Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
"شیشـــهء مغـــازۀ شـــان را ســـپری کنیـــم" PDF پرینت ایمیل
پیامها و گزارشات - نامــه هــای رســیده
نوشته شده توسط عصر دولتشاهی   
سه شنبه ، 26 بهمن 1389 ، 16:30

عصر دولتشاهیتلویزیون طلوع به تاریخ دوازدهم فبروری گفتگویی با جناب سید مخدوم رهین وزیر اطلاعات و فرهنگ داشت در برنامهء پرس و پال. به پنداشت بنده دیدن این برنامه برای درک و بازیابی دلایل ناهنجاری ها در امور فرهنگی کشور کمک به سزایی می کند.
شنیده بودم که جناب رهین نویسنده و فرهنگی برجسته ییست. برخی از نوشته های ایشان تا جایی می تواند درستی آنچه را که در مورد شنیده می شود، نشان بدهد.

اما با تاسف که در برنامهء پرس و پال نه تنها به هیچ پرسشی در جایگاه مسوول امور فرهنگی کشور پاسخ بایسته یی نداد بلکه سخن و کلام شان نیز دارای میزان درخوری از اشراف شان بر ژرفای اندیشه و فرهنگ ما نداشت. سخنان جناب وزیر اطلاعات فرهنگ بیشتر به پاسخ کسی میماند که در استنطاق پولیس باشد. در اکثر موارد به گونهء دفاعی و به شکلی بود که بتواند مسوولیت را به گردان دیگران بیندازد و یا دیگران را در مسوولیت ها شریک نموده خود را از جوابگویی مستقیم برهاند.

ایشان معلومات دقیقی از شمار آثار و مکان های فرهنگی باستانی غزنی ارائه کرده نتوانستند. در هیچ موردی از امور فرهنگی غزنی که باید مرکز فرهنگی جهان اسلام در سال 2013 باشد ایشان کار چشمگیری را گزارش داده نتوانستند. تنها چیزی را که ایشان به جرئت و افتخار بیان داشتند این بود که جناب شان "رییس" کمیتهء انسجام یا برنامه ریزی برای آماده سازی غزنی تا سال 2013 بودنده اند. جناب وزیر حتی یک مورد پروژه و برنامه یی را که در غزنی زیردست باشد و وزارت اطلاعات فرهنگ دران نقش و دخالت داشته باشد به یاد نداشتند. توگویی کسی ایشان را از خواب بیدار کرده است و وقت زیادی کار دارند تا بیدار شوند و به پرسش های پاسخ ارائه کنند.

در مورد رسانه ها حتی از دستگیری مدیر مسوول روزنامهء سرنوشت به درستی آگاهی نداشت. وانگهی ادعا داشت که کار ها را از راه کمیسیون تخلفات رسانه یی روبراه کرده اند..

در مورد فلم ها و فعالیت های هنری به جای این که از مسوولیت های خود چیزی بگوید به نصیحت پرداخته و از تلویویزیون های کشور خواست تا فلم های خارجی را "دوبله" کنند. اینست وزیر اطلاعات و فرهنگ ما که حتی یک واژهء فارسی برای "دوبله" نمی دانند. جالبترین بخش سخنان جناب وزیر زمانی بود که از ایشان در مورد مسوولیت های وزارت اطلاعات فرهنگ در جلوگیری از به کار گیری واژه های بیگانه در سرلوحه های مراکز تجارتی پرسیده شد. ایشان به جای گزارش از اقدامات خود به ابراز احساسات پرداخته و به کارگیری کلمات بیگانه را مسخره خواندند. از کار هایی کرده اند و بازهم خواهند کرد این بود که گفتند: "شیشهء مغازهء شان را سپری می کنیم".

مردم از کریم خرم وزیر پیشین اطلاعات و فرهنگ شکایت داشتند که دشمن واژه های اصیل فارسی و فرهنگ ستیز است. اما بیایید از این شخصیت صاحب دوکتورا در ادبیات بشنوید که "شیشه ها را سپری" می کنند. ایا نمی شد که می گفتند روی شیشه های معازه ها رنگ می پاشیم. گیرم که ترجمهء "دوبله" به فارسی مشکل بود و واژه یی که صد در صد معنی دوبله را به فارسی برساند نا مقدور. اما برای واژهء "سپری" که در زبان ما معادل وجود دارد که همانا پاشیدن است. حالا از خبرنگار بیچاره چه گله که چندین بار "آثار ها" گفته باشد و متوجه نباشد که آثار خودش جمع اثر است...

در مورد حفظ آثار باستانی غور مانند هرکس دیگری درین وطن اظهار عجر کرد و هیچ برنامه یی هم نداد که نشان بدهد این وزارت در جهت حفظ آثار غور کاری می کند. البته نسخهء شان درین زمینه این بود که ملا های مساجد برای حفظ آثار باستانی تبلیغ کنند. البته اینقدر هشیاری کردند که نگفتند مردم مانند دعای استقسقا، دعای حفظ آثار باستانی بکنند...

کوتاه سخن که کلیه ناهنجاری های عرصهء فرهنگ را توجیه کردند و ناشی از شرایط خاص کشور دانستند. اما هرگز از برنامه و کاری که وزارت تحت امر شان برای پیشرفت و شگوفایی فرهنگ کشور در قرن بیست و یکم داتشته باشد چیزی برای گفتن نداشتند.

چنین اند اولیای امور فرهنگ ما!

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • ســـــها
    جناب دولتشاهی صاحب سلام بشما.
    باعرض معذرت ،درزبان گفتاری ونوشتاری ما، واژه های انگلیسی،عربی ، حتی بعضآ فرانسوی آگاهانه ویا ناآگاهانه وارد شده که ناگزیر باآن بر میخوریم.خورده گیری شماازجرئت وزیر صاحب میکاهد.اکثر وزیر حاصبان مابا گذرنامه های خارجی اجرای وظیفه میدارند.در کشورما از چهل ودو کشور با چهل و دو زبان شامل خدمت صادقانه(چ و ر)هستند. وزیر صاحب زبان و فرهنگ ما، از پنجاه زبان کم و بیش فقط یک ک لمه از یک زبان خارجی راادا نموده اند.خانه شان آباد که در چنین شرایط دشوارتفنگ سالاری،غرق در فساداخلا قی،اداری واجتماعی ،درکشور حاصل خیز تریاک.میتوانند بازبان مادری خودصحبت نمایند.
    درکلمات بالایی اگر به جای»برای دوبله«» عوض دوبله نوشته میشد خوبتـر نبود؟باعرض حرمت .
  • ناشناس

    آقای سها، سلام و احترام به شما باد!
    در نوشتهء بنده تنها مسالهء به کارگیری "دوبله" و "س پری" مورد انتقاد قرار نداشت. بنده سایر بخش های کاری جناب ایشان را هم براساس مصاحبهء خود شان مورد ارزیابی قرار داده ام. اگر شما لطف کنید و یک دفاعنامه یی در مورد بخش های دیگر کار شان نیز ارائه بدار ید، بهتر خواهد شد.
    واما مسالهء به کارگیری لغات بیگانه در زبان ما: اگر شما چنین دفاعی را از وزیر ها ی آب و برق، مخابرات، زراعت، ترانسپورت (حمل و نقل) و .... می کردید شاید، توجیه پذیر می بود. اما کسی ک ه در کرسی وزارت فرهنگ و یا معارف یا تحصیلات عالی تکیه می زند و آنقدر توجه و دلسوزی به زبان و فرهنگ خ ود ندارد که زبان خود را از آلودگی پاک نگاهدارد، به هیچ روی و رنگی بخشودنی نیست.
    من شخصاً به آقای ر هین احترام دارم. اما انتقاد من یک مسالهء شخصی نیست. او وزیر است، بخشی از فرهنگ و هویت این کشور بدستش سپرده شده است تا برایش کار کند. هیچ دلیلی، هیچ انگیزه یی هیچ دلبستگی یی نمی تواند او را از انتقاد معاف بدارد. انتقاد من شخصی نیست. انتقاد من در پیوند به زبان و فرهنگ مردم است. من حق ندارم که به خاطر وابستگی یا دلبستگی خودم به جناب وزیر، حق مردم و حق فرهنگ مردم را به او ببخشیم و اجازه بدهم از نام و بودجهء فرهنگ کشور معاش بگیرد و در بدل برایش کاری نکند. ما وقتی از اعضای دولت، از رییس دولت تا مامور و اجیر، انتقاد می کنیم هدف ما و انگیزهء ما تامین منافع مردم و دفاع از قانون است. و اگر چنین نباشد، خداوند "ن و قلم" بشرماندمان...




    که شما آنرا منتفی دانسته
  • ناشناس
    آقای دولتشاهی!باتقدیم احترام برای شما وهمه دست اندر کاران سایت خاوران ودوستان صاحب نظر بعرض میرسا نم که:
    تا همین مملکت است وهمین وزرا
    حال مردم خرآآآآآآآب میبینم

    با عرض حرمت ریا ن
  • محمد


    جناب دولت شاهی صاحب سلام! نکته های قابل تأمل نگاشتید و خواستم با چشم دید خود تأکیدی بر گفته های شما داشته باشم:
    1ـ از قضای میمون خواستم با وزیر صاحب (بی اطلاعات) دیدار داشته باشم. وقتی به سکرتریت ایش ان زنگ زدم و موضوع مهمی که اینجا نمی خواهم از آن نام ببرم تا ریا نشود ـ را در میان گذاشتم و ایشان با یک برخورد بسیار متمدنانه مرا پذیرفتند و برایم وقت مناسب فراهم کردند. من خواسته بودم که مدت ملاقات ح د اقل 15 تا 20 دقیقه باشد؟ بعد از اینکه به سکرتریت وزیر صاحب رسیدیم، براستی یک چرخش شگرفی دیدم؛ از ز مان خرم صاحب خوبتر بود و دیگر آن باریگارد های که سلام و کلام را یاد نداشتند در دهلیز های و سکرتریت م وجود نبودند و سکرتر فرهنگ صاحب واقعا شخص با وقار و در عین حال تحصیل کرده می نمودند.
    بهرصورت زمان مل اقات فرا رسید و وزیر صاحب قبل از اینکه خود شان وارد شوند بنده به دفتر معین صاحب فرهنگی شان راهنمایی کردند و تا اینکه ایشان می آیند بنده با اوشان در صحبت باشم.
    در اطاق معین صاحب فرهنگی؟ که داخل شدم تو گویی در یک دسکوی وارد شده باشم که از بوی و تعفن سگریت انسان خفقان می گرفت. معین صاحب که معلوم میشد از غرب سرازیر شده است و مدت دو دهه از سن تقاعد شان می گذشت چنان سگریت دود می کرد که تو گویی چندین شب انه روز به این کار ادامه داده اند و هنوز هم در دستان لرزان ایشان سیگار شعله می کشید و جا سیگاری شان هم دیگر توان و گنجایش سوخته های سیگار را نداشت. من هم که از بود سیگار قدر اجل می ترسم و حساسیت حاد د ارم، ناچار به این دوزخ وارد شدم واز بسکه اطاق تاریک تاریک بود، به مشکل توانستم جای نشتسن خود را پیدا کنم. از وضع معلوم میشد که جناب معین صاحب با روشنی میانهء خوبی ندارند.
    مدت 20 دقیقه برایم همچون جهن م گذشت، تا اینکه جناب وزیر صاحب با یک عجله ای نا گفتنی وارد شدند و چنین می نمودند که همین حالا بم ات م در ناکازاکی انفجار میکند و ایشان باید عاجل با ما صحبت کنند و بروند تا از این انفجار جلوگیری کنند. عجلهء ایشان بحدی بود که بانشان در گفتن کلمات یاری نمی کرد و ناهنجار گپ می زدند. یکتن از کاتبان خود ر ا خواستند و چیز های دکته کردند تا مکتوب تهیه شود و خود ایشان رفتند دنبال کارشان.
    قرار بر این شد که ملاقات دیگری در دفتر خود وزیر صاحب داشته باشیم. بعد از ایک یکهفته به دیدن وزیر صاحب دوباره مشرف شدم. عین همین حالتی را که در دفتر معین صاحب دیده بودم در دفتر وزیر صاحب دیدم. بدون کدام تفاوت، منتها چرا غ وزیر صاحب روشن بود و سیگارشان از نوع زنانه و باریکتر از معین. اینبار وزیر صاحب برخورد سردی داشتند، چون سوانح بنده را خوانده بودند که؛ یک مسلمان، مجاهد، با فرهنگ و در عین حال متعهد به اسلام و کشورم ه ستم.
    همینجا بود که گفتم: خدا کفن کش سابقه را بیامرزد! اگر خرم صاحب فکرش کمی مقید و تنگ بود، عملش غی ر اسلامی و غیر افغانی نبود و اقلاً سلام را به رسم اسلامی یاد داشت و از دخانیات و دود و ... در دفترش خبری نبود.
    در یک قضاوت اینکه؛ باریگارد های اطرافی و سکرتر کم تحصیل خرم آنقدر زننده و مضر نبود که ای ن ناهنجاری و ستریس وزیر صاحب با فرهنگ؟ ما!
    آن یکی تیپ افغانی و اسلامی داشت. این یک تنها در خطابه ها ی خود تقلای افغانی بودن و مسلمان بودن را می کند!
  • رحیل

    آقای محمد، سلام!
    اگر متوحه شده بوده باشید، یکی از هموطنان دیگر ما به نام آقای سها، پیامی در پشتبیا نی از آقای رهین نوشته اند، البته بدون استدلال و دلیل موجه. از نظر من ترس آقای سها همین بوده است که ب رخی ها بدون دلیل مانند شما به ملامت کردن می پردازند. شما در سراسر داستان تان حرفی جز این که معین و و زیر در داخل دفتر سگرت می کشند، نداشتید. شما با اساس همین سگرت کشیدن در دفتر معین و وزیر کنونی را غیر اسلامی و غیر افغانی خوانده اید.
    نخست این که اگر این آقایان از غرب آمده اند و اخلاق غربی دارند، بای د گفته شود که در غرب، به ویژه در امریکا، کسی حق ندارد در اماکن عمومی سگرت بکشد- متی در سینما- سگرت ک شیدن در دفتر که اصلاً سوالش به میان نمی آید.
    باور من اینست که وزیر اطلاعات و فرهنگ سگرت نمی کشد. د رمورد معین وزارت من نمیدانم. ایکاش شما ازین معین وزارت نامی می بردید که شناخته می شد. اگر منظور تان آقای راشدی باشد که او از غرب نرفته و او سگرت هم نمی کشد.

    شما آقای محمد، با دو گناه را مرتکب شده اید. یکی این که تهمت کرده اید. دوم این که خواسته اید با استفاده از فرصت کریم خرم را کفن کش قدیم قرار داده و برائتش بدهید. مگر درین کشور قحط انسان آمده است که تقدیر ما تنها انتخاب از میان بد ها باشد با شد و ما مجبور باشیم همیشه "کمترین بد" را انتخاب کنیم؟

    هدف من ازین نوشته رفتن به سوی خوب ها و خوبتر هاست. اما شما تبلیغ کفن کش قدیم می کنید. میان آنچه من خواسته ام درین نوشته بیان بدارم و آنچه شما در "تاییدیه" تان آورده اید زمین تا آسمان فرق است.

    خرم چنان نام سیاه و ننگینی از خود در حامعهء فرهنگی ما به جا گذاشته است که آنرا نه با ندانم کاری های رهین می شود شست و نه هم با هی چ کفن کش تازهء دیگر. هرکسی طومار کردار خود را دارد و به حساب خودش محاسبه و معامله نمی شود. کردار انس ان ها را نمی شود صورت و مخرج نموده و یکی را بر دیگری اختصار نمود.

  • ســــها
    جناب دولتشاهی صاحب سلام بشما.
    فکرمیکنم در نوشته طنز گونه من به سه حرف (چ و ر)که به استلاح وطنی ما» چور »وبه پارسی چپاول وبه اُردو هم» چُور» میخوانند، متوجه نشده اید .من هیچ وقت ودر هیچ موقعیت از چپاو لگران دفاع نکرده ام ونخواهم کرد.من همواره بوسیله اشعارم سنگ ملامت و نفرین به فرق دزدان ننگ و ناموس مردم ،تفنگ سالاران آدم کش ،فرهنگ فروشان ودزدان فرهنگ ،باند های مافیایی وقاچاقبران مواد مخدروانسان کو بیده ام وتا زنده ام خواهم کوبید.اینکه تندوتیز ننوشته ام معذورم دارید.از مدح سرائی ومداحان نیز خوشم ن می آید.درگذشتهء خیلی نزدیک همه شاهد سحنرانی معین اطلاعات وفرهنگ (بی فرهنگ) بودیم که ایشان به مناسبتی به نمانده گی از جوانان فرهنگی کشوردرتالار بزرگ اطلاعات وفرهنگ فرمودند که ( موژاول افغان بیا مسلمان بیا انسان یو)پس ازین دون صفتان بی فرهنگ که منکرانسانیت وآدم بودن باشند چه توقع باید داشت ؟باتقدیم حر مت
  • محمد


    به پاسخ رحیل صاحب. اگر واقعا رحیل صاحب باشند؟!
    من بدون کم و کاست آنچه را که دیده بودم به بسیار اختص ار گفتم. خدا میان من و شما شاهد باشد که این گوشهء از چشم دید من بود.
    اما در مورد گراییش غیر اسلامی بودن افکار رهین صاحب؟
    1ـ رهین صاحب در زما جهاد هم بر ضد مجاهدین واقعی رای زنی می کرد و از شیطنت ها ی ایشان داستانهاه وجود دارد. او بودکه همیشه به غربی های مجاهدین را به بنیاد گر و میانه رو، اخوانی و. .. معرفی می کرد....
    2ـ ایشان در ظاهر یگان بیانیه صادر می کنند که «تلویزيونهای خصوصی برنامه های غیر اسلامی پخش نکنند» ولی در خفا و در مجالس خودمانی شان به تلویزیون ها می گوید که بعنوان آزادی بیان هرچه می خواهند بکنند. وگرنه شما مهربانی بکنید که نشان بدهید که رهین صاحب بر ضد کدام برنامهء غیر اسلامی ت ا حال کاری انجام داده است؟! خرم لا اقل به صراحت مداخلهء اجانب را افشا می کرد و در صحن پارلمان هم می گفت: حرف مفت نزنید! سفارت فلان کشور خارجی در این کشور تصمیم می گیرد!!
    3ـ در وزارت بی اطلاعات بی فره نگ وقتی رهین صاحب به سوانح کسی برمیخورد که مسلمان و مجاهد واقعی است، نفرتش می آید. درست است که این ش جاعت را ندارد که از ترس مجاهدین این نفرت را با کمال فریب می پوشاند. چون در اوایل سیاف و ربانی درسهای خوبی برایش دادند و دیگر جرأتش را ندارد!
    4ـ جناب وزیر صاحب هیچگاه در وزارت نه تنها که در نماز های ج ماعت شرکت نمی کنند، بلکه غالبا نماز نمی خوانند. مگر نماز را علنا در وقتش نخواندن وبدون کدام عذر شرعی نشانه ای از غیرمسلمان بودن نمی دانید؟! مگر پیامبر چنین نگفته است؟! یا اینکه خط اسلام و کفر را شما و وزیر صاحب معلوم می کنند؟!
    5ـ جناب وزیر صاحب سالهای 2001 که آمده بودند و فکر می کردند دیگر مجاهدین برای همیش از صحنهء کشور نابود می شوند، برای نهادینه ساختن یک نظام لائیک چه کار ها نبودند که نکردند و در لویهء جرگه های اضطراری و لویهء جرگه های قانونی اساسی چه زحماتی بخرچ ندادند که نام و نشان و افتخا رات جهادی و اسلامی این ملک را نابود سازند. اما وقتی متوجه شدند که این کشور هنوز هم شیر مردان و استاد انی را دارد که جلو اقدامات پوک وزیر صاحب را بگیرند ودر مجالس شرمسارش کنند، آنوقت بود که دانستند که ر اهشان به ترکستان است. برای مدتی هم از این وزرارت سبک دوش شدند، ولی در اثر ناز و نخره های حضرت و ناتو انی های خرم دوباره بر این کرسی بی صاحب تکیه زدند. حالا هم عاقبتش بخیر! ولی اینبار برای همیش می روند و دیگر از سفارت هم خبری نیست!
    5ـ وزیر صاحب ای کاش ظاهرا مثل دیگران بر اندیشه های غیر اسلامی خود پرد ه نمی گذاشتند؟! ایشان بعد از اینکه دیدند میدان برایشان خلوت نیست، در ظاهر تفسیر چاپ می کنند و شعار م لی و اسلامی سر می دهند و بخاطر بقای خود منافقانه عمل می کنند ولی در اصل هر آنچه غیر اسلامی و ملی است بر این کشور جاری می سازند.
    این نوع دو رویی گری را در فرهنگ اسلامی نفاق می گویند که در اصل بدتر و م ضر تر از کفر است!!
  • رحیل

    هموطن عزیز، جناب محمد!
    بنده کردار رسمی جناب رهین را مورد انتقاد قرار داده ام. چرا که من این حق را دارم. اما در مورد کفر و ایمان آقای رهین من نه حکم کرده می توانم و نه این حق را دارم.

    تا جایی که من از مذهب امام اعظم ابوحنیفه می دانم، ایمان و کفر چیزی نست که اندازی گیری شود. ایمان یا هست یا نیست . یعنی ایمان کمی و زیادی ندارد. یک آدم یا مسلمان است و به لسان اقرار می کند و یا منکر است. تصدیق بال قلب را تنها مالک القوب می داند. چرا ما خود را در جایگاه خدا میگذاریم و به کافر بودن و مسلمان بودن دی گران حکم می کنیم. اقرار باللسان برای شریعت کافیست. و رهین مطابق شریعت مسلمان است. از قلب هیچکسی کسی جز خدا نمیداند...

    بدین ترتیب ساحهء کار و انتقاد من کردار وزیر در جایگاه وزیر اطلاعات و فرهنگ است .

    مشکل ما اینست که نشسته ایم و برای اشخاص سند و تصدیقنامهء مسلمانی و غیر مسلمانی صادر می کنیم و بدین ترتیب آن که را مسلمان دانسته ایم از هرگونه انتقاد معاف می دانیم و اجازه می دهیم هزاران جفا و نا روا بکند (مانند کریم خرم() و کسان دیگری را که از دارالفتوای ما تصدیق ایمان بدست نیاورده و "تزکیه " نشده اند، به کفر متهم می کنیم و بنا بران مباح الدم و واجب القتلش می خوانیم...

    من مخالف چنا ن یک طرز عمل و اندیشه ام.

    من حق دارم بر آنچه رهین از جانب قانون و در وچوکات مسوولیت های وظیفوی ا ش باید انجام میداد و انچام نداشته است،انگشت بگذارم. زندگی شخصی مردم ساحهء کار و تحقیق بنده نیست، چه رسد به مکنونات قلبی مردم.

    همچنان خدمت تان عرض شود که: بلی، من رحیل استم. همو که این مضمون را نو شته است. نمیدانم چرا شما در رحیل بودنم شک کرده اید؟

  • محمد


    آقای رحیل سلام.
    خوب است که شما اعتراف می کنید که تعریف کفر و ایمان را نمی دانید و تنها تا جای نظر ا مام ابوحنیفه را شنیده اید. این شد یک حرف حسابی!
    شما لطف فرموده بگویید که امام ابوحنیفه در کدام جای گفته است که؛ ایمان یا هست و یا نیست و چیزی قابل تجزیه نیست؟ تا جای که من میدانم جمهور ائمه می گویند : ایمان کم و زیاد می شود، ولی امام ابوحنیفه می گوید؛ ایمان ضعیف و قوی می شود. در حقیقت این دو حرف در یک معنا است.
    یک درس دیگر برای جناب عالی: یک قاعدهء اصولی است که «کفر دون کفر» قاعدهء دیگری هست که «کفر مطلق و مطلق کفر ـ یا کفر مقید»
    ولی حکم کردن به کفر و یا نکردن کفر «حق هر کسی است که در ظاهر می بینیم کسی عمل کفری را انجام میدهد»
    امام ابوحنیفه می گوید: کسی را دیدید که غالبا نماز نمی خواند پ س حکم کنید که کافر است، چون عمل ترجمان قلب است.
    بهمین خاطر است که خداوند می فرماید: یا ایها الذین آمنوا آمنوا... «ای کسانیکه ایمان آورده اید ایمان بیاورید»
    بهمین اساس می گویند که شریعت ظاهر را می ب یند. ما از قلب کسی آگاهی نداریم، ولی وقتی دیدیدیم کسی با وجود اعلان اسلام خود در صف کفار قرار گرفت، بر نفع کفر عمل کرد و با مسلمانان به نحوی دشمنی ورزید ما او را کافر می گوییم. مگر اینکه عذر شرعی در م حدوده ای جواز موجود باشد.
    شما اشتباه نکنید که در هر موضوعی بحث کردن وظیفهء خداوند را انجام دادن است . این مقولهء عوام است و بسیار غلط مشهور. البته که من شما را از عوام نمیدانم!
    پس به گفتهء شما باشد ل ینن هم کافر نبود. چون در تاشکند در یکی از بیانیه های خود کلمهء شهادت را خوانده بود.
    ببرک و ترکی و ا مین و نجیب و... اصلا کافر نبودند و بهمین منوال... چون به نمایش هم به مسجد می رفتند و مسجد را گاهی رن گ می کردند؟
    من از شما توقع نداشتم که استدلال تان پایه های عامیانه داشته باشد!
    در هرصورت من حکم می کنم که « طرز تفکر رهین و امثال او بیشتر پلهء لیبرالشان که می توانیم از آن به کفر معاصر و یا جاهلیت ق رن 21 تعبیر کنیم، سنگین تر است و گرایش و دوستی شان به کفار و گمراهان و حتی فرهنگ گمراهی بیشتر است» پ س من همان عملی را که از رهین دیدم و می بینم با کمال جرأت گفته می توانیم که مطابق ظاهر شریعت در پهلوی کفار حشر می شود. «المرء مع من احبه «انسان با کسی حشر می شود که اورا دوست دارد» حدیث شریف.
    درس دیگر برای جناب شما اینکه: هیچ عقیده بدون عمل ارزش ندارد. چون خداوند در سرتاسر قرآنکریم عمل صالح را مقار ن ایمان بخدا ذکر کرده است. بهمین دلیل جمهور مجتهدین دین و از جمله امام بخاری، امام مسلم، ترمذی، شافع ی، مالک و ابن حنبل عمل را جرئی ایمان می دانند.
    یک دلیل عامیانه به ذوق شما بگویم: ایمان بدون عمل بد ین می ماند که: بزرگ، پادشاه و یا اربابی از دروازه داخل شود، جناب شما تخته به پشت افتیده باشید، پای ت ان هم سر پای تان و برایش صدا کنید که بفرمائید، خوش آمدید و از آمدن شما بسیار خرسند شدم.اما از جای خو د جنب نخورید! آنوقت آنشخص برای شما چه خواهد گفت؟ که چگونه آدمی هستید؟ بهر صورت عاقلان را اشاره کافیس ت!
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 73 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.