Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
فشــرده سخنــی بــا دست انــدرکــاران ســایت خـــاوران PDF پرینت ایمیل
پیامها و گزارشات - نامــه هــای رســیده
نوشته شده توسط نوراحمد رجاء   
يكشنبه ، 22 فروردين 1389 ، 09:51

 بنــام خــدا

اگــرچـه نزد خردمند خاموشی ادب است
 بوقت مصلحت آن به که درسخن کوشی

دوچیــز طیــره عقــل است دم فروبستن
بوقت گفتــن و گفتــن؛ بوقت خــاموشی
 (حضرت سعدی)

نوراحمد رجاءجوهر مطلب وروح وروان حرف وکلمه و جملاتیکه در این نبشته در چرخش است اساس و انگیزه آن بر محور مسایل شخصی هیچگونه گردشی ندارد؛ اما علل اصلی اینکه بتوانم بنوبتم درجهت دستاورد های سایت خاوران وحفظ حُرمت آثار نویسندگان اثر مثبت و بارزی را سهم دار باشم خود را ملزم بدان میدانم تا لب نظراتم را بصورت آشکارا و بطور هرچند فشرده مختصر وکوتاه بادست اندرکاران محترم سایت بزرگ خاوران درمیان بگذارم که بقول شاعر:

خموشی را زبان دادم ادب را بیحیا کردم
بیــاران هرچـــه بادا باد عرض مدعا کردم

 

حدودا یکسال قبل تحولی درسایت بزرگ خاوران ایجاد گردید که روزنه های اظهار نظر؛ موشکافی؛ نقد وانتقاد؛ پیشنهاد؛ تقدیر؛ یاد آوری وتذکر؛ همسویی و مخالفت؛ راهنمائی وقماشی از این قبیل را باخود به ارمغان میآورد.

نگارنده درهمان مرحله اول نوشته را تحت عنوان: (جناب آقای رهین؛ تقدیری برتقدیم تان) ارسال داشتم که درهمان زمان بدست چاپ ونشر سپرده شد.

از آنجای که خودم عموما نوشته هایم را در دوسایت خاوران و سرنوشت بدست چاپ ونشر میسپردم برخود بالیدم که این سایت باارج وبا اهمیت که مملو از طرفدارانِ در خور اندیشه را بر حول وحوش خود گرد آوری داشته و در بسا مسایل پیشتاز وبسرافرازی های نایل آمده است با بینش جدیدی برداشته هایش بیفزاید.

درسایت خاوران اندیشه های گوناگونی مورد بحث و بررسی قرار میگیرفت که تاهنوز روال نیز بدان منوال است.

عموما اهل نظر واهل قلم؛ صاحبان سخن وصاحبان اقتدار دُر فشانی ودُر گوهردار زبان فارسی را همچون مرواریدهای آبدار برشته بافته درچوکات نظم ونثربابرداشت ازشرایط فرهنگی؛ سیاسی؛ اجتماعی واقتصادی کشور وجهان از طریق این تار نما به پیشگاه اهل خرد و اهل مطالعه به بازار یافتن عرضه میدارند.

درکنار این مجد وافتخار؛ افرادی تقریبا نارس و یاکسانیکه تاهنوز بحالت نضج وپختگی های لازمه نرسیده اند نگاشته های نظم ونثر شانرا تقدیم به صاحبان دست اندرکار سایت خاوران ارسال میدارند.

هرچند ارزش نشری یک عده مطالب سبب کسر شان وشوکت سایت بزرگ خاوران محسوب میگردد؛ اما بعنوان اینکه باشد دلی خوش و قلمی و ذهنی واندیشه بکار افتد شاید درسال های بعد آن (نگارنده نورس) سخنور وسخن سنج ونگارنده ی باارزشی را به جامعه تحویل داده باشند؛ بارگران چتل نویسی اورا بردوش نهاده وبدان امید به انتظار زمان را سپری مینمایند.

وبعباره که گردانندگان بافهم وبااندیشه سایت خاوران تصوری شاید اینگونه داشته باشند که:

نقطــــه چیند برکنار هرخط استاد اولا
تاشود باخامه دست طفل نوخط آشنا

 شفیع اثر (ازآنندراج)

 

و بدیدی دیگر که بقول کلیم:

هـــر زمـــان برسرفرزند سخن میلرزم
 درجهان کیست که دلبسته اولاد نشد

 

وبگفته شاعر که:

هرکسی برشعر وبرفرزند خود مفتون بود
گــرچه آن فرزند زشت وشعرنامـوزون بود

 

اما بباور من وبقول فردوسی که:

زبـــانی که اندر سرش مغز نیست
اگــــر در ببارد همـــــان نغز نیست

 

وبقول ناصر خسرو:

بس سر که بریده زبان است       بایک نقطه زبان زیان است.

وبه سخنی دیگر که:

خشت اول چون زند معمار کج          تاثریا میرسد دیوار کج.

 

 شخصا باپذیرش اندیشه های نسبتا خام به چاپ ونشر آن درسایت خاوران نظرمثبتی ندارم خاصتا اینکه درحال حاضر سایت خاوران الگوی تمام عیار نبشته های زبان فارسی را از افکار فارسی زبانان کشور ما قیم عهده دار ونمایندگی دارد و عمومافارسی زبانان جهان نظاره گر مقالات در این سایت هستند.

نوشته قبلا تحت عنوان (شعر میسرایی یاخشت خام بفرق سرمیزنی؟) درهمین سایت بنشر رسید وخواستم را بهمان عنوان ارائه دادم؛ اما درنهایت به این خلاصه دست یافتم که بنا بقول شاعر:

نقطه مغلوط عالم قابل اصلاح نیست       وقت خود ضایع نکن بر طاق نسیانش گذار.

 

 الغرض دفترخاطرات وبرداشت خوشبینانه ام دراین اواخر در تغییر وتحولی که درسایت مورد نظرم ایجاد گردید در فراز ونشیب؛ شک وتردید؛ خوش بینی و گاهی وسواس به آن افزوده شد.

 من باور داشتم که اهل قلم و اهل دل پس ازمطالعه و ملاحظه یک نبشته هرگاه بدان نقطه ویانقاطی برسند که به تحقیق دریابند چراغ وراهنمائی نویسنده در این مبحث و یا در این محل و سرخط روشنیش کم گردیده ویاکاملا بیراهه ویا کجراهه رفته وخطوط مشخص آن دچار کج وجی شده ممثل وراهنمای میگردند وعصای دست داشته نویسنده را بصوب راه درست باارج گذاشتن به راهنمائی او هدایتگر میشوند.... هرچند مواردی متعدد چنین بوده است ولی گهگاهی زمینه های دلخراشی ودلسردی را حکایتگر است که:

 هزار نقش بر آرد زمانه ونبود      یکی از آنکه در اندیشه تصور مااست.

 هم اکنون سایت بزرگ خاوران که مشمول عنایت ودستاورد بزرگان فرهنگی زبان فارسی محسوب میگردند؛ بوسیله عده ی تحت عناوین نامشخص و یا بنام ناشناس درپاورقی نبشته بااظهارنظرهای بعضا بدون املا وانشاء وبه بهانه های بیمعنی مغشوشیت های را بدستاوردی قرار میدهند که لااقل سبب ملال واندوه شاعری بزرگ و یانویسنده عالیقدر بدست نابابی بیدانش صورت میگیرد.

 حال هرچه نام آنرا بنامیم؛ آزادی بیان مشمول آن نمیگردد. ویاشایدهم وظیفه داران مستخدم ونوکرمنش ویا شیونیست های عقده مند قصدا بخواهند که بزعم خود شان سبب تشویش نویسندگان زبان فارسی را به اینگونه فراهم ویالااقل خسته ویا جنگ فرسایشی را بانگارش دوسه خط به بهره برداری بسود خویش رقم زنند.

به برداشتی دیگر ساده ترین راه تخریب امری است که باانتقادی فراهم میگردد اما اصولیت اساسی آن است که درکنار انتقاد پیشنهاد جامع تر وکاملتری ارائه داده شود که سبب دلچسپی ویاقضاوت خوانندگان قرارگیرد.

 اجزای کلمه که ترکیب وترتیب آن از حرف صورت میگیرد؛ دارای جان است ومواجه شدن باچند کلمه تند ورکیک وحتی یک کلمه روی ضربان قلب اثرگذار است؛ حرارت بدن را بسردی وگرمی وسیستم اعصاب انسان را بدیگرگونی های مثبت ویا منفی سوق میدهد؛ این اندیشه را هرگز ازنظر دور نداشته باشیم.

 صراحتا باردیگر خاطر نشان میسازم که هرگز این جفا برمن نرفته است؛ اماسکوتم را بیش ازین نتوانستم ادامه دهم ونمیخواهم که هم دانشمند وهم نگارندگان ممتاز از این وضع رنج بکشند وهم بنحوی سایت خاوران آن محبوبیت ومعقولیت وقدردانی های که باید به آن وگردانندگان آن بشود فدای چرت وپرت وچرندیات بی ادبانِ گردد که هرگز جایگاه فرهنگی آنها به نظر بنده در سایت خاوران نباید درنظرگرفته شود.

 کبوتر باکبوتر باز با باز      کند همجنس باهمجنس پرواز.

 

 تهاجم فرهنگی بیگانگان توام با دستاورد های تعبیه شده واستقبال حکام مزدور وخاین درکشوروخارج ازکشور چنان باشدت روبگسترش و سرازیر شده است که سنگ بزنی بدهان ودندان یاوه بافان مزدور اصابت میکند ودهل وسرنای شان نشخوار وتحت الشعاع باداران قرار دارد.

 توام با آن؛ عده ی با خزعبلات چیان رسانه ها در راس امور قراردارند که افتخار مزدوری و هتک حرمت انسانی اسلامی وفرهنگی از فرق سر تاناخون پای شانرا به حنا گرفته است.

 نکته نادان برای ريشخند او نکوست      مهره خر درخور تزيين افساری خر است.

 

ازنظر دیگر قرآنکریم صراحتا درباب اهل خرد چندین احکام وازجمله یکی از احکام او این است که:

(هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون؟) (آیه نهم سوره مبارکه زمر) آیا برابرند کسانیکه میدانند و کسانیکه نمیدانند؟.

حال اگر بر روند روزگار ودرگرداب سخن جایگاه یاوه سرا درکنار ادیب ونویسنده قرار میگیرد این ملحوظ واین ضرب المثل را بیاد داشته باشیم که:

(این درست است که خون همه ابناء بشر همرنگ است؛ اما بین لیاقت ها زمین تا آسمان تفاوت است).

مــن از بیقـدری خاری سری دیوار دانستم
که ناکس؛ کس نمیگردد از ابن بالانشینها.

 

وبگفته شاعری دیگر که:

دو د اگر بالا نشیند کسر شانِ شعــله نیست
 جـــای چشـــم ابرو نگیرد گرچه اوبالاتر است

 

 تنها اثر منفی لاابالیگریها در اظهار نظرات در بر دارنده این است که اگر گساخ گمنامی تحت نام ناشناس ویا بنام مستعار علیه نظم نویس ویانثر نویسی بخردمند توهین وجسارت منفی را مینگارد؛ خواهی نخواهی روح نویسنده از آن جریحه دارمیشود وآنگاه که بقول حافظ:

کی شـــعر تر انگیــزد خاطر که حزین باشد
یـک نکته در این معنی گفتیم وهمین باشد

 

وبه اساس گفته حضرت سعدی که اگر سگی پای انسانی را بگزد؛ انسان که نمیتواند پای سگ را دندان گیرد.

 پیشنهادم به دست اندرکاران مدبر ومدیر درسایت خاوران این است که چنانچه امکان دارد از نگارش افرادی که هویت شان واضح وروشن نیست وسراغه شان از نشانه شخصیتی شان جعلی تر است اهمیتی قایل نشوند وبهمان مصداق مثل عمومی که (جواب ابلها باشد خموشی).

ودر قسمت نثر ونظمِ که برصحیفه املا وانشاء نواقصی زیاد به همراه دارد و یاقافیه موزون و روان و فصیح نیست؛ میشود که درجواب بنویسند نوشته شما برای ما رسید به امید نوشته های بهتری تان تابتوانیم آنرا در سایت خاوران انعکاس دهیم که بقول ناصر خسرو:

بیدانشان اگرچه نکوهش کنند شان
آخــــر مـــدبران سپهـــــر مـــدورند.

 

وبشعر حافظ شیراز که:

دلم که گوهر اسرار حسن وعشق در اوست       تـــوان بدست تــو دادن گرش نکو داری
نوای بلبلت ایگـــــل کجــــــا پســـــند افتــد      که گوش وهوش بمرغان هرزه گو داری

 

اگر این دو بیت حافظ اثر بخش نگردید بیت دیگر آنرا که هم اکنون بنحوی درسایت خاوران حاکمیت دارد پذیرا میگردیم که:

قبای حسن فروشی ترا برازد وبس        که همچو گل همه آیین رنگ وبو داری.

 

 تصوری نادرست وغلط ایجاد نگردد که درشرایط کنونی بنده خواستار سانسور مطالب هستم، آزادی کنونی در کشورما حاصل ودستاورد شهدای جهاد؛ مجروحین ومعلولین وتلاش همه جانبه جهادمردان؛ آزادیخواهان آزاد مرد درسرزمین مااست؛ اماتفکیک باتکفیر وآزادی را با لجنزار ورسوایی سوا وجدا ازهم بدانیم. که توجه اهل نظر را به گفته سعدی:

فهم سخن گر نکند مستمع      قوت طبع از متکلم مجوی
فسحت میدان ارادت بیــــار      تابزند مرد سخنگوی گوی

 

اتمام حجتی را خالصانه به دوستان پیشنهاد دادم وانتظار بر آورده شدن ویاعدم پذیرش انرا اگر برگبار دشنام دهندگان بی ادب دچار گردم و اگر به گلباران دوستان سرافراز باشم آرزودارم که درکنار آنکه منقد باانتقاد سالم باب توجه وموشکافی را بازمینماید زمینه ناسالم جسارت های منفی ونادرست جایش را به فضای بیکران مسالمت های دوستان عوض نماید.

گـــر نشـد از جهد من کاری تمام
مــن در آن معذور باشم والسلام

 

نوراحمد رجاء

21حمل1389 برابربا10-4-2010

این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • یکی ازدوستان سایت  - همصدایی

    آقای رجاء سلام،
    فرمایشات جنابعالی صددرصد حکیمانه ودلسوزانه است. برای خیشاوه وتزکیهء سایت از نوشته ها ی خام یا بقول شما چتل نویس ها باید اقدامی صورت گیرد. برای نجات فرهیخته گان اززخم دندان موجودات گزنده ء هار باید چارهء اندیشیده شود. برای نقد نویسی باید معیار های علمی معین گردد هرچند که معیار های قبول شده یی وجود دارد . برای تبصره نگاری باید خطوط قرمزی مشخص شودو... درغیرآن ازوجاحت وغنای سایت کاسته ش ده تبدیل به تختهء مشقی برای به نمایش درآمدن چیزهای میشود که ارزش خواندن نخواهند داشت واین درحقیقت خو استهء اصلیی دشمنان سایت است. یک جملهء مستهجن وکثیف یا فحش ودشنام درذیل یک سرودهء زیبا، چیزی نیست که به نفع فرهنگ باشد. آن عقده یی لات بی سروپایی که هنوز الفبای زبان را نیاموخته ، هوس نقد نویسی میکند ن باید درسایتی به زیبایی خاوران مجال ظهور یابد. خاوران باراندن چنین موجوداتی چیزی رااز دست نمی دهد بلک ه همکاران ورزیده تری پیرامونش حلقه می زنند. خاوران ، امروز درسطح جهان نامی وشهرتی کمایی کرده ولی عنا صری ، متعمدانه برآنند زیر نامهای قلابی عجیب وغریب بنام تبصره ونقد نگاری، همکاران شایسته را ازدور سای ت برانند.
    نقد شعر امر پسندیدهء است ولی توسط چه کسی؟ حاجی اخگر؟ حسن خان غمکش؟ وامثالهم؟ یعنی نقد چنان مسخره ومفتضح است که ناقد باید باچادری وارد آن عرصه شود؟از هویتش بشرمد؟ نقد یعنی همیشه بد گفتن وعقد ه گشایی؟ نقد یعنی فحش واستهزاء ؟ تبصره یعنی توبیخ وتحقیر نویسنده و شاعر؟ اینها یک نگارنده ویک شاعرر ا چنان غیرموءدبانه مخاطب قرار میدهند مثل اینکه با مزدور پدر شان صحبت کنند. لحن شان چنان آمرانه است ک ه فکر میکنی امرونهی واستخفاف دیگران از حقوق حقهء شان است .اینها خیال میکنند نویسنده یاشاعر بابت چاپ اثرش ازآنها پول گرفته وباید لاجرم خسارت بپردازد.
    من سخنان شما را دوستانه ودلسوزانه ارزیابی کردم. بیا ییم همه با هم با سایت عزیز خاوران را همکاران راستینی باشیم ونگذاریم نامردان از پشت به آن خنجر بزنند.
    با اتکال به خالق عالم
    یکی ازدوستان سایت
  • شفيق الله
    مطلب شما را خواندم ولی نکات چند را ضرورت می بنیم خدمت نور احمد خان تقدیم کنم.
    جناب مگر شما متوجه نب وده اید که در این کشور بیشتر از دو دهه بحران و جنگ تأثیرات خیلی ناگواری بالای ذهن، اندیشه، قلم فرسای ی و فرهنگ مطالعه گذاشته است.
    شکر است به اینکه عده قلیل از افغانستانی های فارسی زبان ما با وجود مشغ ولیت ها نهایت زیاد وقت میگذارند و آنچه را در ذهن دارند بیرون میریزند و آنها سزاور تقدیر اند گرچند مش کلات را دارند. تمرین و ممارست است که تکامل به بار می آورد. نباید آنها را به باد انتقاد گرفت.

    هر خواننده نظر به عقلانیت و منطق و دانش و ملاک قضاوت میتواند تشخیص دهد که کی کی است و چه ظرفیتی دارد.


    اگر قرار باشد فقط و فقط نویسنده گان چیره دست همچو جناب شما که کلمات را خیلی خوب یکی پی دیگر میچین د حق انتشار مطالب را داشته باشند و دیگران نه - به گمان من این یک نوع استبداد ادبی خواهد بود.
  • هوسی 1  - یکی دیگر از دوست داران سایت خاوران؛ همدلی...


    من با تایید صد در صد از کومنتار آقای شفیق الله چند حرفی را می خواهم علاوه کنم،
    جای هیچ شکی نیست که ا ز نوشته بسیار بلند بالا وادبی ومحترمانه آقای رجاء من نیز نهایت اموختم وبا خواندن آن نهایت خاطرم جمع شد که هنوز!! فضل الهی در کشور ما نویسنده گانی هستند که نهایت آگاهانه و پر محتوا وآموزنده می نویسند، اما؛
    مردم که از داشتن آزادی سیاسی(استقلال)،اجتماعی،اقتصادی و... تمام آزادی هایی که بشر برای آن زیست باهمی دارند ، متاءسفانه از سالها به دینسو محروم اند، یگانه آزادیی که برای شان باقیمانده،همان ، آنهم با نوشتن نامهای مستعار (آزادیی بیان ) است ، اگر می خواهید با این سانسور ها جلو آنرا هم شما بگیرید دی گر برای ملت ما چه باقی می ماند؟؟ که آنها بگویند ما انسان هستیم؟؟
    وامادر مورد نویسنده گان،
    این حکم ر وز است واقتضای (زمان) که آنعده اشخاصی که در پشت پرده های گوناگون، در طی سالهای متمادی زنده گی را به تذویر ودروغ وعوام فریبی گذشتانده اند، اینک وقت آن فرا رسیده که باید برایشان تفهیم گردد که دیگر در هم ه جا چراغ سبز نیست!! که همیشه تو داخل شوی، یگان وقت روشن کردن چراغ سرخ نیز ضرور است، من تصادفاً به ا ین سایت آمدم وسری زدم به مقالات ونظریات خواننده گان پیرامون آنها، تازه متوجه شدم که (بگونه ای مثال) شخصی بنام فروغی که شاید یک زمانی در تلویزیونها پروگرامی داشته ، چنان مورد غضب وقهر ملتش قرار داشته ک ه اصلاً تا همه نوشته ها را آدم نه خواند باورش نمی آید که وی چنین بوده است؟ اما بعد ازین کومنتار ها ب ه خوبی وی را شناختیم ودرک کردیم که چه حقایقی در اصل متن وچه حقایقی در نوشته های نظر دهنده گانش نهفته بوده؟ به همین گونه نوشته دیگری از شخصی بنام (پاشان رییس انسجام هنر های افغانستان؟؟) هم در همین خاور ان چند هفته قبل نشر شده بود، اگر در آرشیف مقالات سیاسی مراجعه کنید و از موضوع خود را به کلی آگاه ساز ید، آنگاه می دانید که نظریات ، مردم نه، بلکه نوشته مقاله نویس (چرندیات) بود، واگر همین آزادیی بیان ( ولو با نام مستعار) که در حقیقت این هم نوعی از رعایت است وشخص نظر دهنده نمی خواهد به اصطلاح (از نزاکت ، نه از شرم) خودش را در مقابل شخص دیگری قرار دهد؛
    ... چرندیات آقای پاشان در همان شکلش باقی می ماند، من یقین دارم که گرداننده گان سایت خاوران امکان این را ندارند که خود شان برای هر نویسنده ای خود نطر د اده بتوانند، پس این وظیفه مقدس را که بدوش مردم گذاشته اند ، بگذارید یک چند صباحی هریک خود ها را (آزا د) فکر کنند وازین بابت در غم وتشویش مثلاً تعقیب عدلی و... نباشند وهر چه در دل تنگ شان دارند در روی ه مین صفحات بریزند و دست از (کش کردن ماشه) بروی یک دیگر بر دارند؛
    ناگفته پیداست که به شرط رعایت کامل ع فت کلام وقلم و رعایت کامل حقوق شخصی انسانها که(بدون موجب ومنطق وبرهان ودلیل وسند) مورد اعانت دیگران قرار نگیرند که در آنصورت هر نوع (سانسور به نفع حفظ فرهنگ ملیی ماست.)
    آهنگ مشهور فرهاد دریا که مطلع آ ن (یک کلید خانه پیش تو ...است در یک قسمتش می گوید که (میزنی اگر؟؛
    سخن بزن!!) بگذارید که ملت بسیار سخ ن دارد همه اش را در همین جا بزنند! تشکر
  • فرهاد  - سلام
    رجاء صاحب را سلام عرض است!
    واقعاً همه فرموده هایتان در خور توجه اند، هستند کسانی که با استفاده از سه ولت های تکنولوژی جدید مواردی را پیشکش مینمایند که اصلاً ربطی به جریان اصل مطلب ندارند، هما چه باید ک رد، مطبوعات کنونی در زمن نشر مطالب علمی، به بخش تجارتی مطالب هم باید اهمیت قایل شوند، شما بیاد دارید که در دوران انتخابات ریاست جمهوری، حتی سایت بزرگ خاوران نیز در خدمت کمپاین انتخاباتی داکتر صاحب عبد الله بود و اینک هم از نقطه نظر سیاسی چنین بنظر میرسد که این سایت در خدمت اپوزیسیون دولت افغانستان اس ت و اگر از حق نگزریم، هر مرجع علمی ایکه روحیه سیاسی را بخود بگیرد، ناگزیراً در فعالیت های خود طرف وا قع شده از اهمیت علمی آن کاسته میشود و سایت خاوران دارد در همین مسیر قدم گذاشته است.
  • Zohrah Gawheraabady  - soogwari

    Aaghayee Reja'Mann nah bey adabam wa nah dashnaamdeh walee baad az khanden naweshtah-e shuma soogwar  shudam,soogwar bah khater zaban farsi.Besyar kusheedam keh daryabum,naweshteh-e shuma ber asas-e du stoor-e kadam zaban-e zundah-e dunya(farsi,arabi,English wa German)naweshteh shudah ast.walee bayed  beguyum keh naweshteh shuma dar ghaleb-e dustoor-e haych zaban-e dunya baraber namaiaayed.kashkey sh uma khudatan wa yaa dabieran-e Kakhwaran ain naweshtah raa yake du baar maiykhaundied wa aanraa khie ly eslaahh maiykardied wa baad az aan nashrah maikardied ,taa ein hamah jafa dar hagh-e zaban-i fars i rawa nah maiydashtien.brodar naweshtah tanra ba yek kasie keh zaban-e farsi yad dashteh bashad wa   az hadd-e aaghal-e honer-e nawaisundagie barkhurdar bashad bedeheed wa bebenied aaya maiytawanud y ek jumlah-e saalem keh mubtadayee wa khabarie dashteh bashud,aagaz wa anjamie dashteh bashud wa taa dul wa tawazun dashteh baashud paiydaa kunad?brodar shuma shaagerdie naakerdah eddeayee ousdadie wa  ghurah naashudah daawayee kieshmies boodun maiy kunied.shuma sang,kulookh,kaloush-ekuhnah wa ghootie -e naswar raa pahlooye ham guzashteh wa az aan deewarie sakhteed keh aabrooyie nasr-e farsi raa burd .Hattaa der abyatie keh az saadi wa baiydel naghul kardah aid aghlatie emlayee wa nughteh guzarie de ydah maiyshawad.mann az taraf-e shuma az rooh oan buzurgwaran pozush maiykhawham.mann dar aayundah-e  nazdeek naweshtah-e shumara az nazar-e emlayee wa enshayee bazdeed kardeh wa natejah-e aanra khedma t shuma wa khawaran khaham ferestaad.wagarnah:Gar hamen maktab-o-hamen mulla-ast
    haal-e teflan khara b maiybeenam
    Tashakkur -
  • ناشناس
    نوشته های اقای رجاء در رابطه به خطوط قرمز در باره انتقادات بجاست .
    فهم و درک هر نویسنده فرق میکند به نر است امکان نوستن به هر کس داده شود ولی اهانت ها و دشمنی های شخصی به نویسندگان باید محار شود اگر نق د بجا و سازنده باشد خیلی خوب است .
    ولی ماباره ها مشاهده میکنم که اشخاص نادان و مغرض بدون انکه نام شا نرا ذکر کنند نام گرفته به شخصیت افراد توهین میکنند و به بهانه های مختلف از قبیل تعصب زبانی و یا اشتب اه نوشتن بعضی از جملات به بدگوی و دشنام دادن میپردازند .
    الیته منظور این افراد اصلاح نیست بلکه دشمنی است
    بهتر است نویسندگان مطالب خود را بنویسند و از هزیان مغرضان نترسند
  • ناشناس

    دوستان وعزیزان گرامی !
    سلام بر همه ای تان

    ازینکه سایت خاوران مجال این را برابر کرده است تا قلم بدستان ونویسندگان مطالب سیاسی ، ادبی واجتماعی و... خویش را درین سایت منتشر کنند کار بس ارزنده ای کرده است وبرای شان تبریک میگویم .
    البته یلید تذکر داد که نوشته ای هرکسی قابل نقد وبر رسی است و دوستان میتوانند با رعایت اصول اخلاقی وادب کلام و حرمت قلم مطالب مورد انتقادی خویش را هم بصورت مقاله ای جدا گانه به چاپ رسانند . واین هیچ مشکلی ندارد.
    اما تنها مشکل عمده درمورد مبصرین است که هر ک س وبا هرنام مانوس وغیر مانوس وبدون رعایت موازین اسلامی ، اخلاقی وحرمت قلم هرچرند وگزندی را بنام تبص ره نگاشته وبر حریم شخصیت افراد می تازند که مسئولین محترم سایت خاوران ازین امر باید جلو گیری نمود ه ونگذارن تا عده ای بیسواد ویا احیانا افراد فاقد مسئولیت اجتماعی بر حریم شخصیت افراد به تازند .
    ا لبته اگر کسی درتبصره های خویش بازهم انتقاد ونوشته ای روشنگرانه واصلاحی دارد این نهایت کار خوب بوده و باید هر کدام مان آئینه ای یک دیگری باشیم .
    زیرا هر آئینه خودرا را دیده نمی تواند . واین دیگران هستند که مارا می بینند .
    پس چه بهتر تا آئینه ها هم واقع بینی و صداقتمندی خودرا نشان داده وبا چشم غ بار الود وزنگار گرفته ویا با عقده های حسادت ، خود خواهی ومنیت ویا جهل مرکب بر نوشته های دیگرا ن ندیده وبصورت منطقی ومستدل وبا حفظ حرمت قلم نوشته ای هرکس را نقد اصلاحی کنند تا اگر خدا بخواهد همدی گر را درین رسالت فرهنگی کمک کنیم بدن اینکه از همدیگر ازرده خاطر شویم.
    مجددا تاکید دارم که نقد نوش ته ای دیگران مجازبوده بشرط اینکه ناقد اولا خود ان صلاحیت نقد را کمائی کرده وبعد درچوکات اصول وموا زین اخلاقی وحرمت قلم مطالب نقد نگاشته شود.
    والسلام وعلیکم ورحمت الله وبرکاته
    مح مد
  • بهروز




    باعرض سلام به برادر همتبار دانشمند وعزيزم آقاي رجأ.
    نصايح آقاي رجأ به نصايح كم ازكم هشتاد سال پيش ش باهت ميرساند.
    آقاي رجا در همچو تند نويسي وبادر نظر نگرفتن شكست خاطر نويسندگان ازيكسو وبزرگنمائي وخو د بزرگ بيني بدون در نظر داشت چگونگي خودش ،آنقدر خودپسندانه بدون در نظر گرفتن اوضاع واحوال ونوستالگي استخوان سوز همتبارانش در بيرون ازوطن وشرايط درد واندوه در وطن غرق شده اند كه خواسته اند به هر شكليكه ميشود اظهار فضل وفهم از خود ودل شكستگي خوانندگان ونويسندگان كنند واز كتاب اين شاعر وآن عالم چيزي پي دا كنند وآنراسرهم كرده با سيلي دور از محبت وآنهم درشرايط ناگوارخلق ومردمش در دور از وطن دست به مأيو سيت وتوبيخ بدون در نظر داشت شرايط واينكه ما در كجاي تاريخ وزمان ومكان قرار داريم خودخواهانه افغان مل تگونه به منع از پرورش وجرأت اخلاقي نويسندگان ومردمانش پرداختند. اين همه براي اينكه فقط خودرا دانشمند نشان بدهند چونكه ايشان در تظاهر چنين احساس با چند جنگي بيهوده از خودكشي ايكه با آقاي نايل در سالهاي گذشته نمودند دست بالا وفهم نارسأ دارند.
    جناب ايشان در جائي از نوشته ايشان مينويسند :«آزادي كنوني د ر كشور ماحاصل دست آورد شهداي جهاد ،معلولين ، محرومين ...» ميباشد.
    آقاي رجأ كدام آزادي كنوني؟ شما وط نفروشيها، فقر وزجر همه جانبه دست نشاندگان كابل را شريط آزادي مي ناميد؟ كه اگر اين درك شما از آزادي باشد تنها افسوس بر حال شماودرك شما. اگراظهار نظر هموطنان وهمتباران دور از وطنت را در خارج از كشور آ زادي وسؤ استفاده از آزادي ميدانيد بازهم آفرين بر اين درك سخيف وضعيف شما . شما از حسن نيت گردانندگان شريف خاوران كه به شماهمتبار گونه احترام دارند استفاده خوبي در طريق روشنگري وجرأت بخشيدن به خوردتر ها از خود وآنهم درين جهنم بيگانه و دور از فرهنگ خودمان استفادخوبي نكرديد. چرا نميگذاريد مردم درد ديده وكسانيكه به مردم ووطنشان در بيرون از كشور علاقه نشان ميدهند چيزي بنويسند؟ . چرا دست وپاي جرأت هاي ا خلاقي ديگران را كه اكثرا از ملت شما وتاجيك هستند وتبعيض ديده اند وبه بيرون ازوطن رانده شده اندبه منع از نوشتن كه كثرا دور از جاده اخلاق نميباشد زولانه وزنجير مي بنديد؟ شما به حيث يك آدم مسن تر ازديگرا ن وچيزفهم بايد رهنماي ايشان شويد واگر بيراهه رفته اند راه درست را به ايشان نشان نمي دهيد وآنهم در حا ليكه خودرادانشمند نشان ميدهيد شما بايد نشان دهنده راست از چپ باشيد نه اينكه دست بند منع بر دست وقلم دگران بزنيد. من يقين دارم كه اگر كسي ديگري اين مضمون برگرفته ازكتب ديگران را نصيحتگونه مينوشت به يق ين كه صاحب اندكترين احساس قومي وهم تباري وهم فرهنگي همزباني ميبود ومثل شما بدون درك اوضاع اين چنيبن كه شما آغاز نموديد تاازغندي خير با چشمان پوشيده در مذمت بدون راهنمائي هم تباران دور از وطن ودور از زبان وفرهنگ اش نمي كوشيديد برخلاف آنهارا باكمال مهرباني متوجه ااشتباهات مي كرديدخودنمائي نمي نموديد احساس ملي همزباني فرهنگي مي داشت وبا پيشنهادات معقول لسوزانه باعث تشويق نويسندگان خوب ويا خراب به گ فته شماد ميشد.خلاصه چيزهائيكه در شما ديده شد اينست :
    1 ـ نوشته اي عاري از دلسوزي ورهنمائي.
    2 ـ نوش ته خود نمايشگرانه وخود دانشمنمدنشان دهنده.
    3 ـ نوشته بدون روحيه همتباري وهم فرهنگي وسركوب كننده وبد ون رهنمائي به راه صواب وانتقاد نرم وقابل پذيرش . بالآخره اينكه اگر شما معلم ميبوديد در باره معلمان و اقعي ونصيتگران دلسوز صاحب قوم زبان وصاحب درد واحساس درين دوران منع وفاشيزم
    باري گفته بودند :درس معل م گر بود زمزمه محبتي جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را.
    من از نويسندگان ستون نظر شناسا وناشناس تمن ا دارم كه اول بنويسند ودست از نوشتن خوب برنگيرند.
    دوم اينكه يدگوئي ننمايند چونكه اين عمل دور از فره نگ بزرگ فارسي وفرهنگ آزادگان ميباشد. واز دست اندر كاران خاوران تمنا دارم كه باعث تشويق هرچه بيشتر نو يسندگان به هر شكلي كه هست با در نظطر داشت عفت قلم شوند ولي كسي را به گفته جناب دانشمند بزرگ ؟؟ منع ن فرمايند. در آخر اينكه توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر ميكنند (اين دومصرع به ارتباط جنگهاي قلمي آقاي ر جأ با هم تبارش آقاي راحل مربوط به سالهاي گذشته ميباشد كه زيادتر از يكماه گوش خوانندگان را كر نموده ب ودند. آنهم برعليه شخص همتبار فرهنگي وشخصيت شناخته شده . من به اينوسيله احترام خودرابه آقاي رجأ تأكيد ميكنم وبه وجود ايشان به حيث يك دانشمند بدون خود بزرگ بيني وخودستائي كه لايق شأن يك داتشمند مانند جن اب ايشان نميباشداظهار ميدارم .واز دوستان نويسنده وهمتباران عزيزم خواهشمندم كه همانطوريكه آبرو وعزت خودرا دوست دارند به آبروي ديگران همچنان احترام بگذارند وكوشش كند كتاب زيادتر بخوانند درست وبارور بنو يسند دست از نويسندگي برندارند ولي به شخصيت خود وديگران احترام بگذارند. واز سايت نه تنهاوزين خاوران، بل از ساتيكه اكنون مقام يك مدرسه بزرگ وآموزنده را بخود گرفته است خواهشمندم كه مانع نوشته ديگران نشو ند چونكه موقع ندادن نويسندگان آب در آسياي دشمنان فرهنگ ريختن است ولي نويسندگان بايد با ادبواحساس عال ي تاجيكي آزادگاني بنويسند بدون آنكه به ديگران تجاوز كنند ويا كسي را كم بزنند. پيروز باشيد وسلام دوبا ره به شما آقاي رجأي محترم وقابل قدر.
  • نوراحمد رجاء




    بنام خدا.
    برادر گرامی ، بهروز عزیز . درحفظ خداوند بزرگ بوده باشید.
    بقول شاعر :
    ای عزیزم نامه ات بمن ر سید قفل دل واشد فرستادی کلید
    رشته ی غم بسته بود این قلب من تیغ بران آمد وآنرا بریــــد
    پس از خواند ن نامه ات دو ویا سه بار دیگر آنر ا خواندم و کیف کردم ولذت بردم واحساس خوشی وخرسندی
    نمودم ودیدم که ن وشتن مضمون بدون املا وانشاء من کار خود را کرده و عزیزی باوجودیکه من نمیخواستم
    احساس رنجش نموده ودلی آتش گرفته وبجوش آمده وآنگاه خودخواهی وخودپسندیهایم را همچون آیینه رو
    برویم نگاشته ویکبار دیگر مرا بخود آورده که مواظب همه چیز باید باشم که این امری حتمی والزامی و
    مستفید ومثبت است.
    دوست عزیز کاشک ی بیشتر وبازهم بیشتر انچه را که قصور من بود برایم بازگومینمودی ومن این انگشت
    نمک ترا بعنوان خرواری از نمک میپذیرم ؛ اگر انکار کنم که خود خواهی ندارم حرفی بدون پشتوانه است
    اما سعی میکنم که خود خواهیم مسایل عقلانیتم وانسانیتم را تحت الشعاع قرارندهد .
    به برداشت ناقص من که همه انسانها خصایای منفی خ ود خواهی را همچون ارث پدری درخون خود بجوشش دارندخودخواهی کمترک شاید باشد اما نابودی ندار د. درنوشتار من از هرچمن سمنی بعاریت گرفته شده است
    به نظر جناب شما وهرکسی دیگر آیا این تواضع وفروتنی را در من ا رمغان آورنیست که من هموار دانشم را
    ازشاهکارهای شاعران و نویسندگان واهل دانش بعاریت میگیرم؟ این عاری ت نفس کشی وخودخواهیم راسر
    کوب نمیدارد؟ واحترامم را بمقام شامخ بزرگان رساننده نیست؟ واصل احترام داری کشتن خود خواهی محسوب
    نمیگردد؟
    اما ادعای دانشمندی را ندارم وبنا بقول شیخ فریدالدین عطار که :
    من ب عجز وقصور معترفم نه چو نادان احمق وخرفم.
    من ( یعنی برادرت اقای بهروز عزیز ) آنچه را در نوش ته خود خواسته بودم بعد اینکه خشم شما پس ازنگارش
    خطوط اولیه فروکش کرده است همانهارا بنحوی دیگر در تو صیه های خود خواسته اید ازشما تقاضادا رم که
    درصورت امکان یکبار باتعصب نه که با تبسم نوشته مرا بخوان ید وبنوشته خود مراجعه کنید؛ من باورد ارم که:
    ( جانا سخن از زبان ما میگویی ).
    ازینکه سراغه وآدرس شم ا مشخص است خودم را مکلف به پاسخگویی دانستم همان خواستی که درمضمونم
    هویدا است ؛ واگر توصیه داشتم که مضامین از سطح بالاتری برخوردارباشد ودوستان سعی کنند که مطالبی
    را به نشر بسپارند که سبب سرفرازیها با شد ؛ د رنوشته شما بعنوان من همین توصیه ها بکار رفته است .
    دوست عزیز ؛ فرق بین من وشما این است که ا زحرف من خوش تان نیامده است والی رشته بافته نوشته من وشماهردو سرو تهی کرباس است ؛ بااین نشانه که من انگور نوشتم شما عنب وشاید دیگری اورزوم بنویسید.
    من توصیه های را بعنوان پیشنهاد ودرخواست بدست اندر کاران سایت خاوران داشتم بخاطری که پس ازینکه دیدم سایت سرنوشت درحال باز سازی و یا بهرترتیبی فعالیت س ابقه را ندارد سبب تشویش و ناراحتیم گردید باوجود اینکه سایت سرنوشت در این اواخر علاقه به نشر مطالب من نداشت ؛ اما من از دل وجان خواستار بقا وحاکمیت دست اندرکاران سایت سرنوشت هستم ؛ خدا توفیق شان عنایت فرماید ؛ داشته قبلی و فعلی ما همین سایت خاوران است که نیمی از وقتم را بخود مصروف میدارد.
    بناء اگر من خواستم که سایت خاوران یک کمی به نظرات من اهمیتی بدهد ؛ شماهم خواستید که بنظرات
    شما اهمیتی بهتر و سزاوارتر ومهربانانه تر قایل شود ومن خواست شمارا همچون خواست خودم میدانم
    دوست عزیز! وسیلتا خاطر نشان میدارم که هرگز نوشته من وحی منزل وآیه نیست ونه هم حدیث پیامبراکرم(ص).
    درهمین نوشته بالا دارای اغ لاط طباعتی هستم گستاخ را گساخ بالانشینیها بالانشینها نگاشتم وازجانبی ادعای سروری وبرتری وامتیاز جو یی را بالای کسی ندارم .
    اما اینکه آزادی بیان درکشوربنحوی حاکمیت دارد جای انکار نیست ؛ من وما شاید ا نتقادات زیادی داشته
    باشیم وبسیار چیزها بدل ملت نباشد ؛ اما موجودیت هارا نمیشود نادیده گرفت و همچن ین من بیاد ندارم
    که جنگ یکماهه ی را با آقای راحل به بحث کشیده باشم . فقط اینکه پیشنهاد اخیر من با ت ذکرات دوستان
    واهل بخرد ومطالعه بدستگیری وحمایتی که توام باانتقاد پذیرفته شده بود تمام خواست وسرمایه ودستمایه
    وموفقیتم را بازگو مینمود؛ لطف این نیست که هرچه ناقص ونادرست باشد پشتیبانی وحمایت گردد؛ حک م
    این است که شایسته وآراسته وراست وصواب پذیرش وخام ونارس وکمبودات خاطرنشان گردد.
    هرگاه نبشته من سب ب رنجش کسی میگردد ؛ من اصلا وابدا فرد خاصی را نشانه وآدرس نگرفتم وانتظار
    ندارم که همچون دیوار نمکش رطوبت را کسی بخود جذب نماید دراخیر بقول سعدی استاد سخن
    باهمه جرمم امید ؛ باهمه خوفم رجاء است در م ما گر مس است. لطف شما کیمیا است.
    به امید رهنمود های بهتر ؛ سالمتر ؛ معقولتر وجالبتر دوستان.
    نورا حمد رجاء


    .


  • بهروز
    سلامهاي گرم خود وگروهي از دوستانم را كه مضمون جوابيه به نوشته دوستانه مرااز قلام جناب شماديدند وخوشح ال شدند پيكش حضور گرم شمابرادر گرامي آقاي رجأ مي نمائيم . درين گردهم آئي كه ما ترتيب نموده ايم به فر دي برنخوردم كه از شما تمجيد ننموده باشد واين براي مني برادرت همچنان جاي شكر ومباهات بوده وميباشد. بر اي جناب رجأي محترم وعزيز آرزوهاي فراوان سلامتي وشگوفائيهاي روشنگرانه كماكان بيشتر داريم . ودر اخيراگ ر زشت نوشته باشم كه رنجشي به وجود آورده باشد طلبگار پوزشم چونكه چاره ديگري غير آن بخود نديدم.
    آقاي رجأي محترم ما همه شمارا چون مردمان يك تن وجان ومتكي به يك بنيان قومي تا هستيم وهستيد كه شمارا خدا عم ر شگوفاي زيادِ زياد بدهددوست داريم . پيروز، سلامت وخوشنود باشيد واگرسخت نوشته باشم كه مجبور بودم آرز وي پوزش دارم. خدا نگهدار . برادرت بهروز.
  • هوسی 1  - به رجاء صاحب و بهروز صاحب سلام.
    اینه ایره می گن ( مصالحه) وآشتی و تفاهم.در عمل،
    کاملاً افغانی وسچه!!

    میگن افغانها هیچ وقتی باهم جور نمی آیند، غلط محظ است.
    اگر زمینهء تفاهم موجود باشد چرا نی؟؟

  • ناشناس



    بهروز جان عزیز وجناب رجا!
    سلام
    نوشته های تان (آقای رجا وآقای بهروز )واکثرا مبصرین را خواندم وب ه قسمت بالا من هم تبصره گکی بنام محمد نوشتم ودوستان هم ممکن مرور کرده باشند .
    نوشته ای اقای ر جا هم حاوی مطالب خوب بود ، ولیکن بابت اینکه برنویسندگان وقلم بدستان تازه کار یکه تازه شروع کرده بودن د ونوشته های شان خالی از اشکالات املائی وانشائی و..... نبود یک انازه بی مهری شده بود ، وازین رهگذر ن وشته ای ایشان قابل تأ مل بود ودوستان هم ایراداتی نگاشتند وبعضی ها هم تمجید های وافر نمودند . وبعضا ه م تند وخشم اگین بر آن نوشته تاختند.
    هر چند خود جناب رجا در مقدمه مقاله ای طویل شان پیشگوئی چنین امری را داشته وپذیرای تمجید وتوبیخ مبصرین را داشتند .
    من نوشته ای شما را خواندم وازینکه برنوشته ا ی اقای رجا خرده گیری های کردید ، ونظراتی هم ارائه کردید امر بدی نبود . مگر آنچه تعجب منی که کمتر ق لم میزنم وبیشتر می خوانم ومی آموزم این بود که بیشتر تاکید تان بر مسئله ای قومیت و تاجیکی بودن آقا ی رجا و......بود .
    وبر بنای مسئله قومیت و تاجیک بودن وفارسی زبان بودن هواداری خویش را از جناب رجا ابراز داشته اید .
    من خودم حسب معتقدات دینی ام وابستگی قومی ویا زبانی را میزان برتری ویا کهتر ی برای کسی نمی دانم اما تعدی وتحقیر هیچ قوم ویازبان را بر قوم وزبان دیگری هم نه تنها مجاز نمی شمرم بلکه آنرا نوعی وسیله ای تشنج واختلاف برای بهره برداری دشمنان ملت افغانستان میدانم که سر نخ آن به د ست استعمار بسته می دانم .
    بر انگیختن تعصبات قومی وزبانی اولا شرعا ودیانتا حرام است وثانیا ازلح اظ سیاسی شیرازه وحدت ملی کشور اشغال شده ای افغانستان را درهم می شکند .
    وامروز که هزاران مرض مهلک اج تماعی دیگر داریم پس چه بهتر تا به وسالیکه مارا به هم نزدیک میسازد توجه کنیم. وهمدیگر به واسطه ای وابستگی رنگ وپوست ومنطقه وزبان تائیئد ویا توبیخ نکنیم .
    من کاملا متوجه افکار واندیشه های سخیف افغا ن ملتی ها هستم و میدانم که این جریان سر سلسله جنبان استعمار است .
    اما حزب افغان ملت نمایندگی از ملت افغانستان نمیکند .
    ودر طرف مقابل اگر آنهائیکه با عنوان کردن زبان ویا تاجیک بودن بخوا هند برای این کشور مصدر خدمتی بشوند نیز غیر ممکن است وبهتر خواهد بود تا ماهم از سر خوی تعصبات خشک بدر امده حرف وعمل خوب را از هرکس تائید وحرف وعمل ناصواب را از هیچ کسی نباید تائید کنیم.
    وبزرگترین سخن منسوب به پیامبر اعظم را برایتان پیشکش میکنم که:
    « اُنظر ما قال ولاتنظر من قال»
    « تو ببین که چ ه میگوید ونبین که که؟ میگوید »
    ازنوشته ای تان بیشتر استشمام شد شما آقای رجا را بواسطه انتصاب شان به تاجیک بودن بیشتر تائید وخودرا به ایشان سمپات نشان دهید .
    بنظر بنده ای کمترین بهتر این بود تا آ نچه ازنوشته ای آقای رجا که من هم آنهارا دوست دارم با ید انتقاد ادبی - املائی وانشائی می کردید و هم چ نین کم لطفی های که بر تازه کاران نمود ه بودند نیز به نقد می کشیدید وآنگاه ایشان را متوجه می ساخت ید که بهتر است تا مردم بکار بیافتند ودیگران برای اصلاح شان هم انهارا کمک کنند و نویسندگان تازه کار و هم منتقدین برا صول وظابطه های اخلاقی ، امانت داری وحرمت قلم وعفت کلام انتقاد اصلاحی نمایند .
    بهر صورت بهر.ز جان نوشتهای خود تان هم حاوی مطالب سود مند بود وقسما توصیه های تان برای آقای رجا ه م حاوی خواسته های پسمندیده بود .
    وازینکه شما دو نفر با تبادل نظرات ، همدیگر را درک نموده وپذیرفتی د من هم کمال خرسندی دارم .
    چون نوشته های جناب رجا را می خوانم ( اگر چه زمان طولانی است کم لطفی می کنند ونوشته ای از ایشان نشر نمیشود وانتظار دارم نشاط قبلی را دوباره باز یابند.
    واین ره راه را پیوس ته وآهسته ادامه دهند ) بقول اساتیذ :
    «رهرو آن نیست که گه تند و گه آهسته رود»
    «رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود»

    برای هر دوی تان ارزوی سلامتی دارم
    محمد - از هرات
  • ناشناس



    بهروز جان عزیز وجناب رجا!
    سلام
    نوشته های تان (آقای رجا وآقای بهروز )واکثرا مبصرین را خواندم وب ه قسمت بالا من هم تبصره گکی بنام محمد نوشتم ودوستان هم ممکن مرور کرده باشند .
    نوشته ای اقای ر جا هم حاوی مطالب خوب بود ، ولیکن بابت اینکه برنویسندگان وقلم بدستان تازه کار یکه تازه شروع کرده بودن د ونوشته های شان خالی از اشکالات املائی وانشائی و..... نبود یک انازه بی مهری شده بود ، وازین رهگذر ن وشته ای ایشان قابل تأ مل بود ودوستان هم ایراداتی نگاشتند وبعضی ها هم تمجید های وافر نمودند . وبعضا ه م تند وخشم اگین بر آن نوشته تاختند.
    هر چند خود جناب رجا در مقدمه مقاله ای طویل شان پیشگوئی چنین امری را داشته وپذیرای تمجید وتوبیخ مبصرین را داشتند .
    من نوشته ای شما را خواندم وازینکه برنوشته ا ی اقای رجا خرده گیری های کردید ، ونظراتی هم ارائه کردید امر بدی نبود . مگر آنچه تعجب منی که کمتر ق لم میزنم وبیشتر می خوانم ومی آموزم این بود که بیشتر تاکید تان بر مسئله ای قومیت و تاجیکی بودن آقا ی رجا و......بود .
    وبر بنای مسئله قومیت و تاجیک بودن وفارسی زبان بودن هواداری خویش را از جناب رجا ابراز داشته اید .
    من خودم حسب معتقدات دینی ام وابستگی قومی ویا زبانی را میزان برتری ویا کهتر ی برای کسی نمی دانم اما تعدی وتحقیر هیچ قوم ویازبان را بر قوم وزبان دیگری هم نه تنها مجاز نمی شمرم بلکه آنرا نوعی وسیله ای تشنج واختلاف برای بهره برداری دشمنان ملت افغانستان میدانم که سر نخ آن به د ست استعمار بسته می دانم .
    بر انگیختن تعصبات قومی وزبانی اولا شرعا ودیانتا حرام است وثانیا ازلح اظ سیاسی شیرازه وحدت ملی کشور اشغال شده ای افغانستان را درهم می شکند .
    وامروز که هزاران مرض مهلک اج تماعی دیگر داریم پس چه بهتر تا به وسالیکه مارا به هم نزدیک میسازد توجه کنیم. وهمدیگر به واسطه ای وابستگی رنگ وپوست ومنطقه وزبان تائیئد ویا توبیخ نکنیم .
    من کاملا متوجه افکار واندیشه های سخیف افغا ن ملتی ها هستم و میدانم که این جریان سر سلسله جنبان استعمار است .
    اما حزب افغان ملت نمایندگی از ملت افغانستان نمیکند .
    ودر طرف مقابل اگر آنهائیکه با عنوان کردن زبان ویا تاجیک بودن بخوا هند برای این کشور مصدر خدمتی بشوند نیز غیر ممکن است وبهتر خواهد بود تا ماهم از سر خوی تعصبات خشک بدر امده حرف وعمل خوب را از هرکس تائید وحرف وعمل ناصواب را از هیچ کسی نباید تائید کنیم.
    وبزرگترین سخن منسوب به پیامبر اعظم را برایتان پیشکش میکنم که:
    « اُنظر ما قال ولاتنظر من قال»
    « تو ببین که چ ه میگوید ونبین که که؟ میگوید »
    ازنوشته ای تان بیشتر استشمام شد شما آقای رجا را بواسطه انتصاب شان به تاجیک بودن بیشتر تائید وخودرا به ایشان سمپات نشان دهید .
    بنظر بنده ای کمترین بهتر این بود تا آ نچه ازنوشته ای آقای رجا که من هم آنهارا دوست دارم با ید انتقاد ادبی - املائی وانشائی می کردید و هم چ نین کم لطفی های که بر تازه کاران نمود ه بودند نیز به نقد می کشیدید وآنگاه ایشان را متوجه می ساخت ید که بهتر است تا مردم بکار بیافتند ودیگران برای اصلاح شان هم انهارا کمک کنند و نویسندگان تازه کار و هم منتقدین برا صول وظابطه های اخلاقی ، امانت داری وحرمت قلم وعفت کلام انتقاد اصلاحی نمایند .
    بهر صورت بهر.ز جان نوشتهای خود تان هم حاوی مطالب سود مند بود وقسما توصیه های تان برای آقای رجا ه م حاوی خواسته های پسمندیده بود .
    وازینکه شما دو نفر با تبادل نظرات ، همدیگر را درک نموده وپذیرفتی د من هم کمال خرسندی دارم .
    چون نوشته های جناب رجا را می خوانم ( اگر چه زمان طولانی است کم لطفی می کنند ونوشته ای از ایشان نشر نمیشود وانتظار دارم نشاط قبلی را دوباره باز یابند.
    واین ره راه را پیوس ته وآهسته ادامه دهند ) بقول اساتیذ :
    «رهرو آن نیست که گه تند و گه آهسته رود»
    «رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود»

    برای هر دوی تان ارزوی سلامتی دارم
    محمد - از هرات
  • ناشناس
    آقای رجا !
    سلام
    کلمه خصایا را سطر 14--15
    نوشته ای تان نتوانستم معنی ان از فرهنگ عمید ودهخدا پیدا کنم
    درجمله ای ک همه انسانها دارای خصایا ی منفی ....

    والسلام
    دوست تان
  • ناشناس
    به هوسی برار !
    اینه هوسی جان برار تو اگه دیگه نوشته میکدی
    اینه کلمه ای محظ را ، با ض نوشته کو ( محض )
    با مان خدا
    والسلام
    وطن دارت
  • ناشناس
    به محترم رجا صاحب ومبصرین محترم !
    سلام

    آقای رجا مدتی را با سرعت وتندی بی حد وحصری جلو ا مدند ومارا با نوشته های خود خوشحال داشتند .
    مثلیکه خسته ویا مانده شده اند .
    مصراعی را امروز در جای دیدم وخواستم به ایشان پیکش کنم . زیرا ایشان اکثرا مخاطبان خودرا با اشعار خوب بزرگان مخاطب می سازند .
    من هم به عنوان مخاطب رجا صاحب ، این مصراع را بایشان هدیه میکنم . وخداکند مصداق نداشته وایشان را مجددا با نشاط به بینیم .
    رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود
    رهرو آنست که آهست ه و پیوسته رود

    والسلام
    عبدالله از هرات
  • هوسی 1
    تشکر ناشناس عزیز از راهنمایی ات، مدلل شدم.
  • نوراحمد رجاء




    بنام خدا.
    بزرگوار وگرامی محمد ازهرات . عالیقدر جناب آقای ن اشناس . فضیلت مآب عبدالله جان از هرات.
    السلام علیکم ورحمه الله وبرکاته.
    رستگاری دارین را برای تان ازخداوند بزرگ مسئلت دارم.

    بقدر آشنایان ازخرد بیگانه میگردم
    اگرخود رانیابم یک زما ن دیوانه میگردم
    خُمِ سربسته جوش باده راافزون کند(صائ ب)
    به لب مهری خموشی گرزنم دیوانه میگردم
    عالیقدر محم دجان.
    نوشته شماراخواندم وازجرئت مثبت ولازمه شما درارتباط بادیانتی که ارائه داشتید خیلی هاتقدیر وق دردانی مینمایم وازخداوند بزرگ مسئلت دارم که همواره پرچمدار توحید بوده باشید وهرگزگرد وغبار بی تفاوتی درارتباط به دین در زندگی تان بوجود نیاید وهمچنانکه امر به معروف ونهی ازمنکر دراین نگاشته ی پرمحتوی شما رونق بخش سخنان برازنده تان بود براین اصل استوار وثابت قدم بمانید که الحق جامعه ومردم متدین ما به این برداشت ها ضرورت عام وتامی دارند
    وبراستی وحق که سلسله جنبان روی آوردن به نژاد وقبیله از اصل اس اسی افغان ملیت ها است
    ونه من ونه شما و نه هم برادرمان آقای بهروز وهمچنان عموما مردمان بادانش ورسال تمند ما شایق ومشتاق وآرزومند آن نیستند که پس ازسلسله رخداد های ناگوار کشور سلسله ناخوشایند دیگری تحت نام گسترش پردامنه دار قبیله صدر نشین سرنوشت ملت گردد وپرواضح است که هر انسانی بادرک ود انشی ازمشمول یت به لبه چنین امری دوری میجوید. حاکمیت هرقبیله به تنهایی درکشور مساوی است با جدال لاطائل انسان کشی؛ ویرانی کشور؛ عقب ماندگی و وابستگی به بیگانگان و فرار مغزهای متفکر ونخبه ازکشور وهزاران درد بیدرمان دیگر.
    اما ناگزیری ها وتنگناهای که بوسیله علمبرداران نفاق افغان میلیتی ها ایجاد میگردد خواهی نخواهی تصوری مبنی برگرد همآیی قبیله ونژاد بوجود میآید وذهنیت های مخدوش میگردد خاصتا زمانیکه عدالت براساس امتیاز طلبی بسود قبیله استوار و بسوی استواری محکم تر میخی برقانون وسرنوشت ملی کوبیده میشود این است ک ه بقول شاعر :
    یکدم نشد که بی سرِِ خر زندگی کنیم ابلیس کی گذاشت که ما بندگی کنیم.
    وبراستی که فریاد رس واستمدادگر همه ملت مؤمن وخداپرست دستورات اساسی اسلام است
    بروجود تان بخاطر دینداری ودفاع وح مایت از دین افتخار میکنم.

    عزیز وگرامی ناشناس ودوست من ایکاش عالم ناشناسیت را بامعرفی خود بعالم ر وابط وباب
    اخوت و دوستی بهاء میگذاشتید.
    بهرحال من با نگارش عبارات بالا به این امید می ایستم که :
    م ن رشته محبت تو پاره میکنم شاید گره خورد بتو نزدیکتر شوم.
    عزیز و ارجمند کلمه ( خصایا) غلط ی مشهور است که گاهی بعوض اصلی جایگزین میگردد؛ که
    دراصل آن باید بصورت مفرد خصلت وبصورت جمع خصایل بک ار برده شود ودر حقیقت حق
    باشما است که باید تعویض غلط مشهور به اصلش بدل میگردید.
    سعی خواهم کرد که د ر این رابطه تجدید نظر نموده وحقانیت انتقاد شمارا برلوح وضمیرم
    بیاد داشت بگیرم ؛ تشکری صمیمانه ام را تقدیم تان میدارم وبقول صائب که :
    سخن راست خدنگی است که زهر آلود است جگر شیر بخواهد که بجرئت شن ود .
    هرچند ایراد شما برادرگرامی شهد آلود وگوار ا است .

    عالیقدر وگرامی عبدالله جان از هرات .
    خو شی های زندگی را توام با صحت وسلامتی درپناه خداوند بزرگ برای شما استدعاد ارم.
    توصیه شما به اساس حدیث پیامبر اکرم(ص) که: ( خیرالامور اوسطها ) وبازبمصداق همان
    شعرشاعردرنوشته شما از اهمیت خاصی برخوردار است . هرچند گاهگاهی امورات زندگی
    باگرفتاریهایش که در اصل این گرفتاریها نمک زندگی است سبب میگردد تا دست داشته و
    دوست داشته وقرین الفت وخوی انسان بنحوی آن امورات ودستاوردها بکناری کنار زده شود وبقول ش اعرکه:
    موجیم که آسودگی ما عدم ما است مازند بر آنیم که آرام نگیریم .
    امیدوارم باب رفاقت و دوستی واخلاص وصمیمیت ماگستره روبگسترشی را به همراه داشته باشد. به این امید.

    واما: من از نوشته ام ( فشرده سخنی بادست اندرکاران سایت خاوران) اوج عزت ولذت را
    دریافتم اینکه حرف وخواست ومافی الضمیرم ر ا بعنوان رفع مسئولیت واینکه سعی کوشش کنم ؛ وسعی وجدیت بخرج دهیم؛ تامطالب ما ارزنده تر مفیدتر و مثبت تر ارائه گردد به پیشگاه اهل
    نظر واهل قلم واهل علم وادب ؛ عرض ادبِ داشته باشم که چنین مصداقی را بخو د گرفته است
    اصولا انتقاد های که بعمل آمد این قصه را بازگو مینمود که اگرنه صد در صد لااقل به فیصدی
    کم وکمتری ویاهرطوریکه خوانندگان برداشت دارند اهمیتی به آن قایل شدند وسعی برآن
    گردیده بود که بنحوی به قناعتم افزوده شود که شرایط به چنین موقعیتی مناسب نیست ؛ وگرنه
    دراصل نحوه ی فکر واندیشه ها تداعی کننده است.
    باعرض احترام وتقدیم وپیشکش نمودن کلمه دوستی به همه آنانیکه درخواندن ونقد وتقدیر
    وتنقید فرصت طلایی خود را تحفه وارمغان بمن دادند.
    دوستدارتان نوراحمد رجاء




نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در يكشنبه ، 22 فروردين 1389 ، 13:57
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 76 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.