نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| بــه آنهــا یی کــه درک ام میــکنند |
|
|
|
| پیامها و گزارشات - نامــه هــای رســیده |
| نوشته شده توسط میر احمد لو مانی |
| شنبه ، 22 اسفند 1388 ، 16:05 |
|
در تب و تاب قیام و مبارزه اواخر دهه پنجاه و دهه شصت هجری شمسی، توده های سرزمین افغانستان به سوی خود بیداری و ایجاد تحرک سیاسی، گام بر داشته اند.احزاب و ساز مان های متعددی پا عرصه فعالیت گذاشته و کشور، عرصه آغاز گر فصل جدیدی در حیات سیاسی - اجتماعی خود بوده است. گر چند در این نبشته، من نه میخواهم تا علل و عوامل بنیادی (دینامیک) این تحرک را در این جا به بحث بگیرم. و هم چنان نه میخواهم تا در این نبشته چگونه گی فعالیت ان ها(سازمان های سیاسی) را به تحریر بیاورم. بلکه، هدف اساسی این قلم، پس در آمد این تحرک و جنبش ها، در عرصه سیاست گذاری در جامعه ما، میباشد. ان چه در این مقطع از تاریخ سرزمین مان قابل اهمیت میباشد، بستن طومار ننگین حاکمیت استبداد بوده است. حاکمیت که، در یک مقطع طولانی و طلایی این خطه، به غیر از استبداد، ستم، بی عدالتی و بی کفایتی، چیز دیگری به ارمغان نداشته است. و پیامد این حاکمیت و حاکمیت ها ی مشابه ان در صده های اخیر، از هم پاشیده گی کنونی وحدت ملی در کشور و سرزمین ما، میباشد. سرزمین کنونی که افغان ستان نامیده اند ش، در هیچ مقطع از تاریخ اش تا بدین پیمانه، در سطح کنونی ذلیل و زبون نبوده است. و این را باید اعتراف نمود که این ذلت و زبونی، محصول بیکفایتی حاکمیت ها گذشته و ما نسل کنونی می باشد. این که ما امروز در یک همچنین وضعیت آشفته یی به سر میبریم. این که ما در سطح ملی و بین المللی از اعتبار و حیثیتی بر خور دار نه میباشیم. این که همواره دست مان به گدا یی به طرف از خود و بیگانه دراز می باشد.. این که ما بیشترین تعداد مهاجرین را در گوشه، گوشه این کره خاکی دارا میباشیم. این که ما به گونه آواره گاهی در بیغوله ها و بیابان ها و گاهی هم در میان آب های شور اقیانوس ها جان میدهیم. این که ما گاهی هم چون کفتار به اندرون شهر و کوچه، ده و کمر ؛ همدیگر را به شکار گرفته و سلاخی می نماییم و در گرو جهاد مقدس بمب در زیر ریش و کمر گذاشته اولاد، جان و ناموس مردم را به انتحار میگیریم. این که در عرصه ساخت و ساز و تمدن در قرن حجر به سر میبریم و قادر به ساختن حتی یک چوب کبریت هم نه میباشیم. این که افغانستان امروز، به مثابه غده سرطانی در سطح منطقه و جهان خون چکان میباشد. این که بعد از چندین هزار سال زیست در این سرزمین، هنوز ان را از خود نه دانسته و به یغما رفته احساس مینماییم. و دسته، دسته از ان در گریز دایمی (هجرت) میباشیم. ا ین همه مصیبت و صد ها سوال دیگر، نتیجه خیانت و جفا ی حاکمیت های بی کفایت و فاشیستی دهه ها و صده های اخیر، بر این خطه میباشد. که، این همه جفا و خیانت به هیچ عنوان برای ما نسل کنونی قابل بخشش نه میباشد. آن های که چنین استبداد سخت بر باد دهنده را بر ما و سرزمین مان روا داشته و تحمیل کرده اند، استخوان های پوسیده شان از میان خروار ها خاک باید بیرون کشیده شده و در محضر خلق الله به محاکمه گرفته شوند. تا در سی باشد برای بقایای اندیشه فاشیستی استبداد و پیروان ان ها...
درد ما از استبداد است و استبداد ریشه در فرهنگ ارتجاعی نهفته در ضمیر جامعه ما داشته است و مادام که این دو پدیده به گونه یی مهار نه گردد، از پیکر جامعه مان، همچنان خون خواهد ریخت. شرایط و معاد لات سیاسی در کشور به گونه یی بوده است که، در لا بالای انبوه از دسیسه ها و نیرنگ استبداد، زمینه ها ی گر چند کوچک، جهت بر افراشتن قامت ستم دیده گان سرزمین مان، گه گاهی به وجود آمده است. و یکی از این شرایط ها؛ همانا، دهه های شصت و هفتاد هجری قرن حاضر در کشور ما میباشد. بعد از فرو پاشی دولت دکتر نجیب الله در کابل، زمینه ایجاد حاکمیت مردمی به گونه اشتراک عادلانه ملیت های تحت ستم، در بدنه آن، کاملا مهیا بوده است. ملیت های بومی سرزمین افغانستان به خصوص از لحاظ نظامی، پتانسیل ایجاد چنین حاکمیت ی را به اندرون ش به پرورش گرفته بوده اند. موجودیت جنبش مردمی قدرتمندی به رهبری ژنرال عبدالرشید دوستم، ایجاد آلترناتیو نظامی مجرب در دره های صعب العبور کوه های هندو کش توسط احمد شاه مسعود و موجودیت قشر وسیعی از کادر های مجرب ملکی و نظامی ملیت هزاره در بدنه دولت کارمل و جنبش های خود جوش مردمی در مناطق مرکزی افغانستان، همه و همه، آلترناتیو و زمینه ساز ایجاد جنین حاکمیت ی بوده است. اما عدم موجودیت رهبری خرد مندانه سیاسی، در جامعه؛ ایجاد حاکمیت مردمی و عادلانه را در این خطه، در ان مقطع از تاریخ به چالش کشیده است. در فرایند کاربرد سیاست های غلط، نا پخته و نا بخردانه. نی تنها زمینه ایجاد حاکمیت ستم دیده گان در این سرزمین از بین رفته است. بلکه فوندانسیون ان کلا اسیب دیده و، به تخریب گرفته شده است. به گونه یی که، ملیت های تحت ستم، امروز در بحرانی ترین مقطع تاریخ خویش به سر میبرند.
در مسلخ گاه استبداد، این همواره هزاره بوده است که، بیشترین و فجیع ترین قربانی ها را پرداخته است. چرا؟؟. مگر نه اینکه، خوب کشی شیوه دیرینه استبداد بوده است. مگر نه اینکه، همواره نر ان را به قربانی میبرند. مگر نه این که، در هر جنگی، هر نبردی، قامت های بلند را کوشش مینمایند تا به زیر بکشند. و هزاره چنین بوده است. قامت بلند، در سینه پر افتخار تاریخ چندین هزار ساله سرزمین مان. و هر آنکه براین حرف من شکی روا میدارد، سینه تاریخ را بکاود. تا به کنیه حقیقت سخنانم واقف گردد. و حال از سیه ان همه تمدن، افتخار و عزت، به فرموده دانشمند گران مایه، فاضل کیانی، (مشت خاک اره) یی بیش نمانده است. هزاره ؛ در صورت درایت و هوشمندی، قابلیت محوریت را در معاد لات سیاسی کشور میتواند ایفا نماید. و از همین زاویه نیز، لبه تیز استبداد، همواره متوجه هزاره ها بوده است. استبداد از نواحی دیگر کمتر احساس خطر می نموده است. تاریخ خود گواه این ادعا میباشد. و حال، بعد از گذشت چندین دهه جنگ و کشمکش های خونین و کشتار تا سر حد محو فیزیکی مان، مردم و جامعه ما، بخصوص قشر روشنفکر و تاثیر گذار آن از تلخی های مرگ بار تاریخ نه آموخته اند. مهره های مطرح در سیاست گذاری های دهه شصت و هفتاد، دست آوردی جز پیروزی حاکمیت قبیله یی طالبان چیزی دیگری به ارمغان نه داشته اند. چیزی را که به چشم سر دیده و با گوشت و پوست خود لمس نموده ایم. حلقه به دور چنین مهره ها و مرثیه خوانی بر سنگ قبر ان ها، عملیه یی جز آب در هاون کوبیدن، چیزی دیگری را نه میماند. رویا رو یی نظامی، پرخاش، اصطکاک و در مقابل همدیگر قرار گرفتن ملیت تاجیک و هزاره، یکی از بزرگترین اشتباه تاریخی آن ها بوده است. اشتباه یی که در صورت تداوم، منجر به مرگ و نابودی کامل فیزیکی آنها خواهند شد. و این درس بزرگ تاریخ است برای ما و نسل های آینده. در گذر گاه تاریخ گهر بار سرزمین اریان ها،هزاره و تاجیک مکمل همدیگر اند. زیبایی و تمدن آفریده اند و عظمت و در صورت تفکیک و جدایی، چه بسا که حتی نوامیس شان نیز به تاراج رفته اند. و در هنگامه تشکل و برادری، ایجاد عظمت ه بوده است و شکوفایی در سینه تاریخ. امروز، وظیفه نسل کنونی ما است؛ تا، حقایق را به کاویدن بگیرند. به نظر این حقیر، تاجیک و هزاره دارای یک اصالت اند. و این اصالت را از قبرستان، خود بزرگ بینی، خود بر تر بینی، عقده و حقارت و جعل سازی ها که توسط استبداد صورت گرفته است، باید، بیرون کشید.. و این به نفع استبداد بوده است تا ماهرانه ما را به تفکیک بگیرند. و ما نسل کنونی دیگر نباید آب در آسیاب استبداد، بریزیم. اگر نخبگان نسل کنونی بر محور همان سیاست ها (لجاجت، غوغا سالاری، تنش، پرخاش و خشونت) عمل بنمایند؛ در صورت عقب نشینی نیرو های خارجی از افغانستان، پروسه تلخ تاریخی طالبانیزم در کشور تکرار خواهد شد. تجارب به ما می آموزد که، برای ساختن و اعمار نمودن، هیچگاه یی دیر نه میباشد. نسل درد مند کنونی در جو به وجود آمده کنونی که به قیمت خون صدها و هزاران نفر از فرزندان سرزمین های دور و نزدیک (خارجی)در کشور ما به وجود آمده است، تهداب قانون مند و اصولی را در جهت خاتمه بخشیدن به رنج آدمیت در این سرزمین (با ید) پی ریزی بنمایند. ور نی، نه میدانم که تاریخ از ما به چی نامی یاد، خواهد کرد. تنش ها، کشمکش ها و وقوع حوادث جنایت بار دهه شصت و هفتاد زخم نا سور ی است که، بر پیکره مردم ستم دیده مان وارد گردیده است. و از ان باید آموخت. حوادث مذکور ؛ فتنه گر یی است که، توسط دستان مکر و حیله شیطان صف تان طرح گردیده و دو پیکره از یک بدن را در مقابل هم قرار داده است. این زخم، عمیق است و خون چکان. اما، توسط دستان جراح چیره دست، میتوان بر ان مر هم گذاشت و التیام ش بخشید. درایت میخواهد و همت و از خود گذری و شناخت و مسئولیت پذیری... باید متحد گردید آلترناتیو دیگری وجود ندارد.
روشنفکران ملیت های تحت ستم، به خصوص ملیت ه تاجیک و هزاره، کار سخت پر مسئولیت، خطیر و دشواری را در پیشرو دارند. امید با درایت و هوشمندی از آزمون تاریخ موفق و سرخ رو بدر آیند و....
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
تاجیــــکان درگــذرگـــاه تــاریـــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
یگـــانگی زبـــان فــارســی
پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)

پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)
درخراســـان(افغــانســـتان)
دکتر صاحبنظر مرادی
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




بنام خداوند






