Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
سید قطب، تئوریسین افراط گرایان در جهان اسلام PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - مـــذهبـــی
نوشته شده توسط مهران موحد   
دوشنبه ، 21 دی 1388 ، 22:35

مهران موحدسید مخدوم رهین وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان که برای کسب تایید پارلمان در برابر نمایندگان مردم سخن می گفت، ضمن معرفی برنامه های وزارت خود برای پنج سال آینده از دستاوردهای وزارت فرهنگ مهران موحددر هنگامی که برای بار نخست متصدی این پست شده بود نیز سخن گفت. در باره دستاوردهای خود در زمینه انتشارات گفت که وزارت فرهنگ در هنگامی که وی عهده دار این پست بوده است ترجمه تفسیر "فی ظلال القرآن" اثر سید قطب را به چاپ رسانده است. نیز تفسیر انوارالقرآن را به زیور طبع آراسته است (البته این تفسیر هم در واقع ترجمه ای بیش نیست).

 

نویسنده این سطور از چاپ کردن کتاب – هر نوع کتابی که باشد- استقبال می کنم و اقدامات وزیر فرهنگ اقای سید مخدوم رهین را در زمینه نشر و پخش کتاب تحسین می کنم. ولی پرسش این است که آیا نشر ترجمه تفسیر فی ظلال القرآن در جمله اولویت های فرهنگی ما محسوب می شود که وزیر فرهنگ با آب و تاب از آن سخن می گوید؟ بگذریم از این که کسانی که دست به ترجمه "فی ظلال القرآن" زده اند آیا صلاحیت علمی این کار را داشته اند و امانتداری در ترجمه را رعایت کرده اند؟ نکند همانند مترجمان "تفسیر کابلی" از امیر عبدالرحمان خان در تفسیر آیات قرآن، نقل قول کرده باشند( آخر در کشور ما همه چیز ممکن است. از جمله این که عبدالرحمان خان شاه مستبد جلاد در عداد مفسران قرآن شمرده شود همان گونه که عملکرد مترجمان تفسیر کابلی نشان می دهد).

****

سید قطب متفکر اسلام گرای مصری یکی از تئوریسین های نامبردار جریان های تندرو در جهان اسلام شناخته می شود و گروه های افراط گرا در گوشه و کنار جهان اسلام، خود را پیرو اندیشه های ایشان می دانند.

کسانی که با اندیشه های سید قطب اندکی آشنایی داشته باشند می دانند که سید قطب در زندگی فکری خود مراحل گوناگونی را طی کرده است. در مرحله نخست، وی به عنوان منتقد ادبی در مطبوعات مصر می نوشت و کتاب های ارزشمندی هم در عرصه نقد ادبی از این دوره از زندگی او به یادگار مانده است. در همین دوره بود که وی در مورد زیبایی های بلاغی قرآن مجید، کتاب های ابتکاری و مهمی نوشت مثل کتاب:"التصویر الفنی فی القرآن". همچنان:" مشاهد القیامه فی القرآن".

در مرحله دوم زندگی خود، سید قطب با نوشتن کتاب هایی همچون "العداله الاجتماعیه فی الاسلام= عدالت اجتماعی در اسلام" و "معرکه الاسلام و الراسمالیه= جنگ اسلام و سرمایه داری" و "السلام العالمی و الاسلام= اسلام و صلح جهانی" درخشش خوبی در میان اهل اندیشه و فکر داشت. نیز مقالاتی هم از او در جرائد ومجلات مصری به چاپ رسید. در این دوره از زندگی خود، سید قطب در نوشته هایش روی این نکته تاکید می کرد که اسلام هم عقیده و باور هست و هم نظامی برای سامان دادن زندگی و از بین بردن بی عدالتی و تبعیض.

در مرحله سوم، با چرخش یک صد وهشتاد درجه ای به همه اندیشه ها و افکار گذشته خود پشت پا زد و اندیشه های تازه ای را مطرح کرد که هیچ شباهتی به اندیشه های گذشته او نداشت.

بهتر است برای باز کردن اندیشه های سیدقطب در مرحله سوم، بخشی از سخنان یوسف قرضاوی را بیاورم. سخنان قرضاوی به این شرح است:

" در این هیچ شکی نیست که سید قطب شخصیتی از شخصیت های اسلامی و دعوتگری بزرگ و نویسنده و ادیبی توانا و مفکری ممتاز است. من در اخلاصی و احساسی که در نوشته های سید قطب وجود دارد کمترین تردیدی ندارم. وی به حدی به دین و به قرائتی از دین که به آن رسیده بود مخلص بود که دیدیم چگونه با شهامت توصیف ناپذیر، برای دفاع از اندیشه های خود مرگ را پذیرا شد.

با این همه، ما مجبوریم این حقیقت را بپذیریم که سید قطب در مرحله سوم زندگی خود به اندیشه های خطرناکی رسید. از نظر سید قطب همه جوامع اسلامی کافر وجاهلی هستند چرا که این جامعه ها حاکمیت خدا را نادیده گرفته اند و حاکمیت غیرخدا را پذیرفته اند و قوانین وضعی و ارزش های زمینی را داور قرار داده اند و فلسفه و شیوه های تربیتی و ارزش های فرهنگی و اجتماعی و مدیریتی خود را از غرب وارد کرده اند. این جامعه ها را چه می توان نامید جز"جامعه های مرتد".

از آن بالاتر، به باور سید قطب این جامعه ها اصلا "مسلمان" نشده اند تا "مرتد" شوند. اسلام آوردن به این است که آدمی شهادتین را بر زبان بیاورد در حالی که این جامعه هایی که خود را اسلامی می دانند اصلا معنای شهادت به یگانگی خدا را نفهمیده اند چرا که اگر فهمیده بودند باید خود را از جوامع جاهلی دیگر جدا می ساختند و همه چیز خود را از آن ها وام نمی گرفتند.

سید قطب این گونه اندیشه ها را موقعی بازگو کرد که در زندان به سر می برد و گرفتار شکنجه های روحی و جسمی طاقت فرسایی بود. همزمان با این، جمال عبدالناصر اعلام کرده بود که نظام مصر به نظامی سوسیالیستی مبدل می شود. پس از این که روابطی صمیمی میان مصر و اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفت، کمونیست ها به دستگاه های فرهنگی مصر دست یافتند رسیدند وشروع کردند به تغییر دادن چهره اسلامی مصر و دشمنی با همه نمادهای اسلامی در مصر.

من با برخی اندیشه های متفکر بزرگ شهید سید قطب که در این مرحله به آن رسید مخالفم. از جمله مسایلی که در این مرحله مطرح کرد "تکفیر همه جامعه ها" بدون استثنا بود. در جاهای زیادی از تفسیر "فی ظلال القرآن" وکتاب "معالم فی الطریق" تصریح می کند که همه جامعه ها "جامعه های جاهلی" هستند. مقصود سید قطب جاهلی بودن در عمل و رفتار نیست بلکه مقصودش "جاهلی بودن در عقیده هست(یعنی همه جامعه ها مشرک وکافر اند) به جهت این که این جامعه ها از حاکمیت خدا سرباز زده اند و خدایان دیگری را همباز خدای یگانه قرار داده اند و از نظام و قانون گرفته تا ارزش ها ومعیارهای اخلاقی وافکار ومفاهیم را از دیگران وارد کرده اند و شریعت خدا و احکام کتاب و سنت را به کلی نادیده گرفته اند.

جالب است بدانید که سید قطب بر این اندیشه خود (اندیشه کافر وجاهلی شمردن همه جامعه ها)، مسائل دیگری را پایه ریزی کرده است. بر اساس دیدگاه سید قطب، از آن جا که گروهی مسلمان در جهان وجود ندارد، پس معرفی کردن سیستم سیاسی یا اقتصادی یا اجتماعی اسلام برای مردم کار بیهوده ای است بلکه باید در نخست، مردم را به عقیده اسلامی دعوت کنیم. پس از این که مسلمان شدند می توانیم مسائل دیگر را با آن ها در میان بگذاریم.

از همین رو بود که سید قطب، سخن کسانی را که می گفتند می خواهند فقه اسلامی زنده کنند و توسعه بدهند تا با نیازهای زمان سازگار شود و اجتهاد را تجدید کنند، به باد تمسخر می گرفت. او می گفت: هنگامی که جامعه اسلامی وجود ندارد و حتا اسلام وجود ندارد، سخن گفتن از این قبیل مسائل، یاوه ای بیش نیست.

یادم می آید باری برادر دانشمند عادل الصلاحی در لندن با من دیدار کرد. وی در آن روزها سرگرم ترجمه کردن"فی ظلال القرآن" به زبان انگلیسی بود. در ضمن سخنانی که میان ما رد و بدل شد، من از او پرسیدم: تو که سرگرم ترجمه کردن تفسیر"فی ظلال" هستی، جملاتی را که به صراحت، مسلمانان عصر امروزی را کافر می شمارد، چگونه ترجمه می کنی؟

وی گفت: راستش من معنای دقیق سخنان سید قطب را ترجمه نمی کنم بلکه مفهومی کلی را ترجمه می کنم هر چند معنای مقصود نویسنده را افاده نکند!

گفتم: فکر نمی کنی که این کار تو با امانتداری در ترجمه ناسازگار است؟. اگر کسی بیاید و بگوید که تو از روی تعمد، دست به تحریف در ترجمه زده ای چه خواهی گفت؟

وی در پاسخ من چیزی نگفت و خاموش ماند. سپس از من پرسید: راه حل به نظر تو چیست؟

گفتم: راه حل این است که با صداقت با حقایق رو برو شوی. هیچ کسی جز پیغمبر معصوم نیست و هر کسی اشتباه می کند.

 طرح دیدگاه های تکفیری از سوی سید قطب در تفسیر فی ظلال و کتاب معالم فی الطریق، در زمان زندگی سید قطب هم در میان زندانیان منسوب به جنبش اخوان المسلمین کشمکش ها و بگومگوهای گسترده ای را برانگیخت. از جمله مسائلی که مطرح شد این بود که : آیا ما تنها گروه مسلمان هستیم یا این که گروه های مسلمان دیگری هم وجود دارد؟.

بنده گروه ه هایی را مشاهده کرده ام که خود را هواخواه سید قطب محسوب می کنند و اندیشه های تکفیری را رواج می دهند. برخی از این افراد از من پرسیده اند که: به نظر تو بهتر نیست که در خانه های خود نماز بخوانیم و به مساجد نرویم چرا که این مساجد در واقع "پرستشگاه های جاهلی" است؟. آن ها این نکته را از تفسیری که سید قطب از آیه "واجعلوا بیوتکم قبله" ارائه کرده، دریافته اند.

هر کس که آشنائی با ادبیات گروه های تکفیری داشته باشد، می داند که اندیشه ها و جمله های معروف سید قطب در ادبیات آن ها بازتاب روشنی یافته است هر چند به صراحت از سید قطب، نقل قول نکنند.

شاید بسیاری از اعضای جنبش اخوان المسلمین، تفسیر فی ظلال القرآن را خوانده اند ولی متوجه این مساله نشده اند که سید قطب تکفیر را ترویج می کند. این شاید به این دلیل است که کسانی که فی ظلال را خوانده اند، اندیشه های شان بر اساس اندیشه های حسن البنا شکل گرفته بود. به همین خاطر اندیشه های سید قطب برآن ها تاثیری نگذاشت.

بسیاری از آن ها هم پاره هایی از تفسیر فی ظلال را می خواندند نه همه آن را. از همین رو نمی توانستند جمع بندی درستی از افکار سید قطب به دست دهند.

علاوه برآن، هرچند بسیاری از اعضای اخوان المسلمین اندیشه "تکفیر" را از سید قطب نگرفتند ولی روی همرفته متاثر از افکار تندروانه وی شدند. از همین رو است که می بینیم این افراد، گفتگو و دیالوگ با دیگران را نمی پذیرند و احساس بیگانگی با جامعه خود می کنند و با همه مردم جهان اعلان جنگ کرده اند و به کسانی که از اجتهاد و پویا سازی فقه اسلامی حرف می زنند، تمسخر می کنند و آنانی را که طرفدار تسامح و مدارا هستند متهم به ساده اندیشی می کنند و از نظر روانی، شکست خورده می شمارند.

ممکن است داوری سید قطب را در خصوص دستگاه های سیاسی مستبد که با شریعت اسلامی آشکارا صلای جنگ در داده و دعوتگران را مورد شکنجه و آزار واذیت قرار می دهد و می خواهد ریشه دینداری را از بیخ برکند، بپذیریم.

ولی این که همه ملت های مسلمانان را کافر بشماریم- آن گونه که از نوشته های سید قطب بر می آید- هرگز قابل قبول ما نیست. خداوند سید قطب را بیامرزاد.

در مورد "جهاد" هم سید قطب دیدگاه جالبی دارد. به باور او، مسلمانان باید خود را برای جنگ با همه مردم جهان آماده کنند تا این که مردم جهان، مسلمان شوند یا این که با خفت و خواری جزیه بپردازند. سید قطب با طرح این دیدگاه، با اکثریت فقیهان بزرگ و دعوتگران مسلمان معاصر مخالفت کرده است. وی برای تایید دیدگاه خود به "آیه سیف(شمشیر)" استدلال می کند و آیه های متعدد قرآنی را که به صلح و آشتی فرا می خواند و جهاد را فقط در هنگامی مُجاز می کند که تجاوزی از سوی دشمنان، صورت گیرد نادیده می گیرد. این آیه ها را بسیار به آسانی نادیده می گیرد و ادعا می کند که منسوخ شده است. وجود این آیه ها در قرآن چه معنا دارد اگر نسخ شده باشند؟". ( بخشی از سخنان قرضاوی در مورد سید قطب و اندیشه تکفیر).

****

از آن جا که جامعه ما با "فقر اندیشه ای" مواجه بوده و هنوز هم هست و از آن جا که ما همیشه اندیشه های وارداتی را بلغور کرده ایم ومی کنیم؛ با آشنا شدن کتاب خوانان ما با افکار سید قطب در دوران جهاد با شوروی، زمینه نفود و گسترش افراط گرایی که اینک بعضی ها تروریسم اسلامی اش می نامند در کشور ما، فراهم شد.

اندیشه های سید قطب به شدت جنبش اسلامی در افغانستان را تحت تاثیر خود قرار داده است. کسی که می خواهد در باره گروه های مقاومت در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی، تحقیق و پژوهش کند هیچ گاه نمی تواند از این نکته چشم پوشی کند که نوشته های سید قطب یکی از آبشخورهای فکری این جریان ها بوده است. عبدالله عزام تاثیر افکار سید قطب بر مجاهدین افغان را این گونه بازگو می کند:" کسانی که به افغانستان رفته اند به خوبی می دانند که اندیشه های سید، دراین سرزمین چه قدر تاثیرگذار بوده است. برخی از مجاهدین افغان اگر برهنه هم باشند از تو لباس نمی خواهند و اگر گرسنه هم باشند خوردنی از تو طلب نمی کنند و هر چند سلاح نداشته باشند از تو تقاضای تهیه سلاح نمی کنند، بلکه از تو می خواهند که کتابی از سید قطب را برایشان بدهی. در افغانستان برخی پایگاه های نظامی مجاهدین به نام "سید قطب" نام گذاری شده. گاهی اوقات،عملیات های جنگی خود را به اسم "سید قطب" نام گذاری می کنند".

هرگاه برخی از مقاله ها یا رساله هایی را که در دوران جهاد با شوروی نوشته شده بخوانیم متوجه خواهیم شد که تا چه حد این نوشته ها تحت تاثیر "ادبیات سید قطبی" قرار دارد. نوشته های استاد ربانی رهبر یکی ازگروه های عمده مجاهدین در آن دوران به شدت متاثر از ادبیات ولحن هیجانی سید قطب است. گلبدین حکمتیار هم آیات قرآنی را تفسیر می کرد تا در میان صفوف مجاهدین، چهره های نفاق را افشا کند( همان اندیشه تکفیری سید قطب به شکلی دیگر متجلی می شود).

یکی از مشکلاتی که دامن گیر کشورما در عرصه اندیشه هست این است که ما همیشه ترجمه ای فکر می کنیم. گروه های مجاهدین هیچ گاه زحمت تولید اندیشه بومی را برخود هموار نکردند. جمعیت اسلامی افغانستان بزرگ ترین گروه در میان گروه های مجاهدین همان حرف هایی را که جنبش اخوان المسلمین در مصر شعار خود قرار داده بود بدون کمترین حک و اصلاح، شعار خود ساخت. این نشان می دهد که گروه های اسلام گرا در افغانستان از لحاظ فکری تا چه اندازه فقیر بوده اند و تا چه اندازه وابستگی فکری به گروه های خارج از کشور داشته اند تا آن جا که نمی توانستند شعاری برای حزب خود درست کنند و مجبور می شده اند شعار دیگران را کپی کنند.

در مورد گروه های کمونیستی موضوع، بدتر هم می شود. این گروه ها گاهی برایشان دسترسی یافتن به منابع دست اول حزب کمونیست سخت بود. به همین دلیل، ناچار می شدند از نوشته های نویسندگان حزب توده در ایران استفاده کنند(تقلید از تقلید).

تا هنوز هم وضعیت به همین منوال پیش می رود. دگراندیشان ما(پرویز کامبخش) از سایت بی خدایان ایرانی، مقاله ای را کاپی می کند و به تکثیر آن می پردازد ( خوب است حالا به مدد پیشرفت صنعت سخت افزاری ونرم افزاری، کپی-پست کردن هم آسان شده است!). هر اندیشه ای که مد شد جوانان و فرهنگیان ما طوطی وار آن را تکرار می کنند بدون این که به این امر توجه کنند که این اندیشه تا چه حد برای کشور مفلوک ما به درد می خورد و تا چه اندازه ما را کمک می کند تا مشکلات خود را حل کنیم.

علمای سنتی ما هم به شدت تحت تاثیر اندیشه های دیوبندی هستند. همان نصاب درسی که در مدرسه های پاکستانی تطبیق می شود، مو به مو در مدرسه های دینی ما هم اجرا می شود. در مواردی دیده شده که چون موضوع اصلاح کردن نصاب آموزشی به میان آمده برخی از علمای مذهبی به شدت با این کار مخالفت کرده اند چرا که به باور آن ها این چیزی است که از "سلف"! به ما رسیده است. وزارت معارف افغانستان تا کنون نتوانسته هیچ تغییر قابل ملاحظه ای در نصاب آموزشی مدرسه های دینی به وجود بیاورد با وجود آن که افراد کم سواد وبی سواد زیادی در این وزارت، مسئولیت این کار را برعهده گرفته اند و معاش های دلاری هم می گیرند. شاید یکی از موانعی که فرا راه کلید خوردن پروژه اصلاح نصاب آموزشی در مدرسه های دینی وجود دارد این است که برخی از علمای مذهبی با اصلاح نصاب آموزشی از خود مخالفت نشان می دهند.

بسیاری از علمای مذهبی ما دوره تحصیلات خود را در پاکستان گذرانده اند و فرهنگ پاکستانی بر آن ها چیره شده است. به همین خاطر برخی از آن ها در مواردی خود را به پاکستان وفادارتر نشان می دهند تا به افغانستان.

در میان برادران اهل تشیع هم تا حدودی همین فضا حاکم است. یک بار بنده با یکی از علمای محترم اهل تشیع در افغانستان ملاقات کردم. در گفتگو با ایشان احساس کردم که ایشان در سر هوای این را دارد که "ولایت فقیه" روزی در کشور ما هم به تقلید از جمهوری اسلامی ایران تطبیق شود!. این هم نمونه ای دیگر از ترجمه ای فکر کردن ما.

به همه حال، به نظر من بهتر است افغانستان را "سرزمین اندیشه های ترجمه ای" بنامیم.

****

مقصود من از طرح نکات بالا این بود که بگویم: با توجه به این که سید قطب یکی از مبلغان اندیشه تکفیر است و جنبش های افراط گرایی- مثل القاعده و... سخت متاثر از اندیشه های او هستند و نیز با توجه به این که در کشور ما اندیشه انتقادی کمتر رواج پیدا کرده و برخی از جوانان ما با خواندن هر کتابی تحت تاثیر اندیشه های نویسنده اش قرار می گیرند و اجازه جدا کردن سره از ناسره را برای خود نمی دهند. باری، با توجه به این موارد آیا برای وزارت فرهنگ بهتر نبود به جای این که تفسیر فی ظلال القرآن را ترجمه کند به اولویت های دیگر فرهنگی بپردازد؟

مقصود من این نیست که مردم، کتاب های سید قطب و امثال سید قطب را نخوانند. بلکه مراد من این است که اولا: باید اولویت های فرهنگی کشور ما در نظر گرفته شود. ثانیا: از آن جا که جامعه ما از جریان های فکری تندرو، سخت آسیب دیده و نیز برای بعضی ها انتقادی اندیشیدن کار سختی است و بسیاری از کتاب خوانان ما در میان سره و ناسره سردرگم اند و غث و سمین را از هم تفکیک نمی کنند؛ بهتر است از نشر کتاب هایی که افراط گرایی را گسترش می دهد جلوگیری شود. آخر تا کنون چه سودی از افراط گرایی برده ایم که بخواهیم آن را بیشتر ترویج کنیم.



Advertise your business here. Click to contact us.
  • یاسر رحیمی  - برداشت های متفاوت


    محکوم کردن سیدقطب به تکفیری بودن، نمایانگر پارادوکسی در تفکر شماست. از یکسو به تعدد قرائت ها و کثرت اندیشه ها فرا می خوانید و از سوی حکم صادر می کنید.
    سید از شخصیت های برجسته و جدل برانگیز زمان ماست. از تفکر و اندیشه های او برداشت های متفاوتی در جهان اسلام و جهان غرب صورت گرفته است. دیدگاه های او ت اویل پذیر و تفسیر پذیر اند. کتاب تفسیر او از سوی بزرگترین مراکز دینی جهان اسلام مورد تایید قرارگرفته است. ازهر را می توان نمونهء این مراکز شمرد.اگر حکم شما را تعمیم دهیم، هیج مقدسی در تفکر دینی ما پاب رجا نمی ماند. مگر همه گروه های اسلامی باتکیه بر قرآن و احادیث نبوی دست به خشونت و جنگ نمی زنند؟ آیا این نقص در قرآن و پیامبر است، یا در برداشت و تفسیرهای ما؟
    عنصر زمان و نیازمندی های حرکت های اسلامی نیز نباید فراموش کنید. سید قطب در زمان اوج حرکت چپ و مبارزه سرمایه داری برای سیطره بر جهان به سر می برد، و در همان زمان قرائت ها و برداشت های خود را به عنوان یک متفکر و اندیشمند ارایه نمود. هر حرکت و تلاشی در یک زمانی ارزشمند است. اصل زمانی بودن، مکانی بودن و تاریخی بودن اندیشه ها را نباید از یاد ب رد.
    تا حکم بر تکفیری بودن این و آن صادر کردن، عین همان حرکتی را که القاعده و طالبان در برخورد با مت فکران و اندیشمندان و بسا پدیده های دیگر انجام می دهند، یا عین حرکت رژیم جمهوری اسلامی در برخورد با ر وشنفکران دینی، یا رویکرد سلفیت یا وهابیت با این پدیده ها، بهتر است به نقد و ارزیابی علمی روی آوریم. جهان را سیاه و سفید دیدن، دیگر کار دگم اندیشان است. نسبیت و یک روایت از هزاران روایت را نباید در وقت مطالعهء تفکر و اندیشه از یاد برد. اگر با استفاده از یک تئوری، در قالب یک میتود پذیرفته شدهء علمی، ش ما نقد و برداشت های خود از قرائت دینی سید را ارایه کنید تا از بوته و محک نقد و ارزیابی حوزهء عمومی ع بور نموده، تفکر و اندیشه ای را مسئله دار ساخته یا قرائت نوینی را جاگزین سازد، بهتر از صدور حکم با ات کا به برداشت های یک فقیه است. فقیهی که بازهم با اتکاء بر اصل یک روایت از دین روزانه با جزم اندیشی حک م صادر می کند.
    امید از این اعتراضم نا راحت نشده باشید. در نوشتهء شما عمق و ژرفنایی هست، ولی متاسفان ه که بر احساسات و حکم صادر کردن استوار است تا بر منطق بحث علمی. نمی دانم با شما مجاهدان و شاگردان مک تب سید، این دوستان از غرب برگشتهء ما چگونه برخورد کنند، تا شما با استفاده از چمقاق دین، یا استفادهء ابزاری از اسلام، بر فرق آنان نکوبید؟ اگر رهین از غرب و آزادی سخن گفت، هفته نامهء پیام مجاهد او را سی کولار و ضد جهاد و ارزش های دینی قلمداد کرد، و حالا که از نشر و پخش تفسیر سید می گوید، او را شما به ج رم نشر تفکر و اندیشهء تکفیری اخوان المسلمین، مورد حمله قرار می دهید!
  • qayum
    نویسنده محترم!
    مقاله تان جالب است اما شماباید بدانید اول اینکه هیچ وقت یک اندیشه فکری وعقیدتی منح صر به مرز و قوم نبوده است. همین اندیشه هاست که مرز هارا از بین مبیرد و ثانیا اینکه نباید شما هرچیز ر ا صبغه ملیتی بدهیداین درست است که باید اندیشه ها تحلیل گردد و بعد به آن عمل کرد اما هیج وقت باید به فکر ازین نباشیم که از کجا سرچشمه گرفته است. چون اسلام حکم میکند که مسلمان همه یک جسد اند و هر تلاش ب رای ایجاد تفکر جداسازی مسلمین به اساس محدوده های جفرافیائی خلاف مفادات و احکام شرعی میباشد.
  • بهرام بهرام  - بسيار جاهل
    اين آدم كه همين مقاله را نوشته است بسيار جاهل بوده است ...... و فكر خراب دارد در جامعه افغانستان ... ... خداوند از شر اين آدم از مملكت مان دور كنيد...
  • Yama
    The best artical that I have so for seen in Khawara.
    My cangartulations to the autor.
    Yama
  • احمدی تبار
    سلام جناب مهران موحد!
    عنوان رساله شما چندان خوشم نامد و باید این موضوع را خدمت شما سچ و پوست کنده ع رض کنم که کردم.
    جناب مهران، عنوان رساله شما به جوهر و ماهیت سید قطب در تضاد است.
    سید قطب یک بنیاد گرا بود که باید هر مسلمان باشد و از آن گذشته سید قطب یک روشنفکر بود که مبارزه اش این امر را به اثبا ت میرساند.
    سید قطب یک پدیده بی نظیر بود که در جهان دیگر تکرار نخواهد شد.
    ایا شما گاهی آثار و کتب دست نویس موصوف را خوانده ای - اگر بلی پس چرا این تاپه وارداتی را به آدرس وی نشان گرفته اید - اگر مطا لعه نکرده اید، چرا به صورت دنباله روانه و ناخود آگاه چنین کار را به به عنوان یک نویسنده انجام میدهید .

    شما بهتر است ایمل آدرس خود را بگذارید تا روی مسئله بیتشر بحث شود و در نتیجه بتوانیم حاصل آن را چمع بندی کنیم.

    موفق باشید
  • ashyane

    Meran jon aziz sa wr wb

    Man fekr mekunam ke andeshe ded shuma kamlan aslami ast we feker mesh e ke shuma ba Rain Kodam khsomat dared better hamin bud ke shuma shakhs shan re naqd mekardedbe joy Naqz Tafsir QURAN
    Waslam

    janet ferdaws Nasib SAID QUTB SHAED
  • Lemar
    یکی از بهترین مقالات که تا حال در خاواران نشر شده است.
    به نویسنده ان از صمیم قلب تبریک می گویم.


    با احترام
    لمر
  • عبدالله  - اسلام
    سلام به همه خوانندگان سایت خاوران و مهران موحد،
    مطلبی بسیار خوبی بود، خداوند بیشتر از این برایت توف یق بدهد تا خدمتی به فرهنگ اصیل اسلامی انجام دهی و آقای رهین را هم کمک کند تا در کارهای خود موفق باشد و انشاءالله که خواهد بود، هرچه باشد از آقای خرم ایکه از فرهنگ بی خبر بود، بهتر خواهد بود.
  • ناشناس

    علی بارز
    نوشته بسیار عالی بود آقای مهران! سید قطب در درون زندان در تاریکی و زیر سکنجه های روحی و جس می هرچه دربیرون را کفر و جهل خواند. افکار او زاده ی احساسات و عواطف از یکسو و از جانب دیگر زاده ی نف رت و کینه است. البته یک گپ را درنظر بگیرید که نصوص اسلامی خود دارای تعارض و تناقضاتی فراوانی است که تفسیر و تعبیر متفاوت در طول زمان این تعارض را گسترش داده . از اسلام می توان تصویری از یک دین رحمت ا خلاق و نیکویی ساخت و تصویری از یک دین آدم کشی و خون ریزی و شمشیر زن. می توان این آیت را دلیل گرفت که لکم دینکم و لی یدین و می توان به کشتار همه آدم های غیر مسلمان و حتی مسلمان به تعبیر خود مان پرداخت: و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه، فاقتلو المشرکین حیث وجدتم، و من لم یحکم بما انزالله فا اولئاک هم الکافر ون، فاسقون و ظالمون.
    و حالا این بما انزالله از نظر فرقه ها و گروه های مسلمانان فرق می کند. سنی ها شستن پای را فرض میدانند اما شیعه ها نی. کدام تعبیر و باور بما انزالله است؟ شیعه به 12 امام معتقد اس ت و آنها را معصوم میداند و به امام زمان باور دارد. سنی ها این را هیچ باور ندارند. هردو به قرآن و حدی ث متوسل می شوند. گروه های سیاسی امروز اسلامی و رهبران هر کدام تعبیر خود را از انزالله و اسلام دارند. گلبدین و ملاعمر با امریکایی ها می جنگند و جهاد را فرض میدانند، اما سیاف و ربانی در سایه ی امریکا زن دگی می کنند. کدام یک اسلامی است. شاید یک ملیارد مسلمان دنیا صدهاهزار تعبیر و تفسیر در مورد اسلام داش ته باشند. اما خو.دشان هم نمیدانند که کدام شان درست می گویند.
    مشکل امروز دنیای اسلام مشکل جهل و ناد انی است.
  • ناشناس
    درودبه آقای مهران!واقعا ما رابایدسرزمین ترجمه نامید. همین افکار سید بود که زرداد راتشویق میکرد وگلبد ین خو هنگامیکه مردم چهارآسیاب نزدش به شکایت رفتندکه قوماندانانش به نوامیس مردم منطقه تجاوز میکنند فر مود که من درحالت مخمصه هستم!واه واه چه تاثیر خوب افکار سید؟ وقتیکه تمام جوامع کفری باشند؟گلبدین وامث الهم حق دارندهرقدر کنیز گیرند!رواهاها!!!!!!!!!
  • نوراحمد رجاء

    جناب آقای مهران موحد باسلام.
    مقاله ی شمارا خواندم گویا که شما درسیدقطب شناسی دکترا گرفته اید
    وا ینک به نقد افکار و اعتقادات او پرداخته اید ؛ سیدقطب درراه عقیده وترویج افکار اسلامی جانش را پیشکش نم ود و هم اطلاع دارید که در موقعی زندانی بودن برایش ابلاغ شد که اگر دست از تبلیغ بردارد وایده هایش تنه ا برای خودش باقی بماند میتواند به آزادی دست یابد واو قبول ننمود و باز اطلاع دارید که دروقت رفتن بپای چوبه دار نیز بالب خندان به پیشواز شهادت شتافت .
    نشان مرد مومن باتوگویم که چون مرگش رسد خ ندان بمیرد .
    وانگهی از باب شناخت در بین مردم وتاثیر افکار و ترجمه کتب او وزندگی مبارز وی نیز برهیچ کس پوشیده نیست .
    همچنان دروقت حاکمیت کمونیستهای ملحد و وطنفروش خبردارید که ازهرخانه که کتاب سیدقطب بیرون میآمد به مجازات اعدام محکوم میشدند و آن بیشتر نشانه آنرا داشت که پشت کمونیزم را بخاک اسارت نش انده بود.
    واگر آقای رهین برخود بالیده است که به ترجمه فی الظلال القرآن دست یازیده است حقی مسلمی را خاطرنشان ساخته است .
    اما تعجب میکنم که جناب شما چطور بخود جرئت دادید که پای تان را بپای سید قطب آنه م بانقد وبررسی افکار آن از زبان این و آن بخود مولفیتی را بدهید ؟ باور داشته باشید این پا از هر آنکس ی که نوشته او نشخوار شمارا را بار بار تحت الشعاع قرارمیدهد بیرون آید پای او از یک جای نه که از صدجای میشکند.
    واین بهمان میماند که موشی نزد فیلی آمد وگفت آقا فیله شماچند سال دارید؟ فیل بنای خنده را گذاشت وگفت من شش ماهه هستم ؛ موش در فکر فرورفت وفیل پرسان نمود شما چند سال دارید؟ موش گفت منهم شش ماهه هستم ؛ تعجب میکنم که من اینقدر ضعیفم و شما آنقدر بزرگ .
    خوب بود که پس از چرندیاتی را که برشته بافته در آورده بودید درآخر بدون رودر واسی میگفتید که اولویت فرهنگی از دیدگاه شما باید که بچه مورد ه ای اختصاص داده میشد؟ که ماهم از معلمی که ناخوانده ونادانسته استاد شده است درس تحصیل وتجربه میآموختیم .
    بشما توصیه میدارم بیشتر مطالعه فرمائید و:
    تند برخاک شهیدان مدوان مرکب را باخبر باش که این خلق خدای دارد.
  • ناشناس

    اقا ی مهران :
    این اد عای که خودت بر علیه سید قطب شهید داری
    از آ ن زمان مطرح شد که سید شهید در س فر امریکا تمام مظاهر جاهلی نظام استکبار غرب وامپریالزم آ دم خوار را از نزدیک دیده وکتاب ارجدار :
    « امریکا التی راء یت » یعنی امریکائیکه من دیدم را نوشته کرد . واین نوشته سبب شد تا امریکا نوکران خود وحکومت وقت مصر را وادار تا اورا بشهادت بر ساند .
    من به این شکی ندارم که سید قطب انسان بوده وه ر انسان اشتباه وخطا دارد وبر خلاف تفکر خرافی وکاملا غیر واقعی تشیع خرافی که به معصومیت امامان م عتقد اند . وبه غیر از پیامبران دیگر همه انسانها افکار واندیشه های شان قابل نقد وبر رسی وحتی رد می باشد . سید قطب خلاء فکری داشت .
    اما امریکا _ خودت وتمام دنیا جایگاه ومنزلت دینی
    ادبی - انقلابی وآ زادی خواهی اورا نمی توان لکه دار کند .
    واین کلمه افراطی همان جویده های امریکا و امپریا لیزم ا ست که بی سوادان ویا احیانا مزدوران بر علیه مسلمانان آزادی خواه دو باره آ نرا مضمضه کرده واز آن استف اده کرده .و بکار می برند .
    نه گلبدین ونه زرداد ونه آ ن ربان وگیلانی
    ندارند ونخواهند داشت آن تق وا وایمانی
    که سید قطب وهمرا هان با همت در آن دوران
    وهم ما قبل آن چون سید جما ل لدین افغــان ی
    من به همه تو صیه میکنم که فقط سید قطب را از زبان خودش وآ ثارش بشنا سند همچون کتب زیر بشناس ند وبس:
    1- ما که هستیم وجه می خواهیم ؟
    2- ما چه میگوئیم ؟
    3- اسلام وصلح جهانی
    4- عدالت اجتماع ی در ا سلام
    5-تصویر زیبای هنر در قرآن
    6- جا هلیت قرن بیستم .
    7- امریکائ که من دیدم.
    8-تفسیر مب ارک قر آن شریف بنام ( در سایه های قرآن ).
    وهمچنین ده ها اثر عربی که بزبان فارسی چاپ نشده است .

    تهمتها وادعا هائ که کمو نیست ها و امپریا لیست ها وسکو لاریستها به سید قطب شهید میز نند دور از و اقعیت بوده . وفقط مردم نا آ گاه را میتو انند اغفال کرده واهداف الحادی واشغا لگرانه ای خودرا پیش ب برند .
    والسلام
    عبدا لله - افغانی
  • هایدعمار







    تبسمي برمقاله ي :
    " سيد قطب ، تئوريسین افراط گرايان درجهان اسلام"

    طنزگونه اي ازعبدالوهاب هايدعمار

    به موافقه ي تقدير، درجامعه اي به سرمي بريم که به لطف خدا ، با آنکه همه رو زه متصدیان سواد آن ازپايين بودن گراف سواد شکايت دارند ، شاهدان عيني رشد روز افزون روشنفکران خيلي جسو روبافرهنگ هستيم که به مردم اولويت فرهنگي مي آموزند.(البته جای پای روشنفکران راستین وبارسالت ، بالای دیده های ماست ، وروشنفکرموردنظراین سطورراهم روشنفکران راستین میدانند)
    اين روشنفکران که بيشترشان درف ارم هاي توليدي که خودشان بهترونيک ترمي دانند زاييده وپرورش مي يابند، همزمان با اوج گرفتن شعارهاي نوگ رايي آه ! ببخشين صيب يادم رفت ؛ " مدررررررنييييييته " نزديک است ثابت کنندکه ني والا ، درافغ انستان گراف سواد ازآنچه که مسئولين ادعادارند بسيارقيل است ، بخاطريکه اگرميزان سواد درکشورما ، به ويژ ه درقشرجوان قيل ترازآنچه که ادعا مي شود ، نباشد پس اِي اولويت فرهنگي رَ ه يگان روشنفکرما ازکجاميداني ستند ؟!
    معلوم ميشه ، استعدادهاي شگفت انگيزبچه هاي ما به اندازه اي شگوفه زده که نام خدا اولويت فرهنگ ي را خودشان مي توانند توليد کنند ، آفرين برين ماشينها توليد انديشه ي جوان ما ! ايکاش مادران وطن به ه مين شيپ وتيپ، فرزند ان انديشه را دربست و کاغذپيچ بدنيابيارند تا دگرنيازي به بدوش کشیدن زحمت فراوان ا ندیشه زایی نداشته باشند ، البته باتوجه بابحران اقتصادي که کشورماراگرفته است ومعلمين هم ازکمبودي معاش داد مي زنند اين نسخه خيلي عاقلانه وبدربخوراست. .
    شايد اي گپا به شمامزاق معلوم شوه ، شما مگرشماره ي ( 42 ) هفته نامه ي پيام مجاهد ( ارگان نشراتي مجاهدين افغانستان ) رانخوانده ايد که درآن مقاله اي به اين عنوان:
    " سيد قطب ، تئوريسین افراط گرايان جهان اسلام "
    ازرحم قلم آقا ي مهران موحد به صفحه ي کاغذ زاده شده بود . آن مقاله درحاليکه شديداً ازدرد زايمان نويسنده ي آن روايت داشت ، دربرگيرن ده ي چوندي هاي درمورد ترجمه وپخش تفسير" في ظلا ل القرآن "و" تفسیرانوارالقرآن " به آ درس دکترسيد مخدوم رهين هنگامیکه پیش ازآقای خرم متصدی وزارت فرهنگ بودند، گرفته شده بود.
    ازقواره ي جم لات ايشان ، چنين برمي آيد:
    گويا ديگراولويت فرهنگي وجودنداشت که وزارت فرهنگ به پخش ونشرچنين تفسيري ا قدام کرده است .
    حالاکاري نداريم که آبستن اين نطفگک روشنفکري ، دررحم کوچک ونامساعد اين روشنفکرکوچک م ا ازچه جنس مخالفي القاشده است ؟ اما ، چيزيکه ازوضعيت رواني اين نوشته آشکارابه نظرمي رسد اين است که د رنوشته ي يادشده مهران جان مانند … هاي جن زده به هرطرف حمله نموده اند ، وبه گفته ي خودشان افغانستان ر ا سرزمين کاپي انديشه ها ناميده اند ، کارنامه هاي فکري وفرهنگي رهبران جهادملت افغانستان را که توسط آ ن پوزقلدرزمان رابه خاک وخون شقيدن کاپي دانستند
    اين تکه را بخوانيد :
    "گروه هاي مجاهدين هيچگاه زحمت توليد انديشه بومي را برخودهموارنکردند . جمعيت اسلامي افغانستان بزرگترين گروه درميان گروه هاي مج اهدين همان حرف هايي راکه جنبش اخوان المسلمين درمصرشعارخودقرارداده بودبدون کمترين حک واصلاح ، شعارخود ساخت اين نشان ميدهدکه گروه هاي اسلام گرادرافغانستان ازلحاظ فکري تاچه اندازه فقيربوده اند وتاچه انداز ه وابستگي فکري به گروه هاي خارج ازکشورداشته اند به حدي که نميتواستند شعاري براي حزب خود درست کنندومج بورمي شده اند شعارديگران را کپي کنند"
    آغاجان! آياميدانيدکه اين حرفهاي شما ، باديدگاه کسانيکه ش کل گيري انقلاب اسلامي درکشوررا تصادفي وخودجو ش ميدانند وهيچگونه سازماندهي ورهبريي را درآنسويي رستاخي زبزرگ ملت قهرمان افغانستان ، نمي بينند چندان فرقي ندارد؟! يااينکه حضرت عالي شماهم به همه چيزبه نگاه تصادفي وخودبخودي مي نگريد ؟
    مي ترسم که گاهي روشنفکران مابدين باورشوندکه ، رابطه ي پدرهاومادرها شان که درنتيجه ي آن ايشانان به صحنه وجود گام نهاده اند ، تصادفي بوده است ،آنگا کاسه هاي سرما هم ازپرتور وشن انديشي ايشان انفجارخواهدکرد.
    چون درجغرافيا ي که اين تيپ روشنفکران درآن موج بزنند ، تصوراين حرف ها خيلي به دورنيست.
    من براي آنکه شمابدانيد ، آيابه راستي اسلام گرايان افغانستان فقرفرهنگي داشته اند وياشما ازين ناحيه بي چاره ايد ؟ شماره توصيه ميکنم که چندبارديگرپاراگراف بالا را دقيق بخوانيد ، بازق ضاوت کنيد .
    آ نويادم آمد ، شايداگرذهن شمارا درست خوانده باشم هدف شما ازشعارجمعيت اسلامي افغانستان اين باشد:
    اسلام دین ماست”
    محمد رهبرماست
    قرآن قانون ماست
    شهادت درراه خدا ازعالي ترين آرزوهاي ماس ت "
    راست مي گوييد! چرا بجاي اين شعارها چيزهاي ديگري را سرلوحه ي خودقرارندادند مثلاًبايد بجاي &# 34; قرآن قانون ماست " سرمايه قانون ماست ، بجاي "اسلام دین ماست" تصادفی به دیناآمده ایم ، بجای " محمد رهبرماست " کارل مارکس يالنين رهبرماست ، بجاي " شهادت درراه خدازاعالي ترين آ روزهاي ماست " مکيدن خون گروه هاي کارگر،ازاولين وآخرين! آرزوهاي ماست و... را ، شعارخود قرارمي داد ند ، چپي هاهم عين شکل .
    مطمئنم اگرشمادست کم عنوان پنج ياشش نشريه ي جمعيت اسلامي افغانستان درزمان جه ادرا ، ميدانيستيد مسلماً اين چرندهارانوشته نمي کرديد ، ولي باآنهم
    آدم که اين نوشته هاي شمارامي خوا ند، کاملاً احساس ميکند که درنبود شما وافرادچون خودتان درآنزمان راستي هم چقدرخلاي فکري وفتورتوليداندي شه ، وجود داشته است که امروزآن خلارا حتتتتتتا شماهم نميتوانيد پرکنيد ، ايکاش اين ماشين توليد انديشه (شما) درآنوقت ساخته مي شديد تا اين انديشه هاراچپ وراست توليد کرده مي رفتين !!!!
    ولي متأسفانه ديدم ک ه شما ویاهرکسی دیگر،" معرکة الاسلام والرأسمالية " را ( جنگ اسلام وسرمايه داري) برگردان کرده ايد، درحاليکه درمورداندیشه های سید قطب هم حرف می زنید ومیدانیدکه او یکتن ازادیبان دست اول ادبیات ق رن بیستم عرب بود، ولي هنوزهم (و) معيت عربی راتشخيص نکرده ايد، باز يک کمي باورم نسبت به شما وسواد تا ن سست شد درغيرآن شما انشاء الله اين گونه معنامي کرديد:
    " نبرداسلام باسرمايه داري " بازهم گناه شمانيست اين اشتباه شمابرمي گردد به آنچه که خودتان ازآن راضي نيستيد (کاپي پيست).
    شمادرين اثرعلم ي تان نويسنده ي " نشانه هاي راه " را متهم به تکفيرامت اسلامي نموده ايد و... مه وقت ندارم که درمورد تمام آرايه هاي دروني وبروني نبشته ي شما چيزهاي بنويسم فقط بهمین بسنده می کنم که فکرمی شود شما هنوزهم نیازدارید تابه تعبیرسید قطب ازامت آشنایی داشته باشید ، وازنظرواژه گانی ودستوری معنی جاهلیت را هم اگربدانید بدردتان میخورد ، به قول منطقی ها فرض درممکنات مجازاست ، به فرض اینکه پندارهاوانگارهای ش مادرست باشد،این حرف را سيد زماني گفته بودکه جمال عبدالناصر، هنگام گشايش کانال سويز، مانند شماري ازرو شنفکران ماکه به نام شلغم وکچالووچپس سوگند مي خورند وبعد به هرکارشان آغازمي کنند ، به اژه ي "ا...
  • منیربارش
    اقای نویسنده سلام برشما
    درجاده هموار دویدن هنرش چیست
    مردانه دویدن هنرش درخم وپیچ است
    سید قطب شهید یک تن از تئوریسن های جهان اسلام بود وطرز تفکر وجهان بینی خاصی داشت که حوصله هضم آن را نه تو داری ونه م ن، پس سید قطب شهید را به عنوان رهبر جان برکف گروه اخوان المسلمین دانست ومجاهدت های شباروزی اش را در دریف شمشیر برکفان بدر واحد...وغیره غزوات دانست. شاه کاری های اسلامی سید را هر کس که نا دیده بگیرد در وجودش چشم نیست چقوری است.من بعنوان یک فرد که تا هنوز بادیدگاه های سید قطب آشنایی دارم کدام سکتگی وپ لشتی را در سطح رهبریت آن از جوف نوشته هایش وچه از زبان مردان که همت وغیرت وحوصله دشمنی با اندیشه سید قطب شهید را دارد.
  • صادق  - مقاله بدون تحقیق...
    دوست عزیز شما زحمت زیادی کشیدید که نشان بدهید ریشه افراطګرای از اندیشه های سید قطب نشات میګیرد!! همی ن فکر ونظر شما در مورد دکتر شریعتی در ایران هم مطرح است!! اما تا جایکه حاقظه به من اجازه میدهد ما در دوران جهاد پدیده ی بنام ترور نداشتیم!!تروری که امروز مروج است! جالبتر اینکه گروه طالبان اصلا سید قط ب را مسلمان نمی دانند!! اکثریت ملایان وعلما وطالبانی که در مدارس انسوی خط تحصیل دینی کرده اند نه سید قطب را مسلمان میدانند ونه حسن البناء را!! چنانچه اشاره رفت سید قطب معصوم ومصون از خطا واشتباه نبود وبرداشتی که از اوضاع زمان خودش داشته و فشار مضاعف زندان اورا به این سمت رانده! مگر مجتهدین در استنبا ط فقهی شان خطا نمی کنند؟ اینکه سید قطب مبلغ ترور وافراطگرای بوده حرفیست غیر قابل باور! مگر شریعتی مب لغ افراطگرایی بود؟که افراد افراطی در جهان شیعه به اسم اندیشه های او بنام گروه فرقان به وجود امدن؟!!ا گر این نظر شما را بپذیریم اولین بانی تروریسم در جهان اهل سنت محمد بن عبدالوهاب بود! ودر جهان شیعه حس ن صباح!
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ، 21 دی 1388 ، 22:58
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 81 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.