیم بگیرند کی برایشان خدمت کن د نه دولت یا هم کسی از بالا جای. و دیگر اینکه "این افغانستان است و افغان ها حق دارند در همه جا ب اشند و زنده گی کنند و خدمت کنند" هم دیگر بر مردم نمیچسپد. درست است که همه تابعیت افغانستان را دا رند اما در افغان بودن همه شک دارم. بنظر من شما هود شخص مشنالیست و غرض درا میایید
  • hamrazsidiq@yahoo.com
    Doooooor Nigar
    There is NO chance or luck for a Balkhi to go and work in Paktia or Zabul you k now this very well and secondly we are NOT Awghans we are Tajiks
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 61 مهمان آنلاین


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.