Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
مــروری بر تخــریبنــامۀ آقــای کــرم عــلی «نــدا»... PDF پرینت ایمیل
پیامها و گزارشات - نامــه هــای رســیده
نوشته شده توسط گ. «فــــرهاد»   
دوشنبه ، 25 مرداد 1389 ، 14:28

مــروری بر تخــریبنــامۀ آقــای کــرم عــلی «نــدا» تحت عنــوان «چــرا منــاطق مــرزی بدخشــان آشــوب خیــز شــده است؟»

از چرندیاتی که آقای کرمعلی «ندا» گفته اند و با نشر آن در سایت پرخوانندۀ خاوران انصاف و انسانیت را لگدمال نموده اند، هیچگاهی متأثر نشده ام، تأثرم بر آن است که مسئولین محترم سایت خاوران با وجود پوچ و بیمعنی بودن آنرا که از فرسنگها دور از افغانستان (تاشکند) فرستاده شده، چرا بدون سانسور بنشر رسانده اند؟

 

بهر صورت! من پالیسی همه رسانه ها را احترام میگزارم، مسئولین سایتها خود میدانند که چه چیز را نشر کنند که محبوب مردم شوند و چه چیز را نشر کنند که باعث بر انگیختن انزجار گردد، بنده فقط بدون اینکه وقت را تلف نموده باشم، میروم بسراغ اجزائی از تخریبنامۀ متذکره و در حد توان رد قاطعانۀ آن با دلایل:

جناب «ندا» عنوان تخریبنامۀ شانرا «چرا مناطق مرزی بدخشان آشوب خیز شده است؟» داده اند اما مطالبیکه در تحت همین عنوان ادامه یافته اند هیچ ربطی به عنوان ندارند. در آغاز متن بعد از عنوان در بین دوقوس نوشته اند (مکثی بر وضعیت ساحه مرزی بدخشان و فعالیت های شبکه آقاخان در آن ساحه) من در واقع ندانستم که جملات فوق را منحیث عنوان دیگری بر متن تخریبنامۀ شان قبول نمایم و یا اینکه نویسندۀ محترم آنرا منحیث مطلب اصلی قابل توجه در نامۀ شان هدف گرفته داخل قوسین نموده اند؟

تخریبنامۀ آقای «ندا» که یقیناً برآورندۀ کین نهفته در قلب شان نسبت به شبکۀ انکشافی آغاخان در افغانستان میباشد، در عالم کاملاً بیخبری ترتیب گردیده، نویسندگی را شرمانده و به سواد، علم و تعلیم توهین نموده است. موصوف مینویسد:

« دو هفته قبل صدهاتن از مردم خشمگین به مرکز یکی از ولسوالی های کوهستانی بدخشان ریخته و با لت وکوب ولسوال و قاضی محکمه ابتدایی، ساختمان ولسوالی را تخریب کردند.
در ابتدا رسانه های مختلف گزارش های از قول مسوولان محلی نشر کردند که دفتر آغاخان در پشت قضیه قرار دارد»

جناب «ندا» در عالم بیخبری و شاید هم از روی بغض و کینه از هجوم مردم خشمگین به یکی از ولسوالی ها نوشته و از لت و کوب ولسوال و قاضی محکمه خبر داده اضافه نموده اند که ساختمان ولسوالی را تخریب کرده اند.

نداصاحب! خوب است در تاشکند دور از چشمان حقیقت بین مردم خصوصاً بدخشانی های روشن بین قرار دارید ورنه چشمان تان با این دروغ پیش مردم خم میبودند، شما ندانسته اید که واقعه در کدام ولسوالی رخ داده، قاضی و ولسوال چرا لت خورده اند و آیا ساختمانی هم تخریب شده یا خیر، فقط از خبر های سر چوک جملاتی را بهم پیوست داده مرتکب گناه بزرگ شده اید، یقین داشته باشید که با نشر این دروغ نامۀ پر از چرند، مورد نفرین هزاران خواننده قرار گرفته اید. آیا عین تکلیف دادن قلم بر روی کاغذ و فشار آوردن بر مغز تان در ترتیب این نامۀ بیمفهوم، گاهی به این فکر نشدید که نوشتن مضمونی آنهم در تخریب کتلۀ عظیمی از انسانها چه مسئولیتی را دارد؟ راستی در ابتدا از خواندن کلمات بی ارتباط و پر از تخریبات شما حیجانی شدم ولی آنچه که پیش رفتم، بیمفهوم بودن تخریبنامه و بیسوادی شما برایم بیشتر به اثبات میرسید.

در بخش دیگری از تخریبنامه چنین میخوانیم « بحث را باید با این نکته آغاز کرد که آقاخان با بدست آوردن منافع اقتصادی اش یکی از ابزارهای تحقق اهداف استکباری غرب در افغانستان است، این غول اقتصاد با دست های استعمار جهانی در منافع اقتصادی شریک است، بدون شک تلاش می کند تا حامیان خود را راضی نگهدارد».

ای بیخبر از دنیاه! نمیدانم که از کدام قماش خبیثه ای استی ولی باید بدانی، همانسانیکه تمان دنیا دانسته است که آغاخان آن شخصیتی است که در انکشاف افغانستان، با اینکه یک شخص است، برابر کشور ها کمک میکند و کدام طمع و منافع اقتصادی ای در افغانستان ندارد، آغاخان آن شخصیتی است که به انسان و انسانیت میاندیشد، چشم بیناه آغاخان گرسنه ای را در کنج خانه و برهنه ای را روی جاده دیده نمیتواند، این امر را تمام مردم افغانستان و خصوصاً مردم ولایت بدخشان بخوبی میدانند، آنها میدانند که در سالهای قحطی دستان سخاوتمند آغاخان چگونه بطرف شان دراز شده و با سرازیر نمودن امداد های سخاوتمندانۀ شان چطور ایشان (مردم) را از مرگ حتمی نجات داد، اگر خودت زره ای از همت را در وجودت میبینی، بجای دروغ افشانی، بیا و حقیقت را از بدخشانی ها بشنو.

خوب است که تخریبنامۀ پرکین آقای کرمعلی ندا صفحات بزرگتری را بخود اختصاص نداد، ورنه بیچاره چه هذیان های دیگری میگفت، میبنیم به چرند دیگری از چرندیاتش: « گفته می شود که تحریک مردم علیه اراکین دولتی در محلات سرحدی و تحت نفوذ آغاخان، و ایجاد شورش و نا امنی در این منطقه، در واقع گام های نخستینی هستند که آقاخان و گماشته گانش می خواهند تا دولت افغانستان را وادار به تجزیه افغانستان نمایند».

بیچاره!! اگر ذوق نویسنده گی را داری، عیبی نیست، لطفاً لیاقت نویسندگی را با مطالعۀ حقایق کسب نما وبا پخش مطالب بیمفهوم که با عث رنجش قلبها میشوند، به نویسندگی توهین نکن، به چرندیات فوقت بازگرد و ببین چه نوشت ای؟ گفته میشود که تحریک مردم....... گفته میشود!!!! کی گفته؟ در کجا گفته شده، آغاخان در کجا نفوذ نظامی دارد؟ چرا خائنانه قضاوت میکنی؟ اگر نمیدانی، بدان که فعالیت های شبکۀ انکشافی آغاخان به محلات سرحدی خلاصه نشده دربیشترین نقاط فقیر نشین و محروم از امکانات ولایت بدخشان و بخش های مرکزی افغانستان نیز جریان دارند، هرکجا که نیازمندی است، آنجا شبکۀ انکشافی آغاخان است و تا جائیکه سخن از تجزیۀ افغانستان است، سُرنَی این مطلب را عناصری چون شما و باداران جنایت کار تان از زمانهای قبل پف نموده و همواره در جستجوی فرصت تجزیۀ افغانستان بوده اند، و هرباری که خواست جنایتکارانۀ شان نقش برآب شده است، دیگران را بتخریب گرفته اند.

باز هم میخواهم تکرار نمایم که نمیدانم از چه قماشی استی و در کدام سویه قرار داری؟ نوشته هایت را دیده تعجب میکنم که خودت شاید از اخلاق سیاسی فرسنگها بدور باشی ولی چطور این نوشته ها در سایت پرخواننده ای مثل خاوران بنشر میرسند؟ میبینیم این چرندیات را: « اگر دولت افغانستان توجه جدی به خرچ ندهد و نیروی بیشتر نظامی به منطقه نفرستد تا باندهای مخرب آقاخان و گروه های سیاسی همسو وی را در مناطق کوهی و مرزی و استراتژیک اقتصادی و نظامی سرکوب نکنند دامنه این آشوب و نا امنی ها افزایش خواهد یافت و این آشوب ها به حدی انکشاف خواهد کرد که مناطق مرزی بدخشان به هلمند دوم مبدل می شود و منطقه از کنترول دولت بیرون خواهد شد و شورشیان مسلح وابسته به آغاخان مانند ببرهای تامل در سومالیا و استقلال طلبان چچینی منطقه را زیر تصرف خود می گیرند و آن زمان آقاخان به عنوان میانجی پا در میانی می کند و طرح تجزیه منطقه را به منظور ایجادثبات و صلح و تامین حقوق بشر و ایجاد دموکراسی مطرح می کند و دولت افغانستان آن زمان مجبور می شود که طرح استکباری آقاخان را بپذیرد».

فکر میکنم عین نوشتن مطالب فوق وجدانت کاملاً در خواب بوده و یا اینکه اصلاً وجدان نداشته ای که از محکمۀ آن حراثی در دلت بوده باشد! من در اینجا قضاوت را به همه آنهائیکه شانس مطالعۀ چرند نامۀ شما را داشته اند میگزارم که آیا آغاخان کدام باندی دارد که مسحانه فعالیت داشته باشد؟ اگر داشته باشد، مسرانه استدعا دارم که چنین باند را افشاء نموده منت گزارند و در غیر در تقبیح چرندیات کرمعلی ندا بامن همصدا شوند. تا آنجائیکه من میدانم، آغاخان نه باندی دارند و نه با گروه سیاسی ای همسو است و مناطقی که در آن پیروان آغاخان حضور دارند، از امن ترین و صلح پسند ترین مناطق افغانستان اند و اگر مخربی در این منطقه ها پیداشده، از قماش عناصری چون آقای «ندا) بوده است.

آقای «ندا» با بی حیائی و دور از اخلاق سیاسی، گاهی در نل کوفته و گاهی هم در میخ! گاهی از تجزیۀ افغانستان حرف بمیان آورده و گاهی هم از مبارزۀ پارلمانی، خوب است که به نوشته های خودش باز گردیم تا بر حماقت شان در این مورد بیشتر پی ببریم: { تلاش به منظور فرستادن اجنت به مجلس نمایندگان «این بازی خطرناک آقاخان در منطقه استراتژیک آسیایی تنها به ایجاد شورش و باند پروری خلاصه نشده است، بلکه در عرصه سیاسی نیز تلاش های به همین منظور جریان دارد. وارد کردن شمس علی به عنوان یکی از مهره های تطبیق کننده برنامه های استکباری در منطقه، به عنوان نامزد کرسی مجلس نمایندگان یکی دیگر از این اقدامات است، آقاخان و باند وی برنامه های هماهنگی را برای پیروز ساختن شمس علی روی دست گرفته اند تا این مهره مستکبر بتواند همزمان باایجاد وحشت در مناطق مرزی و وادی واخان ذهنیت تجزیه افغانستان را در مجلس نمایندگان مطرح و حساسیت ها را کاهش بدهد که کار منسجم و برنامه ریزی شده در این زمینه جریان دارد. درحال حاضر نامز کرسی مجلس از تمام امکانات شبکه آغاخان استفاده می کند دفاتر آغاخان درمنطقه برنامه انتخاباتی او را پیش می برند و تلاش می کنند تا زمینه را برای سایر نامزدان محدود کنند».}

افسوس بحال نویسنده گانی چون آقای کرمعلی«ندا» که بجای دنبال کردن حقایق، تنویر اذهان مردم و دعوت به همزیستی برادرانۀ تمام مردم با هم برادر افغانستان، با پخش موضوعات دروغین ذهنیت ها را فریفته واز هیچگونه نفاق افگنی در میان مردم دریغ نمیکنند، قابل دقت میدانم که آقای «ندا» بظاهر از تاشکند قلم فرسائی نموده و بدون اینکه بدانند انتخابات یعنی چی و شرایط راه یافتن به پارلمان چگونه است، کاندیداتوری شمس علی را به بنیاد آغاخان نسبت داده ایشانرا مهرۀ مستبکر خوانده اند.

اگر منظور آقای ندا از این مهرۀ بگفتۀ خودشان (مستکبر) دکتور شمس علی(شمس) باشد، خیلی ها بخطا رفته اند و چون از تاشکند نوشته اند، شاید زندگی در غربت عقل را از سر شان ربوده باشد ورنه دکتور شمس علی «شمس» در قطار دیگر هموطنان بهدف یافتن شانس خدمت به ملت افغانستان پا به عرصۀ سیاست گزاشته خود را کاندید نموده اند که کاندیداتوری شان به بنیاد آغاخان هیچ ارتباطی نداشته و از حق قانونی شان منحیث فرزند این وطن استفاده نموده اند، بلی ایشان قبل از کاندید شدن شان عضو فعال و صادق بنیاد آغاخان بودند ولی همزمان با آغاز مبارزات انتخاباتی از سمت شان در بنیاد آغاخان استعفأ نموده و بدون دریافت هیچگونه امکاناتی از بنیاد آغاخان به مبارزۀ مستقلانه پرداخته اند.

آقای ندا!! باتأسف که شما در مورد کور شنیده، کور خوانده و کور نوشته اید، اگر منحیث آدمی فاقد هرگونه معلومات، چرندنامۀ تانرا ترتیب داده باشید، شاید دل خوش کنید که حد اقل چیزی را بنشر رسانده اید ولی اگر بادانستن حقایق بشکل آگاهانه دست به تخریب و تبلیغات زده کوشش نموده اید که حقایق را کتمان نمائید، به باور من لحظه ای از لحظات شما به ارامی سپری نگردیده و همواره خود را نفرین مینمائید.

چه خوب گفته اند: «با لق لق.. س.. دریا حرام نمیشود» چنین میپندارم شما همان... س.. ای استید که تلاش بر حرام ساختن دریائی نموده اید ولی این دریا را ملیونها...س.... مثل شما حرام ساخته نمیتوانند.

میگویند دزد در سر خود شاخ دارد، شک دارم که نویسندۀ اصلی تخریبنامه کس دیگری از مقام دیگری است ولی با بزدلی با نام مستعار کرمعلی ندا و از آدرس تاشکند خود را معرفی نموده اند، مهم نیست که ایشان کرم علی از تاشکند استند یا نیستند ولی اگر دزد نباشند، چرا مطلب را گنگ و مبهم بدون داشتن کدام سند تحریر نموده اند؟ لطفاً به نوشته های ذیل ایشان توجه کنید:


بذر نفاق در میان مردم

«توزیع پول به منظور تبلیغ موضوع در سایت های انترنتی و برخی از رسانه های هوا دار این گروه آغاز شده است. گفته می شود که این شبکه هزینه بزرگی را برای تبلیغ این مساله اختصاص داده است و از ویب نویسان و حتی شعرا هوا دار این طرح خواسته شده است تا عملیات تبلیغ را آغاز کنند که بد بختانه کار آغاز شده است و برای فعلا ویب لاگی را تحت "نام پامیر بزرگ" فعالیت خود را آغاز کرده است و روزانه چیزهای رادر این ویب لاگ می گذارد و عملا برنامه های استکباری آغاخان و سایر استعماریان جهانی را به پیش می برد».

آقای کرم علی ندا در تمام نوشته هایش از «گفته میشود» کار گرفته است، اوشان از رسانه ها و سایتهای انترنتی هوادار (این گروه) یاد آور شده اند ولی نتوانسته اند حد اقل آدرس یکی از این رسانه ها و یا سایت ها را با مطلب تبلیغی مورد ادعای شان در این رسانه ها یا سایتها منحیث سند ضم چرند نامۀ شان نمایند، حقیقت این است که چنین چیزی اصلاً وجود ندارد ورنه آقای ندا، از هیچ یک عالم دسیسه را بوجود آورد و در صورت موجودیت سندی بر چرندیاتش هنگامۀ دیگری برپا مینمود، ایشان با اینکه از ویب لاگی تحت نام «پامیر بزرگ» نام برده اند که گویا فعالیتش را آغاز نموده و چیزهائی را روزانه در این ویب لاگ میگزارد، حد اقل آدرس ویب لاگ را با نمونه ئی از مضامینش که شامل برنامۀ استکباری بوده باشد، ضم چرند نامۀ شان ننموده اند تا ثبوتی میبود بر ادعا های پوچ و میانخالی شان.

با مطالعۀ کلمات بیمعنی ذیل، یقینم آمده است که آقای «ندا» از سواد درست هم برخوردار نبوده است و در نوشتۀ شان بدور از ثبات نویسنده گی گاهی اینطرف پریده و گاهی هم آنطرف، اینک رجوع میکند به مجاهدین و رهبران جهادی بدخشان ولی معلوم نیست از ایشان چه خواسته است، توجه کنیم به نوشته های خودش:

«بناء تمام مجاهدین و رهبران جهادی بدخشان، علمای کرام، روشنفکران محترم همه باید دربرابر این طرح استعماری انگلیس وغرب و دست پروردگان آن بی ایستند و نگذارند که تمام ارزش های مقاومت و جهاد ملت افغانستان با تجزیه افغانستان به هدر برود و تمامیت ارضی کشور که با خون میلیون ها شهید و مجروح این وطن تا کنون حفظ شده است، از دست برود».

ندا صاحب گرامی! چون موضوع را بظاهر از تاشکند بنشر رسانده ای، خدا کند عین نوشتن آن بحال بوده باشید، ولی فکر نمیکنم! انسان بحال (هوشیار) هرسخن را سنجیده میگوید و هر مطلب را سنجیده مینویسد اما شما..... بیخریطه فایر نموده اید... از نوشته های شما بر میآید که، شما در آن حدی نیستید که مشاور علمای کرام، روشنفکران و رهبران جهادی بدخشان باشید، ملت ما دیگر فریب عناصری مثل شما را نمیخورد، براستی علمای جید ما خود شاید آنچه در کشور میگزرد استند و به مشوره های غرض آلود مغرضانی مثل شما نیازی وجود ندارد.

متل عمده ای است که میگویند: (بگیر که نگیرندت)، از خواندن موضوع ذیل برای لحظه ای با خود خندیدم، لطفاً شما بخوانید و قضاوت کنید:

« نا گفته نباید گذشته مناطق سرحدی بدخشان به عنوان دروازه استراتژیک اقتصادی ونظامی اگر در اختیار این گروه قرار بگیرد دیگر افغانستان روی آرامی را نخواهد دید و کشورهای منطقه نیز از این آب گل آلود شده ماهی خواهد گرفت و این منطقه برای مدتی مرکز تروریزم و القاعده خواهد شد».

در این شکی نیست که مناطق سرحدی بدخشان دارای چنین اهمیتی استند که آقای «ندا» جسته و گریخته به آن اشاره نموده اند ولی ندانستم که تشویش شان از چه گروهی بوده که با در اختیار گرفتن این مناطق اوضاع را نا آرام خواهد ساخت و ارتباط این گروه به کدام یک از کشورهای منطقه قایم است که با گل آلود شدن آب ماهی خواهد گرفت؟ تا جائیکه من میدانم، نتنها مردم مناطق مرزی بدخشان بلکه در مجموع مردم بیدفاع سمت شمال، شکار تروریزم و القاعده بوده اند و عناصری مانند کرم علی «ندا» در متفرق ساختن این ملت دست بالائی داشته اند، ولی اینبار مردم ما فریب صدها و هزاران مخرب مثل «ندا» را نخورده و وحدت فولادین شان را بیشتر از پیش استحکام میبخشند.

در فرجام، آقای «ندا» چرندیات دیگری را از لجند زار مفکورۀ پوچ و بیمعنی بیرون نموده، بفکر شان احکام بدخشان را بنصیحت گرفته اند، که ذیلاً چنین نوشته اند:

از سوی دیگر مسوولان محلی بدخشان ومردم مجاهد شهادت پرور بدخشان نباید فریب پروژه های انکشافی آغاخان را بخورند و به چند دالری که برای ساختن یک پل یا مکتب و یا چیزی دیگری می دهد، تمام ارزش های جهاد و مقاومت مردم را زیر سوال ببرد، از این رو باید از همین اکنون تصفیه حساب با این شبکه و تشخیص استقامت کاری آن روی دست گرفته شود. چنانکه مردم بدخشان حساسیت این موضوع را سال ها قبل درک کرده بودند، چنانچه حمله بر دفتر مرکزی این شکه در فیض آباد وبهارک و حمله بر موتر آن در وردوج واکنش های مردمی بوده علیه برنامه های استعماری آغاخان که خدا کند ادامه بیابد.

بلی! آقای «ندا»، در فوق فرموده اند که نباید فریب پروژه های انکشافی را خورد، این بدان معنی است که باید هنوز هم فریب کسانی را خورد که کشور ما را در طول زمان به ویرانه مبدل نموده اند، بجای کسانی که پل و پلچک میسازند، باید از پی آنانی رفت که زیر بنا ها را منفجر میسازند، و اگر دزد و راهزنی بر موسسات خیریه حمله نمایند، آنرا واکنش مردمی تلقی نموده از آن استقبال نمود.

برای اشخاصی چون آقای «ندا» چه فرقی میکند که در کشور ما چه میگزرد؟ ایشان خود را به برکت قاچاق مواد مخدر الی تاشکند رسانده اند و نیازی ندارند که بر سرنوشت این کشور فکر نمایند و یقیناً که آبادی این کشور، سبب بربادی افرادی چون آقای «ندا» میشود.

در اخیر یکبار دیگر تخریبنامۀ کرم علی «ندا» را دسیسه ای بیش ندانسته، نفرت و انزجارم را نسبت به آن ابراز داشته ازموجودیت اغلاط املائی و انشائی نوشتۀ هذا معذرت میخواهم. با عرض حرمت

 

گ. فــرهاد از ولایت بدخشان

Advertise your business here. Click to contact us.
  • صبور افغان  - به پروفیسور گل نظر فرهاد
    این نوشته را به سایت خاوران فرستاده ایم و انشاء الله نشر می شود و شما زود تر بخوانید






    هر چند این مقاله در سایت کوفی نشر شده است
    و برایت مژده که دو فیلم مستندی که از رسوایی های دفتر آغ اخان بدست آورده ایم آماده نشر می سازیم که در آن رقص یکی از هموطنان شغنانی ات بسیار جالب است. انشاء ا لله یادت آمد که منظورم کدام فیلم است.




    بسته بی مغز اگر لب وا کند رسوا شود

    چند روز قبل نوش ته یی را در سایت خاوران خواندم که در آن آقای گل نظر شغنی نقد نگاشته بودند برمقاله عالمانه و خردمندان ه آقای ندا و آنچه را که آقای گل نظر خان تخریب نامه تلقی کرده اند در واقع همه واقعیت های عینی جامعه م است که باید افشا می شد و جناب ندا هم خوب افشا گری کرده بودند.

    در نوشته گل نظر چیزی برای نقد کردن  وجود نداشت و این بیچاره که خودش هنوز سواد فارسی کامل ندارد پا را از گلیم خود دراز کرده و خواسته که آ فتاب را به دو انگشت پت کند.

    شاعری می گوید:

    اگر این مکتب است و این معلم

    حال طفلان خراب می ب ینم

    حالا اگر باسواد ترین فرد شبکه انکشافی آغاخان همین گل نظر فرهاد باشد که سواد فارسی ندارد، وای  به حال مردم بدخشان که ولایت شان را شبکه آغاخان انکشاف می دهد و بازسازی میکند.

    این بیچاره بی سواد  در آغاز نوشته اش خواسته است تا نوشته آقا ندا را از لحاظ ساختاری نقد کند و نوشته است که عنوان نوشته ب ا متن آن رابطه ندارد و مسایل مطرح شده با هم مرتبط نیستند. اما ای کاش تو بیچار سواد می داشتی وکله ات  باز می بود که این تحلیل عاقلانه را درست درک می کردی که نکردی.

    مولانا جلال الدین بلخ چه خوب می گوی د:

    پیش چشمت داشتی شیشه کبود

    زان سبب دنیا کبودت می نمود

    تمام آنچه که شما جناب عالی نوشته بود ید خوشبختانه در مقاله دیگری که در سایت خاوران نشر شده بود پاسخ داده شده بود و از جمله این که شما گفت ه بودید که سازمان آغاخان یک سازمان تروریستی نیست، اما خوشبختانه یکی از مواردی که در آن مقاله تذکر رف ته است این است که شبکه آغاخان با پرداخت پول نقشه ترور خبرنگار بی بی سی را طراحی کرده بود که از سوی ن هادهای کشفی و پولیس افشا شد و کسانی هم در پیوند به همین مساله باز داشت شده بودند.

    از سوی هم حادث ه ترور جنرال نذری زیباکی هنوز هم در پرده باقی مانده است که اگر کالبد شگافی شود واقعیت های جدیدی افش ا خواهد شد. همچنان همین گونه ده ها مساله دیگری است که شبکه تروریستی آغاخان در آن دخیل است.

    من در  این نوشته اول می خواهم برایت توصیه کنم که تو بیچاره باید بروی در صنف اول مکتب شامل شوی تا درست نویس ی را یاد بگیری و مانند افراسیاب ده ساله من هراس را "حراث" هیجان را "حیجان" دنیا را & #34;دنیاه"، فیر را "فایر" ننویسی، چون شاعری می گوید:

    تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گ زاف

    مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی

    تو اول باید خواندن و نوشتن را یاد بگیری بعد بروی چند روزی کت اب بخوانی فرهنگ کاربرد کلمات را یاد بگیری و بعد بیایی مقاله نویس شوی. این جا من قضاوت را می گذارم به  شما جناب عالی و سایر خوانندگان محترم، وقتی من در باره تو معلومت می خواستم یکی از دوستان از کابل گف ت که این آقا رئیس یک بخش انکشافی است در شبکه آغاخان حالا باید قضاوت کرد که کسی که سواد فارسی ندارد چ گونه می تواند رئیس باشد. پس معلوم می شود که کار شبکه آغاخان انکشاف و توسعه نه بلکه مسایلی است که در  مقاله آقای ندا مطرح شده است.

    آقای گل نظر از فحوای استعمال کلمات در نوشته ات دانستم که، میر آخوری  بیش نبوده یی و گرنه اگر تو نقاد هستی و یا رد می کنی نباید کلماتی را بر زبان بیاوری که در شان یک نویس نده نیست. هر چند یکی از دانشمندان می گوید که ظرفیت علمی هر کس در زبانش جاری می شود و شعری هم در این  

    مورد وجود دارد می گوید:

    تا مرد سخن نگفته باشد

    عیب وهنرش نهفته باشد

    وقتی آقای ندا مقاله  ات را خواند خندید و گفت من اصلا با ادبیات که گل نظر مقاله نوشته است آشنایی ندارم و هزاران سال دیگرهم  این کلمات از زبان من بیرون نخواهد شد و ادامه داد که کلمات استفاده شده در این مقاله در شان یک خر چرا ن است نه در شان یک نویسنده و آن هم رئیس یک دفتر انکشافی!!!!!!

    مثلا آقای فرهاد در جای می نویسند :& #34; خوب گفته اند: «با لق لق.. س.. دریا حرام نمیشود» چنین میپندارم شما همان... س.. ای استید که تلاش  بر حرام ساختن دریائی نموده اید ولی این دریا را ملیونها...س.... مثل شما حرام ساخته نمیتوانند." دو ستان خواننده می دانند که از لحاظ زبان شناسی هر گروه زبان خاص خود را دارند مثلا رانندگان کلمات خاص خو دشان را به کار می برند، چرسی ها و قماری ها کلمات خاص خودشان را به کار می برند و همین گونه شاعران و ن ویسندگان گل واژه های خود را دارند براین اساس واضح می شود که گل نظر فرهاد از تیث فاحشه های کوچه یی اس ت که با کلمات از این گونه آشنایی دارند و آن را به کار برده اند. و ظرفیت علمی و انسانی اش نیز در مقال ه اش تبارز کرده است.

    در آخر دشنام نامه شان گل نظرک فرهاد به علمای دینی و بزرگ مذهبی بدخشان اشاره  می کنند، من بسیار متاثیر شدم که شما نام عالم دین را با زبان آلوده خود به کار برده اید چون تو از جمله  خلقی های دو آتشه یی هستید که دست تان به خون ده مجاهد و مسلمان این مرز وبوم آغشته است و چگونه امروز  از مجاهد وعالم حرف می زنید؟؟؟؟

    تو نوکر حفیظ الله امین که تا دیروز با ساطور جلادانه خود وحامیان اج نبی تان مردم مسلمان بدخشان را زیر تانک می کردید و چه جنایتی نبود که به دستان شما و یاران روسی تان د ر این سرزمین مسلمان نشین نا کرده باقی مانده است. قبرهای دستجمعی دشت قروغ در فیض آباد هنوزهم خاطره جن ایت های شما را روایت می کند.

    امروز باز با سرو کله مذهبی و پاکستانی های استفاده جو ات مردم بیچاره  را فریب می دهی، نمی شرمی تا دیروز شعارت این بودکه انقلاب ثور شکست ناپذیر است و با تانک و توپ روس اشغ الگر چنان مغرور بودی که اصلا احساس نمی کردی که در زمین هستی یا درهوا اما امروز باز چگونه از عالم دین  و مجاهد و ملا حرف می زنی؟

    همین که مردم در برابر جنایات شما خاموش هستند چرا خاموشی خود را حفظ نمی  کنید که باز می آیید و مردم را دشنام می دهید.

    شما جناب از آقای ندا خواسته اید که حرف های خود را  براساس اسناد نگفته اند و شما که این قدر علاقمند اسناد هستید در هفته های آینده در رسانه های بین الملل ی و سایت های انترنتی ویدئوهای از فعالیت های بشردوستانه! شما را به نمایش می گذاریم و آن زمان بازهم بگ و که این حرف ها دروغ است وشبکه آغاخان یک شبکه انکشافی است.

    من به عنوان یکی از دوستا...
  • گ. فرهاد  - به جامع الکمالات صبور افغان

    چیزی بیش برای گفتن ندارم، آنچه را میخواهم عرض کنم اینست که بنده نوشته های کرم علی ندا را با کلمات خو رد و ریزۀ محلی خودم مورد تقبیح قرار داده ام و هر گز لاف ادیب و نویسنده بودن را نزده ام اما ندانستم ک ه آقای صبور افغان چه کسی است که چون مار زخمی به خود پیچیده و هیجان زده در دفاع از مزخرفات کرم علی ند ا بر آمده اند.
    اینقدر دانستم که حرکت های خاینانه ای در قبال بدنام ساختن ادارۀ آغاخان از طرف گروه جنا یت کاری در جریان است، آقای صبور هوشدار میدهند که « در هفته های آینده در رسانه های بین الملل ی و سایت های انترنتی ویدئوهای از فعالیت های بشردوستانه! شما را به نمایش می گذاریم»، من یقین دارم که عناصر مف سدی مثل شما با دست داشتن به تکنولوژی عصر، در ساختن اسناد جعلی (فیلم.. وغیره) دست بالائی دارید، ولی چ ه باک؟
    آنچه دانا کند، کند نادان
    لیک بعد از هزار رسوانــی
    یقین دارم روزی به اشتباه تان پی خواهید برد، و از نام مستعاری که اینک بکار میبرید خواهید شرمید، اگر اشتباه نکرده باشم اینجا «کرمعلی ندا» و «صبور افغان» وجود ندارند، این فقط یک شخص است که شاید غیر از این دو نام با نامهای متعدد دیگری هم ظاهر صحنه شده و دایماً مصروف تخریب و پروپاگند ناحق است.
    آقای «افغان»!
    اینک که مرا بدرستی شناخته اید و دلیلش ه م این است که من بدون پنهان کاری با هویت اصلی هم به صحنه آمده ام، یقین دارم شما هم برایم نا آشنا نخوا هید بود الی اگر از اظهار نام اصلی تان نهراسید!!! مطمئنم که از من چندان دور نیستی، اگر ممکن باشد از ه نر نویسندگی تان مرا نیز مستفید سازید، زیرا من سواد کافی ندارم و در واقع وقت کافی برای چرند نویسی ندا رم.
    با احترام
  • hadi  - ندا وصبور
    من نظرخواص ندارم ولی همینقدرمیخواهم بگویم حرف فرهاددرست است.واین ماری که هرلحظه نیش بدون زهر میزند ی ک نفراست چه نداباشد ویا صبور ویااسامی مستعاردیگری رابکارببرد, فقط افکارخوانندگان رامخشوش میسازد وخو دراه عالم ونویسنده خطاب میکند,بعید ازانصاف است.باسواد نباید جاهل باشد وتمام نظرات شان جاهلانه است .م ردم میدانند کی درافغانستان کارمیکند و کی نمیکند.من یقین دارم که فعالان بدخشان آنقدرآگاه هستندکه حاجت به تحریک افکارعامه نیست ومقالات آقایون راچند باسوادکه دسترسی به انترنت دارند میخوانند وهیچ کس فریب حرفهای مفت دیگران رانمیخورند.مردم منطقه خودشان میدانند چطوربه مشکلات خود رسیدگی کنند.واگر کسی ادعاطب ابت رادارد اول سرخودرامداواکند, ازسردردی که رنج میبرد برهد.
    تشکر
  • پروا  - تو گناه کار هستی!!


    سلام!دوستیکه زمانی در نهاد آخا خان کار کرده اید! صادقانه می گویم که گناه کار هستی، چرا که نوشتی بری مدتی در نهاد آغاخان کار کرده ای و از نخست طرفدار نهاد آخاخان نیز نبوده ایی ومصره ی را نمونه آورده ی که ( روزگار آییه را محتاج خاکسر کند) و بندی دیگرش است که( از برای زر مسلمان خدمت کافر کند) نه!!
    ببین برادر! از اول می دانستی که آخاخان، نهادش و کارکنان همه خاین استند؟ باز چرا کار کردی؟ اگر ضرفیت کلان و تجربی میداشی، اینجا نهاد های دیگر دولتی و غیر دولتی نیز بودند می توانستی کار بگیری و نسبت به نهاد آغاخان مزد کلان تر می گرفتی چرا که میدانم آخا خان نسبت به نهاد های دیگر افغانستان تنخواه کمی دارد. می رفتی و آبرومندانه یک کار دیگر می گرفتی. راستی می توانستی یک کور ریاضی، دینی و چیز دیگر دایر می کر دی؛ چرا که می توانستی ازین طریق تو سه مفاد را بدست بیاوری.
    ظرفیت مردمت را که در بیچاره گی تعلیم تربی بی قرار دارند؛ بالا می بردی، یک مقدار پول بدست می آوردی وهنوز هم به دانش خود می افزودی.
    این راو یا ک دام کار مشابه دیگری نکردی، در دفتر آخان کار کردی، ظرفیت کاریت را ساختی، یک ممقدار پئول بدست آوردی، و سپس خودت گویا برامدی و 5 سال بعد به سرصدا آغاز کردی که نهاد های آخا خان اینگونه اند.
    اینگونه نمیشه ب رادر! صادق باش و منصف.

    از سوی دیگر بسته آخاخان و همی نهادش را مورد هجوم لفظی قراردادی. آیا راست است ؟ اگر یک شغنی یا اشکاشمی یا بهارکی یا جرمی در نهاد آخاخان رقص کند چه ارتباطی به آخاخان م مذهبش دارد؟ مثل اینکه بگوی طالب آدم می کشد و سپس دین اسلام خراب است. این گونه نیست؟ خوش داری که اینگونه صدایت ک نند؟ یقین دارم که می گویی نه. چرا که طالب یک فرد است و به اسلام ارتباط ندارد. شاید مسلمان باشد.
    گپ م واد مخدر: شراب تنها مربوط کارکنان نهاد آخاخان خو نیست نه؟ در افغانستا، بدخشان زیاد کسان اند که می خو ردند. تنها نهاد و کارکنان آغاخان ره بدنام می کنی؟ درست است که پنج تا اش خورد اما به تمامش تهمت نزن ن ه؟ اگر خواستی پیروان آغاخان را بدنام کنی تنها همان هارا بگو نه؟ چرا که بیشتر کارکنان نهاد آغاخان برا دران سنی اند، با این هجومت به انها تعمت می بندی زیرا آنها نمی خوردند. از سوی دیگر، تنها شراب مطرح نی ست، اگر مثلا کار کنان نهاد آغاخان شراب می خورت، تو تریاک می پاشی، چرس می پاشی به قاچاق می کنی. آیا ک ارمندان آغاخان این همه را می کنند؟ امروز افغانستان برزگ ترین تولید کنده ی مواد مخدر در دنیا اند، آغا خان گناه کار است؟ بی سوادی و بی ثباتی، فساد اداری تقریبا به فرهنگ افغانستان تبدیل شده، آغا خان و کا ر مندانش گناه کار است؟ 70 درصد مردم افغانستان بی سواد اند، همه اش کارکنان و پیروان آغاخان اند؟ که م ی گویی که مثلا گل نظر فرهاد بیسواد ترین کار کن آغا خان است.

    اینگونه نیست برادر. در جامعه هرگونه آدم پیدا میشه. نمیشه با نمونه گیری یکی همه را بدنام کرد. نمیشه تنها با یک شپش پوستین راسوخت نه؟

    شاید ر است بگویی اما تجلیلت نا عادلانه و ناانصافانه است.

    موفق باشی. و منتظر فلم هایت استیم چرا با افشا گری ت بسیار کار خوب را می کنی و بدین بهانه این افراد را هم از نهاد آغاخان می براری

    تشکر برادر





  • اپروا  - به سبب اشتباه زیاد نوشتاری پوزش می خواهم
    چند بار در تارنمای خاوران نوشتم، اما چیزی نشر نشد. خواستم یک بار دیگر آزمون کنم که آیا این بار نوشته ام نشر خواهد شد یانه؟ به این بهانه بسیار سرسری و بدون بازبینی نوشتم و پیشا پیش هم می دانستم که نوشت ه ام زیاد اشتباه نوشتاری خواهد داشت. این راست برامد، امروز زمانی خاوران را باز کردم دیدم که نوشته ام زیاد اشتباه دارد.ازین رو مرا بسیار ببخشید دوستان.

    به هر حال، زبان تنها ابزاری برای افهام و تفهیم ا ست و فکر کنم که با این نوشته های پراگنده هدف را رسانده ام. اما خوب است نقد شوم، چرا که بدین بهانه خو د و نوشته هایم را خواهم ساخت.

    سپاس
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 78 مهمان آنلاین


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.