نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| مـاکیــان هــا هــم آذان مــی دهنــد؟! |
|
|
|
| پیامها و گزارشات - نامــه هــای رســیده |
| نوشته شده توسط ل. کریمی استالفی |
| پنجشنبه ، 13 خرداد 1389 ، 09:58 |
|
نگارش این مضمون مبنی بر آن نیست، که از خود دفاع کرده باشم، بلکه مراد از آنست، تا ادعا های گمراه کننده وچرکین مستعار نویسان محجوبه ای که در سایتهای غورحنگ، تول افغان و بینوا چرندیاتی علیه نویسندگان ارجمند سایت وزین خاوران، نامردانه بدون عکس و آدرس چیز هایی بزعم خود شان نقد می نویسند، باطل ساخته باشم. ل. اردلان در مقالۀ بی ارزشی می نویسد: «... در برونمرز (اروپا و امریکا) گویا رژیم ولایت فقیه شماری از نشریات انترنتی و کاغذی افغانها را خریده و قلمزنان زیادی را نیز استخدام کرده است، نویسندگانی در سایت خاوران و درینجا و آنجا بدون پرده پوشی و ابهام با وقاحتی تمام، از رژیم آدمکش ایران «دفاع» میکنند. سخیف ترین دفاعیات از طرف مزدور فرومایه ایست به اسم لطیف کریمی استالفی که تظاهرات اخیر افغانها را محکوم کرده و آنان را منادیان فتنه گر نامیده است».
اگر کمی دانش، سواد، اخلاق ووجدان انسانی می داشتید، آنگاه تفاوت بین دفاع و حق گویی، فتنه انگیز تا فتنه گر و اینکه کلمۀ محکوم در کجا استعمال شود را می فهمیدید، و بعداً به داوری می پرداختید. لازم است تا پاراگرافی از مقالۀ « معاذ الله، از منادیان فتنه انگیز » را در اینجا نقلاً بنگارم.ه نتنها از تهمت و فحاشی کار گرفته بلکه کلماتی را وارونه برایم قابل تحمل نبود (در سه دهۀ اخیری که افغانستان برای منافع دوستان و دشمنان ما در آتش جنگ خانمانسوز می سوخت، شکی نیست که جمهوری اسلامی ایران درین جنگ ویران کن بیطرف نماند، جز برای منافع خود، کدام کار خاصی که رضای خدا در آن متصور، و رضای ملت مظلوم ما از آن حاصل شده باشد، انجام نداده.
و اما؛ مردم عزیز ایران میدانند که افغانستانی ها، مردمان صبور و قدر شناسی هستند، از میزبانی ملت ایران، در طول سالهای جنگ اظهار قدر دانی و شکران مینمایند، اما گلایه و حقایق تلخ انکار ناپذیری مبنی بر برخورد بیتفاوت و خصمانه، آزار و اذیت مهاجرین توسط پولیس، ژاندارمری و سپاه پاسداران، بطور خیلی عادی در کمپها، نبود شرایط مناسب درس و تعلیم برای کودکان، عدم دسترسی زندانیان به وکیل مدافع، جمع آوری و رد مزر مهاجرین از کوچه و بازار و محل کار، بدون اینکه عذر قانونی شان مبنی بر داشتن زن و فرزند شنیده شود، کمترین مزد، عدم مصؤنیت در کارگاه ها و عدم پرداخت خسارت از طرف کار فرما، و بسیاری حقایق دردناک و تکاندهنده ی که نمیتوان بازگو نمود، مهاجرین افغانی را رنجیده خاطر ساخته است. آنعده مهاجرینی که به سبب حقارت های روحی و شکنجه های روانی از ایران بازگشت نموده اند، خاطرات بسیار تلخی از اردوگاه های تل سیاه، عسکر آباد، سنگ سفید وورامین در اذهان شان ماندگار و فراموش ناشدنیست ». جناب اردلان ! در کجای این جملات دفاع از رژیم ایران و تظاهرات افغانها محکوم شده؟. شاید این پاراگراف نوشادر گونه بشما عمل کرده باشد. « بحران فرار نو جوانان ما که امروز شاهد آن هستیم، محصول عملکرد های یاغیانۀ طالبان { نادان } و حکمتیار{ پیمان شکن نیمه راه } است، که راه رشد سیستم زندگی انسانی و متمدن را در کشور سد ساخته اند. آمدن آنها باثر تلاشهای آقای کرزی و جناب وردک مطمئناً وضع مملکت بدتر میگردد ». در قسمتی دیگر می نویسد: تظاهرات... مایه افتخار همه گان است ». آقای اردلان ! این تظاهرات زمانی مایۀ افتخارما می شد، که دولتمردان افغان، در واکنش جدی صریحاً اعلام میکردند، که ما آماده گی کامل داریم تا تمام مهاجرین افغانی به خانه های خود عودت نمایند، مگر هیهات !! که آنها از بازگشت بیشتر از یک ملیون افغانستانی هائیکه هویت و فرهنگ اصیل خود را باز یافته اند، در هراس هستند، و مصروفیت این بزرگان را قاچاق مواد مخدر و انتقال پولهای غرب، دو باره به بانکهای کشور هایی غربی تشکیل می دهد، که جای بس تأسف و تأثر است. از آنجائیکه برای عاملین غوغا، از ترکیب کلمۀ فتنه انگیز(امر به انگیختن و شورانیدن است) کار گرفته ام، درست آقای نجیب الله کابلی عمداً با ضدیتی که با ملت ایران و اهل تشیع دارد، از خواب بعضی ها سود جست و مردم را وسیلۀ سیاسی خود در شهر 5 ملیونی کابل، با دو صد نفر افغان ملیتی ها، و در هرات توسط انگشت شماری از فراهیان شوراند، از نظر اهل بصیرت پوشیده نیست که، این غوغاگری اهداف سیاسی داشت، بیش از اینکه عاطفی باشد، در حالیکه این تظاهرات جز روش کینه توزی، هیچ افتخاری در پی نداشت، نتیجتاً وضع محیط زندگی مهاجرین را در ایران تنگ و تنگتر ساخت. در جای دیگر این مقاله میخوانیم: « اما امروز گماشه گان ایران حتا در سطح و موقف وزیر نیز در دولت کرزی وجود دارند ». عمق تعصب و حسادت این ماکیان « ماکیاولیست » درین جمله واضح میشود، گرچه از اسم وزیر نام نبرده است، به گمان قوی، نویسنده از برکناری « خرم » وزیر اطلاعات فرهنگ پیشین، سخت پریشان و به انتخاب آقای « رهین » بینهایت خشمگین است. نکتۀ دیگری را که قابل یاد آوری برای اردلان و همفکرانش میدانم اینست که، در هنگام داوری باید جانب حق را گرفت. اگر ما تن به این واقعیت بدهیم، یا ندهیم، این حقیقت وواقعیت را نادیده گرفته نمیتوانیم که، ما در عصر جهانی شدن زندگی میکنیم، خود انتقادی یکی از راه های معقولیست که برای از بین بردن فرهنگ عقب مانده ما رول بس بسزایی دارد. ما نباید در رابطه به محو مواد مخدر در سطح وابستگی های عقیده وی، مذهبی، قومی و کینه توزی ها، در محدودۀ قبیله توقف کنیم، این طرز تفکر از اساس باطل است، که بفکر جوان خود باشیم و جوانان دیگرن را از بین ببریم، بر همه ابنأ بشر فرض است، تا بر اساس متون و منابع و قوانین بین الملی، خشم و انزجار خود را علیه کشت و قاچاقچیان مواد مخدر، این زهر کشندۀ انسانها، در هر موقفی که هستیم ابراز نمایم. اینکه من از قاچاقبر افغان دفاع نکرده ام، باعث ناراحتی برخی از اعضای حزب اسلامی و طالبان شده است، خوشبختانه شایعه پراگنی شان، تا سرحد سکوت، پیش رفت. هموطن عزیز !. من یقین کامل دارم، آنگاهیکه سخن از تاریخ، فرهنگ و تمدن ایران باستان، که الزاماً منحصر به کشور ایران امروزی شده نمی تواند، بمیان آید، فاشیزم افغانی و « ماکیاولیست » ها شدیداً خشمگین و بر افروخته شده، به هذیان گویی می پردازند، آنها عادت کرده اند، بجای کلمات حقیقی، دقیق و مسؤلانه، پاره ای از لفاظی های بی حاصل، کاذب و تهمت را ردیف کرده، کاستی های خود را پنهان و با کمالات کاذب خود، بقای کل را بر بقای جز ارجحیت می دهند. تا کنون که کنون است، باین نتیجه نرسیده اند که، تمام اتهامات وارده، ارادۀ ما را از همزیستی مسالمت آمیز در « حوزۀ تمدنی » ما سُست نخواهد کرد، ما نمی توانیم در بارۀ تمدن مشترک با ایران بیعلاقه و بیتفاوت بمانیم، اگر عناصر عقده بدل و وابسته به پاکستان بخشی از تمدن ایران باستان را در بامیان منهدم ساختند، ما بخشهای دیگر آنرا در ایران امروز داریم، هیچ قدرت اهریمنی نمی تواند ما را از تمدن مشترک مان دورکند و تمدن ستیز مان سازند. افغانستان امروز مرکز ثقل « حوزۀ تمدنی » ایران باستان است. حوزۀ تمدنی مشترکی که با واحد های سیاسی متفاوتی بمیان آمده است. اکنون وقت آن رسیده که بیش از هر وقت، به هویت خویش، ریشه ها، عمق مساله و عوامل زایندۀ بحران هویت با خبر شویم، و نگذاریم عقده بدل ها و حسادت ها ی مذهبی و تمدن ستیزی، تاریخ و فرهنگ مشترک عصر باستان مان را بی اهمیت جلو دهند. در اختتام مقاله خود آقای اردلان آخرین بغض و نظر فاشیستی خود را علیه من (نویسنده) آقای کاظم کاظمی، آقای مظفری و جناب محمود منجم زاده، چنین ابراز می کند: « وطنفروشی، آدم فروشی، شرف فروشی، کمترین لقبی است که برای این قلمزنان زیبنده خواهد بود ». آقای اردلان شاید ما را بجای امیران اسلاف خویش، که بوطن فروشی مباهات میکردند، زنان را با اخذ مالیه در ماوراء سرحد بفروش می رسانیدند، اشتباه گرفته باشد. بقول جناب کاظمی: سحر آنست که خورشید بگوید، نه خروس، بهتر بود میگفتند، نه ماکیان، زیرا به آذان خروس ها مردم از خواب بیدار شده آماده گی نماز میگیرند، و به آذان ماکیان ها باور ندارند. بااحترام
اردلان: نام طایفه ای از ایل کــُرد ساکن سنندج ایران است. کاپی به سایت غورحنگ کاپی به سایت تول افغان
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ، 13 خرداد 1389 ، 23:33 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




«سحر آنست که خورشید بگوید، نه خروس»





