نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| جوابیـــه عنـــوانی نقــد بی محتــواء و میــان تهـــی عبـــدالله خــان کـــابلی!!! |
|
|
|
| پیامها و گزارشات - نامــه هــای رســیده |
| نوشته شده توسط سید احمد بشیر افضلیار |
| چهارشنبه ، 3 فروردين 1390 ، 12:37 |
|
این سال نو را به همه ی ما سال شادی و سرور بدون تعصبات کورکورانه، جاهلانه، مزبوهانه و بدور از عقاید پست و ضد بشری طالبیزم، وهابیزم، صهیونیزم، و جاهلیزیم بر همه اقشار ملت ما نصیب بگرداند. آمین یا رب العالمین. عزیزان! من چند سال قبل به افتخار از نوروز باستان مقاله ی را در سایت های زیبای خاوران، جام غور و چند سایت دیگر ارسال داشتم که در آن صرف در جهت چگونگی این روز خجسته پرداخته بودم که از طرف همه دوستان نوازش های نثار من گردید و از آن تقدیر های کردند که از آنها تشکر میکنم و علاقمندان میتوانند در سایت های مذکور در قسمت آرشیف مراجعه نموده و میتوانند پیدا کنند. اما امسال در آخرین روز های سال پار خواستم که یک نگاه کوتا ه بر این روز زیبا و با صفا انداخته و در ضمن نقدی بر نبشته خیلی زشت و بی خردانه یکی از همفکران عبدالله کابلی بپردازم. که اولین حمله جاهلانه و بیخردانه را این پیر کهن (عبدالله کابلی) دیدم، به عوض اینکه این مرد بی خرداز اعمال زشت و ضد بشریت انفجار، انتحار، و کشتن بیگناهان بگوید و بنویسد، با عقیده ضد بشری و ضد انسانی طالبانی، و و هابیگری خود خو کرده و خواسته است که در تقابل با این روز مبارک که همه صرف در جهت تجلیل از روز آغازین سال و بهار طبیعت به میزبانی نعمات خداوندی به سرور و شادمانی مینشینند، وقت خودرا که باید در این موقع در عبادت الله یکتا سپری مینمود، به چرندیات پرداخته و خواسته است که از چهره اسلام، این مکتب انسان ساز عالم، یک چهره خشن و ضد تمدنی و ضد انسانی به خوانش گذاشته است. من میخواهم حالا به تمام سوالات جانبدارانه، مغرضانه، کورکورانه این مرد که هیچ درکی از سر و کله میان تهی اش و چهره زشت اش در دست نسیت با دلایل منطقی (زیرا اسلام روی منطق استوار است) شرعی، فقهی میپردازم تا دوستان خرد نگویند که این اضافه تر از صد ملیون جمیعت با تمام شعور اسلامی و با درک اسلامی مستقیم و اضافه تر از صد ها ملیون انسان دیگر به صورت نمایشای و عاری از تعلیمات اسلامی از این روز تجلیل به عمل میآورند، که این همه به عقیده گندیده و پوسیده عبدالله خان کابلی یک بدعت و شرک است. اما شوربختانه حالا از طرف ملل متحد نیز این روز به یکی از روز های جهانی تبدیل و مسمی گردید. که کوردلان و نوکران اعراب جاهل که هنوز با قبول اسلام عزیز، درک و درایت انسانی و اسلامی ندارند، زیرا اسلام ابوسفیان، یزید و بنی امیه دارند و از قبول این روز با کینه متعصبی اباء میورزند، بد و شرمسار باد.
نگاهى عميق به عيد نوروز عيد نوروز از جمله اعياد بسيار كهن است كه حرفهاى ضد و نقيض زيادى درباره آن گفته شده است: عده اى آن را عيد آتش پرستان دانسته و عده اى بر اين باورند كه نوروز يكى از اعياد اسلامى است. هركدام از اين دو گروه براى خود ادله اى دارند كه در جاى خود از آن بحث خواهيم نمود. اين مطلب و چند عامل ديگر ما را بر آن داشت كه در اين موضوع مطالعاتى داشته باشيم: عامل اول: وجود اين عيد به عنوان يكى از بزرگترين و با شكوه ترين اعياد در بين مردم كشور ما و برخى از كشورهاى همسايه. عامل دوم: وجود احاديث كثيره در اين خصوص كه بى شك مى توان ادعاى تواتر آنها را نمود. بخصوص ما به احاديثى بر خورديم كه علل پيدايش اين عيد را بيان مى كنند. عامل سوم: ما هيچ كتاب فقهى را نيافتيم مگر اين كه در مورد اعمال نوروز از قبيل استحباب غسل، روزه، نماز در اين روز سخن گفته است. اينها مطالبى نيست كه بتوان به آسانى از آنها گذشت، لااقل هر انسان خردمندى را وامى دارد كه ببيند اين عيد، كه آوازه آن، همه جا را فرا گرفته و يكى از اعياد رسمى كشور اسلامى مان است، از جنبه اسلامى و تاريخى پاى آن به كجا بند است؟ آيا عيدى است كه روز تاج گذارى و به قدرت رسيدن جمشيد، پادشاه را تداعى مى كند؟ يا عيدى است كه از اولين روز آفرينش و روزى كه از همه انسانها در روز الست به يگانگى خداوند متعال و نبوت پيامبر اسلام(ص) و ولايت امامان معصوم(عليهم السلام) عهد و پيمان گرفته شد، تداعى مى كند؟ عامل چهارم: عامل ديگرى كه ما را به اين كار واداشت، و حتى دل خوشى ما هم همين بود، مى ديديم كه اين روز به على و اولاد آن حضرت (عليهم السلام) منتسب است به نحوى كه نوروز را نام مبارك على(ع) و اين روز را روز اهل بيت آنها مى نامند که هر سال از تجمع هزاران نفر و امسال که تعداد از مرز میلیون نفر گذشت که در این میان دل دشمنان نوروز و عبدالله کابلی و مانند اورا بار دیگر سیاه تر و مکدر تر ساخت
به يارى خداوند متعال در اين نوشتار طى مباحثى مختلف از قبيل بحث روائى، فقهى، اصولى، تاريخى و رجالى پيرامون نوروز بحث مى نماييم. با ورود اسلام، در عين حال كه مسلمانان آدابي را كه تداخلي با اسلام نداشت حفظ كردند، ائمه نيز با ديد منطقي و روشني به اين سنتها نگريستند و آنچه را كه با موازين اسلام مطابقت داشت حفظ كردند. در مورد سنت نوروز نيز همين طور بود. يعني اگر هفت سيني بود، در كنار اين سنت، قرآن، دعاهاي اسلامي و توجه به خدا با جهتگيري اسلامي نيز وارد شد. به طور مثال دعاي اول سال شبيه همان سنتهاي نوروز بوده و همان مضمون را در خود دارد. بنابراين هم سنت افغانها، کرد ها ايرانيها و آنانیکه از نوروز تجلیل میکردند، حفظ شد و هم رنگ و بوي ديني بر آن حاكم شد و تلفيق معقول و منطقي بين اين دو رخ داد و اين طور نبود كه با ورود اسلام، سنتها يكباره كنار رود و يا مقاومت صورت گيرد و تجلیل کننده گان نوروز بخواهند فقط سنتهايشان را حفظ كرده و اصول اسلام را نپذيريند، بلكه يك تلفيق صورت گرفت. اسلام به دليل روح منطق و سعه صدري كه بر آن حاكم است اين سنت را در خود جاي داد و به هيچ وجه سنتها و آداب و رسوم موجود در يك فرهنگ را كنار نگذاشت، بلكه بر سنتهايي كه تقابلي با جهتگيريهاي دين نداشت، صحه گذاشت. بسياري از اموري كه تقابلي با دين نداشت حفظ شد و محتواي آنها به تناسب اسلام جهت پيدا كرد. که از ختنه نمودن قبل از اسلام و اینکه بعد از اسلام یک سنت بنبوی شد میتوان مثال گفت. حتي بسياري از احكام اسلام در قبل از اسلام نيز بوده و اسلام تنها جهت آن را تغيير داده، يعني همان آداب و سنت را گرفته، امضا كرده و بر اساس محتواي اسلام شكلي به آن داده كه راحتتر هم پذيرفته شده است. مانند همين سنت نوروز. مثالي را عرض ميكنم كه در اين مورد مصداق دارد. امام علي عليهالسلام هنگام اعزام مالك اشتر به مصر، به او گفت: زماني كه به مصر رفتي شهوت تغيير نداشته باش. آنچه روح و قلب مردم به آن الفت گرفته را تغيير نده. هرآنچه كه ضرري ندارد و منطقي و معقول است بايد پذيرفته شود و اين طور نيست كه چون اسلام به آن سرزمين رفته بايد همه چيز تغيير كند. اين اصل از دوره پيامبر بوده و بعد از آن هم ادامه يافته است. سنتها و آدابي كه عقل و قلب مردم با آن انس گرفته پذيرفته شد و رنگ و بوي ديني گرفت، همچون نوروز. لذا كساني كه ميخواهند آنچه را كه با قلب و روح مردم عجين شده را حذف كرده و تغيير دهند، توفيقي نخواهند داشت. یکی از دلایل کتبی که از عید بودن و روز خوشی صحبت میکند قران کریم آیه ۱۱۴ سوره مائده میباشد که به شکل واضح و آشکار از ان حکایه میکند و این آیه مبارکه را قبلآ نیز یادآور شده ام، اما حالا یکبار دیگر لازم میدانم که به آن مراجعه نموده و از آن اثتنباط نمایم که هدف قرآن این است. اللهم ربنا انزل علینا مائده من السماء تکون لنا عیدا لاولنا و اخرناوایه منک و ارزقنا و انت خیر الرازقین. (خداوندا مائده ای از آسمان بر ما نازل فرما تا برای اولین و آخرین ما عیدی باشد، و نشانه ای از جانب تو باشد و به ما روزی عنایت کن که تو بهترین روزی دهنده هستی). (سوره المائده آیه ۱۱۴)
گزيده اى از روايات در شإن و عظمت نوروز ابو ریحان البیرونی در کتاب اثارالباقیه خود از پیامبر اسلام چنین نقل مینماید برای پیامبر خدا، سینیای حلوا (شیرینی) هدیه آوردهاند. حضرت پرسید: «این چیست؟». گفتند: امروز، نوروز است؛ عید بزرگ پارسیان. حضرت، از آن حلوا خوردند و باقی را در میان اصحاب، تقسیم کردند و فرمودند: «کاش هر روز برای ما نوروز بود
1- به على(ع) هديه نوروزى عطا شد، فرمود: اين (هديه) چيست؟ گفتند: يا اميرالمومنين(هديه) روز نوروز است پس على(ع) فرمود: «هر روز را براى ما نوروز بسازيد». 2- محمد بن سيرين مى گويد:به على (رضى الله عنه) هديه نوروزى عطا شد، فرمود: «هر روز را روز پيروزى قرار دهيد». 3- اسماعيل بن حماد بن ابى حنيفه گفت: من اسماعيل پسر حماد پسر ابى حنيفه پسر نعمان پسر مرزبان از فرزندان آزاده فارس هستم. خدا اصلا ما را بنده قرار نداده است، جدم در سال هشتاد متولد شد، و او را پيش على بن ابى طالب(رضى الله عنه) بردند در حالى كه او كوچك بود، پس على براى جدم دعا كرد كه خداوند به او و به ذريه اش بركت بدهد و ما اميدواريم از جانب خدا كه اين دعا در حق ما به خاطر على مستجاب شده باشد. اسماعيل بن حماد گفت: نعمان بن مرزبان، آن همان كسى است كه فالوذج را در روز نوروز به على هديه داد، پس على(ع) فرمود: هر روزى نوروز ماست». 4- نيز از او(على(ع» نقل شده است كه به آن حضرت پالوده هديه دادند، فرمود: به چه مناسبت است؟ گفتند: به مناسبت روز نوروز، فرمود: اگر قدر بدانيد پس هر روزى نوروز است». روايات ديگرى هم در اين خصوص داريم كه نشان مى دهد در آن زمان بسيارى از مردم به خدمت على(ع) هديه نوروزى مى برده اند و آن حضرت قبول مى فرمودند. هديه ها غالبا عبارت بودند از شكر، پالوده، سمنو و گاه لباسهاى گرانبهاى زرباف كه در ظرفهايى از نقره مى گذاشتند و به خدمت آن حضرت مى بردند. 5- معلى بن خنيس از امام صادق(ع) نقل مى كند كه فرمود: همانا نوروز، همان روزى است كه پيامبر(ص) براى على(ع) در غدير خم از مردم عهد گرفت پس مردم اقرار كردند به ولايت پس خوشا به حال كسى كه به عهد خود ثابت قدم ماند و واى به حال كسى كه آن را شكست. و آن همان روزى است كه رسول خدا(ص) على(ع) را به سوى وادى جن روانه كرد پس از آنها عهد و پيمان گرفت. و آن همان روزى است كه على(ع) در آن روز بر اهل نهروان غالب شد و ذوالثديه را كشت. و آن همان روزى است كه قائم ما اهل بيت و صاحب امر ظاهر خواهد شد و خداوند او را به دجال غلبه مى دهد، پس آن حضرت دجال را بر كناسه كوفه به دار مى كشد. و هيچ نوروزى نيست مگر آن كه ما در آن انتظار فرج را داريم، براى اين كه نوروز از ايام ماست، ايرانيان آن را حفظ كرده اند، و شما(عرب ها) آن را ضايع كردهايد. پس پيامبرى از پيامبران بنى اسرائيل از خداوند خواست كه زنده كند قومى را كه از ترس مرگ از خانه هايشان بيرون رفتند و آنها هزاران نفر بودند و خداوند همه آنها را بميراند. پس خداوند به آن پيامبر وحى كرد كه در گورهاى آنها آب بريزيد، پس ريختن آب به آنها در همين روز بود پس زنده شدند و حال اين كه سى هزار نفر بودند پس آب ريختن در روز نوروز سنت قديمى گرديد، اما هيچ كس علت آن را نمى داند مگر راسخان در علم و آن اولين روز از سال ايرانيان است. اين حديث و حديث بعدى كه معلى از امام صادق(ع) نقل كرده است، در چند كتاب روائى و فقهى آمده است كه در آنها اختلافاتى ديده مى شود ما در ميان اين چند كتاب به كتاب «المهذب البارع» اعتماد كرديم و حديث را از آنجا نقل كرديم به چند علت كه بعد در بحث سندى احاديث بيان مى شود و مرحوم مجلسى در بحار اين دو حديث را به يك سند متصلا نقل كرده است. معلى گفت: امام(ع) اين حديث را به من املإ كرد و من از املإ امام نوشتم. 6- و همچنين روايت شده از معلى گفت: وارد شدم بر ابى عبدالله(ع) در بامداد روز نوروز پس (حضرت) فرمودند: اى معلى آيا اين روز را مىشناسى؟ گفتم: نه. و لكى روزيست كه ايرانيان از آن تجليل مى كنند و در آن به همديگر تبريك گفته و دعاى خير مى كنند. فرمود: اين چنين نيست قسم به خانه كهن(كعبه) كه در دل (شهر) مكه است نيست اين روز مگر براى يك امر قديمى كه آن را براى تو تفسير مى كنم. تا اين كه از آن مطلع شو. پس گفتم: اگر اين علمى را كه نزد شما را فرا گيرم براى من دوست داشتنى تر است از اين كه تا ابد زندگى كنم، و خداوند دشمنان شما را نابود كند. فرمود: اى معلى روز نوروز همان روزيست كه خداوند در آن از بندگانش عهد گرفت كه او را عبادت كنند و هيچ چيزى را شريك او ندانند و اين كه به رسولان و انبيإ و اوليايش ايمان بياورند و آن اولين روزيست كه خورشيد در آن طلوع كرده، و بادهاى باردار كننده در آن وزيده است و گلها و شكوفه هاى زمين آفريده شده است. و آن روزيست كه كشتى نوح(ع) به كوه جودى قرار گرفته. و آن روزى است كه در آن قومى كه از ترس مرگ از خانه هاى خود خارج شدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را ميراند و سپس آنها را در اين روز زنده كرد. و آن روزيست كه جبرئيل بر پيامبر(ص) نازل گرديد. و آن همان روزيست كه ابراهيم(ع) بتهاى قوم خود را شكست. و آن همان روزيست كه رسول خدا(ص) اميرالمومنين على(ع) را بر دوش خود سوار كرد تا بتهاى قريش را از بالاى خانه خدا به پائين انداخت و آنها را خرد كرد. 7- معلى بن خنيس از آقا امام صادق(ع) درباره نوروز روايت كرد فرمود: هر وقت نوروز شد، پس غسل كن، و پاكيزه ترين لباسهايت را بپوش و خوش بو كن خود را با بهترين عطرهايت. و آن روز را روزه بدار. پس زمانى كه نافله هاى (نمازهاى ظهر و عصر) و خود نمازهاى ظهر و عصر را خوانديد پس بعد از اينها چهار ركعت نماز بخوان (به اين نحو:) در اول هر چهار ركعت سوره فاتحه الكتاب بخوان و ده بار سوره «انا إنزلناه فى ليله القدر» و در ركعت دوم فاتحه الكتاب و بعد ده مرتبه «قل يا ايها الكافرون» و در ركعت سوم فاتحه الكتاب و بعد ده مرتبه «قل هو الله إحد» و در ركعت چهارم فاتحه الكتاب و بعد ده مرتبه سوره «ناس و خلق» را بخوان. و بعد از خواندن اين چهار ركعت (كه به رو ركعت بايد خوانده شود) سحده شكر كن و در سجده دعا كنه(برا يخودت) كه گناه پنجاه سال تو آمرزيده شود. 8- روايت شده از نبى اكرم(ص) كه فرمود: براى على(ع) هفده اسم است. پس ابن عباس گفت: يا رسول الله به ما خبر بده كه آن اسمإ چه هستند؟ پس پيامبر(ص) فرمود: اسم او نزد عرب «على» و نزد مادرش «حيدره» و در تورات «اليا» و در انجيل «بريا» و در زبور «قريا» و نزد روم «بظرسيا» و نزد فرس «نيروز» و نزد عجم «شميا» و نزد ديلم «فريقيا» و نزد كرور «شيعيان» و نزد زنج «حيم» و نزد حبشه «تبير» و نزد ترك «حميرا» و نزد ارمن «كركر» و نزد مومنين «سحاب» و نزد كافرين «مرگ سرخ» و نزد مسلمين «وعد» و نزد منافقين «وعيد» و نزد من «طاهر مطهر» است و اوست جنب خدا و نقس خدا و دست راست خداى عزوجل. بعد پيامبر(ص) به اين دو آيه شريفه استشهاد كرد قول خداوند: «خداوند شما را از نفس خود بيم مى دهد» و قول خداوند: «بل دستان او بازند، هر جور كه بخواهد، انفاق مى كند». شرح و توضيح مراد احاديث در واقع ائمه اطهار(عليهم السلام) نوروز را به روزى كه خداوند در آن معبود و مسجود شده و دين و امر خداوند در آن ظاهر و غالب شده، تفسير كردهاند. و اين معنا از احاديثى كه از اميرالمومنين على(ع) روايت شده است، كاملا به دست مىآيد چنانكه آن حضرت فرمودند: «هر روز ما نوروز است». چون پيداست كه ائمه اطهار(عليهم السلام) همواره به طاعت و پرستش خداوند مشغولند. و يا در حديثى ديگر فرمودند: «هر چيزى را براى ما اختيار كنيد كه در اين صورت هر روزتان نوروز است». و يا در حديثى ديگر فرمودند: «اگر قدر بدانيد هر روزى نوروز است». يعنى اگر معصيت خداوند نكنيد و قدر عمر خود را بدانيد و هر روزى پيشرفتى داشته باشيد، آن روزتان نو و تازه است و الا اگر پيشرفت نداشته باشيد و درجا بزنيد پيداست كه اين روز همان روز گذشته مى شود و در اين صورت نه نوروز بلكه كهنه روز خواهد بود. و چنانكه در حديث آمده است كه «هركس دو روزش باهم مساوى باشد،زيان كرده است». و بالاخره كلام گهربار على(ع) كه فرمود: «هر روزى كه در آن معصيت نكنيد، آن روز عيد است». در مورد نوروز هم همين حكم صادق است. بنابراين از ديدگاه ائمه اطهار(عليهم السلام) هر روزى كه در آن معصيت خداوند نشود و بلكه در آن روز امر دين خداوند ظهور و تبلور داشته باشد آن روز نوروز است و به همين خاطر امام صادق(ع) آن ايام را نوروز مى خواند چون در غدير خم امر خداوند ظاهر و غالب شد و دين او كامل شد و يا در بيعت دومى با على(ع) و يا در جنگ نهروان كه على(ع) پيروز شد در واقع دين خدا پيروز شد و به اين سبب خداوند عبادت شد. و يا روز نزول جبرئيل به پيامبر اكرم(ص) به اين خاطر نوروز است كه سرآغاز توحيد و عبادت خداوند و دورى از شرك و جهالت است. و بالاخره اگر روز ظهور مهدى(ع) نوروز ناميده مى شود، به خاطر پيروزى كامل دين و امر خداوند بر شرك و نفاق مى باشد و به همين خاطر روزى تازه و نو ناميده مى شود چون دنيا روزى تازه را شروع مى كند و در تمام اين امور كه در حديث ذكر شده، اگر نوروز ناميده مى شود به خاطر اين است كه دنيا با اين اتفاقات مهم روزى جديد و تازه را آغاز مى كند.
نوروز سند افتخار پارسی زبانان اما تحقيق مطلب اين است كه هر چند در نظر ابتدائى از اين احاديث چنين مطلبى استفاده مى شود بخصوص از احاديث امام على(ع). اما با توجه به سوال و جواب راويان اين احاديث به نظر مى رسد كه مقصود از نوروز، همان روز خاص است. مثلا «معلى» مى گويد: «در روز نوروز بر امام صادق(ع) وارد شدم امام سوال مى كرد: «آيا اين روز را مى شناسى؟». معلى: «اين روزى است كه ايرانيان آن را تعظيم مى كنند و در آن به همديگر هديه مى دهند». امام: «قسم به خانه كعبه كه در مكه است، اين روز نمى باشد مگر به خاطر يك امر كهن». و يا جملات پايانى حديث امام(ع) كه مى فرمايند: «هيچ روز نوروزى نمى باشد الا اين كه ما در آن انتظار فرج را داريم. كه ايرانيان آن را حفظ كرده اند و شما (اعراب) آن را تباه كرده ايد». همه اينها شاهد بر اين مطلب است كه از نوروز روز خاصى را اراده كرده اند كه همان اول سال ايرانيان، افغانها، کرد ها و....باشد و حتى در بعضى از احاديث تصريح شده است كه آن نوروز اول سال پارسی زبانان است. پيداست آن نوروزى كه آریایان آن را از قديم الايام حفظ كرده اند، غير از همان عيد نوروز معروف و مشهور چيز ديگرى نمى باشد. پس اين شبهه كه منظور از نوروز در احاديث، نوروز «وصفى» است، نه نوروز «علمى» بى مورد است. همين جواب را مى شود در مورد احاديث مروى از على(ع) هم داد چون على(ع) اين سخنان را براى كسى كه در روز نوروز براى حضرت فالوده برده بود، بيان داشتند. مطلبى كه از اين احاديث استفاده مى شود، اين است كه نوروز در طول اعصار مختلف به وسيله وقوع تحولات بزرگ دينى و اجتماعى در آن همواره روح و حيات تازه اى به خود گرفته است به نحوى كه آن تحولات كه در نوروز واقع شده اند، شايسته اين بوده اند كه آن روز را نوروزى ديگر بناميم. شايد كسانى كه جلوس جمشيد به پادشاهى، و يا ورود او را به آذربايجان، علت پيدايش نوروز مى دانند همين مطلب را در نظر داشته اند يعنى چون تجديد آئين ايزد پرستى در روزگارى كه صابئيت حتى پادشاه زمان را هم به پيروى از خود وادار كرده بودند، در نظر مردم بسيار با اهميت و بزرگ جلوه كرد آن روز را نوروز خواندند. و همين باعث شد، كسانى كه اطلاع دقيقى از تاريخ پيدايش نوروز نداشتند، آن روز را علت پيدايش نوروز بدانند غافل از اين كه نوروز از زمان حضرت آدم(ع) موجود بوده است. در واقع منظور از خواندن چنين ايامى به «نوروز» نه اين بوده كه آنها اين امر را منشإ پيدايش نوروز بدانند، بلكه فقط خواسته اند، اهميت و عظمت آن روز را بيان و معرفى كنند. بنابراين با كمى دقت به اين نتيجه مى رسيم كه احاديث، نوروز را به روزى كه براى تمام انسانها روزى نو و تازه است تفسير كرده اند نه روزى نو و تازه براى هر فردى كه در طول شب و روز فردى مومن و موفقى بوده است، يعنى احاديث -همانطور كه از مواردى كه برشمرده اند، به دست مىآيد- به افراد و جزئيات زندگى روز مره آنها نظرى ندارند، بلكه به تحولات اجتماعى و سياسى كه به تمام انسانها و عقايد آنها حكومت دارد، نظر داشته و نوروز را از اين حيث و جهت تعريف و تفسير مى كند.
البته پارسی زبانان اين عيد را نسل اندر نسل از پيامبران و از حضرت آدم(ع) به ارث بردهاند. اما اعراب جاهل با همان خود خواهی که داشتند و دارند از این ناحیه نگران بودند و هستند. لذا آنها با نوروزى كه به روز ميثاق و پيمان به توحيد و نبوت و امامت ائمه اطهار(عليهم السلام) تفسير شده است.مخالفت میکنند. و حال به مشکلات روانی شما عبدالله خان کابلی میخواهم که پاسخ ارائه نمایم. شما برمن تهمت به تقلید کورکورانه از آخوند های قم زدید و به طلبه نو آموزخطاب کردید. اولآ من از آخوند های قم حرفی به میان نیآورده ام و نه تقلید میکنم و نیز من طلبه دینی نیستم، اما میگویم ای کاش میبودم. شما خواستید با سوالات بیهوده و سراپا جاهلانه و مغرضانه خواستید که ارتباط منرا با داکتر قزوینی، و یا کسانی که شما را خوبتر و بهتر از من میشناسد اشاره کردید و گفته اید که پاسخ سوالات غیر منطقی و غیر فکری و مزدورانه شمارا طلب جویا شوم. باید به عرض برسانم که من داکتر قزوینی را تنها از تلویزیون دیده ام و حرف های ایشانرا شنیده ام و جهت پاسخ دادن به سوالات شما یک شخص عادی مثل من کافیست که نه تحصیلات دینی دارم و نه هم دیده ام بلکه از ورای شعور دینی و آموزه های اسلامی میتوانم که به هر سوالی که از مغز پوسیده شما و همفکران تان در قسمت اسلام عزیز برآید پاسخ یدهم. شما سوال کردید که - پیامبر عظیم الشاء ن اسلام (ص) اعیاد مسلمین را از غیر مسلمین متمایز کرده است وبر خلاف نظر تان وآخوندهای قم فقط عید سعید فطر وعید سعید قربان (اضحی) را عید مسلمین قلمداد کرده است وبس. ودیگر ایامی که زردشتیان واهل روافض عید خطاب میکنند مانند: (مانندعید نوروز - عید غدیر - عید تولد امام زمان؟؟؟!!!- عید تولد خمینی، عید تولد ح ضرت مسیح ویا سایر امامزاده ها) قطعا وابدا عید تلقی نکرده است. واین نوشتۀ سبک وزن تان ناشی از فهم ق اصر تان از فرهنگ اســـلامی ودانش قر آنی واحادیث رسول گرامی اسلام (ص) است. به جواب شما باید بگویم که برعکس اولآ شما معنی آیه ۱۱۴ سوره مائده را نفهمیدید، زیرا فهم اشرا ندارید و نیز خداوند به شما این توفیق را نداده است که بدانید و کسیکه از آیه قرآن انکار کند و به حدیث ساخته شده، تهمت بر پیامبر ببندد اصلآ هیچ شکایت نیست و حتی قابل صحبت و بگو مگو نیست. اما از اینکه شما یار قدیم بودید و هستید نخواستم که از شما بگذرم. ببینید حضرت پیامبر بزرگ اسلام و شهر علم و دانش بود و همه ی علوم را در نزد خود داشت چطور ممکن است که به مسئله که در آن ذره از شرک، بدعت و کار های که مشرکین و کفار انجام میدادند و بعد از آمدن اسلام عزیز همه تغیر کرد و کار های صورت گرفت که سنن قبلی مردم به شکل دیگری جایگزین آن شد که در بالا به آن به شکل بسیار واضح به بحث پرداختم که اضافه تر گنجایش آنرا ندارد. اما شما آقای کابلی که دارند مغز متعفن و پوسیده ی طالبیزم، صهیونیزم، وهابیزم هستید به شکل تمسخر و عاری از تعلیمات اسلامی به وقایع تاریخی اشارتی کردید که من به شما صرف میگویم خداوند شما را هدایت کند و بس. شما در قسمت بعدی اعتراض نامه تان گفته اید که بر مزارات بیرق بالا کردن، و از آن حاجت خواستن و بر آن تعظیم کردن کار شرک آلود است. جواب های این همه گفتار شیطانی و عمل زشت شما را من قبلآ حدود ۲ سال و اندی داده ام ای کاش چیز تازه ی میگفتید. در مورد مزار مطهر حضرت شاه اولیاء علی مرتضی، مظهر العجایب گقته اید که در مزار نیست و در نجف الاشرف است. در این باره صرف بر شعر زیبای حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی میپردازم گویند که مرتضی علی در نجف است در بلخ بیا ببین که چه بیتالشرف است چامی نه عدن گوی نه بینا لجبلین خورشید یکی و نور او هر طرف است و نیز با یان همه دروغ گوئی ها و رهزنی ها شما ببینید که برعکس متجللین نوروز هر سال اضافه تر میشود و امسال دیدیت که از مرز یک میلیون گذشت که دل کور اندیشان تاریخ سیاه تر و مکدرتر باد. باز هم از آیه مبارکه قرآن انکار کرده اید و حال شما خود بگوید که شآن نزول این آیه چی میباشد و شما بگوید که آیا این آیه مبارکه را من درست ترجمعه نکردم و یا اینکه آیه را و یا قرآن را قبول ندارید. و یا هم میخواستید که من از مانند شما به تهمت پرداخته و از خود چیزی دروغ به میل شما مینگاشتم؟؟!!! شما در مورد حضرت عیسی (ع) فرمودید که ما - تجلیل از روز تولد حضرت مسیح برای مسلمانان ناروا اس ت، زیرا اولا خود تان نمیدانید که در مورد روز تولد مسیح بر اساس گذارشات متناقض انجیل های تحریف شده که سالهای سال بعد از حضرت مسیح (ع) نوشته شده است هیچگاه مصداق روشنی نداشته وده ها مورد وادعای متناقض وجود دارد وثانیا با آمدن دین مبین اسلام ادیان گذشته منسوخ وبرای مسلمان شرعا ودیانتاً جایز ن یست تا شعایر دینی دیگر ادیان انحرافی را ترویج ویا تائید کند. واین از کمال جهل دینی تان است. البت ه ما با تجلیل میلاد حضرت مسیح ببوسیلۀ پیروان شان سر مخالفت وکشیدگی نداشته وآنهارا در انجام عقاید دینی شان آزاد ومخیر میدانیم. جواب خدمت شماجایگاه حضرت عیسی (ع) در نزد مسلمانان جایگاه رفیعی است و ما معتقدیم که ایمان به انبیاء نسبت به همهء انبیاء الهی است و یک مسلمان نمی تواند یکی از پیامبران الهی را انکار نماید. قرآن کریم هم در این زمینه می فرماید : این درست نیست که گفته شود ما به برخی ایمان می آوریم و به برخی دیگر ایمان نمی آوریم. اسلام دین منطق، عقلانیت، معنویت و آزادی است، هرکسی می تواند آزادانه دین خود را انتخاب کند و باید به ادیان دیگر احترام بگذارد. اگر برخی به پیامبر اسلام توهین می کنند این شیوهء مسلمانی نیست که مسلمانان مقابله به مثل کنند و هیچ مسلمانی اعم از شیعه یا سنی اجازه ندارد به دیگر ادیان و پیامبران الهی اهانت کند. و در مورد تجلیل از مولود شریف ختم مرتبت و آئمه اطهار(ع) چار یار کبار گفتید که در صدر اسلام ما چنین بدعت های نداشتیم و فعلآ اگر از مولود شریف حضرت پیامبر اسلام و ائمه اطهار و بزرگان دین صورت بگیرد همه بدعت است؟؟!!! و بعدآ ترسیده اید و گفیتد که تجلیل از روز مولود نبی مکرم اسلام موضوع بحث من نیست، زیرا ترس از آن دارید که اگر چیزی را که عقیده دارید، بر زبان بیآورید هویت اصلی شما بر همه معلوم میشود. باید بگویم که شما خیلی بیچاره هستید و میخواهید که این جریان وهابیت که یک رابطه بسیار عمیق در طرز فکری صهیونیزم و طالبیزم و جاهلیزم نیز دارد را و همه از یک کاسه آب میخورند، بر عقیده راسخ و مستحکم مسلمین تحمیل نماید، که اصلآ هیچ وقت پیروز نمیشوید. در قسمت دیگر از چرندیات تان باز خواستد که بر مسلمانان تهمت ببندید و گفته اید که گویا مسلمانی بر اصحاب پاک پیامبرکفر و ناسزا میگوید. باید به جوابتان بگویم که هر کس که به یاران پاک پیامبر اسلام ناسزا گوید، از دایره اسلام خارج است.
راجع به عنعنات در ایام نوروز نیز اشاراتی داشته اید که در افزوده اید که به کتاب شهید مرتضی مطهری بپردازم و خرافه های که در نوروز صورت میگیرد، جواب حاصل نمایم. ای مرد بیخرد من اعمال خوب و بر سنن اسلامییکه در تقابل با اسلام عزیز من نباشد میپردازم و نه به نصایح مغرضانه شما ضرورت دارم اما چیزی که به نوشته مطهری بر میگردد که سزده بدر باشد، همچو چیزی در وطن عزیز ما، ما نداریم و هر عملی که در ایران و کشور های دیگر در قبال نوروز صورت میگیرد، نباید جنبه اسلمی بر آن داد و بر مسلمانان تهمت بست که مسلمانان ایرانی این کار را میکنند. جهت معلومات مزید تان باید گفت که در ایران و گشور های همجوار در پهلوی مسلمانان زردشتیهای باقیمانده از دوران زردشتی ها و پیروان آیین دیگراز آن نیز تجلیل میکنند که ما نظر به آموزه های دینی خود حق تمت بر آنان را نداریم و در غیر آن من تا حال نه چهارشنبه سوری را دیده ام که یک مسلمان از آن تجلیل کرده باشد و نه هم سیزده به در را به هر حال امیدوارم که عقل قاصرتان را این همه معلومات مکفی باشد و به شما یک مطلب را یادآور میشوم که که من و مانند های من و مسلمانان و همه ی مومنین از نوروز تجلیل میکنند، میکردند و خواهند کردند. در آسیای میانه در جمهوریت های سابق شوروی به تعداد ۳ روز پنج روز و یک هفته در تقویم های ایشان به خاطر بزرگداشت از نوروز رخصتی عمومی الان گردید ه است که دل شما کور دلان تاریخ و تهی مغزان سیاه تر و مکدر تر باد. در اخیر از تمام دوستان خوانند عزر میخواهم اگر من در قسمت این آقای عبدالله خان کابلی زیاده روی کرده باشم.
وسلام و علیکم و رحمته الله و برکاته. سید احمد بشیر افضلیار دوم نوروز ۱۳۹۰
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




با عرض سلام و ارادت به تمام خوانندگان عزیز و محترم و جناب محترم عبدالله خان کابلی...! ابتدا عرض تبریکات صمیمانه و تمنیات خالصانه حظور تمام هموطنان گرامی ام و همه کسانیکه نوروز پربار و این عید بهاری را به تجلیل مینشینند اداء نموده از خداوند بزرگ (ج) آرزوی صلح دایمی در وطن عزیز خود دارم و از خداوند کریم و رحیم میخواهم که






