Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
هـــر کس بگـــوید زمیــن مــی چــرخد، کافــــر است! PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - مـــذهبـــی
نوشته شده توسط مهران موحد   
پنجشنبه ، 24 دی 1388 ، 18:36

مهران موحدعلمای علم کلام قاعده ای دارند مبنی براین که هرگاه نصی از نصوص دین در تضاد صریح با عقل بشری قرار بگیرد، لازم است که دست به تاویل بزنیم تا از رودررو قرار گرفتن معرفت دینی با خرد انسانی جلوگیری شود. می توان همین قاعده را در مورد دستاوردهای علمی بشری نیز جاری کرد. یعنی درست نیست که نصوص دینی را طوری تفسیر کنیم که با دستاوردهای قطعی علوم تجربی در تناقض قرار بگیرد. این نکته را به یاد داشته باشید تا برسیم به تحلیل سخنان عبدالعزیز بن باز مفتی سابق عربستان سعودی.

 

<> <> <> <>

 

عبدالعزیز بن باز مفتی سابق عربستان سعودی یکی از علمای بارز و مهم جریان "سلفی گری" در دوران معاصر به حساب می آید. برخی فتواهایی که عبدالعزیزبن باز صادر کرده او را انسانی متصلب در رای و دشمن اندیشه های جدید نشان می دهد. این دیدگاه ها احیانا به حدی سخیف است که آدم تعجب می کند چه طور کسی که در جایگاه مفتی اعظم یک کشور قرار داشته و در عصری زندگی می کرده است که بزرگ ترین اکتشافات بشری در آن رخ داده است، این دیدگاه ها را مطرح می کند.

 

ایشان رساله ای دارد به عنوان «الادلة النقلیة و الحسية علي حركة الشمس و سكون الارض و إمكان الصعود إلي الكواكب». این رساله در سال 1395 هجری قمری از سوی چاپخانه دانشگاه مدینه منوره به چاپ رسیده است. ابن باز در این رساله کوشیده برخلاف همه اطلاعات علمی و فلکی روی این نکته تاکید کند که زمین نمی چرخد و خورشید، حرکت می کند.

 

برش هایی از سخنان شیخ عبدالعزیز بن باز را در این جا می آوریم. وی در مورد گردش زمین چنین می گوید:" دیدگاه های علمای بزرگی همانند ابن تیمیه و ابن کثیر و ابن القیم بر این امر متفق شده که زمین حرکت نمی کند. با این حساب، این گفته که خورشید، ثابت است و زمین می چرخد گفته ای است شنیع و زشت. هر کسی که بگوید زمین می چرخد و خورشید ثابت است، کافر و گمراه است. باید توبه کند و گرنه مرتد از دین شمرده می شود".

 

وی می افزاید:" من از جمله کسانی هستم که به چشم خود سیر و حرکت خورشید را مشاهده کرده ام پیش از این که بینایی چشم خود را در سنین پیش از بیست سالگی از دست بدهم. برخلاف آن چه که دانشمندان گمراه فلکی می گویند خورشید کروی نیست بلکه عبارت است از گنبدی که پایه هایی دارد که فرشتگان آن را بر دوش خود حمل می کنند... اگر خورشید ثابت می بود پس چگونه فصل های چهارگانه سال به وجود می آمد و زمان در همه شهرهای دنیا یکی می بود حال آن که چنین نیست".

 

در جایی از کتاب مزبور چنین می گوید:" بسیاری از معلمان دانش های فلکی به این اعتقاد هستند که زمین درحال چرخیدن به دور خود است و خورشید ثابت است. این باور، گمراهی است و مستلزم کفر و انکار نصوص قرآنی و احادیث نبوی و بی اعتنایی به اقوال سلف است. هم نقل و هم فطرت سلیم و هم دریافت حسی انسان ها این را می گوید که زمین، حرکت نمی کند بلکه خورشید حرکت می کند. پس چگونه کسی که خلاف این بگوید گمراه نباشد. هرگاه زمین در حال چرخیدن بود، انسان نمی توانست که از یک مکان به مکان دیگری انتقال کند. روی این جهات، باور کردن به این معلومات طبیعی و آموزش آن به شاگردان مدارس به عنوان حقیقت های قطعیٍ علمی در نهایت به این منجر خواهد شد که شاگردان، گرایش های الحادی پیدا کنند. مساله تا حدی در میان ما جاافتاده که بسیاری از مسلمانان این دیدگاه های فلکی را به مثابه مسلمات علمی پذیرفته اند".

 

در جای دیگری برای نفی حرکت زمین این گونه استدلال می کند:" اگر این فرض، واقعیت داشت که زمین می چرخد باید شهرها و درختان و رودخانه ها در جایی ثابت نمی ماندند و باید شهرهایی که در غرب جهان قرار دارد جای شهرهایی را می گرفت که در شرق جهان واقع است و برعکس. اگر این فرض حقیقت داشت باید جهت قبله در هر لحظه در حال تغییر خوردن می بود. علاوه برآن، چنانچه زمین حرکت می کرد باید ساکنان زمین، حرکت زمین را احساس می کردند همان گونه که حرکت کشتی ها و هواپیماهای غول پیکر را احساس می کنیم.. واقعیت آن است که تعدادی از مسلمانان به هر صدایی لبیک می گویند و افسار عقل خود را به دست کسانی داده اند که می خواهند عقیده آن ها را فاسد کنند و به تباهی بکشانند".

 

این را هم بگویم که ابن باز بیشترین تاکید را در مورد حرکت خورشید به کار برده است (مقصود وی از حرکت خورشید، همان حرکتی است که ما روزانه مشاهده می کنیم که خورشید از مشرق، طلوع می کند و در مغرب می نشیند). در جایی از رساله خود می‌گوید:"کسی که بگوید خورشید حرکت نمی کند و ثابت است، فی الواقع قرآن و خدا را به دروغگویی متهم کرده است... کسی که به این اعتقاد باشد که خورشید حرکت نمی کند سخن کفر را بر زبان آورده چرا که بر خلاف قرآن و سخنان حضرت رسول سخن زده است. هر کسی که خدا و قرآن و پیامبر را دروغگو بشمارد مسلما کافر و گمراه می شود. چنین شخصی باید به بازگشتن به دین اسلام فراخوانده شود و اگر توبه نکرد کشته شود چرا که مرتد شده است. طبعا دارایی های این شخص به بیت المال تعلق می گیرد".

 

<> <> <> <>

 

موضوعات زیادی را می توان در حاشیه سخنان ابن باز طرح کرد.

همان طور که می بینیم عبدالعزیزبن باز، کسانی را که می گویند زمین می چرخد کافر می داند. نیز دیدیم که در خصوص کسانی که می گویند خورشید، ثابت است و حرکت نمی کند (باز هم می گویم مراد ابن باز حرکت ظاهری خورشید است به قرینه استدلالاتی که درین زمینه مطرح کرده است) سخنان تندتری زده و آن ها را به القابی همچون"کافر" و"مرتد" و"گمراه" لقب داده و دارایی آن ها را متعلق به بیت المال دانسته است.

 

یکی از عادت های زشتی که میان برخی از کسانی که فتوا می دهند رایج است این است که آن ها بسیار به آسانی به طرف مقابل خود لقب "کافر" می دهند. به نظر این ها، تنها آن تفسیری از نصوص دینی مقبول است که خودشان به آن رسیده باشند وجز آن قابل قبول نیست. به گمان این ها همه نصوص دینی واضح است و تاویلات گوناگون را برنمی تابد. روی این جهت است که این گروه از متدینان در رای خود متصلب هستند و دیدگاه های دیگران را به دور از واقعیت می شمارند. یکی از جریان هایی که معروف به "تصلب در رای و تعصب در اندیشه" هست جریان سلفی گری است که عبدالعزیز بن باز یکی از علمای نامبردار آن است. در سال های پسین، این جریان در کشور ما هم طرفدارانی برای خود دست وپا کرده است. به نظر من برای جوامع کثرت گرا وجود این گونه جریان ها سخت مضر است، به دلیل این که این قبیل جریان ها به کثرت گرایی باوری ندارند و دائما در حال نفرت پراکنی بر ضد گروه های مخالف خود هستند. این جریان ها همان طور که در میان اهل سنت وجود دارند، در میان شیعیان هم حضور چشمگیر دارند.

 

به نظر این افراد، هر برداشتی که مخالف دیدگاه شان باشد غلط و متضمن گمراهی و حتا مستلزم کفر است.

 

<> <> <> <>

 

شاید در وهله اول، وقتی که سخنانی همانند سخنان عبدالعزیز بن باز را می شنویم تعجب می کنیم و از این که مفتی اعظم کشوری مثل کشور عربستان سعودی این دیدگاه های سخیف را بازگو کرده اندکی جا می خوریم. ولی اگر اندکی بیشتر دقت کنیم متوجه خواهیم شد که خود ما هم کمابیش به برخی عقاید احمقانه و سخیف گرفتاریم- هر چند به صورت خفیف تر آن.

 

از باب نمونه، در کشور ما هستند کسانی که به پدیده "جن زدگی" سخت باور دارند و می پندارند که موجودی به نام "جن" وارد بدن انسان می شود و آن را به تسخیر خود در می آورد. جالب این که بیشترینه کسانی که گرفتار این باور احمقانه هستند، متدین محسوب می شوند. در این میان، شیادانی وجود دارند که با استفاده از این باور عامیانه، مردم را گول می زنند و این گونه القاء می‌کنند که آن ها توانایی خارج کردن جن از بدن بیمار را دارند و ازین راه به پول های هنگفتی دست می یابند. جالب تر این که کسانی از راه می رسند و برای این که خرافه "جن زدگی" را تئوریزه کنند به برخی آیات یا روایات، استناد می کنند. به نمونه های زیادی از این دست می توان اشاره کرد ولی به ذکرهمین نمونه بسنده می کنیم.

 

<> <> <> <>

 

عبدالعزیز بن باز و امثال او به این نکته مهم توجه نمی کنند که اگر ما آیات و احادیث را به گونه ای تفسیر کنیم که با دستاوردهای دانش بشر و اکتشافات روز در تضاد باشد، در واقع بنیان های دین را متزلزل کرده ایم و این باور را رواج داده ایم که ایمان با علم تضاد دارد- همان سخنی که مخالفان دین، کرارا بر زبان می آورند.

 

در این زمینه ما با دو جریان مواجه هستیم. یکی جریانی که هیچ توجهی به اکتشافات و دستاوردهای علمی در تفسیر نصوص دینی نمی کند و پروایی ندارد از این که آیات و احادیث نبوی در تضاد صریح با حقایق علمی قرار بگیرد.

 

دوم جریانی که ناشیانه می کوشد نصوص دینی را بدون توجه به قرائن لفظی و معنوی آن بر طبق دستاوردهای علمی- یا حتا فرضیه های علمی- تفسیر کند. این گروه، جزئی ترین مسایل فلکی یا علمی را از آیات قرآنی استخراج می کنند گویی این که قرار است قرآن از مسایل ریز علمی بحث کند همانند کتاب های فلکی یا دیگر کتاب های علمی. این در حالی است که قرآن مجید کتابی است برای هدایت معنوی انسان ها و اگر گاهی در مورد مسایل علمی و طبیعی سخن گفته است، ضمنی بوده است نه این که مقصود اصلی قرآن، بیان و تشریح موضوعات علمی باشد. در آن صورت، قرآن مجید تا حد یک کتاب علوم تجربی تنزل خواهد یافت.


Advertise your business here. Click to contact us.
  • ذاکر حکیم سویدن  - سلام بر شما!

    سلام برشما!
    همان طور که برادر موحد در رابط با جریان افراط گرای در دنیای معاصر تذکر دادند، باید گفت که جریان افراط گرای نه تنها الان وجود دارد، و مسلمانان را به مشکل جدی روبرو ساخته، بلکه در طول 13 ق ر ن بعد از خلفای راشده در میان مسلمانان شروع گردید. و طیف های مختلفی با بینش و تفسیر متعدد از اسلام وارد جوامع شدند که تعدادی افراط نمودند و تعدادی هم تفرید و اکثریت هم حد اعتدال را گرفتند. به هر صورت این یک بحث تاریخی مذهبی است که از آغاز تا کنون بنا بر عوامل متعدد به این طرف و انطرف طیف های مختل ف را کشانید.در دنیای که ما زندگی می کنیم، و هر روز دچار تحولات و دگر گونی هستیم.
    در طول چند قرن دین و مذهب در مجادله بود،ولی هیچ کدام بنابر اندیشه و تئوری خود، کنار نمی آمد، اما اکنون علم بجای خود ای ستاده و دین هم.
    ولی انچه ما مسلمان ها می خواهم و مدعی آن هم هستیم،این است که دین ما مخالف فطرت، عق ل، علم و خواست های فطرت سالم بشری نیست.
    اگر کسانی مانند عبدالعزیز بیایند تئوری های علمی،تچربی را نق د کنند، و قران و احادیث را بر اساس دنیای قدیم بدون در نظرداشت تئوری های علمی، شناخت زمان ، علوم انس انی تاوئل نمایند،و هر تئوریسن اسلامی را بدون گفتن صلوالت تکفیر نمایند، قطعا جامعه اسلامی دچار بحران علمی و فرهنگی و سیاسی خواهد شد.
    ما بسیاردانشمندانی(مجتهدین) داریم که خود در دنیای جدید زندگی می کنن د اما برداشت های اسلامی شان و طرز تفکر شان و شناخت شان از تاریخ اسلام راه کشای انسان مسلمان معاصر نی ست.
    نمونه آن در افغانستان و جود دارد.
    گاهی بخشی مردم جامعه ما توسط چند عالم دینی پاکستان و عالم دی نی کشور خود تکفیر شدیم، وگاهی هم واجب القتل شدیم.
    این تکفیر ها و عدم شناخت درست اسلام باعث شد که ما هم از پیشرفت بشری عقب ماندیم و هم از پیشرفت دینی.
    ذاکر حکیم سویدن

  • ناشناس
    برادر گرامی مشکل اساسی بسیاری از مسلمانان مادور بودن از مسایل علمی روز می باشد. متاسفانه بسیاری از ع لمای دینی ما استدلالات شان به اساس نظریات -ظاهرا علمی قرون وسطی- استوار است. در حالیکه انسانهابا گذش ت هر روز به کشف تازه و جدیدی به اساس تحقیقات علمی میرسند ؛ بنا ما باید خود را از مسائل جدید علمی ر وز آگاه بسازیم. به یک سخن، طبیعت تفسیر قرآن است بهر اندازه ایکه ما به رمز های طبیعت پی میبریم به ه مان پیمانه از اسرار قرآن آگاهی می بابیم. انسان به حیث خلیفه خداوند(ج) باید عالم باشد تا بتواند رسالت  انسانی اشرا بطور درست انجام بدهدو این زمانی میسر است که ما خود را به زیور علم آراسته باشیم.
  • ع. حکیمی  - خرافات موجود در گفتار ملا های فارغ شده از کتاب های



    من از جستجو و تلاش آقائی موحد تشکری میکنم. که به یک موضوع خیلی مهم که بنیاد اسلام را متزلزل میسازد ا شاره کردند. این مثال ها در کشور ما خیلی زیاد است، از هر مسجد صغیر در قریه های کوچک شروع الی مساجد جا مع در سطح شهر ها تمام ملا ها (وارثان پیامبر) به این باور هستند که علم یعنی کتاب های مدرسه، و همیشه م ردم را سرزنش میکنند که به مکاتب و کورس ها بخاطر آموختن علوم طبیعی، اجتماعی و لسان های مختلف خصوصا لس ان انگلیسی نروند و صرف به مدرسه بروند، و از کتاب های که به نام های مختلف توسط هند بریتانوی تحت نام ا سلام در قصه خوانی پشاور به چاپ رسیده استفاده کنند. یکی از نکات مهم را که من از برداشت های ملا ها دری افتم اینست که ساحه فکری و برداشت این اشخاص خیلی محدود است و چیزی برای گفتن در مورد علوم مختلف ندارند و بیم دارند که کسی از این ملا ها در این مورد سوالی بکند و آنها نتوانند جوابی برای شان بدهند، و روی همین دلیل است که مردم را از آموختن این علوم دور میکنند. نکته دیگری که من از بخش های مختلف افغانستان دریافتم اینست که وقتی در یک فامیل یک پسر مشکلی میداشته باشد و نمیتواند که کاری فزیکی بکند و یا مکتب بخواند ،او را به مدرسه ها شامل میکنند که حد اقل از نان دادن این پسر رهائی یابند، و جالب اینست که پس از گذشت چند سال همین پسر دوباره به قریه یا شهر آمده و تمام تصامیم مردم را رقم میزند. من مثال های زیا دی را از شهر های و قریه های افغانستان دارم. که این سبب شده تا از اسلام که یک دین مملو از اخلاق، علم، سلوک و روابط نیک است، یک چهره عجیب و غریب بدهد که نه در قرآن است و نه حدیث و نه هم عقل آنرا قبول می کند. و بخاطر منافع خود از هیچ نوع تفسیر در سطور دین جلوگیری نمیکنند.
    نکته دیگر را میخواهم اینجا یا د اوری کنم عبارت از گدائی به شکل غیر مستقیم آن توسط ملا های ما میباشد. با وجود که برای تمام ملا ها ا ز طریق وزارت حج و اوقاف معاش تعیین شده تا امور دین و نماز های پنج گانه را در مساجد پیش ببرند. تمام م ساجد به نام های مختلف از مردم محل پول جمع آوری میکنند و یا اینکه هر خانه مکلف است که طبق یک تقسیم او قات برای مسجد نان یک روز را آماده کند. و در هر نماز جمعه شما خواهید دید که بنام های مختلف از مردم پو ل جمع آوری میکنند، که این کار یک شکل دیگر از گدائی است که باید علمائی دین ما از این کار جدا بپرهیزند . و در بین علمائی دین معمول است که برای طلبه های خود میگویند که بیائید و ملا شوید که هم عاید خوب و ب دون زحمت نصیب تان میشودو هم در بین مردم صاحب قدر و منزلت هستید. در حالیکه یک عالم دین مسئولیت هایش ف راتر از اینست.
    نکته خیلی مهم دیگر که فعلا معمول است عبارت از حلقات اطراف ملا های مان در مساجد است، که اکثر این افراد عبارت از مو سفید های منطقه که دیگر ضعیف شده و کار نمیتوانند، در اطراف ملا ها نشست ه و تصمیم تمام اهالی را میگیرند. اکثر این مو سفیدان (با حفظ احترام که به بزرگان دارم) حتی قادر نیستن د که معنائی سوره فاتحه را بگویند و یا یکی دو سوره از قرآن را حفظ داشته باشند و یا قران را تلاوت کرده بتوانند. اما گپ اول و تصمیم اول مسجد از این هاست و هیچ کس را نمی گذارند که در مقابل شان سخن بگوید و یا سخنان شان را رد بکند که در آن صورت حتی آن شخص را تکفیر نیز خواهند کرد.

    با توجه به تمام نکات ذکر شده بالا باید بگویم که جائی بسیار تاسف است که امروز از دین یک افزار سیاسی ساخته و هر آنچه که بخو اهند تفسیر میکنند و میگویند. به گفته علامه اقبال: چیزی میگویند که نه خداوند نازل کرده و نه جبرئیل آو رده و نه پیغمبر آنرا نقل کرده است.

    خداوند ما را نعمت علم اعطاء کند و ما را از جهل به دور سازد.
  • احمد
    مهران جان قند مشکل اصلی ما مسلمانان اینست که داد از اسلام میزنیم وعمل نداریم بطورنمونه جناب خودشماکه همیشه نظریات اشخاص چون سیدقطب ابن باز وغیره را نقد میکنی اما خودت طوریکه ازعکست معلوم میشود نشانه ا ز اسلام درصورتت دیده نمیشود خودت بهتر است که ریش مانده و حداقل شکلت را همچون مسلمانان ساخته وبعدا با لای دیگران انتقادکن یگانه نشانه مومن ریش است ورنه از درون یک شخص تنها الله میداند وضمنا من برایت توص یه میکنم اکه اگربه زبان انگلیسی اشنایی داری یکبار سی دی قران و ساینس جدید داکتر ذاکر ناییک را ببین ب عدا میفهمی که حقیقت چیست اشخاص چون خودت ،سیدقطب و ابن باز ازاینکه علم ساینس رانمیدانند حق انرا نیز ن دارند که در این امور فتوای دهند ویا نقد کنند.
  • ابو عمر صلاح الدین البوچ ایران
    شما لطف کن خفه باش اقای موحد شما رفتید چند کتاب فلسفی از یونانی ها را خواندید وبعد می گویید که بن با ز تفسیر قران را بلده نیست شما بلدی او از قران حرف ی زنه وشما از عقل حرف میزنید عقل شما وعقل همان کسا نی شما را به این عقیده رساندند بهتر یا از الله بزرگ ومنان خجالت بکش شما در حدی نیستی که از بن باز ان تقاد کنی شما اگر خیلی روحیه حق طلبی داری برو کتاب حکومت اسلامی خمینی را بخوان بعد کفریاتی که در ان ک تاب نوشته نقدکن اگر مردی واگر یک بار دیگر به شیخ بن باز توهین کنی پیدات می کنکم زبانت را می برم ای رافضی کثیف
    ابو عمر صلاح الدین البلوچ ایرانی
  • ناشناس

    جواب به ابو عمر صلاح الدین البلوچ ایرانی

    مشكل ما خیلی اساسی تر از این حرفها است. شما هر چه دوست د اری بگو و هر جنایتی كه از دستت برمیاید بكن ولی اینرا بدان كه من و امثال من نه احتیاج دارند كه ترا و یا امثال ترا پیدا كنند و زبانت را ببرندو یا دست به هر گونه خشونتی بزنند. ولی این اش دیگر زیادی شور ش ده است و من فكر میكنم كه برای جامعه مسلمانان تنها راه باقی مانده انكار و حذف كامل محمد قریشی و دین ن كبت بارش از حیات جمعی و فردی انسان است و در این راه شاید نهایتا احمقهای همچون خودت انسان را وادار كن د كه تیشه به ریشه همگی شما الله زدگان زده و با عملی خشونت امیز این غده سرطانی شوم( اسلام) را از حیات جمعی و فردی انسان در اورده و راه را برای زندگی شرافتمند هموار كنیم.
    برادر ابو عمر كمی تفكر كنید و بدانید كه اگر ماها هم مثه شما فكر میكردیم امروز كعبه توالت عمومی بود كه مردمان سالانه به انجا میر فتند تا بر خدای تو بشاشند و خدای تو حتی لایق شاش انسان هم نیست. پس كمی تفكر كن و بدان كه انسان را حق و حقوقی است و تو با استناد به ان ملعون(محمد) نمیتوانی ان حقوق را منكر شوی. تا بحال شده اید ولی امرو ز دیگر خط كشیها باید كم كم جدا شود و بین انسانی ازاده بودن و بت پرست بودن یكی را انتخاب كرد. محمد و دینش بدون شك بت پرستی میباشد و شما پیروانش هم بت پرست هستید هرچند كه خود ندانید.

    علی از تهران
  • ناشناس
    تهدید به کشتن شیوه همیشگی شما بوده وقتی راه عقل بسته شود دست و پا به حرکت می افتد . کاش به جای تحلیل عقلی قدری به عاقبت و قیامت خود فکر می کردی که برای این و آن ضایع می کنی.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 58 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.