Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

مکثــی بر بخشــی از تبصــره هــای مقــام محمــد (ص) در فتــح مــکه PDF پرینت ایمیل
پیامها و گزارشات - نامــه هــای رســیده
نوشته شده توسط دوکتور ص سعیدی   
سه شنبه ، 28 تیر 1390 ، 11:51

الساکت عن الحق ملعون
سلام واحترامات به خوانندۀ معزز و گرامی
دیروز آگاهی حاصل کردم که سایت خاوران نوشتۀ دانشمند محترم امین الدین سعیدی را تحث عنوان مقام با عظمت محمد (ص) در فتح مکه به نشر رسانید و مورد تبصره های را سازمان دهی کرده. اولا نمی دانم این نوشته را سایت خاوران از کدام طریق بدست آورده و به نشر رسانیده؟

دوم مطالب ‌‌‌‌ذیل که همین حالا در فکرم خطور میکند به نحوی که در نوشته های تبصره معترضه آمده خدمت خوانندۀ معزز تقدیم میدارم.

ما زمانیکه میکوئیم این یک دربند حویلی (خانه) هست. مازمانی خانه را مکمل میدانیم که این خانه اطاق های نشیمن ، صالون ، اطاق خواب ، آشپزخانه ، زباله دانی ، تشناب- مستراح و دیگر ملحقات داشته باشد.

ما زمانیکه این دنیا مؤقت وکوتاه را که بشریت درآن درروشنی هدایت الهی و عقل سلیم خویش انتخاب بکند و به این ابتلا و انتخاب بشریت ضرورت دارد نه الله تعالی درآن فلسفه و عمق بزرگ را میبینیم. درین دنیا ابتلا ما نمی توانیم بگوئیم چرا شیطان و اهریمن وجود دارد؟ بدون وجود شیطان و اهریمن این پروسه تکمیل نمیشود. ما اگر از یک نمایش حتی دنیوی نیرو های بد و اهریمنی را خارج بسازیم آن نمایش و مبارزهء بد و خوب مبازرهء پاکي و نا ناپاکی محتوی خویش را از دست خواهد داد. با مشابهت ها و افاده های بالا میخواهم بگویم که ما به موجودیت انحراف و روایات و تعابیر انحرافی و کج بحثی ها و فریب ها موجود در رابطه به دین مقدس اسلام آشناء هستیم و این اعتراضات هم اخر بحث نه خواهد بود. بلی به همچو اعتراضات در بیشتر از ۱۴ قرن و قبل از آن به شهادت تاریخ آگاهی داریم و این اعتراضات مندرج در سایت خاوران را از جملهء ادامهء این کج بحثی ها، تهمت ها و آغورا گری های عدهء سیاه دل و کج اندیش میدانیم.

بلی با عبارات و ادبیات بخش از اعتراضات نیز کاملا آشنا و استعمال کلمات (ارجنمد م سعیدی....) وجملا رکیک تر از آن راکاملا تصور کرده میتوانیم و درک میکنیم. با هر گونه که نامت میگذاری -

من از طرز گفتارت میشناسم. اما تمرکز ما براین است که چه گفته و نه اینکه کې گفته. مخاطب من نویسندهء سیه دل نه بلکه خوانندهء معزز و کسیکه نیت و ارادهء شنیدن حق و استدلال آنرا دارد ودرین راستا پیشداور و متعصب نیست.

تصورکنید استعمال کلیمه و افادۀ (ارجنمد م سعیدی....) فوق برای کسیکه بیشتر از ۵۰ سال دارد، نواسه دارد و پسرش داکتر طب است. این افاده به جزء به کوچه ای بودن بحث و سطح کوچه ای بحث کننده چیزی دیگری دلالت نمی کند. اما باید با هر کوچه ای بحث کرد؟ بلی بحث برای خواننده نه بخاطر کوچه ای. بحث بخاطر اینکه حق و ادای رسالت اما نباید زیاد به آن فکر کرد. باید گفت، نوشت و رسالت اداء کرد. بقیه هدایت وعدم هدایت از توان ما بالا است.

و اما تذکرات و نقل قول های شان از قرآن کریم و نصوص:

من که مثلا عربی نمی دانم به علوم تفسیر، حدیث، اجماع امت و قیاس (چهار اصل ومنبع حقوقی در اسلام) آگاهی ندارم. ناسخ و منسوخ ، تدریج در تشریع، شأن نزول آیات و احکام و........... را نمی دانم و برای من نقل قولی میشود و مطالب بدون ارتباط از نصوص و آیات پیشکش و به خور من داده میشود این بحث را یک بحث فتنه گرانه و انحرافی میدانم. مثال می آورم و یا مثال فتنه گر و اغوا کننده از قانون اساسی افغانسنتان:

مادۀ دوم قانون اساسی نافذ کشور: دین دولت جمهوری اسلامی افغانستان اسلام است.....

مادۀ سوم قانون اساسی نافذ کشور: درافغانستان هیچ قانونی نمی تواند مخالف معتقدات و احکام دین مقدس اسلام باشد.

مادۀ چهارم قانون اساسی نافذ کشور: ملت افغانستان متشکل از اقوم.....تاجیک، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ، پشته یی.....

مادۀ دهم قانون اساسی نافذ کشور: دولت سرمایه گذاری ها وتشبثات خصوصی را مبتنی برنظام اقتصاد بازار... تضمین مینماید. این دهها مثال و نموده دیگر:

اعتراضات من: قانون اساسی در مادهء دوم گفته دین دولت جمهوری اسلامی افغانستان اسلام است. این عدالت نیست و هموطنان معتقد به دیگر ادیان را درنظر نه گرفته به ضد این قانون باید به پاخاست و مبارزه کرده و.... آیا چنین منفی بافی وفتنه گری درست است؟ نه درست نیست. ادامهء این ماده متذکر شده که: پیروان سایر ادیان در پیروی از دین و اجرای مراسم دینی شان در حدود احکام قانون آزاد میباشند. در مواد دیگر که من عمدا موارد را حذف و برای فتنه و ایچاد انزجار آنرا آورده ام از همان قماش یادداشت ها و تذکرات ونقل قول های از آیات قرانی است که بدون ارتباط و بدون ذکر شأن نزول وبدون ارتباط به احکام دیگر سبب فتنه و انزجار میشوند وچنین بحث اغوا گرانه مناسب نیست اما از سیه دلان توقع دیگر نیست واین نوع بحث قابل درک است.

بلی اگر کسی میگوید که دولت سرمایه گذاری های و تشبثات خصوصی را مبتنی بر نظام اقتصاد بازار تضمین میکند. به فهم و شناخت من از اقتصاد بازار آزاد بدون حاکمیت قانون، دشرایط که روابط مافیایی حاکمت، بستر های لازم حقوقی ایجاد نه شده، توانایی های رقابت آزاد که رکن اساسی اقتصاد بازار ازاد است و برعلاوهء آن به کار نه گرفتن اقتصاد مختلط به حیث وسیله برای رسیدن به اقتصاد بازار ازاد و صرف مادهء قانون اساسی را بدون این مطالب که من فزودم واقعا قابل قبول نیست و منجر به جنایت میشود وباید به ضد آن قیام کرد. عرضه: زن خود را عرضه میکند. پولدار تقاضا دارد و میخرد. شخصی خون وخواهر و دختر فروشی میکند عرضه هم وجود دارد و تقاضا هم وجود دارد. آیا این قانون اساسی همین نوع اقتصاد را تضمین میکند؟ اصلا ممکن نیست چنین کج بحثی را حتی برای یک لحظه هم قبول کرد. بحث های معترضین در مورد از همین قماش کج بحثی های سیه دل است که واقعا نمی توان آنرا فتنه گری و تعصب و کینهء بیش خواند. (بحث طولانی)

ببنید به این افادهء معترض:

(جناب ارجمند سعید سعیدی افغانی ! شما بسیار فخر کنان دست به نوشتن نوشتار های میان تهی میزنید ، بدون ای نکه بدانید نوشته تان تا چه اندازه واقعیت دارد. شما در باره ی قران بسیار مسایل ارزشمندی را در این نوش ته گنجانیده ا ید. من نمیدانم که آیا قرانی را که من خوانده ام با قرانی که خودت خوانده ای یک است یا مت فاوت؟ از پر حرفی زیاد میگذرم شما و خوانندگان را به خوانش آیات قرانی که من تهیه نموده ام دعوت مینمای م. بخوایند و داوری کنید که آیا واقعن قران مردم را به سازش و آشتی دعوت مینماید یا خیر؟)

 

از صد ها مثال صرف یک مثال می آورم:لااکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی. اکراه در دین نیست... لکم دینکم و لی دین: برای شما دین شما برای من دین من و................................

بلی دین اسلام دین مسیحیت هم نیست که اگر یک روی شما را کسی به سلی زد روی دیگر خویش را برایش بگیرید که بزند. دین اسلام ظالم و متجاوزگر و مظلوم را در آتش میداند. ظالم به خاطر ظلم و تجاوزش و مظلوم به خاطر اینکه درمقابل ظالم و تجاوز گر قیام نه کرده. بحث طولانی اما کدام عقل سلیم قبول کرده میتواند که در دل میلیون ها انسان عقیده به زور شمشیر داخل شود؟ ابدا چنین ممکن نیست. این دین دین حق و الهی است و محمد ص رحمت برای عالمیان. اصل نقطۀ مرکزی را بعدا خدمت مینویسم. لطفا بحث را دنبال کنید.

بلی مسایل را از ارتباط خارج کردن و بخورخواننده دادن با این فریب و اغو گری تأسف آور است اما قابل فهم.

یک کج بحثی دیگر شما: (محمد بعد از اینکه مکیان بطور صلح آمیز تسلیم او شدند ساکنین آنرا قتل عام نکرد، اما او برخی از دشمنان شخصی اش را که هنوز به یاد داشت، و دستور قتل آنها را صادر کرد.او دستور قتل شش مرد و چهار زن را صادر کرد، این افراد (1) عكرمة بن أبي جهل (2) وهبار بن الأسود (3) وعبد الله بن سعد بن أبي سرح (4) ومقيس بن صبابة الليثي (5) والحويرث بن نقيذ (6) وعبد الله بن هلال بن خطل الأدرمي (7) وهند بنت عتبة (8) وسارة مولاة (برده آزاد شده) عمرو بن هشام (9) وفرتنا و (10) وقريبة.)

اگر قول و تذکر بالا شما درست هم باشد:

اول اینکه چه سند وجود دارد که این امر را محمد ص داده باشد؟ دوم فراموش نه کنید که محمد ص بندهء الله (ج) و رسول الله بود و بر سر هریک از عساکر مسلمان حضور نداشت ممکن تخلف و تشدد بنابر تشدد و تخلف که درحق مسلمانان شده بود شده باشد که قابل فهم است. اما سخن اصلی و اساسی این بحث که در بحث و عنوان از نوشتهء دانشمند محترم امین الدین سعیدی از عظمت و رول قوی و جهت دهندهء محمد (ص) صحبت است نه از تمام مسلمانان آنوقت. اگر قسما تخلفات فوق صورت گرفته باشد و بعضی آن به اساس حق العبد که هیچ کسي حق عفو آنرا به جز ورثهء متضرر ندارد و حق قصاص و..... اما مشی اساسی و عظمت محمد ص درین بود که ما برای رحمت و عفو و گذشته اتکا داریم و اینکه فتح مکه - روز انتقام نیست بلکه گذشت و تعاون وعفوه است وحتی اگر چنین مسایل به وقوع پیوسته باشد که بعضی آن ممکن است. بلی همین دلیل سبکدوش سر سپاه اسلام در آن وقت شد و حضرت محمد (ص) سر سپاه اسلامی را سبکدوش و مشی گذشت و عفوه را عملی میکند. بلی درین نوشتهء محترم امین الدین سعیدی از تقش با عظمت محمد ص صحبت و بحث است نه از عملکرد همهء مسلمانان.

بشهادت تاریخ بیاد بیاورید غلام حبشی که قاتل سید الشهدا حضرت همزه رض اولین سپه سالار اسلام شد وبعد از فتح مکه مورد عفوه قرار گرفت و تا اخیر عمر در امان و امن در مکه زندگی میکرد. بلی انسان انسان است. تنها چیزی که حضرت محمد ص گفته که توقع دارم وی پیش روی من نه آید در احادیت روایات است که این غلام حبشی در کوچهء که محمد ص میرفت از آن کوچه راه بدل میکرد. آیاحضرت محمد ص نمی توانست انتقام بگیرد؟ مسلم که مییتوانست اما نه کرد. این است عظمت پیامبر اسلام و رهنمای بشریت. اما درک این مسایل نصیب کسی شده و عدهء در فتنه و فساد هنوز هم غرق اند.

آوردن روایات غیر دقیق و تهمت ها و مسایل موضوعی دشمنانه را مبنی براینکه بکشید و مکشید و امثال آن اغواگرانه و تعصب بیش نیست.

بلی ادبیات و استعمال کلمات (آفتاب، سورسمار خور، آخوند، تازی نامه و....) هویت اصلی شما را روشن میسازد و سطج خود را نمایان میکنید.

بلی فهم قرآن فهم و عمق و بـُعد میخواهد. قانون اساسی را ستره محکمه تفسیر میکند و این توهین به وزارت زراعت نیست. بلی قوت پــُل و پُلچک را انجییر میداند این کار امام مسجد نیست. بلی مسایل دینی را امام و ملا دین میداند این کار هر کس نیست. برای فهم و عمق مسایل تنها فهمیدن زبان عربی کفایت نمی کند که جناب نقل قول میکنند. آیات تفسیر میشوند نه ترجمه.

یک مثال به سطح معترض بیاورم: کسی فارسی/دری یاد گرفت و به افغانستان می آید در کوچهء مندوی کسی را میپرسد که محمود خان را نه دیده ای؟ وی ملک این محله است. شخص از ریشخند جواب میدهد: قصهء محمود خان در کله پزی است. این کسیکه جدیدا دری/فارسی آموخته به دوست همراه خویش میگوید: من فهمیدم دری میدانم که محمود خان را باید در دکان کله پزی جسجو کرد. وی دیگر به مفاهیم ضمنی و اصطلاحی مطالب آگاه نیست. لذا این معترضین قصد دارند خوانندۀ ناآگاه را به دُکان کله پزی ببرند. چنین تلاش های شان ناکام است و به جای نه خواهند رسید.

قرآن کریم هم ساده است وهم مغلق. یافتن احکام کار عالم دین و مجتهد است نه اینکه با ظاهر نص مانند معترضین فتنه گر مارا به بد راه کشاندن میخواهند. پس مانی مسلمانان عوامل زیاد دارد یکی آن دوری از اسلام و اصول آن است. مشکل کشور های مانند افغانستان همان تطبیق مزخرفات به نام اسلام است. نمونه ها آنقدر است که صد ها صفحه پـُر شده میتواند. در کشور های ما به علت عدم اگاهی از کُنه اسلام ، وابستگی عدۀ از معتقدین به فتو ا های عدهء از اخوند ها ملانما و سوء استفاده از دین ، مذهب، قوم و منطقه و خانواده و..... مسایل است که مشکلات مارا دوچند ساخته است. برماست تا عمق و عظمت راستین دین اسلام را مانند یک مسلمان درک و به اسلام راستین که درآن صلاح و فلاح بشریت و دین اعتدال و دین دنیا و آخرت است توجه جدی کنیم و فهم خویش را از دین دقیق بسازیم. دین اسلام ضرورت بشریت است وباید ما مقام و فهم خویش را دقیق سازیم. درین بخش تعصب و پیش داوری ، کینه و حقد جای ندارد.

و اما یک بحث تلگرافی دیگر: یا مسلمان میشوی با من برادر و برابر هستی. اگر نمی شوی تکس و مالیه ميپردازی وتحت حمایه حاکمیت اسلامی هستی. اگر نه مسلمان و نه تکس و مالیه میپزدازی به جنگ آماده شو. این برخورد نورمال هست. همین حالا در امریکا بعد از قتل جرم بزرگ مالیه ندادن است. مالیه نه دهی و فریب کنی مالت از جانب دولت تملیک و به زندان انداخته خواهی شد. این درقرن بیست ویک و نورمال است. چرا بر اسلام اعتراض داری که حاکمیت اسلامی این عدالت را تأمین کند. اسلام هم همین کار را کرده. قاضی، پولیس، امن و امنیت و....دولتداری مصارف میطلبد که باید ملت آنرا بپردازد.

واما جزا ها در تاریخ مطالب اند که عصرو زمان و شرایط آڼ بحث طولانی میخواهد. اما جزا های حدودی در اسلام بیشتر وظیفۀ تهدیدی و تربیتی را اجرا میکنند. شارع تلاش برتطبیق جزا ها را ندارد و عفوه را بهتر میداند تا انتقام. اما آنچه به نام اسلام در بخشی از جوامع بشری امروزی صورت میکیرد و نام آنرا اسلامی میگذارند بیشتر اهداف سیاسی دارند تا اسلامی. تطبیق جزا های حدودی به اندک ترین شبه ساقط میشود. کسی را برای من نشان دهید که در حضور چهار مسلمان عاقل، بالغ و عادل دست به زنا بزند. و چهار شاهد مانند اینکه چوب سرمه در سرمه دانی داخل میشود جرم را دیده باشند و عمل زنا را تشریح کنند که اجرا شده. نه عملا چنین ممکن نیست ویا فیصدی آن بسیار کم است اگر نه گویم که ناممکن است. این جزاء ها را شارع صرف تربیتی و تهدیدی مطرح میکند و بس. بحث شاهان که فلان شاه چنان غیرتی بود که بادیدن به پیزیب زن کسی وی را اعدام کرد. بحث جدا گانه و جزای خارج از اسلام است. ساده این تخلف و قتل است اگر کسی را به خاطر دیدن به پایزیب زن کسی اعدام کرده اند. این شهامت شهامت افغانی هم نیست این جهالت و تخلف از عدالت وامر الهی است. (بحث طولانی)

و اما حرکت طالبان و اسلام در افغانستان : بحث طولانی ما از اسلام بحث داریم و آن محترم از بخش از تکه داران اسلام. من آنچه که را حرکت طالب در سالهای ۱۹۹۰ در افغانستان عملی کرد به نحوی عملی کردن و تطبیق آن به نحوی که اجراء شده مخالفم و درموارد زیاتی آنرا خلاف اسلام میدانم. لطفا این دوبحث را باهم گد وخلط نه سازید.

معذورم خواهند داشت که مطلب را دوباره نخواندم و آنچه بالمباشره به ذهنم خطور کرد تقدیم کردم. چه در ابتدا اصلا نمی خواستم به بحث روی این مطالب پرداخته و نمی خواستم حتی مطلبی درین راستا بنویسم. الهی ما را هدایت نیکی کن آمین یا رب العالمین آمین د ص سعیدی انگلستان ۱۳/۷/۲۰۱۱

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 77 مهمان آنلاین


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.