نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| مــردی از دیــار رســتم |
|
|
|
| پیامها و گزارشات - نامــه هــای رســیده |
| نوشته شده توسط ا. لومانی |
| پنجشنبه ، 4 شهریور 1389 ، 20:26 |
|
راد مردی عاشق پیشه، فرهاد گونه؛ سینه بیستون میشکافد. و، در ژرفنا سینه تاریخ، همچون غواص پر تهور دل به دریا سپرده و مروارید سخن «کلمه "حق"» را به جستجو پرداخته، باشد تا ان را زیب گردن تاریخ ستمدیده گان سرزمین مسلخ و استبداد بنماید.
راد مرد خرد اندیش، سوخته دل و دانشمند؛ با کلک هنر آفرین خویش، هنر بودن و باشرف بودن را؛ در مسیر اقتدار، عزت و عظمت؛ برای هزاره گان این وارثین اصیل سرزمین خراسان بزرگ و ایران کبیر، در امتداد خط زمان، نقش آفرینی نموده و به حک میگیرد. باشد تا درخشش حقیقت، در پرتو شعله های اندیشه و کلام حق، بافته ها ی عنکبوتی ساحران و دروغ گویان « استبداد و ارتجاع » این افسون گر عصر و زمان ما را به آتش کشیده و خاکستر بنماید. خلق ی از بند رها یافته و در مسیر بودن انسانی، همچون نیاکان با عزت خویش، در پروسه تکامل دهکده جهانی، سهم ارزنده و شایسته خویش را ایفا بنماید . آری پیر فرزانه یی سینه تاریخ به کاویدن گرفته است . تا، با باز شناسی هویت و اصالت ما بر باد رفته گان، مغضوب ین تاریخ را از رنج " افغان " بودن به رهایی سوق بدهد آری خرد مند مردی از دیار بو علی و رستم، دانشمند فاضل جناب آقای کیانی، درفش کاوه برافراشته است، تا با اعجاز قلم و دانش خویش، هویت گم گشته گان تاریخ، باز یابد؛ و خود بخش زنده تاریخ "معاصر " گردیده، و افتخار " ابدی " دیگری در سینه تاریخ، بیافریند . وعده کرده بودم تا راجع به اهمیت تاریخ، و باز شناسی هویت تاریخی چیزی بنویسم . نه میدانستم که موضوع تا بدین پیمانه سنگین و با اهمیت میباشد . ور نه هر گز چنین وعده یی را روی صفحه اینترنت به دوستان نه میدادم . و حال، با همه کمی و کاستی ها ی موجود، امید مورد بی مهری دوستان قرار نه گیرم.
1 - اهمیت تاریخ. تاریخ خود، ارزنده ترین، گویا ترین و انکار ناپذیر ترین سند رخ داد وقایع و حوادث کتله ها و جوامع بشری در گذر زمان سپری شده، میباشد . یعنی، هر ان چه را که در گذشته های دور و نزدیک، فر د و جامعه از سر گذرانیده، و بر اساس همین عبور و طی طریق، چگونه گی حال شکل و قوام گرفته است، مبحث و آمیزه های تاریخ میباشد. تمدن، تولد یافته از بطن تاریخ است . و، تاریخ خود حکایت گر ایجاد و خلاقیت های بس شگرف آدمی، در میدان و عرصه نبرد زنده گی میباشد
تاریخ، شیار پر فراز و نشیب رفتن ها است . قصه، افسانه و حکایت گر حقیقت مطلق درد، رنج، شکست و پیروزی آدمی، در کشاکش سخت خونین و پر مشقت تداوم بقا و راز بقا میباشد . تاریخ راه شیری کهکشان ی است ؛ علامت گذاری شده در دل شب، به قیمت و ارزش خون دل و حیات رفته گان، برای ان های که، به سکون و ایستا بودن ایمان و باور ندارند . و، تاریخ در حقیقت همان قطب نما یی هست، برای نا خدا یا ن که، در دل شب مسئولیت خطیر " هدایت " و سکان دار بودن را با جان و دل پذیرا میگردند . تاریخ " ورق "، کلام " و آمیزه ها یی است از گذشته به حال، از بودن، به سوی شدن ها ؛ که، بدون این بودن ؛ شدنی چه بسا مشکل، دشوار و حتی نا ممکن خواهد بود . تاریخ خط ممتد میان گذشته و حال میباشد اگر بخواهیم تاریخ را به لابراتوار حیات اجتماعی، همانند زنده گی و مرگ، پیروزی و شکست، غرور و حقارت ؛ و چگونه گی شیوه ساختن تشابه بنمایم، بدون شک، مواد اساسی آزمایش این لابراتوار، حقیقتا، حیات و سرنوشت آدمی میباشد و بس . تاریخ حافظه جمعی بخش از انسان ها یی است که بر اساس شرایط و موقعیت های خاص، سر نوشت و حیات آن ها به هم گره خورده اند. همان گون که شخص بدون حافظه، انسان کامل و بالغ نبوده، به همان شکل جامعه یی بدو ن تاریخ ؛ مفلوج، مفلوک، مفعول و مرده گان ی بیش نخواهد بود .
در جهان کنونی، هر چیزی را بها یی است . و، بهای تاریخ، ارزش حیات آدمی است . بهای تاریخ، ارزش حیات بشریت در طول قرن ها و تداوم اعصار است . و از همین پس منظر ؛ " نباید " بر تاریخ اهمیت کم قایل گردید . تاریخ آیینه تمام عیار از چگونه گی شکل گرفتن ساختار اجتماعی امروزی ما است . بدون گذشته، " حال" موجودیت عینی نمیتواند داشته باشد و بدون حال آینده یی بسط نخواهد پذیرفت و قوام نخواهد یافت .
انسان و جامعه بدون تاریخ و تجارب تاریخی، به قرن حجر باز خواهد گشت ؛ در ورطه بربریت و توحش سقوط خواهد کرد . انسان و جامعه بدون تاریخ، مفعول است و مجهول ؛ همچون ظرف زنگ زده و میان تهی بیش، نه میباشد .
2 - تحریف تاریخ. هر گاه جامعه یی مغلوب و منقرض گردید اند که، تاریخ و هویت تاریخی خویش را به فراموشی سپرده اند ؛ این فراموشی یا توسط تاراج، تعرض و جبر صورت پذیرفته و به تحمیل گرفته شده است، و یا هم اینکه موریانه تنبلی و تن پروری، جامعه یی را از درون به پوسیدن گرفته است . تحریف تاریخ، یکی از شالوده های اساسی بنیاد و فرهنگ اشغال بوده است . بر همین ایده و اساس در پس هر لشکر کشی های عظیم ؛ بعد از کشتن ها و کله منار ساختن ها، کتاب سوزی و فرهنگ شو یی های بزرگ و ویران کننده یی را، تاریخ شاهد و ناظر بوده است . در پروسه کشتن و سلاخی، روند اشغال و فتح اشغال گر تکمیل نگردیده است . بلکه، این هویت کشی و فرهنگ سوزی است که، بقا و تداوم اشغال و استبداد را تضمین و تثبیت نموده است تاریخ و فرهنگ، اجزا لاینفک همدیگر، جهت شکل بخشیدن به ساختار اجتماعی اقوام و جوامع میباشد . و هم چنان تاریخ و فرهنگ تضمین کننده تداوم بقا حیات اجتماعی، در آینده ها نیز خواهد بود .بر همین اصل همواره تاریخ و فرهنگ، مورد خشم قوت های اشغال گر بوده اند .
تحریف تاریخ، در حقیقت عملیه خنثی سازی و نابود کردن غرور ملی شخص و جامعه میباشد . جامعه شکست خورده، که از درو دیوار حیات اجتماعی آنها استبداد و مصیبت میبارد، اگر از واقعیت های اقتدار و عزت موجود در گذشته تاریخ خویش واقف گردند، بدون شک حقارت، ذلت و زبونی تحمیل شده از جانب استبداد را نخواهند پذیرفت . بر همین اصل است که، استبداد بعد از سیطره و اشغال، به تحریف تاریخ و هویت اقدام می نمایند . تا روحاً، شخص و جامعه را جهت اعمال قدرت و حاکمیت خویش مهیا بنماید . بدون تحریف تاریخ و هویت، هیچگاه اعمال قدرت " غیر " و بیگانه ممکن نخواهد بود ؛ آنهم اعمال قدرت بر جوامع که از اقتدار و شکوه عظیمی در گذشته ها برخوردار بوده اند . در کجای تاریخ، جوامع واقف بر اقتدار و عزت تاریخی خویش ؛ در مقابل اشغال و فرهنگ اشغال به زانو در آ مده است . چنین پدیده یی را تاریخ سراغ نخواهد داشت .
در گستره تاریخ، در بابت چگونه گی پیامد تحریف تاریخ و هویت ؛ چه سند و شواهد معتبر و زنده تر از موجودیت افغانستان کنونی را میتوان به مشاهده نشست.؟ جامعه افغانستان شهدا زنده تاریخ هستند ؛ قربانیان عظیم فاجعه تحریف تاریخ و هویت، د ر گذرگاه تاریخ میباشند افغانستان، خود لابراتوار زنده تحریف هویت و تاریخ میباشد . افغانستان خود قربانگاه زنده این گونه سلاخی ها بوده است . و اگر به اغراق نه رفته باشم، شالوده اساسی و بنیاد بحران و چالش موجود در منطقه و جهان نیز در همین امر نهفته است . اگر فرد فرد ساکنین بومی این سرزمین به اقتدار و عزت نیاکان خویش آگاهی حاصل نموده و باور مند شوند ؛ اصالت خویش را باز یابند، از گذشته های خویش آگاهی حاصل بنمایند ؛ بدون شک لکه ننگ کنونی حاکمیت انتحار، ترور، مواد مخدر و توحش را به زباله دان تاریخ خواهند سپرد . برگشت تاریخ و عقب گرد تاریخی ممکن نه خواهد بود، مگر با تحریف تاریخ و وارونه جلوه دادن ان . چگونه میشود انسانی که با دو پا راه رفتن را آموخته باشد، دوباره به عقب برگردد و چهار دست و پا شروع به راه رفتن بنماید.؟ تحریف تاریخ بخش اعظم برنامه نابود کردن ما بوده است، طرح شکستاندن غرور و حیثیت مان بوده است؛ برنامه سنجیده شده یی خنثی سازی و اخته نمودن مان بوده است . بعد از عبور از این طرح است که استبداد لجام حقارت بر کام مان میزند و سال ها بدون دغدغه خاطر به حاکمیت و تاراج خویش تداوم میبخشد .
3 - آغاز بحران، و تحریف هویت در ایران باستان. بعد از شکست یزد گرد سوم و آغاز هجوم اعراب بر امپراتوری ایران، شالوده و اساس اقتدار و عظمت ایرانیان رو به افول آغاز مینماید . از لحظه هجوم و تاختن تازی ها، قامت ایران زمین میشکند . و، دیگر هر گز آن اقتدار و عظمت گذشته خویش را باز نه میابد . هر چند بعد از این مرحله، در محدوده جغرافیا یی ایران زمین، حاکمیت های نسبتا قدرت مند محلی تشکیل یافته است . اما این حاکمیت ها هر گز به عنوان یک امپراتوری پر عظمت، با فرهنگ و اقتدار همچون گذشته ها ی این سرزمین، ثبت تاریخ نه گردیده است . حاکمیت های مذکور بیشتر در پی چپاول و اشغال بوده اند، تا پایه گذاری یک تمدن بزرگ، و جهانی . همچنان کوشش می گردیده است تا این حاکمیت ها به گونه یی مشروعیت خویش را از در بار خلافت اعراب کسب بنماید . میتوان چنین نتیجه گیری نمود که، حاکمیت ها ی مذکور کم و بیش دست نشانده گان ی بیش نبوده اند .
بعد از هجوم اعراب، خشونت و تاراج، جای گزین کلمات تمدن ساز « گفتار نیک، کردار نیک و پندار نیک » میگردد . بخش اعظم از آثار و ارزش های تمدن، فرهنگ، و داشته های معنوی و اقتصادی ایران باستان در میدان نبرد و در هنگامه یکه تازی های اعراب به یغما گرفته میشوند . ان چیزی هم که از صحنه چپاول و غارت جان سالم به در میبرد، با شعله های تکفیر و الحاد، به اتش کشیده میشوند . ایران در زیر سم سپاه اعراب به زانو در میافتد و تا قرن ها همچون کشور مستعمره و باج دهنده اعراب، به حیات خویش ادامه میدهد . در بخش های اقتصاد و سیاست حاکمیت های ایران، مطیع و فرمان بردار در بار خلافت اعراب بوده اند و سالانه مقدار هنگفت دست رنج توده ها ی این سرزمین، به گونه های مختلف به دربار حاکمیت های اعراب به پیشکش گرفته میشده است سیطره اعراب، ریشه های تمدن پارس را از بنیاد به سوختاند ن میگیرد . به گونه یی که شیوه نوشتاری « رسم الخط » به الفبا عربی تغیر نموده و عربی تبدیل به زبان علم و دانش روز میگردد . زبان، فرهنگ و سیطره اعراب بر مغز و استخوان و ایمان توده ها رسوخ مینماید
مرحله حساس و بی نهایت حساس تحریف تاریخ و بخصوص تحریف هویت ایرانیان از همین مقطع از تاریخ آغاز میابد . مردم این سرزمین با گذشت زمان، اقتدار و عظمت خویش را به فراموشی می سپارند در این مر حله از تاریخ فخر عرب بودن بر عجم ؛ به گونه آشکار و عریان، بر روان اجتماعی مردم ایران زمین به تلقین گرفته میشود .
با تمام سعی و تلاش فرهنگی و نظامی جهت آرام نگاهداشتن و مطیع ساختن ایرانیان توسط اعراب، بازهم در طول تاریخ، ایران رقیب و آلترناتیو بالقوه خطر آفرین برای اعراب محسوب می گردیده است . این خطر تا به پیمانه یی بالفعل و موثر بوده است که، حتی به سقوط دستگاه مقتدر خلافت امویان توسط فرزندان ایران زمین میانجامد
. |
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
تاجیــــکان درگــذرگـــاه تــاریـــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
یگـــانگی زبـــان فــارســی
پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)

پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)
درخراســـان(افغــانســـتان)
دکتر صاحبنظر مرادی
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین




بنام حــق 






