نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| در پاســخ صــلاح الــدین ســعیدی |
|
|
|
| پیامها و گزارشات - نامــه هــای رســیده |
| نوشته شده توسط داکتر خاکستر |
| سه شنبه ، 12 بهمن 1389 ، 23:15 |
|
الف:جگرم داکتر سعیدی! این داکتر اکرم عثمان بود که در پاسخ نبشته " بازی ظریف اپراتیفی در تهران " بیست و یک دشنام نثار من کردو نه من، که از " که و مه "واژه " به " نشنیدم و نشنیدند.و از سر حجب، بی ذکر یک واژه زشت در پاسخ آن " فرید روزگار " پرداختم و ره خاموشی گرفتم و رفتم. ورنه پاسخ برابر نهاد آن، دشوار نبود. ب:جگرم داکتر سعیدی! این داکتر اکرم عثمان بود که اول بار،پس از نقد آن نظامی فرهیخته بر کتاب "کوچه ما" چهل و هفت بار در دو نبشته،زبان به دشنام و پلشتی و پتیارگی آن نظامی واصف وطن آلود و نه جنرال عظیمی.من اگر جای تو بودم به آن " معبود " مینوشتم، نباید به دشنام مپرداختی تا به دشنامت نبرداخته بودند.دنیا چنین است جگر جان! پ:جگرم داکتر سعیدی! تمنا داشتم،نخست کتاب" کوچه ما "را میخواندی و بعد نقد جناب عظیمی را و بعد تر دو پاسخ داکتر عثمان را و بعد آن " مقالت تعزیر "را می نگاشتی و چرا؟ برای آنکه در رومان بلند " کوچهء ما " وزیران دولت آنزمانی و از جمله، عالم فرزانه ای بسان " دوکتور سعید افغانی وزیر امور شوون اسلامی دولت ببرک کارمل" پدر جناب خود شما به کرات به عنوان " عالمان مزد بگیر دولت و ملا های دولتی معیشت ستان " نام برده شده است و بعد دست می تاباندید و جبین می افروختید و با انشا آن نامه ای جلیل، نیزک و کمان بر دست،بر فزونی این عایله اهتمام میکردید و دگران را دعوت به توبه نصوح. ت: نثر " لا جواب " و فاخر و گسترده معنای دوکتور سعید در ان تعزیر نامه، نه در بلند زنی و رتب افزایی آن داکتر نیکو صدا،که در کم زنی و رتب زدایی آن " فرید دوران " اقامه و شهود میکند و بی گمان که بر جبین گشاد داکتر نیکو صدا، ازآن انشا و تقریر مثال زدنی،عرق سرد می نشاند. ث: سراسیمه گی نبشتاری داکتر اکرم عثمان در پاسخ به جناب جنرال عظیمی و من،نه دعوت به مشارکت دیگران است در آن تاملات و نه هم سنجش بایسته از آنچه که جنرال عظیمی نگاشت من نگاشتم و دیگران نگاشتند. با زبان زشت بر منبر گشتن و ادعای احاطه و هماورد طلبی،بار بیش از توان را بر دوش این داکتر نیکو صدا،گذاشته است.بار پاسخ گویی به پرسش های بیشماری،که گذشته و حال او را به چالش گرفته است و در این میانه داکتر سعیدی را نه جناب عظیمی "سیال" خویش می پندارد و نه هم با آن شیوه نبشتاری،داکتر نیکو صدا " شریک خویش ". جگرم داکتر سعیدی! آخر ترا چکار که منع شرابخواره کنی؟ من وتو را،با این گزافه گویی و سیالی و شریکی چکار؟ ج:همان بهتر که این سعید افعانی، برود درپی تاملات دینی و کاری بکندتا نشانی هر چند اندک ازآن پدر فرزانه و دولتمرد کاردان، مرحوم داکتر سعید افعانی وزیر شوون اسلامی حکومت ببرک کارمل و عضو شورای انقلابی،چیزی نمایه کند. همانی که به کرات، در کتاب " کوچه ما " به طعن و لعن آمیخته با سرزنش،تکفیر میگردد. نمی دانم این داکتر صلاح الدین سعیدی، با این زبان الکن و فرصت جویی نام جویانه، کجا و کی فرصت اعلام و حضور در صحنه را درخواهد یابید؟ این نویسنده بی مثال دوران که همه ای کار و بار به یکسو فگنده و در پی تعزیر و عیبت دیگران چشم گردانده و همسو با آن دشنام پران به جد فرزانه او، همراه گشته است و از "مبرمیات" مینویسد، در قسط و عدالت آن سه " مانفیست نصوص " داکتر نیکو صدا، چگونه اهتمام میکند و آنهمه تصلیل و سخافت و حریت زدایی را چگونه تفسیر؟ من نمی دانم. کیوان گردان یگانه میداند.
یاداشت: ـ اشاره به مصراعی از حافظ و نیز بیدل (۱) مرحوم داکتر سعید افغانی،از درس خواند های فرهیختهء دانشگاه الازهر،در سمت های ریس عالی تمیز (۱۳۵۷) ریس شورای عالی علما (۱۳۶۲) وزیر شوون اسلامی (۱۳۶۳) و همزمان معاون جبهه ملی پدر وطن و عضو شورای انقلابی وظیفه اجرا میکرد. داکتر صلاح الدین نگاشته است: توبهء صادقانه ای که محترم داکتر اکرم توصیه کرده است،بهترین راه و انسانی ترین روش است.باید به اندیشید و خود را قاضی ساخت. و اما داکتر صلاح الدین برای داکتر نیکو صدا نه نگاشنت:به عنوان عالم فرزانه، دشنام زایی نکند و گذشته را در انکار نگردد. این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید Hamburg
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




این سعید افعانی، که دست به تعزیر برده و برای آن " فرید روزگار " ظاهرا سپر افراشته، کاری بکند که، به هویت دینی خود ملتزم بماند و بگذرد از این کلاه کج گذاشتن و ادای قلندری اختیار کردن و جگر از دکهء قصاب خریدن و دعوی عشق کردن (۱) و چرا؟





