Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
نقـــدی بــر مطلب عــلامه ای کــه عــالــم نبـــود (بخش نخست) PDF پرینت ایمیل
پیامها و گزارشات - نامــه هــای رســیده
نوشته شده توسط مرید احمد مندوب   
چهارشنبه ، 12 اسفند 1388 ، 13:06

مضمون منتشره تحت عنوان "عــلامه ای که عالم نبود" را مطالعه نمودم. در این نوشته بدون اینکه هدف نویسنده دقیق معلوم باشد مطالب پراگنده، بی اساس و غیر اکادمیک بنام حقیقت مولانا فیضانی و پسرش سرهم شده است. معلوم نیست که این نوشته انتقاد است، نقد اکادمیک است، فتوای است و یا هم توطئه و دسیسه. هرگاه انتقاد است، باید به مراجع مربوط مکتب توحید و یا کانون فرهنگی علامه فیضانی در کابل و یا هم به نماینده گی های آن در ولایت و یا هم از طریق وب سایت مربوطه با افراد مسوول به تماس شده و انتقاد را مومنانه مطرح میکرد،

 زیرا پیامبر (ص) فرموده است که مومن آیینه مومن است و مسوؤلیت هر مسلمان است که هرگاه اشتباه یک مسلمان را ببیند آنرا برایش برساند و در اصلاح آن سعی بلیغ نمایید که شاید انتقادات پزیرفته می شد و یا هم جواب قناعت بخش برای شان ارایه میشد.

هرگاه نویسنده فکر کرده است که نقد میکند به اشتباه رفته است. از لحاظ اصول اکادمیک و علمی نوشته مذکور را نمیتوان نقد نامید زیرا فاقد اصول نقد است. استدلالات نویسنده ء مطلب فقط به گفته های خودش متکی بوده و بخاطر ثبوت ادعای خود هیچ شواهد علمی ارایه نکرده است بلکه اکثراً به حدثیات، فلان نفر فلان چیز گفت و فلان چنان گفت خلاصه شده است، در حالیکه یک نقد اکادمیک هیچگاهی به قضاوت نویسنده متکی نبوده بلکه با ارایه شواهد علمی و نقل قول از آثار معتبر علمی میتوان یک موضوع را نقد یا رد کرد. بنابر گفته فوق در این نوشته چیزی از نقد هم وجود ندارد. بنابران لازم است تا غور بیشتر صورت گیرد. این نوشته فتوای هم شده نمیتواند زیرا دانش شخص فتوا دهنده باید در حد یک مفتی باشد تا فتوا صادر کرده بتواند و فتوا هم مطابق اصول فتوا، در حالیکه از طرز نوشته ء نویسنده برمیاید که به اصطلاح نیمچه ملای بیش نیست و این صلاحیت را ندارد که فتوای صادر کند بلکه حقیقت مولانا خود جمله غیر منطقی و علمی است. تاکید نویسنده بیشتر بالای صرف و نحوه بوده و در مورد زیر و زبر و مخارج حروف که کدام کلمه عربی را چگونه باید ادا بکنیم و یا این جمله باید چنان باشد را بحث کرده است نه اینکه هدف کلی آثار علامه بزرگوار را بیان کرده باشد. از اول تا اخیر نوشته مذکور مطالبی چون "که اگر من بجای مولانا می بودم این جمله را چنین می نوشتم" احتوا کرده و حتی ندانسته که طرز نوشتن و روش هر نویسنده فرق میکند. و این بدان ماند که شعرای مکتب عراقی بالای شعرای مکتب هندی انتقاد کنند که اگر ما به جای بیدل می بودیم نمی گفتیم که "مکن گردن فرازی تا نسازد دهر پامالت"، بلکه میگفتیم که بلند پرواز نکن که سرنگون میشویی! آیا میتواند منطق سلیم این استدلال را بپزیرد؟ و یا جناب صوفی عشقری روش خاصی خود را داشت که هیچ یک از شعرای ماضی نداشتند، پس منطقی وجود ندارد که بالای روش یک عالم انگشت انتقاد گرفت، درحالیکه پیام آن آثار به جای خود باقیست و هیچ بحثی پیرامون آن صورت نگرفته است که شاید درک نشده باشد و یقیناً که درک نشده است. از استدلالات فوق واضح می شود که فتوا هم در اینجا جای ندارد. یگانه امکان که وجود دارد توطیئه و دسیسه علیه آن بزرگمرد و دانشمند فاضل الداعی الی الله مولانا فیضانی و فرزند برومند شان جناب استاد مذهبی است.


این یک موضوع تازه نیست که تشویش را بخود راه داد بلکه از زمان صدر اسلام چه بلکه تمام انبیا، اولیا و پیروان برحق شان مورد طعن و لعن همزمانان شان قرار گرفته اند. آیا عیسی (ع) بیشترین تکلیف را از دست ملا های یهود ندید؟ و آیا پیامبر آخر الزمان حضرت محمد مصطفی ص را نغوذ بالله کاهن، ساحر و شاعر خطاب نمیکردند؟ و بیشترین آزار و اذیت را بر ایشان نمیرسانیدند؟ به قول آنحضرت (ص) اشد بلا علی انبیاء ثم علی اولیاء ثم للمثل امثالهم یعنی بیشترین بلا ها بر پیغمبران است و بعد از آن بر اولیای کرام و بعد بر پیروان موثق شان بنابران توطئیه را باید انتظار داشت، اگر رژیم فاسد ظاهر شاهی و داودی ایشان را به جرم مسلمان بودن و حق گویی به زندان فرستاد و اگر رژیم الحادی کمونستان ایشان را به شهادت رسانید حالا نوکران و کاسه لیسان غرب چرا از اسلاف خود باید عقب بماند؟ ایشان با اجیر کردن علمای سؤ، میخواهند اکثریت جامه را از علمای حقانی و وارثین بر حق پیامبر بزرگ اسلام دور سازند چنانکه در طول تاریخ چنین کردند.

 

از طرز استدلال نویسنده معلوم میشود که در پشاور پاکستان درس ملای خوانده ولی عالم نیست و بعداً در کدام مهد تدریس میکرده ولی مدرس نیست. این ملا صاحب باید بداند امروز مردم آگاه شده اند و علمای حقانی را تا علمای سو دقیق تفکیک کرده میتوانند. دیگر فریب این دسیسه های ملا های ساخت انگلیس و یهود را نمیخورند. عده ای از ایشان در طول سه دهه با فتوا فروشی های خود تعدادی بی شمار از هموطنان بی گناه ما را در خاک وخون کشانیدند و با فتوای های غیر اسلامی خود یک تنظیم اسلامی را کافر و دیگری را مقام نبوت میدادند و یک دیگر را به جنگ و برادر کشی میشکانیدند در حالیکه هر دو اهل یک قبله و امت یک پیامبر بودند. حالا که بازار تنظیم و تنظیم بازی و بازار فتوا فروشی بسته شده است راه های دیگری را جستجو میکنند تا لقمه نانی بدست بیاورند. ولی حالا مردم بیدار شده و فریب این فتنه ها و شیادی های را نمیخورند، علامه فیضانی و فرزند شان جناب استاد مذهبی شخصیت های گمنام مانند نویسنده نیستند که حتی از گفتن نام خود عار داشته باشند بلکه در متن جامعه و با مردم جامعه خود بوده اند و همه مردم با ایشان از نزدیک آشنا هستند، این مکتب و رهروان شان در کدام غار کوه مانند فراریان زندگی ندارند که حالا یک ملای نا آشنا آنرا برای مردم معرفی کند بلکه از ورای این مطلب حقیقت و کثافت فتوا فروشان و عالم سؤ بهتر واضح میگردد.

گرچه بحث پیرامون مضمون بی محتوای مذکور ضیاع وقت است ولی جهت آشکارا ساختن سطح سواد ملای نقاد بالای هر جمله آن مکث کوتاهی خواهیم نمود تا خوانندگان محترم حقیقت این نیمچه ملای گمنام و امثال شان را بخوبی تمام درک نمایند.

موصوف در اولین جملات و حتی در عنوان مطلب خود غلطی عمیق را مرتکب شده است که یک ملا نه بلکه طالب هم میداند و آن اینکه در اول نوشته است علامه ای که عالم نبود و در جمله بعد مینویسد که حقیقت مولانا فیضانی و فرزندش. این جناب معنی لغوی علامه و مولانا را نمی دادند. یعنی در جمله اول عالم بودن علامه را نمی پزیرد و در جمله دوم به مولانا بودن شان اقرار میکند. در جمله بعدی میخوانیم که: "پیامبر صلی الله فرموده اند: سکوت کننده از گفتن حق شیطان گنگ است". در این جمله باید کمی بیشتر دقت کنیم. این آقا در برابر هزاران هزار فجایع و مظالم که در کشور وجود دارد زبان حق گویش لال شده است و حتی دیده هم نمی تواند ولی در برابر شخصیت دانشمندی که تمام عمر عزیز خود را در راه علم، مبارزه، و مجاهده صرف کرده و از خود آثار گرانبهای گذاشته است حقگوی شده است. این گمنام و جیره خوار اجانب حتی معلومات ندارد که چه تعداد از علما و دانشمندان افغانستان و جهان درباره علامه فیضانی کتب و مقالاتی نوشته اند، و در کنفرانس های ملی و بین المللی سخنرانی های پیرامون کار های علمی و تحقیقی شان صورت گرفته است. ایکاش اگر ایمان نداشتی کمی شرم از خدا و مردم میداشتی. چشمان این برادر ابلیس کور است که آنهایی را ببیند که مردم را به خاک و خون کشانیدند، اقوام را دشمن یک دیگر ساختند، با روس و امریکا و سایرین سازش کردند، مال و ناموس مردم را غصب کردند و از خون ملت قصر ها آماده کردند، و در نهایت با کسانی که ایشان را مباح الدم خطاب میکردند، زیر یک چتر و بالای یک سفره می نشینند و از همان طریق نان میخورند. ایکاش حق را در چنین صورت بیان میکردی، ولی در برابر علامه ای که زندگی اش، علمش و مبارزاتش آفتاب گونه به همه روشن است به اصطلاح حق میگوید. واه به این حق گفتن! به هر حال در اینجا چند جمله مختصر از چند عالم مشهور و محدود را یادآوری میکنیم که در مورد علامه صاحب فیضانی اظهار نظر کرده اند، که گویا از هزار یک و از کل اندک است. زیرا تذکر تمام کتب، مقالات و نظریات که در مورد علامه بزرگوار فیضانی نوشته شده است در این مقاله مقدور نیست و اگر سر هم کنیم کتابخانه ای ایجاد خواهد شد. قضاوت را به خوانندگان محترم میگذاریم که این ملا که نام مستعار خود را امید اسلامی نوشته است حق میگوید یا این علمای جید کشور و دانشمندان بزرگ جهان.

 

بخش تقاریض که در مورد آثار شان نوشته شده است:

  • جناب محترم عبدالهادی داوی، رئیس مشرانو جرگه وقت: در مورد کتاب دلیل الذاکرین مینوسید: دلیل الذاکرین را کتاب مستطاب یافتم که اهم موضوعات بشری و اشد ضروریات عصری، ملی و محیطی ما را احتوا می نماید. (فیضانی، 1367: بیست و دو).

 

  • جناب محترم عبدالکریم حقانی، معین وزارت عدلیه وقت: رساله مولفه جناب مولانا محمد عطاء الله فیضانی هروی را مطالعه نمودم، مساعی جمیله و کوشش های بلیغه و تتبع شان را که در ابعاد ذکر خدا جل جلاله و رهنمایی ذاکرین نموده و از کتب ثقه جمع آوری و ترتیب داده اند قابل تمجید و تحسین است (فیضانی، 1367: بیست و دو).

 

  • جناب محترم مولوی سید محمد عمر صاحب "هژده فن" رکن اول جمعیت العلمای افغانستان: رساله دلیل الذاکرین که از مولفات مولانا محمد عطاء الله فیضانی بن مرحوم میاه خیر محمد صاحب که از احفاد و نبیره زادگان سلسله قدوة المتصوفین و زبدة الراشدین حضرت میاه عبدالحکیم صاحب قندهاری قدس الله سره العزیز اسامی است با تعمق نظر صحیح ملاحظه نمودم باید بگویم که بهترین نسخه ایست خصوصاً به عصر امروز. (فیضانی، 1367: بیست و سه).

 

  • جناب محترم الحاج حافظ محمد امان صاحب کاکری، سر مدرس دانشگاه دینی حمیدیه تگاب و سایر استادان این دانشگاه: کتاب دلیل الذاکرین مطالعه شد، حقیقتاً کتابیست که نظیر آن دیده نشده. از خدای متعال جل جلاله اجر عظیم برای مولف او مولانا محمد عطاء الله صاحب هروی میخواهم. لازم است تا هرچه زودتر به طبع رسیده مورد استفاده و استفاضه قرار بگیرد (فیضانی، 1367: بیست و چهار).

 

  • جناب محترم محترم خلیل الله خلیلی سفیر کبیر افغانستان در عربستان سعودی: بزورق چند از این کراسه شریف و رساله منیف مرور گردید، روشن است که مؤلف بزرگوار بر بنای درد و سوز و ایمان کامل که بمزایای دین فرخنده اسلام و طایفه علیه متصوفین دارد این اثر خود را تالیف و تدوین نموده، سعی جمیل ایشان درین طریقه مستحسن و مفید است. خلیل الله خلیلی 1342 (فیضانی، 1367: بیست و چهار).

 

  • جناب محترم علامه صلاح الدین سلجوقی سفیر کبیر افغانستان در کشور مصر: مرد مسلمان دعوت به حق و وصیت بخیر میکند. خداوند جل جلاله سعی او را مشکور گرداند و بمردم توفیق دهد که با اینگونه آثار که راه شریعت و طریقت مخصوصاٌ طریقه محترم قادریه را بایشان روشن میکند توجهی نمایند. این برادر عالم ما فرض ذمه خود را ایفا کرده است. (فیضانی، 1367: بیست و پنج).

 

  • ادیب محترم گل پاچا الفت ریس مستقل قبایل افغانستان: دلیل الذاکرین چی د شاغلی مولانا محمد عطاء الله (هروی فیضانی) تألیف دی دیری برخی ما وکتلی، کتاب دموضوع او حیرنی په لحاظ دیر غوره او گتور اثر دی (فیضانی، 1367: بیست و پنج).

 

  • جناب محترم عبدالستار سیرت معاون و کفیل ریاست فاکولته شرعیات: موضوع این کتاب که بیشتر ذکرخداوند و ارکان تعلیمات عالیه اسلامی است، بی شبه که موضوع نهایت مهم و پر ارزش است. مولف محترم دانشمند راستی در ساحه قیمت داری زحمت کشیده اند. به عقیده من کتاب مهمی است که بدسترس علاقمندان مطالب اسلامی گذاشته شود. با احترام عبدالستار سیرت، خان محمد و محمد اکبر استادان فاکولته شرعیات (فیضانی، 1367: بیست و شش).

 

  • جناب محترم استاد محراب الدین خان، رئیس دارالعلوم شرعیات ثانوی کابل: کتاب مولفۀ فاضل پرهیزگار جناب مولوی محمد عطاء الله صاحب فیضانی دید شد، در تدوین کتاب جناب فاضل محترم رنج برده و فضایل اذکار و ادعیه و لزوم آنرا با استناد آیات قرانی و احادیث منیف حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم بصورت خوبی ثابت کرده است. با احترام مولوی محراب الدین، رئیس دارالعلوم شرعیات، مولوی نور احمد، مولوی ولی محمد، مولوی محمد سرور (مدرسان دارالعلوم شرعیات) (فیضانی، 1367: بیست و شش).

 

  • جناب محترم فاضل آقای محمد علم غواص معاون ریاست رادیو افغانستان: کتاب دلیل الذاکرین تألیف جناب مولانا محمد عطاأ الله فیضانی مطالعه شد. مؤلف محترم در شرح مبادی قدس اسلام مخصوصاً ذکر حق تعالی جل جلاله تتبعات خوبی نموده و زحمت فراوان کشیده و اصحاب ارادت و تصوف را بیاد خداوند جل جلاله وذکر درست ترغیب کرده. باید گفت که مطالعه این کتاب مخصوصاً برای سالکان که در طریقه علیه قادریه منسلک می باشند افاده تمام دارد (فیضانی، 1367: بیست و هفت).

 

بخش سخنرانی ها در مجالس و کنفرانس ها

  • ·     جناب محترم قاضی محمد امین وقاد: زمانیکه من محصل پوهنحی شرعیات پوهنتون کابل بودم یک سلسله حوادث و رویداد های در متن جامعه پوهنتون صورت گرفت. و یک سلسله تعارفی با شخصیت های علمی میسر میشد. در این جمع دو یا سه مرتبه با جناب حضرت مولانا فیضانی در منزل شان که در قسمت آخر چهلستون نزدیک نمایندگی وزارت معادن و صنایع موقعیت داشت ملاقات داشتیم و استفاده کردیم بعداً یکی دو مرتبه در کتابخانه علمی که در وقت و زمانش مورد احتیاج همه آن کسانی بود که راجع به تحریک اسلامی، افکار اسلامی و شخصیت های اسلامی و فعالیت ضد اسلام میاندیشیدند....همه ما و شما که اهل ایمان، اهل قران و اهل اسلام و اهل جهاد و هجرت، اهل صلوة و کعبه هستیم ضرورت دارم و باید بشناسیم قران یعنی چه؟ ایمان یعنی چه؟ اسلام بما چه درسی میدهد و چه مکلفیتی متوجه ما می سازد و چه شخصیتی می بخشد؟ شخصیتی که مثل مولانا صاحب (فیضانی) عارف بالله باشد و مجاهد فی سبیل الله (کنفرانس به مناسبت هجدهمین سالگرد زندانی شدن علامه فیضانی 28 قوس 1369 پشاور. منتشره کتاب مولانا صاحب فیضانی در آئینه یاد ها، 1371: 45).

 

  • ·     جناب محترم مولانا ولا جان وثیق: مولانا فیضانی یک شخصیت عالم و روحانی بود، نتنها عالم دین بود بلکه علم و دانش ایشان را زمانیکه میتوانید بپزیرید که آثار شان را مطالعه نمایید. علم و دانش ایشان را کسانی میتوانند درک کنند که چند شب و روزی را در پهلوی ایشان سپری کرده باشد (مولانا صاحب فیضانی در آئینه یاد ها، 1371: 52). مولانا فیضانی نه تنها عالم دینی بود بلکه چنان تاریخ دانی بود که وقتی از ایشان در مورد یک مملکت سوال میکردی مثلاً عرب یعنی چه؟ ایشان از اول تا اخیر به تفصیل تمام شرح میکرد، تمام شاهان، وزیران، حتی کابینه شان و کارروایی های آنزمان را در مقابل تان قرار میداد و به همین ترتیب هر سوالی که مطرح میکردید جواب آنرا از ایشان به تفصیل تمام می شنیدید (مولانا صاحب فیضانی در آئینه یاد ها، 1371: 58). قران عظیم الشان میفرماید که "لعنت الله علی الکاذبین" و من نمیخواهم خدای متعال برایم لعنت بفرستد، من حق میگویم و این حقیقت است که من مشاهده کرده ام. (مولانا صاحب فیضانی در آئینه یاد ها، 1371: 55).

 

  • ·         جناب محترم مولانا شهاب: یادی از دانشمند بادرد که آن درد، او را به هر سو می کشاند و به هر دیار می رساند. یادی از علامه ی که بصارت رسای او با بصیرت دقیقی که باو عنایت شده بو همراه بود. یادی از آن عارف بزرگواری که ضمیر آگاه و مغز با ادراک او، آرامی را از ربوده او را وامیداشت که با دانشمندان هر دیار بمذاکره و مفاهمه بپردازد و این درد را که بزرگترین عطیه ء الهی می باشد بهمه بیاموزد که در نتیجه همگان گرد او پروانه وار جمع می گردیدند و از فیوض ارشادات شان بهره می اندوختند. این درد، درد اسلام بود و این دانشمند با درد، جناب علامه فیضانی بود. بلی؛ هرکه را این درد نیست او نیست باد. (مولانا صاحب فیضانی در آئینه یاد ها، 1371: 69).

 

  • ·     جناب محترم عبدالحسین واعظ: مولانا صاحب فیضانی هم عالم، هم عارف، هم مبارز، هم متقی و پرهیزگار، هم یک مرد جامع و منور و فداکار یعنی خیلی ها دارای اوصاف حسنه و صفات پسندیده بود. مرد اجتماعی بود و در بین اجتماع دور میزد، وسیع النظر بود و با هرکس سروکار داشتو مردم را بسوی مبازره و اهداف والای قران ارشاد میفرمود. او مردی بود که همیشه عظمت اسلام را بیاد مردم میداد (مولانا صاحب فیضانی در آئینه یاد ها، 1371: 76).

 

  • ·     محترم مولوی عبدالقدوس پغمانی: در آنوقت که مولانا فیضانی مبارزه میکرد تمام مردم افغانستان در خانه و کاشانه خود بودند، در جریان مبارزات شان نان خشک و یا تر از دسترخوان خود میخوردند، اسیر و برده و غلام دیگران نبودند، اما امروز وطن ما چه شد، ما و شما بکجا هستیم و بکدام دسترخوان نان میخوریم. مولانا فیضانی جرأت داشت، صراحت داشت و حقایق را آشکارا بمردم میگفت و هیچ خوف و اندیشه نمیکرد (مولانا صاحب فیضانی در آئینه یاد ها، 1371: 72).

 

  • ·     جناب محترم استاد ضیا ء الحق: انسان ها که در عالم معنویت قدم بگذارند خصوصاً کسانی که جهاد میکنند و جهاد گر هستند، تا زمانیکه معنوی نباشند نمی توانند جهاد کنند، تا زمانیکه در معنویت قدم نگذارند نمی توانند مجاهد بشوند. انسانی که مجاهد است نمی تواند مجاهد دیگر و مسلمان دیگر را متهم بسازد، تحقیر و توهین بکند و مورد استهزا قرار بدهد. قرانکریم همچو اعمال را تقبیح میکند. اگر صادقانه همگی میخواهیم که انقلاب اسلامی بیاوریم، لازم است اول بتکده دل را از بت ها خالی کنیم"لیزکیهم" را باید در صدر برنامه های خود قرار دهیم. با حضرت مولانا صاحب از زمانیکه طفل بودم شناخت داشتم و زیاد تر وسیله شناخت من با حضرت مولانا فیضانی پدر مرحومی من بود. از همان زمان تاحال به شیوه کار مولانا صاحب فیضانی علاقمنمد بودم چون کار شان بیشتر خلاصه میشد در رابطه به تزکیه و خودسازی. (مولانا صاحب فیضانی در آئینه یاد ها، 1371: 90-92).

 

  • ·     جناب محترم صدیق چکری وزیر اسبق حج و اوقاف: از نظر من علامه شهید فیضانی یک دانشگاه بود، ایشان یک عالم دین بود، یک عالم علم اجتماع بود، اهل طریقت بود، سیاستمدار بود، مؤلف بود. علامه فیضانی شخصیت بود که در راستای تقویم جامعه افغانی و از خلال آن در راستای تقویم جامعه اسلامی و انسانی نقش عمده، بارز و زیبنده داشت. به اصطلاح انگلیسی He was born before his time. یعنی علامه شهید فیضانی قبل از زمان خود تولد شده بود.زمان علامه امروز بود که باید تولد می شد و نظریات او را مردم و حکومت افغانستان درک میکرد. در آن زمان جهل بود، تاریکی بود و مستوی علامه شهید با مستوی زمان از آسمان تا زمین فرق داشت. سخنان شان، تعبیر علمی و فلسفی شان و دانش شان برای کم دانشان قابل درک و فهم نبود، به همین منظور هر روز او را کشان کشان به پشت پنجره های زندان می بردند. علامه فیضانی یک جامعه شناس بود. اگر واقعاً به طرز دید علامه فیضانی شهید عمل صورت میگرفت که هر سخنش روشنگر بود و به مثابه آفتاب عالم را تابان میکرد و زمامداران تاب پزیریش این آفتاب عالم تاب را و ظرفیت پزیریش آن را میداشت، امروز افغانستان به این بدبختی مواجه نمیشد. برادر محترم من جناب معتصم بالله مذهبی راهی را که علامه شهید فیضانی به قطرات خون خود آنرا روشن کردند و قیمت گزاف پرداختند این راه را ادامه میدهند. همه ما مدیون و قرضدار جامعه خود هستیم به استثنا دو گروه. شما تمام کتب معتبر اسلام را مطالعه کنید. همه مدیون و قرضدار جامعه خود هستند مگر دو گروه؛ یکی عالم که به علم خود روشنگری میکند و دیگری شهید که خون خود را نثار راه حق میکند و در علامه فیضانی هر دو این صفت وجود داشت. الله جل جلاله آنقدر بالای این شخصیت رحم کرده بود که هر دو این صفت را به ایشان بخشیده است (کنفرانس بمناسبت سی هفتمین سالگرد هفتمین بار زندانی شدن علامه فیضانی، 28 قوس 1387: کابل).

 

  • ·     جناب محترم پوهندوی دکتور سید اکرام الدین حصاریان استاد دانشگاه کابل: علامه فیضانی متفکری بود که جهان را همواره از تلسکوپ قران میدید، ساده و روان صحبت میکرد و صحبت های جذاب و علمی شان بالای اطرافیان شان تأثیری به سزای داشت. نویسنده 52 اثر علمی و عرفانی می باشد (کنفرانس بمناسبت سی هفتمین سالگرد هفتمین بار زندانی شدن علامه فیضانی، 28 قوس 1387: کابل).

 

  • ·     دکتور محمد ایاز نیازی استاد پوهنحی شرعیات پوهنتون کابل و خطیب مسجد جامع وزیر اکبر خان کابل: مشکل اساسی مسلمانها و جهان اسلام متأسفانه در یک نقطه است، اگر ساینسدان داریم فقیه نیست، فقیه داریم متصوف نیست، سیاستمدار داریم از شریعت دور است، عالم شریعت داریم از اسرار دین بیخبر است اینجاست که هرکس به هر طرفی حرکت می کند و هرکس به هر گوشه ای میخزد. ولی یگانه شخصیتی که در وطن به این اسرار پی برد علامه فیضانی صوفی سیاسی و فقیه و متشرع و روشنفکر است. شخصیتهایی که نام شان در تاریخ اسلام و جهان، جاودان است، علت اساسی کامیابی و جاودانگی شان درهمین راز نهفته است. سید جمال الدین افغانی عالم شریعت و سیاستمدار و دانای اسرار قلب و تزکیهء نفس بود، علامه محمد اقبال لاهوری صوفی و فیلسوف اسرار قرآن، و بالاخره علامه فیضانی رهرو اصلی این قافله و جامع کل و واجد این همه اوصاف بزرگ و متذکره فوق است. تمامی انبیای عظام از آدم تا خاتم همواره بالای یک بعد زیاد تأکید کرده که همانا بعد روحی یا انسان سازی است و مرکب از تزکیۀ نفس و تصفیۀ روح می باشد. می بینیم که پیامبر اسلام سیزده سال تمام در مکه بالای روح و بعد معنوی اصحاب کرام کار می کند و همان است که انسانهای وحشی و بت تراش قریش، نوابغ روحی بار آمده و امپراطوری های عدالت شعار درست می کند که بدون وسایل تخنیکی و اسباب مادی، صرف به نیروی روحی از فاصله های چندین صد کیلومتری، سرلشکر خود ساریه را در ایران رهبری می کند. روی همین ملحوظ است که حضرت علامه فیضانی با درک عمیق از اسلام و قرآن، بیش از همه متفکرین عالم اسلام، بالای روح و روحانیت ترکیز دارند (کنفرانس یادبود از شخصیت علامه فیضانی، 28 قوس 1375، کابل)

 

  • ·     محترمه مسعوده جلال سابق وزیر امور زنان: علامه فیضانی یکی از دانشمندان و علمای بزرگ کشور ما بود. روح بزرگ اسلام را درک کرده بود و برای مردم بازگو میکرد. علامه فیضانی به مثابه یک متفکر بزرگ عالم اسلامی یگانه راه رستگاری و سعادت جامعه اسلامی را در زدودن افکار ناپاک و چنگ زدن به اصول الهی، تذکیه نفس و تهذیب اخلاق جامعه میدانست و در این راه مبارزه میکرد (کنفرانس بمناسبت سی هفتمین سالگرد هفتمین بار زندانی شدن علامه فیضانی، 28 قوس 1387: کابل).

 

البته تعدادی زیادی از دانشمندان وعلمای کشور چون محترم پوهندوی مسعود، محترم پوهاند غلام جیلانی عارض استادان پوهنتون کابل، محترم حبیب الله رفیع، مولوی اسلام الدین، مولوی سردار ولی مدرس دارالعلوم غوربند و... از تمام ولایات افغانستان در مورد علامه فیضانی ابراز نظر های کرده اند که خوف طوالت از نوشتن همه خود داری شد. باز گردیم به بخشی از کتب و مقالاتی که نویسندگان افغان و دانشمندان خارجی در مورد علامه بزرگ کشور ما نوشته اند:

 

بخش کتب و نظریات دانشمندان

  • ·     درسونه، عبرتونه: مولانا فیضانی آرزومند انقلاب اسلامی، بر مبنای بحر از دانش اسلامی خود که بادبانی کشتی انقلاب اسلامی را می نمود، به نوبه خود نابرابری های دولت و حکومات وقت تحلیل و تجزیه نموده و افتادن ملت افغانستان را در گودال های عمیق کفر سرخ پیشبینی کرده بود. (زدران، 1362: 123).

 

  • ·     معرفی نامه ء مولانا صاحب فیضانی:... اما وجدان که حب آن در من بسیار بسیار قویست، حکم میکند: هرچه زودتر توطئه ء سکوت آنانی را که "نام نیک رفتگان" را نقش بر خون میکنند، بشکن و از عطاء الله فیضانی، از سید جمال الدین ثانی یاد کن. از شخصیتی سخن بگو که درزمان زمامداری خاندان خائنان " محمد زائی" بار ها به زندان رفت و در آخرین رفتن بیست وچند هزار چوب خورد و بیست روز اعتصاب غذایی کرد و محکوم به حبس ابد شد و بالاخره غلامان حلقه بگوش و گوش بفرمان شوروی، آن آزاد مرد اسیر را بجرم مداومت در مقاومت و مقابله علیه خانواده سلطنتی شهید و فقید کردند. نه تنها او را که شاگردان همزنجیر همزجر او را. دیگران بی عمل شهیر شدند گریه کردیم بر شهیدان ما. بمصداق فرموده رسول اکرم (ص) "تکلمو الناس علی قدر عقولهم" رویهمرفته مولانا به سویه مردم، مامور، محصل، و متعلم می نوشت و صحبت میکرد و میان سخن و نوشته وی فرق فراوانی نبود. مولانا هر کتاب خود را از نظر لفظ، چون نامه ای عادی برای کسانی که به علت بعد مصافه یا زندانی بودن وی، با وی نبودند مینوشت یعنی در نوشتن آن موضوع فاصله مکانی (نه زمانی) را در نظر داشت و پروای قضاوت آیندگان درباره نثر خود را نداشته متوجه نسل حاضر بود و سخت مصروف آنان بود و در فاصله مکانی هم، ابتدا متوجه داخل کشور بود ومیخواست برای کسانی بنویسد یعنی از فاصله دور صحبت کند که امکان آماده کردن شان را برای نشر معارف اسلام در جهان، بیشتر داشت و خلاصه حتی پروای آنرا نداشت که نوشته های وی میان فارسی زبانان سایر کشور ها (مخصوصاً ایرانیان) چه ارزیابی میشود. زیرا فیضانی صدور کننده رقابت نبود. مولانا برای اینان رقعه مینوشت نه رقابت با خواجه عبدالله انصاری و سعدی ها. سبک مولانا نه در سطح ادبیات درباری بود و نه سبکی عامیانه. میان این و آن قرار داشت (مهاجر،1371: 153 – 156 )

 

  • ·     Before the Taliban: Genealogies of the Afghan Jihad: مولانا فیضانی یکی مهمترین چهره های ناشناخته تاریخ معاصر افغانستان است. فیضانی مرد از عصر مدرن بود. دانشمند و عالمی علم و تکنالوژی، ایشان با اکثر علمای و صوفی سنتی زمان خود متفاوت بود، زیرا فراگرفتن علم معاش و علم معاد را میخواست درحالیکه بیشتر علما و اهل تصوف آن زمان کسب علم معاش را ضروری نه دانسته و آنرا علم شیطانی و کفری میدانستند. فیضانی یگانه راه درک قدرت های الهی را در مصنوعات با کسب علم معاش ممکن میدانست، به همین جهت آموختن علوم معاصر برای فیضانی خیلی با اهمیت بود و آموختن آنرا ضروری میدانست. (:2002,Edward 229 – 230(.

 

  • ·     The Fragmentation of Afghanistan: State Formation and Collapse in the International System.: از جمله مبارزین بودند افرادی مانند مولانا فیضانی و منهاج الدین گهیز که بخش بزرگ نهضت اسلامی را تشکیل میدادند ولی بطور رسمی عضویت نهضت اسلامی را نداشتند، مولانا فیضانی یک عالم معزز، دانشمند و پیر صریقت از اهالی هرات بود که طرفدارانی زیادی در بین محصلین پوهنتون، صاحب منصبان اردو و مامورین دولت داشت (Rubin, 2002: 288 – 316)
  • ·          Islamists, Leftists – and a Void in the Center: Afghanistan Political Parties and where they come from: یکی از مهمترین جریانات در دوره دوم دموکراسی افغانستان اسلام مکتب توحید بود که بواسطه مولانا فیضانی از اهل هرات رهبری میشد. ایشان رابطه نزدیک با نهضت اسلامی داشت و به احتمال زیاد بعد از کودتا ثود در زندان پلچرخی به شهادت رسیده است ) Rutting, 2006: 8-9).
  • ·     Islam and Politics in Afghanistan: مولانا فیضانی یک عالم و پیر معمولی نبود بلکه در دوره اول دموکراسی زمانیکه متفکرین افغانستان اهم از علمای اسلامی، کمونستان، نیشنلیست ها، راستی ها و لیبرال ها مانند محمودی، غبار، اعتمادی، مجروع، و سایرین در کلب جوانان جمع می شدند و در مورد آینده افغانستان صحبت میکردند، در جمله علمای مسلمان مولانا فیضانی و سید اسمعیل بلخی اشخاصی بودند که در برابر مارکسیست ها و ماویست ها و سایرین مباحثه و استدلال میکردند (Olesen: 1995: 229-230).

 

باید صادقانه اظهار داشت که با مطالعه هر یک از این کتب و مقالات، عظمت مقام علمی جناب علامه فیضانی این افتخار کشور ما و جهان اسلام برای هر خواننده دراک واضح می شود. علامه فیضانی افتخار هر افغان است ولی به گفته آقای چکری تعبیر علمی و فلسفی و دانش علامه فیضانی برای کم دانشان قابل درک نیست "سخن شناس نه ای جان من خطا اینجاست" شاید بی سوادان چون آقای امید اسلامی این همه کتب و مقالات را از روی هم خوانده نتواند. اسلاف این ملا ناامید می خواستند افتخارات و تاریخ افغانستان را از بین بردند، و اینها میخواهند دانشمندان شان را ترور معنوی کنند. به هر حال بیاید سری به سایت های انترنتی بزنیم که در مورد علامه بزرگوار فیضانی چه گفتنی های دارند:

 بخش سایت های انترنتی:

  •  http://www.teachislam.com/content/view/93/ تعلیم اسلام (teach Islam) در جمله کتاب های دانشمندان اسلامی چهار کتاب از علامه فیضانی را در لست خود دارند و برای خوانندگان توصیه می کنند.
  • http://en.wikipedia.org/wiki/Mawlana_Faizani در این سایت زندگینامه علامه صاحب فیضانی به زبان انگلیسی نشر شده است.
  • http://www.aulia-e-hind.com/dargah/Intl/afghanistan.htm در این صفحه انترنتی در جمع اولیای کرام افغانستان اسم علامه فیضانی با معلومات در مورد زندگی شان در شماره پنجم قرار دارد.
  • http://duckduckgo.com/c/Muslim_philosophers (Muslim philosophers) دربین تمام فیلسوف های بزرگ جهان اسلام از افغانستان صرف اسم علامه فیضانی را با فوتوی شان در این لست میابید.

 

خوانندگان گرامی دقت کنند که این همه کتب، مقالات، سخنرانی ها، وب سایت های همه وهمه آیا غیر واقعی است؟ آیا انکار از این همه گویا انکار خفاش از آفتاب نیست؟ و با درنظر داشت این همه منابع باید علامه فیضانی را افتخار خود دانست یا در صدد ترور شخصیت شان خدای ناخواسته شد.

ذکر این همه منابع و مؤخذ بخاطر نقد عنوان مضمون ارایه شد، حالا متن مضمون را تحت مطالعه قرار میدهیم تا ملاحظه شود که چه خطای های صریح در آن وجود دارد.

ادامه دارد...

 

 

Reference:

Edwards; David B; (2002); Before the Taliban: genealogies of the Afghan Jihad; UK; University of California press.

Olesen, Asta (1995), Islam and Politics in Afghanistan, UK, Curzon press Ltd.

Rubin, Barneet R. (2002), “The Fragmentation in Afghanistan: State Formation and Collapse in the International System”, USA; Yale University.

Rutting, Thomas (2006), Islamists, Leftists – and a Void in the Center: Afghanistan Political Parties and where they come from (1902-2006), Konrad Adenauer Stiftung, Afghanistan Office.

Teaching Islam, http://www.teachislam.com/content/view/93/ (accessed on 20 Feb. 2010).

Wikipedia, http://en.wikipedia.org/wiki/Mawlana_Faizani , (accessed on 21 Feb. 2010).

Aulia-e- Hind, http://www.aulia-e-hind.com/dargah/Intl/afghanistan.htm, (accessed 20 Feb. 2010).

Informative website ducducgo, http://duckduckgo.com/c/Muslim_philosophers , (accessed 20 Feb. 2010).

 

                                                                                                                                   

مأخذ به زبان های دری و پشتو

زدران، گل زرک (1362)، دتاریخ که خاطرونه: درسونه عبرتونه،چاپ اول،پشاور – پاکستان.

فیضانی، محمد عطاء الله (1367)، دلیل الذاکرین فی سنت جهر حضرت سید المرسلین، لاهور – پاکستان.

مکتب توحید(1371)، مولانا صاحب فیضانی در آئینه یاد ها، پشاور- پاکستان، بخش نشرات مدرسه توحید.

مهاجر، ع (1363)، معرفی نامه مولانا صاحب فیضانی، پشاور، بخش نشرات مکتب توحید.


Advertise your business here. Click to contact us.
  • shkib
    نقد گر گرامی درود بر شما روح آن آزاد مرد توانا و کم سواد شاد باد من هم بعداز این مقاله پرانی ها و نو شته های طرف و مخالف علاقه گرفتم تا از این ملا چیزی بدانم وقت به یک نوشته این ملا برخوردم دیگر فکر کر دم آدم صاحب نظر و صاحب اندیشه نبوده واز علم هم چیزی نمی دانسته این ملا نوشته بود( خداوند برای گل روی نسل بشر حیوانات را اهلی نیمه اهلی و وحشی آفرید) من نفهمیدم این نیمه وحشی چه معنی دارد؟ ولی این ملا نفهمیده که حیوانات در گذر زمان به تدریج از طرف انسان ها اهلی شده اند تا امروز هم اهلی نمودن حیوانات ادامه دارد
    من یقین دارم این ملا نمیدانست که شیر وپلنگ .خرس وگرگ هم دارند در حال اهلی شدن اند
    این ملا بیچاره هر آنچه را از پیرمردان محله شان شنیده نوشته وبرای آدمان چون او فکر می کنند غالم وعلامه ا ست وبس این نظر را من است من تنها چیزی که از این علامه خوانده ام همین بود که به فکرم برای آدمانی که ب خواهند چیزی بدانند تا هفت پشت کفایت می کند .
  • shkib
    نقد گر گرامی درود بر شما روح آن آزاد مرد توانا و کم سواد شاد باد من هم بعداز این مقاله پرانی ها و نو شته های طرف و مخالف علاقه گرفتم تا از این ملا چیزی بدانم وقت به یک نوشته این ملا برخوردم دیگر فکر کر دم آدم صاحب نظر و صاحب اندیشه نبوده واز علم هم چیزی نمی دانسته این ملا نوشته بود( خداوند برای گل روی نسل بشر حیوانات را اهلی نیمه اهلی و وحشی آفرید) من نفهمیدم این نیمه وحشی چه معنی دارد؟ ولی این ملا نفهمیده که حیوانات در گذر زمان به تدریج از طرف انسان ها اهلی شده اند تا امروز هم اهلی نمودن حیوانات ادامه دارد
    من یقین دارم این ملا نمیدانست که شیر وپلنگ .خرس وگرگ هم دارند در حال اهلی شدن اند
    این ملا بیچاره هر آنچه را از پیرمردان محله شان شنیده نوشته وبرای آدمان چون او فکر می کنند غالم وعلامه ا ست وبس این نظر را من است من تنها چیزی که از این علامه خوانده ام همین بود که به فکرم برای آدمانی که ب خواهند چیزی بدانند تا هفت پشت کفایت می کند .
  • کاکا کریز
    علامه!!! فیضانی یک اِخوانی بود. ممکن که وی برای دانشگاهیانی چون اخوانی های سابق منحیث یک آسمان بوده باشد،اما امروز این اندیشه خود را خود نفی می نماید. پس از این نوع علامه های شیطانی پرهیز نمائید.
    آرز ومندم که اخوانی ها از این سفسصطه ها پرهیز نمایند. این شیطان لعین ارزش بیشتری را ندارد، جز لعنت.
  • کاکا کریز



    1ـ تنها کتاب مذهبی ا ست که توسط ميليون ها مسلمان بدون فهميدن ک8 4مه ای ازآن، بزبان عربی وغالبأ از حق ظ قرائت می شود.

    2ـ تنها کتابی است که با وجود تعدد تناقضات و خلاف گوئی ها، سخنان تکراری و زائد و غلطهای فاحش، اکثر مسلمانان حتی جرات بزبان آوردن اين کاستی ها را نداشته چرا که بلافاصله گناهکارمحسوب می شوند.

    3ـ تنها کتابی است فاقد شرح وقايع به ترتيب زمانی وبخش بندی روش موضوعات و مطالب.

    4ـ ت نها کتابی است که اغلب آيه های آن بدون ا رتباط با يکديگرو هيچيک از سوره ها به موضوع ويژه ای اختصاص ني افته بلکه موضوعات مختلفی را برحسب اتفاق شامل می شود.

    5ـ تنها کتابی است که ميليون ها مسلمان به غل ط براين باورند که درزمان پيامبر تدوين، درحالی که تقريبأ بيست سال پس ازمرگ او گردآورC شده است.

    6ـ تنها کتابی است که تعداد زيادی اشتباه گرامری داشته وبارها دستخوش تغيير بوده امــّا مؤمنين متعصب براي ن باورند که هرگز عوض نشده وخالی از هرگونه اشتباه است.

    7ـ تنها کتابی است فاقد هرگونه تئوری واقعی علمی، با وجود اين متعصبين نابينا مدعی پيش بينی تعداد زيادی از تئوريهای علمی توسط آن هستنF.

    8ـ تن ها کتابی است که توسط خشک مغزان متعصب به تمامی به خدای دانا و آگاه و قادر مطلق منسوب می شود درحالی که حتی ده درصد بندگان اين خدا براستی از صددرصد دستورات آن پيروی نمی کنند.

    9ـ تنها کتابی ا ست که اد عا می شود به انسانی ترين بودن، درحالی که درآن الله بارها دستورکشتن انسانی توسط انسان ديگر را صادر D9 ی کند.

    10ـ تنها کتابی است که توسط تيره انديشان مؤمن بعنوان کتابی که بيشترين حقوق زن را در نظرگرف ته محسوب می شود، درحالی که زنان توسط احکام خدائی آن مورد بيشترين ستم ها و اجحافات قرار گرفته اند.

    11ـ تنها کتابی است که مؤمنين ترجيح می دهند آنرا ترجمه نکرده و بهمان صورت عربی بدون دريافتن مفهوم آ 6، اغلب با آوازی بلند قرا ئت کنند.

    12ـ تنها کتابی است که با استفاده ازآن صدها هزار آخوند، ملا، م فتی، آيت الله وديگر مفت خواران، مسلمانان ساده دل را فريب می دهند و از آن طريق ميليون ها دلار به جيب می زنند.

    13ـ تنهاکتابی است که مؤمنين می توانند آيات زيادی درآن بيا بند که نه برای مردم عادی بلکه فقط ويژه ی =D 9يامبرو به منظورحل وفصل مسائل و مشکلات شخصی براو نازل شده است.

    14ـ تنها کتابی ا س ت که تمام مذ اهب ديگر را باطل و دستورجهاد عليه آنها صادرکرده است.

    15ـ تنها کتابی است که درابتدا مردم را به اطاعت کورکورانه فرمان می دهد وپس ازآن می گويد که فکر کنند تا حقيقت را دريابند.

    16ـ تن ها کتابی ا ست که مدعی فرستادن پيامبر به همه ی ملت ها، قبا يل وا قصی نقاط جهان شده اما فقط از پيامبرا ن خاورميانه ياد می کند.

    17ـ تنها کتابی است که آنقدر ابهام و ناروشنی دارد که قادراست ازيکطرف قاتل ينی مانند طالبان وخمينی ها واز طرف ديگرمرتجعی مذهبی و صوفی نما مانند امام محمد غزالی را توليد کند.


    18ـ تنها کتابی است که به کمک انسان درحل مسئله ی واگذ اری ارث به موروثان وضرب و تقسيم اعداد محتاج است.

    19ـ تنها کتابی است که بر مصداق آن شيعه و سنی و ديگر فرق اسلامی يکديگر را به قتل می رسانند ت ا به بهشت بروند. پروتستان ها و کاتوليک ها همديگر را می کشتند، اما دارای انجيل های متفاوت بودند.

    2 0ـ تنها کتابی است که بروشنی قوانين جزا (قصاص) را بعنوان فرمان خدا صادر می کند اما اين قوانين نا به نگام بهيچ وجه مناسب با جامعه ی مدنی کنونی نيستند و هرجا که به اجرا در آمده اند (ايران، افغانستان،... )، مردم (غيرمسلمان و مسلمان) يااز اجرا کنند گان آن انتقاد نموده اند که چرااز قانون قصاص پيروی می کنن د يا چرا آنها را درست به اجرا درنمی آورند؟ قابل تعجب نيست که ملايان هرگز منشاء اين ق وانين متعلق به جامعه ی بدوی عربستان را مورد سرزنش قرار نمی دهند.

    بنا فوق براستی که قران شگفت ا نگيز و حقأ معجزه است.


    بر موارد فوق براستی که قران شگفت ا نگيز و حقأ معجزه است

  • فهیم
    مـــــــردکی امروز بر سکوی قدرت تکیه زد
    از اصــــــل و نصب خویش بندرت طرفه زد
    از این مال و مــتا ع گیـــــتی چند افروختی؟
    بنما لحظه ی با خود مردک! کدورت جرقه زد
  • ناشناس
    shkib xxx(شکیب اکس اکس :
    از حسادت زیاد اگر بر فرق خود خاک وخاکستر هم بریزی.مارکس ولینین رابه مردم مسلمان وشریف ما رهبر ساخته نمیتوانید.خاطرجمع باش.
    نوت:از ابراز نظرت در موردحیات حیوانات اهلی ووحشی فارغ صنف پنجم مکتب معلوم میشوی.لطفآ به تعلیم ات ادامه بده.

    نیکبین کابل
  • ناشناس
    دوست گرامی آقای مندوب سلام! واقعا این آقای امید(اسلامی؟؟؟) ازشاگردان مدرسه بن لادن، عبدالله عزام ودی گر وهابیون وشیاطین بوده که وطن مارا امروز به همین حال رسانیده؟ درغارهای کوه هم اینان هستند، درکابینه پوشالی در پارلمان ننگین در بگرام و درهرجا. اینان به هر پستی ورذالت تن میدهند تا به موقف ومقامی برسن د.
    اولیای خدابه شهرت ضرورت ندارند، ونه به علامه گفتن؟ بگذار این القاب نثار برهان الدین و گلبدین و ا سلاف شان باد.

    اینان علم را وسیله رسیدن به شهرت وقدرت بکار میبرند، علم اینان علم ابلیس است و ملعون و درعمل همه مردم کشور ما میدانند که اینان کی ها هستند و شما هم درنوشته خود پرده از چهره شان برداشته ای! ولی یک چیز عیان است که اینان هیچ شرم هم ندارند.
  • ناشناس
    انسان و اسرار قرب
    یا
    جام و میگر سوم

    مقدمه

    به خواندن این رساله امیدواریم تا مؤمنین صاحب درای ت در طی سوالاتی که مطرح شده حقایقی را دریابند که شاید به تلاوت چندین بار تفاسیر و احادیث به آنها میس ر نشود...

    در بالا تنها یک پاراگراف از مقدمهء این علامهء بی سواد نقل شد. تا کسانی که اندکترین سو اد دارند بدانند که این علامه؟؟؟ چقدر بی سواد بوده است؟
    این علامه امیدوار است که خواندن این رسالهء ج اهلانهء او مومنین صاحب درایت را در طی سوالاتی که مطرح شده حقایقی را در یابند که شاید با تلاوت؟ چندی ن بار تفسیر تفاسیر و احادیث به آنها میسر نشود.
    1ـ یعنی از همهء تفاسیری که تا حال نگاشته شده است این رسالهء بیشتر مفید است.استغفرالله من ذالک الجهل!
    2ـ حتی این رسالهء از خواندن احادیث هم بیشتر حقایل را روشن می سازد! اعوذ بالله من هذالکفر!
    یعنی این رساله از احادیث پیامبر هم بیشتر مفید است! استغفرال له! با این حرف اگر کسی قصدا حرف خود را از حدیث مفید بشمارد کافر مطلق می شود! شما خوانندگان گرامی برو ید و همین پاراگراف را در اولین صفحهء اسرار قرب بیبینید!
    این این علامه کفر گفته است!
  • محمد ذاکر سویدن  - سلام بر شما!
    با در نظر داشت مطالب فوق... آنچه که من مدت ها در چستچوی کتب مرحوم فیضانی که تاکنون هم چیزی بدست نیا وردم.. ولی آنچه که دوستان در عنوان گفتند که مولانا از جملمه دانشمندن کشور است، راست اش چیزی در این ب اره من نمی دانم.
    اما به هر صور اگر آثار مولانا به عنوان یک اثر علمی و دینی است. در کجا است.
    من نوی سند که در جواب نقد شخص محترم نوشته کرده می خواهم که اسم آثار به جا مانده از مولانا را در پاورقی بنوی سند. تا ما از ان چیزی بدست آریم.

    خدا حافظ
  • faisal
    خیلی خیلی خوب است من هنوز تمامش را نخواندم اما بسیار زیاد عالی و خوب است
  • ناشناس

    آقای مندوب دست تان درد نکند
    از نقد گونه ای که نوشته اید واقعًا زحمت زیادی را متحمل شده اید ولی این ک ار شما در همچو شرایط بی فایده خواهد بود از يكسو كسي را به نام اميد اسلامي به جفتك زدن آوردي و از سوى ديگر وضعیت کشور طوریست که قیمت همچو مردان را خائنانه به دستور اجانب پایان می آورند و اشخاص هرزه و ب ی ارزش و بلی گو ... را آنچنان بالا می برند که هرگاه آنان را به ممالک فرستنده و دستورده بفروشی آنان ر ا به یک شانزده پولی هم نمی خرند اگر این طور نباشد پس چرا کشور ما در مواد مخدر شماره یک، در فساد شمار ه دو و در غربت شماره پنج است حقیقت اینست که امروز در وطن ما چهره ها و شهرتها از آدرس نامعلوم داده و گرفته می شوند من آنقدر علامهء نامبرده را نمی شناختم و اینقدر مردم سرشناس که حیثیت شان از دنائت مصون و به حق و حقیقت وعزت مقرون است در باره اش اظهار نظر کرده اند جای حیرانی است و این دو مقاله و یا نقد ضد و نقیض مرا به آن واداشته است تا در مورد بسیار بفهمم لطفَا عناوين كتب ممدوح را در همين سايت بگذار زیرا مردم ما ازین به بعد آب خود را پف کرده میخورد نه به پروپاگند كس مشوش می شوند و نه هم به تعریف ش ان خوش، ما باید حقیقت را آنطوری که هست بدانیم.
    تشکر
    ملا امیر خان از شکردره
  • ناشناس
    آری خدا جل جلاله آفرینت کند که گفته ای:
    بجز مرد بزرگ و نابغه هیچکس نمی تواند قلم نویسنده گان و خرد م تفکران و زبان گوینده گان و دلهای دوستان و دشمنان را به خود مشغول دارد.
    پس ای علامهء عالیمقام این همه در مورد تو چقدر زیبا صدق کرده است:
    "اگر مردم در بارهء تو اختلاف نظر پیدا کردند و در قضاوت کار ت و دو دسته شدند و در شناختن قدر و منزلت تو هر دسته به راهی رفتند مباهات کن زیرا این امر نشانهء نبوغ و این اختلاف درخور مرد بزرگ و نابغه است"
    الف گلزاده
  • ناشناس
    فیضانی عالیمقام روح بود. یک از امتیازات وی بر سایر سیاستمداران همین بود. نوشته های وی در عین حال روا ن نامه هایی بودند حاوی مطالب شگرف و حاکی از معلومات ژرف مولانا در شناخت روانها (جهان به تلسکوب قرآن) مشت نمونهء خروار و دلیل این گفته). مولانا به وسیع و اساسی کلمه روحانی بود. روحانی ای رهائیبخش روحها ی "رنگ تعلق" پذیرفتهء پژمرده، نه تنهاآثار بلکه خود آن خدا شناس بزرگ، مأخذ روانشناسی اسلامی ب ود. ان شخص شناس بزرگ، نه تنها آثار بلکه خود آن خدا شناس بزرگ، مأخذ روانشناسی اسلامی بود.
    ازینرو و به همین علت از "مغضوبین زمین" شد و عدهء زیادی از عمال ارتجاع با وی بدبین. و اگر در راههای علوم ی که هیچ رژیم، هیچوقت با آنها مستقیماً طرف نیست و ظاهرًا همیشه بهارند، گام می نهاد بزرگترین مکتشف و مخترع در علم طب و غیره می شد.
    نام در نیام
  • ناشناس

    کتب تاریخی نقل می کنند:
    مولانا صاحب فیضانی نثر زیبا را می پسندید. فقط بر آن بود که اگر بدون تکلف نوش ته بتوانیم، حتی اگر نثر تصنعی بنویسیم، باز بد نیست. اما حقیقت اینست که نه قابل تقبیح است نه قابل تقد یر. همانطور که به قول برادری، در خط، خوانا نویسی مهم است نه زیبا نویسی، ولی اگر زیبا نوشتیم،بهتر؛اما اهمیت اساسی را خود نوشته دارد نه خوش نوشتن، مولانابه اصل نثر توجه داشت نه به مشق "مشاطه" کا ری نویسنده بر "روی" آن.
    ازانجا که موضوع لفظ و سبک نزد مولانا بسیار بسیار کوچک و جزئی بود و ه ر کوشش در این زمینه را در مقایسه با استحکام قرآن عظیم الشأن، فاقد افتخار میدانست، با بحث بیشتر بران، آن را قابل توجه و مهمتر جلوه نمیدهم.
    به هر صورت، یکی از علل مهم شهادت فیضانی، صاحبمکتب بودن آن مؤسس و مدرس بزرگ "مدرسهء قرآن" یا مدرسهء فیضیه فیضانی بود.
    ***
    با آنکه مولانا صاحب بکرترین و به ترین نظریات بود و از سرچشمهء فیاض اندیشهء وی استفاضهء فیوضات بسیاری ممکن بود، مفیدتر ازان معاشرت آنج ناب بود. مولانا چنان جذاب بود که اگر دمی با وی می نشستی، آن دم، دامی برای مرغ دل می شد و ممکن نبود ک ه دیگر از وی جدا شوی. شرط ماندن با مولانا این بود که تو سست عنصر نباشی و گرنه وی آهن ربا بود....
    نام در نیام
  • ناشناس

    مولانا صاحب فیضانی در غم لفظ و طرز نبود. حتی بران بود ک چون اکثر نویسندگان مهم (مهم به معنی خوب فهمی ده نشود) اندیشه های خود را به زبان خوب عرضه کرده اند، اگر چه اندیشهء آنان زیان داشته باشد، از زبان آ نان میتوان استفاده کرد. آنانیرا که در مقابل ترکیبات این یا آن نویسنده، حساسیت نشان میدادند، ساده لوح انی بیش نمیدانست. بران بود که فقط به فکر، فکر کنیم نه بر لفظ رزم. زبان نویسنده گان همه رنگ زمان را د ارند و مجموعًا ادبیات یک عصر را تشکیل می کنند. ولی هر اندیشه، ریشهء تاریخی خود را دارد. با آنکه محخل ف کسر وی بود، این جوانمردی او را که زبان کتب ابو سعید و سعدی مخالف خود (اسرار التوحید و گلستان) را م ی ستود، جوانمردانه تأیید می کرد، خلاصه مجادله بر لغات، اصطلاحات و سبکها را از سبکمغزی ها میدانست (با توجه به حکایت مشهور "مثنوی"، افراط در زبان گرایی را به زیان ارتباط جوامع میدانست. در حالیکه دشمن مثلاً انگلیس بود، از استعمال کلمات انگلیسی خودداری نمی کرد، در حالیکه روحانی سترگی بود، چون اس لام را از عرب زدگی جدا میدانست، در بکار بردن کلمات عربی افراط نمی کرد و در نوشته و صحبت خود، از کلما ت عربی، پشتو، فارسی، فولکلوری و غیره، هرچه را مناسب میدانست، استعمال می نمود. زبان پرستی را به زباله دان تاریخ افگنده بود.)
    آنچه گفتیم به قولی به این معنیست که موضوع، خود زرست نه کاری که بران زرگر می کند و مهم، خود زبان است نه ترصیع و غیره صنایع بدیع.
    اشعاری که مولانا می سرود، ظاهرًا خام بود (ظاهرً ا بخاطر آنکه برخی از اشعار استاد سخن "حاجی صاحب دهقان" نیز خام معلوم می شد و از مولانا جلال الدین هم.) ولی از خشت خام، سرپناهی به نام بیت، برای احساسات خود می ساخت و به همین اکتفا می کرد و آرز ومند آزمند ارزشمند ساختن آن نبود، زیرا میدانست که خشت پخته را استادان رقابت ناپذیری چون "غنی کشم یری" تمام کرده اند.
    علت شعر گفتن مولانا آن بود تا عیبجویان بدانند که اگر شعر بسیار نمی گوید، نه از ناتوانی بلکه از ناطلبیست.
    رزمنده

  • Hmaza Kabuli  - السلام علیکم


    آقای محمدداکر سلام بر شما، عنوان (انسان و اسرار قرب) را که شما اشاره کردید، هدف از این پاراگراف این نبوده است که خدای ناخواسته محتوی اثر مولاناصاحب فیضانی بالاتر از حدیف شریف یا تفسیر است، توجه کنید ب اریکی سخن در اینجاست که وی معتقد بدین بوده است که مردم عوام مسلمان شاید نتواند مطالب احادیث و تفاسیر شریف را به اسانی با خود هضم نماید و انرا عمل کنند بدین خاطر عین موضوعات در قالب کلمات عام فهم که به انسان از مطالعه ان رخ میدهد اشاره شده است یعنی با چندین بار مطالعه ان برای بعضی ها شاید مشکل باشد و میسر نشود. ولی یقین داشته باشید که فیضانی صاحب اثارش و معتقدین اش الحمد الله معتقد به آیات قران عظی م شان و احدایث گهر بار پابند شریعت محمدی ص است صرف آیات و احادیث را مانند دارو های میدانند که هر فار مست (عالم دین) مطابق ضرورت (معرض) از ان ادویه معنوی درست کرده میتواند تا جامعه را مطابق زمان و همان عصر علاج نمایند .
    آیا نمی خواهی جهت تداوی به این شفاخانه معنوی که از پیامبر ص به میراث مانده خود ر ا راجستر و تداوی نمایی؟
    آقای امید این جواب هم به نظر شما آیا کورکانه و طوطای وار است ؟؟؟ !!!
    در ج واب متن گذشته تان باید بگم که اثر شش جام فیضانی صاحب در زمان رژیم های کمونستی به روحیه ضد امپریالیست ی نوشته شده است تا مانع راه یافتن جوانان در ان ؤزیم گردد و قدرت خالق یکتا را که کمونستان منکر ان بود ن ثابت نموده است، ولی اگر فیضانی صاحب کدام کتاب فقهی به دست نشر میسپارد در ان زمان درد را درست دوا ن میکرد زیرا کتب بی شمار از فقه ها و ائمه رح قبل از قبل وجود داشت ولی کسی علاقه نمیگرفت. ایا این جواب هم به نظر تان طوطی وار و کور کورانه است؟
    ملا امیر خان گرامی شما میتواند اثار گهربار مملو از غذای ر وح و معنوین که به استناد احدایث گهربار و آیت کلام الله است بخش دری انرا در این سایت دریابید : http:/ /www.faizani.com/dari/
    کاکا گریز گرامی: ما و شما همه الحمدالله مسلمان استیم، هیچ وقت توهین کردن یک مسلمان کار درست نیست من در جواب شما لعنت نمیگویم صرف میگم لعنت بر کسیکه از حقیقت چشم پوشی میکند و بی ن مسلمانان نفاق می اندازد، اگر شما دقیق تحقیق کنید از هیمن سخن تان پیشیمان میشوید، ولی بکار بردن همچ و کلمه نادرست شما سخن گوی حالت قلب شما است! و باگو میکند که در اوصاف یک مسلمان چنین چیز نباید باشد. خدا همه را هدایت نیکی بدهد!
    به سفله گان چو رسی حرمت تواضح کن
    در که پست بود میتوان خمیده گذشت

    ح مزه کابلی
  • حق گو  - علم فقه و شریعت
    پیراوان گرامی فیضانی صاحب لطفاً در پهلوی دروس معنوی کمی مطالعه مسایل شرعی و فقهی را نیز عادت خویش نم اید و در مشاجره ها از مسایل شرعی نیز کار گیرید انشالله که موفقتر میباشید! زیرا احساس کردم که جانب شم ا حق است، و مکتب توحید یک مکتب پاک دامن است که مبرا از این همه توطعه ها میباشد ولی کمی ضعف دارید که مسایل شرع را نیز فرا گیرد کامل میشودید انشالله موفق باشید
    حق گو
  • ناشناس

    کاکا گریزپشت پست از نوشته هایت ترا اول خیال یک مرتد مسیحی کردم، بعد که عیسویان را هم نفی کرده بودی، گمان کردم مرتد یهودی شده باشی به هرحال- یکی از حیوانات دوپای و بلکه پست تر از حیوان گشته یی. زیرا تو قرانکریم را سراپا توهین و تردید نموده ای.اما صد افسوس که شخص بعدی که ناشناس است و بالای بحث جام سوم علامه تردید نموده به عقیده من بدتر و گمراه تر از توست،زیرا تو کفر خود را مردانه اقرار کرده یی و ازت و احتیاط کردن آسان است اما این آدم ناشناس که نامردانه زیر چادری زنانه آمده و توهین و تکذیب کرده یک م نافق است و منافق جایش پایان تر از کافر در پست ترین چاهای دوزخ واقع است و مواد غایطه و ریم و زرداب ک افران دوزخی را می خورد، لهذا این ملعون اگر توبه نکشد مواد فضله کاکاگریز و بوش و لینن و فرعون و نمرود را نوش جان خواهد کرد. بناء این آدم از یک نگاه راست می گوید زیرا او بنده و پیرو طاغوت است و مولا بزر گترین کافربه طاغوت است، باید مورد تکفیرطاغوتیان واقع شود، زیراخداوند متعال فرموده است: ومن یؤمن بالل ه و یکفربالطاغوت،اینجاست که تصادم ها واقع می شود،اما کوچکترین تأثیر نخواهد داشت،بقول مولانای بلخ:
    م ه فشاند نور و سگ عوعو کند
    سگ زنور ماه کی کم می کند
    والسلام- هندوکش خراسانی
  • ناشناس
    د اسلام د جهان ستوری نورانی ؤ
    د توحید علمبردار ؤ يزداني ؤ
    سوله، عدل، انسانيت د ده شعار وو
    مبلغ د خدا ى د وحى آسماني ؤ
    عقيده يى منحصره يو ځاى نه وه
    ځكه فكر يى خور شوى جهاني ؤ
    دى عالم، متصوف او ستر پيشوا ؤ
    د مادې څخه بيزار او روحاني ؤ
    څومره وياړ او افتخار يى په نصيب شو
    چى د خداى په پاكه لار كې زنداني ؤ
    بى مانند در گوهر يى دي شيندلي
    لوى عالم د اسلامي جهان بيني ؤ
    د قرآن په تلسكوب يى جهان ليد
    د ژور نظر خاوند او فرقاني ؤ
    (غيرت) وړاندې عقيدت كړ لوى استاذ ته
    ډك له فيض او بركت چى فيضاني ؤ
  • ناشناس

    مولانافیضانی، از رحمانی ترین روحانی، چنانکه اگرزبان کسی، حرفی برخلاف حق می زد و چنانچه"دیدگان 4; او، حرکتی برخلاف جهان بینی توحیدی می کرد، سعادت ویرا دران میدانست که چون "مسعود سعد"، آنه ا را"زبیخ و بن" بکند، فئودالی را که زمین وی در خدمت اسلام قرار نمی گرفت و زمینهء زندگی بینوا یان بیش نیاز را مساعد نمی کرد، خلاصه فئودال بی فتوت را مثل سرمایه دار سرمایه پرست بد می بیند. در جها ن بینی انقلابی مولانا، اقتصاد زیر بنائی بود که برخلاف نظر مارکسیستها، در صورت تقلیب، یعنی افشانده شد ن و از زیر فشار فرهنگ "سود گرایی" (به استناد کتاب "جهان به تلسکوب قرآن"، مولانا فیضا نی مخالف سود خواری مشخصی که شوروی بر لغو آن در افغانستان تجارت تبلیغاتی کرد، نیز هست. زیرا در رابطه با زندگینامه، کارنامه و سیاست نامه و نقش آن شخصیت بزرگ، مواجه با شریعتمداری شرافتمداریم نه مرتجع که مثلاً فئودالیسم به اصطلاح "شرعی" (!) را تأیید کند و غیره.) برآمدن یعنی خارج شدن از حالت زیرب نایی، ارزش می یابد، و گرنه گنج قارون با آنکه وضعیت مادی زیربنایی تر یعنی زیرزمینی دارد، بی ارزش است
    گرچه دین از سیاست جدا نیست، ولی به این علت، عالم متدین در رشتهء سیاست متبحر نشد (همانطور که اگر چه س یاه پوستان نسبت به سفید پوستان، کم استعداد نیستند، نظر به وضعی که دران قرار گرفتند، عقب نگهداشته شده اند؛ و همانطور که اگر چه سرزمین استعمار زده، نسبت به سرزمین استعمارگر، فاقد فضیلت فزیکی نیست، نظر ب ه وضعی که بران حاکم است، کمرشد می باشد) عقب ماندگی سیاسی روحانیون، واقعیتی بود که مولانا بجای انکار در آن، در رفع آن، کار (آنهم کار کاملاً ابتکاری و شاهکاری می کرد) میکرد.
    دریغا که ستمکاران چه استعداد های سرشار از تحرک، اعجاب آفرین تحسین انگیزی را از ملت ستمدیدهء ما گرفتند، و برچه شخصیتهای عالیشانی خ اک افشاندند و چه چشمانی درخشانی را از جهان جهد و مبارزه بستند. درود بر روان پاک آنان که هنوز هیأت هی بتناک، چهرهء حالت دار، چشمان دستور ده، سراپا مؤثر و حرکات میهیج و معنا مهاجم آنان، محرک و الهام بخش ماست.
    از قلم شیطان سوز
  • ناشناس

    مولانافیضانی، از رحمانی ترین روحانی، چنانکه اگرزبان کسی، حرفی برخلاف حق می زد و چنانچه"دیدگان 4; او، حرکتی برخلاف جهان بینی توحیدی می کرد، سعادت ویرا دران میدانست که چون "مسعود سعد"، آنه ا را"زبیخ و بن" بکند، فئودالی را که زمین وی در خدمت اسلام قرار نمی گرفت و زمینهء زندگی بینوا یان بیش نیاز را مساعد نمی کرد، خلاصه فئودال بی فتوت را مثل سرمایه دار سرمایه پرست بد می بیند. در جها ن بینی انقلابی مولانا، اقتصاد زیر بنائی بود که برخلاف نظر مارکسیستها، در صورت تقلیب، یعنی افشانده شد ن و از زیر فشار فرهنگ "سود گرایی" (به استناد کتاب "جهان به تلسکوب قرآن"، مولانا فیضا نی مخالف سود خواری مشخصی که شوروی بر لغو آن در افغانستان تجارت تبلیغاتی کرد، نیز هست. زیرا در رابطه با زندگینامه، کارنامه و سیاست نامه و نقش آن شخصیت بزرگ، مواجه با شریعتمداری شرافتمداریم نه مرتجع که مثلاً فئودالیسم به اصطلاح "شرعی" (!) را تأیید کند و غیره.) برآمدن یعنی خارج شدن از حالت زیرب نایی، ارزش می یابد، و گرنه گنج قارون با آنکه وضعیت مادی زیربنایی تر یعنی زیرزمینی دارد، بی ارزش است
    گرچه دین از سیاست جدا نیست، ولی به این علت، عالم متدین در رشتهء سیاست متبحر نشد (همانطور که اگر چه س یاه پوستان نسبت به سفید پوستان، کم استعداد نیستند، نظر به وضعی که دران قرار گرفتند، عقب نگهداشته شده اند؛ و همانطور که اگر چه سرزمین استعمار زده، نسبت به سرزمین استعمارگر، فاقد فضیلت فزیکی نیست، نظر ب ه وضعی که بران حاکم است، کمرشد می باشد) عقب ماندگی سیاسی روحانیون، واقعیتی بود که مولانا بجای انکار در آن، در رفع آن، کار (آنهم کار کاملاً ابتکاری و شاهکاری می کرد) میکرد.
    دریغا که ستمکاران چه استعداد های سرشار از تحرک، اعجاب آفرین تحسین انگیزی را از ملت ستمدیدهء ما گرفتند، و برچه شخصیتهای عالیشانی خ اک افشاندند و چه چشمانی درخشانی را از جهان جهد و مبارزه بستند. درود بر روان پاک آنان که هنوز هیأت هی بتناک، چهرهء حالت دار، چشمان دستور ده، سراپا مؤثر و حرکات میهیج و معنا مهاجم آنان، محرک و الهام بخش ماست.
    از قلم شیطان سوز
  • سهراب  - درنگی بر نقد ادبی و علمی احمد مرید مندوب


    دوستان گرامی السلام علیکم و رحمة الله و برکاتهُ!
    نقدی بر مطلب علامه ای که عالم نبود را دقیق مطالعه نمودم و دریافتم که واقعاً نقد کننده مطلب از کمال عفت قلم کار گرفته و حق آنرا ادا نموده است بدون در ن ظر گرفتن عقده و جهالت نویسنده مضمون درهم و برهم آقای (امید اسلامی)، ناقد سعی ورزیده تا واقعیت را آنچ ه هست بدون کم و کاست به اذهان جامعه مظلوم ما که در چنین مقطع تاریخی که از هر طرف خنجر میخورند شرافتم ندانه و با کمال ادب آنرا ادا نماید، که در خور ستایش است و باید هم کسانیکه ادعای شاگردی چنین شخصیت ای را مینمایند چنین کنجکاوه و دقیق باشند و مطابق فرموده حضرت امام رضا (رح) که میفرماید: (کونوا نقاد ال لاکلام ) استعداد نقد ادبی را چنانکه شاید و باید داشته باشند من در حالیکه به نویسنده این مطلب تحسین و شاد باش میگویم توصیه مینمایم تا به یاوه سرای های اشخاص چون امید اسلامی که میخواهند ذهنیت جامعه ما ر ا به بی راهه بکشاند توجه جدی ننمایند چون تاریخ نام این شخصیت بی بدیل را تاجائیکه من مطالعه دارم به خ ط زرین در حافظه ای خویش ثبت کرده است و بقول عرفا:
    هرکس که دلش زنده شد به عشق
    ثبت است در جریدۀ عا لم دوام ما
    ویا
    با صاف دل مجادله با خویش دشمنیست
    هر که به آئینه خنجر کشد به خودکشد
    ویا
    گر خدا خو اهد پرده کس دَرد
    میل اش اندر طعنه پاکان برد
    بیچاره امید اسلامی اینقدر سواد و معلومات کجا دارد وی فقط چند کتب عربی و ملایی را خوانده و از بر نموده است ، چون از محتوای مطلب اش معلوم میشود که نیمچه مل ا است و بقول عوام الناس نیمچه داکتر مردم را میکشد ولی نیمچه ملا مردم را کافر میکند و نشنیده ای که عل امه اقبال لاهوری در مورد چنین ملا های سوء چه گفته است:
    مکتب و ملا و اسرار کتاب
    کور مادر زاد و نور آفتاب
    و در جای دگر میفرماید:
    ز من بر صوفی و ملا سلامی
    که پیغام خدا گفتند و ما را
    ولیکن تأویل اش در حیرت انداخت
    خدا و جبریل و مصطفی را
    ویا
    دین کافر فکر و تدبیر و جهاد
    دین ملا فی سبیل الله فساد
    البته مقصد از ملا اینجا ملا های سوء و بی عمل است که خداوند بزرگ در کلام مجید خویش در سوره الجم عه آیه پنجم آنرا مذمت میکند و میفرماید: (مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُ وهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا ۚ . الخَ)

    اگر سری به تاریخ اینچنین مردان خدا بزنید د ر میابید که عرفا همیشه از همچو ملای های کم سواد و کور دل شکوه و شکایت ها داشته اند و به اشارات عارفا نه و موشگافانه خویش اینها را تنبه نموده اند ایکاش اینهاعلم را و قرآن را وسیله بدست آوردن جیفه دنیای فانی نمی ساختند! ایکاش اینها فتوای فروشی نمیکردند و دو برادر را به جنگ های برادر کشی در دو جبهه به اصطلاح اسلامی به جان هم نمی انداختند ، ایکاش اینها واقعاً وارثین نبی کریم صلی الله علیه و سلم میبودن د و در بدل طعنه زنی به همچو شخصیت ها در پی شناخت و تعقیب خط فکری مبارزاتی شان میشدند و رسالت واقعی خ ویشرا ادا میکردند.
    در اخیر توصیه من به آقای امید اسلامی اینست تا یک کمی سر به گریبان تفکر فرو برده و از تهمت زنی و حسادت ورزی خویش بکاهد و در بدل بدست آوردن حق الزحمه ای از این و آن حق ناشناسی نکند.
    ترسم که به کعبه نرسی ای اعرابی
    این ره که تو میروی به ترکستان است
    والسلام
    سهراب
  • عبدالبصیر مطمین



    دوستان عزیز هموطن!

    من علامه فیضانی(رح) را میشناسم ، با ایشان در کتابخانه شان در پل خشتی بارها ملا قات داشته ام اما پیوند سیاسی با طریق ایشان ندارم، ولی قراری که نویسنده مضمون(علامه یی که عالم نبود) اذعان داشته و همه میدانند، وی یک شخصیت شناخته شده مجاهد و مبارز مکتب اسلام است که درین راه امتحان خ ود را داده و حتی جان خود را هم نثار اعتقاد خود کرده است. آثار شان را هم تا حد زیادی مطالعه کرده ام؛ درهمه این آثار، شرح توحید و یکتاپرستی بر اساس تاکیدهای مکرر بر آیات قرآن و احادیث نبوی صورت گرفته اس ت. هیچگاه کسی که(نعوذبالله) کفر میگوید و طرز فکر مخالف اسلام دارد، در جامعه ما، آثاری بر چنین پایه ر ا نشر و به صورت علنی در اختیار جامعه قرار داده نمیتواند. بلکه این تشویش به کسانی برمیگردد که به صورت گمنام کسی را مورد حمله قرار میدهند یا به نام مزخرف کاکا گریز یا امید اسلامی یا شکیب وغیره به مقدسات ما توهین میکنند. یعنی این بسیار بی انصافی خواهد بود که یک شخصیت شناخته شده معتقد و مومن و صاحب یک م کتب، توسط یک آدم گمنام و مجهول الهویه و بدون صلاحیت علمی مورد انتقاد و طعن ولعن قرار گیرد.

    تا جا یی که من از بدو تشکیل حرکتهای سیاسی در افغانستان شاهد بوده ام؛ در خط سیاسی و اجتماعی اسلامی در افغان ستان معاصر، جریان اولی و محسوس؛ حرکات و فعالیت های فیضانی صاحب و همراهانش بیش از همه متبارز بود، بعد ایک تعداد جوانان دارای احساسات اسلامی به جواب تحرکات کمونیست ها، حرکت جوانان مسلمان را ایجاد کردند. به خاطر دارم که تاکید فیضانی صاحب بیشتر برآموزش، فراگیری اساسات اسلام به شکل علمی و سپس تربیه و تزکی ه به شکل عملی استوار بوده که بعد افراد فارغ ازین سیستم؛ میتوانستند با اطمینان قدم در کارزار سیاسی بگ ذارند. حتی به یاد دارم که یکی از یاران شان به نام حاجی محمد خان متخلص به (سایق) با اکثر جوانان پیشتا ز رهبری جوانان مسلمان؛ بخصوص با عبدالرحیم نیازی که یک جوان با استعداد بود، از نزدیک تماس داشت و ویرا در مسیر تعلیم و تربیت اسلامی و روحی، همکاری میکرد. این توجه و علاقمندی جوانان بیدار و با احساس جوان ان مسلمان به فیضانی صاحب و طرز فکر او، باعث برافروخته شدن خشم یک تعداد کسان دیگری درین حلقه جوانان م سلمان گردید که بعداً این افراد خام و احساساتی سبب نفاق و مشکلات جدی بین مسلمانان و مجاهدین گردیدندو پیشگویی فیضانی صاحب در مورد تربیه و تزکیه درست از آب درآمد و ثابت شد که کسانی که از نظر معنوی و روحی ، سالم نشده باشند، به جامعه هم سلامتی آورده نمیتوانند. حتی هجوم قشون سرخ و سپس تمرکز یک جهته مجاهدین و رهبران شان فقط بر بعد نظامی و غفلت از تعلیم و تربیه روحی و معنوی؛ نتیجه یی وحشتبار و زیانبار بر پ یکر جهاد و حرکتهای اسلامی ایجاد کرد که مدتهای خیلی طولانی نیاز است تا خاطره اعمالی که به نام مجاهدی ن در زمان اقتدار شان انجام شده از ذهن ملت و جامعه بشری زدوده شود.

    امید اسلامی و شکیب یا غیره کسان ی که به اهانت شخصیت های پرافتخار تاریخ افغانستان و اسلام می پردازند، به یقین نطفه غیرحلال این حسودان حرکت اسلامی و این منحرفین هستند که به قول نویسنده این مطلب، در غارهای کوه ها به سر میبرند و رویی ند ارند تا آن را با آنهمه داغ و سیاهی، به مردم نشان دهند.

    به نظر بنده، جریان های افراطی چپ و راست د ر افغانستان همه در صحنه عملی، به عامل کشتار انسانها و حیف و میل حقوق عامه تثبیت گردیده اند و نیازی ب ه امتحان مجدد شان نیست. اینجا حرکت های ملی ، بی داغ و بدون پیوند اجنبی ها، میتوانند رول مهمی در سرنو شت آینده این کشور بازی کنند.

    به یقین که اگر حرکت فیضانی صاحب و همفکرانشان به بازسازی، وحدت و تجد ید برنامه بیاندیشند و مسایلی را که در آثار فیضانی صاحب مستلزم شرح و تجدید نظر است، با استشاره از علم ای پاک و جید و دانشمندان متبحر و محقق میهن که یک تعداد زیاد شان علاقمند فکر و آثار فیضانی صاحب هستند ، توسط یک هیئت علمی و صاحب صلاحیت، با مشارکت مراجع علمی و اکادیمیک کشور، بررسی و نقد علمی کنند و سپس این آثار گهربار و اندوخته های معنوی، با صحه گذاری این مرجع علمی، تقدیم جامعه گردد، قدم بزرگی در جه ت آرمان آن مرد بزرگ و صاحب اندیشه بزرگ است که طلای کوه آسمایی را به یک جوان تربیت یافته با معنویت بر ابر نمیکند و واقعاً این جامعه به همچو افراد نیازمند است.

    درینصورت، جامعه متشتت ما که از بی اعتما دی و عدم تشکل و ابتکار ملی و سیاسی به حال جان کندن به سر میبرد، شاید به کمک خداوند زمینه یی معتمد بر ای تجمع نخبگان ملی و معتقد برایش فراهم گردد.

    و من الله التوفیق

    با عرض احترام و ارادت
  • الف گلزاده  - فهرست آثار جناب علامه فیضانی

    هموطن عزیز و گرامی محترم محمد ذاکر مقیم سویدن رادر هاله ای از لطف و مراحم الهی آرزو می کنم.
    محترما، در یکی از یادواره های و پاسداشت مقام علمی و روحانی شان یک بروشر به دستم آمد که در آن این آثار برجا ماندهء جناب مولانا فیضانی صاحب تذکر رفته بود:
    • تجزیه و تحلیل اتوم انسان (فزیک انسانی)
    • جهان به تلس کوب قرآن
    • فتاوی ضروری عصری
    • دلیل الذاکرین
    • ما چرا رسایل مدرسهء قرآن را میخوانیم؟!
    • خود شناسی - خ داشناسی
    • جمال و کمال صانع در مصنوعات
    • انسان و اسرار قرب
    • انسان و فلسفهء امتحان
    • اسرار خلقت تا با رگاه عظمت
    • الفبای اسرار قرآن
    • رازهای موفقیت یا انسان با قرآن
    • جواهرموجود بازهم مفقود
    o دروس سیاسی (نشیب و فراز سیاست)
    • دروس توحید (شمس المعارف)
    • دروس اقتصاد (چپاولگری ممالک پیشرفته از ...)
    • کمتر ین زاویه از سیاست روز
    • فلاسفه چرا پیش از وصول به هدایت گمراه می شوند؟!
    • ولایت چیست و ولی کیست؟
    • م ناجات به بارگاه قاضی الحاجات
    • مصباح الهدایه
    • راکتهای رهبری شده
    • افغانستان در آستانهء تحول
    • هزار باب بر یگانگی حضرت وهاب (جل جلاله)
    • مظاهرهء علما....
    • رفتن کجا بردن کجا
    • بسم الله الرحمن الرحیم ی ا آیینه نمای قرآن
    • غوثیه
    • اذکار و ادعیه
    • رهنمای خانواده
    • اصول تبلیغ
    • دفاعیه (یک پیکر با چند جیک ر)
    • فتوحات از راه مغز
    • نیرنگ پر شرنگ از چند مست و دنگ
    • ایمان و حقیقت آن
    • شیطان و مکاید آن
    • ما چ ه میخواهیم
    • جامعه شناسی و فورمولهای اساسی آن
    • رسالۀ دعوت
    • پروگرام ابتدایی مدرسهء قرآن
    • رفتن کجا بردن کجا
    • حوادث روزگار ما
    • قرآن به دسترس انسان
    • صحبتهای اهل حق
    • لب و لباب مطالب منزلۀ قرآن
    • حیا ت است به دین مجادله با بیسوادین
    • علل پسمانی عالم اسلام
    • رموز پیشرفت مسلمانان صدر اسلام
    • مصالح علی ای زنده گی
    • جزوه ها:
    • مبدأ و معاد بشر
    • برنامۀ موقت
    • اساسنامۀ اسلام
    • اساس ارتقای نیروی ایمان
    • س نت ما (منشور مکتب توحید)
    • و....
    با سرود و سلامتی بدرود
    الف گلزاده
  • ناشناس
    دوستان گرامی:
    فکر می کنم که این آقای ملاگک یا چلی( امید اسلامی نام)که روباه صفتانه از میان غار خویش شیران در بند خدا را و هم مشربان اسدالله الغالب علی مرتضی را غیر مؤدبانه توهین کرده شاید فهمیده باشد که با همه ملت مواجه شده و اگر گناه چرندیات نویسی خودرا به آب توبه( معذرت خواهی)نشوید،باید مانند روب اه همیشه در عار خویش بخزد و سلمان رشدی گونه از تیررس شیرچوچه های مبارز این ابرمرد دردمند و رنجکش تار یخ معاصر اسلام خود را به دور نگهدارد، زیرا ایشان در سراسر جهان بیاری و مددگاری حضرت باری (ج) جولان د ارند و حتی در دنمارک و ناروی و هالند وغیره هم. و این ها معتقدند که: خداپرستان برخود پرستان غالب اند.
    والسلام- خلیل الله آتش از کوهستان
  • ناشناس


    الحمدلله والمنه که حضرت خداوند حنان و منان جلت عظمته که ذات لایخلف المیعاد است به وعده ها و مهربانیه ای خوددر مورد مردم مظلوم افغانستان غیورانه جامه عمل پوشانده و برای شان در پاداش آنهمه سختی ها و محکو میت ها، بزرگترین قهرمان و هیروی فلم تاریخ معاصرما را که عبارت از جناب الداعی الی الله مولانا محمدعطا ءالله صاحب فیضانی، ابرمرد روحانی، و مکتبدار سترگ نجات مظلومان و محکومان جوامع انسانی از چنگال نفس و قدرت های شیطانی، اند عطا کرده تا توسط این شخصیت عظیم وافکار ابتکاری، انقلابی و جهانسازش،که موبه مو مشکلات پسمانی ونا بسامانی های سرنوشت ما افغان ها وهمه اولاد آدمی را عالمانه و حاذقانه تجزیه و تحلیل و راه حل های واقعی و منطقی به آن ارائه نموده، مردم ما را به سعادت های بی نظیر و فخرآفرین دنیا و آخرت سرفراز گرداند، چنانچه او تعالی فرموده است:
    (و نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعل هم الوارثین(
    ترجمه : ما ممنون احسان می سازیم آنانی را که ضعیفی وبیچاره گی رادرروی زمین متحمل شدند، یعنی ما ایشان را پیشوایان و وارثان حاکمیت زمین می گردانیم.. آری!
    شخصیتی که افکارش منسجم کننده قوانی ن و زمینه ساز(یورث الارض لعبادی الصالحین) است.
    شخصیتی که مکتبش ساده و روان،آدمی را دردوجهان آرام جا ن، ولی محو کننده ومرگ برای شیاطین است....
    شخصیتی که نوازشش مظلومان راهمچون پدر،نکته هایش جمله جمله دروگهرورهنمای کافه بشرو زنده گانیش تجسم عینی دین است....
    شخصیتی که بمثابه پاداش عادلانه برای مظلومی ت های چندین صدساله مردم افغانستان، و در حقیقت این ویرانه را گنجی ازسوی رب العالمین است....
    خلاصه هر قدر که با فکر قاصر، زبان ناقص و قلم نارسا ازآن بحر کرانه ناپیدا و روح بزرگ و مصفا شرح کنیم، از کوه ک اهی و از بحر قطره یی نگفته ایم، جز اینکه عاجزانه برایش اعتراف کنیم که: توبزرگی و در آئینه کوچک ننما یی
    در بحث های آینده گلچینی از گهر ها و لوء لوء های گران بها و نایاب رهنمود ها و طرح های نجات بخش قر آنی آنجناب را که در کتاب مستطاب دروس سیاسی خویش چند دهه قبل از امروز نگاشته اند بطریق ایجاز و اختصار و نمونه مثال می آوریم تا هرچه بیشتر متیقن شویم که الحق آن ابرمرد علم و عرفان و احسان و روحانیت، بقو لی نیم قرن قبل از زمانش تولد شده بوده و رهنمایی های داهیانه اش برای اذهان پوچ و باطن های کور زمامدار ان فاسد و فاسق سه گانه وقت اعم از بزرگان نام نهاد دینی و سرمایه داران غیرملی و مقتدران برسرچوکی فابل فهم نبوده، لذا نه تـنهااز دعوتش سرباز زدند بلکه وی را به اشد ظلم و ستم گرفتار و راهی زندان ها نمودن د! همان بود که خداوند بزرگ و منتقم این سرزمین را با همه ساکنین اش به وعید قهراین قول خویش گرفتار و د مار از روزگار ایشان برآورد،
    بااحترام- اکرم بای از آقچه
  • عارف
    ببخشيد به اين سوالها كى جواب مى دهد:
    - من دانشجو هستم كتابهاى استاد را مطالعه كردم در باره حيات اي شان دو جور نوشتند يكى شهيد شده ديكرى غايب شده
    - استاد كرامى كجا هستند؟ مى توان با ايشان ملاقات كرد؟
    - جند ساله هستند؟
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 10 FEB

GOFTMAAN 09.02

KANKAASH 11.02

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

تاجیــــکان درگــذرگـــاه تــاریـــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

آریــانــا ســـعید

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 78 مهمان آنلاین


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.