
نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

|
مقـــــــالات -
مـــذهبـــی
|
|
نوشته شده توسط عبدالاحد تارشی
|
|
يكشنبه ، 21 تیر 1388 ، 12:57 |
|
معرفی تازه ترين تفسير قرآن کريم به زبان فارسی قرآنکريم آفتاب تابان هدايت، دستور زندگی برای بشريت، آخرين ويگانه کتاب تحريف ناشدهء الهی وبزرگترين معجزهء پيامبر گرامی اسلام صلی الله عليه وسلم است.
قرآن دربين قومی نازل شدکه درشعروادب نوابغ بيشماری داشتند وتابلندترين قله های فصاحت وبلاغت صعود نموده بودند؛ اما برعکس درسائر نواحی زندگی انسانی دراسفل السافلين حيوانيت سقوط کرده و به تعبير قرآنی " اولئک کالانعام بل هم اضل" شده بودند. خداوند برای هدايت اين قوم وکافهء بشريت، آخرين پيغمبر خودرا مبعوث کرد وآخرين کتاب خودرا فرستاد وطبق سنت الهی درفرستادن پيمبران، بايد دعوت ورسالت اين خاتم پيامبران نيز با معجزاتی آراسته می گرديد؛ وچنين هم شد وخداوند سلطان الانبيا وسردار پيمبران را با معجزات متعددی نوازش کرد که بزرگترين وقوی ترين آنها، قرآنکريم بود.
سنت ديگر الهی درفرستادن پيامبران واعطای معجزات به آنها چنين بود که هرپيمبررا دراموری وخصوصياتی که قومش درآن مهارت وتخصص داشتند، معجزاتی عنايت می کرد؛ مثلاً معجزهء حضرت موسی عليه السلام،عصا ويد بيضا بود تا وی بتواندبا اين معجزات، سحر وجادوی ساحران فرعون را خنثی سازد وثابت نمايد که آنچه وی آورده است، چيزی است بالاتر وبرتر ازينها؛ هرچند درظاهر شبيه آن ها به نظر آيد! ويا معجزهء حضرت عيسی عليه السلام، شفا دادن به برخی از امراض صعب العلاج وزنده کردن مرده به اذن خداوند بود؛ چون درعهد وی، طبابت درترقی وپيشرفت بود،وسرانجام معجزهء بزرگ پيامبر گرامی اسلام، قرآن بود.
قرآن وجوه اعجاز زيادی دارد که علما درمورد هرکدامش بحث های مفصلی نموده اند ولی بارزترين وجه اعجاز درين کلام تحريف ناشدهء الهی، همانا اعجاز بيانی آنست ؛ يابا عبارتی روشن تر، لفظ ومعنی وجمله بندی وترکيب کلمات واستعمال لغات مناسب وشيرينی ودلنشينی آهنگ جملات و..و.. همه آئينهء اعجاز بيانی قرآنريم هستند وهمين اعجاز هست که آن را از کلام بشر جدامی سازد ودربلندترين قلهء فصاحت وبلاغتش قرار می دهد وازهمينجا بود که قرآنکريم با صراحت وبار بار منکران خودرا که درفصاحت وبلاغت نظير نداشتند، به مبارزه طلبيد واز ايشان خواست که نظير بخش بسيار کوچکی از قرآن را بسازند، اما آنها با عجز وناتوانی عقب نشينی کردند وبه افترا وتزوير حقائق وتهمت ودروغگويی، روی آوردند.
هدف ما ازاين مقدمهء مختصر اين است که چون قرآن پاک دراوج فصاحت وبلاغت قرار دارد، لذا فهم آن ودرک مطالب ومعارفش کارساده يی نيست وبه تفسير وتشريح نيازدارد.
نخستين مفسر قرآنکريم، خودپروردگار عالميان است که به پيامبرمحبوبش درسورهء مبارکهء القيامه فرمود" لاتحرک به لسانک لتعجل به ان علينا جمعه وقرآنه فاذاقرأناه فاتبع قرآنه ثم ان علينا بيانه" يعنی " مجنبان بخواندن قرآن زبان خودرا تا شتاب کنی به يادکردنش يقيناً برماست جمع کردن آن درسينهء تو وخواندنش برزبانت پس چون بخوانیم آن را( تماماً) به زبان فرشته پس پيروی کن خواندن آن راپس برماست واضح ساختن آن" ؛ بنابرين برخی از آيات قرآنی، بعض ديگررا تفسير وتشريح می کنند، ودومين مفسرقرآن، پيغمبر اسلام صلی الله عليه وسلم است؛ چون سخنان وارشادات آنحضرت صلی الله عليه وسلم درامور تشريع نيزهمه وحی الهی بود وآنحضرت از نزد خود حرف نمی زد وازهمينجاست که خداوند متعال درمورد حبيبش صلی الله عليه وسلم می فرمايد" وما ينطق عن الهوی ان هو الا وحی يوحی" يعنی " پيغمبر از نزد خود حرف نمی زند، آنچه او برزبان می آرد جز وحی چيزی نيست ". پيامبر اکرم صلی الله عليه وسلم، احياناً خود شان وگاهی نيز دراثر پرسش اصحاب کرام به تفسير برخی از آيات قرآنی می پرداختند وازهمين سبب وقتی به کتب احادٍيث مراجعه کنيم، می بينيم که بخشی ازآنها به تفسير برخی ازآيات قرآنی اختصاص دارند.
سومين گروهی که به تفسيرآيات قرآنی پرداختند، اصحاب کرام بودند که به دليل هم صحبتی ونشست وبرخاست شان با رسول اکرم صلی الله عليه وسلم وهمعصر بودن شان بازمان وحی، آگاه تر ين وداناترين مردم به قرآن کريم بودند با اضافهء اينکه، آنها وقتی چيزی را ازآيات قرآنی نمی فهميدند مستقيماً از رسول الله صلی الله عليه وسلم می پرسيدند.
دربين اصحاب کرام مفسرين زيادی بودند که حضرت عبدالله ابن عباس رضی الله عنهما مشهورترين شان بود.
بهرحال.. سلسلهء تفسير قرآنکريم درعصر تابعين وعصور بعدی نه تنها ادامه يافت بلکه گسترش نيز پيدا کرد وتا امروز به اشکال ونواع مختلف ادامه دارد وتا قيام قيامت ادامه خواهد يافت؛ واين بدان جهت که قرآنکريم بحری از علوم است وهرکسی که درين بحرشناکرد، به حد قدرت وتوان خود، دروگوهر به دست می آرد ودرمعرض تماشای بندگان خدا قرار می دهد.
اينکه علوم قرآنی بسيار وسيع هستند وتفاسير قرآنی هم خيلی متنوع وگوناگون، خود دليل معجز بودن اين کتاب مقدس است واگر از حفظ آن توسط هزاران بلکه صدهاهزار نفر درسرتاسر دنيای اسلام واز صبحگاه طلوع آفتاب اين دين تاامروز وتا قيام قيامت، حرف بزنيم، دليل روشن ديگری درمورد اعجاز آن ارائه کرده ايم؛ چه قرآنکريم يگانه کتاب آسمانی ويگانه کتاب علی الاطلاق است که اينهمه عاشق دارد وسلسلهء حفظ آن درسينه ها پايان نمی يابد، درحاليکه کتاب های آسمانی ديگر که تحريف شده اند، حفظ کنند يی ندارند وبمشکل می توان کسی را يافت که جملاتی ازآنهارا ازبر داشته باشد.
باز می گرديم به تفسيرقرآنکريم وآنگونه که دربالا گفتيم، اين کتاب عظيم به زبانهای گوناگونی ترجمه وتفسير شده است که يکی ازآنها زبان شيرين فارسی است.
درزبان فارسی تفاسير متعددی نوشته شده است که بيشترين آنها به علت دارابودن افکار مذهبی نويسندگان شيعه مذهب شان، برای سنی مذهبان افغانستان وايران وتاجکستان قابل استفاده نيستند ودرحال حاضر تاجائيکه من خبردارم، يگانه تفسير قابل اعتماد وخالی از اسرائيليات وافکار تنگ مذهبی، تفسير کابلی است ؛ البته با ارائهء اين ملاحظه که برخی از عبارات آن بايد مورد بازنگری وتصحيح قرارگرفته وبااملا وانشای جديدی نوشته شود.
خوشبختانه درين اواخر کوششی از طرف يکی از علمای بزرگ افغانستان برای پرکردن اين خلا انجام يافته وقدم بزرگ ومبارکی درين جهت برداشته شده وتفسير پرارزشی نوشته شده که جلد اول آن چاپ ودردسترس عاشقان قرآن قرار گرفته است.
اين تفسير " ازهرالبيان فی تفسيرکلام الرحمان " نام دارد که توسط دانشمند محترم جناب مولوی صاحب محمد اکرام الدين در8 مجلد نوشت شده وجلد اول آن به زيور طبع آراسته گرديده است.
اين جلد از تفسير مذکور دارای 798 صفحه است که با مقدمه آغاز وبافهرست مطالب پايان می يابد وحاوی تفسير سوره های مبارکه فاتحه وبقره است.
درپيشگفتار، جناب مولوی صاحب، درپهلوی ارائهء مطالب جالب وارزشمندی دررابطه با تفسير قرآنکريم، ضرورت نوشتن اين تفسير وروش مولف درتحريرآن را بيان داشته اند وبعد هم دربخش اول ودوم، بحث های مفصلی دررابطه با خود قرآنکريم ومسائل وعلوم مربوط به آن ازقبيل تاريخ جمع آوری قرآن کريم، معنای اصطلاحی قرآن، بيان اسما وصفات اين کتاب مقدس وموضوع آن و.. نموده اند که به نظر بنده خيلی باارزش وآموزنده است. همچنان دربخش سوم، درمورد تفسير ومسائل مربوط به آن، مطالب عالمانه يی نوشته شده است که نشاندهندهء تبحر مولف درعلم تفسير وعلوم قرآنی است.
بعداز ارائهء اين مطالب طولانی ولی مهم وارزنده، نويسندهء محترم به تفسير سورهء مبارکه ء فاتحه می پردازندونخست از استعاذه که جزء سوره نيست ولی بنابرحکم قرآنی، هرمسلمان دروقت تلاوت قرآنکريم، مکلف به تلفظ آن است، می پردازند و حسب عادت با عباراتی خيلی شيرين وعالمانه وبشکل مفصل درمورد آن، معلومات می دهند وبعد به بيان تسميه ودرپی آن به شرح آيات اقدام می نمايند و با همان روش اطناب درشرح به پيش می روند وموضوعات متعددی را مطرح می نمايند.
چيزی که دراين تفسير مبارک، جلب توجه می کند اينست که موضوعات متعدد وگوناگون مانند سلسلهء زنجير باهم پيوسته ومرتبط هستند وبا وجود تنوع درمباحث، هرگز مطلبی را نميتوان يافت که خارج از موضوع باشد واين اسلوب درسرتاسر جلد اول که دردسترس من قراردارد، رعايت شده است واين خود نشان دهندهء وسعت علم ومهارت واستادی جناب مولوی صاحب اکرام الدين درعلوم شرعی بويژه دررشتهء تفسيراست واين حقيقتی است که آشنايان جناب مولوی صاحب آن را تصديق می کنند ومن که ايشان را از نزديک می شناسم، می توانم ايشان را به خوانندگان عزيز چنين معرفی کنم که مولوی صاحب محمد اکرام الدين با آنکه گنجينه يی از علوم شرعی هستند، شخصيتی دارند سخت متواضع وفروتن وبحق اين شعرشاعر درمورد شان صدق می کند که:
تواضع کند هوشمند گزين - نهد شاخ پرميوه سربرزمين !
واقعاً اين درختی که پراز ميوهء علم ودانش است، عمرمبارک خودرا درخدمت فرزندان وطن سپری کرده وميوه های شيرين علم ودانش را ازراه تدريس مستمر دراختيار عاشقان اسلام گذاشته است که شيرين ترين وپربرکت ترين ومفيدترين آن، همين تفسير مبارک " ازهرالبيان فی تفسيرکلام الرحمان" است وبی مناسبت نخواهدبود اگر درينجا خواهش کوچکی از جناب مولوی صاحب بنمايم وآن اينکه چه خوب خواهد بود اگر به عوض اسم عربی، يک اسم فارسی به اين تفسير مبارک بگذارند؛ چه ممکن است بسياری ازکسانی که عاشق چنين تفاسيرمعتمد وموثق هستند، با خواندن اسم عربی آن فکر کنند که اين تفسيربه زبان عربی نوشته شده است وازفهم ايشان دوراست؛ لذا برای آنکه فائدهء اين مبارک ترين عمل جناب مولوی صاحب عام بوده وکسی از آن بی بهره نماند، ايجاب می نمايد که اسم فارسی برايش انتخاب گردد!
دراخيرباعرض تبريک به حضور دانشمند بزرگ مولوی صاحب محمداکرام الدين وطلب اجر ازخداوند برای ايشان درمقابل اين عمل بسيار نيک ومفيدوبرای همهء کسانی که دراين کار پرفيض، سهمی داشته اند وتشويق برادران وخواهران فارسی زبان به مطالعهء اين تفسير، لازم می بينم برای آشنايی بيشتر خوانندگان با شخصيت مولوی صاحب اکرام الدين، سوانح مختصر ايشان را ضميمهء اين نوشته نمايم وباآن به سخن خود پايان دهم:
مولوی صاحب محمد اکرام الدين درسال 1303 هجری شمسی درولسوالی شهربزرگ ولايت بدخشان تولد شده ودرکودکی با ازدست دادن پدر تحت سرپرستی مادر به زندگی ادامه داده وشامل مکتب دهاتی قريهء خود گرديده اند. بعداز آموختن قرآنکريم وبرخی از کتب فارسی درآن مدرسه، جهت حصول علم بيشتربه خدمت عالم بزرگ آنوقت درولسوالی شهربزرگ شتافته ودرحلقهء شاگردان ان عالم ربانی شامل شده واز نزدش کتابهای مهم صرف ونحورا فراگرفته اند وبعد ازبيمارشدن استاد مکرم شان، عازم کوهستان کابل شده وعلوم منطق ومعانی را درنزد علمای جيد آن ديار آموختند ودرپی آن برای تحصيل بيشتر عازم پاکستان گرديده ودرمدرسهء اشرفيه نه سال متواتر مشغول فراگيری علوم مختلف شدند وبعدازمريضی به کابل برگشته وبارديگر درمنطقهء کوهدامن به آموختن بقيهء علوم از قبيل حساب وهندسه وميراث، پرداختند وبعد برای تکميل دورهء حديث، به پاکستان برگشتند ودرمحضر مولانا عبدالرحمن ومولانا عبدالمنان مينوی وتعدادديگری از علما، احاديث نبوی را فراگرفتند وبعدازفراغت ازدورهء حديث، شامل حلقات دروس قرآنکريم گرديده وآن را نيزاز علمای متخصص تفسيربويژه از شيخ الحديث والتفسيرمولانا محمد طاهر آموختند وبعداز فراغت از تحصيل، به وطن برگشته ومدت پانزده سال را درخدمت فرزندان کشور از راه تدريس، سپری نمودند. بعد از وقوع کوتای منحوس کمونستی که بزرگترين فاجعه درتاريخ کشور بود، جناب مولوی صاحب اکرام الدين، با مجاهدين پيوسته وکوشيدند تا درجبهات فخرآفرين جهاد خدمت کنند ولی وجود اختلاف دربين مجاهدين، ايشان را مجبور ساخت تاراهی ديار هجرت شوند ودرپشاور با اصرار شهيد محمد کاظم شارقی دربخش رياست تاليف وترجمهء کميتهء فرهنگی جمعيت که مرحوم شارقی رئيس آن بود، به کار آغاز کردند ودرپی اتحاد هفت تنظيم جهادی، بازهم دربخش تاليف وترجمهء کميتهء فرهنگی اتحاد،به کار خود ادامه دادند وبعد از فروپاشی اتحاد، با همکاری شهيد شارقی، مدرسه يی را به نام " جامعة الدعوة الی القرآن والسنة " درشهر پشاور تاسيس وبحيث مدير آن ايفای وظيفه کردند وبعد ازمدتی ازسمت مديريت آن استعفا دادند تا وقت بيشتری برای تاليف وتحقيق داشته باشند وحاصل اين تحقيق های مبارک، کتب متعددی است که مبارک ترين شان همين تفسير مبارک " ازهرالبيان فی تفسير کلام الرحمان " است.
جناب مولوی صاحب محمد اکرام الدين اکنون هشتادويک سال دارند ودرپشاور به زندگی پربار ومبارک خود ادامه می دهند. من درحاليکه از خداوند برای جناب مولوی صاحب، استدعای طول عمر وسلامتی می نمايم، چاپ جلد اول تفسيررا يکبارديگربه ايشان تبريک عرض می کنم واز پروردگار می خواهم تاايشان را درنشر مجلدات ديگر آن نيز ياری دهد.
ومن الله التوفيق
|
آرشـیف مطالب خــــاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
Comments 425
تعداد آنلاین
سایت پذیرای 70 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!.
XHTML and CSS.