Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
جنـگ بی دشمـن خشــم بیهــوده است PDF پرینت ایمیل
پیامها و گزارشات - نامــه هــای رســیده
نوشته شده توسط رحمت الله بیژنپور   
يكشنبه ، 25 بهمن 1388 ، 12:58

بیژنپورمشورت هایی باخـانم حضـزتی وآقـای پیکان:

هزار البته که سخن نصیحت در میان نیست، مشورت و معدلت است. این مساله مهمی است که صلاحیت و اراده هرکسی را برای بیان اندیشه اش درزمینه ی خاصی پذیرفته باشیم، اما چون زمینه این یادداشت از بحث نزاع و نقض غرض میان دو دوست پیش آمده است، نمیتوان در این باره خاموشی گزید. پس پای سخن خویش را کوتاه میکنم و از زبان شیخ اجل در حکایتنامه گلستان دریچه یی بسوی سخن می گشایم:

 

حکیم فرزانه اى را پرسیدند: چندین درخت نامور که خدای عزوجل آفریده است و برومند، هیچ یک را آزاد نخوانده اند مگر سرو را که ثمره ای ندارد. درین چه حکمت است؟

 

گفت : هردرختی ثمره معین است که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید و گاهی به عدم آن پژمرده شود و سرو را هیچ ازین نیست و همه وقتی خوش است و این صفت آزادگان است.

 

به آنچه مى گـذرد دل منه که دجله بسى
پس از خلیفـــــه بخواهد گذشت در بغداد

گرت ز دست برآیـــد، چـــو نخل باش کریم
 ورت ز دست نیاید، چـــو ســــرو باش آزاد

 

غالب گفتار سعدی طرب انگیزست و طبیبت آمیز و کوته نظران را بدین علت زبان طعنه دراز گردد که مغز دماغ، بیهوده بردن و دود چراغ بی فایده خوردن کار خردمندان نیست، ولیکن بر رای روشن دانایان که روی سخن در ایشان است پوشیده نماند که در موعظه هایی شافی را در سلک عبارت کشیده است و داروی تلخ نصیحت به شهد ظرافت بر آمیخته تا طبع ملول ایشان از دولت قبول محروم نماند.

 

مـــا نصیحت بـجاى خـود کردیم
روزگـــارى در این به ســر بردیم

گــــر نیــاید به گوش رغبت کس
بر ر ســــولان پیـــام باشد و بس

 

واما اصل سخن

جنبش مدنی نوین کشور توجه به اندیشه ها و سیاستهای مهم و پویا دارد، برموازات آن چسیبدن به ستایش کارنامه و یا نقد اخلاقی و شخصیتی دولتمردان کار متمدنانه سیاسی نیست. چنین برخوردی میتواند بسیار زود اهمیتش بگونه دیگری دراید و سخنی ازاین گونه بار دیگر در برابر فردگفته نشود. پس آنچه می تواند زیانبار باشد، انرژی ببرد ولی سودی نبخشد سزاوار انجام نیست.

 

جنبش سیاسی نوین که در افغانستان به جنبش دگرگون خواه ( تغییر وامید ) نام یافته است، خود منشاء اندیشه برای نسل امروز کشورماست. ازاین باور تا اصول نظامداری و مدیریت در کشور همین باشد که هست؛ روشهای نابکارحکومت مردم را بسوی جنبش سیاسی امید و تغیر رهنمون خواهد کرد. آنچه بسیار با اهمیت است، توانایی و سازمان یافتگی نیروهای فکری و سیاسی برای ایجاد شرایط مناسب در امر اجرای تحولات سودمند برای آینده مردم افغانستان است.

 

این نیز از واقعیت های اندیشه روشنفکری ماست که جنبش سیاسی اپوزیسیون جامعه را هنوز پوشش نداده است، از پیش آمدها و مقاطع مهم تقویمی کشور بهره مناسب نمی برد وسرانجام در برابر تحولات رفتار و کردار ناهمگون دارد. درپایه گذاری اندیشه این جنبش، جبهه ملی ( گروههای سیاسی منجمله جمعیت اسلامی، حزب متحده ملی، جنبش ملی اسلامی شمال، سازمانهای وحدتین و حرکتین و افرادی از نهادهای سیاسی پیشین) با نوعی ساختار فاقد سیستم و بدون برنامه ) دریک سو و در سوی دیگر شورای متحده ملی ( احزاب و نهاد های کوچک، برخی شخصیتهای مستقل ازاین دو نهاد و...) شامل بودند.

 

سازمانها ونهادهای آمده دراین جبهه خود دچار ناهماهنگی، نبود مانور و نابسامانی بودند و هستند. هنوز برنامه ملی و تعاریف سیاسی جبهه و متحدان آن پیشکش مردم نشده است. بیان یک هدف کلی ودهها مبادا در زمینۀ روشن نمودن خواستهای میهنی؛ آنهم در سایه تناقض آشکار ( تایید و رد مشروعیت دولت!)، پیوستن به جریان ترتیب لیستهای کابینه سازی و ایجاد دولت مشترک، ماهیت اپوزیسیون مدنی – سیاسی بودن جبهه ملی را ناپذیرفتنی کرده است.

 

بدینگونه است که بیان حرفهای آتشین در باب مجاهدین، مخالفان نظام، جنبش سیاسی نوین وواژه ی اپوزیسیون، زیاد جلوه ی ماهیت نمیکنند و به لحاظ مشروعیت و معقولیت مورد پرسش و مبادای بسیار است. منشور واقعی و باور جنبش سیاسی نوین باید این باشدکه، با قدرت نمیتوان ایمان آفرید، اما با ایمان میشود، اعتماد برای اقتدار را فراهم نمود. تلاش کنیم که جنبش سیاسی نوین، دعوی هژمونی سیاسی را مصنوعی حل نکند، نباید با تخریب الترناتیف سازی شود؛ باید با رقابت معنا دارو حضور وفادار در ایجاد الترناتیف سیاسی سهم بگیریم.

 

هیچ چیز از دوام جنگ بی دشمن فرساینده تر نیست، ستیزه با خویشتن نوک تیز نیزه را به سینه خود فروکردن است. جنگ باخود، جنگ با دوست و جنگ برای نابودی هردو، اینست که همیشه در باغ بدکرداری و بد اندیشی برگ وبار درخت اعتبار خویش میریزانیم و بهار ما نیز خزانزده میشود. جنگ بدون دشمن برنده ندارد!

 

سخن درست اینکه:

دربیست روز اخیر تارگاه خاوران دو مطلب تازه از خانم فرشته حضرتی و یک یادداشت اعتراضی در نا پذیرا بودن آنها ( هم در مورد شخصیت و اهلیت آقای محمدیونس قانونی وهم در زمینه کارنامه و نقش سامان بخش آقای محمدقسیم فهیم در مقاومت ) از نام حشمت الله پیکان با نام مستعار؛ انتشار داد. لابد از همان نخست میتوان پیشبین بودکه، این گونه نبشته ها موافق و مخالف فراوان خواهند داشت.

 

من بشخصه مایل نیستم همیشه و همواره جنبه های خوب یک شخصیت را چندان بزرگ کنیم که شانس نقد او نیز ازمیان برود. برعکس نیز روادار نیستم تا در تخریب و توبیخ برخی شخصیتها چندان افراط کنیم که شانس تایید او از میان رفته باشد. در عرف سیاسی وحتی اخلاقی برخورد قطعی و افراطی جایز نیست، دوست میتواند بدشمن بدل شود و دشمن نیز میتواند دوست گردد، پس با این گمان بایسته است که معیاری برای برخورد با دیگران داشته باشیم.

 

نمی باید یک شخصیتی که سی سال دوست بوده و امسال دوست نیست، دشمن تلقی گردد، همینگونه کسی که سی سال دشمن بوده و اکنون دوست؛ نشاید که بیش از حد لزوم بر صدر قرار گیرد. منزلت سیاسی هرکس باید از توان و تلاش او پیمایش گردد. گاه بهتر است که ناراضیان و رنجیدگان را هنوز و همیشه دوست بخوانیم تا در دام دشمن گرفتار نشوند.

 

یک سنت مهم درآیین افراد متعهد و ایدیولوژیک و جود دارد و آن اینکه هرکسی از خط و ردیف ایشان بگذرد و یا درسازمان و ساماندهی کار سیاسی آنان مشارکت نکند، بیکبارگی با او در مقام دشمنی و ناسازگاری جدی قرار خواهند گرفت. این تنها یک واکنش مذهبی و غیر سیاسی است، ایدآل گرایی و تعهد خواهی از همه دوستان برای منظور و هدف سیاسی- باوری اساسا یک حرکت ناجور عاطفی و رای تمرکز خواهانه است. بقول مولوی و حافظ:

 

فســــردی همچـــــو یخ از زهـد كردن
بســــوز آخر چــــــو آتش گاه گــــاهی

قطع این مرحله بی همرهی خضر مكن
ظلمـــات است، بترس از خطر گمراهی

فریب جهـــــان قصــــه ی روشن است
ببین تا چـــــه زاید شب آبســـتن است

 

آروزی دگرگون سازی اوضاع سیاسی کشور هدف بزرگی است، این هدف نیروی فراوان و اندیشه پرتوان ملی و سراسری میخواهد. درحالیکه رهبری و صفوف نیرومند جنبش تغییر، همواره منافع و ملاحظات مجاهدین را بجای مردم لحاظ میکنند. این جنبش اندیشه و سلیقه بین المللی و نیروهای پیرو دموکراسی را بدرستی میداند، امافلسفه پیدایی آن پا در شتاب و مصالح فرددارد. هنوز میان دولت وجریان اپوزیسیون سیاسی درکشور علامت تفریق نهاده نشده است.

 

برای همین تناقض و ناپیوستگی ارگانیک میان جنبش و نیروهای ملی و مردمی، ناچار پرسشی درذهن ما بوجود می آید. پس این چگونه جنبشی است که برای آن امر بزرگ ملی زمینه فراهم نمی کند و برای تحقق آن ازجان مایه نمی گذارد. دهها نوبت و مورد مناسب برای همایش و نمایش آرزوهای مردمی در این جنبش پیش آمد و روزهای تاریخی و مذهبی گذشت، اما جنبش سیاسی نوین همچنان درجازده، وامانده و بی سرانجام است؟

 

من حساسیت و نفرت برخی از فعالان سیاسی در جامعه نسبت به افراد و شخصیتهای خاص راهنوز یک تابش غیر سیاسی و انعکاس شتاب ایدیولویک و سلیقه ای در آنها می دانم. نادرستی و اشتباه در ساختار و عملکرد جبهه ملی بودکه زمینه برای تخلیه صفوف وترک این پایگاه فراهم گشت. هنگامی که جنبش ملی اسلامی بدنبال آقای خلیلزاد بود، آنگاه که آقای محقق با رییس جمهور کنار آمد، زمانیکه جناح طرفداران شاه سابق از جبهه بیرون رفتند و امیر اسماعیل خان و مار شال قسیم فهیم در جبهه برنامه و نامزد خویش را نیافتند، درپی مذاکره با دیگران شدند.

 

برای جبهه اصول واعتباراتی باید بوجود آید، منشور و اصول مشترک در هم اندیشان جبهه می باید از مرز ملاحظات و مباداها بگذرد. اعضای آن میتوانند با دریافتهای متفاوت اما همسو برای استراتزی مناسب ملی و موضیعگیری سزاوار درسطح فراملی اعلام هم آوازی کنند. هنوز گفتمان جبهه ملی برای تقویت نیروهای جنبش سیاسی تغییر مشخص نشده است.

 

این نیز هنوز پرسیدنی است که، جبهه براساس کدام معیار با ایشان برخورد نمود؟ طرح نامزدی جبهه در انتخابات ریاست جمهوری، یکسال پیش از برامدن این افراد در ابهام بود. رهبری جبهه در شرایط دشوار قرار گرفته بود، نامزدهای جبهه در درون آن نهاد دچار نوعی کلافگی و بی برنامگی شده بودند. برای استاد ربانی آسان نبودکه چندین تن از افراد آرزو مند را بسادگی بتواند اقناع کند و بیک اجتماع دست یابد.

 

از همه مهمتر اینکه، جبهه زمانه خودرا بموقع یافت ولی انرژی و پایگاه مردمی خودرا درست نشناخت. سیاست نه آنست که توقع برود هرجا و هرزمان، هرکسی و همگان بدنبال ما باشند، ما دراین فرصتها بدنبال چند نفررفته بودیم؟ این رفت و گذر سیاسی از واجبات سیاست در امر سازمان دهی و آرایش نیرو در برابر حریف است. بلی باید اعتراف شود که در تاریخ افغانستان همایش سیاسی تر و مهمتری از تشکیل جبهه ملی پیش نیامده است وکار پایه گذاران آن ( استاد ربانی و دیگران... ) دراین راستا کم نظیر است.

تعریف و تخریب افراد بدلیل اینکه از جماعت ما بیرون شده اند، هیچ زیرکی و دراکیت سودمندی را برنمی تابد. بیگمان یک مساله بسیار روشن است که، در یک سدۀ اخیر، شخصیت نظامی نیرومند تر و بهتری از زنده یاد احمدشاه مسعود دراین کشور نیامده است و نیست، اما در زادگاه او نیز هستند کسانیکه برایش آن جایگاه را قایل نیستند. حال بماند که مخالفان و غیر تاجیکها برایش چه می اندیشند.

 

بقول نیچه:"برای اینکه بت پرست نباشی شکستن بت هالازم نیست، باید خوی بت پرستی را از میان برداری". بهمین لحاظ من به این دو دوست نیک اندیش؛ هرچندکه اعضای رسمی و اسمی جنبش تغییر و امید نمی باشند ولی بنابر نامه های خویش به جنبش سیاسی نوین و دگرگونه سازیها باور دارند، صمیمانه پیشنهاد میکنم:

 

یک- مارشال قسیم فهیم درموجودیت استاد ربانی و زنده یاد احمدشاه مسعود یکی از چهره های مهم جبهه مقاومت ودولت مجاهدین بود. ده سال با طاقت و توان بلندی در برابر آنسویی ها ( دشمنان کشورما ) پایمردی و ایستادگی نمود، بیست سال در نبرد آزادی بخش ملی سپاهی پرتلاش و فرمانده خوب مقاومت بود. من در جبهه و جامعه نقش و نسبتش را می دیدم. زحمت فراوان کشید و درنزد آن قهرمان ملی نیز جایگاه مهمی داشت.

 

دو – جبهه ملی اگر اراده ملی را با نیرو و انرژی به پیش ببرد، شخصیتهای نام آوری چون:استادربانی، دکترعبدالله، استادعطا محمدنور، ژنرال عبدالحق علومی، محمدیونس قانونی، احمدضیا مسعود، آقای انوری، آقای فاضل سانچارکی، احمدولی مسعود، سیدمحمدگلاب زوی، مصطفی ظاهر و دهها تن دیگر اندیشه های مدنی جنبش سیاسی دگرگونه خواه را به نیروی مادی بدل خواهند نمود.

 

سوم- پیش ازآنکه در سرزنش و تخریب جداشدگان ازجبهه؛ زبان بگشاییم، بسیار بسود است که، طرح واندیشه ی مناسب برای جبهه و شورای متحده سیاسی پیشنهاد کنیم. اگر اشتباه نکنم سومین سالگشت پایه گذاری این نهاد در حمل امسال بسر میرسد، بهمین مناسبت اگر بتواند کنگرۀ جبهه ملی را در پیش بنهد. برپایی همایش سیاسی فراملی برای جبهه ملی فرصت بی نظیری خواهد بود تا ناتوانی، بی برنامگی، گسست سیاسی، انشعابها، فقدان کار و استراتژی در آن پایگاه اندیشه، با بدیلهای مناسب پیشگیری شود. درهمین حال جبهه اگر درخود انرژی دوام مبارزه را کمتر میبیند، ساختار جنبش سیاسی تغییر وامید را بجای جبهه درپیشرو قرار دهد.

 

چهارم- هم جبهه ملی وهم شورای متحده سیاسی در یک مرحله شتاب اجتماعی، از سوی فعالان سیاسی تشکیل شدند. بدیهی است که در چنین حالات کارها بی عیب و نقض نخواهند بود، اما کار جبهه و شورای متحده ملی با و جود مشکلات، بسیار موثر و چشمگیر بود. حال که شتابی در کار نیست و تجارب گذشته نیز در استحکام مواضع سیاسی جبهه میتوانند شامل باشند، چرا بازهم مشغول ماجراهایی باشیم که در این زمینه شکننده و زیان آفرین اند.

 

پنجم- صلاح ما در آن است که نه تنها شما، بلکه همه یاران تغییر وامید نباید از پرداختن به آسیبهای جنبش سیاسی بزرگ، چشم پوشی کنند، اما روش و هنگام انجام چنین کار، بگونه ی دیگری خواهد بود. پس همه باهم در این اندیشه باشیم که مشکلات احتمالی برسرراه خویش را ازهمین اکنون چاره اندیشی کنیم.

ششم- اگر جبهه ملی بازسازی، باز بینی و باز شناسی نشود، شمار دیگری نیز امسال از بدنه ی آن جدا خواهندشد. اگر جنبش تغییر وامید نیز با ساختار معین آراسته نگردد، شعار های مردم پسند ندهد و جامعه ی روشنفکران ملی و فراملی مارا با استد لال و براهین مناسب قانع نگرداند، مرجعیت خویش را از دست میدهد. مگر نمی توان دید که نهاد های سیاسی و مبانی اندیشه در چه گسست و بحران اعتماد قرار دارند؟ نشان را نباید بسوی خویش گرفت. نظام سیاسی و بحث مشروعیت و مطبوعیت آن بماند، آنسوتر بلای طالبان و فراتر از آن ماجرای دشمنان پا برجاست. بقول شهریار:

 

صید خــونین خزیده به شکاف سنگم
که نفس درنفسم با سگ صیاد هنوز


Advertise your business here. Click to contact us.
  • ناشناس


    جناب آقای بیژنپور با سلام و سپاس.
    نکاتی را برجسته نمودید در نبشتار تان بدون شک با اهمیت اند، و قابل توجه اما منظور شما از جنبش تغییر و امید چیست و یا بهتر است بپرسم کی یا کیهاست؟
    تغییر و امید شعار م قلدانه ی بود که از طرف دکتر عبدالله عبدالله در یک برهه زمانی خاص مطرح شد، و در آن صداقت آن چنانی مطر ح نبود.
    تغییری اگر مورد نظر جناب دکتر عبدالله بود، آن تغییر در وضع خودش بود.
    دوم اینکه با خیال خوش و خوش بینی، ممکن نیست تغییری در اوضاع فعلی ایجاد کرد.
    شما خوب میدانید که برای ایجاد تغییر به اراده ی قوی و خود گذری نیاز است که متاسفانه در رهبری اپوزیسیون این دو عنصر کمتر به نظر رسیده.

    هیچ قانو نی و غیرقانونی و قسیم و فهیم و عبدالله عبدالله از آن حد خود گذری برخوردار نیستند که اگر لازم آید رضا کارانه جای شانرا برای همرزم و همسنگر یا کسی بیرون از حلقه ی خودی ها ولی موثر خالی کنند.

    استراتیژ ی،برنامه و رهکار و طرح همه در پرتو یک دریافت و درک دقیق از اوضاع و نگرش عقلانی و دور نگرانه میسر میش ود، اگر این جنبش و آن اپوزیسیون که شما از آن صحبت می کنید درک و دریافت دقیق از اوضاع میداشت و نگرش ع قلانی را جانشین نگرش عاطفی، احساسی و مذهبی میکردند حالا شاید وضع شان بهتر میبود.

    گناه فرشته خانم هم نیست.
    زیرا آنچه را می گویند و می نویسند اکثرا از خود شان نیست یا هم استوار بر شنیده ها و روایات یست که به اوشان رسیده است.

    بنا فکر کنم زمان اطاعت و دنباله روی بی چون و چرا و یا هم دفاع از کسان ی چون قانونی و فهیم تنها به دلیل اینکه به گروه، سازمان، ایل و تبار خود ما مربوط اند گذشته است.
    خودی های بی عرضه زیان شان کمتر از دشمن مکار نیست.
    یا باید کناره بروند یا هم اصلاح شوند و در عمل صداقت ش ان را نشان دهند.
    نیازی هم به نوشته ی خانم فرشته برای شناخت این یا آن شخصیت جهادی نیست.
    شما هم جن بش سبز و نمیدانم تغیر و امید را در خیال تان نقاشی کرده اید زیرا چنین جنبشی در بطن آن جامعه نمو نکرده است و حضور هیجانی دکتر عبدالله دلیل زاده شدن یک جنبش سیاسی آگاه و دور نگر نیست و شده هم نمیتواند.
    رهبری چنین جنبشی به شخصی بزرگتر و سیاسی تر و آزاده تر و خردمند تر از دکتر عبدالله نیاز دارد.
    استاد ربانی مرد کهنه کار عرصه سیاست که هنوز هم اثر گذار ترین چهره در تحولات درونی ساختار های مخالف نظام و در کلیت اوضاعست، عبدالله را در نوعی ناگزیری منحیث کاندید جبهه معرفی کرد اینرا شما خوبتر از من میدانی د.
    بهتر است راستی را گفت و توهم نیافرید.
  • Sharafyab
    What is wrong with writing in simple and plain language. Some of our writers prefer to show off thei r complex literature rather than aiming to convey their messages. With due respect to Mr Bizhanpour, I urge all to write in simple language and ensure that a larger group understand their message.
  • ناشناس


    راست گفتی .یکی از ان بزرگ مرد ی که اسناد تربیه کرد تو هستی .اگر استاد در دوران جهاد در پشاور سال انه ده ده نفر از هر ولایت به خارج روانه می کرد ما حالا به کم بود شخصیت دچار نبودیم.نگاه کن هست و بود جهاد را به اون کله پوک پسرش خرچ کرد به اون بودنه صورتی نگاه کرده نشسته.

  • نظيفه بغلاني
    به آقاي ناشناس !!!!

    اگر استاد رباني ديروز مطرح بود و يا امروز تا حدي مطرح است همه و همه از بركت ش هيد احمدشاه و فداكاري آن ابرمرد تاريخ بود ورنه استاد رباني حتي توان مقابله لفظي را با حكمتيار نداشت چه رسد به اينكه با حكمتيار در بخش نظامي بجنگد.

    بهتر است تا استاد رباني منحيث يك ريش سفيد در حد مش وره دادن نقش ايفا كند و جاي را به نسل هاي دوم و سوم مقاومت بگذارد.

    مردم امروز افغانستان مردم ديرو ز نيستند كه حقيقت استاد رباني و توانايي هاي او را درك نه كنند.
    مردم افغانستان مديون ابتكارات و خردم ندي ، جرات و شهامت احمدشاه مسعود و ياران گمنام او هستند و بهتر است تا از استاد رباني و قانوني و مارش ال فهيم بت نسازيم
  • سيما
    آرزو ميكنم كه همه اي اين جنايتكاران جنگي ( كه شما نام هاي آنها را در مقالهء تان قتار كرده ايد) با بق يه جنايتكاران يكه به گفتهء آقاي بشردوست (تعداد شان شايد به 2000 (؟) برسد) روزي در پشت ميز محاكمه بي ن المللي قرار گيرند و جوابده خون 60 هزار شهيد كابل شوند.

    با عرض احترام
  • احمد  - ما معیار ها را میدانیم

    آقای بیژن پور ! شما هم با نوشتن این مضمون موقف خود را روشن کردید و با این حرف های ظاهراً زیبا ثابت ک ردید که هدف شما از این مقاله (و تعریف از فهیم که شریک دزد و رفیق قافله است و ثروت نقدی و قیمت خانه ه ا و باغهایش سر به آسمان میزند و این دارایی ها را با خیانت به آرمان های شهید مسعود و پای گذاشتن روی خ ون مردم بدست آورده و قصر ها و بنگاله هایش در افغانستان و دیگر جا ها زبان زد خاص و عام است .و نه سواد دارد ، نه سیاست میداند و فقط دزدی و خیانت به ملت را همراه با کرزیی که زمانی از اعضای اصلی طالبان بو د و حالا هم به طالبان وفادار است و فهیم ، قانونی و ... و ... همه در دزدی و خون ریزی باکرزی شریک هستن د ) به خاطر منافع شخص خود تان میباشد وگر نه این آدم خاین و بی سواد را هم ردیف شهید مسعود نمی گفتید . اگر در پنجشیر یا جای دیگری از افغانستان دشمنان وطن و مردم از شهید مسعود از روی بخیلی بد میگویند ، د ر سراسر وطن تمام مردم و وطن پرستان از فهیم و امثال او بیزارند و به خیانت شان شهادت میدهند . شما هم ی ا بخاطر کدام مقام یا هر چیز دیگر با تعریف از یک خاین خود را ارزان فروختید و محبوبیت تان در بین مردم از بین رفت . افسوس ...
  • ناشناس
    HAEF WA HAEF KI EN DANESHMANDANE MA KAMBOD ASASE RA DARK NAKARDA AND KI HAN NADASHTANE YAK SAZMANE S EYASE ZENDA WA BA PROGRAM AST.EN JABAH AZ YAK TEDAD SAZMANHAE SEYASE TASHKIL SHODA BOD WALI MA WA RA HBARANI MA BA HASE AFRAD BODAN KI AMAL WA BARKHORDESHAN MANANDE MAWJODEYATE SHAN FARDE BUD.WA HAQEBA T AM BA RAFTANHAE FARDE JABHA WAZENE KHODARA AZ DAST DAD.
    AZ EN DOSTAN WA DANESHMANDAN AZIZE KHOD T AQAZA DARAM AZ JOMALA BANDEHAE NAZ KHOD DAR ENTEQAQ AZ YAK DEGAR ESTEFADA NANAMODA BAL DAR TASHWEQ B A RAHNOMAEE DAR BA OJOD AWARDANE YAK SAZMANE JANANAE SEYASE ESTEFADA NAMAYAND .
    RABANI YOUSUFI
  • nasih
    read more pharsi books and improve ur mather tounge
  • شهين
    بعد از اداي سلام
    به نظر اينجانب نه اينكه زمان زمان اطاعت از دانشمندان ايل وتبار ما تاجيكان گذشته اس ت بل دريك سخن بهترين وصادقانه ترين زمان همتباري وهمدستي با ايل وقوم خود در نگهداري از داشته هاي باقي مانده از تهاجم سليمان كوهي ها رسيده است كه چشم ژوشي از آن چه بخواهيم وچه نخواهيم آب در آسياي دشمن ري ختن وخيانت به يكي از بزرگترين قومي از خاور زمين يعني تاجيكان ميباشد. امروز زمان جنبشهاي ملي وقوميست زمان استعمار تحت نام ريويزينيزم ، ماركسيزم گذشته است. امروز وطن دوستي وصلح دوامدار فقط در يك نظر وع مل خلاصه شده است وآن اينكه فاشيزم خائن ومزدور را با مشت ، توژ وتفنگ اتحاد قومي بايد سركوب كرد غير آ ن غير از خيانت به اقوام غيرژشتون چيز ديگري نخواهد بود. بنا ژيروي از همتباران وهم ايلان ژاك ، دانشمند ورهنما ضرورت زمان است . اما قصه قانوني وفهيم ازين امر ومرام مقدس جداست وما امروز به يك دو سه خائن درمقايسه با مليونها همنوا وهمدست ضرورت نداريم .
  • سید مولود دروازی  - سلام و ادای احترام به همه قلم به دستان .
    جناب آقای بیژنپوربا سپاس فراوان وادی احترام.

    بنده مینحیث یک دانش جو به همه روشفکران نمان احترام دار م و مخصوصابه جناب اقای بیژنپو خیای زیاد.من به انکه ایشان راضیارت نکردم ولی صحبت هایشانرا شنیدم از طر یق رادیوها و سایت های مختلیف مخصوصا سایت خاوران. من از منتقدین محترم که همیه دست انتقاد شان بالا هست خواهش میکنم قبل از انتقاد وداوری یک بار مقالات را به شمل درست بخوانید بیبنید که چیقدر نبشته های جنا ب ایشان موآثرو مفید هست برای جامعه بهران زده افغانستان. من فکر میکنم آقای بیژنپو یگانه روشنفکری هست که از تمام قضایای داخیلی و خاریجی کشور اکاهی کا مل دارند. و من ایمان کامل دارم که نظریات ایشن همیشه بخیر و صلاح مردم و کشور خواهد بود. من واقعآ از پیش نهاد بنها یت هما یت میکنم که جی پیشنهاد خردمندان ه فرمودند.
    در پا یان میخواهم از تمام دست اندر کاران سایت خاوران تشکری کنم به خصوص خانم فرشته حضرتی ک ه وافعآ خانم فعال سیاسی و مبارز هستد که فعالیت هاشا لابل تحسین هست.
    وسلام
    دروازی.
  • گلستان  - با عرض سلام
    جناب آقای بیژن صاحب درود و بر شما!

    فکر میکنم که دوستان ما یا متن را نا خوانده منفی بافی کرده اند، یا متن مطلب از سواد شان با لاتر بوده و نتوانسته اند مطلب را عضم کنند.
    بنده از نبشته های تان کاملآ ح مایت میکنم و انتظار خواندن بیشتری را از قلم توانای شما داشته صحت وسلامتی شمارا از بار گاه آفریدگار ق لم خواهانم.
    با عرض حرمت.
    گلستان
  • زرمینه  - در جواب خانم سیما

    خانم سیما!
    در حمایت از کدام میز محاکمه بین المللی صحبت میکنی؟
    و چه کسانی را جنایت کاران جنگی می نا م ی؟
    و که هارا جواب گوی خون 60 هزار شهید میدانی؟
    فکر میکنم که از آغوش محکمه بین المللی بسیار راضی هست ی و همرای پاسداران محاکمه بین المللی ساعاتت خوب تیر است،در کیف هستی.
    تو از شهید شدن 60 هزار سر بکف ر اه آزادی صحبت میکنی که آنها خود شان راه شهادت را نسبت به حسارت
    ترجیح دادند و بخاطر دفاع از ننگ و نام وس وطن جانهایشانرا به ابدیت پیوستند.تا که زنده بودند نگذاشتند دست تجاوزی خارجی یی ذولفان ترا و امثال ترا پریشان سازد ..اما دریغا اکنون تو که در غرب زندگی میکنی و هر روز به میل خود بستری را شاد ساخته ب خون هزران شهید توهین میکنی یک کمی خجالت نمی کشی؟
    تو از 60 هزاز شهید نام می بری... مگر نمیدانی که فیص له بیجا و پلان شده یی همین نافذان میز بین ا لمللی جان های ملیونها انسانهای ازاده را )چه در عراق، در فلسطین،در سومالیا،در افغان نستان....) زیر نامهای مختلف گرفت و همچنان در حالت گرفتن است؟ وهمچنان بخاک ر بهانه پیدا کردن از خون 5 هزار امریکایی خودشان هم دریغ نورزیدند...(حادثه پلان شده 11 سپتمبر)
    میخواه ی که راد مردان و غازیان خانمان 60 هزار شهیدرا در محکمه قاتلان بین المللی برای دادن انصاف بگشانی .تو که در غرب به ارمان دلت رسیدی و انصاف یافتی بس است. ما انر قم عدالت را نمی پسندیم.و شرم است که در ای ن سایت افغانی در حما یت ازدوست پسر های غربی ات برا مده یی.


  • خورشید
    شاعربیچاره شعرش را برای همین روز وروزهای دیگری ازهمین سازوآوازگفته است که:
    کبوتربا کبوتر باز باباز* ** کند همجنس با همجنس پرواز.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 5 اسفند 1388 ، 00:33
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 78 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.