نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| اصــول دیــن و اصــول اســـلام |
|
|
|
| مقـــــــالات - مـــذهبـــی |
| نوشته شده توسط سید اسدالله حسینی نکته دان |
| پنجشنبه ، 8 دی 1390 ، 14:31 |
|
اصـــول دیـــن:
به زبان ادیان: خطی که آغاز و انجام آن خدااست ودر رابطه این دو نقطه، فروغ انبیا را می بینیم. این سناریوی خلقت است.
از این گفتار این نتیجه را می گیریم: 1-وحدانیت خدا- تجلی خدا در گذشته ها و همه جا و همه وقت. 2- نبوت انبیا- تجلی خدا در انسان ها و در آفاق و ا نفس. 3-قیامت کبری – قیام آفرینش و باز گشت هم به سوی تنها او. پس اصول دین به عنوان دین تنها انبیا الهی شامل خدا، نبوت و معاد است، بطور اعم که شامل دین اسلام محمد(ص) و امت اش نیز می باشد. اما اصول اسلام به عنوان دین محمد(ص) و پیروان او بطور اخص نیز بر سه رکن است، و یا به عبارت دیگر اساس اسلام سه بعدی و تفکیک ناپذیر است.
1-توحید وحدانیت خداوند، ریشه ی تمام باور های دینی خصوصأ از اعتقادات اسلام است. تا اینجا تمام پیروان محمد(ص) از آن جمله شیعه و سنی، وحدانیت الهی را زیر ساختار تمام اعتقادات اسلامی می بینند و هیچگونه اختلاف ندارند. از این به بعد است که خطوط مذهبی، تمام مسلمانها را شقه شقه و فرقه فرقه می سازد، نگاه کنید: اگر از یک سنی پرسیده شود، اصول اسلام کدام اند؟ می گوید: از اصول اسلام نمیدانم اما پنچ بنای مسلمانی عبارت اند از: 1-کلمه یعنی لااله الاالله- 2-نماز-3- روزه 4- ذکات 5- حج اگر از یک شیعه پرسیده شود، اصول اسلام کدام اند؟ خواهد گفت: اصول دین پنج است: 1-توحید لااله الاالله 2-عدل خداوند عادل است 3-نبوت –سلسله انبیا 4- امامت «ائمه ومعصوم ادامه دهنده راه انبیا می باشند.» 5- معاد «بازگشت همه به سوی خداست » ریشه اختلاف کجاست؟ ریشه ی این اختلافات مذهبی در تاریخ اگر تحقیق شود، بر می گردد به مذهب و به احادیثی که حدود سه قرن بعد از بعثت رسول الله (ص) در کتب احادیث ثبت شده و به نشر رسیده است. ریشه های این احادیث همه سمعی است، نقلی است و برای آنکه شفایی و گفتاری هست. طی صد ها سال مکتب حدیث ومکاتب احادیث تدوین شدند. تا از میان صدها هزار حدیث، احادیث موثق و صحیح و سالم ومنطقی ومعقول که مرجع جمیع مسلمین واقع شود نشان داده شود. که این مبارزه هنوز در بوتهء آزمایش قرار دارد. و امروز که 11-12 قرن از این جریان می گذرد، از مسلمانان کسی و کسانی موفق نشده اند که احادیث را سره و ناسره کنند و گفته اند: « هرمنوتیک که کارش تفسیر به قصد تبیین است یعنی مبین سازی متن است در مورد قرآن با این مشکل بنیادی مواجه می شود. اگر قرآن مبین است* چرا با حدیث به آیات قرآن نقب می زنند؟ یا قرآن مبین در ابلاغ است؟» اگر دقت کنیم همین یک جمله ریشه های مکتب های احادیث را زده است! مع الاسف: قرآن را از ملت ابراهیم گرفتند، خروار خروار احادیث مجهول و مجعول را عوض اش دادند، که غالبأ همین احادیث در تبیین قرآن در عصر جدید، نقش کاربردی زیاد ندارند، اگر این احادیث و نقل آن صحیح باشد، چرا موجب تفرقه میان مذاهب واقع گردیده اند. و ازهمین احادیث، افزار کشتار ها و قتل های زنجیره ای {و حتی قتل های دسته جمعی مثل قتل و مجروح ساختن صدها نفر در روزعشورا} تحت عنوان روافضی و نواصب، علوی و اموی و.... استخراج کردند؟! اصولا چی ضرورت است، قرآنی که ادعای کاملیت دارد «مائده 3» الیوم اکملت لکم دینکم... دیگران بعد از دوران بعثت رسول الله ص ادعا کنند که قرآن فقیر و لاغر و مجهول است و این احادیث اند که فقر وکمبودات قرآن را مرتفع می سازد؟! نعوذباالله من الشیطان الرجیم، آیا ممکن است که رسول الله(ص) که قصه های مور وزنبور تا فیل و شتر و کوه ها و آسمانها و نجوم همه را در قرآن جمع آوری کرده است از لشکر میلیونی احادیث این قدر بی تفاوت گذشته باشد؟! چرا آن حضرت دستور ندادند که فرمایشات شانرا در زمان حیات خود شان تدوین ومکتوب می کردند؟ چرا اصحاب این کار را نکردند؟ چرا تابعین؟ چرا تبع تابعین؟ معلوم است که راز های پنهانی در این حلقه مفقوده گره خورده است.! چرا پیامبر قرآن، نسبت به چراغهای قرآن، عصای قرآن، شارح قرآن، مکمل قرآن، خواهران وبرادران خانه زاد قرآن «احادیث» در دوران اقتدار نبوت شان این قدر بی احساس دیده می شوند؟! و تدوین همین احادیث بود که امت رسول الله ص، از قرآن دور شدند و به احادیث متوصل شدند، از دین دورشدند به مذهب فقاهتی که مولود احادیث است وصل شدند! در قیامت پیامبر از مهجوریت مذهب و احادیث شکایت نمی کند، از مهجوریت قرآن شکایت خواهد کرد: یا رب ان قومی اتخذ وا هذاالقران مهجورا«فرقان 30 » میگویند: به چی دلیل از احادیث تبعیت کنیم؟ می گویند به این دلیل که در قرآن آمده است: ما آتا کم الرسول فخذوه و مانها کم عنه فانتهو «حشر7» (پیامبر به ما قرآن را داده است و ایمان به وحدانیت خدارا و از شرک نهی کرده است «نسا171») و همچنان سیاق این آیه نشان میدهد که دادن و ندادن و امرو نهی احادیث نیست که بحث تقسیم غنایم در قرآن است واز طرف دیگر چگونه است که صدها سال امت اسلام بدون مذهب و احادیث مدون و کتب احادیث، دین اسلام را ناقص وناکامل باور نداشتند اما بعد از ظهور مذاهب و امروز که هزارو چند صد سال از آن جریان می گذرد، عده ء آمده و مدعی می شوند که اسلام منهای حدیث هیچ نیست! سبحان الله. گذشته از همه، احادیث رسول الله عطر گلستان قرآن است و جدا از قرآن نیست، احادیث با قرآن که وحی است همخوانی دارد. هیچ قرآن شناسی منکر احادیث مطابق قرآن نیست. مع الاسف که اهل حدیث قرآن را به احادیث محک می زنند، تفسیر می کنند، تبیین می کنند و می سنجند در صورتی که قرآن میزان است، محک است، احسن التفسیر است برای گفتار همه کس و حتی انبیا و خاتم الا نبیاء. در تاریخ صدر اسلام یک محدثی که چهل تا حدیث حفظ داشته وآنرا مکتوب کرده باشند، احدی من الناس سراغ ندارد. سه صد و چهارصد سال بعد از بعثت رسول الله حدود سی و یا چهل نفر مدعی می شوند که صد ها هزار حدیث مانند گنج های سرپوشیده کشف کرده اند و برای آنکه خریداران احادیث به خاطر عشق به پیامبر، کل ثروت، شهرت و جوانی و عمرشان را مایه گذاشته بودند، از قول اصحاب و تابعین و ائمه، احادیث جعل کرده به این مراکز عاشقان حدیث، احادیث تحویل دادند. و به این رقم پهلوانان عظیم الجثه حدیث در تاریخ ظهور کردند. اگر بدون شناخت و حفظ احادیث و کتب احادیث، قرآن و اسلام را نمی توان شناخت ونمی شد بدون ذکر احادیث، حلال و حرام و یا قرآن را تفسیر کرد و به تاریخ زندگانی پیامبر و یاران اش دست یافت. و اگر احادیث مبثوت و مکتوب آدرسهای خانه به خانه، کوچه به کوچه، شهر به شهر و حتی آدرسهای تمام منظومه های قرآن و اسلام هستند که منهای آن ها قرآن، منهج و شریعت اسلام، ناقص می باشند، بارها گفته ام و باز می گویم چرا همان خود محدثین در صدر اسلام و عصر رسول الله ص و یاران اش آنرا تدوین نکردند؟ چرا این دلسوزی را و درک این امر را و این فهم را خود پیامبر نداشته است؟ چرا خداوند این دستور را نداده است که در میان شش هزار و..... آیات قرآن یک آیه دستور جمع آوری احادیث رسولش را نازل می فرمود؟ نعوذ باالله.! چرا اصحاب رسول الله ص در رابطه به خطر انقراض احادیث این احساس را نداشتند.؟ کی ها بوده اند که نسل به نسل، سینه به سینه، دهن به دهن، بدور از چشم روزگاران و بدوراز گزند آفات و جنگهای خانمان برانداز و قتل و کشتار های سراسری جان سالم بدر برده اند و احادیث را ترانزیت کرده و منتقل کرده اند؟! چگونه از میان آتش و آهن دوران سه قرن به سلامت ماندند؟! خدا میداند. قاریان قرآن را، حافظان قرآن را، کاتبان قرآن را، همه می شناسند. اما قاریان حدیث، در هیچ دوره شهرت ندارند. به جزنامه رسول الله ص به سران بعضی کشور ها، آیا متونی وجود دارد که در زمان پیامبر و اصحاب و تابعین و تبع تابعین نبشته و مکتوب شده باشد؟ و یک تکه کوچک آن امروز کارشناسی و در آزمایشگاه شیمیایی تحقیق شود؟ چند میلیارد انسان، در طول هزار سال بخاطر روایت وحدیث در جنگهای مذهب علیه مذهب کشته شدند و به جان هم افتادند و امروز حتی خطر یک جنگ مذهبی اتومی میان پیروان مذاهب و اهل حدیث درحال ظهور است. بدون شک این جنگ از سوی دولتهای خبیث و نظامهای تمامیت خواه و دروغگو و احزاب بنیاد گرای اسلامی، غیر اسلامی و ضد اسلامی دامن زده می شود. شعله های آن ترو خشک را می سوزاند. نماز خوان و بی نماز را به کام مرگ فرو می برد. این جنگ شیعه و سنی، امپریالیست و کمونیست، مسلمان و زرتشت، بودایی و هندو، یهود و مسیحیت نمی شناسد، همه را با خاک یکسان می سازد. انگیزه ظاهری این جنگ مذهب پرستی وخواندن احادیث مجهول و مجعول است. این جنگ همه را زخمی خواهد کرد و کشتار هولناکی را به دنبال خواهد داشت. اما رسالت انسانی و مسئوولیت بشری ما حکم می کند که همه را از مذهب پرستی به اسلام و از حدیث پرستی به قرآن صلا بدهیم. قرآن کتاب انسان و مسلمانانست. اولین گام همین است که با این مقاله میخوانیم. اصول اسلام کدامند؟ 1-توحید، در توحید اولین کلام خداوند، الله رب العالمین است و این صفت خداوند بیش از چهل مرتبه در قرآن تکرار شده است. رب العالمین! نه رب المسلمین و نه رب المومنین، بلکه شگوفنده، شگوفانند و مربی عالم و آدم، ظاهر و باطن و اول و آخر است، ربوبیت آن بلوکه نمی شود، و ربوبیت او پرورد گار بلوکه کردنی نیست. الله رب العلمین «فاتحه 1» کلمه الله حدود سه هزار مرتبه در قرآن آمده است و رب با مشتقات آن و همردیف با آن حدود هزار بار تکرار شده است. صفتی مهم تر از ربوبیت خداوند نداریم. اسامی زیادی از خداوند در قرآن آمده است و صفائی زیادی از ایشان نقل شده است که از آن مجموعه: در قرآن دوهزار کلمات معرف خداوند و صفات او مانند الرحمن و الرحیم، غفورو کریم و غیره آمده است. اما خداوند در قرآن به نام «عادل» نیامده است، چرا؟ این بحث های هست که انشاالله تحت عنوان «کلمه الله هی العلیا- توبه 40» و اسم اعظم خواهد آمد. فقط در این مقام می خواهم بگویم: کلمه «قهار» به صورت منفرد و جدا از «واحد» نداریم. کلمه ترکیبی واحد القهار «6» بار آمده و تاکید شده است که قهرآ خداوند یک و یگانه است. (یوسف39-رعد16- ابراهیم 48- ص 65- زمر4 – غافر 16) متکبر یکی از صفات دیگر خداوند است. کلمه متکبر در قرآن یک بار آمده است «حشر 23» در صورتیکه مشتقات آن برای کوبیدن استکبار و بندگان متکبر حدود صد بار بیشتر آمده است. قرآن تمام مستکبرین و هر متکبر را به شدت نفی می کند. کبریا خدااست و تکبر فقط به خدا می زیبد. اما در مقابل صدها بار کلمه رحمت و مشتقات آن در قرآن قابل مطالعه است. اما بیشترین و مهم ترین اسم پروردگار «رب» است که زیاد روی آن کار شود. اصل دوم از اصول اسلام محمد (ص) است: قرآن در خطاب به محمد«ص» از میان حدود چهار صدبار کلمات تکراری مشتقات رحمت، می فرماید: و ماارسلناک الارحمه للعالمین «انبیا107» (و ما تورا «ای محمد » جز رحمت برای همه جهان و جهانیان نفرستادیم) پس رسول الله پیامبر عشق و رحمت است. نه پیامبر شعر و شمشیر و خون و خشونت، محمد «ص» رسول الله است نه سیف الله. پیامبر اسلام هیچگاهی در تمام دوران زندگانی خود شیپور جنگ نه نواخته، بلکه جنگ را براو تحمیل کرده اند. در دوران قبل از بعثت درمکه سران قریش برای نصب حجرالاسود به دیوار کعبه هرکدام شمشیر می جنباندند، بین جنگ و آتش میان مردم مکه و فاصلهء آن به اندازه ء یک وجب مانده بود که محمدامین آتش جنگ را با آب زمزم و صلح خاموش کرد. درتمام دورانی که درمکه به پیامبری برانگیخته شده بود، هیچ فردی رابا جنگ، تهدید و ارعاب به اسلام دعوت نکرد. هیچ فردی مزاحم را سرکوفت نزد، هیچ دشمن را توهین وتحقیر نکرد، تمام یاران اش زیر شکنجه های هولناک جان دادند، جز کلمه توحید جواب ندادند. و محمد (ص) ثابت کرد که بدون زر و زور و زولانه هم امکان توسعهء اسلام هست. سنت پیامبر ص مبارزه و مقاومت منفی است. رسالتاو مانند سایر انبیا تبلیغ آیات حق است. نه توسل به زور. دعوت او برپایه حکمت بود و مجادله بوجه احسن نه زخمی کردن کسی و آیهء: ادع الی سبیل ربک باالحکمه الموعظه الحسنه و جادلهم باالتی هی احسن. «نحل 125» در مبارزات اجتماعی علاوه از مقاومت منفی، عقب نشینی وحق مهاجرت به آفریقا و مدینه را نیز به عنوان یک گزینه برای خود و اصحاب اش پذیرفت و در مهاجرت رحلت کرد.! او فرهنگ جنگ را با این کلام قرآن همیشه به چالش گرفته بود و گرفته است و تا قاف قیامت فریاد آتش بس از آن به گوشها طنین میاندازد. کسی که نه قاتل است و نه مفسد، اگر کسی نفسی را عمدأ به قتل برساند مانند آنست که تمام مردم را به قتل رسانده است و کسی اگرنفسی را احیا کند مثل اینست که تمام بشریت را زنده کرده است. آیه خطاب به بنی اسرائیل-مائده 32 *** این کلامی است که تمام راه های خشونت و جنگ را به بن بست می کشد. وضعیت تعرض و تجاوز را به مسلمانان جهان قفل میکند و جنگ و کشتار را تحریم می کند. پس مقاومت منفی، مهاجرت و عقب نشینی سنت رسول الله ص است و موید آن کلام خدا. پس سنت رسول الله ص رحمته للعا لمین است، نه بدعت، خشم، خشونت و شمشیر علیه مردم. در مکه و سالهای اول زمان مهاجرت مسلمانان به مدینه، دوران مقاومت است، چون افراد زیاد زخمی و کشته و شکنجه شدند اما کشتار نه، ولی زمانی که فرمان کشتار و قتل عام تمام مسلمانان از سوی جنایتکاران جنگی و برده فروشان تجاوز گر صادر شد، سنت محمد «ص» مقاومت و صبر نبود، دفاع بود. و جهاد تدافعی! پس دفاع زمانی است که دشمن پای مرگ دسته جمعی و قتل عام مردمی را امضا می کند. اندیشمندان به تعابیر مختلف گفته اند، از آن جمله که: « اگر طرفدار خشونت باشیم آزادی وجود ندارد، چون برای رسیدن به آزادی خشونت خواهیم کرد. ما خشونت مقدس ومشروع و معروف نداریم، خشونت، خشونت است» ازمهاتما گاندی نقل کرده اند: من به راه خشونت بار اعتراض دارم، حتی اگر در مسیر نیکی باشد، نیکی برآمده از خشونت، موقتی و گذرا است ولی شری که نتیجهء آنست ماندگار و همیشگی است. همین جا باید گفت: « سنت پیامبر بانفی خشونت مرزهای {تجاوز و دفاع} {مقاومت و حمله} را خراب نمی کند.» قرآن و سنت رسول الله در قوانین دفاع، مقاومت، صبر، تولرانس ملاحظات خود را دارد که شرح داده شد. اما در حوزه دفاع کسانی که در عمق تجاوزات بیگانگان و اعماق جنایت جنایتکاران پیش نرفته باشند. درک فلسفهء دفاع برای آنها بسیار مشکل است. پس زمانی که پای مرگ تمام قبیله، تمام شهر، تمام یک طائفه، تمام پیروان یک مکتب وتمام اعضای حزب و یک قوم و یک جبهه در میان باشد. برای جلوگیری از این حمله همه از مرز های مقاومت به خط مقدم دفاع با تمام تجهیزات «زن ومرد» هجوم می برند. این قانون مندی سنت رسول الله در تفسیر مقاومت و دفاع است که فوق قانون جنگ در دنیا می باشد. و از این جا می فهمیم که سنت رسول الله ص «استعداد» فوق تصور بشر است و یگانه است مانند وحدانیت خداوند در تمام پروژه آفرینش جن و انس و ملک نظیر ندارد. و همین شاهکار های محمد(ص) است که او را اولین معلم قرآن خداوندج تعیین کرد. خداوند در خلقت کهکشان ها، آسمان و زمین، انس و جن و سفره پهناور نعمات اش و خلق بهشت، فردوس و جنات بر مومنین وتمام ایمان داران به خدایی اش منت نگذاشته است. اما در بعثت رسول الله(ص) برمومنین منت گذاشته است. لقدمن الله علی المومنین اذبعث فیهم رسولا من انفسهم -«عمران 164» قطعأ خداوند از بعثت رسول الله(ص) برمومنین منت گذاشته است و در گفتار های دیگر گفتیم که کلام الله و سنت رسول الله دو لایه اند دوروی یک سکه اند. سنت رسول الله ص، سنت الله است در کلام الله، سنت الله گل است و کلام الله عطر گل است. سنت الله « و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی» است (نجم 3و 4) قرآن کلام الله است و روی کرد دیگر آن، سنت رسول الله است که سنت خدا است در محمد و محمد سنت الله است. و قرآن میوه درخت نبوت و خداوند آفریدگار، کردگار و پرورد گار درخت نبوت است، یعنی قرآن محصول درختی نبوت است که شاخه ء از لطف و رحمت الهی در آن پیوند خورده است. بگفته یکی از دانشمندان شهیر: « محمد ص کتابی بود که خدا نوشت و محمدص کتاب وجود خود را که می خواند قرآن می شد و قرآن رامحمدص همچنان که زنبور را خدا آفرید و عسل را زنبور و عسل فرآورده وحی بود...... وحی پیامبر به زبان عربی است و زبان عربی آینه وبرآیند فرهنگ و تجربه جمعی قوم عرب است و همین فرهنگ است که ماده می شود. » اصل سوم قرآن است. از اصول سه گانه اسلام بعد از رب العالمین و رحمت للعالمین قرآن است، که بیش از چهل بار این کلمه درخود قرآن آمده است و ما قرآنی را از تمام قرآنهای قرآن، قرآن ذکر للعالمین را انتخاب کردیم «قلم52» قرآن محصول خویشاوندی خدا ج و محمدص است، قرآن جهان فشرده شده در یک مشت است. قرآن کتابی است شامل 114 سوره و 6666آیت، آغاز آن الله است، پایان آن مردم «الناس» و کلمه وسط آن «ولیتلطف» یعنی لطف، الطاف، لطافت یعنی هوشیاری و مهربانی. سوره کهف آیه 19 – که بعضی آنرا وسط قرآن گرفته اند. یعنی خط ارتباطی میان خدا و مردم؛ خیلی لطیف و مهربانانه است. قرآن ذکر للعالمین است. خداوند در قرآن آورده است که: همانا بسوی شما کتابی را فرستادیم که ذکر شما در آن است. چرا تعقل نمی کنید؟ (لقد انزلنا الیکم کتابأ فیه ذکرکم افلا تعقلون «انبیا-10») ذکر نام قرآن است. حدود بیش از چهل بار قرآن ذکر نامیده شده است. از آن جمله (**) هرکس آنچه از مسایل دینی نمیداند، خداوند دستور داده است که از اهل قرآن سوال کند نه از اهل حدیث و تاریخ و فلسفه و تصوف و شعر و هنر و سیاست و علوم فزیک و ریاضی و... فسئلوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون «انبیا7» اگر نمیدانید ازاهل ذکر از کسی که محقق و قرآن شناس است سوال کنید. «نحل 43» متاسفانه علمای جامعه ما کمتر با قرآن محشور هستند. در حالیکه اهل قرآن و اهل ذکر (قرآن) متروک، مهجور و منزوی می باشند، قرآن نفرموده مسایل خود را از علما سوال کنید فرموده است از اهل ذکر سوال کنید، هرچند علما مقام خود را دارند، همین علما هستند که می گویند در کجای قرآن پنج وقت نماز آمده است. تعداد رکعات نماز در کجای قرآن آمده است. قرآن مجمل است و تفصیل و تفسیر آن در تاریخ و حدیث آمده است! در صورتیکه همه در قرآن آمده است. مشکل علما است که به بن بست خورده اند و نمی توانند از قرآن استخراج کنند. اما اهل ذکر مشکل ندارند. که انشاالله روی تمام این مسایل در آینده با قرآن به گفتگو می نشینیم. آیا قرآن معجزه مجسم است؟ همه چیز در قرآن آمده است اما طهارت و حوصله و مطالعه میخواهد. در این گفته تمام مسلمانان و پیروان جمیع مذاهب متفق القول اند که قرآن در زمان حکومت عثمان بن عفان خلیفه سوم براساس قرائت واحد در چندین نسخه استنساخ شد که با هرکدام یک معلم قرآن یکجا در مکه، مدینه، بصره، کوفه، شام و یمن ارسال کردند. اگر برای متمم قرآن و در ک قرآن، مصحف جدا از قرآن، هر افزاری لازم می شد، خلیفه وقت که ثروت ربع جهان در اختیارش قرار داشت برغنا مندی قرآن می افزود و باآن ها، قرآن های ارسالی را تجهیز می کرد و اگر برای درک قرآن ضرورت حدیث الزامی می بود و یا فلسفه و تاریخ، عالم حدیث و تاریخ و فقه و فلسفه و مذهب نیز می فرستاد. در تمام دوران نبوت رسول الله ص « معلم قرآن » را داریم اما معلم حدیث نداریم، قرآن را از پشت شیشه های عینک احادیث تفسیر کردن، آغاز یک زاویه کج است. برعکس، قرآن، محک است. رسول خدا الزام داشت که خودش را، گفتارش را با قرآن نگاه کند. به قرآن محک بزند. به قرآن بسنجد، به قرآن عیار کند، نه آنکه آیات قرآن را به احادیث محک بزند حتی هیچ صحابهء این کار را نکرده است و گرنه مصحف جدا از قرآن هرچند دو صفحه ی باید مسلمانان امروز می داشتند. قرآن که مبین است تاریک نیست. صفت قرآن «تبیانالکل شیء» (نحل 89) است و نه صفت حدیث و مکتب احادیث، وقتی علما قرآن را خواندند گفتند این معجزه است ما پیامبر نیستیم که آنرا تبیین و تفسیر کنیم، خود پیامبر و احادیث آن حضرت(ص) می تواند آنرا تفسیر کند. در صورتیکه: قرآن معجزه نیست؟، فوق معجزه است که در یک فرصت مناسب حتمأ بحث می کنیم. مشکلات این نسل: حدود هزار و دوصد سال قبل در پایان هزاره اول در قلمرو امپراطوری جهان، مسلمانان و رهبران فکری و فرهنگی آنچنان که از انسان و نیاز های او شناخت داشتند، مذاهب درست کردند، قوانین تعلیم و تربیت، سیستم اقتصادی، قضایی و حقوقی وضع کردند. که برای مسلمانان همان عصر ساخته شده بود، رنج ها و گرفتاری های مردم هزار سال قبل، آرزوها، خصومت ها، و دیدگاه شان از تعریف جهان و انسان با مردم امروز، بسیار متفاوت است. امروز انسان حیوان ناطق نیست، زن از دنده چپ مرد و طفیلی نیست، مذهب کابرد اقتصادی و سیاسی ندارد، در سیاست قلمرو امپراطور ها در نوردیده شده است. یک صفحه دو وجهی کل جهان را در جلو چشمها به نمایش می گذارد و به تو حق میدهد، هر چی داری از آن بر داری و به آن علاوه کنی. ما به معماران جدید دینی نیاز داریم که از نو این خانه را مطالعه کنند و آنرا مرمت کنند و یا از نو بسازند. در گذشته مجهولات، پله ی اول نردبان ترس بود و امروز پرسش از مجهولات رفتن به سوی جاده ی علم و شجاعت است. زندگی سراسر امید است و جهان خالی نیست، بیشتر امروز حتی به مأورای منظومه شمسی پیام می فرستند! امروز هیچ چیز بی هوده نیست، عبث نیست، همه نظم است که باید درک شود و صدا هایی هست که باید ترجمه شود و نقشهایی هستند که باید دیده و فهمیده شوند مردم به جز مافیا در هر کجا زندگی می کنند، با هم غریبه و بیگانه نیستند همه رویاروی هم نشسته اند، با هم حرف میزنند، می خندند، زبان همدیگر را می فهمند و تمام مردم جهان از طریق، ماهواره ها وسایل ارتباط جمعی، TV, ebay, youtube,facebook و... رادیوها، کنفرانسها، اخبار، مجلات و سایر نشرات و غیره با همدیگر در رابطه اند. حتی صدای خش خش نفسهای همدیگر را می شوند، صورت همدیگر را می بینند. تمام کفار، منافقین، مشرکین، موحدین و مومنین با هم در رابطه اند از هم تأثیر پذیر اند و در هم تأثیر گذار اند. امروز همه مردم جهان به جز مافیا و عوامل آن، در کلاسهای درسی، ورزشی و در مراکز ترانسپورتی و در تبادلات اقتصادی و هزاران مثل اینها، در تعامل و مبادله و در گذاره و در تحمل، تسامح، تولرانس و گلوبال زندگی می کنند. دنیا، دنیای ارتباطات، انفجار اطلاعات و دنیای مصالحه است پایه های اساسی و زیر ساختاری آن، مدرنیته و از عقلانیت، خرد ورزی، تفکر تأمل و تحمل و رواداری ساخته شده است. آنچه را که قرآن با صد ها آیات خود، مشوق و موئد آن است. آیا عقلانیت محور مشترک برای همزیستی مسالمت آمیز تمام بشریت نیست؟ اگر قضاوتهای عقلانی و خرد ورزی و راسیونال جهت نیست، حدود چهل و شش بار تشر زدن افلا تعلقون و یعقلون در فرهنگ قران چی را میرساند؟ توسعه جنبشهای اصلاحی در صد سال گذشته اول در میان مسلمانان ریشه دینی داشتند نه مذهبی امروز سیاست، علم پویا است و مذهب، علم تاریخ زده وفسیل شده است. امروز مذهب، قادر نیست، اقتصاد، سیاست، علم، هنر و جامعه را رهبری کند. از سوی دیگر، تمام مصیبت ها و پسمانی های مسمانان جهان به خصومت ها، عصبیت ها و تبعیض میان مسلمانها، ریشه در مذهب دارد، بخشی از مذهب هم، محصول و مولود احادیث است. و احادیث که غالبا مجهول و مجعول اند! در عصر رهبران مذهب، احادیث مکتوب هم نبود همه مسموع بودند. دین برای تمام بشریت و برای تمام عصر ها و نسل ها است چاشنی دین برای هر دوره پویایی دارد. یکی از اعجاز دین نیز همین است. اما مذهب و کتابهای مذهبی معجزه نیستند و در تمام دوره های متوالی نسل ها قابل تطبیق نیست. چون رهبران مذهبی مثل خداوند که علم غیب نمی دانستند در محدوده عصر خود شان محصور و محدود بودند. قوانین مذهبی به سلسله روایت، حدیث و حجت و تاریخ اسلام و سنت النبی همه توسط رهبران مذهبی زنجیر و قفل شده است، هیچ کس جرئت کلید زدن آنرا ندارد و از طرف دیگر، با قوانین بسته، نمی توان جامعه متحرک را رهبری کرد. اینست که اگر قوانین اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، قضایی پا به پای تکامل و رشد عقلانیت و خرد گرایی، توسعه داده شود و تغییر در آن داده شود، قادر است. جامعه را دوش به دوش، شانه به شانه در تحولات و دوره های تکامل رهبری کند. مذهب که قرنها قبل، فسیل شده و رسوب کرده و قادر به تغییر خود نیست. چگونه خواهد بود که جامعه متغیر را به تکامل و شگوفایی برساند؟! اینست که قانونگذاران در غرب پیشاهنگ مردم اند و درشرق دنبالرو مردم! در غرب هر ازگاهی به مردم گزارش داده می شود که از مواد جدید قوانین مطلع و با خبر شوند و از آن پیروی کنند و در شرق، زمانی که تغییراتی در جامعه پیدا شود، مذهب در نفی و یا اثبات آن، آیت و حجت وروایت نقل میکند. به این میگوند جامعه پیشرفته و به آن میگویند جامعه عقب نگهداشته شده و پس رفته! اینجا علم، تعقل و مشاوره جامعه را مدیریت و رهبری میکند. آنجا حدیث و مذهب اینجا دانش و خرد ورزی به مردم حق میدهد و آنجا مذهب به مردم تکلیف تعیین می کند! امروز مردم اهل تحقیق فکر می کنند که رهبران تدوین فقه و قوانین هزار سال قبل که مسیر تاریخ بشریت در سراشیبی جاده قرون وسطی و در اعماق ظلمات جریان داشت، چگونه ممکن بود که برای بشریت هزار سال بعد از خود قانون وضع کنند؟! آنهم قوانین ثابت، مقدس و لا یتغیر! نمونه آن همین تعریف اصول دین یا پنج بنای مسلمانی است. که وقتی امروز به نقد کشیده می شود. دیده می شود که چه قدر پس مانده بومی و ابتدایی است. در قلمرو مذهب تمام قوانین اعم از جزایی، حقوقی و متد های تحقیقات مذهبی همه ابتدایی و بومی ونفس گیر شده و کار برد ندارند متأسفانه هر کدام در جامعه تابو شده است که باید این تابو ها شکستانده شوند! مثلا قوانین برده داری، سنگسار، قطع عضو، شلاق و شکنجه و اعدام وهزاران مثل این ها در مذهب وجود دارند در دین وجود ندارند. که انشا الله گام به گام تا جائیکه مقدور ممکن مجاز و مفید باشد همه را باز نگری میکنیم نه برای ادعا و فضل فروشی بلکه برای فراخوانی دیگران برای اندیشیندن. از گفتار خودنیتجه می گیریم اصول دین سه تا است، وحدانیت نبوت و معاد و اصول اسلام نیز سه تا است نه پنج تا. 1. وحدانیت خداونند با توحید لا اله الا الله 2. محمد رسول الله (ص) 3. قرآن کلام الله و سنت رسول الله (ص) مابقی همه موقوف به قران است وایمان و عمل به آنها توفیقی است. مبین در قرآن سوره نحل آیه 103 و لقد نعلم انهم یقولون انما یعلمه بشر لسان الذی یحلدون الیه اعجبی و هذا لیسان غربی مبین. ما قطعاً میدانیم که میگویند پیامبر این قرآن را از بان دیگران و اجبی است که دیگران به او می آموزد و حال آنکه این قران بزبان عربی فصیح است. سوره حجر آیه 1 تلک آیات الکتاب و قران مبین این است آیات کتاب حق و قرآن اشکار و روشن یس 69 ما علمناه الشعر و ما ینبغی له این هو الی ذکر و قرآن مبین ان هو الذکر للعالمین – تکویر 27 یوسف 104 ص 87 انعام 90 و ما هو الا ذکر للعالمین قلم 52 انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون حجر 9 حدودا سه صد بار کلمه ذکر و مشتقات آن در قران تکرار شده است. کسی اگر گسی را بکشد خوب معلوم است ولی در ایت می خوانیم اگر کسی نفسی را احیا کند مثل آنکه تمام مردم را زنده کرده است. سوال می شود چگونه است؟ همانطور که نمرود یک اعدامی را آزاد کرد گفت انا احیی پس کسی را از غرق شدن و فقر و گرفتاری های که موجب استرس و سکتگی می شود نجات دادن، احیا است. چند نمونه از اصحاب حدیث: محمد ترمذی متولد 209 وفات 279 مولف سنن ترمذی حافظ ابو داود متولد 202 متوفی 275 مولف سنن ابو داود مسلم نیشابوری متولد 206 وفات 261 هـ ق مولف صحیح مسلم ابن ماجه ابو عبد الله محمد ربعی متولد 209 وفات 273 هـ ق مولف سنن ابن ماجه محمد بن اسماعیل بخاری متولد 194 وفات 256 هـ ق مولف صحیح بخاری ابو جعفر محمد بن یعقوب کلینی تولد 275 وفات 328 هـ ق مولف الکافی احادیث 16199 من لایحضره الفقیه تالیف شیخ صدوق قرن پنجم هجری احادیث 5963 تهذیب الاحکام شیخ طوسی قرن پنجم هجری قمری معاصر سلطان محمود غزنوی 13590 الاستبصار شیخ طوسی متولد 385 و 465 قرن پنجم هجری تعداد احادیث 5511
11/11/11/ هامبورک
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین










