Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

سيـــــاست از ديدگـــــــاه اخــــــوان الصفــــــا PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - مـــذهبـــی
نوشته شده توسط نجیب الله جویا   
چهارشنبه ، 20 آبان 1388 ، 12:01

نجیب الله جویاسیاست یک بحث بسیار وسیع بوده نمیتوان تحت عنوان آنرا وضاحت داد ولی امروز خواستم که سیاست را از دیدگاه اخوان الصفا به دوستان و شایقین آن به قید تحریر بیاورم. ولی آمروز ما شاهد حضور تعدادی زیادی از تحلیلگران سیاسی هستیم که شاید سابقه بسا تاریخی داشته و دارد عاری از سود نخواهد بود یک مرور به دیدگاهی اخوان الصفا داشته باشیم.

دید این گروه را در باره سیاست مرور نمایم که کلمه سیاست که امروز علاقمندان زیاد دارد و سیاست هم در شرایط روز یک موضوع بی نهایت داغ است.

 

چكيده:

بحث روی موضوع سیاست خیلی ها با اهمیت بوده و يكى به طور پراكنده در خلال نوشته‏هاى مختلف، رساله های که تقریبآ 52 رساله از خود بجا گذاشتند که قرار ذیل است که 14 رساله آن در بخش ریاضیات، هندسه، نجوم،موسیقی و غیره و 17 رساله در رابطه با علوم فیزیک وطبیعی،کارشناسی،گیاه شناسی و غیرهو 10 رساله دیگر در علوم روانشناسی و عقلی، کیان شناسی،معادن شناسی و غیره و 11 رساله در علوم الهی و دینی، نبوت،ماورالطبیعه و غیره که ديگر در رساله پنجاهم از رساله‏هاى ايشان كه اساسا با عنوان:« سياست‏» است. ولى بايد توجه داشت كه منظور اخوان الصفا از كلمه سياست‏با اصطلاح رايج امروزى سياست، يكسان نيست. سياست در نظر اخوان الصفا همانند معمول قدما،به معناى: تدبير امور شخص، خانواده و اجتماع است. سياست همه اين محدوده‏ها را در بر مى‏گيرد، و نيز شامل تدبير امور اخروى و روحانى میشود.

 

ايشان در مقدمه رساله «سياسات‏» گفته‏اند كه سياست دو نوع است; يكى جسمانى و دنيايى، و ديگرى روحانى و اخروى. از رعايت آنها، منافع دنيا و آخرت به دست مى‏آيد. ايشان سياست را از سياست جسم و روح شروع مى‏كنند، سپس به سياست‏خانواده و خدمت گزاران مى‏رسند، پس از آن به سياست قبيله و شهر مى‏پردازند، ودر آخر به سياست ناموس و قانون الهى مى‏رسند.آنان معتقدند كه اگر كسى در اجراى اين سياست ها توفيق يابد، به بزرگترين سعادت ها دست مى‏يابد، امكان صعود به افلاك را پيدا میكند و آنجا جزاى خير مى‏بيند. در اين مرحله، انسان مرگ را بالاترين سعادت ها مى‏شمارد. ايشان هدف از فرمانروايى را نيز حفظ نواميس الهى مى‏دانستد زيرا اگر ناموس الهى ترك شود، دين و دنياى مردم تباه میگردد. بنابراين میتوان گفت كه اخوان الصفا، به پيوند سياست و ديانت اعتقاد داشته ا ند.


 اخوان الصفا گروهى انديشمند اصلاحگر بوده، كه ظهور كردن تمدن اسلامی را میخواستند در دوره شكوفايى فرهنگ و تمدن اسلامى هدف ايشان به وجود آوردن تحول فكرى و بنيادى در جامعه باشد تا از آن طريق، انسانها را به سعادت برسانند. اين گروه بيش از پنجاه رساله در زمينه‏هاى گوناگون دانش و فرهنگ به جاى مانده كه اگر چه همه آثار علمى ايشان نيست، ولى همين مقدار باقيمانده كافى است كه نمايانگر سهم قابل توجه ايشان در رشد و شكوفايى فرهنگ اسلامى باشد.

 

اخوان الصفا تشكيلات زير زمينى و مخفى داشتند و به همين جهت، نام رهبران و همچنين نام نويسندگان اين آثار علمى ارزنده بدرستى روشن نيست. بى‏ترديد، اين گروه شيعه بوده و مربوط شاخه اسماعيليه اهل تشیع. ايشان به تزكيه نفس اهميت‏بسيار مى‏دادند، و انديشه‏هايشان در زمينه‏هاى گوناگون از قبيل: وحدانيت‏الهى، نفس، فلسفه دين، پيامبران و صاحبان شرايع، فلسفه اخلاق، مراتب مردم، نظريه شناخت، سياست، نظام اجتماعى، نظريه دولت، خلافت و امامت، از عمق و گستردگى و در عين حال گيرايى خاصى برخوردار است.

 

براى درك مفهوم سياست و فراتر از آن, كليه مفاهيم اجتماعى و سياسى از ديدگاه اخوان الصفا, اهتمام زيادى تا كنون از طرف پژوهشگران و انديشمندان انجام نگرفته است. علت اساسى اين عدم اهتمام را بايد در ديدگاههايى جست و جو كرد كه در خصوص شكل گيرى اين گروه پديد آمده است. اساسا دو نظريه پيرامون اخوان الصفا وجود دارد. گروهى, آنان را داراى آرا و هدف سياسى دانسته و گروهى, آنان را جماعت دينى قلمداد نموده كه به دنبال تهذيب نفوس پيروان خويش و تعليم و تربيت آنان بود. و يا حداقل, قبل از اينكه گروه سياسى باشند, گروه دينى اى بودند كه به دنبال اغراض دينى صرف بوده اند. دسته اول قائلند كه اخوان الصفا فقط تدوين گر فلسفه نبوده بلكه دارى فكر سياسى و نظريات انقلابى نيز بوده اند و براى تحقق انديشه هاى سياسى خود اعتقاد داشتند كه اول بايد نظام عقلى موجود دچار تحول شود تا زمينه براى عمل سياسى فراهم گردد. سابقه فكرى اين روش درانديشه هاى يونانى است كه بين نظام اجتماعى و عقلى ارتباط قائل مى شدند. صرف نظر از نگرشهاى متفاوت پيرامون گروه اخوان و علت و هدف شكل گيرى آنان اين مسإله را بايد يادآور شد كه مهمترين تحقيقات و پژوهشهايى كه پيرامون آرا اين گروه انجام گرفته است از موضعى غير تخصصى و خارج از قلمرو مباحث فلسفه و انديشه سياسى بوده است. عامل ديگر ويژگى طرح مباحث سياست در رسائل اخوان الصفا است كه به گونه اى پراكنده در لابلاى رسائل و بيشتر به صورت رمز و كنايه بيان شده است كه نوعى تشتت نظر را درباره آراى سياسى آنان به وجود میاورد. لازمه وحدت نظر در آراى اخوان الصفا, مطالعه جزء به جزء رسائل آنان است كه اين نوشته نيز با اين ويژگى انجام گرفته است.


قبل از اينكه مفهوم سياست از ديدگاه اخوان الصفا پرداخته شود, ذكر اين نكته ضرورى است كه بين مفهوم سياست در انديشه هاى معاصر با انديشه هاى فلاسفه به ويژه فلاسفه مسلمين در گذشته تفاوت وجود دارد.هدف فلاسفه مسلمان از مفهوم سياست اصلاح و از بين بردن خلل و فسادهاست. و لذا اين مفهوم همواره پيوندى با اخلاق داشته و رساله ها و مكتوبات آنان با مكتوبات اخلاقى در ارتباط بوده است. به عنوان مثال كندى كه يكى از مشهورترين فلاسفه اسلامى است رسائل سياسى خود را با عناوينى نظير رساله فى السياسه و الاخلاق و سبل الفضائل آورده است و يا ((فارابى)) در رسائل خويش از عناوينى مانند( السياسه و السعاده و الاخلاق) استفاده مى كرد.

 

و يا ابن سينا در كتاب شفا فصلى را به فصل (فى الخليفه و الامام و وجوب طاعتهما و الاشاره الى السياسات و المعاملات و الاخلاق) اختصاص داده است كه گوياى ارتباط بحث سياست با اخلاق است. اخوان الصفا نيز كه مركب از چندين فيلسوف معتبر هستند عناوينى نظير رسائل فى السياسه و تهذيب النفوس و اصلاح الاخلاق دارند و بحث سياست را در لابلاى مباحث مربوط به ماهيت و طبايع انسانها مطرح مى كنند كه در آن از ويژگيهاى اخلاقى سعادت و تمايلات... انسان بحث شده است. و سياست را در تقسيم بندی هايى عام به دو دسته سياست جسمانى و سياست روحانى تقسيم مى كنند كه ناظر به ويژگى دوگانه ماهيت انسان است. انسان رابطه بين نفس و جسد را با عنوان سائس و مسوس سياست كننده و سياست شونده در نوشته هاى خويش آورده اند.

 

 نقش سياست استحكام و قوام بخشى به زندگى اجتماعى انسانهاست و لذا بايد بر مبناى اخلاق تعريف گشته و پيوندى بين آن مفهوم و مفهوم انسان و ويژگيها و صفات او وجود داشته باشد. سياست در عصر جديد و در مفهوم عام آن مجموعه اى از روابط اجتماعى است كه هدف آن بر قرارى نظم اجتماعى و امنيت داخلى و از نظر خارجى حفظ مصالح عمومى و اقتدار و شان اجتماع سياسى است حفظ قلمرو سیاسی است. هم و غم كلى سياست پيدا كردن راهها و اصولى است كه در واقع منافع اجتماعى سياسى در دو بعد داخلى و خارجى در نظر گرفته شده و متناسب با جوامع سياسى شيوه ها و طريق مختلف و نظامهاى سياسى گوناگون براى اداره اجتماعات به وجود آيد.

 در واقع مفهوم سياست در انديشه هاى جديد تدبير درجهت اداره امور است و در آن مفهوم اصلاح كه عموما در انديشه هاى فلاسفه اسلامى در آن لحاظ شده وجود ندارد.


با توجه به توضيح بالا براى درك مفهوم سياست در انديشه اخوان الصفا بايد جايگاه مباحث مربوط به سياست را در رابطه بين نفس و جسد جست و جو كرد زيرا بر اساس نظام انديشه سلسله مراتبى در عالم موجودات كه اخوان الصفا به آن اعتقاد دارند مرتبه نفس بالاتر از مرتبه جسد است و اساسا امور مربوط به حكمت و علوم و صنايع و سياسات و تدبيراز امور مرتبط به نفس شمرده شده است. و لذا پايگاه بحث از سياست را در امور مربوط به نفسانيات بايد جست و جو كرد.


استدلال نهفته در فلسفه اخوان براى اين ادعااين است كه آنان جسد را مسوس (سياست شونده) و نفس را سائس (سياستگر) معرفى مى كنند و بر همين اساس است كه سياسات و تدبير از امور مربوط به نفس شمرده مى شود. بنابراين از نظر فكرى منشا مباحث سياست ويژگى نفسى و روحانى آن است زيرا منشا سياست رياست طلبى انسان است و رياست طلبى به صورت غريزى در نفس حيوانى وجود دارد.


اعمال و افعال مربوط به نفس حيوانى عبارتند از:

شهوت جماع شهوت انتقام و شهوت رياست كار ويژه شهوت جماع بقاى نسل و تناسل بوده و شهوت انتقام براى جلوگيرى از آسيب ها و بيزارى و فرار از دشمن است و شيوه هاى جلوگيرى از آسيب ها نيز يا از طريق قهر و غلبه و يا به وسيله فرار و دورى جستن و يا مكر و حيله و ايجاد حصن و حصار است.

و فلسفه وجود شهوت رياست نيز به دليل نياز به سياست است زيرا در آراى اخوان الصفا رياست طلبى مقدم بر سياست و سياست براى كنترل و انجام امور مربوط به غريزه رياست طلبى است میداند:


و اما شهوه الرياسه المركوزه فى جبلتها فهى من اجل تإكيد السياسه اذا كانت السياسه لاتتم الا بعد وجدان الرياسه

 

اما شهوت رياست كه ذاتى انسان است براى بر قرارى سياست است زيرا سياست بر قرار نمى شود مگر بعد از به وجود آمدن رياست با توجه به خاستگاه سياست در انسان كه تإمين كننده نيازهاى غريزى رياست طلبى اوست در فلسفه سياسى اخوان الصفا موضوع علم سياست عموما اصلاح موجودات و تلاش براى بقاى آنها در بهترين صورت و شكل ممكن و نيز كاملترين غايت هاست.


و اعلم يا اخى بان المراد من السياسه هو اصلاح الموجودات و بقاوها على افضل الحالات و اتم الغايات بدان كه غرض از سياست اصلاح موجودات و بقاى آنها بر بهترين حالات و كاملترين غايات است.


در مراتب نفس ذكر شد كه بين شقوق مختلف نيز سلسله مراتب وجود دارديعنى رتبه نفس نباتى پايينتر از نفس حيوانى و رتبه نفس حيوانى پاينتر از نفس ناطقه است. و همانگونه كه بيان شد سياست از مراتب نفس حيوانى است و بنابراين نفس ناطقه بر آن اشراف دارد. به اين معنا كه غرض سياست كه اصلاح و بقإ و كمال غايت است در صورتى امكان پذير مى باشد كه در خدمت نفس ناطقه باشد.

 

بنابراين سياست از يك سو مرتبط به نفس حيوانى است چون از صفات مربوط به آن است و از سوى ديگر مرتبط به نفس ناطقه است چون هدايت نفس حيوانى و تمايلات آن به دست نفس ناطقه است. اما اينكه نفس ناطقه چرا و چگونه مى تواند در سياست كه از امور مادون است دخالت كند به اين دليل است كه علوم و معارف و مهارتها و صنايع و اعمال و كردارها و تمايلات عزت و رفعت طلبى و پيشرفت كه از غايات انسانى محسوب مى شود در نفس ناطقه و از طريق آن است. لازمه اصلاح و بقاى و غايت مطلوب افكارى عالى اعمالى صالح و افعال نيكو و پسنديده است كه از طريق نفس ناطقه حاصل خواهد شد. نسبت دادن علم سياست به اصول روانى و غريزى انسان از جانب اخوان الصفا از يك طرف بيانگر فضيلت علم سياست نسبت به ساير علوم است زيرا هم موضوع و هم هدف آن از مهمترين علوم است و از طرف ديگر اين توصيف از علم سياست با بخشى از مباحث جديد در اين علم كه موضوع آن را قدرت و سيطره و غلبه مى داند قابل تطبيق و هماهنگى است چرا كه لازمه نيل به تمايلات مرتبط با شهوت رياست قهر غلبه و سيطره است و نيز راههاى كنترل قهر و غلبه و سيطره كه در واقع به فضايل انسانى مرتبط مى شود در آن وجود دارد. همچنين اين تعريف بخش مهمى از علم سياست است كه تدبير امور و اصلاح معاش را نيز شامل مى شود.

 

 بنابراين اصلاح در دو بخش است يكى در بخش معاش كه سياست متكفل آن است و ديگرى در بخش امور معنوى و روحانى نفس تدابير اين جهانى سياسات مربوط به امر معاش مى باشد و اصلاح امر معاد بيانگر سياسات روحانى است. ولذا كه اخوان الصفا دايره شمول سياسات را در دو امر معاش و معاد ذكر مى كنند. در تعبيرات اخوان الصفا سياست جسمانى و نفسانى بيانگر اين دو وجه از دايره شمول سياست است و دليل تقسيم بندى آن بر سياست جسمانى و نفسانى نيز بر گشت رياست به دو دسته جسمانى و روحانى است رياست جسمانى سلطنت بر تمايلات جسمانى است واخوان الصفا رياست ملوك و سلاطين جور تمثيل میآورند كه از طريق قهر و غلبه و جور و ظلم بر مردم سلطنت مى كنند و آنها را به بندگى كشيده و آنها را به زور در خدمت امور معاش خويش قرار مى دهند در واقع سياست جسمانى حاكميت تمايلات و شهوت ها بر نفس انسان است.
رياست روحانى سلطنت بر روحانيات نفسانى است و در اين مورد نيز اخوان تمثيل به رياست صاحبان شرايع میآورند كه از راه عدل و احسان بر ارواح انسانها حكومت مى كنند و مردم را در جهت فوز و نجات و سعادت در آخرت رهنمون مى شوند.


با توضيحات فوق روشن شد كه تقسيم سياست به طور عموم به دو دسته جسمانى و نفسانى به علت يك مبناى فكرى است و اين دو گونه سياست در خدمت صفات روحانى و غير روحانى انسان است.

تقسيم بندى اخوان از سياست يك مبناى فلسفى مهم براى اقسام سياست است كه دايره شمول آن عام و فراگير و در جهت تدبير امور دنيوى و اخروى است. كار ويژه سياست جسمانى تإمين حوائج جسمانى است كه به تعبير اخوان الصفا تدبير مربوط به غذاى جسم را به عهده دارد. كار ويژه سياست روحانی سوق دادن نفس به سوى عمل خير است و شامل بر خوردارى از اخلاق رضيه عادت جميله و افعال صحيح و رد امانات و مانند آن است. به نظر مى رسد كه اختصاص دادن رياست به غريزه و فطرت و ناشى شدن سياست از غريزه رياست به دليل تإثير پذيرى از افكار يونان بويژه افلاطون در اين مورد است زيرا او نيز رياست را از غرايض نفس بشرى به شمار آورده است. با توجه به تقسيمات نفس به شهوانى و غصبى و ناطقه و اختصاص هر كدام به خصائل و صفات ويژه رياست از نفس غضبى و حيوانى به حساب آمده ولذا مفهوم قهر و غلبه در آن وجود دارد و اين ويژگى همانگونه كه ذكر شداختصاص به سياست جسمانى دارد اما اين به معناى كاستن از شرافت و فضيلت سياست نيست زيرا سياست به مفهوم تدبير معاش با نفس ناطقه كه كار ويژه آن ادراكات و معلومات است همراه شده و انسان را به سوى كمال سوق مى دهند چرا كه نفس انسانى براى قبول صور ملكى و انتقال به رتبه سماوى آمادگى دارد و اين امر با اكمال دو سياست جسمانى و روحانى كمال پذير است. علت اكمال نيز قابليت همراهى نفس غضبى با نفس ناطقه است و لذا اين دو سياست در انسان مى توانند همراه هم بوده و در اين صورت از نظر اخوان الصفا سياست تكميل گشته و لذا اشرف علوم مى شود. لازم به ذكر است كه فارابى نيز رياست را امرى نفسى تلقى كرده و وجود مراتب رياست را ميان قواى مختلف قائل است و برهمين اساس معتقد است كه نفس ناطقه بر ساير قوا رياست دارد.

 

نكته مهمى كه بايد ياد آور شد اين است كه با توجه به اعتقاد اخوان الصفا به نظام سلسله مراتبى استعداد فطرى انسانها براى رياست و در نتيجه پرداختن به امر سياست متفاوت و گوناگون از يكديگر است زيرا بر اساس بينش اخوان الصفا قواى نفسى در افراد مختلف تإثيرات متفاوتى دارند و علت تفاوت ها نيز گوناگونى مزاج هاست كه در بحث از انسان به تفصيل بيان شده است. تإكيد اخوان الصفا بر تفاوت هاى استعدادى افراد بشر به دليل تفاوت مراتب موجودات است كه از خالق يكتا و عقل كلى و نفس كلى و افلاك تا عالم تحت القمر نوعى رابطه مراتبى بين رئيس و مرئوس و سائس سياست كننده و مسوس سياست شونده وجود دارد و تفاضل و مراتب بين افراد بشرى نيز متإثر از آن روابط سلسله اى است كه اين سلسله مراتب را حكمت الهى و عنايت ربانى تلقى مى كنند. اثر اين ايده پيدايش مفهوم رياست و لزوم آن در روابط انسانهاست و مفهوم خلافت انسان در زمين از يك منظريعنى وجود سلسله مراتب در ميان افراد بشرى و رياست و سياست در كره خاكى براى اصلاح امور اوست. اين خلافت تشبه به حاكميت خداست بر موجودات و اخوان اوامر ملوك و خلفإ و روساى ارضى را بر زير دستان تشبيه به اوامر خداوند بر بندگان خويش مى كنند:
 بر اساس انديشه اخوان, خداوند متعال سائس كل موجودات است و خلفاى او در زمين به مانند او تدبير و سياست مى كنند اما چون استعدادها براى رياست و سياست متفاوت است لذا گروهى از افراد بشرى شايستگى اين سياست و رياست را داراهستند. به دليل تقسيم سياست به دو دسته جسمانى و روحانى خلفاى الهى گروهى از شايستگان خواهند بود كه سياست كامل را داراهستند چون از طريق روحانيات بر جسمانيات نيز غلبه دارند و تدبير آنان شامل دو سياست جسمانى و روحانى است. گروهى شايستگى تدبير امور جسمانى را دارند كه ملوك و سلاطين كه صرفا تدبير معاش مى كنند از آن گروه هستند. با اين توضيح مى توان به يك تعريف كلى از سياست در نزد اخوان الصفا دست يافت و آن اينكه سياست عبارت است از تدبير و اصلاح و اين مفهوم عام هم شامل امور دنيايى و هم شامل امور روحانى است. اين سياست سياست كامل است و سياست ناقص سياسى است كه تنها تدبير كننده امر معاش است. و اما در هر دو سياست كسانى استحقاق تدبير اين امر را دارا هستند كه از استعداد فطرى برخودار باشند. بنيان فلسفه سياسى اخوان الصفا بر اساس استحقاق فطرى براى رياست و نشإت سياست و رياست از نفس غضبى و نيز برترى نفس ناطقه بر نفس غضبى بيان ضرورت سياست و رياست عامه انبيا و جانشينان آنها بر امور دنيايى و اخروى مردم استوار است:

 

زيرا استعداد فطرى آنان در اعلى مراتب افضل بر ساير افراد بشرى است و نيز تإكيدى است بر عدم حقانيت خلافت عباسيان و بنى اميه كه به دليل غصب خلافت فساد سياسى در آن دوره به وجود آمده است. اساسا بر اساس بينش اخوان گوناگونى استحقاق فطرى افراد براى رياست و سياست عامل تنازع بين افراد بشرى و اجتماعات سياسى است.


بر اساس بينش اخوان الصفا در سطح پايينتر از رياست انبيا و جانشينان آنان حكومت ملوك و سلاطين نيز بر اساس استعداد فطرى آنان است چون آنها از استعداد رياست جسمانى بر خوردار هستند اما چون سياست آنها ناقص است آشفتگى در اجتماع سياسى پايدار خواهد بود و لذا آرمان اخوان الصفا مدينه كريمه است كه دو سياست جسمانى و روحانى تدبير امور آن را به عهده دارد و در مقابل آن مدينه جائره و شريره قرار دارد كه تنها تدبير امور جسمانى است. ريشه منازعات سياسى در جوامع رياست گروهى است كه صلاح دين و دنيا را تشخيص نمى دهند. به عبارت ديگر مدعيان امر رياست گروهها و افراد متعددى هستند كه استحقاق رياست را دارا نيستند و لذا فساد و تزلزل در جوامع وجود دارد.


دستور العملهاى اخوان براى حفظ نظام و ثبات آن, رعايت حدود و آداب طبقات اجتماعى از طرف مردم است. همانگونه كه در بحث از طبقات اجتماعى بيان شد اشتغال هر فرد به صنعت طبقاتى خود و حرفه آبا و اجدادى از امورى است كه از تنازع مى كاهد. سياست و رياست نيز از اختصاصات طبقات ويژه است زيرا سياست نيز صنعتى است كه افرادى خاص استعداد آن صفت را دارند.


اين بينش با ساختارها و مبانى جديد حكومت و سياست كه آن را متعلق به همه مردم مى داند منافات دارد. و اساسا بر اساس بينش استعداد فطرى براى سياست و رياست اين سوال مطرح است كه مفهوم اراده و اختيار و رقابت و تعقل كه از لوازم پويايى اجتماعات مى باشد چگونه است و آيا اين بينش خود از عوامل فساد اجتماعى و تنازع اجتماعات نيست؟ به نظر مى رسد از منظر اخوان در بينش فطرى, هر فردى كارويژه خاص خود را دارد و با انجام كارويژه ها انتظام امور حفظ خواهد شد. تزلزل و تنازع و همچنين مشكل نظامهاى سياسى بشرى كه الگوى سياسى آن را اخوان در مدينه شريره ترسيم مى كنند فقدان كار ويژه هاست و تا به تعبير آنها, سياستها جسمانى است تزلزل اجتماعات و نظامها و تحولات دولتها پا بر جا و ابدى است. بنابراين در الگوى آنان راه نجات ايجاد مدينه كريمه است كه در آن, رياست با انبيا و جانشينان آن است. خلفاى ارضى در صورتى كه پيرو آن سياست باشند تدبيرشان براى اداره امور نتيجه بخش است. و نكته اى را كه به عنوان حاصل اين بخش از سخن مى توان بيان كرد اين است كه جوامع بشرى در تزلزل و تنارع دائمى هستند زيرا يك عامل اساسى براى تزلزل وجود دارد و آن, رياست و سياست غير شايستگان است.


و البته شايستگان كسانى هستند كه استعداد ذاتى و فطرى سياست و رياست را دارا باشند. همه مردم از استعداد رياست كردن بر خوردار هستنداما تدبير و اصلاح چه در سطح جسمانيات و چه در سطح روحانيات اختصاص به كسانى دارد كه استعداد لازم را براى تدبير و اصلاح داشته باشند.

 

انواع سياست در ديدگاه اخوان الصفا

در طبقه بندى علوم از ديدگاه اخوان الصفا گفته شد كه آنان علوم را به سه دسته علوم رياضيه, علوم شرعى و علوم فلسفى تقسيم مى كنند. گستره علوم رياضيه به تعبير اخوان علم الآداب است كه كه براى طلب معاش و مصلحت امر دنيا به كار گرفته شده و شامل علومى نظير حرف و صنايع و بيع و شر إ مى شود. علوم شرعى به نفسانيات مردم مربوط شده و علوم فلسفى خود به چهار نوع رياضيات منطقيات طبيعيات و الهيات تقسيم مى شود.


الهيات نيز به پنج دسته تقسيم مى شود و علم سياست از زير مجموعه هاى علوم الهى است كه در رسائل اخوان الصفا انواع سياست و ويژگيهاى هر كدام ذكر شده است. اين تقسيم بندى از سياست از ويژگيهاى اخوان الصفاست كه به صورتى منظم در رسائل آنان تبيين و تفصيل داده شده است.


تقسيم بندى اخوان الصفا از انواع سياستها يا به اعتبار نوع تدابير و چگونگى روابط انسانها با يكديگر و يا در ارتباط با خود فرد است. غايت آنها براى انواع سياست چگونگى تدابير از طرف ارباب سياست براى زير دستان است. اين تدابير نهايتا از دو حالت تدبير همراه با حكمت الهى و يا غير الهى خارج نيست.


با توجه به تقسيم بندى كلى سياست به دو دسته جسمانى و روحانى اخوان الصفا سياست را به پنج نوع جزيى تر تقسيم نموده اند:


اول سياست نبوى كشوردارى پيامبران دوم سياست ملوكى كشوردارى شهرياران سوم سياست عامه كشوردارى توده چهارم سياست خاصه خانواده دارى پنجم سياست ذاتى خودشناسى.


ويژگيهاى هر كدام از انواع سياست را اخوان الصفا با تفصيل بيشتر توضيح داده اند.

الف سياست نبوى كشوردارى پيامبران

اين سياست مربوط به قلمرو نبوت و برنامه ها و اهداف انبياست. شناخت چگونگى وضع نواميس و سنتها و دور داشتن نفوس از اديان فاسد و آراى سخيف و عادات پست و افعال و اعمال جائرانه, يكى از اركان اين سياست است.


ركن دوم سياست نبوىشناخت چگونگى انتقال آرا و عادات و افعال ناپسند از ضمائر و نفوس و جايگزينى آراى پسنديده عادات نيكو و اعمال خوشايند و اخلاق شايسته به جاى ناپسنديهاى قبلى است. ركن سوم در سياست نبوى چگونگى هدايت و راهنمايى نفوس شريره مى باشد كه از طريق ارشاد و موعظه و نيز از طريق توبيخ و تهديد و وعده و وعيد امكان پذير است و سيره انبيا نيز در هدايت نفوس شريره بر همين پايه استوار است. انسان از راه تشويق به اعمال خير و بيدارى نفوس و ياد آورى معاد و قيامت نفوس شريره را هدايت مى كنند. هدف نهايى سياست انبيا رسيدن به نجات است. با دقت در سه ركن موجود در سياست نبوى, مى توان دريافت كه رياست اين سياست بر عهده انبياست. ويژگيهاى سياست نبوى با رياست روحانى سازگارى دارد و در رإس روساى روحانى اصحاب شرايع قرار دارند كه با نفوذ در نفوس انسانها, آنها را به عدل و احسان در امور دنيا و آخرت و كليه اعمال پسنديده و پرهيز از ناپسنديها وادار مى كنند و لذا در رسائل اخوان الصفا از وضع شريعت به عنوان بالاترين و عالى ترين تدبير و سياست تعبير شده كه سياست آن به دست خداوند است. سياستمداران سياست نبوى نيز از بالاترين و عالى ترين سياستمداران هستند. در برترى جايگاه انبيا, اخوان الصفا آنان را به عنوان برگزيدگان از ميان عقلا و علما نام مى برند يعنى برترين انسانها عقلا هستند و در ميان عقلا نيز برترين آنها, انبيا مى باشند. رتبه بعد از انبيا از نظر برخوردارى از عقل فلاسفه و حكما هستند. با توجه به اركان بر شمرده شده در سياست نبوى, دايره سياست آنان شامل امور دين و دنياست كه مجموعه آن دو سياستى كامل را ايجاد مى كند. اخوان الصفا برنامه انبيا و فلاسفه را برنامه اى كامل مى دانند كه در كنار دنيا اقرار به معاد را نيز ترويج مى كنند و با پایبندى به شريعت دولت اهل شريعت در دنيا پايدار مانده و در آخرت نيز از جزاى نيكو برخوردار مى شوند. بنابراين در سياست نبوى اصلاح دين و دنيا هر دو مورد نظر است و جانشينان آنان نيز يعنى ائمه و خلفا پيرو سياست نبوى هستند. در ديدگاه اخوان الصفابهترين سياستها, سياست نبوى است زيرا ريشه در شريعت دارد و همانگونه كه ذكر شد, وضع شريعتها بهترين تدبير و سياستهاست و سياست پيامبران در واقع اجراى بهترين سياستهاست كه شامل اجراى سنتهاى شريعت است:


وهذه السياسه تختص بها الانبيإ و الرسل صلوات الله عليهم.اين سياست اختصاص به انبيا و رسل دارد
در مورد ضرورت اجرا و سنتهاى شريعت, اخوان آن را از وظايف انبيا بر شمرده است:


ومن خصال النبوه ايضا اجرإ السنته فى الشريعه و ايضاح المنهاج فى المله و تبيين الحلال و الحرام و تفصيل الحدود و الاحكام فى امور الدنيا جميعا ثم التزهد فى الدنيا و ذم الراغبين فيهااز ويژگيهاى نبوت اجراى سنت شريعت تبيين و توضيح شيوه شريعت و تبيين حلال و حرام و تفصيل حدود و احكامى كه در مورد دنياست و تشويق به زهد در دنيا و مذمت دلبستگى به آن

 

ب سياست ملوكيه كشوردارى شهرياران

تداوم سياست و برنامه ها و اهداف انيبا, امرى عقلى و لازمه حيات بشرى است چرا كه آئين انبيا و رسل به دليل شمول قانون زندگى, لازمه حيات انسانهاست و تداوم اين سياست در سايه وجود جانشينان و خلفاى انبياست. در ديدگاه اخوان, امكان تداوم و اجراى احكام الهى از طريق سياست ملوكيه امكان پذير است. سياست ملوكيه در واقع سياست خلفا و جانشينان نبوت است كه مفهوم امامت مى باشد و امامت به معناى عام آن, خلافت است و خلافت دو نوع است خلافت در نبوت و خلافت در ملك. و خلافت در ملك شامل امور اجرايى حكومتى نظير گرفتن بيعت و خراج و امور مالى و حفظ ثغور و مرزها و سياست ملوكيه در واقع در انديشه اخوان سياستى است كه هدفش اجراى احكام نبوت و دستورات انبيا است.


وظايف كلى سياست ملوكيه عبارتند از:


الف ـ شناخت و حفظ شريعت براى امت


ب ـ احياى سنت شريعت از راه امر به معروف و نهى از منكر و اقامه حدود و اجراى احكام صاحب شريعت
ج ـ رد مظالم نابود كردن دشمنان و اشرار و يارى رسانى به نيكان.


اين سياست اختصاص به خلفاى انبيا و ائمه دارد كه به حق حكم دادند و عدالت ورزيدند
در بخشهاى بعدى و در مباحث خلافت و امامت و سلطنت به تفصيل از وظايف خلفا و ملوك بحث خواهد شد ولى اجمالا در ديدگاه اخوان خلافت و ملك گاهى از طريق جور و ظلم مى باشد كه حكومت و حاكميت آنها از طريق قهر و غلبه حاصل شده است و اينها رياست جسمانى بر مردم دارند و نظام حكومتى خود را مبتنى بر عدالت نمى دانند. و لذا درانواع رياستها, رياست جسمانى را كه سياست و حكومت جسمانى از آن ناشى مى شود تمثيل به رياست ملوك و سلاطين جور مىآورند كه اينها تنها بر امور دنيايى سلطنت دارند و از طريق قهر و غلبه و جور و ظلم اين حكومت را به دست آورده اند. سلطنت جور مشروعيت ندارند زيرا سياست كامل و تمام نيست. به دليل اينكه بخش دوم سياست را كه رياست روحانى است دارا نيست. خلافت گاهى از طريق غير قهر و غلبه است كه مختص كسانى است كه رياست آنها رياست روحانى و در نتيجه سياستشان نيز روحانى است. اينها كسانى هستند كه بر نفوس انسانها حكومت مى كنند و شيوه آنها عدل و احسان است و احكام صاحبان شريعت را در نظر دارند. در ديدگاه اخوان الصفا اينان مشروعيت دارند زيرا سياست كامل جسمانى و روحانى توسط آنها امكان پذير مى شود. اين گروه از سياستمداران خلفاى انبيا هستند.


به نظر مى رسد تقسيم سياست به نبوى و ملوكى از اختصاصات تقسيم بندى اخوان الصفا باشد; چرا كه فارابى كه معاصر اخوان الصفاست به اين دو نوع سياست اشاره نكرده و ابن سينا نيز متعرض سياست نبوى نشده است. هر چند وى به سياست ملكيه اشاره نكرده ولى آن را از اقسام سياست قرار نداده است.

علت عدم ذكر اين دو سياست واين نوع تقسيم بندى از سياست در آراى آنان اين است كه آنان تنها نظريه پرداز نظام سياسى بودند ولى اخوان الصفا داراى حركتى فكرى و انقلابى بودند كه با تقسيم سياست به دو دسته نبوى و ملوكی در واقع مى خواستند عدم مشروعيت نظام سياسى موجود آن دوره را آشكار نمايند

 

زيرا كاركرد نظام موجود با ويژگيهاى سياستمدارى جسمانى كه حاكميت را با قهر و غلبه به دست آورده و سياستهايش در چهارچوب شريعت و احكام آن نيست با نظامى كه ايمان سياسى خويش را بر اساس مدينه اى قرار داده بودند كه اجراى شريعت از اهداف آن بود سازگارى نداشت چرا كه خلفا و جانشينان نبى كه ملوك غير جائز نيز شامل آنان است داراى سياست عادلانه نبوى هستند ولى حكومت وقت آن ويژگى را نداشت.


با توجه به توضيحات فوق و ويژگى حكومت ملوكى به نظر مى رسد تعبير از سياست ملوكيه به كشور دارى شهرياران كه توسط مرحوم عنايت انجام گرفته است تعبير دقيقى نباشد و شايسته تر است كه به جاى سياست و حكومت شهرياران سياست جانشينان پيامبران به كار برده شود. اين مفهوم با كار ويژه هاى مورد نظر اخوان در سياست ملوكى تناسب بيشترى دارد زيرا دايره شموليت آن هم در امور روحانى و شريعت و هم در امور دنيايى بيشتر است در حالى كه سياست شهرياران با سياست جسمانى و حكومت از طريق قهر و غلبه تناسب بيشترى دارد. بينش اخوان در خصوص سياست ملوكى شيوه حكومت عدل و احسان است و خروج از آن شيوه تقسيم بندى ديگرى براى حكومت است كه ويژه حكومت جور و ظلم بوده و در حكومت سلطنتى و ملوك جور تجلى مى يابد

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 52 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.