نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| سيـــــاست از ديدگـــــــاه اخــــــوان الصفــــــا |
|
|
|
| مقـــــــالات - مـــذهبـــی |
| نوشته شده توسط نجیب الله جویا |
| چهارشنبه ، 20 آبان 1388 ، 12:01 |
|
دید این گروه را در باره سیاست مرور نمایم که کلمه سیاست که امروز علاقمندان زیاد دارد و سیاست هم در شرایط روز یک موضوع بی نهایت داغ است.
چكيده: بحث روی موضوع سیاست خیلی ها با اهمیت بوده و يكى به طور پراكنده در خلال نوشتههاى مختلف، رساله های که تقریبآ 52 رساله از خود بجا گذاشتند که قرار ذیل است که 14 رساله آن در بخش ریاضیات، هندسه، نجوم،موسیقی و غیره و 17 رساله در رابطه با علوم فیزیک وطبیعی،کارشناسی،گیاه شناسی و غیرهو 10 رساله دیگر در علوم روانشناسی و عقلی، کیان شناسی،معادن شناسی و غیره و 11 رساله در علوم الهی و دینی، نبوت،ماورالطبیعه و غیره که ديگر در رساله پنجاهم از رسالههاى ايشان كه اساسا با عنوان:« سياست» است. ولى بايد توجه داشت كه منظور اخوان الصفا از كلمه سياستبا اصطلاح رايج امروزى سياست، يكسان نيست. سياست در نظر اخوان الصفا همانند معمول قدما،به معناى: تدبير امور شخص، خانواده و اجتماع است. سياست همه اين محدودهها را در بر مىگيرد، و نيز شامل تدبير امور اخروى و روحانى میشود.
ايشان در مقدمه رساله «سياسات» گفتهاند كه سياست دو نوع است; يكى جسمانى و دنيايى، و ديگرى روحانى و اخروى. از رعايت آنها، منافع دنيا و آخرت به دست مىآيد. ايشان سياست را از سياست جسم و روح شروع مىكنند، سپس به سياستخانواده و خدمت گزاران مىرسند، پس از آن به سياست قبيله و شهر مىپردازند، ودر آخر به سياست ناموس و قانون الهى مىرسند.آنان معتقدند كه اگر كسى در اجراى اين سياست ها توفيق يابد، به بزرگترين سعادت ها دست مىيابد، امكان صعود به افلاك را پيدا میكند و آنجا جزاى خير مىبيند. در اين مرحله، انسان مرگ را بالاترين سعادت ها مىشمارد. ايشان هدف از فرمانروايى را نيز حفظ نواميس الهى مىدانستد زيرا اگر ناموس الهى ترك شود، دين و دنياى مردم تباه میگردد. بنابراين میتوان گفت كه اخوان الصفا، به پيوند سياست و ديانت اعتقاد داشته ا ند.
اخوان الصفا تشكيلات زير زمينى و مخفى داشتند و به همين جهت، نام رهبران و همچنين نام نويسندگان اين آثار علمى ارزنده بدرستى روشن نيست. بىترديد، اين گروه شيعه بوده و مربوط شاخه اسماعيليه اهل تشیع. ايشان به تزكيه نفس اهميتبسيار مىدادند، و انديشههايشان در زمينههاى گوناگون از قبيل: وحدانيتالهى، نفس، فلسفه دين، پيامبران و صاحبان شرايع، فلسفه اخلاق، مراتب مردم، نظريه شناخت، سياست، نظام اجتماعى، نظريه دولت، خلافت و امامت، از عمق و گستردگى و در عين حال گيرايى خاصى برخوردار است.
براى درك مفهوم سياست و فراتر از آن, كليه مفاهيم اجتماعى و سياسى از ديدگاه اخوان الصفا, اهتمام زيادى تا كنون از طرف پژوهشگران و انديشمندان انجام نگرفته است. علت اساسى اين عدم اهتمام را بايد در ديدگاههايى جست و جو كرد كه در خصوص شكل گيرى اين گروه پديد آمده است. اساسا دو نظريه پيرامون اخوان الصفا وجود دارد. گروهى, آنان را داراى آرا و هدف سياسى دانسته و گروهى, آنان را جماعت دينى قلمداد نموده كه به دنبال تهذيب نفوس پيروان خويش و تعليم و تربيت آنان بود. و يا حداقل, قبل از اينكه گروه سياسى باشند, گروه دينى اى بودند كه به دنبال اغراض دينى صرف بوده اند. دسته اول قائلند كه اخوان الصفا فقط تدوين گر فلسفه نبوده بلكه دارى فكر سياسى و نظريات انقلابى نيز بوده اند و براى تحقق انديشه هاى سياسى خود اعتقاد داشتند كه اول بايد نظام عقلى موجود دچار تحول شود تا زمينه براى عمل سياسى فراهم گردد. سابقه فكرى اين روش درانديشه هاى يونانى است كه بين نظام اجتماعى و عقلى ارتباط قائل مى شدند. صرف نظر از نگرشهاى متفاوت پيرامون گروه اخوان و علت و هدف شكل گيرى آنان اين مسإله را بايد يادآور شد كه مهمترين تحقيقات و پژوهشهايى كه پيرامون آرا اين گروه انجام گرفته است از موضعى غير تخصصى و خارج از قلمرو مباحث فلسفه و انديشه سياسى بوده است. عامل ديگر ويژگى طرح مباحث سياست در رسائل اخوان الصفا است كه به گونه اى پراكنده در لابلاى رسائل و بيشتر به صورت رمز و كنايه بيان شده است كه نوعى تشتت نظر را درباره آراى سياسى آنان به وجود میاورد. لازمه وحدت نظر در آراى اخوان الصفا, مطالعه جزء به جزء رسائل آنان است كه اين نوشته نيز با اين ويژگى انجام گرفته است.
و يا ابن سينا در كتاب شفا فصلى را به فصل (فى الخليفه و الامام و وجوب طاعتهما و الاشاره الى السياسات و المعاملات و الاخلاق) اختصاص داده است كه گوياى ارتباط بحث سياست با اخلاق است. اخوان الصفا نيز كه مركب از چندين فيلسوف معتبر هستند عناوينى نظير رسائل فى السياسه و تهذيب النفوس و اصلاح الاخلاق دارند و بحث سياست را در لابلاى مباحث مربوط به ماهيت و طبايع انسانها مطرح مى كنند كه در آن از ويژگيهاى اخلاقى سعادت و تمايلات... انسان بحث شده است. و سياست را در تقسيم بندی هايى عام به دو دسته سياست جسمانى و سياست روحانى تقسيم مى كنند كه ناظر به ويژگى دوگانه ماهيت انسان است. انسان رابطه بين نفس و جسد را با عنوان سائس و مسوس سياست كننده و سياست شونده در نوشته هاى خويش آورده اند.
نقش سياست استحكام و قوام بخشى به زندگى اجتماعى انسانهاست و لذا بايد بر مبناى اخلاق تعريف گشته و پيوندى بين آن مفهوم و مفهوم انسان و ويژگيها و صفات او وجود داشته باشد. سياست در عصر جديد و در مفهوم عام آن مجموعه اى از روابط اجتماعى است كه هدف آن بر قرارى نظم اجتماعى و امنيت داخلى و از نظر خارجى حفظ مصالح عمومى و اقتدار و شان اجتماع سياسى است حفظ قلمرو سیاسی است. هم و غم كلى سياست پيدا كردن راهها و اصولى است كه در واقع منافع اجتماعى سياسى در دو بعد داخلى و خارجى در نظر گرفته شده و متناسب با جوامع سياسى شيوه ها و طريق مختلف و نظامهاى سياسى گوناگون براى اداره اجتماعات به وجود آيد. در واقع مفهوم سياست در انديشه هاى جديد تدبير درجهت اداره امور است و در آن مفهوم اصلاح كه عموما در انديشه هاى فلاسفه اسلامى در آن لحاظ شده وجود ندارد.
شهوت جماع شهوت انتقام و شهوت رياست كار ويژه شهوت جماع بقاى نسل و تناسل بوده و شهوت انتقام براى جلوگيرى از آسيب ها و بيزارى و فرار از دشمن است و شيوه هاى جلوگيرى از آسيب ها نيز يا از طريق قهر و غلبه و يا به وسيله فرار و دورى جستن و يا مكر و حيله و ايجاد حصن و حصار است. و فلسفه وجود شهوت رياست نيز به دليل نياز به سياست است زيرا در آراى اخوان الصفا رياست طلبى مقدم بر سياست و سياست براى كنترل و انجام امور مربوط به غريزه رياست طلبى است میداند:
اما شهوت رياست كه ذاتى انسان است براى بر قرارى سياست است زيرا سياست بر قرار نمى شود مگر بعد از به وجود آمدن رياست با توجه به خاستگاه سياست در انسان كه تإمين كننده نيازهاى غريزى رياست طلبى اوست در فلسفه سياسى اخوان الصفا موضوع علم سياست عموما اصلاح موجودات و تلاش براى بقاى آنها در بهترين صورت و شكل ممكن و نيز كاملترين غايت هاست.
بنابراين سياست از يك سو مرتبط به نفس حيوانى است چون از صفات مربوط به آن است و از سوى ديگر مرتبط به نفس ناطقه است چون هدايت نفس حيوانى و تمايلات آن به دست نفس ناطقه است. اما اينكه نفس ناطقه چرا و چگونه مى تواند در سياست كه از امور مادون است دخالت كند به اين دليل است كه علوم و معارف و مهارتها و صنايع و اعمال و كردارها و تمايلات عزت و رفعت طلبى و پيشرفت كه از غايات انسانى محسوب مى شود در نفس ناطقه و از طريق آن است. لازمه اصلاح و بقاى و غايت مطلوب افكارى عالى اعمالى صالح و افعال نيكو و پسنديده است كه از طريق نفس ناطقه حاصل خواهد شد. نسبت دادن علم سياست به اصول روانى و غريزى انسان از جانب اخوان الصفا از يك طرف بيانگر فضيلت علم سياست نسبت به ساير علوم است زيرا هم موضوع و هم هدف آن از مهمترين علوم است و از طرف ديگر اين توصيف از علم سياست با بخشى از مباحث جديد در اين علم كه موضوع آن را قدرت و سيطره و غلبه مى داند قابل تطبيق و هماهنگى است چرا كه لازمه نيل به تمايلات مرتبط با شهوت رياست قهر غلبه و سيطره است و نيز راههاى كنترل قهر و غلبه و سيطره كه در واقع به فضايل انسانى مرتبط مى شود در آن وجود دارد. همچنين اين تعريف بخش مهمى از علم سياست است كه تدبير امور و اصلاح معاش را نيز شامل مى شود.
بنابراين اصلاح در دو بخش است يكى در بخش معاش كه سياست متكفل آن است و ديگرى در بخش امور معنوى و روحانى نفس تدابير اين جهانى سياسات مربوط به امر معاش مى باشد و اصلاح امر معاد بيانگر سياسات روحانى است. ولذا كه اخوان الصفا دايره شمول سياسات را در دو امر معاش و معاد ذكر مى كنند. در تعبيرات اخوان الصفا سياست جسمانى و نفسانى بيانگر اين دو وجه از دايره شمول سياست است و دليل تقسيم بندى آن بر سياست جسمانى و نفسانى نيز بر گشت رياست به دو دسته جسمانى و روحانى است رياست جسمانى سلطنت بر تمايلات جسمانى است واخوان الصفا رياست ملوك و سلاطين جور تمثيل میآورند كه از طريق قهر و غلبه و جور و ظلم بر مردم سلطنت مى كنند و آنها را به بندگى كشيده و آنها را به زور در خدمت امور معاش خويش قرار مى دهند در واقع سياست جسمانى حاكميت تمايلات و شهوت ها بر نفس انسان است.
تقسيم بندى اخوان از سياست يك مبناى فلسفى مهم براى اقسام سياست است كه دايره شمول آن عام و فراگير و در جهت تدبير امور دنيوى و اخروى است. كار ويژه سياست جسمانى تإمين حوائج جسمانى است كه به تعبير اخوان الصفا تدبير مربوط به غذاى جسم را به عهده دارد. كار ويژه سياست روحانی سوق دادن نفس به سوى عمل خير است و شامل بر خوردارى از اخلاق رضيه عادت جميله و افعال صحيح و رد امانات و مانند آن است. به نظر مى رسد كه اختصاص دادن رياست به غريزه و فطرت و ناشى شدن سياست از غريزه رياست به دليل تإثير پذيرى از افكار يونان بويژه افلاطون در اين مورد است زيرا او نيز رياست را از غرايض نفس بشرى به شمار آورده است. با توجه به تقسيمات نفس به شهوانى و غصبى و ناطقه و اختصاص هر كدام به خصائل و صفات ويژه رياست از نفس غضبى و حيوانى به حساب آمده ولذا مفهوم قهر و غلبه در آن وجود دارد و اين ويژگى همانگونه كه ذكر شداختصاص به سياست جسمانى دارد اما اين به معناى كاستن از شرافت و فضيلت سياست نيست زيرا سياست به مفهوم تدبير معاش با نفس ناطقه كه كار ويژه آن ادراكات و معلومات است همراه شده و انسان را به سوى كمال سوق مى دهند چرا كه نفس انسانى براى قبول صور ملكى و انتقال به رتبه سماوى آمادگى دارد و اين امر با اكمال دو سياست جسمانى و روحانى كمال پذير است. علت اكمال نيز قابليت همراهى نفس غضبى با نفس ناطقه است و لذا اين دو سياست در انسان مى توانند همراه هم بوده و در اين صورت از نظر اخوان الصفا سياست تكميل گشته و لذا اشرف علوم مى شود. لازم به ذكر است كه فارابى نيز رياست را امرى نفسى تلقى كرده و وجود مراتب رياست را ميان قواى مختلف قائل است و برهمين اساس معتقد است كه نفس ناطقه بر ساير قوا رياست دارد.
نكته مهمى كه بايد ياد آور شد اين است كه با توجه به اعتقاد اخوان الصفا به نظام سلسله مراتبى استعداد فطرى انسانها براى رياست و در نتيجه پرداختن به امر سياست متفاوت و گوناگون از يكديگر است زيرا بر اساس بينش اخوان الصفا قواى نفسى در افراد مختلف تإثيرات متفاوتى دارند و علت تفاوت ها نيز گوناگونى مزاج هاست كه در بحث از انسان به تفصيل بيان شده است. تإكيد اخوان الصفا بر تفاوت هاى استعدادى افراد بشر به دليل تفاوت مراتب موجودات است كه از خالق يكتا و عقل كلى و نفس كلى و افلاك تا عالم تحت القمر نوعى رابطه مراتبى بين رئيس و مرئوس و سائس سياست كننده و مسوس سياست شونده وجود دارد و تفاضل و مراتب بين افراد بشرى نيز متإثر از آن روابط سلسله اى است كه اين سلسله مراتب را حكمت الهى و عنايت ربانى تلقى مى كنند. اثر اين ايده پيدايش مفهوم رياست و لزوم آن در روابط انسانهاست و مفهوم خلافت انسان در زمين از يك منظريعنى وجود سلسله مراتب در ميان افراد بشرى و رياست و سياست در كره خاكى براى اصلاح امور اوست. اين خلافت تشبه به حاكميت خداست بر موجودات و اخوان اوامر ملوك و خلفإ و روساى ارضى را بر زير دستان تشبيه به اوامر خداوند بر بندگان خويش مى كنند:
زيرا استعداد فطرى آنان در اعلى مراتب افضل بر ساير افراد بشرى است و نيز تإكيدى است بر عدم حقانيت خلافت عباسيان و بنى اميه كه به دليل غصب خلافت فساد سياسى در آن دوره به وجود آمده است. اساسا بر اساس بينش اخوان گوناگونى استحقاق فطرى افراد براى رياست و سياست عامل تنازع بين افراد بشرى و اجتماعات سياسى است.
انواع سياست در ديدگاه اخوان الصفا در طبقه بندى علوم از ديدگاه اخوان الصفا گفته شد كه آنان علوم را به سه دسته علوم رياضيه, علوم شرعى و علوم فلسفى تقسيم مى كنند. گستره علوم رياضيه به تعبير اخوان علم الآداب است كه كه براى طلب معاش و مصلحت امر دنيا به كار گرفته شده و شامل علومى نظير حرف و صنايع و بيع و شر إ مى شود. علوم شرعى به نفسانيات مردم مربوط شده و علوم فلسفى خود به چهار نوع رياضيات منطقيات طبيعيات و الهيات تقسيم مى شود.
الف سياست نبوى كشوردارى پيامبران اين سياست مربوط به قلمرو نبوت و برنامه ها و اهداف انبياست. شناخت چگونگى وضع نواميس و سنتها و دور داشتن نفوس از اديان فاسد و آراى سخيف و عادات پست و افعال و اعمال جائرانه, يكى از اركان اين سياست است.
ب سياست ملوكيه كشوردارى شهرياران تداوم سياست و برنامه ها و اهداف انيبا, امرى عقلى و لازمه حيات بشرى است چرا كه آئين انبيا و رسل به دليل شمول قانون زندگى, لازمه حيات انسانهاست و تداوم اين سياست در سايه وجود جانشينان و خلفاى انبياست. در ديدگاه اخوان, امكان تداوم و اجراى احكام الهى از طريق سياست ملوكيه امكان پذير است. سياست ملوكيه در واقع سياست خلفا و جانشينان نبوت است كه مفهوم امامت مى باشد و امامت به معناى عام آن, خلافت است و خلافت دو نوع است خلافت در نبوت و خلافت در ملك. و خلافت در ملك شامل امور اجرايى حكومتى نظير گرفتن بيعت و خراج و امور مالى و حفظ ثغور و مرزها و سياست ملوكيه در واقع در انديشه اخوان سياستى است كه هدفش اجراى احكام نبوت و دستورات انبيا است.
علت عدم ذكر اين دو سياست واين نوع تقسيم بندى از سياست در آراى آنان اين است كه آنان تنها نظريه پرداز نظام سياسى بودند ولى اخوان الصفا داراى حركتى فكرى و انقلابى بودند كه با تقسيم سياست به دو دسته نبوى و ملوكی در واقع مى خواستند عدم مشروعيت نظام سياسى موجود آن دوره را آشكار نمايند
زيرا كاركرد نظام موجود با ويژگيهاى سياستمدارى جسمانى كه حاكميت را با قهر و غلبه به دست آورده و سياستهايش در چهارچوب شريعت و احكام آن نيست با نظامى كه ايمان سياسى خويش را بر اساس مدينه اى قرار داده بودند كه اجراى شريعت از اهداف آن بود سازگارى نداشت چرا كه خلفا و جانشينان نبى كه ملوك غير جائز نيز شامل آنان است داراى سياست عادلانه نبوى هستند ولى حكومت وقت آن ويژگى را نداشت.
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




سیاست یک بحث بسیار وسیع بوده نمیتوان تحت عنوان آنرا وضاحت داد ولی امروز خواستم که سیاست را از دیدگاه اخوان الصفا به دوستان و شایقین آن به قید تحریر بیاورم. ولی آمروز ما شاهد حضور تعدادی زیادی از تحلیلگران سیاسی هستیم که شاید سابقه بسا تاریخی داشته و دارد عاری از سود نخواهد بود یک مرور به دیدگاهی اخوان الصفا داشته باشیم.





