نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| نقدی بر نوشته «مـــصـــالحه بــــا کــــې؟» |
|
|
|
| مقـــــــالات - مـــذهبـــی |
| نوشته شده توسط داکـــتـــر صلاح الــدیـــن سـعــــیـدی - سعید افغانی ۵/۲/۲۰۱۰ |
| دوشنبه ، 19 بهمن 1388 ، 12:57 |
|
هموطنان و خوانندگاه گرامی، مطلب طویل را تحت عنوان (دمخالفینو او طالبانو سره خبری اتری، جوړه او روغه یعنی څه؟) به زبان پشتو روی دست داشتم. مطالب آن تا حدی زیادی تکمیل شده بود و آنرا میخواستم نهایی ساخته و به نشر ارسال کنم. با باز کردن یکی از سایت ها توجه ام را عنوان مصالحه با کې؟ نوشته خانم لینا روزبه - مؤرخ ۳/۲/۲۰۲۰ جلب کرد. خانم لینا روزبه در نوشته های خویش همیشه موضع گیری های واضح و رسا دارند از مطالعه آنها مستفید میشویم. میخواهم به یک مطلب این نوشته که تشویش تقریبا تعداد زیادی افغانها است کم مکثی داشته باشم.
با مطالعه نوشته و مضمون بالا تصمیم گرفتم نام نوشته خویش را به نحوی بالا تغییر داده، مختصر سازم و اینک افکار وفهم خویش را درین رابطه با شما احترامانه ذیلا شریک سازم. اولتر از همه در رابطه به حقوق زن از نگاه و موضع دین مقدس اسلام کتب زیاد نوشته شده و نوشته اخیر جامع از محترم امین الدین سعیدی تحت عنوان مقام زن در اسلام است که در مورد تفصیلا ت خوب دارند. مقام و رسالت زن در خانواده و جامعه رسالت است که در موارد زیاد قایمقام ندارد. زن مادر است، زن خواهر است، زن همسر و شریک زندگی است و از دامن زن مرد به معراج رسیده. اینکه فهم و عمل حرکت طالب درین راستا چگونه بود و یا فهم شان در عمل چگونه منعکس شد ویا اینکه شرایط چیزی دیگر را تحمیل کرد بحث است مستقل. اما موضع دین مقدس اسلام روشن و هویدا است که مطمینا منظور خانم لینا روزبه نیز به این توضیح و به این منوال مثبت خواهد بود.
اما آنچه آمدیم در رابطه به مصالحه باید گفت که با تأسف در کشور ما در مفاهیم اصطلاحی یک سلسله واژه ها و اصطلاحات توافق وجود ندارد و هرکس از خود تعبیر از مفاهیم واژه های سیاسی روز را دارد. این حالت و یا هم در واقعیت موضع گیری مطابق فهم ما سبب ایجاد تشویش هاو سروصدا های موجه و غیر موجه گردیده و سبب سؤتفاهمات وسیع میگردد. فهم دقیق از معانی اصطلاحی دیموکراسی، آزادی، نوعیت نظام های سیاسی، سیکولاریزم، انتخابات، انتصاب و انتخاب افراد، تعاریف حکومت و وظایف ارگانهای دولتی، شرکت های تجارتی و اینکه انجو شرکت تجارتی است و یامؤسسه خیریه، اقتصاد بازار آزاد، سیاست اقتصاد مختلط، مذاکره و مصالحه سیاسی، اپوزیسیون، مخالف، دشمن، حزب، سازمان، جمعیت، حرکت سیاسی و دهها واژه و اصطلاح سیاسی و اقتصادی است که در فهم تعاریف اصطلاحی، حدود و ثغور آن در موارد تفاوت های فاحش به ملاحظه میرسد. اینکه هر لغت، واژه و اصطلا ح از خود تذکره دارد و معانی لغوی تغییر نمی کنند اما مفاهیم اصطلاحی به مرور زمان متغییر اند بحث است مستقل و وسیع. این حالت در رابطه به فهم متفاوت از واژه ها و اصطلاحات روز چنانچه گفته آمدیم حداقل سبب سؤتفاهم و درموارد ضیاع وقت و حتی مناقشات جدی و جدال ها شده و میگردد. اما من درین نوشته بیشتر به فهم خویش از مفاهیم اصطلاحی مفاهمه، مذاکره، مصالحه و آشتی متمرکز میشوم. دولت افغانستان و مسؤولین حکومتی و مأمورین بلند پایه وزارت امور خارجه افغانستان مصالحه با مخالفین را در موارد زیادی مذاکره و مصالحه به مخالفین سیاسی به شمول مخالف مسلح، اپوزیسیون سیاسی وکسانی که در خط دولت قرار ندارد خلط و مزج میکنند. هدف شان چنانچه به کرات اظهار داشته اند: این است که مخالفین باید سلاح خویش را به زمین گذاشته و به زندگی عادی تحت زعامت شان بازگردند. این مسؤولین این سیاست را درموارد زیاد با تطمیع پولی و دادن چوکی های دولتی خلاصه نموده و تعجب میکنند که از این تلاش های شان از سال ۲۰۰۳ تا حال کدام نتیجه مطلوب نه گرفته اند. مخالفین را به مخالفین خوب و بد تقسیم نموده و خط کشی های خویش را دارند. مسلم این است بخش بسیار بسیار کوچکی و فرصت طلب مخالفین به این پیشکش های مادی جواب مثبت خواهند داد اما تأثیرات جانبی این پیکش دولت کشنده و خراب کننده است. اگر تقسیم بندی حکومتی را قبول کنیم برای شان باید خاطر نشان سازم که این حالت و کسانی که برای پول و چوکی به مفاهمه حاضر شوند آنها میتوانند برای پول و چوکی دست به اعمال خطرناک بعدی دیگر نیز متوصل شوند. بیاد باید داشت که مخالف خوب در کابل نشسته و در پارلمان دست بالا و پایین میکند. جنگ را به اساس تقسیم بندی حکومتی همان مخالف بد میکند. لذل به این تدبیر و این پیکش منحیث برنامه عمده متمرکز شدن امر خطاء و غیر دقیق. سوال مطرح میگردد که مشکل افغانستان قبل از همه مشکل سیاسی است، یا اقتصادی و نظامی؟ به فهم ما مشکل افغانستان قبل از همه مشکل سیاسی است تا اقتصادی و نظامی. لذا تکیه کردن به پیش کش های اقتصادی و نظامی مشکل ما را حل نمی کند. سوال مطرح میگردد که مفاهمه، مصالحه و مذاکره به چه معنا است؟ و مذاکره و مصالحه با کی؟ مصالحه وگذشت در برابر چه؟ حدود وثغور این گذشت چیست؟ سوال مطرح میگردد آیا گزینه و الترناتیف خوب دیگر غیر از مصاله و مذاکره تعریف شده وجود دارد؟ علت تشویش مردم و علت ترس از مذاکره و مفاهمه در چه نهفته است؟ مسلم این است که حد اقل مردم و کشور ما دربیشتر از سه دهه اخیر قربانی جنگ خانمان سوز گردیده، میدان مسابقات و زور آزمایی های دیگران شده و قربانی دادند. در موارد هم فرصت های خوب ازدست رفت. آنها ﺋیکه توانایی فکری، فهم مسلکی و احساس خدمت به وطن دارند تا حال به نیرنگ های زمانه آنقدر آشنا نه شده و یا نمی خواهند به نیرنگ های زمانه آشنا شوند تا در تعیین سرنوشت کشور سهم داشته و فهم خویش را درین راستا مؤثر بخرچ داده بتوانند. انسانهای های چالاک و فریب کار توانسته اند با بدست آوردن اعتماد مراجع معیین بین المللی و به هر در و دیوار زدن و به هر قیمت خود را به این جاء و آنجا رسانیدن، امکانات و شرایط مالی و مادی و سیاسی را بدست اوردند اما کار خدمت برای ملت و توانایی حل مشاکل راندارند. بخش از اراده های خوب و بخش از افراد مستعد در سیستم بد کار از دست شان ساخته نیست. به هر صورت واپس به صورت مشخص به امر صلح، مصالحه و مذاکره و فهم ما در مورد. زمان ثابت ساخته و ثابت خواهد ساخت که یکه تازی و سیستم های توتالیته راه حل نیست. به موفقیت های زود گذر نباید مغرور شد. مسلم است که تا زمانیکه در ستیج سیاسی کشور نماینده های نیرو های واقعی جامعه موجود نباشند در آن کشور و جامعه صلح دوامدار قایم شده نمیتواند. مسلم این است که ستیج سیاسی کشور خلا ها و شگاف های عمیق دارد. ستیج سیاسی کشور جوابگو واقعیت های جامعه نیست. توازن در ستیج سیاسی کشور وجود ندارد. ما برای بیرون رفت ازین وضع چه گزینه های در پیش داریم: مثلا ارزش، نسخه و برنامه داریم و برای تحقق آن کار میکنیم. مقابل و یا گرو ه های سیاسی دیگر نیز در جامعه ما ارزش ها و برنامه های دارند و برای تحقق آن کار میکنند. ما بخاطر تحقق برنامه های خویش میتوانیم با سلاح، با تفنگ و تانک ویا هم با قلم، با عقل و منطق و راه مردمی و قبول شده جوامع بشری کار کنیم. هدف رسیدن به صلح پایدار و ختم برادر کشی و اعمار جامعه مرفه وانسانی. هدف جستن و پیروی از راه های که زمینه های حاکمیت بر قلب ها را آماده سازد. هدف تجرید عناصر که خراب کار و فتنه گر اند از ملت ومردم. هدف قطع دست بیگانه و امکانات عملی شان. هدف صلح مستند بر اصول انسان قابل قبول برای انسان. هدف توافق بر قواعد زندگی مشترک در کشور مشترک ما و روشن ساختن قواعد زندگی مشترک سیاسی در عین حال که تفاوت در نسخه ها وجود داد. وسیله مفاهمه، مذاکره و مصالحه. وسیله عقل، منطق انسانی، علم و برخورد فرهنگی، تدبر و تعقل و تفاهم نیک. درین راستا قابل دقت است اگر ما مثلا خود را یگانه موجود و واقعیت سیاسی کشور بدانیم و برای تحقق برنامه و مشی خویش مثلا بر پا کردن مثلا امـــارت اسلامی اولتیماتم و شرط نهایی بگذاریم یا راه ما را همه ملت قبول کند یا هم بمب میگذاریم و از سلاح استفاده میکنیم تا اهداف خویش را برآورده سازیم. ما و یا عده به این معتقدیم که دین از سیاسیت جدا و ما نظام سیکولار میخواهیم و حق قضاوت تمام ملت را به خود متعلق ساخته و از همه میخواهیم که از ما پیروی کنند و این را آزادی بهتر، دیموکراسی و تجویز(تطبیق) آنرا برای همه و کشور خویش میکنیم. ما و یا عده میگویم که مردم ما مسلمان است و حکومت دیموکراتیک باید از همان ارزشهای دفاع و حمایت کند که ازرشهای مردمی است و این واقعیت را همه بدون قید و شرط قبول کنند در غیر آن افراطی است و باید به زندان گسیل شده و مورد پیگرد قرار گیرد. این و چندین روش، اندیشه، نسخه، تفکر و راه های حل برای مسایل مطروحه کشور و امرصلح. حالا سوال مطرح میگردد که آنهاﺋیکه برنامه های را مطرح کرده اند برای تحقق آن چون ازطریق مسالمت آمیز، انسانی و متمدن امکانات تحقق ندارند و به سلاح دست برده اند و خود را کل واقعیت جامعه میپندارند نه جزء چه راه را باید در پیش گرفت. یکسره زور و تفنگ. پس فرق خوب و خراب و فرق عاقل و نادان، فرق هوشیار و کم فکر در چه شد؟ راه که باید با نظر و موضع که غیر از موضع و نظرماست و در مقابل ما قرار دارد - تا پایان مسلحانه جنگید تا به نابودی یکی بانجامد و یا هم راه نشست و پیکش کردن صدای صلح نه به معنی گذشت از اصول بلکه برای توافق ممکن به امر خیر. توافق مبنی براینکه بیاﺋید در مورد خانه مشترک و کشور خویش با هم مصالحه، مذاکره و تفاهم نمایم که برای صحت و عدم صحت، برای گرفتن اتوریته سیاسی صحت و یا هم عدم صحت اندیشها و نسخه های خویش عوض سلاح گرفتن و استعمال زور به ملت مراجعه کرده - از روش های حیوانی نی بلکی متمدنانه از وسایل که بشریت به آن بعد از پیچ و خم های زیادی متوصل شده و رسیده و مطابق به آیه متبرکه - و امرهم شورا بینهم – کار و امور مسلمانان دربین شان به مشوره حل و فصل میشود – عمل نموده و از برادرکشی و خراب کاری دست برداریم. پس مصالحه، مذاکره و مفاهمه گذشت از اصول نیست. قبول و یا رد طرح و روش مقابل نیست. به قدرت رساندن کسی در افغانستان نیست. دادن چوکی دولتی و گرفتن آن از مرجع که صلاحیت آنرا ندارد - نیست. تقسیم پول و رشوه نیست. توافق بر بریدن سر و دست به کارد و چاقو تیز و کند (بضم کاف) نیست. توافق به آی اس آي و القاعده نیست. مصالحه بخشیدن خون احمد برای محمود از جانب حامد که شخص ثالث است نمیباشد. مصالحه پروسه است که تنها و تنها به صدور فرامین تحقق نمی یابد. مصالحه سیاسی به چل و فریب و نیرنگ ممکن نیست. مصالحه با اقدامات عملی وریالستیک برا خدمت به امر خیر و خدمت به خلق الله و با هوشیاری و تدبر و بازگرداندن اعتماد از دست رفته ممکن است. مذاکره و مفاهمه بین الافغانی نشستن به دور میز مذاکره و توافق بر قواعد بازی و کار سیاسی خود افغانها است تا با استفاده و توصل به راه های متمدنانه به اندیشه های که ما آنرا خیر، درست و انسانی تلقی میکنیم – راه و قواعد عمل کرد سیاسی خود را روشن و متمدن سازیم. مردم ما مسلمان آند و انشاء الله تعالی همان راه را انتخاب خواهند کرد که مطابق به شفارش علما ء و روحانیون ما مطابق به رهنمود های قران کریم و سنت نبوی (ص)باشد. این است فهم ما از مذاکره و مفاهمه. این است فهم ما از مصالحه. مسلم است که درین راستا روشن ساختن اصول عمده و اساسی و حد اقل های که باید تخطی از آن ممکن نباشد نیز ضرورت است. به فهم ما پا فشاری کردن برین که حتما و حتما باید همین قانون اساسی با دهها نقص و خطاء که دارد را با ما قبول کنید و پاء فشاری بر خروج نیروی های خارجی که با تمام جوانب عملا وجود دارند ویا هم تعیین سکیجول زمانی درین رابطه قبل از آغاز مذاکره - دقیق و حتم نیست. این پیش شرط های اند که سبب ایجاد مشکل میشوند. بر ما افغانهاست که بدون قید و پیش شرط ها با هم نشسته و از هم دیگر شناخت و مطالبات خویش را تکمیل کرده وبر اصول قبول شده که تخطی از آن برای هر افغان ممکن نیست برای خدمت به مردم و روشن ساختن قواعد بازی مشترک کار کنیم. قانون اساسی موجود باید تغییر کنید اما از طریق متمدن. نیرو های خارجی موجود با تمام جوانب باید به کشور های خویش باز گردند اما باید برای آن باید عملا کار لازم کردن ضرورت است. به فهم ما مصالحه و مذاکره با طالبان به معنای به قدرت رساندن آنها در افغانستان نیست. این صلاحیت ملت است. مصالحه با طالبان مواجه کردن و درمیان گذاشتن اندیشه و راه های حل مسایل مطروحه کشور به پیشگاه مردم ما ست تا آنها انتخاب کنند. اکثریت قریب به اتفاق مردم ما مسلمان اند. باید به اسلامیت و ایمان مردم ما ایمان داشت. بگذار ملت انتخاب کند که شناخت و تعبیر که حرکت طالب از مسایل اسلامی دارند برداشت ونسخه درست و راه حل درست مسایل وکشور ماست ویا هم فهم دیگر. ضرورت است تا امکان آنرا فراهم آوریم که در کدام نقاط همین حالا توافق کرده میتوانیم؟ در کدام موارد به آراء وسیع ملت مراجعه شود و در کدام موارد توافق بعدی صورت گیرد؟ ما گذشته را نه خریده میتوانیم، نه پاک کرده میتوانیم و نه هم تغییر داده میتوانیم. ما انسان ایم، فهم و درک و شناخت خویش را همه روزه تکمیل میکنیم. کامل ذات الهی است. به فهم ما گروه – حزب و سازمان را مبنی بر معیار ها و شناخت دیروز مبنی براینکه (حکمتیار آشتی ناپذیر است! روزنامه هشت صبح مؤرخ ۴/۲/۲۰۱۰)آن و یا این آشتی ناپذیر است - ادعای است که شتابزدگی از آن کاملا هویدا است. از جانب دیگر ما منحیث تبعه کشور حق داریم نظر، تشویش و شناخت خویش را ازین و یا آن حزب، سازمان و حرکت بگوﺋیم. برماست تا به اساس (اگر بینی که نابینا و چاه است – اگر خاموش بنشینی گناه است) عمل کنیم. این حق ما است که به نظر و نسخه و راست بودن آن ایمان داشته باشیم. اما ما حق نداریم که نظر خویش را بر دیگران تحمیل کنیم. ما منحیث تبعه کشور حق نظر خویش را داریم. اما منحیث مسؤل امنیتی و صلاحیت دار حکومتی حق نداریم معیار نظر وراه خویش را با استفاده از پست دولتی بر دیگران تحمیل نموده و به متر و اندازه گیری ما کسانی که موافق نیستند آنها را مورد تعقیب و پیگرد قرار دهیم. با عین روش حد اقل گستاخانه حق قضاوت و انتخاب دیگران را به خود انتقال میدهیم. روش که اکثریت حاکمیت های استبدادی در تاریخ کشور ما و کشور های دیگر جهان نمودند و مینمایند. کشور ها و نیرو های خارجی به شمول حکومت عربستان سعودی و تمام منابع خارجی در کشورما استراتیژی های خویش را دارند و در اکثریت و حتی تمامی موارد منافع خویش را اولویت خواهند داد. عده شان با ما کمک خواهند کرد تا این جنگ را تا اخیر دنبال کنیم. اما بر ماست تا با هوشیاری و زعامت نیک و مدبر خود و مردم خود را بالاخره ازین تهلکه نجات دهیم.
اینکه لجام و زمام امور افغانستان در یک معامله ای به کشور مردمی چــیــن سپرده خواهد شد و یا هم پاکستان نقش تعیین کننده را در سر نوشت کشور و مردم ما خواهد داشت چـیزی است که زمان جواب آنرا خواهد داد. بر ما ست تا ازین هم دیـر نه شده ما خود بیدار شده با تفاهم بین الافغانی مصالحه و مفاهمه خیر به مفهوم بالا زمام امور خویش را و ابتکار عمل را بدست خویش بگیریم و مردم خویش را ازین ظلم و تعدی نجات دهیم. ان الله لایغیروا ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم - خدای هم نه بدلوی حال د هغه قوم – څو چه خپل حالت بدل نه کړی په خپله. فاعتبروا یا اولابصار
|
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
تاجیــــکان درگــذرگـــاه تــاریـــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
یگـــانگی زبـــان فــارســی
پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)

پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)
درخراســـان(افغــانســـتان)
دکتر صاحبنظر مرادی
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین











