Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

عــلامــهء کــه عــالم نبــود PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - مـــذهبـــی
نوشته شده توسط امید اسلامی   
دوشنبه ، 19 بهمن 1388 ، 13:07

«حقیقت مولانا عطاء الله فیضانی و پسرش معتصم بالله مذهبی»
(بخش اول)
بنام خداوند بخشنده ای مهربان، درود بر روان پاک سرور عالم محمد مصطفی صلی الله علیه و علی آله و سلم.
پیامبر صلی الله فرموده اند: سکوت کننده از گفتن حق شیطان گنگ است. حدیث شریف

نه در هر سخن بحث کردن رواست
خطـــا بر بزرگـــان گرفتن خطاست

 

بنا بر مضمون بیت بالا اصلا نباید انسان بر بزرگان و دانشمندان مسلمان که از آنها لغزشی سر زده باشد، خرده بگیرد به خصوص آنهایکه شهادت را در راه دین و اسلام بجان خریده اند.

اما اگر خطا در حدی باشد که علوم اسلامی و قوانین شرعی را خدشه را ساخته و خود را رهنمایی انسان ها بنام اسلام بداند، بر  فرد مسلمان و آگاه واجب و وظیفه ای ایمانی و اسلامی او است که حقیقت را باز گو کند و اذهان مردم را از حقیقت آن آگاه سازد. به خصوص زمانی که انسان کاملا متیقن باشد که جریانی دارد بنام دین تیشه بر ریشه اسلام می زند.

من این خطوط را نه به خاطر نقد بر مولانا فیضانی و یا آثار او که حاوی بسیار ادبیات ناشیانه و خطا های علمی است می نگارم. بلکه بخاطر  که امروز عده ای تحت نام این آدم مجاهد  (مولانا فیضانی)  از نبشته های او یک حقیقت کاذب ساخته اند و آن را بنام یگانه منبع فهم درست قرآن و اسلام به نشر می سپارند و گروهی کاملاً بی خبر از دین در تحت این چتر دارند هم به دین و هم به ملت مجاهد افغانستان بزرگترین جفا را مرتکب می شوند.

 

درین بحث به توضیح نقاط ذیل می پردازم:

1ـ مولانا فیضانی، مبارزه، جهاد و شهادت ایشان.

2ـ معتصم بالله مذهبی و رووش او.

3ـ نادانی و نفهمی پیروان معتصم بالله مذهبی و مغالطه های علمی ایشان اندر باب تبلیغ دینی.

4ـ پایه های علمی آثار  مولانا فیضانی.

5ـ پاسخ های عجیب و غریب، یا بی سر و ته ایشان.

 

*********

حقیقت مولانا فیضانی:

به یاد داشت منابعی که از جانب پیروان مولانا فیضانی نگاشته شده است و به اتکاء به نگاشتهء داکتر شمس الحق آریانفر که بخش هایی از آن در پیام مجاهد به نشر رسیده است؛ مولانا عطاء الله فیضانی فرزند میا خیر محمد در 12 حمل 1302 هجری شمسی در قندهار افغانستان زاده شده است.

او در سال 1327 وظیفهء معلمی خود را رها نموده و گوشه گیری اختیار کرده و در این مدت به عبادت، دادن تعویذ و اوراد هم مصروف بوده است.

بعدتر او راه مبارزه بر ضد رژیم های فاسد و استبدادی شاهی را اختیار نمود و با جرأت و شهامتی که داشت بسیار شهرت یافت. او در این مدت بنا بر احساسات اسلامی که داشت به نگاشتن هم آغاز نمود، کتب و آثار متعددی که از آن به 52 اثر نامبرده می شود از خود بر جای گذاشت.

در رابطه با ارزش علمی آثار باقی مانده در بخش خودش بحث مختصری خواهم پرداخت و ضعف های علمی این آثار را انگشت خواهم گذاشت.

 

روایات متواتر از راویان موثق و زنده در بارهء مولانا فیضانی:

مولانا فیضانی با علمیت اندکی که داشت سرشار از احساسات و جرأت اسلامی بود. همین امر باعث شده بود که او باجرأت تمام از خطا های حکومت های فاسد و ظالم وقت انتقاد کند و با شدید ترین لهجه آنها را رسوا نماید . مثلا:

1ـ باری او به خاطر چاپ کردن یکی از آثارش نزد وزیر اطلاعت و کلتور وقت رفت بود، وزیر اطلاعات با چاپ نمودن اثر اوموافقه نکرد و برایش جواب رد داد. با وزیر جر و بحث نمود و در حین مشاجره وزیر برایش گفت: تو نمی دانی که من از جنوبی هستم؟ مولانا در پاسخ گفت: رخشانه (آواز خوان مشهور) هم از پکتیاست. از آنجا بودن به معنای خوب بودن نیست. و چند کلمهء رکیک دیگر هم نثار وزیر نمود.

2ـ در مسجد پل خشتی او از زمرهء علمای بود که بر ضد رفع حجاب به تحصن نشست و سخنرانی ها بسیار آتشین کرد. او از لهجهء غیر متعارف و بسیار شدید کار می گرفت، وبعضا الفاظ رکیک استمعال می کرد.

او علاوه از تندخویی بسیار خوش طبع هم بود، بخصوص وقتی که کارش به کسی بند می بود.به گونهء مثال:

3ـ وقتی که او یکی از آثارش را می خواست در مطابع دولتی به چاپ برساند، تأیید چند نفر از علمای اسلامی که مسئول بر رسی آثار قبل از طبع آن بودند، برای چاپ اثر ضروری بود. او به یکتن از علمای مشهور افغانستان و حتی جهان اسلام، که هنوز در قید حیات هستند، بسیار تملق و زاری کرد که او این اثر را تأیید کند. ولی این عالم زیر بار نرفت و برایش گفت: این اثر تو همه اش پر از اغلاط علمی است و من نمی توانم این کار را کنم.

4ـ وقتی در زندان یکی از استادان مشهور افغانستان که هنوز زنده است و برای خودم نقل کرد، یکی از آثار او را خواند در آن اغلاط زیادی دید، از جمله اینکه ـ او همیشه خداوند را دراثرش به کلمهء شما مورد خطاب قرار داده بود ـ . استاد از مولانا سوال کرده که کلمهء شما جمع است و نباید به ذات واحد لاشریک استعمال شود و غیر از خود  خداوند بندگان اجازه ندارند که خداوند با کلمهء شما مورد خطاب قرار دهند. باید به خداوند تو استعمال شود، نه شما!

همچنان اغلاط دیگری که در ترجمه های آیات متبرکه رخ داده بود. مولانا در پاسخ استاد گفته بود: جا هایی را که می دانی اشکال دارد، اجازه داری اصلاح کنی.

5ـ من در دانشگاه از پوهاند نعمت الله شهرانی، از پوهاند داکتر محمد موسی توانا و چندین نفر استادان و علمای مشهور دیگر افغانستان که فیضانی صاحب را از نزدیک می شناختند، در رابطه شخصیت او پرسیدم؟

همه متفق القول بودند که؛ فیضانی صاحب آدم با جرأت، مجاهد و مبارز بود، ولی عالم و دانشمند نبود. تا جایی که من می دانم، داکتر عبدالستار سیرت هم همین نظر را تأیید می کند.

 

از مولانا فیضانی به گفتهء پیروان فرزندش معتصم بالله مذهبی 52 اثر بر جای مانده است و 6 نسخه از آثار ایشان نزد من است:

1ـ سوالات عمومی. 2ـ خودشناسی و خدا شناسی. 3ـ جمال و کمال صانع در مصنوعات. 4ـ انسان و اسرار قرب. 5ـ انسان و فلسفهء امتحان. 6ـ اسرار خلقت تا بارگاه  عظمت.  7ـ الفبای اسرار قرآن.

این کتب در سایت مربوط ایشان که از جانب پیروان معتصم بالله مذهبی نشر می شود وجود دارد و هر کس می تواند آنان را بدست بیاورد.

بهر صورت مولانا از احساسات پاک اسلامی و از برخورد شدیدش با مقامات شاهی به روایتی هفت بار به زندان رفت و در آخرین بار در سال 1358 هجری شمسی توسط دستگاه جهنمی خاد در زمان حفیظ الله امین به شهادت رسید. سوانح مفصل ایشان در سایت «دانشنامهء آزاد ویکی پیدیا» تحت نام ایشان قابل دسترس است.

هر چه بود شهادت مولانا را خداوند قبول فرمائید و تا اینجا که خلاصهء زندگی او خوانده می شود غیر از خطا های علمی در آثارش، از او خطای بزرگی سر نزده است و اگر در باطن چیزی باشد خداوند ایشان را مورد عفو و مغفرت خود قرار دهد. آمین یا رب العالمین.

بعبارت دیگر، مشکل ما با شخصیت جهادی و مبارزاتی ایشان نیست، بلکه با آثار او و پیروان معتصم بالله است که تحت چتر این آثار خرافه پخش می کنند.

 

**** *****  *****

 

حقیقت فرزند مولانا فیضانی (معتصم بالله مذهبی):

سال 1368 یا 1367 هجری شمسی، محفل یادبود 24 حوت سالروز قیام مردم مجاهد هرات در برابر رژیم کمونستی و شهادت بیش از 25 هزار مردم بیگناه این شهر بدست جلادان کمونیزم، در دفتر مرکزی جمعیت اسلامی افغانستان در چمکنی پشاور تجلیل می شد.

من در آن محفل حضور داشتم. در جملهء سخنرانان از شخصی نامبردند، به نام استاد معتصم بالله مذهبی فرزند مولانا عطاء الله فیضانی، او به منبر خطابه رفت و سخنرانی کرد. علاوه از اینکه سخنرانی او بسیار عادی و عامیانه بود، او در آخر سخنرانی خود این دعای مشهور را از روی ورق خواند. «اللهم اهدنی فی من هدیت و تولنی فیمن تولیت و....» وقتی به این نکته رسید (فإنک تقضی و لا یقضی علیک...) او این جمله را بر عکس خواند. «فإنک لا تقضی و یقضی علیک...»

من چون محصل صنف اول دانشگاه بودم و زبان عربی می فهمیدم، دانستم که این جمله را غلط خواند و آنهم از روی ورق.

علاوه از اینکه چیزهای قبلا از او شنیده بودم … برای من سئوالی پیدا شد که؛ این استاد یک دعا را از روی ورق می خواند و آنهم به این غلطی فاحش؟

من این امر را به لغزش زبان حمل کردم و قناعت نمودم. بعداً و در سالها مستدام چندبار متوجه شدم که، این استاد هنوز هم این ورق را با خود دارد و این دعا را همانطور که بود، غلط می خواند. امرزو هم اکثر کسانی که معتصم بالله را می شناسند، می داند که معتصم بالله از علوم اسلامی چیزی نمی داند.

با چند تن از استادان خود در مورد صحبت کردم، ایشان گفتند: این آقا نه استاد است و نه تحصیلات دارد و همین قسم بنام مولانا فیضانی دارد نان می خورد و بس!

قابل یاد آوری می دانم که بعد از این واقعهء در چمکنی سخن های زیادی هم سر زبان ها بود که، معتصم بالله مذهبی مدرسه و کتاب خانه ای بنام (مدرسهء توحید) ساخته است و در آن محیط کار های خلاف شرع و بدعت های خود ساخته انجام می دهند. سخنان بسیار شنیع شنیده می شد. از جمله اینکه دختران نامحرم را در محافل خود می آورند و به زعم اینکه ما دیگر قوای شهوانی و حیوانی خود را کشته ایم و به نا محرم میل نمی کنیم با آنها نشست و برخواست می کردند. والله اعلم؟

در سال 1369 فتوا و فیصله ای از جانب مجمع علمای جهاد در یک رساله ای کوچک با امضای دهها تن از علمای مشهور جهاد به نشر رسید که در آن از حقیقت کار معتصم بالله مذهبی و کار های که او بنام دین پرده برداشته شد.

در آن رساله اول به عملکرد های ایشان و پیروان ایشان پرداخته شده بود و در نهایت کار های آنها را خلاف شرع پنداشته و مردم و مجاهدین را از رفتن به آن مراکز و مدرسه منع کرده بودند. حتی به تکفیر و خرافی بودن آنها هم تأکید شده بود. شما می توانید این رساله را همین حالا هم در کتابخانه های قصه خوانی بدست بیاورید.

درست سه سال بعد از این واقعه، یعنی در سال 1372هجری شمسی، وقتی که من در یکی از دانشگاه ها در پشاور به صفت استاد تعیین شدم، دوباره به پشاور رفتم. روزی در دفتر جریدهء مجاهد مربوط جمعیت اسلامی که هنوز فعالیت خود را ادامه می داد، با یکی از دوستان خود انجنیر... برخوردم. او کتاب خودشناسی و خداشناسی مولانا فیضانی را با خود داشت و برایم قصه نمود که در دفتر معتصم بالله مذهبی کار می کند. این امر برایم بسیار تعجب برانگیز بود؟

در آنزمان که تمام کمک ها به مجاهدین قطع شده بود و جهان دیگر از پشتوانهء جهاد دست کشیده بود و دفاتر مجاهدین به کمبود بودجه و پول مواجه بود، انجنیر برایم حکایت کرد که او ماهانه پنج هزار کلدار که در آنزمان پول کلانی بود از این دفتر معاش دریافت می کند.

چون انجنیر صاحب … دوست و شناس من بود، برایش از حکایت ها و فتوا های علماء در سال 1369 گفتم و اینکه خود او از این امر خبر دارد. در اول انجنیر پافشاری می کرد که چنین نیست و معتصم بالله دارد بخاطر قرآن و خدا خدمت می کند.

در استدلال خود و بخصوص اینکه در این وقت که مجاهدین اصلا چیزی کمک از خارج دریافت نمی کنند، همه دفاتر دارد بسته می شود و معلمین مکاتب معاش ندارند، معتصم بالله مذهبی چگونه این مقادر هنگفت معاشات را برای صدها نفر از پیروان خود تهیه می کند؟

انجنیر از بعضی راز ها پرده برداشت و اعتراف نمود که، معتصم بالله در هر ماه چندبار به امریکا می رود و این کمک ها را از آنجا دریافت می کند. بالآخره بحث ما به پایان رسید و انجنیر هم قناعت کرد که در این حالت بی روزگاری بخاطر این پول نزد مذهبی کار می کند، ورنه با عقاید و کار های او هیچ سازگاری ندارد.

اینجا بود که شک و گمان بنده در رابطه با (مدرسهء توحید) معتصم بالله مذهبی و دریافت این کمک ها از جای نا معلوم زیاد شد به خصوص از شهرتی که روز به روز به او داده می شد و عناوین استادی، مرشدی و... آنهم برای کسیکه نه دانشگاه رفته بود، نه علوم اسلامی می دانست و نه هم کارهایش عادی بود؟

 

دیگر داشت همه چیز را واضح می شد که معتصم بالله که است و برای چه کار می کند؟ این یکی از شیوهء های منابع مشبوه غربی و ماسونیت است که؛ برای مراکز و اداراتی که بنام اسلام در کشور های اسلامی کار می کنند و دارند تحت چتر اسلام خرافات و بی راهه را در میان امت اسلامی نشر می کنند، پول و مال زیادی اختصاص داده می شود. تا استعمار با این کار از اسلام واقعی مکتبی و انسانساز و گویا به زعم غربی ها اسلامی سیاسی جلوگیری کند.

امروز غربی ها صدها مرکز تصوفی خرافی، شرک گونه و... را در مغرب عربی (مصر، الجزائر، تونس، المغرب و دیگر کشور های اسلامی تمویل می کند و در جنوب آسیا این مراکز را در رویارویی با اسلام اصیل و برخواسته از قرآن و حدیث قرار می دهند. در مالیزیا، اندونیزیا، پاکستان، هند و… وضعیت به همین منوال است. حتی قادیانیت برخواسته از همین دسیسهء استعماری است که امروزه بزرگترین مرکز تمویل و تطمیع آن در انگلستان است.

از آن زمان تقریباً  20 سال گذشت و بعد از یورش غرب به افغانستان و سقوط طالبان متحجر، یکبار دیگر سر و کلهء استاد معتصم بالله مذهبی در افغانستان پیدا شد، با همان پول های هنگفت و بی نام و نشان و با همان افراد و پیروان بی سواد و طوطی های پرگوی و بی علم. ولی اینبار به شکل سیاسی آن و تا حد کاندیداتوری به ریاست جمهوری افغانستان!

باز هم عده ای را در کابل دیدم که دنبال همان معاشات چند صد دالری به این مقام در رفت و آمد هستند و هر ماه محافل مجللی در دبی، امریکا و افغانستان از اینها دائر می شود.

از همهء بدتر اینکه این گروه در برنامه های مختلف رسانه ای و از جمله سایت پالتاک، دهها نفر را گرد خود جمع می کنند و چند نفر طوطی وار کلمات تکراری و بی ربط را سر هم می کنند و تحت نام، ـ خود شناسی و خدا شناسی ـ به خورد مردم می دهند.

 

حقیقت پیروان امروزی معتصم بالله مذهبی:

اشکالات که بر این گروه وارد است، قرار ذیل می باشد:

1ـ اینها القاب و اوصافی را به مولانا فیضانی پیوند می دهند که در خور شأن او نیست، مثلا؛ علامه دهر، علم او فوق علوم است، نابغه و...

چون تا حال که در این نزدیک به سه دهه من هر بار که آثار ایشان را مرور کرده ام، هیچ ورق و صفحه ای از این آثار را خالی از اغلاط علمی، ادبیات ضعیف و غیر معمولی و یا هم جمله های بی مبتداء و خبرنیافتم.

بدتر از این؛ ترجمه ها و شرح های آیات قرآن کریم است که بدون محل آن و به رای و زعم خود تفسیر کرده است. حتی ترجمه های ابتدایی آیات هم غلط نگاشته شده است و تکرار این اغلاط در هر کتاب نشان می دهد که، مولانا در مسائل ابتدایی علوم تفسیر بسیار ضعیف بوده است. من این بحث را در (حقیقت علمی آثار مولانا) با ارائهء نمونه هایی از خود آثار، بیشتر خواهم شگافت.

 

2ـ پیروان معتصم بالله در محافل و گردهمایی  های رسانهء و مباشر خود از آثار مولانا فیضانی پاراگراف هایی را نقل می کنند و آن را اولین کشف علمی از قرآن، بی بدیل و تراوش ذهن نابغه مولانا می پندارند.

اینها تا حال نمی دانند که این موضوعات را دانشمندان اسلامی، صدها سال و حتی هزار سال قبل از مولانا با بسیار ادبیات عالی به رشتهء تحریر در آورده اند که انسان از خواندن آنها به کناره های دریای علم  و معرفت راهیاب می شود. ولی پیروان معتصم بالله مذهبی، چون اکثرشان علوم اسلامی نمی دانند، فکر می کنند که این اولین و آخرین کشف قرآنی است که غیر از مولانا فیضانی کسی آن را انجام نداده است. حال اینکه این مطالب در خود افغانستان در کتاب (تجلی خدا در آفاق و انفس) تألیف علامه صلاح الدین سلجوقی، به هزاران مرتبه علمی تر و عمیق تر تشریح شده است.

با وجود اینکه من این کتاب (تجلی خدا در آفاق و انفس) را با کتاب های مولانا فیضانی مستقیم مقایسه نکرده ام، ولی گمان غالب دارم که مطالب آثار فیضانی صاحب تراووشی از کتاب علامه صلاح الدین سلجوقی (تجلی خدا در آفاق و انفس) است که، مولانا فیضانی مطالعه کرده است و به ادبیات ضعیف و عامیانهء خود تحریر نموده است.

 

3ـ اکثر پیروان معتصم بالله، اسلام را طور متودیک نمی دانند. آنها اکثر شان زبان عربی بلد نیستند، فرق علوم قرآنی نمی کنند، ناسخ و منسوخ، شأن نزول، محکم، متشابه، مجمل، مفصل، توحید، رسالت، احکام، قصص و امثال و باقی بخشهای مربوط به علوم قرآن را آنطور که هست اصلا نمی دانند.

 اگر کسی در این مقولات با ایشان وارد بحث شود، آنها در حیرتی همراه با وحشت می افتند و عاجل دست به توطئه و راه گم کردن می زنند، و بحث را به سیاست و ناتوانی دیگران می کشانند. مولانا فیضانی وطن فروش نبود! مجاهد بود!دیگران این خیانت را کردند! چه کردند و چه شد؟ از این قبیل مقولات بی ربط به موضوع…

من این بخش را تحت عنوان «پاسخ های عجیب و غریب» تفصیل خواهم کرد.

 

4ـ پیروان معتصم بالله مذهبی،  معتصم بالله را در مقامی قرار می دهند که؛ مولانا فیضانی قرار داشت. حال اینکه مولانا فیضانی اگرچند علامه و عالم نبود یک ملای با احساس و مبارز بود که در اول ما از آن به نیکی یاد کردیم.

ولی معتصم بالله مذهبی از علوم اسلامی چیزی نمی داند. دانش اسلامی او در حد مردم عوام است. وقتی از او پرسیده می شود که؛ تو دانشگاه نرفته ای چطور استاد شدی؟ آنهم 22 سال قبل از امروز. این پاسخ بسیار خنده آور را می دهد: مگر یاران پیامبر صلی الله علیه و سلم در کدام دانشگاه رفته درس خوانده بودند؟!

 

معتصم بالله تا همین حالا فرق میان کلمهء (مُحکم) و (مَحکم) را نمی داند و در خطبه های خود  چنین قرآئت می کند « کما قال الله تعالی فی مَحکَم کتابه» حال اینکه؛ باید از نگاه ادب عربی بگوید: فی مُحکم کتابه... چون مَحکم اسم ظرف است و با این تلفظ مَحکم به فتحهء میم، معنای جمله غلط می شود.

او هنوز هم فرق میان حدیث صحیح و ضعیف را نمی فهمد و وقتی پرسیده می شود که چرا لفظ حدیث را غلط می خوانی و یا حدیث ضعیف و موضوعی را روایت می کنی؟

چنین پاسخ شاخدار می دهد: همین بحث ها در رابطه با احادیث صحیح و غلط بود که امروز اختلاف را در میان مسلمانان انداخته است؟! پناه می برم به خداوند بزرگ از این جهلستان معتصم و پیروانش!

 

5ـ پیروان ایشان کتب مولانا فیضانی را در حد قداست ارتقاء داده اند و در مجالس خود هیچ خبری از قرآن، حدیث و دیگر کتب اسلامی نیست. وقتی از ایشان پرسیده می شود که چرا چنین می کنند؟ در پاسخ می گویند: علم مولانا بر پایهء ای بوده است که تا حال دیگر بشر نداشته و شاید امروز مردم حقیقت این آثار را ندانند و صدها سال بعد حقیقت آن کشف می شود.

این دیگر حرفی است فراتر از جنون، خود باختگی و بی خبری!

برای اینکه مقاله را کمی کوتاه کرده باشیم، این بحث را تحت عنوان (پاسخ های عجیب و غریب و یا بی سر و ته» ادامه می دهیم.

 

پاسخ های عجیب و غریب و یا بی سر و ته:

* از ایشان پرسیده می شود که؛ معتصم بالله مذهبی دروس اسلامی نخوانده است و اسلام را طور علمی نمی داند، شما چگونه ایشان را مرشد دینی خود قرار می دهید؟

پاسخ می دهند: مگر اصحاب و یاران پیامبر صلی الله علیه و سلم در کدام دانشگاه اسلامی درس خوانده بودند؟ مگر آنها مفسرین قرآن نبودند؟

* اگر پرسیده شود که؛ معتصم بالله علوم ضروری در رابطه با تفسیر را که همان ادبیات عربی (صرف، نحو، بدیع، بیان، معانی، علم ناسخ و منسوخ و باقی متعلقات علوم قرآن است که به 8 علم می رسد) نمی داند چگونه می تواند به تفسیر آیات بپردازد؟ پاسخ شان همان است که گفتم و یا چیز های از این قبیل… 

 

این بیچاره ها تا حال نمی دانند که، کسانی که همنشین خود پیامبر صلی الله علیه و سلم بودند، در اخذ احکام ضرورت به علم ندشتند و می توانستند مستقیم از جناب شان بپرسند و مشکل خود را رفع نمایند. علاوه از اینکه اصحاب کرام عربهای هم زبان پیامبر بودند و در اخذ احکام و فهم آیات مشکلی نداشتند.

 

با وجود اینهم، بعضی از صحابه کرام حتی در فهم بعضی از آیات اشتباه کرده اند و نزد پیامبر صلی الله علیه و سلم باز گشتند، معنای آیت را پرسیدند و مشکل خود را حل کرده اند.

مثلا در مسئله سحور درماه روزه یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم که آیت حتی یتبین لکم الخیط الأبیض من الخیط الأسود… که همانا سفیدی صبح صادق و سیاهی شب است، گمان تار سیاه و سفید کرده بود، یک تار سیاه و یک تار سفید را در زیر بالشت خود گذاشته بود و سحری به خوردن ادامه می داد، منتظر بود که این دو تار از هم جدا شوند…

وقتی واقعه را به پیامبر صلی الله علیه و سلم حکایت کرد، پیامبر صلی الله علیه و سلم برایش گفت: أنت عریض القفا…( یعنی پشت گردن تو پهن است) این جمله در عربی کنایه از عدم فهم است و یا به کسی گفته می شود ساده باشد.

دیگر اصحاب پیامبر صلی الله علیه و سلم، مثل عبدالله ابن عمر، عبدالله ابن زبیر، عبدالله ابن مسعود، عبدالله ابن عباس رضی الله عنهم که از مفسرین مشهور صحابه بودند، و حتی خود حضرت عائشه صدیقه رضی الله عنها در مواردی زیادی از قرآن کریم برداشتهای  مختلف داشتند… و اختلافات ایشان مشهور است.

اینها همه اش می رساند که در تفسیر قرآن هر کس اجازه ندارد که دست بزند و این علم تخصصی بخصوصی می خواهد.

حدیث شریف است که «کسیکه قرآن را به رای خود تفسیر می کند، جایگاهش در جهنم است» علماء اتفاق نظر دارند که مراد در حدیث شریف کسی است که علوم مقدماتی قرآن را که در بالا یاد آوری شد نمی داند و به تفسیر قرآن می پر دازد. حتی در صورتی که در رای خود به صواب هم باشد. چون بکاری که نمی فهمد و از تخصص او نیست پرداخته است.

امروز پیروان معتصم بالله مذهبی بدون اینکه اندکترین علم اسلامی داشته باشند، کتب فیضانی صاحب را به مقام تقدس به دیگران ترویج می کنند و با قطع و یقین حکم می کنند که، اینها همه درست است و بدون شک معنای اصلی قرآن و توحید همین است و بس.

* وقتی از ایشان پرسیده می شود که، فرق میان حدیث ضعیف و حدیث صحیح چیست؟ چنین پاسخ می دهند: همین فرق گذاشتن میان حدیث و همین صرف و نحو بود که امت اسلامی را به چند دسته تقسیم کرد و مولانا صاحب فیضانی بهمین خاطر وارد این بحث ها نشده است!

هر کس که دارای عقل سلیم وسواد ابتدایی از شریعت اسلامی باشد، می داند که  این پاسخ ایشان چقدر مزخرف، بی پایه و خنده آور است!

* وقتی با ایشان وارد بحث می شویم که فیضانی صاحب آدم مبارز و مجاهد بود ولی عالم و علامه نبود، کتب ایشان نمی تواند جایگاه علمی داشته باشد و کدام کشف جدید در اینها نیست، در هیچ دانشگاه اسلامی جهان هم جایگاه علمی ندارند؟

در پاسخ وارد بحث سیاسی می شوند و از همان چماق خیانت، وطنفروشی، جنگهای داخلی، فلان  رهبر چه کرد و فلان شخص خانه ساخت و… یاد می کنند! یعنی می خواهند با این شعار های سیاسی عوام فریب مقصد و نادانی خود را دور بزنند و مردم را سر گیجه کنند...

در حقیقت ایشان می خواهند آب را گل آلود کنند و ماهی بگیرند. این بیچاره ها نمی دانند که گمراه شدن یک شخص، یک کتله و یا همهء دنیا دلیل علمی بودن آثار فیضانی صاحب نمی شود.چه خوب گفته اند: "ده کجا و درخت ها کجا؟"

 

* در بحث سیاسی هم همان بلدنگ ها و بلند منزل های فلان رهبر و فلان قوماندان مطرح است. اگر پرسیده شود که با وجود بی ربطی این پاسخ به این پرسش، پس آقای مذهبی این پول های هنگفت و مصارف سفرها و محافل مجلل را که ماهانه در امریکا و دبی راه اندازی می گردد از کجا بدست می آورند؟ مگر ایشان چندیدن کمپنی دارند؟ بازهم پاسخی بی سر و ته می دهند!

 

* گذشته از اینکه کدام رهبر چه خیانت کرده است؟ آثار بسیاری از رهبران جهاد افغانستان که اینها از آن ها نام می برند در دانشگاه های افغانستان و حتی در دیگر کشور های اسلامی به عنوان منابع و مراجع علمی مورد استفاده است و از بعضی رهبران جهد به عنوان علمای صاحب نظر در دین نظر خواسته می شود. ولی تا حال در یک مکتب ابتدایی افغانستان کسی آثار فیضانی صاحب به عنوان مرجع علمی و دینی نمی خواند  و اصلا به عنوان آثار قابل خواندن مطرح نیست، تا چه رسد به دانشگاه ها و مراکز علمی. چون دانشمندان افغانستان می دانند که این آثار گفته های اسلامی هستند، ولی در یک سطح بسیار عامیانه و پایین. این آثار با اصول علمی، مثل علوم القرآن، علوم الحدیث و… متکی نیستند.

 

* وقتی از ایشان پرسیده می شود که؛ شما چرا فیضانی صاحب را با این القاب علمی که واقعیت ندارد، یاد می کنید؟ چنین پاسخ می دهند: کسیکه علامه نباشد و عالم نباشد نمی تواند 52 اثر علمی داشته باشد.

این قول بدین معنا است که اگر کسی اثر ندارد نمی تواند علامه باشد، حال اینکه واقعیت خلاف این است. چون امام ابوحنیفه رحمة الله علیه صاحب بزرگترین مکتب فقهی در اسلام و از نوابغ بشریت به حساب می آید، یک کتاب مسند ابی حنیفه با او منسوب است و یکی هم فقه اکبر در عقیده. باقی تمام آثار گرانبهای علمی مذهب حنفی از شاگردان امام اعظم صاحب است.

یا اینکه اگر کسی اثری داشت حتما علامه است! این قاعده هم غلط است. چون اول باید ثایت کرد که این آثار علمی هستند و بعد دعوای علامه بودن بر صاحب آن را نمود. این آثار منسوب به فیضانی صاحب همه آگنده از اغلاط علمی، ادبی و پارگراف های بی معناست. بخصوص ترجمه های آیات قرآن کریم که غلط ترجمه و تأویل شده اند.

* وقتی برایشان غلطی های فاحش این آثار نشان داده می شود؟ چنین پاسخ ارائه می دارند: شما این آثار را نخوانده اید! وقتی ثابت کردی که این آثار را خوانده ای؟ پاسخ می دهند که تو نفهمیده ای! ما هم اول همین طور فکر می کردیم و بعد از سالها مطالعه این آثار را فهمیدیم و در تاریخ اسلام یک کشف جدید است! دلیل می آورند که؛ آثار مولانای روم، کتاب بیدل و … صدها سال قبل نگاشته شده است ولی تا حال بسیاری ها آن را نمی فهمند! 

این دیگر بکلی راه گم کردن و تیر هایی هوایی برای مغشوش کردن اذهان عوام است. چون آثار تفتازانی، ملا صدرا، ابن سینا و دیگر فلاسفهء اسلامی که به مراتب سخت تر از کتب مولانای روم و بیدل است و در جهان بسیاری های هستند که این آثار را فهمیده اند  و به آنها شرح نگاشته اند. حتی مردمانی غیر اهل زبان مثل اروپایی ها  و…  

از سوی دیگر چه کسی گفته است که آثار بیدل و مولانا قابل فهم نیستند؟ به قول ایشان باید صدها سال انتظار بکشیم تا فهمیده شود که مولانا فیضانی چه گفته است؟

این بسیار درد آور است و به این مثل مشهور می ماند (اگر کسی خواب باشد بیدار کردنش آسان است، ولی اگر کسی خود را به خواب زده باشد، بیدار کردنش ممکن نیست»

امروز جامعهء بد بخت ما علاوه با از دست دادن همه دار و ندار مادی اش، گرفتار بیماری مزمن معنوی هم می شود و کسانی برای معرفی دین شان وارد میدان می شوند که الفبای این دین را نمی دانند.

این خطر بزرگتر از خطر جنگ و ویرانی است و شاید چند دهه بعد اینها به نمایندگان دین جدید تبدیل شوند و همانند مرزا غلام احمد قادیانی دعوا های بزرگتر کنند. بعید نیست! چون به تکرار از زبان پیروان مذهبی شنیده می شود که می گویند «علم مولانا فیضانی فوق همهء علوم است و انسان باید بسیار فرهیخته و بجا رسیده باشد که به این مقام برسد. علم مولانا و گفته های او از قدرت بشر خارج است» من عین این جمله را نقل کردم که از پیروان ایشان شنیده ام و کدام تصرف در آن نکرده ام.

* از اول تا آخر در محافل پیروان ایشان بحثی از منابع اصلی اسلام، مثل قرآن، حدیث، تفاسیر مشهور، شروح حدیث، کتب مشهور فقه و… خبری نیست و حتی به ندرت خود قرآن را می خوانند و همین نقل قول و تعریف و تمجید و تقدیس از گفته های مولانا فیضانی است. حتی مجال سخن گفتن در رابطه را به کسی نمی دهند و عاجل وارد همان پاسخ های عجیب و غریب و یا بی سر و ته می شوند.

* این بسیار درد آورد است و علمای افغانستا باید متوجه این خطر شده جلو این مزخرفات و یاوه ها را بگیرند. این کار هم خدمت به خود معتصم بالله مذهبی و پیروان اوشان و هم خدمت به اساسات علمی و مذهبی مردم است. شما می توانید عین چیز های را که درج این مقاله شد شبهای یکشنبه از روم «خود شناسی و خدا شناسی» در پالتاک مربوط پیروان معتصم بالله مذهبی بشنوید.

باقی بحث ما در رابطه با موشگافی در کتب مولانا فیضانی و نشان دادن اغلاط علمی و ادبی آنست که به بخش دوم این مقاله تفویض می شود…  ادامه دارد...

 

**********

(سایت خاوران هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوی این چنین مطالب ندارد، محتوی این مطلب فقط نظر شخصی نویسنده آن میباشد)

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • ناشناس
    آقای امید اسلامی؟؟؟ میفهمی که مشکل شما اخوانیها چیست؟ کبر وخودخواهی! اگر گلبدین و برهانیدن هر بدی بک ند خیر است و انرا بنام خداکرده است. اگر دین را وطن را و مردم را بکشد خیر است برادر قیادی است. اگر نو کری امریکا وانگلیس را بکندو ملیون ها دالر را نوش جان کند خیر است اگر عامل تمام بدبختی های مردم شود خ یر است چون درآخر حکومت اسلامی میخواهد؟؟؟. خدا خو این وطن را از شر شما منافقین رها کند.آمین یا رب الع لمین!
  • شناس!
    همین نگاشتهء شما نشان داد که هر آنچی در رابطه با پیروان معتصم بالله گفته می شود،درست است. چون این مق اله برای دفاع از کدام اخوانی و یا گلب الدین و دیگران نگاشته نشده است، بلکه بخاطر نگاشته شده است که ا غلاط و اشتباهات شما را نشان بدهد. اگر می گویی که فیضانی علامه بود، پس از اشتباهات او جواب بگو! نه دو زدن دیگران. در یک بخش این مقاله هم به همین امر تأکید شده است که؛ وقتی بشما گفته می شود که جاهل هستی د ودارید از جهالت به ریشهء دین تیشه می زنید، شما دنبال دشنام دادن گلب الدین و ملا عمر می روید. ده کج ا و درخت ها کجا؟ من این مقاله را با دقت و چند بار خواندم، براستی فهمیدم که بی طرفانه نگاشته شده است و از کارهای مبارزاتی مولانا فیضانی تقدیر شده است، ولی از جهالت و بی خردی پیروان مذهبی و خود مذهبی پر ده برداشته است. براستی و مسند ثابت ساخته است که شما جاهل هستید، معتصم بالله جاهل است و آثار مولانا ف یضانی همه اش خطاهای علمی و گفته های بی سرو پا است!
    تو هر قدر اخوانی ها را دشنام بدهی، این غلطی ها ا صلاح نمی شوند! بخیر باشی. از جهل بگذر و راه هدایت بجو!
  • خطاب به امید اسلامی و امثالش.




    سلام عليکم ورحمةﷲ و برکاة.
    عزيزان ارجمند وطنداران گرامی ! من اين شخص بنام اميد اسلامی را قطعآ نمي شناسم ولی از نوشته هايش استنباط کردم که از نظر سايکولوژيک شخصيست با عقده های روانی و معلوم ميشود که با کسی دشمنی شخصی دارد . من به آثار علامه فيضانی از ساليان متمادی آشنايی دارم و اين همه اشتباهات قل می يا انشايی را که آقای اميد اسلامی اشاره کرده متوجه شده ام ولی بعد از يک تحقيق مختصر دريافتم که علا مه فيضانی از جمله علمای نبوده که در يک فضای آرام عقب ميز تحرير باﻻی يک کرسی گرانبها نشسته باشد و همز مان صرف چای و يا قهوه ضميمه ی نقل بادامی ، خسته ، پسته ، و کيک و کلچه افکار خود را در قيد تحرير در آ ورده ﺑﺎﺷﺪ . بلکه جناب شان در جريان هفت بار به زندان رفتن و تحت فشار ها و ضرب و شتم بيد ينان جاهل حک ومات وقت اين همه رسايل و کتب خود را که در چی شرايط دشوار و ناگوار نوشته و درتحت چی شرايط توسط ارادتم ندان علامه صاحب فيضانی کشيده شده و در قيد تحرير مجدد درآمده، وبالاخره در اختيار ما افغانها قرارگرفت ه است، ولی در مقابل به جزَ شکنجه و آزار و حبس چه چيز ديگر حاصل شان گرديد، هيچ .( ﻻ نريد منکم جزا ُوﻻ شکورا ... اﻵيه) پيامبران الهی هيچ يک بکدام دانشگاهی تحصیلات عالی نرفته بودند، ولی از جمله با فهم تري ن و عالم ترين افراد عصر خود بودند . اما فيضانی صاحب نه تنها دارای تحصیلات عالی در علم معاش بودند که از علم معاد و لدنی الحمدلله بهره ای کافی داشتند . ولی به اساس تجارب تاريخی بخصوص تاریخ انبيا و اول يای حق اين موضوع معيار زعامت شده نميتواند، اگر کسی به این مسُله شک دارد، شاید در ایمانش خللی باشد. ب ه قول حاقظ شيرين کلام ..
    (نگار من که به مکتب نرفت خط ننوشت ---- به غمزه مسُله آموز صد مدرس شد ). ضمنآ علامه فيضانی از زمره عالمانی نبوده که با سرنوشت وطن، ملت وناموس ملت و اسلام بازی کرده باشد. بر عکس از آثار آنجناب هويداست که ايشان نه تنها درد اسلام عزيز و ملت مظلوم افغانستانرا دردل داشتند، بلکه درد عقب مانی عالم اسلام از پيشرفت های علمی و معنوی و درد عالم بشريت که به وسيله شيطان و نفس اماره چ گونه به گودال بدبختی سرنگون شده ميروند نيزبطور مستدام روح و روان آن جناب را آزرده ميساخت . علامه صا حب اين درد را با اين . الفاظ در قيد تحرير در مياورد .
    "با ديد وسيع عالم اسلام کنونی، چيز فهمان مدرک و صاحب سجايای عالی ايمانی خوب ميدانند " که دوام اين حالت خدای نا خواسته منجر به زوال وحدت و اسلاميت از روی زمين بزودی خواهد گرديد ! پس در چنين صورت چه بايد کرد ای موُمنين و ای پيروان قرآن دس ت ناخورده ی اسلام در روی زمين!؟ آری ! بايد بگويم که تقويه ايمان به سادی ترين صورت، بدون رياضت ميتوا ند اين حاجت ما را برآورده سازد".
    و امثال اين فرمودات بيشماری هست که اين مدعا را ميتواند به اثب ات برساند . آقای اميد اسلامی اشتباهات قلمی يا انشايی را علمی توجيه کرده که به نظر من اشتباه محض است زيرا اشتباهات علمی تا انشايی و گرامری يا دستور زبان کاملاً متفاوت است . بقول موﻻنای گرامی:
    گر حد يثت کج بود معنيت راست --- آن کجی لفظ مقبول خداست
    لفظ را ماننده ی اين جسم دان -- معنيش را در در ون مانند جان
    پس اگر از نظرگاهی ساده انديشانه به آرا ُ بزرگانی چون موﻻنای بلخ و موﻻنا فيضانی که به قالب آثار ادبی و غير آن درآمده نگاه کنيم ظاهر الفاظ و کنايات و قصص و تمثيلات خاطر ما را مکدر خواهد نمود و داوری تيره و غير منصفانه ای در حق آنان خواهيم داشت، مثلاً مواردی رکيک که در مثنوی شريف بکار ر فته و الفاظ عاميانه ای که در آثار فيضانی صاحب به ملاحظه ميرسند کم نيست . و اگر با رويکرد سطحی نگر ب ه مصاف آنها برويم و بستر تاريخی، دﻻيل اخلاقی، ونگريستن مشکلات جامعه ی اسلامی و بشری را بوسيله اين بز رگان و بيدردانه از کنار آنها نگزشتن و در فکر چاره جويی برآمدن آنها را در نظر نياوريم، تصور غلطی از آن خواهيم داشت و شايد مانند اميد اسلامی آنرا در رديف هزليات طبقه بندی کرده، نه تنها خود توفيق بر مرو ر مکرر اين آثار دريافت نخواهم کرد بلکه با اظهار چنين داوری نا ميمون که به آن تصور سست بنا يافته، مان ع بهره مندی ديگران نيز ازين آثارعرفانی -اخلاقی - گرانبهای ميراث بشريت خواهيم گرديد . پس مبادا که ظواهر و صورت های الفاظ و تمثيلات و تشبيهات مايه تصور، معيار درستی و نا درستی اين آثار قرار گيرد. افس وس و هزاران افسوس که آنهمه درد و سوز و گدازو رحم و شفقت را درين آثار ننگريم و به ظاهرالفاظ چنان مست غرق شويم که اصل معنی از نزد ما فرار کند و در نتيجه از آن معانی گهربار و مقوی و مغذی روح و روان انسان که هدف و غايه نهايی ارسال رسل و انزال کتب اند بی بهره بمانيم . افسوس و هزاران افسوس.......
    زما ب ر صوفی و مﻼ سﻼمی --- که احکام خدا گفتند مارا
    وليکن تآويل شان در حيرت افگند --- خدا و جبريِيل و مصطفی را ) "اقبال"
    دکتورامين

  • yawar







    بنام خداوند جان و خرد
    نويسنده عقده مند، خودخواه خدا ناخواه;
    تکبر عزازيل را خوار کرد بزندان لعنت گرفتار کرد
    افسوس بحالت و نفرين برين همه بهتان و افتراات کاملآ بى اساس و ناروايت که در حق علامه فيضانى نوشته يي
    معلوم ميشود که همه اين چرنديات رااز روى عقده حسادت حقارت و عناد شخصى گفته اى که در آن بوى از حقيقت و واقعيت ب مشام نميرسد.
    از خدا نميترسى که اين همه افترآت بي بنياد را باستناد اوراق تاريخ معاصرکشور بر مقدمتر ين مبارزجهادعلمى وعملى راه آزادى اسلامى علامه فيضانى ميبندى و با آموختن نام چند کتاب وعبارت محدود زبان عربى متعصبانه چنان جلوه ميدهى که همه چيز دان شده ئي و ميتوانى بدون کمترين مدرک وثبوت ، مقام ع لميت را فراتر از همه علما جيد وفضلاى دانشمند ،استادان پوهنتون مجاهدان راستين ملت ماقرار داده ،ووقيح انه بالاتراز همه بزرگان دين و ودانش خود را جازده ،در سکوى قضاوت نشسته خدمتگزاران واقعى و علماى عامل دين را قضاوت و ارزيابى نمائى وحتى در بيانات کاملآ دروغ و بهتان آميزت بدون کمترين سند نام عده از بز رگان رانيز تذکردهي؟
    بدان که اين سلاح قباله دارى و تيکه دارى توکه فقط به کل کل زبان خارجى ات خلاصه شده واثر عملى در آن ديده نميشود . ديگرکهنه و فرسوده شده است.الحمدلله و المنه حالا ذهنيت جامعه ما رو شن و بازار مکاره دين فروشان عالنماى چون تو که دين مقدس اسلام رامحدود به زبان و کتب محدودعربى ميکنند سخت به کساد و فساد مواجه گرديده است.
    افسوس بحالت که ديگرزمان عوض شده وبرايت ديرشده است و تو مجال ع وام فريبى را ندارىخوشبختانه سطح آگاهى مردم مسلمان ما روز تاروزبوسيله همين نشرات رشد ميکند و تو چاره جزپذيرش اين واقعيت علمى وعينى ندارى ديگر اسلام به پشاور و کمپ هايش خلاصه نميشود.
    آقاى مفترى آيا ميتوانى اين بهتانات لفظيت راعملآ به اثبات رسانى؟
    اگر راست ميگويي يکبار نقاب از چهره چاکر منشانه ات بردار، خود ،مقام علمي و خدماتيکه تا اکنون غير از توطئه گرى ونفاق افگنى بين مسلمانان آنهم بدستور ا ربابان متعصب خونخوارخارجيت انجام داده اى برشمار ؟
    براستى آيا اصلا کارى ديگرى هم از تو ساخته است؟ خو درا معرفى کن و درجه تحصيليت را برملا ساز. تاخوانندگان بتوانند قضاوت سالم و آزادانه بنمايند کى واقعآ تو شايستگى اين مقام يعنى ارزيابى علما عامل که جان در کف اسلام نهاداند را دارى؟ ومغرض نيستى .در غير آن بهمه معلوم خواهد شد که تو انسان حسودى استى که اين اباطيل را از روى عقده و غرور جاهلانه ات نوشت ه يى و ياشايدهم تو از جمع آنانى که بحکم قرآنکريم فقط حامل کتاب اند نه عامل آن.
    آقاى پرطمطراق عر بى دان که در نبشته ات بدان تظاهرو فخر فروشى مينمائى اين قول معروف حکما رامگر نخوانده اى که ميگويند
    تواضع کند هوشمند گزين نهد شاخ پر ميوه سر برزم ين
    علم چندان که بيشتر خوانى چون عمل در تو نيست ن ادانى
    شايدهم فقط حق الزحمه گيرى و اجيرمتعصبين کور دل لهم قلوب لا يفقهون بها استى؟
    و ياهم طبق فرموده ديگر ذات احکم الحاکمين فى قلوبهم مرضا فزادهم الله مرضا.... مريضى و از شدت امراض مهلک خبث باط نى چون تعصب ،تکبروخشونت که از جمله اعراض عمده مريضان روانى مبتلا به امراض افسرده گى و خودشيفتگى( نا رسوزيم ) است اين همه جفنگ را نوشته و سبب ضياع وقت پر بهاى خود وملال خاطر ديگران ميشوى ؟
    اما بعنوا ن يک محقق تاجاييکه من مطالعه کردام اکثر آثارپربار علامه فيضانى در رد فلسفه ماترياليزم ديالکتيک و رد فلسفه الحاداز طريق علم،منطق و ساينس بزبان عام جامعه مطابق استعداددرک اکثريت ابناى زمانش که در خط پ ائين از سواد و تحصيل قرار داشته اند نوشته شده نه خلق يک اثرتصنعى ادبى نه خودنمايى ادبى.
    تواگر واق عآ درد اسلام دارى در مقابل آنانيکه امروز در لباس اسلام در آمده و مردمت را به عيسويت و يهوديت چى که ح تى بيخدايي کشيده و ميکشانند در فشانى کن وعلميتت را نشان ده.
    بازهم جاى هزاران تاسف و نفرين است برا ين همه سفاهت ، شماطت وديده درآئيت.
    آدرست را برايم بنويس تا کتاب معروف دليل الذاکرين را که جمع غفي ر از علماى متبحروقت چون فاضل گرانمايه عبدالهادى داوى، مولوى عبدلکريم خان حقانى، علامه صلاح الدين سلجوقى، داکترعبدالستارسيرت، استاد خليل الله خليلى و دها تن ديگراز علماى متبحر کشور برآن داوطلبانه ت قريضات آبدار نوشته ودر سال در ١٣٤٥چاپ شده است و هم کتاب مولانا فيضانى در آئينه ياد ها را که جلوه ن ماى نظريات نخبه گان علم و معرفت جامعه ما اعم از علما،فضلا،دانشمندانواستادان پوهنتون منجمله سران ص ديق جهادى کشورچون قاضى وقاد،مولوى يونس خالص مولانا وثيق،مولانا عبدالقدير شهاب و صدها تن علما وفضلاى ديگربوده و در حق آن عارف وارسته ربانى (علامه فيضانى)نظريات مخلصانه و بيطرفانه شانرابدون کمترين نظرد اشت مادىدر کنفرانسهاى ساليانه تحليلى و تجليلى از مقام والاى علمى اين عالم جيد ابراز کرده اند برايت پست کنم .تاباشد که راه را از چاه تفکيک نموده بيجهت موجب ملال خاطر عزيز خوانندگان نشوى.
    ورنه بدا نکه آفتاب بدو انگشت پنهان نميشود تو اگر ميخواهى چون خفاشان شب پرست چشمت را ببندى وآنرا انکار کنى مشک ل خودت است وبفهم که
    چراغى را که ايزد بر فروزد هر آنکو پف کند ريشش بسوزد
    چناچه حوادث و جريانات سه ده اخير کشورگواه عملى ريشه کن شدن پلان هاى نابخرادنه هم ه ايادى ومتعصبان کوردل وکور مغزچاکرمنش و معامله گر شرق وغرب بوده وخواهد بود انشالله.
    ميخواهم توضي ح دهم که متاسفانه منتا اکنون در جمع پيروان معتصم بالله مذهبى نپيوسته ام .ولى علامه فيضانى را خوب ميش ناسم و از نزديک با اوآثار و افکارروشنگرانه اسلاميش معرفت دارم واز سر چشمه فياض انديشه هاى ناب علمى و عرفانيش همواره کسب فيض و معرفت نموده وباين حقيقت رسيده ام که اگر نميتوانم مصدر کارخير بجامعه بشرى گردم نميخواهم بخاطرنيل و دسترسى به اغراض نفسانى از طريق شرارت افگنى و نفاق پيشه گى که منجربه به فتن ه قتل و خونريزى بناحق تحت عنوان مقدس دين ميان مسلمانان ميشود گردم.
    اينست مثال مختصر دريافت حقي قت معرفت دين که علامه فيضانى آنرا بزبان عوام الناس بيان و بقول تورياکارمتعصب عربى دان بيخبر از غنى فرهنگى لسان زيباو شيواى مادريت( درى) ارزش علمى ندارد و مملو از خطاى ادبى است توجه کن
    "-١­ هرگون ه نيکويی که محضاً لله برای آرامی خلق الله کرده شود، سنت ماست.
    ٢ - همه مساعی که برای بهبود اجتماع بع مل آيد و به زير سيطرهء يکتا پرستی صورت گيرد، روش ماست.
    ٣ - در هرجا به هر کس و يا اجتماع که خوبی و م ساعدت را به جان يا مال يا زبان برای خوشنودی او تعالی بدون نظرداشتها بنمايند، سنت ماست."
    خاتمتا درحقت دعاخير ميکنم تا خالق حکيم از شر اين ديو پليد عصبيت ،نفس پرستى، غرور خود خواهى و ديگر نخواهى هر...
  • jyousofzai@yhoo.com
    chira mazmoonam ra kamil nashar nakrdaed naswad shuma ham hami ain naqad bixrd asten.bashre kamil m azmoonam bitrfe tanra sabit sazed
    wasalam
  • ناشناس


    امیدغیراسلامی :
    درین مبحث خودترابه عدم شناخت تان ازمشتاقان ورهروان ودلسوزان جامعه انسانی.اسلامی واف غانی خود یعنی محترمان مربوط به (حلقات دروس توحیدی)(علامه صاحب فیضآنی)آگاه می نمایم که نه تنها از دام نه های بلخ تا پکتیاو وزیرستان جنوبی بلکه از هرات باستان تاقلب کابل و کاپیساوپنجشیرو تخاروبدخشان صدها انجنیروداکترواستادومولوی صاحبان واشخاص خبیروصاحب منطق سلیم راباخوددارند. بلکه به سویه استادان پوهنتو ن هادرسطح کشورویونیورستی های خارج ازافغانستان از(ایشان)دانش آموز هستند.
    و برای مزیدمعلومات شمابایدع رض بدارم که فعلآ شش مرکزفرهنگی فعال درولایات بزرگ ومرکزکشورعزیزما تحت نام این (شخصیت بزرگ معنوی)فعال یت درامورتربیتی واخلاقی ملت بربادشده من وخودت دارند که نهایت لزومی ودرخورتمجیداست.خصوصآ که جیبهای ای ن خدمتگذاران محضآلله ازسکه های اروپائی.روسی وامریکائی ویاپاکستانی پرنبوده ودست وحسابشان درپیشگاه ملت مظلوم وشرافتمندماصاف وپاک است.
    سوم:
    شمابرساده گی کلمات ودانشگاهی نبودن اصطلاحات بکاررفته دررسالت نامه ها(کتب مولفه)نقدنموده اید.
    این ثابت میسازدکه سیرودوران فکرواندیشه شما درادبیات توته توته بشری که توسط چندنویسنده چون تولستوی.چخوف نهایت احمدشاملووچندمداح دیگر دربارشاهی چوکات بندی شده است محصورو عقیم مانده که اگراندکی خودراتکان ندهید.پیغمبربزرگ بشریت راهم که امی است نقدخواهی کرد.افسوس و صد افسو س...
    وانتخاب نام (سوره شریف بقره)هم شایدبه نظرخودت معقول نباشد. چون اصطلاح (سوره گاو)هم بقول خودت د انشگاهی نیست وعامیانه است.
    ودربحث شارحه وکامه گذاری که خودت آنرااصل گرفته ئی باید گفت که چندین سال بعد هابه قرآن عظیم الشان افزوده شده است و در اصل قرآن بزرگ نبوده است.
    چهارم:
    درقسمت کتاب های حجیم که حضرت (علامه صاحب)به آنهااشاره داشته اند هماناکتابهای ارشادی.فقهی.تصوفی ومعلوماتی مروجه درمدارس.مس اجد.تقیه خانه ها.خانقاه هاوکتابخانه هابوده و حقاکه به نسبت سنگینی یک شخص به تنهائ سه تا چهارجلدآنراب دست حمل نمیتوانست.بسادرولایات واطراف شهرهاطالب العلم های عزیزالقدرآنکتاب های سنگین ووزین رابه پشت می کشیدندوباآن همه زحمت فراوان درنتیجه دانش اندک حاصل میکردند.لهذایادآوری ازآن کتاب هااهانت به آن ها نب وده است.
    درانجام بمنظورجلوگیری ازضیاع وقت شماعزیزان کوتاه بعرض برسانم که تقریر.تحریروبیان یک(علامه) تابع وطبق
    متون یک کشورو یایک منطقه واصول زبان نویسی چندادیب وچندمیرزامنحصرمانده نمیتواندواین نمایا ن گرعظمت مطلب ومحتوای عمیق یک علامه اصیل میباشد.
    چه بسابندهاواصولهای استعماری کوتاه اندیشان خود فرو خته چون شماشرمساران دنیاوعقبااست که صراحت هارابه خاموشی کشیده ووضاحت رابه سیاهی وتاریکی سپرده اید ور نه حرف های زیادی به تووسائرغلام شده هانیازاست که بزبان جاری شود.


    م.کانادا
  • کرانی
    واقعامضحکه است،علامه که جای درس نخوانده!!
    حقیقت این است که عده ای جهت مسخرساختن مردم جاهل وبی خبر خو درا بنام پیروبزرگ معرفی نموده میخواهندمیزان درآمدمشان بدون کدام زحمتی باوجش برسد!! نذرانه،پول تعویذ، وغیره.... این گروه اند مردم بی بیضاعت وعلم را براهای گمراهی کشانده ادعای علم خدادادرا میکنند!! ومردم  ما هم که جهلشان پایانترازصفراست باورمیکنند!
  • ناشناس
    کرانی عزیز سلام:
    معلوم میشه که خودت ازاین جریان ارزشمند خبر نداری.
    لطفآ متوجه شو که(جناب علامه صاح ب)بر خلاف افرادی است که شما از آنها یاد کرده اید.
    جناب ایشان در اضافه از پنجاه جلد کتاب عالیترین وم همترین مطالب رابه بحث کشیده اند.
    لطفآ به دانش و بینش عمیق این آثار راموردمطالعه قراردهید. شادمان با شید.
    بهاران
  • احمد



    سلام به همه که ایمان به آیه ان سمع والبصر والفواد کل اولیک عنه مسولا وبه حدیث من کان یومن بالله و با الیوم الخرفلیقوالخیر او لیصمت ایمان دارند. بنده در تعجم از این پیروان قران که خدا ازهمه شان رو گشتان ده و سالهاست که تحت استعمار و استثمار کفار قرار شان داده ولی اینها باز هم به خود نیامده و برطبل نفاق  ودوری میکوبند شمای که علامه فیضانی را میکوبید و شمای که با الفاظ رکیک جواب میدهید آیا میدانید که خد ا در باره شما چی فیصله کرده (ویل) از شما میپرسم آیا به شمادو جانب چی؟ که شخصیت های مبارز وبزرگ چون ع لامه فیضانی را مورد تمجید ویا تنقید قرار دهید شما مثل طفلانی میمانید که در عالم نادانی در مورد دیگرا ن قضاوت میکنید (شاید در مورد من هم قضاوت کنید) بنده آثاری زیادی از رهبران جنبش اخوان المسلمن را خوان دم واقعا درک عمیق ایشان را از قضایای سیاسی و مشکلات جوامع اسلامی ،میستایم و همچنان بعد از اینکه مشاج رات شما دو طرف محترم را در سایت کوفی مطالعه کردم سراغ سایت علامه فیضانی رح رفتم ایشان هم درک عمیق از  مشکلات و عوامل پسمانی مسلمانان وبه خصوص علت تشتت و پراگنده گی مومنین داشتند که از جمله (

    اما ا غفالگران ملحد، که برای گسترش هرچه بيشتر نقشهء استعماری خود، خلقت جهان را که خود بخود پيدا شده می نام ند، افترا مطلق بطلان واضح و جهل محض است.

    آری، نشر اين مفکوره بروی دو مطلب عمدهء ذيل صورت گرفته اس ت :

    اول - استعمارگران جديد از اسلاف خود روحيهء زجر آور و غير مردمی بزرگترين استعمارچيان جهان (انگ ليس) و غيره را در برابر مردم ستم ديده با طول صدها سال بقايش، در ممالک مستعمره ديدند که همزمان قدرت ي ابی قوم يا ملت، ايشان را از خاک خود به نهايت بی حرمتی بيرون ريختند، لذا اين استعمارگران تازه علت عدم  اختلاط شان را با باداران گذشته، فقط بروی اساسات عقيده، مذهب، کلتور، عنعنات و غيره حفظ ناموس و خاک ک ه زادهء دين است، دانسته ازينرو پيش از پهن کردن بالهای استعماری و به ميان آوردن آقايی و بابايی بر مرد م و ملل مظلوم، اينک برای از بين بردن همه اساسات دينی و مذهبی، خود را زير لوا الحاد و عدم وجود خدا و  يا انکار از صانع بی همتای او جل جلاله در آورده، و جوانان خسته از دين های خشک شابلوئی (قالبی) را اول  به عياشی و فحاشی سوق داده به اين حيل آنها را بخويش منجذب ساخته و می سازند، که درين نيز غرض عمدهء دوم  روشن است .

    دوم - ممالک پسمانده را از پا درآوردن توسط خود مردم، بهترين حربه و آله، تطميع عده يی ا ز جوانان ناخود آگاه است که به سم عياشی و فحاشی و بی بند و باری، آنهايی را که به پول ملت مظلوم به ثمر  رسيده اند گرفتار کرده و خود در خفا بزير پرده های غافلين دارای قدرت، روزگار را به انقلاب چون بخارا و  يا آلمان شرقی يا گرجستان، پوليند، چکوسلواکيا و غيره مواجه می سازد. و ازين نيرنگهای گوناگون استعمارگ ری به طول صدها سال ديده شد که جز درد سر و آدمکشی و کشور کشايی و نهايت آقايی و بابايی بر مردم، ديگر ه يچ مطلب از فکر و مغز اهل دانش اسلاف و معاصرين زمان کشيده نشده و نمی شود، که اينک به دورهء خاص اتمی،  بزرگترين ممالک عوض آرامی اولاد بشر به مسابقهء تسليحاتی سرسام آور، طوری می پردازند که جز جنون نام ديگ ر به آن راست نمی آيد.

    آری! اين ديوانگان مدعی کمال را ميتوان به رهبری سليم قرآن دست ناخوردهء اسلا م توسط مساعی مدرسين مدرسهء قرآن به شاهراه هدايت و معرفت به ياری خدای عظيم با حشمت، نظر به دورهء قهر  زمان نوح عليه السلام برعکس به طوفان رحمت جهانشمول رهبری و پيشوايی نمود.





  • Saahil Shams  -  شخصیت، نظریات و فعالیتهای مولانا فیضانی ازدیدگاه






























    بسم الله الرحمن الرحيم

    بخش اول

    مدتهاست که اراده یه من ميگويد :
    بيشتر مصروف موضوعات عملی و ن ظامی شو و انتقام بيش از يک ميليون هموطن شهيد و مفقودالاثر را از شوروی بگير.

    عقل به من ميگويد :
    به م سائل فرهنگی بپرداز. زيرا ميدانی که خوشبختانه هزاران (!) سياستمدار داريم و بدبختانه حتی چند فرهنگمدار نداريم.

    دل ميگويد خشم خود را در "هجا" ی ستمکاران انعکاس بده و اشعاری بگو که "تا قيامت بجا" بمانند.
    اما وجدان که حُب آن در من بسيار بسيار قويست، حکم ميکند :
    هرچه زودت ر توطئه سکوت تروريست های معنوی را، توطئه سکوت آنانی را که "نام نيک رفتگان" را نقش بر خون می کنند، بشکن و از عطاء الله فيضانی، از سيد جمال الدين ثانی ياد کن. از شخصيتی سخن بگو که در زمان زمامدا ری خاندان خائنان، "محمد زائی" بارها به زندان رفت و در آخرين رفتن بيست و چند هزار چوب خورد و بيست و چند روز اعتصاب غذائی کرد و محکوم به حبس ابد شد و بالااخره غلامان حلقه بگوش و گوش بفرمان شوروی ، آن آزاد مرد اسير را به جرم مداومت در مقاومت و مقابله عليه خانواده سلطنتی شهيد و فقيد کردند، نه تنه ا او را که شاگردان همزنجير و همزجر او را.
    ديگران بی عمل شهير شدند
    گريه کرديم بر شهدان ما
    ***
    کسی که کشته نشد از قبيله ما نيست

    نکاتی از زندگی استاد فيضانی، قرار ذيل است :
    1- مولانا ميتوانست که ح داقل "وکيل" شود ولی چون "حاجی صاحب دهقان" ، حتی در مقابل اسم رسميات حساسيت پيدا کرده بود. وی نه تنها دين را با سياست نزديک ميکرد بلکه آنرا از دولت نجس ناجنس (1) دور می نمود. ويرا مقايس ه کنيد با خلقی ها و پرچمی ها که وکلای (2) ظاهرشاه بودند و وزرای دواودخان.
    (1) "صحبت ناجنس آتش را به فرياد آورد"
    (2) مولانا حتی منافع وکيل مدافع شدن را که پيش از هر دارالوکاله چی ای اهل کار آن بود، نخواست و تعرض بر دشمنان اجتماع را بر دفاع از افراد ترجيح داد. (بنابران در زمانيکه وی شهيد شده، دفاع از وی و تعرض به دشمنان ويرا وظيفه اخلاقی ما ميدانيم، و اين رساله مقدمه مبارزه ايست که در پيش دا ريم. دفاع ازان مدافع منافع اجتماع، عمليست انقلابی، ولی عدم دفاع از وی امريست نه تنها ارتجاعی بلکه نا جوانمردانه).
    2- الف : استاد ميان مسجد پل خشتی و کتابفروشی قديم، کتابخانه ای باز کرد و چنين کار ی در کشوری که کتابخانه های معروف آن، دولتی بود يا از اشخاص دولتی، بی سابقه بود.
    ب : درين کتابخ انه برای اولين بار آثار مذهبمداران ايران در کنار آثار اهل تسنن گذاشته شد و طالب العلما نه تنها با آث ار آن انقلابيون آشنا شدند، بلکه باصطلاح تعصب منفی شيعه و سنی، جای خود را به روشنفکری و روشنروحی براد رانه داد.
    ج : آغاز سخنرانی ها به شيوه روحانيون اهل تشيع، کار بسيار مفيدی بود که درين کتابخانه مطرح شد.
    3- استاد فيضانی برای اولين بار در تاريخ معاصر (وطن ما) جنس زن را تحت تربيه سازمانی قر ار داد (1). تجديد عفت آنرا بنياد نهاد. اين کار در زمانيکه امپريالست های رنگا رنگ شرق و غرب، اخلاق ان سانی، اسلامی و جوانمردانه را سست ميکردند و از طرف ديگر سازمانهای وابسته به آنها از جنس زن، سود جوئی سياسی (ويا به نام سياست سود جوئی جنسی) و سوء استفاده سازمانی ميکردند، يکی از بزرگترين اقدامات بود.
    ( 1) همچنان، آن پدر مشفق و مشوق نسل نو، توجه سازمانی و شخصی خاصی به اطفال و مساعد شدن زمينه رشد استعدا د شان مبذول کرد و راه انقلابی تربيه کردن آنانرا در مقابل راه ارتجاعی تباه کردن نيروی نموی معنوی آنان ، نشان داد.
    4- طبق شکران شکايت آميزی که بطرز طنز و بطور عيارانه، در ورق اول "جهان بتلسکوب قر آن" آمده، در طی مدتی طولانی (18) سال، "سه مجلد" "از آثار" آماده طبع "مولانا، آنهم "پس از سانسور قبلی" (علت عمده عيوب آثار چاپ شده) "بعد از مساعی بسيار" نشر شده (کتاب "جهان بتلسکوب قرآن" (2) مورد استفاده و استناد نگارنده، درين اثر قرار گرفته).
    (2) طلسمک وب جهان بينی ماده ايست ها.
    قبل از کودتای هفت ثور، هيچ روحانی هموزن فيضانی، چنين اقدامی در جهت مکتبی شدن هموطنان، نکرده و چنان اسنادی ندارد (تمام آنانيکه اسنادی دارند کاردار دولتی بودند، نه هموضع فيضانی).
    به هر حال لازم به تذکرست که :
    يک – در کتاب "دليل الذاکرين"، هرچه خارج از مت ن است، مربوط مهتمم ميشود اما عجيب اينست که نظر به آن، اگر چه علامه فيضانی را روزگاری عده ای زيادی از روحانيون می شناختند، امروز نه تنها روحانيون دولتی بلکه روحانيون ضد دولت، حتی نام ويرا نمی گيرند و ب ا آن جناح، در مورد اينجناب، هم موضع اند. تو گوئی اينان نميدانند که با کفار فقط منافقين وضع و وجه مشت رک دارند، ولی ما ميدانيم که وابستگان شرق و غرب هر دو، در مقابل جهان سومی ها اجانب اند.
    تنها يا دی که در دوران جهاد کنونی، از استاد شده، در کتاب "ابر قدرت ها و ابتر قدرت ها" (حمل 1359) است . دران قولی از مولانا نقل شده که در مؤخره کتاب "شرح حال و تحليل اشعار صوفی عشقری" (1356) نيز انعکاس کرده.
    دوم- نيمه دوم کتاب "جهان بتلسکوب قران" را "مولانا صاحب خسته" خوش نويسی کرده. دران زمان چشم و دست استاد خسته، صحيح کار نميکرد. اول اين کتاب به خطاط ديگری داده شد. اما گويا نزاکت هائی به وجود آمد و قرار شد که آنرا به استاد خسته، جهت کتابت ببرند. زيرا آن بزرگوار در کا ر خود از نظر سياسی و فرهنگی امين بود. اما گويا در هنگاميکه نسخه اصلی در دست خوشنويس اول بوده، به غرض مسخ و مسخره شدن آن، دران تصرفات زيادی صورت گرفته بود، و خلاصه هر عيبی که درين کتاب باشد، به علامه ف يضانی ربط ندارد.
    ناگفته نماند که مولانا صاحب خسته را، به مولانا صاحب فيضانی اخلاصی خاص بود(*)، و در مقابل آن همه منقدينی که استاد فيضانی داشت، معتقدينی چون مولانا خسته، جبران قدر ناشناسی جامعه ش رقزده و غرب زده را ميکرد.
    زياده اينکه ترجمه "پشتو" ی "جهان بتلسکوب قرآن" در ج ريده "خيبر" نشر شده (مترجم : معلم "ميرزين العابدين بيضاء ميرآنی).
    (*) و متقابلاً مولانا صاحب فيضانی را نيز در احترام شايسته استاد خسته عزيز، اهتمامی تمام.
    ب : در جرائد دهه پيش، مطالب ی منسوب و مربوط به مولانا صاحب فيضانی نشر شده.
    ج : اول – مولانا صاحب فيضانی از پرکارترين نويسن دگان مذهبی بود.
    متاسفانه بسياری از آثار آن فرزند فرزانه سيد جمال الدين، چاپ شده نتوانست و الا بدون مبالغه از آثار تحسين انگيز جهان اسلام و از تحسين انگيزترين آثار اسلامی افغانستان بودند. علامه فيضانی در تفکر مسلسل قرار داشت و وقت نوشته، حالتی خاص عجيب پيدا ميکرد. تو گوئی مورد هجوم لشکری از مطالب قر ار ميگرفت. آنها را به سرعت ياد داشت ميکرد. بعد به آنها سر و ...
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

TOLO TV LIVE

TOLO NEWS 27.07

FARAAKHABAR 27.07

SHAFIE AYAR Nr. 174

کـاندیدان ریـاست جمــهوری

 

به نظـر شما بهتــرین گــزینه بــرای
ریـاست جمـهور آینــده افغـانســتان
چــه کســی میبــاشد؟

به نظـر شما بهتــرین گــزینه بــرای ریـاست جمـهور آینــده افغـانســتان چــه کســی میبــاشد؟

نظـــرسنجـــی انتخــابــات ۹۳

کــدام یک بــرنده دور دوم است؟
 

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 112 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.