نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| مکثی در مــورد شــعری از لینــا روزبــه (بچشـــمان یــک زن...) و انعــکاس آن از دیـــدگاه خـــوانندگـــان تــارنمـــای خـــاوران |
|
|
|
| پیامها و گزارشات - نامــه هــای رســیده |
| نوشته شده توسط عبدالواحد سیدی |
| شنبه ، 22 اسفند 1388 ، 15:36 |
|
من خانم روز به را از روی نوشته هایش در تارنما های که بزبان فارسی انتشار می یابد دیده ام و شاید یکی از مقاله های گذشته شان را نیز نقد کرده باشم بهر حال خانم آرام و منطقی و متواضع میباشند. آمدیم در مورد شعر؛ شعر چیزیست که احساسات طرف را نمایش میدهد که پیامد های جز طرز برخورد یافته های مغزی و عکس العمل آن با جهان بیرون نمیباشد، گاهی چنان اتفاق می افتد که در یک بیتی از شعر مفهوم بزرگ و کلی ای افاده می گردد.بهر حال نه شاعر و نه هم کسی که آنرا میخواند نمیتواند به مفاهیم آن اعتماد کلی داشته باشد چه هر شعری خالی از ابهام و ایهام نیست افاده و سرایش شعر در یک برهۀ بحرانی دماغ انجام می پذیرد و بعضی اوقات مفاهیمی به نمایش گذاشته می شود که هر گزوجود ندارند و صورت نمی بندند. از این سبب مشکل خواهد بود حتی در شعر های سفید معاصر که نه وزن دارد و نه قافیه و نه قیافه شعر گونه مسایل منطقی و حالات اجتماعی را کلاً نمایش داد زیرا کلمه در قالب شعر بسیار ناتوان است و تا استاد برومند و ورزیده ای در این فن نباشد نمیتواند کلمه را در جایش استعمال و استفادهمعنایی نماید از همین سبب است که در اشعار ایهام بوجود می آید.
یک موضوعی که بسیار ضروری است که باید اذعان گردد این است که اگر ما در روی صفحه انترنیتی سخنان رکیک، دشنام و فحش را از آدرس افغانستانی بودن خود بیک هموطن خود که معالاسف آنهم یک زن است بنویسیم قریب به نیمی از کشور های منطقه بشمول افغانستان، پاکستان، هند، ایران، تاجکستان، ازبکستان، قزاقستان، ترکیه و حتی تمام فارسی زبانهای که در شرق و غرب وجود دارند آنرا می خوانند و بما و منطق و طرز تلقی ما می خندند. بیائید فحش و نا سزا گویی بهمدگر را که شخصیت و کرامت انسانی ما را صدمه میزند و زیر سوال می برد جداً اجتناب کنیم. بما در کلاس های مدرسه ابتدائیه استادان ما درس داده بودند تا از فحش و نا سزا و تهمت زدن بکسی که مستحق ان نیست جلو گیری شود. در اسلام در مورد عزت و آبرو چه زن و چه مرد تعلیمات روشن و ثباتی وجود دارد مثلاً اگر کسی کدام را به زنا متهم میکند باید چهار شاهد بالقوه که صحنه را دیده باشند حاضر دارند در غیر آن مفترح و دروغزن است و جزای آن در زمانیکه عدالت اسلامی تطبیق گردد شلاق در بین عام میباشد و این بخاطر آن است تا کسی جرئت نکند به دیگری تهمت بنددو عرض ناموس کسی را برباد دهد.لذا کلماتی را که در مورد خانم روز به از طرف دوستان وارد آمده است آنرا یک صحو بدون محتوی و عاری از حقانیت میدانم.
و امادر مورد حقوق زن و مرد کتابها و متون زیادی نوشته شده است که ضرورت به بحث های کوچه باغی و خیابانی را ندارد، حقوق و تساوی زن در اسلام همیشه مد نظر بوده و مراعات بایسته شده است این حقوق جاده دوطرفه است و بیک طرف هرگز ختم نمیشود. پیغامبر گرامی اسلام به زنان خود وقت و فرصت های مساعد اندیشیدن را ارزانی فرموده بودند چنانچه حضرت عایشه همسر پیغامبر با وجودیکه یک کدبانو بود بانوی وارد در سیاست و شریعت نیز بود در تمام مجالس پیغامبر اسلام حضور داشت و چندین هزار روایت حدیث از وی در کتابهای حدیث درج است و تا روزیکه پیغامبر بزرگوار اسلام محمد (ص)از جهان رخت بر بستند عایشه بهمرایش بود و این مبین این است که زنان در اسلام یک صفحه بزرگی از زندگی مردان را ساخته است. ولی آنکه تساوی زن را نمی پذیرد از یک اصل اسلامی منکر خواهد بود زیرا زنان مانند مردان در منظومه های عقلی و فطری خود از همان توانایی های برخورداراند که مردان برخوردار میباشند لذا در موارد یکه به سعی و کار و کوشش و آموزش و عواطف ارتباط میگیرد هیچ زنی از هیچ مردی کمتر نیست. فقط نقصان در طرز برداشت و فکر بعضی از مردمانی است که بنا بر ملحوظات فمنستی این مسایل را دامن میزنند. اما انها باید بفهمند که آورده های فمنستی در کشور ما بازاری ندارد و بانوان افغان همواره آنرا نمی پسندند ورد میکنند و از همین جاست که زمینه های غیر اخلاقی فمنستها در افغانستان جایی ندارد.
اما در مورد تشابه بعرض میرسد که زنان با مردان در بسیاری موارد تشابه ندارند چرا که فطرت ساختمانهای زنان را از مردان جدا ساخته است مثلاً برای زنان زیبایی و وجاهت و ناز و غنج و دلال را ارزانی داشته اند و همچنان نرم دلی و مهربانی و عطوفت را وبرعکس برای مردان خشن بودن پر توان بودن،صبوری در سختی ها حوصله مندی در انجام کار های شاق اشتراک در جنگ ها مسافرتهای مشکل وغیره را تعبیه کرده اند.
در این مورد به این مطالب توجه فرمائید: آنچه را اسلام در این زمینه طرح میکند این است که زن و مرد به دلیل اینکه یکی زن است و دیگری مرد، در جهات مختلفی با هم مشابه نیستند، آنها طوری ساخته شده اند که طبیعت شان وظائف شان و توانمندیهای هر کدام شان مخصوص بخود شان میباشد، خداوند بنا بر حکمت عظیمی که دارد نخواسته است مخلوقاتش دارای اجزای همگون و مشابه باشنددر رنگ در پوست در زبان در افکار در توانائی های ذاتی و ارثی این عدم مشابهت بهم میرسد. خداوند جهان و کائنات و آنچه راکه در آن خلق کرده است دارای یک هدف و غآیه خاص مبیاشدجهان خود روی یک هدف غائی خاصی تکوین و خلق شده است که همه پیروی به ناموس اکبر که همانا خط مشی خداوند در اریکه قدرت را پدیدار میسازد،زنان که از جنس و سرشت با مردان یکی خلق شده اند، روی هدف و غآیه ای که توسط شان تسلسل نسل را پایدار و جاوید بدارد دارای خواص وخصوصیات و توانائی های بالقوۀ خاصی گردانیده شده، مثلاً بچه را در رحم به تکامل رسانیدن و آن را تا مرحلۀ پختگی در بدن بالاندن و زایش دادن و شیر دادن و حضانت فرزندان و به او عاطفه را تلقین کردن و بزرگ نمودن، از جمله توانائی های است که خداوند در جنس مونث به ودیعه گذاشته است که از توان هیچ مردی ساخته نیست و اگر این توانائی ها در وجود زن تبارز نمیکرد جهان یکسره میمرد.همینطور خداوند وجود زن را باوجود برداشت آنهمه توانائی های ذاتی نفیس و زیبا و شکنند و در معرض خطر نقصان پذیر خلق کرده است تا مردان بتوانند با مواظبت شکیب مندانه لازم با زن به معدلت رفتار نماید. در همه امور زندگی یار و یاورش باشد در گرما های سوزان با قبول انجام کار های توانفرسا بخاطریکه زنش آرام و در آسوده حالی با فرزندانش و حضانت شان بصورت درست رسیده بتواند شکیب و نا شکیب وظیفه خود میداند تا تمام لوازم و مایحتاج او را فراهم سازد. این اصل تقسیمات فزیولوژیک در اکثر حیوانات و حتی نباتات نیز منظور خلقت بوده است. در اجتماع زنبور عسل یک تعداد از زنبوران ماده که بنام زنبوران کارگر نیز یاد میشوند و ظیفه جمع آوری شیره گلها و گیاهها را دارند تعداد دیگری از این زنبور ها وظیفه مواظبت کندو و کار های مربوط به آن را دارند و یک تعداد مصروف تیمار و پرورش ملکه مادر که در یک کندو صرفاً یکتا وجود میداشته باشدووظیفه تخم گذاری را دارند. همچنان در نباتات، بعضی از نباتات و درختان و گیاهان هر کدام دارای هدف و وظائف خاصی هستند یک تعداد گل های زیبا و خوشبو تولید میکنند که از عطر آن استفاده میگردد. بسیاری از درختان دارای سآیه های گوارا میباشند که از سآیه آن استفاده میشود.بعضی ها میوه های شیرین تولید میکنند از بعضی شان الیاف تهیه میشودو بعضاً دارای جنسیت مرغوب چوب است که در ساختمانها از آن استفاده میشود؛ در کارخانه قدرت به هزاران هزار ازین رنگ اجناس با وظائف مختلف وجود میداشته باشد. حتی رویش یک گیاه تا گیاه دیگر فرق میکندتوانائی های هر کدام شان نیز مربوط به نوع شان میباشد و همه بخاطر این است که نظم و ناموس طبیعت پا بر جا و استوار بماند برای انسان (زن) استواری این را بخشید تا طفل در آغوش مادر بزرگ شود برای مرد این وظیفه سپرده شد تا در تامین معیشت و امنیت زن و فرزندان خود از هیچ گونه سعی دریغ نورزد و این وظیفه را جزء فطرت خود قبول بکند. لذا جهان بر پآیه اضداد استوار است اگر شب نباشد روز از کجا شناخته خواهد شد اگر مادر نباشد مواهب زندگی به چه رنگی و به چه ترتیبی آشکار خواهد شد. بهر حال هریکی لازم و ملزوم همدگر هستند. متساوی هستند اما مشابه نیستند.لذا وظایف و تکالیف و مجازاتهای هر کدام فرق میکند و با همدگر وضع مشابه ندارند. غرب بیهوده میکوشندمیان زن و مرد از قوانین و مقررات و حقوق و وظایف وضع واحد و مشابهی بوجود آورند و تفاوتهای غریزی زن و مرد را نادیده بگیرند. تفاوت های که میان نظر اسلام و سیستم های غربی وجود دارداین است که این تفاوت های فطری و غریزی بوده که میان زن و مرددر فطرت شان عجین شده، وجود دارد. تفاوتی که میان نظر سیستم های غربی وجود دارد علی هذا آنچه اکنون در کشور ما میان طرفداران حقوق اسلامی از یکطرف و طرفداران پیروی از سیستمهای غربی از طرف دیگر، مطرح است مسئله وحدت و تشابه حقوق زن و مرد است نه تساوی حقوق آنها، کلمه "تساوی حقوق " یک مارک تقلبی است که مقلدان غرب بر روی این ره آورد غربی چسپانیده اند.جامعه و ما معتقد هستیم که ادعای تساوی حقوق زن و مرد یک پدیده معنی دار است و همه قوانین گذشته و حاضر جهان حقوق زن و مرد را به اساس ارزش های مساوی وضع کرده اند فقط مشابهت را از میان برداشته اند که به هیچصورت و در هیچ ظرفی وهیچ فطرتی پدیدار نخواهد بود.
اسلام از همان آغاز فصل نوی را برای بانوان بخاطر به زیستن و در صیانت زیستن در خانواده را الزاماً از وظائف مردان شمرد و کوچکترین عواطف و احساسات زن را نیز از وظایف مردان در مقابل زنان فرو گذاشت نکرد ولی این اروپائی که تا شروع قرن نزدهم زن قانوناً و عملاً فاقد هر نوع حقوق انسانی در آنجا بوده است،که نه حقوق مساوی با مرد داشت و نه حقوق مشابه با او. در نهضت عجولانه ای که در کمتر از یک قرن اخیر بنام زن و برای زن کم و بیش حقوق مساوی با مرد پیدا کرد اما توجه به وضع طبیعی و احتیاجات جسمی و روحی زن،هرگز حقوق مساوی با مرد پیدا نکرد، زیرا زن اگر میخواهند حقوق مساوی حقوق مرد وسعادتی مساوی سعادت مرد پیدا کند راه منحصرش این است که مشابهت حقوقی را از میان بردارد، برای مرد حقوق متناسب با مرد و برای زن حقوق متناسب با خودش قائل شود.تنها از این راه است که وحدت و صمیمیت واقعی میان مرد و زن بر قرار میشود، و زن از سعادت مساوی با مرد بلکه بالا تر از آن بر خوردار خواهد شد. و مردان از روی خلوص و بدون شائبه اغفال و فریبکاری برای زنان حقوق مساوی و احیاناً بیشتر از خود خواهند شد. همچنان از رهگذر بیولوژیکی ساختمانهای وظیفه وی حیاتی زن و مرد فرق دارند بطور مثال
مردان دارای سپرماتوزوئید هستند در حالیکه زنان دارای اوول یا تخمه ها میباشد، هارمونهای که در وجود زنان ترشح میشود در وجود مردان بر عکس آن تولید می شود زنان خاصیت پرورش بچه را در رحم خود میداشته باشند در حالیکه مردان از این توانایی عاجز هستند و صد ها مثال دیگر. حتی اگر از رهگذر بیولوژیکی نیز این دو موجود با هم متساوی ملاحظه گردد عدم شباحت های فزیولوژیکی مطلقاً در وجود مرد ها و زنها متفاوت است که این تفاوت ها و عدم تشابه کار و وظایف زنان را از مردان جدا میسازد زیرا خداوند تمام مخلوقات خود را در دایره استواری از منطق خلق کرده و هیچ موجودی خلاف موازات طبیعی نمیتواند بحیات خود ادامه بدهد. لذا در یک موضوع زنان و مردام با هم تشابه دارند و آن اینکه بر خلاف نظریه پردازان فمنیسم زن و مرد هر گز نمیتوانند دور از هم و سوا از هم به زندگی خود ادامه بدهند اگر اینکار صورت بندد نسل آینده هرگز بوجود نمی آیند.
اگر بتاریخ اسلام نظر انداخته شود تقریباً هشت قرن قبل از فیلسوفان و دانشمندان اروپائی افتخارایجاد فلسفه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را بخود اختصاص دادند که اروپائیان امروز به آن متوصل شده اندکه میشود با تطبیق این حرکت ها با در نظرداشت اصل قوانین قرآنی حرکت ها و انقلابهای را بوجود آورد که واقعاً چهره مرد و زن را در جامعه تغیر خواهد داد و جهان را عوض خواهند نمود.ما بیش از این روی این اصل که ما را بکوچه های بن بست فلسفه می کشاندتوقف نمیکنیم و از علت های روانی و علل تاریخی و منطقه وی آن میگذریم وبه این دو اصل که شرقیان و غربیان هر دو به آن اذعان دارند در حد تعادل می اندیشیم که شرق تمایل به اخلاق دارد و غرب شیفته حقوق زن است و ما هر دو را در مورد زن پذیرا میشویم تا بتوانیم در بین این تفاوتهاانسانیت خود را بشناسیم و از آن دفاع کنیم و نگذاریم بحریم حقوق زنان کسی پا گذارد.زیرا انسانیت هم به اخلاق وابسته است و هم بحقوق، هیچکدام از حقوق و اخلاق به تنهائی معیار انسانیت نیست.
ولی تا جائیکه می بینیم اسلام ستیزان وبعضی از فمنست هاکوشیده اند تا قوانینی را در خورد زنان در جامعه اسلامی بدهند تا به اصطلاح خود شان زن را از چنگال قوانین اسلامی آزاد سازند و این سر چشمه الهی را که نصیب زن است بخشکانند و خرمن انباشته احکام زن را که در اسلام وجود دارد از بین ببرند« و بلکه گامی جلو تر رفته، با طبیعت هم دعوی براه اندازند و با سنگ محکومیت سر و کلۀ تمایز های جسمی زنان با مردان را بشکنند، که این مرحله جز پرده پوشی نیرنگهای شان نخواهد بود. زیراریشه قوانین اسلامی یکجای با قوانین طبیعت قابل خشکاندن نیست.»[1]
قسمیکه ملاحظه میشود در میان ادیان و مذاهب هیچ دین و مذهبی مانند اسلام در شئون زندگی مردم (خاصتاً مردان و زنان) مداخله نکرده است، اسلام در مقررات خود بیک سلسله عبادات واذکار و اوراد و یک رشته اندرز های اخلاقی اکتفا نکرده است،همان طوریکه روابط بندگان با خدا را بیان کرده است خطوط اصلی روابط انسانها (مردان و زنان) و حقوق و وظایف افراد را نسبت بیکدیگر نیز در اشکال گوناگون بیان کرده است. " این خود می رساند که دین اسلام بیشتر از هر دینی انطباق با زمان داشته و کلیه موارد و موازین ازمنه در قرآن حل شده است. بسیاری از دانشمندان و نویسندگان خارج دنیای اسلام نیز ؛ دین اسلام را از نظر قوانین اجتماعی و مدنی مورد مطالعه قرار داده و آنرا در مسائل غامض و پیچیده علمی با عهدین (عهد عتیق= تورة، عهد جدید= اناجیل،لوقا -مرقص – متی- ویوحنا) مقایسه کرده اند که در واقع قرآن از رهگذر این که کلام خدا است رهکار های علمی را در تمام عرصه ها مخصوصاً عرصه های اجتماعی و زیست محیطی اشارات روشن دارد،فلهذا در سراسر دنیا آن کسانیکه با علم و پژوهش سر و کار دارند، قوانین اسلام را بعنوان یک سلسله قوانین مترقی و مدون ستایش کرده و خاصیت زنده و جاوید بودن این دین و قابلیت انطباق قوانین آنرا با پیشرفتهای زمان مورد توجه وتمجیدقرارداده اند.
فکر میشود که مسأله حقوق زن و تشابه و تساوی آن به درازا کشیده شد و ما لابد باید به آن بیشتر از این بپردازیم چرا که قسمیکه دیده میشود چه مرد و چه زن هر دو قشر در تاریکیهای تباه کنی قرار دارند، سخن دراز ولی میدان آن کوتاه است و بیشتر از این در این مقوله اگر حرف بدرازا کشانیده شود ملال خاطر بار می آورد لذا با یک تذکر دوستانه و نهایت صادقانه و صمیمی این نوشتار را در اینجا خاتمه داده در یک فرصت برابر روی آن بحث میکنیم.
از برادران دور از میهن خود که همۀ شان دارای افکار عالی و بر تر و خجسته هستند تقاضا والتماسم منحیث یک هموطن شان این خواهد بود که با هم تساند و یکدلی داشته باشند تا دیواره های کدورت و نفرت را که پیش روی ما دیگر ها کشیده اند پست و هموار سازند تا واقعاً همدگر را بشکلی که هستند و به شمایلی که آزرو دارند ببینند. و از بانو روزبه تشکر که همه مارا درور این بساط صمیمانه به مهمانی حرف و سخن فرا خواندند.
[1] ـ زن، تالیف دکتر محمد سعید رمضان بوطی، برگردان:فرید قادری، سنندج، انتشارات کردستان، ص،5.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
تاجیــــکان درگــذرگـــاه تــاریـــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
یگـــانگی زبـــان فــارســی
پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)

پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)
درخراســـان(افغــانســـتان)
دکتر صاحبنظر مرادی
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




چیزی که اعجاب مرا می انگیزاند این است که ما شأالهه هموطنان ما در هر کجای از جهان که می زیند همه عربده آغاز میکنند و قبل از آنکه بحرف اول شروع سخن کرده باشند بحرف آخرآنرا آنجام میدهند که توام با دشنام و پست بینی دیگران است.






