Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
آیــا واقعــا میخــواســتم زرتشــتی شــوم؟ PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - مـــذهبـــی
نوشته شده توسط نوراحمد رجاء   
سه شنبه ، 7 تیر 1390 ، 12:34

نوراحمد رجاءبنام خدا

مدتها است درپی آن هستم که آیین جدیدی را انتخاب کنم؛ ودست از این اسلامیکه بیش ازیک میلیارد پیرو دارد بکشم؛ براین فکر واندیشه همه روزه حتی تا 12 ساعت مطالعه واستفاده ازکامیپوتر کار روز مره ام را تشکیل میدهد؛ اساس خواستم راگذاشتم بر روش وآیین مقدس زرتشتی؛ خاصتا عبارات (گفتار نیک؛ کردار نیک و پندار نیک) ممارست گفتارنیک وکردار نیک مراسوق داد بسوی پندار نیک؛ درپندارنیک سردرگم بودم؛ آیا این پندارنیک است که من بسوی دین نوی رومیاورم؟

بازتاب اندیشه ها به این نگرشم سوق داد؛ قدامت این دین که از اسلام بیشتر است؛ ومن دنبال دین نوی هستم یعنی چی؟. آنقدر سوال بر وجودم رخنه میکرد که هرگز نمیتوانستم برای یکی از آنها جواب مساعدی ارائه دهم.

بفرض محال که من زرتشتی شدم چه افتخاراتی بدست میآورم؟ وچه امتیازاتی را از دست میدهم؟ افتخاراتم این است که درکنار روشنفکرهای متجدد دین ستیز شاید جای را بازکنم؛ وبه کمک این دین(زرتشت) علیه اسلام افشاء گری کنم؛به نحوی پناهندگی اختیار میکنم؛ معاش برایم داده میشود و وظیفه؛ ازمعاش استفاده میبرم وبوظیفه پای بندی نشان میدهم؛ وقت شعاردادن همانند گوسفند بع بع میکشم؛ وقت پاسداری بمانند سگ عوعومیکنم؛ از هرآنچه اسلام برایم یاد داده است دوری میگزینم؛ یکتا پرستی بس؛ از امیدواری چشم میپوشم؛ ناامیدی را طوق گردنم میکنم؛ دروغ میگویم؛ تهمت میزنم؛ رحم برهیچکس حتی به خودم نمیکنم؛ هرگاه به بن بست رسیدم خودم را میکشم.

نماز نمیخوانم؛ روزه نمیگیرم؛ ذکوه که هیچگاهی نداده ام ولو به پول ونصاب آنهم برسم نمیدهم؛ یکبار حج رفتم واین بار اگر فرصت بدست آمد بخانه شیطان میروم؛شراب نمیخورم؛نه به خاطر دساتیر اسلام بلکه بخاطری که بی آبروی عده از شرابخواران را دروقت مستی شان دیده ام؛ سن وسالم ازعمل زناء گذشته وامانت کسی بمن نسپاریده است که بدان خیانت کنم؛ اگر امکان داشت هر آنچه از دست دیگران آمد کردند؛ منهم میکنم.

درباب امتیاز هیچ امتیازی را ندارم که از دست بدهم؛ تنها مسلمانان برایم میگویند: بی غیرت؛ بی دین؛ بی ناموس و (آنکه بامادر خود زناء کند بادیگران چه ها کند؟) یعنی اینکه من دینم را گذ اشتم وبدین دیگری رو آوردم؛ بگذار هرچه میگویند بگویند؛ این دین نو یکی از دستاوردهایش عمل زناء بامحارم است؛ اگر قرار باشد بی غیرت وبی دین و بی ناموس گرفته شود؛ آنکه از دیار دیگری آمده وبر بساط وسایت دیگران مضمونش را به نشر میسپارد تا سبب کشمکش های ملی بین ملت ما گردد؛ ازهمه اینهای که برشمردیم صفت تفضیلی بدتر را دارا میباشد؛ یعنی بی ناموستر است و...

باقی میماند یک چیز وآن اینکه اگر روزگاری سرنوشت من بدست مسلمانها بیافتد؛ بامن چه میکنند؟برای یک مرد بی غیرت وبیدین چه فرقی میکند؛ درهمانجا بگورپدر زرتشت وخود زرتشت تاخت وتاز میکنم وسبب نجاتم رافراهم میسازم؛ واگرنشد من به خیال خودم بدست آنها شهیدمیشوم ودنبال مثنوی های مولینا نمیروم که گفته است:

مردنی باصد فضیحت ای پسر
توشهیدی دیده ای از کر خر؟

درهمین پندار بدنبال کردار نیک گرفتار بودم؛ گفتارم پیوسته این بود: (من فروشی هستم؛ من خودم را میفروشم؛ دینم را گذاشتم و دنبال دین و آیین زرتشت هستم؛ دستم را بگیرید؛ به ضرورت هایم رسیدگی کنید؛ مرا دریابید؛ به قدرمن برسید؛ مشکلات را ازسر راهم بردارید؛ کاخ ر فاهیت وزندگی عاری از دغدغه وپریشانی را برایم تهیه کنید.

باهمین وسوسه رسیدم به کتاب تحت عنوان: (سه هزار سال دروغ در تاریخ ایران) به قسمت های از این کتاب مراجعه کردم؛ پس از مطالعه سخت ازعملکردم پشیمان شدم؛ توبه ها کردم؛ ندامت کشیدم؛ ازخریتی که بروجودم چنگ زده بود بخدا پناه بردم؛ برشیطان لعین وبرنادانی وجهالت لعنت فرستادم؛ بااینهمه از خودم ناراضی هستم ونمیتوانم خودم را به بخشم به کفاره این گناهی که یا مرتکب شدم و یامیخواستم بشوم این نوشته را بخوانندگان پیشکش داشتم؛ تاپس از مطالعه؛آنها دچار لغزش های روشنفکرانه من نشوند؛ ومتوجه باشند که درگله ی روشنفکرمن الف بای از اموراسلامی جای ندارد ومن حتی قرآن را بلدنیستم بخوانم؛ ومنکه روشنفکر هستم ضرورتی بقرآن خواندن ندارم؛ من میخواهم به نان ونوای برسم؛ این رسیدن به من دین است.

رانده شدگان درگاه خدا و رو آورندگان شیطان بااستفاده از فرصتی که بدست آوردند؛ سرزمین شانرا گذاشته وبه سرنوشت کشور وملت ما تخم نفاق وجدال وفتنه انگیزی را میریزانند؛ واین است افسانه زردشت؛ که زردشتی ها وزرتشت شدگان شیپور زنان نشیمنگاه می جنبانند تاخریدار بیافند.

نوراحمد رجاء

6-4-1390 برابر با27-6-2011

این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید

 

 

سه هزار سال دروغ در تاریخ ایران/ زرتشت وجود خارجی نداشته/ تاریخ ایران سراسر دروغ وافسانه/ کوروش و انوشیروان ستمگر بودند

نقد دین زرتشت به نگارش یک آموزگار زرتشتی کهن که از این آیین روگردان شده است با تاریخ ایران باستان وشخصیتهای آن بر میدارد.

 سه هزار سال دروغ در تاریخ ایران - عنوان اثری ارزشمند و در نوع خود بی نظیر، ازشـادروان دکتر منوچهر اقبال (درگذشت1356خورشیدی ریــاست سابق دانشگاه تهران، و نودمین وزیر فرهنگ ایران)؛ که دراین اثـر نفیس، پرده از روی دروغ هـای بزرگ ودروغ پردازی گسترد‌ۀ برخی مورّخان، در رابــطـــه ساختن نسل جوان از شایعه ها و گفته های بزرگ جلوه داده شده، ولی همچون طبل، توخالی!" بیان کرده و میگوید که این اثر را از سر دلسوزی برای جوانان ساده لوح و زودباور ایران، که آلت دست افراد شارلاتان (دروغگو و پشت هم انداز) شده و میشوند، نوشته است؛ نه برای انتقام از "ابراهیم پورداوود"...

 

 دکتر اقبال این اثر را در ســال 1355 خورشیـدی و در پاســخ به پــرسش شاه ایران نوشت شاه سبب دلگیری و نارضایتی درونــی دکتر اقبال - از برگزاری جشن های 2500 ساله ی شاهنشاهی و رسمیـت یافتن تقویم ایران بر آن مبنا - را، در نامه ای از خود اقبال جویا شده بود

 آن گونه که دکتر اقبال خود در مقدمه بیان می دارد، این اثر در حقیقت، شرح و یا تفصیل اثری کوچکتر ازخود او است؛ که در1331 ش، زمانی که دراروپا بوده، عباس هویدا به او نامه ای فرستاده وخواستار آن می شود که در مورد تاریخچه دین زرتشت و چـکـیده ی مسائل آن، برای آلبرت اینشتین - که درآن زمان مشغول مطالعات دینشناسی گسترده ای بوده - رساله ای بنویسد.

 شادروان دکتر اقبال، آن رساله را نوشته و هویدا تمامی آن را به آلمانی ترجمه می کند و برای اینشتین ارسال می نماید. اینشتین با مطالعه ی دقیق این رساله، تحقیقات گسترده و باریک بینانه ی دکتر اقبال را پذیرفته و پس از آن، در رساله ی پایانی خود - که گویا دی اِرکلِرونگ" یا "بیانیه" نام داشته - اسلام را از تمامی مذاهب جهان برتر دانسته، ولی برعکس، در مورد دین زرتشتی ها، اینشتین در اواسط این رساله چنین اظهار نظر میکند:

(من در دنیا، مذهبی به راستگویی و صداقت اسلام؛ و برعکس، مذهبی به دروغ گویی و خود پسندی آیین زرتشت، سراغ ندارم!) این مکاتبات گویا محرمانه بوده و نگارنده ی وبلاگ نیز نتوانستم به آنها دسترسی پیدا نمایم؛ با این حال، به گونه ای فاش شده اند، و به گــــوش " ابراهیم پور داود استاد "اوستا شناسی" ایران - درگذشت 1347ش- رسیده اند؛ که در پی آن، پور داوود، نامه ای سرشار از ناسزا و توهین خطاب به هویدا و اقبال نوشت. سپس، حمیدرضا پهلوی (که خود نیز گویا در این مکاتبات محرمانه اینشتین با رجال ایران،نقش مهم داشته) نامه ای تند و توأم با ارائـۀ اسناد تاریخی دیگر، به ابراهیم پورداود مینویسد؛ که این امر سبب تشدید مشاجره شد و پور داود از همگی آنها باعنوان "خائنان به ایران" یاد کرد و نامه ای تــنـد نیز خطاب به شاه ایران نوشت......

 پورداود به این اکتفا نکرد وجمعی از زرتشتیان را با خود همراه ساخت و با تحریک برخی دانشجویان دانشگاه تهران، دکتر اقبال را مورد هــجمـۀ وسیـع تبلیغاتی قرار دادند، که به درگیری و آتش زدن اتومبیل دکــتــر اقبال در اسفند1339 ش انجامید. در این اثر، دکتر منوچهر اقبال با ارائه ی اسناد تاریخی، اثبات می کند که: 1) زرتشت(یا: زردشت) وجود خارجی نداشته، و پیامبری افسانه ای و ساختۀ اذهان خرافی مردم است؛ و پادشاهان ایران باستان، علمای دربار خود را واداشته بودند تا درقبال شریعت درخشان حضرت ابراهیم (ع) وحضرت موسی(ع)  و حضرت عیسی(ع)، زرتشت،این شخص افسانه ای را به عنوان پیامبر ایرانی، در کتابها وآثار تاریخی خود ثبت کنند، تا مبادا امپراطوری ایران باستان، در قبال ادیان ابراهیمی رو به گسترش- به ویژه: دین یهود و مسیحیت - شوکت و عظمت خود را از دست بدهد و گرایش مردم به این ادیان، سبب ضعف حکومت آنها شود.

 چنانکه بالاخره دین اسلام، با ایشان چنان کرد. ازجمله دلایل روشنی که دکتراقبال برای اثبات آنکه زرتشت هیچ وجود نداشته، آورده،این است که گوید چـگـونه ممکــن است شخصیتی - به این بزرگی که زرتشتیان اورا پیامبر بزرگ سرزمین ایران معرفی کـرده انـد - نه تاریخ تولدش و نه تاریخ مرگش و نه مکان تبلیغ و اقامتش، ونه گذشتگان و بازماندگان او ازنسلش، هیچیک مشخص و آشکار نباشد؟

 اختلاف در تاریخ زندگانی زرتشت خیالی، از چند صد سال پیش از میلاد تا چند و چندین هزار سال پیش از آن است!! نیزاختلاف در ذکر مکان و محل زندگانی او از دورترین نقاط خاوری (شرقی) ایران تا دورترین نقاط باختری(غربی) این سرزمین،به اندازه ای است که هـیچ راهی برای تشخیص آن نیزنداریم!!

 گذشته از ایـنها، او چه پیامبری بوده که در تاریخ، هیچ اثر و نشان و یادی از خاندان پدری و یا مادری او،بلکه از نسل و بازماندگان او بر جا نمانده است؟!! آن هم با آن همه تاریخ نویسـانی که ادعا میکنند ایرانی ها داشته اند! آیا آن همه مورّخ نمی فهمیده اند که زمان و مکان ونسل و تباراین موجود خیالی(زرتشت) چه و کدام بوده اند؟!!

 ما در کتب تاریخی ایران و اروپا وعرب، تا کنون ندیده ایم که: شخصی معروف باشد وبیش از چند سال در تاریخ ولادت و درگذشت او؛ بیـش ازچند فرسنگ، درمورد محل و مکان زندگی و تبلیغات او؛ و بیش از یک یا دو واسطه در بیان خاندان و نسب و پدران و نسل و بازماندگان او، ما با ابهامی مواجه شده باشیم!! پس بیش از حد بودن این اختلافات درمورد زرتشت، ازمحکم ترین دلایل بردروغی،افسانه ای،ساختگی وخیالی بودن اوست!

 تمدن ایران پیش از اسلام از چندان سابقۀ مهمّی برخوردار نبوده وتمدن های بزرگ وپراهمّیتی، مثل مصر و روم وچین قرنها قبل از ایرانیان درخشش و گسترش چشمگیری داشته اند وآثار آنها امروزه خود بهترین گواه است؛ مثلاً اهرام مصر،عمری حدود دو برابـر تخت جمشید دارند وازنظرعظمت و پیچیدگی فنون مهندسی ومعماری، بسیارمهم تر وعلمی تر از تخت جمشید و هربنای دیگر ایران باستان هستند.

 یا مثلاً دیوار بزرگ چین، تقریباً همدوره ی همان بنای تخت جمشید است؛ولی عظمت آن(2000کیلومتر!) به هیچ وجه،نه تنها با تخت جمشید، بلکه با هیچیک ازآثار ایران باستان قابل مقایسه وحتی تصورنیست! گذشته از اینها، مصریان در حدود 4000 سال قبل از میلاد - یعنی بیش از 6000 سال قبل - کاغذ پاپیروس را اختراع کردند و آنها را گاه بصورت کتاب به هم دوخته یا چسبانده بودند؛ که باستان شناسان آثاری از آنها را یافته اند...(وشرح آن را در همین کتاب خواهید خواند...).پس از بیان این مسائل و نیز مسائل فراوان دیگر، دکتر اقبال نتیجه می گیرد که: " تمدن نوظهور ایران باستان، در مقابل تمدن کهن و دیرینه ی مصر، به سان پشه ای در قبال یک فیل است!! ولی اهل مصر، هرگز مانند ما ایرانیان، به گنده گویی و غرور و دروغ پردازی نپرداخته اند!! و خدای را سپاس که زیباترین مردم جهان را در مصر قرار داد، وگرنه ما ایرانی ها بیش از اینها به پز و قیافه ی خودمان می بالیدیم و زنان ما بیش از اینها به آرایش و جلوه گری پرداخته و خود را فرشتگان روی زمین می پنداشتند!!..."

 ایران پیش ازاسلام، عاری از علم و دانش - به مفهوم واقعی آن - بوده و اگرهم دانشمندانی داشتــه، بسیار گمنام و ریزه خوارسفرۀ یونان و روم و مصر بوده اند؛ یا اینکه اصلاً دانشمند نبوده اند، بلکه موبد و روحانی زرتشتیان، نزد ایرانیان دانشمند محسوب شده و درمورد او بزرگ نمایی کرده اند! دکتر اقبال ثابت میکند که: زمانی که یونان دراوج درخششهای علمی خود بوده، کوروش و دیگر شاهان هخامنشی، نتوانستند یک دانشمند از ایران به دنیا عرضه کنند! و تنها ذهن مردم ایران را به شخصیت خرافی خود - پادشاهی نیمه خدایی!! - مشغول کرده، و خرافات وموهومات را به اسم دانش(!!) به نگارش درآورده وبین مردم بی سواد ایران شایع میکردند!

 دکتراقبال سپس ثابت کرده که عمدۀ دانشمندان نامدارایران،از دورۀ ورود اسلام به این سرزمین و ریشه کن شدن آیین خرافی وافسانه ای زرتشت، پا بعرصه گذاشته وایران را در میدان علم ودانش، سربلند ساخته اند. 4) دکتر منوچهر اقبال دراین اثر ثابت می کند که منظور زرتشت (این موجود افسانه ای ساخته شده توسط پادشاهان خودخواه ایران باستان!) ازعبارت وشعار فریبندۀ ((گفتار نیک - کردار نیک - پندار نیک!!))، فقط عمل کردن و اعتقاد داشتن به آیین زرتشتیان بوده؛ نه آن چیزی که مردم عوام، خیال کرده اند که این دستور کلی این دین است!

 اوبرای اثبات این گفتۀ خود، به مواضع متعددی از"اوستا" استناد کرده، که مردم عامی آنها را نخوانده اند، یا در آنها دقت ننموده اند! 5) شادروان دکتراقبال دراین کتاب گرانقدر، ثابت کرده که کوروش هخامنشی (یا: کورش کبیر) یکی ازستمگرترین پادشاهان تاریخ بوده وابوالکلام آزاد (نویسندۀ هندی - درگذشت1958م) برای اینکه او را پادشاهی عادل و درستکارجلوه دهد، به سفسطه و مغالطه روی آورده و کوروش را ذوالقرنین ذکر شده در قرآن معرفی کرده است!

 آنگــاه، دکتراقبال تمامی گفته های ابوالکلام آزاد، در این رابطه، را رد کرده وثابت میکند که: ذوالقرنین همان اسکندر مقدونی است که به ایران حمله کرده است. و نیـز ثابت میکند که اسکندر انسانی درستکاربوده، ولی چون به ایران حمله کرده، زرتشتی ها از او چنین شخصیت منفی و نادرستی را برای ما ساخته اند! اوثابـت میکند که اسکندر به گسترش وتوسعۀ علم و دانش در ایران و هـمۀ جهانی که تحت سلطنت درخشـان وی بوده، پرداخته و هدف پاک و مقدس وی، زدودن خرافه پرستی از همه ی دنیا بوده؛ و اگر ایران پیش از اسلام، دانشمندی داشته، این از الطاف وخدمات فرهنگی اسکندر کبیر بوده است.

 اقبال، ستم پادشاهان هخامنشی را سبب حمله ی تدافعی اسکندر به ایران دانسته است؛ و از آن به عنوان درسی تاریخی برای زیاده طلبان یاد میکند و جالب اینکه ثابت میکند: کتابسوزی ایران، تنها یک شایعه و دروغ بزرگ تاریخی بوده، و اصلاً ایران این اندازه کتاب نداشته است! و آن کتابهای اندک را هم خود موبدها و زرتشتیان آتش زده اند تا مطالب خرافی و سبک آنها، مایۀ آبــروریـزی نزد یونانیان - در حملۀ اسکندر- و مسلمانان - در حملۀ اعراب به ایران- نباشد؛ وآنگاه زرتشتی ها ادعا کرده اند که: ما اهل دانش بوده ایم واسکندر و بعد از او عرب ها، کتابهای ما را سوزانده، یا دزدیده اند و با خود برده اند!!! 6)

 دکتر منوچهراقبال دراین کتاب، ثابت کرده که بیشتر قهرمانان و پادشاهان ایران باستان،جز مـوجودات افسانه ای وغیرواقعی و دروغینی که تنها در((کتاب سراندرپا دروغ شاهنامه!)) ومثل آن، ازآنها یاد شده، چیز دیگری نبوده اند؛ که از جملۀ آنها میـتوان به این افراد خیالی اشاره کرد: کیومرث! جمشید! فریدون! گشتاسپ! لُهراسپ! کیکاووس! رستم! سهراب! وشخصیت خیالی و منفی بافتۀ افراسیاب تورانی!! وگنده بافی هایی ازاین گونه، که مادرها گـاه برای خواباندن بچه داستان های سراپا دروغ آنهـا را تعریف میکنند وکـودک را ازهـمـان کودکی به" فرهنگ دروغ و دروغ بافی ایرانی!! " خو میدهند! اینست که گاه، ما ایرانیـها را دروغگوترین مردم میدانند! 7)

 شادروان دکتر اقبال با مدارکی ثابت می کند که انوشیروان (پادشاه ساسانی معروف) نیز مثل کوروش هخامنشی، از ستـمگران تاریخ بوده، و زرتشـتی ها به او لقب "عادل"(!!) دادند، چون حامی منافع ایشان بوده است! و ایوان مداین- به گفته ی خاقانی((آیینه ی عبرت))خوبی برای ما ایرانیان "خودبزرگ بین" شد... ولی آنرا هم از یاد ما بردند!

 اقبال دراین کتاب همچنین می گوید: سبب آنکه اغلب ما ایرانیها تاب وتحمل شنیدن صدای غیر خودمان را نداریم و جامعه ی ایران همـیشه در معرض درگیریها، آشوبها وکشمکشهای درونی خود میسوزد، این است که ایرانی ها نسل اندر نسـل، خودپسندی، خودخواهی وغرور احمقانۀ ملـی(!!) را از خسرو پرویز ساسانی یاد داشته وبـه کار می بندند؛ همان کسی که نامه ی پراز اندرز وآگاهی پیامبراسلام را، با همان خشم و " یکدندگی ولجبازی ذاتی ایرانی"، از هم درید و با بی ادبی از آن انسان بزرگوار و مهـربان (پیامبر اسلام) یاد کرد و مشـتی خاک در پاسخ وی فرستاد!

 دکتر اقبال در این کتاب اظهار تأسف کرده از اینکه رسم خرافی و احمقانه و مخاطره آمیز ((چهارشنبه سوری)) هنوز در جامعه ی ایران امروز رواج دارد وسالانه چقدر تلفات وحوادث سوختگی وآتش سوزی، و چه اندازه خسارت و صدمات به اموال عمومی وخصوصی مردم، و چقدر اذیّت وآزار وایجاد ترس ودلهره درمحیط استراحت مردم و بیماران داخـل منازل و... از همین"رسم جاهلانه" ناشی شده و وارد می آید!

(البته خدا بیامرزد دکتر منوچهراقبال را که در زمان نگارش این اثـر- 1355ش- بازهم رسم خرافی واحمقانه ی چهارشنبه سوری، کوتاهتر وقابل تحمل تر بود! اکنون سر از خاک درآرد و ببیند که رسم "چارشنبه سوری" تا چه اندازه احمقانه تر و مخاطره آمیزتر و پرهزیـنه تر و پرتلـفات تر ازآن سالها، در ایران ما رایج شده وچه انفجارهای مهیبی کوچه ودرودیـوارها را میلرزاند و چه اندازه باعث سکته و سقط جنین و... میشود!! و مسئولین مملکت نیز با عوامل اصلی توزیع این موادّ آتش زا، برخـورد جدّی نمی کنند!!). این هم یک میراث و مرده ریگ شوم دیگر ازآیین خرافی و وحشیانۀ زرتشت!)

 دکتر اقبال در این اثر گرانبها اثبات کرده کـه: آیـین اسلام، دین و آیین مورد علاقه مردم ایران بوده و به میل خود آنرا انتخاب کرده اند؛ وگرنه به مرور زمان وگذشت چند نسل - بلکه با گذشت یک نسل - دوباره مردم ایران به دین وآییـن زرتشتی خود، باز میـگشتند؛ این چیزی اسـت که جامعه شناسان اثبات کرده اند، که هر ایده ی تحمیلی، یک دوره ی تاریخی مـحدودی دارد و با گذشت زمانی اندک، کمرنگ وبازهم کمرنگ تر و سست تر شده، تا بالاخره محو و نابود میشود؛چنانکه دین وآیین خرافی زرتشت که نوعی تحمیل ایده و عقیده ی پادشاهان قدیـم ایران بود، چندین بار کمرنگ و بالاخره نابـود و از صفحه ی تاریخ ایران پاک شد...

 و باز می پرسد: آیا می توان احتمال داد که مردم این آب و خـاک (ایران) از سر زور، اسلام را بـه جان و دل خویش پذیرفته اند - چنانکه پیروان آیین پوسـیده ی زرتشت خیالی، پنداشته اند؟!! اگر چنین می بود، می بایست آمار استقـبال و تجمع و شور و شعف مردمان ایران زمین، به سوی بناهای کهن و آتشکده های باستانی ایـن سرزمین، بیش از آمار زیارتگاه های اسلامی داخل وخارج باشـد؛ حال آنکه برعکس است!

 نکته ی بسیار جالبی که دکتر منوچهراقبال در انتهای این بخش از کتاب، به آن اشـاره میکند این است که ثابت میکند زرتشتی ها نیز مانند بهـایی ها، جمعیت انـدک و محدود خود را گاه چند ویا چندین برابر، وگاهـی چند صد یا چند هزار برابر آنچه هست، وانمود و شایع کـرده تا توجه مسئولان وجوانان خام را به خودشان جلب کنـند وجمعیت واقعی زرتشتیـهای ایران وهند و پاکستان،همانند بهایی ها، بیش از چند هزار نفر نیست! و در حال انـقـراض هستند!

 بررسی های بی سابقه ی دکتر منوچهر اقبال، دراین کتاب، پیرامون((اوستا و زمان جعل و نگارش آن از سـوی پادشاهان ایران باستان، به عنوان کتاب آسمانی هـمان پیامبر خیالی افسانه ای(زرتشت)-))، ازحسّاسترین وجنجال برانگیزترین بخشـهـای کتاب است. این بخش ازکتاب دکتر اقبال،آبروی دیانت و آیین پوشالی زرتشتی را پاک بزمین میریزد!

 او ثابت میکند که اوستا چند بار دستکاری و کم و زیاد هم شده، تا درهردوره ای،موبـَدان بتوانند مردم را طبق نوشته های مـوجود در آن در راستای خواست شاهان، بفریبند! وی " یَشت ها " (یا: نیایش های) اوستا را تماماً حاکی از هـمان افسانه های حماسی وخرافی وخیالی و پهلوانی ایران باستان می دانـد. او سؤال میکند که اگرواقعاً زرتشت و اوستایی وجود داشت، چرا مورّخان پـُـراطلاع دنیای غرب، تنها پس از1590میلادی در مورد او وکتاب آسمانیش شروع به تحقیق کرده اند؟!

 او اشکالات بی شـماری بر مطالب خرافی و غیر معقول وغیر انسانی "اوستا" وارد کرده است؛ از باب نمونه: ثـَـنـَویّت(دوگانه دانستن مبدأ آفرینش جهان= خدای خیر وخدای شر) درسراسراوستا وکتابهای دینی دیگرشان،مثل "دینکرت"(= دینکرد = کـردارهای دینی!!) به چشم می خورد.

 و در بسیاری از جاهای اوستا، شاهد شرک وبلکه "چندگانه پرستی" زرتشتی ها هستیم! تبلیغ مادّۀ مخدّر "هَوم" بـرای ایجاد توهّم در مغز و اعصاب زرتشتیها!!(ج1- ص140تا 148 اوستا).

 اسامی شاهان افسانه ای و نیز قهرمانان خیالی ایران باستان دراوستا؛ قصه وافسانه پردازی، آن هم افسانه هایی که فقط کودکان آنها را باور کنند، در سراسر اوستا؛ جسد مرده باید غذای پرندگان وحشی شـود و مجازات 500 تا 1000 ضربه شلاق برای هر کس که مرده را زیر خاک دفن کند!! (اوستا، ج2-ص684-شماره36تا39)؛

 زن به عنوان کالامبادله میشود (اوستا،ج2ص698-ش44) سزای زنی که بچۀ مرده زاید! (ج2ص713 -ش45 - تا: ص716-ش6)؛ موبدها پول به دکتر نمیدهند و فقط دعا می خوانند!! (اوستا، ج2-ص736-ش41)؛ شستن با ادرار!!(ج- 2- ص747- ش12و13؛ و: ص868 -ش 21 و22)

 قتل کسی که مرداری را درآتش میـسوزاند، برای احترام آتش!!(ج2ص762 ش73 تا 76)؛ کـُشـتـن ده هـزار مورچه ی بیگناه، دستور دینی اوستا!!(ج2-ص818)؛ و نیز دیگر قربانیهای بی حساب و بیرحمانه که حتی دردین یهود نیز سابقه نداشته است!

و مطالب جالب فراوان دیگری که خواهـیـد خواند... دکتر اقبال هم چنین ثابت کـرده که زرتشتیان واقعاً "آتش پرست"هستند ودروغ می گویند که ادعا می کنند ما آتش را مقدس می دانیم و نمی پرستیم!! بلکه ثابت می کند که آنها علاوه برآتـش، ستارگان را نیزمورد پرستش خود قرارمیدهند(با استناد به اوستا). 12)

دکتر اقبال در این بخش از کتاب خود، به بررسی برخی دیگر از معروف ترین کتابـهـای دینی زرتشتیان نیز پرداخته است. جهت نمونه، او کتاب "دینکرت"(یا: دینکرد؛ به معنی کـردار دینی) را - که معتبرترین کتاب، نزد زرتشتیان درارتباط با اصول، ا حکام، قواعد، آداب ورسوم، روایات وتاریـخ دینی وادبیات زرتشتی می باشد و از کهنترین متون به زبان پهلوی است- مورد نقد و بررسی قرار میدهد.

 دکتراقبال ثابت کرده که "دینکرت"(دینکرد) نیز همانند خود "اوستا" چندین بار بازنویسی شده و در هر زمان، جهت فریب دادن مردم آن دوره، چیزی درآن اضافه کرده، یا ازآن حذف نموده اند، و نسخۀ قبلی را سوزانده و از بین برده اند.

چنانکه دوست فقید ما احمد تفضلی هـم در پاورقی، این گفتار دکتر اقبال را تأیید نموده است - که ازجمله چیزهایی که درآن افزوده شده، مطالبی ریاضی وطبیعی وحِکمی ومنطقی از کتابهای یونانیان اسـت، که اصلاً در تاریخ علم ایران، سابـقه ای نداشته اند وبسیار شبیه به گفته های یونانیان هستند وناگاه درنسخه های آخری دینکرت(دینکرد) سبز شده و نوشته شده اند!! که هر خواننده ی تیزبینی به راحتی میفهمد که این یک سرقت علمی بزرگ ولی زیرکانه وموذیانه توسط موبدان بوده است!

 و این گواهی دیگر است بر بزرگواری اسکندر مقدونی در حق مردم نا آگاه ایران آن زمان، که موبدهای بیسواد ایشان را با دانشهای ریاضی و طبیعی - تا اندازه ای- آشنا ساخت و موجب شد تا اندکی از دریای خروشان علوم یونان بچشند؛ و کمتر به خرافه پرستی و خیال بافی بپردازند! 13)

 دکتر اقبال در این اثر، به شدت کتاب دینی دینکرت(دینکرد) را مورد انتقاد قرار داده و در زوایای آن اسرار یا ((رازهای مگو))یی را پیدا کرده که مایه ی ننگ آیین زرتشتی است!

 از آن جمله: تجسّم خدا و اندام داشتن او!!(دینکرد،ج3 -دفتر نخست، ترجمه فریدون فضیلت،ص102- که البته این آدرسهای جدید از من آشموغ، یا از احمد تفضلی هستند)؛خُویدُودَه (ازدواج درون هر خـانـواده: پسر با مادر! برادر با خواهر! پدر با دختر! و دیگر محارم...)

که زرتشتی ها درقدیم آن را آشکارا عَمَلی می ساختند و اکنون به جز کسانی مثل من (آشموغ) و دیگر موبَدها، کسی از زرتشتیهای عامّی نمیداند که این حکم زشت دراین کتاب صریحاً آمده وحتی ازآن دفاع شده وحتی مثال هم زده شده که...!!- دینکرد، همان جلد، ص143تا152- و در جلد5، تـرجمـه ی دوست فقیدم تفضلی،ص60تا62، مخالفان این حکم را شدیداً نکوهش هم کرده اند!!؛

خودبینی وخودخواهی و نژاد پرستی زرتشتیان(دینکرد، کتاب سوم، دفتر دوم، ترجمه فریدون فضیلت، ص103و104؛ نـیـز:ج5/ ص36- فصل4)؛ ثنویّت(دوگانه باوری) و ایراد گرفتن از ادیانی که دعوت به یکتاپرستی میکنند!!

(کتاب3-دفتر 2- ص136تا145)؛ سزای مرگ درسرپیچی از پادشاهان!(همان، ص214؛ و245،ش4)؛ وازهمه زشت تر- مثل ازدواج با مادر و دیگر محارم، که گذشت...- توهین بزرگ به پیروان ادیان دیگر، و ((اهریمنی)) لقب دادن به جناب ابراهیم بزرگوار(ع) و جناب موسی(ع) و نیز جناب عیسی(ع) و... که خشـم هر خواننده ای را بر می انگـیزد!! گذشته از عرق شرم!!.... (همان،ص: قب- ش227؛وج5/ص36-ش3) اکنـون، ای خواننده دانستی که چرا من آشموغ (یا مرتد ازدین زرتشتی) شدم وچرا دوست من احمد تفضلی بخاطر تحقیق وآماده سازی کتاب شادروان دکتراقبال، به قتل رسید؟! خود بفهم! ((توجه:ترتیب مباحث کتاب، با ترتیب چکیدۀ آن که در این 13 بخش آمد فرق می کند؛ که پس از ورود به متن، خواهید دید - آشموغ)).

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • آصف  - آیــا واقعــا میخــواســتم زرتشــتی شــوم؟
    تاریخ قبل از اسلام ایران زمین را هیچ جلوه دادن خودرا در مقابل اعراب خورد وخمیر کردن دلایل ضعیف وابله انه در مورددین زردشت بخاطر تحقیر آن.........
    (تا مرد سخن نگفته باشد عیب وهنرش نهفته باشد).
    کار خوب ی کردی این مصمون را نوشتی زیرا خوانندگان در می یابند که نه هرکس که چیزی در انتر نت نوشت میتواند قابل احترام باشد
  • دختر ایران
    هموطنان عزیزم که بر این نوشته خرده گرفتید با تمام وجود دوستتان دارم.
    نظر دادم که بگم ای در ظاهر اری ایی ودر باطن تازی کسی مثل من باید می امد که بگوید در ان روزگار که هخامنشیان و پدرمان کوروش بر پارس ح کومت میکرد
    زنی در ایران در دستگاه حکومت وزیر بود و همین عربها که در نوشته ی شما ستوده شده اند دختر ان به دنیا امده را
    زنده به گور می کردند در دین زرتشت زن فروغ خانه نامیده میشد و عربها زن را با گاو خانه شان برابر میدانستند.
    وقتی که در بین عربها زن انسان به حساب نمی امد در ایران زنان از حق مالکیت برخوردار بودند و ملک وزمین به تملک خود در می اوردند.
    وای بر شما که با خواندن یک کتاب دروغین تمام ت اریخ وطنت را دروغ خواندی شما یک گمراه واقعی هستید.
    دوستان من بیایید ایرانی اصیل باشیم و به افتخارات کشورمان بیفزاییم تا دیگر هیچ تازیه اریایی نمایی جرات زیر سوال بردن شخصیت پاک اریایی را نداشته باشد
  • ناشناس
    وای بحال روشنفکری مانند شما.واهم نوشتن بزبان زردشتیان
    بگذاردرین لجنزار خون ووحشت اسلام تازیان باغیر ت وباافتخار باشید وبشما نگویند دین فروش
    ایرانیان خراسانیان وتاجکستانیان ازخلیج پارس تا ختن چین هم ه برادرند درین میان تفاله های زیادی استند که گاه گاه بوی گندشان مانند این نوشتار درونتهی به دماغ می رسد.بدرود
    اهوراهی
  • jelani@hotmail.com
    آقای رجاء باز عضو با طل فر مودید اما کسی نفهمید
    پر زور باشید
    جیلانی
  • عصمت الله  - همه اديان تراوش فکربشراند



    کسيکه روشنفکرواقعی است به همه اديان وعقائدبشری احترام داردولی به هيچ دينی نخواهدگرويدبخاطريکه اديان درحقيقت چيزی جزبازتاب يأس وجهل بشرنيستندکه باشيوه های توهم أميزی برای خوداسطوره های ساخته اندوبخاطرن جات ازمشکلات وترس باين تابوهادرمدارتاريخ پناه برده اندهمه اديان اولاحکمت هاومثلهاوفلسفة زندگی مردمان بدویست واسلام مخلوطی ازاديان وافکارمردمان قبل ازخود، شمابه من بگوئيدکه دراسلام چه چيزيست که دراديان وقبائل مخلتف قديم سراغ نداشته است؟ تنهاپيامبروياران اواين همه راخلاصه وتنظيم کرده اندبعدهم گرچه اسل ام برحمت وصداقت وخيلی صفات نيک ديگرتوصيه ميکندولی برخلاف ادعای توچه کارزشتی نيست که امروزمسلمان نکند ؟ نه تنهاخيلی ازمفاخرتاريخی ايران جزافسانه نيست بلکه ازتمامی ملت هادرتاريخ ، چراکه زندگی بشرباخرافات واسطوره سازی شروع شده وبتدريج بسوی عقلانيت وخردورزی ميرودگرچه خيلی چيزهای که هرملت ازخودودرتاريخ نو شته اندمبالغه ودروغ است ولی تمدن روم وفرس نشان ميدادکه اين دوامپراطوری مهدعلم وهنروارزشهای بشری بوده وحتی اعراب بعدازاسلام ازين دومرکزتمدن استفاده های بزرگ کردندکه امروزبنام تمدن اسلام يادميشودگرچه من نيزمانند تويک متدين هستم واين تدين را ازوالدين وجامعه بارث بردم ولی همان طوريکه توبزردشت بدوردگفته ای يقينازردشتيان که تعدادشان دردنياخيلی زيادولی پراگنده است بدين توچنين خواهندگفت ودرحقيقت توناخواست ه عليه اسلام ديگران راتحريک وبسيج کردی ، امروزديگرمباحث دينی جايش رابه نقداديان داده وبشربدوگروه تقس يم شده يکی درسنگردفاع ازدين وهمان ارزشهاوسنت های کهنه وتاريخ گذشته افتاده وبقيه تلاش دارنداين ديواره ای برلينی رافروپاشيده ودنياراخانه واحدومشترک سازندچراکه بشربخاطررفاه وخوشبختی خودناگزيراست که وضع را تغيردهدوديگرعوض خصومت های دينی ومذهبی ونژادی وغيره بسوی وحدت انسانی بروداديان چه اسلام وچه هندويزم ه رچه باشندبازتاب واقعيت های گذشته اندوباتحولات امروزوفرداچندان سازگاری ندارندامروزهمان قدرکه توبحيث م سلمان بدين هنودتمسخرميکنی هندوهم بروشهای بدوی توميکندمن وقتی حرکات عسيويان راميبينم خنده ميکنم أنهان يزچنين نگاهی برمادارندبنابرين هردين ومذهب فقط برای عده ای ازبشرتوجيه پذيراست وبرای بقيه سوال برانگيز پس امروزبشرميخواهدازين زندان های خودساخته خارج شودوگذشتة خودرانقدکندعوض أخرت خردمندان عالم ميخواهندک اردنياراروبراه سازندزيراتجارب بشری نشان دادکه قرنهاقيل وقال هيچ دردی رادوانکردامروزهمه بشربسوی يک دي ن تازه ميروندکه هومانيزم ياانسان مداريست اين يگانه دينی است که همه خوبی های همه اديان الهی وبشری راد اردبنابرين توديگروقت خودرابه مطالعة وجستجوی اين وأن دين ضائعه نسازوانسانيت خودراتکامل بده وبانسان وا مورانسانی بنگرخيلی ازشخصيت های بزرگ عالم نه مسلمان بودندونه زردشت وامروزهم کافرولامذهب درغرب مصروف ا ختراع وعمران زمين است وعروج بأسمانهاولی متدين وروحانی غرق کشتاروتوطئه وخشونت وانفجاربيمارستان هاديگر اين منطق خيلی کودکانه است که بگوئيم اين کارهاهيچ باسلام ارتباط ندارد درحاليکه همه جنايات خلقي ها ران اشی ازکمونيزم ميدانيم امروزخيلی ازبنيادگراترين متدين هانيزدربرابرواقعيت هاتسليم اندوميدانندکه ديگراس لام پاسخگوی نيازهای واقعی بشرنيست امروزازين تبصرة پراگنده وکوتاه بگذرم جای خوشی است که امروزوسيله تب ادل افکاردرميان بشرفراهم شده واين خودميتواندعقل را انکشاف وعلم راتوسعه بخشدوکس ديگری اززردشتيان شايد خواننده هارامعلومات دهدکه زردشتی چيست وچقدرخوب طوريکه کسی سال پاره عليه اسماعليه نوشت وبعدماتاکنون پ یهم ده هامضمون رابدفاع ودرمورداسماعيلی خوانديم که پهلوهای ناگفتة اين أئين اسماعليان راروشن ساخت بقدر يکه جنگ باسلاح گرم خطرناک ومرگباراست باقلم وزبان مفيدوارزشمندکسانيکه ازجنگ قلم وزبان هراس دارندمريض اندموفق باشيد
  • xxxxxx
    جناب رجاّ خوب شد زرتشتی نشدید چون آنجا هم برای خود حزب جمعیت پیدا مینمودید و امثال خود چون ربانی ملح د جمع نموده آنجا را هم به گند میکشیدید. رفتار ، گفتار و کردارتان مردم را از اسلام متنفر ساخته است وش ما را بودید که مردم را بادروغهای تان بازی دادیدو امروز رهبر تان کنار گلاب زوی نشسته است . خجالت نمیک شید که با آن همه دروغ که خود دارید دیگران را متهم میکنید. کرده های شما و دوستان تان چون عزیز عزیزی ر ا هنوز مردم فراموش نکرده اند. امثال شما مسلمان نما ها بودند که که با اعمال خودمردم را به زرتشتی کشان دند. خداوند از شما و احراب اسلام نما تان خواهد پرسیداز این همه دروغ و جنایتی که مرتکب شده اید. وسلام
  • Darvesh





    درود برخردمندان وخود یافته گان وخود شناخته گان ! من از این اقا رجآ یک پرسش دارم که ، نخست خودرا با ریشه وگذشته اش برای ما معرفی نماید وبعد هم این اقای منوچهر اقبال را که شاید وباید ریشه در تازیان آدم خوار داشته باشد وروی تعصبات گذشته وانسان کشیهای تازیان هزار مرتبه دور از فرهنگ انسانی وبیابانگردان س وسمارخور که ناصر خسرو بلخی یمگی هزار سال پیش در سفر نامه اش این تازیان را روشن معرفی داشته واین اقای که به گذشته های پر بار ایران وایران زمین هم به گپ آورد خودش وهم به سخن دیگران توهین نا بخردانه کرده است وهمه داشته های علمی ، روانی وستاره شناسی وپزشکی آن زمان ایران زمین را به باد مسخره گرفته است وا نکار میکند ، مغلوم است که این تاریخ وگذشته سرزمین اهورایی را شناخت ندارد وصرف از کتاب این منوچهر اقب ال نام باورمندیهایش را فراهم کرده وبالای هزاران نویسنده ومحقق دیگر این سرزمین خط بطلان کشیده است ؛ ش ما اگر خردمندانه به مسایل نگاه میداشتید ومصریهایکه نتوانستند در برابر هجوم تازیها مقاومت کنند واز فر هنگ وزبان خودشان دفاع نمایند وبالاخره تازی شدند را با ایران وایران زمین مقایسه کرده اید واهرام آنها را مثال آورده اید که با خون وپوست ملیونها انسان آن زمان آباد شده اند وهزاران انسان را در زیر این دیو ارها زنده قالب زده اند ویا دیوار چین ، اینها دست آورد هستند ولی میدانید که به قیمت جان کیها اینها اع مار گردیده اند واین نهایت ظلم واستبداد آن روزگار سردمداریهای مستبد را نشان میدهد ولی شاهان ایران زمی ن در مقابل از حق مردمانیکه توسط این ظالمان زنده بگور میشدند ، بر دفاع بر می آمدند ومنشور حقوق بشر کو روش کبیر نمونه مثال زنده در ملل متحد است ، اگر خرد داری وتعصب شمار ا پروانه دیدن از این منشور را مید هد رفته به چشم سر ببینید واز تازیها نمونه مثال جز کشتن وسر بریدن وغنیمت گرفتن دیگر چه چیزی در این رو زگار ویا پیش از آن دست آورد قابل افتخار وجود دارد؟ سرزمینکه شخص اولش از سواد خواندن ونوشتن برخوردارن بوده است ، چگونه فرهنگ وتمدن ودانش را برای ایرانیها هدیه داد> جای شرم است ای بر ادر شرم دار! اگر از اوستا شمه ی برداشت دارید وجایگاه زردتشت را بدون شک میتوانید در سرزمین باختر وبلندای پامیر که امروز ب ه اثبات رسیده است که کیومرس اولین انسان روی زمین در همین بلندا زیسته است وبنی بشر تخمش از همینجا پاش یده شده است واین مصریهای که شما بیان کرده اید وقیافه خوب آنهارا ذکر نموده اید ، به سخن پژوهشگران از همین پامیر زمین وسینکیانگ به مصر امروزی رفته اند ، مانند آریاییهای که به هند ویا اروپا غربی وشرقی ری شه از این سرزمین دارند ، شما خرد را بکار اندازید وقدامت سامی هارا درک خواهید کرد که مناطق آنها از هر گوشه زمین امروزی دنیا پایینتر قرار دارد وطبیعی است که این مناطق دیرتر به خشکه مبدل گردیده ودر جای ز نده جان به خروش آمده است که خاک ، آب وعلف موجود بوده وانسان تکامل یافته ای نخستین در اینجاها پا به غ رصه وجود گذاشته است ؛ زردتشت هیچگاه نگفته است که من پیغمبر هستم ؛ او مانند ملیونها نابغه های روی زمی ن آمد ودر بلخ بامی ، در زمان گشتاسپ پادشاه ، نظر و شگرد انسانی خویش را که جامعه آن زمان را ضرورت بود ، آشکارا کرد وخواست با شیوه راستی جهان وباشندگان جهان بخ زندگی روی بیاورند وپندار نیک همان اندیشه ا ست که دربن انسان ومغز تصمیم گیرنده قرار دارد ،گفتار سرچشمه از اندیشه نیک ، بدون شک نیک خواهد بود وهر عملی که از چنین شخص روی میدهد ، بدون تردید عمل ویا کردار نیک خواهد بود واین آیین است ونه دین وهیچگا ه از قول خداوند خودرا پیامبر نگفته است ولی دانش وبرداشتیکه خداوند خرد برایش داده بود ف با انمسانهای سرزمینش در میان گذاشت وجامعه اش را توانست به یاری خداوند وخردش رهبری سالم نماید وشاهان سرزمینش را ان گیزه توجه کردن به حال مردم و مشوره با مردم بدهد.
    اگر شما باهم به یاوه های موهوم سربران که تا امروز در این راه روانند باور دارید ، کار خودتان است ومانند شما ملیونها آدم وآدم نماها امروز از شیوه های پ یروان ادیان سامی ، به نمایندگی طالبان والقاعده پیروی میکنند وهیچکس ارادشان نمی گیرد وبه نظرشان چنین شیوه را خوب میدانند ؛ شما هم توانتان این است که به گذشته ی ایرانیها وایران زمین توهین نماید وسند من درآوردم را از سخن اقبال منوچهر سادیست واز خود بیگانه تازی پرست ، بنام توهین نامه به گذشته پر بار ملی ونها انسان که با این فرهنگ وداشته های که امروز در سرتاسر قلمرو پارسی گویان از بدحشان گرفته تا سغدوچا چ وآذر آپادگان ، الی بگداد ، افتخار دارند ونرمش ومهر وداد وفرهنگ فر آورشان مانند چراغ میدرخشد واگر ب اور ندارید یک قدم به سرزمین تاجیکستان بگذارید ونمونه های آیین نیکی واندیشه های نیک را خواهید دید !
    زردتشت اگر خود خواه ونژاد پرست میبود ، آیینش را مانند دین مبین اسلام جبری میساخت ودر جهت روی آوردن م ردم ویا جزیه پرداختن مردمان که به آیینش روی نیاوردند ، امر ونهی را به زبان می آورد، خوشبختانه در این آیین که امروز رسمیت ندارد و با تآسف که بسیاری پیروانش از بین رفته اند ، یگانه چیزی که هرگز وجود ند اشته جبر واکراه بوده است وسنجش وشناخت وبعد پذیرش شیوه خاص این آیین بهی بوده است ؛ حالا ما نمیگوییم ک ه این آیین از نواقص بی بهره بوده ، اما در آنزمان از بهترین آیین ها بوده است واز آزادی وگزینش آزاد ان سانها طرفداری میکرده است؛ بلی این آیین همیشه مردمان را به سرور وخنده وخوشی ترغیب میکرده وتر ووحشت را در حریم این آیین جایگاه نبوده وچنانکه فردوسی بزرگ میسراید:
    دولب پرزخنده دو رخ پرزشرم...کیانی زبان پرزگفتار نرم ...
    ودیگربالای جشنهای تاریخی هم تازیده اید وآنقدر از خود بیگانگی را در وجودتان فشرده اید که ، عرب گفته دهنتان پر از اب زمزم شده ، افرین این جشنهای که همش با خون وریختن وکشتن هزاران حیوا ن بیچاره مایه میگیرد کجای اینها جشن هستند ؟ جشنهای که با خوشی وبدون خون ریزی مملو با مهر وفلسفه بهار ی وانسانی بر پا میشوند بد اند وجشنهای سربری ووحشت خوب ؟ از اینجا روشن است که در تلقینات تازی گرای عق لتانرا از دست داد ه اید ویا آنقدر از خودبیخبر وزبون شده اید که ، نا سزا بر پدر خویش روا کی باشد ؟ از کدام تازی شنیده اید که حتی دوره ای بت پرستی پدرانشان را بد بپوید وچندین بد پرست آن دوره را بنامهای نیک یاد میکنند وبه آنها حرمت دارند؛ مثلآ اولادهای ابوسفیان را کجا به بدی یاد میکنند؟ با وجود یکه سرص دها پسر وزن ومرد خانواده پیغمبر اسلام را بریدند وظالمی کردند وسخت از ایین بت پرستی در خفا پیروی میکر دند وامروز در میان مسلمانها بنام حضرت معاویه ویزید از آنها یاد میشود ، اما شما فرزند نا خلف با دید ز بونانه آمده اید تیشه در ریشه خویش میزنید وبا واژه های توهین آلود بر فرهنگ درخشنده وبهاری وزیبا سرزمی ن ایران بزرگ میتازید وبه آنهای افتخار میکنید که ، وحشت می آفرینندوسر میبرندوجان میگیرند ! اگر لازم ب اشد به بحث خویش در اینده ادامه خواهم داد.... درویش
  • حسن شفایی
    آقای رجاء
    ایکاش به صدای درونی عقلت گوش میدادی و به "گفتار نیک، کردار نیک و پندار نیک" می پیو ستی و از انتحار، سربریدنها، جهالت ریشه ای و عقبماندگی وحشتناک نجات میآفتی!
    ولی چه بدا که "ترک عا دت آسان نبود" و معلوم میشود که عقل شما دوباره مغلوب عاداتان شده است.
    من نشنیده که کدام دینی زنا با مادر را روا داشته باشد. ولی همه میدانیم که گزشته از اجازۀ ازدواج با گلۀاز زنان، پیشوایانی ازدواج با کودک نه ساله را بما نمونۀ از کردارنیک شان به میراث گزاشته اند.
    یکبار دیگر به صدای درونیت گوش بنه, شاید فایق اینبار آیی.
  • ناشناس
    پالوان خوب کردی که بخود (جهالت ) لعنت فرستادی!!
  • ناشناس
    من در تعجبم که چطور می شود دین که ساختگی باشد کتا بی به بزرگی اوستا داشته باشد, اینکه هر دینی بخصوص اگر ازبر (سینه به سینه)از یک نسل به نسلی دیگرانتقال پیدا کند واضح است که تغیرات فاحش در آن رو نمامی گردد, دوم این که ادیان یهودومسیحیت هم ادیان حق بودند مگر امروز اگر متون کتب مقدس را مرور کنی به عین نتیجه خواهی رسید که در مورد دین زرتشتی رسیده اید.
  • مینوچهر  - چه کسی دروغ گو است؟


    چه کتابی آقای رجاء؟!
    سه هزار سال دروغ در تاریخ ایران؟!
    نوشته منوچهر اقبال؟!!!
    کجا این کتاب به ث بت رسیده؟!
    آنکارا! یا باکو!
    آقای اقبال که سال ۱۳۵۶ فوت کردند و من شخصاً که تا بحال یک چنین عنوان کتابی را بنام ایشان ندیده و از هیچکس هم نشنیده ام، چه اگر چنین چیزی میبود میبایست حداقل بحث و تفسیر اتی در جامعه ایرانی بدنبال میداشت!
    شما در کجا چنین کتابی را یافته اید؟ ممکن است لطفاً تاریخ انتشار و شرکت انتشار دهنده را بفرمائید چه کسی است؟
    من که این عنوان را گوگل کردم فقط یک وبلاگ دیدم بنام:
    http://zartosht3000.persianblog.ir
    که تنها منبعی بود که در مورد این کتاب آنهم بنام منوچهر اقبال (ب یچاره منوچهر اقبال) قلم فرسائی کرده بود!
    نکنه شما هم این باصطلاح کتاب را در این وبلاگ خوانده اید؟!

    خوب صاحب وبلاگ آقائی است بنام "آشموغ راهيافته"
    که بمانند سایر پان تورکها، دروغ خواندن تاری خ ایران و دشمنی با کوروش در خونشان است و هواره مترصد آن بوده اند که تاریخ ایران را از ریشه با تیشه ب زنند.
    خوشبختانه دست آنها نزد تمام هموطنان من باز است،
    چه تنها این جماعت هستند که پیوسته در صدد بد نام کردن پایگذار امپراطوری ایران هستند! اما چرا شما روی خزعبلات ایشان سرمایه گذازی میکنید و چنین را حت با اعتبار جورنالیستی خود بازی میکنید.
    شما فکر نکردید که آنچه بنام کتاب "سه هزار سال دروغ در تاریخ ایران" آنهم از قول دکتر اقبال آورده اید مایه شرمساری خود شما خواهد شد؟
    چه بسیار راحت میت وان دروغ بودنش را ثابت کرد و آنوقت اعتبار خود را (اگر داشته باشید) دستخوش مخاطرات کرده اید؟
    از ابتد ا که با چنین عنوانی "آیا میخواستم زرتشتی شوم" و آن شروع مشکوک که "در پی دست کشیدن از دین اسلام بودم"، فهمیدم که منظوری از
    نوشته هست، منظوری بخصوص!
    وگرنه چگونه کسی بدین راحتی اقرار می کند که در پی تغییر دینش از اسلام به دین دیگری بوده؟
    و بدیهیست که این اتفاق تغییر مذهب حقیقت ندارد و شما فقط بصرف اینکه نظرها را بسوی مطلب دروغین خود بکشانید، دست به دامان یک عنوان دروغین شده اید، اما شما و یا رزاق ها فکر کرده اید به این سادگی میتوانید تاریخ را آنطور که در نظر دارید ورق بزنید و بباو ر دیگران برسانید؟
    خوب پس بد نبود که یک نگاهی هم به جوابیه داده شده به آقای آشموغ که در ذیل آدرس شده میانداختید
    http://faravashi.blogfa.com/post-18.aspx
    شاید نیازی به تغییر رأی نمیداشتید و اکنون چه بسا حد اقل یک زرتشتی راستگو و درستکار میبودید!
  • ناشناس

    چکامه ای از عارف قزوینیبنام آنکه در شانش کتاب است (گفتار نیک؛ کردار نیک و پندار نیک)
    چراغ راه دینش آفتاب است
    مهین دستور دربار خدایی
    شرف بخش نزاد آریایی
    دوتا گردیده چرخ پیر را پشت
    پی پوزش به پ یش نام زردشت
    به زیر سایه ی نامش توانی
    رسید از نو به دور باستانی
    زهاتف بشنود هرکس پیامش
    چو عا رف جان کند قربان نامش
    شفق چون سر زند هر بامدادش
    پی تعظیم خور شادم به یادش
    چو من گر دوست داری ک شور خویش
    ستایش بایدت پیغمبر خویش
    به ایمانی ره بیگانه جوئی
    رها کن تا کی این بی آبرویی
    به قرن بیست گر در بند آیی
    همان به ، دین بهدینان گرائی
    به چشم عقل آن دین را فروغ است
    که خود بنیان کن د یو دروغ است
    چو دین کردارش و گفتار و پندار
    نکوشدبهتر ازیک دین پندار
    در آتشکده ی دل بر تو باز است
    درآ، کاین خانه ی سوز و گدازاست
    هر آآن دل که ، نباشد شعله افروز
    به حال ملک و ملت نیست دلسوز
    در این آتش اگر مامن گزینی
    گلستان چون خلیل ، ایران ببینی
    در این کشور چه شد این شعله خاموش
    فت ادی دیگ ملیت هم از جوش
    تو را این آتش اسباب نجات است
    در این آتش نهان آب حیات است
    چنان یک سر سرا پای مرا سوخت
    که باید سوختن را از من آموخت
    اگر چه از من بجز خاکستری نیست
    برای گرمی یک قرن کافی است
    چه اندر خاک خفتم زود یا دیر
    توانی جست از آن خاکستر اکسیر
    به دنیا بس همین یک افتخارم
    که یک ایرانی والا تبارم
    به خون دل نیم زین زیست، شادم
    که زردشتی بود خون و نژادم
    در دل باز چون گوش تو و راه
    بود مسدود، باید قصه کوتاه
    کنونت نیست چون گوش شنفتن
    مرا هم گفته ها باید نهفتن
    بسی اس رار در دل مانده مستور
    که بی تردید بایستی برم گور
    نوشته شده در جمعه
  • فرید


    جناب نویسنده در شروع نوشته اش زیاد از همت و غیرت و ناموس و راستی اسلامی و صداقت اسلامی و غیره یادآور ی ‏کرده است. باید بگویم که شما و تمام آنانیکه مثل شما از کلمات غیرت و ناموس و راستی اسلامی و صداقت ا سلامی ، کفر و ‏بیدنی و غیره در دور جهاد برای فریب مردم استفاد میکردید اعتبارش را باخته است. اشغال اف غانستان توسط امریکا نشانداد که ‏جهاد شما، همت و غیرت و ناموس و راستی اسلامی و صداقت اسلامی شما ‏ یک  کلمۀ پوچ بوده است. ‏
    ورنه آنوقت اگر یک کافر افغانستان را اشغال کرده بود، حالا بیش از چهل کشور کافر آ نرا اشغال نموده است. شما در واقعیت ‏خان نعمت تقسیم میکردید و اکنون نیز هیمین است کار تان. ‏
    باز هم  شما که این قدر سفسطه نویسی میکنید و آزاده قلم فرسایی میکنید و یکی از ادیان یکتا پرستی دنیا را که با رها با ‏شمشیر خشونت اسلامی تان سرکوب شده است، به باد انتقاد گرفته اید، آیا این فکر را کدام وقت در با طن خویش کرده اید، که ‏شما این حق را به کسی دیگر هیچگاه نداده اید و نمیدهید که از اسلام انتقاد شود. ا ین حق از یک مسلمان سلب است. باید ‏کورکورانه باور داشته باشد و بس. ‏
    چرا اسلام به هیچ کس، به هیج مسلم ان این حق را نمیدهد که آزادانه و فارغ از هر ترس و بیم اسلام را انتقاد کند. افسانه های ‏غیر واقعی آن  را بنمایاند از لحاظ علمی بررسی کند. شمشیر کفر و ارتداد هر لحظه آماده است که هر منتقد را سر بزند و شک م ‏بدرد. ‏
    یک و نیم هزار سال غیر از خوبی در اسلام کسی چیزی دیگری نشنیده است. آیا طوریکه میگویند همین طور است؟ آیا همه ‏اش خوب است. صدها افسانه و دروغ را میتوان از میان آن کشید. اجازه بد گفتن را کس ندا رد. همین است که میگویند که ‏اسلام همه اش خوب است. علتش این است که انتقاد از اسلام ممنوع و منتقدش به  مرگ حتمی محکوم است. کس حق بگو ‏مگو ندارد.این شرک حساب میشود و جزایش معلوم است. ‏
    مثل این است که یکی  را دست ببندی و دیگری را آزاد بسازی که هر قدر میتواند به سر دست بستۀ بیچاره بکوبد. آنکه در ‏اسلام خو ب است، از فرهنگ عرب نیست بلکه از ارزشهای است که مربوط جامعۀ بشری میشود. آن خوبیها در هر دین و ‏آیین  هست. از اسلام منشا ندارد. اصول و ارزشهای انسانی بنام اسلامی وانمود شده است که میتوان آن را به زبان ا مروزی ‏سرقت ادبی دانست. آزادی دین و مذهب یکی از حقوق طبعی هر انسان است‎.‎‏ اما در اسلام کسی یارای سر پیچی را ندارد. ‏سرپیچی یعنی مرگ، ارتداد، واجب القتل و مباح الدم. ‏
    اگر از اسلام انتقاد شود، واقعیت آ شکار میشود. اما کسی قبول کند یا نکند. دانش بشر تمام دروغهای را که درین مذهب و جود ‏دارد، هویدا ‏ساخت ه است. اما مسلمان بیجاره یارای انتقاد را از مذهب خود ندارد و دستاوردهای علمی را مجبور اند خاموشانه ‏ بپذیرند.‏
    آنچه که مربوط به همت و غیرت و غیره میشود، این است که اینها مفاهیم‏ ایستا نیستند، بلکه مفاه یم گذرا اند محتوای آنان با ‏تغییر روابط اجتماعی دگرگون میشود. همین است که در جوامع دارای روابط اجتما عیی دیگرسان معنای آنان درک نمیشود.‏
    برای مقایسه ارزشهای انسانی و اسلامی نگاه کنید: ‏
    http://www.dera fsh-kaviyani.com‏/‏
    http://www.kavehroom.com‏/‏
    امید که از نشر باز نماند.‏
  • ناشناس  - محمد عزیز( عزیزی)

    برادر توانمند وقلم بدست چیره دست جناباقای رجا ! سلام وحرمت الهی بر شما باد نوشتۀ تحقیقاتی تان را مرو ر کردم وبر توانائیهای قلمی تان احسنت می گویم . براستی اگر مبالغه گفته نشود ، این مقاله ونبشته تان یک ی از مقالات بس سود مند وبا ارزشیست که که در ردیق مقالات پایه تاریخی ومستند میتواند قرار گیرد . بلی ا ین موضوع مورد بحث را کسانی هم چون داکتر منوچهر اقبال ها میتواند به بحث بکشد تا با کالبد شکافی تاریخی ، این جسد خیالی وموهم واسطوره ئی( دین زردشت ) را با ابزار های بسیار نیرومند وبرنده تاریخ ، تسلیخ کر ده وبرای جهانیان بفهماند وبگوید : ای مردم !بیائید وببینید که ، که این کالبد خیالی وموهوم وجود خارجی نداشته وهیچ اثری از رگ - پی - استخوان واسکلت بندی در آن بمشاهده نرسیده بلکه این موجود موهوم خاص برای پیش زمینه سازی اندیشه های فاشیزم گونــۀ ایرانیت است . که بدروغ تمدن بشری را مرهون خود دانسته وبر سا یر ملتها وتمدنها ای دنیا تحقیر رواداشته واز تاریخ انکار میکنند . بلی داکتر اقبال برای دنیا فهماند که این موجود موهوم فقط وفقط برای تر ویج تفکر فاشیزم بمردم تبلیغ شده ووجود خارجی ندارد . پر واضح است که هنوز که هنوز است این اندیشۀ سخیف نژاد بر تر - ملت برتر - فرهنگ برتر قوم برتر - مذهب برتر - و...بر ا یران حاکم بوده وچه بسی ازین مردم از خود راضی تمام ملل دیگر وخاصتا ملتهای همسایه را توهین وتحقیر هم م یکنند . تحقیر وتوهین ایشان نه تنها بر دیگر ملتها وتاریخها است ، حتی بر حریم دین واسلام وارزشهای همه کتب اسمانی وخاصتا قر آنکریم نیز می تازند . بهر صورت این نوشتۀ تان را ارج میگذارم واز خداوند برایتان توفیق بیشتر مسئلت دارم . والسلام وعلیکم ورحمة الله وبرکاته محمد عزیز ( عزیزی)
  • ناشناس
    باجاهلان طریقه تسلیم حکمت است
    پیش ایدت اگردرپستی خمیده رو
    من شنیده ام انانیکه موی سرندارند زیادتر اه ل دانشند وپژوهش ومطالعه.هرچند این موضوع بستگی به شکستگی ژینیتیکی دارد ولی حالافهمیدم یگان ادمها مان ند شماوکرزی نه تنها موندارندبلکه دردرون مغزشان شبه سر تاسشان است.با بیان تنفر ازینکه یک صفحه راسیاه نموده اید
    اهوراهی
  • Sadiq wafayee
    جناب آقای رجا
    با عرض سلام و ادب خدمت جناب شما و همه روشنفکران واقعی که با مطالعه زیاد حقایق را درک م یکنند و دیگران را نیز آگاه می سازند
    واقعا مطلب بسیار زیبا و جامع نوشته ایید
    من از خواندن این خیلی لذ ت بردم
    من هم قبلا به این عقیده بودم که این مذهب ساخته شاهان دروغگوی ایران است ولی به این حد اگاهی ند اشتم که داکتر اقبال در این باره این نوع کتاب گهربار نوشته است
    خیلی ممنون
  • ناشناس
    اقای درویش.درودفراوان به فراوانی لاله های سرخ بلخ بامی وبه خوشبوئی گلهای بادام خلم .
    خواهشمندم به اد امه مطلبتان ادامه دهید چون همانگونه که یخ های قطب با گرمای خورشید روبه اب شدن استند مغزهای یخزده چون اقای غلام تازی*رجا)به روشنی وگرمای نویشتار همچون شماهاضرورت دارند وگرنه 1400 سال دیگر خواهد گذشت وش مشیر حضرت علی به 700مترخواهدرسید.بدرود
    اهوراهی
  • نیزک تاجیک




    آقای رجا این نوشته را در حالت غیر عادی نوشته اند و یا بحال بودید. برای انکه اقای رجا از مسلمان بودن می لافید بنا یک مسلمان هیج گاهی علیه احادث پیامبر و ایات کلام الله سخن نمی راند. آقای رجا به عمل دست زده اید که سبب آن می شود تا زردشتیان و هواداران تاریخ گهر بار پارسی با افتخارات تمدن پارسی و کورش ک بیر مجبور شوند وخدای ناخواسته به دین مبین اسلام حرف های این چنین مانند جناب شمارجا بنویسند. چون در ا سلام امر چنین است که بر ادیان دیگران نتازید تا به دین شما نتازند.
    آقا رجا ما میدانیم که یکی اندیشه م سلمانی اسلام محمدیست و یکی هم اندیشه اسلامی عربی گرایی ما میدانیم که نسلی از عراب که در فتوحات قشون عرب برای دین خدا نه بلکه برای بدست آوردن غنیمت و ثروت می جنگیدند و تا امروز در کشور های خراسان قدیم از شمشیر اسلام استفاده سو می مایند و خود و قبیله خود را بالای گرده مردم سوار می سازند . که یکی از هم ین نسل عرب شاید خودت باشی.
    آقا رجا شما متمعین باشید کسانی که مسلمانند هرگز به ادیان دیگر که یقنن بهت ر از اسلام نیستند نمی روند. دین زردشت یکی از ادیان است که قرنهای متمادی در اکثریت کشور ها مروج بوده وتا هنوز سنت های از دین زردشت را حتی در کشور های اروپا میشود دید. آقای رجا سلمان رشدی و یاران رشدی هم در مورد اسلام چیز های زیادی از سری دشمنی نوشته اند . اگر قرار را به این بگذاریم که هر نوشته وهر نظر که نوشته شده حقیقت دارد من فکر می کنم سخت در اشتباه رفته ایم.
    آقا رجا شب سال نو عیسوی در تمام ک شورهای دنیا آتش می کنند. درست مانند آتش بازی که در شب نوروز و چهار شنبی اخیر در کشورهای ایران ،افغان ستان،تاجیکستان می کنند. آقای رجا شما می توانید بگوید این سنت کهن را که و کدام مردم و کدام باور ایجاد نموده است که تقریبا در اکثریت کشور ها رایج است. مگر می شود چنین شواهید بزرگی را به حرف شما و چند عر ب ، ترک واوغان دشمن پارسی تاریخ دروغ خواند. اکثرا سنت های آین قبلی زردشتی مانند مهر پرستی و مانوی را میتوان در دنیا به وفور دید . میشود چنین سنت های از تاریخ دروغ دردل تاریخ حک شده باشد؟ اقا رجا یک سو ال بسیار ساده دارم امید وارم پاسخش را داشته باشم . مردم سرزمین من وشما در آب وی نمی کنند . می گویند کسی در آب وی کند کافر است. شاید در میان شما ها نباشد چون با این فرهنگ بیگانه هستید. مردم سرزمین ما د ر آتش چتلی نمی کنند چون می گویند کسی در اتش چتلی کند کافر است، شما باور دارید یانه مردم سرزمین ما ری زه و پارچه ی نان را روزی گفته از زمین بر میدارند و به جای پاک می نهند. و از بالای نان گذشتن و یا نان ریزه را زیر پای کردن را کفر میدانند. شما بفرماید بگوید که این سنت های دیرینه از کدام دین برای مردم ما باقی مانده اند. ایا در اسلام شما کدام حدیث ویا ایه در موردات که عرض کردم دارید؟ آقای رجا مردم سرز مین ما دین مقدس اسلام را جمع سنت های از دین زردشت پزریفته اند. و علایم وآثار دین زردشت تا اکنون در م یان مردم ما ومردم دنیا محسوس است . می شود از چنین تاریخی منکر شد. آقای رجا شما کورش را فرموده اید که وجود خارج نداشته عصر قدیم اناجیل و کتاب تورات در مورد کورش نوشته است و از کورش به احترا یاد کرده ا ست یا شما تورات را هم... . آقای رجا اولین شهود از آمدن عیسی مسیح روح الله از طرف زردشتیان بوده در و در ادیان مروج دنیا در مورد ذکر شده است . آقای رجا من الحمدالله مسلمانم ولی نباید مسلمان دروغ بگوید آنهم دروغ از نوع دروغهای مانند شما ها مگر در باور شما دروغ گوی دشمن خدا نیست؟ من دین زردشت را یکی از ادیان یکتا پرستی که در گذشته جایگاهی بلندی داشته باور دارم ولی با آمدن دین مقدس اسلام از میان برداش ته شده و برای مسلمانان و من مسلمان دیگر قابل پزیرش نیست .
    اقای رجا چند هفته پیش در تلویزیون بی بی س ی فلم مستند ی را از زندگی و امورات مرده داری و دفن و مراسم زردشتیان در ایران نمایش داد حتی بالای کو هی که زردشتیان مرده گان خود را بالای آن می گذاشتند. مشهور ترین برنامه ساز بی بی سی با مردی که دین ز ردشتی داشت بالا شدن و در مورد بحث و گفتگو کردند همان مرد زردشتی گفت مادرم را چند سال پیش بعداز ادای مراسم دین زردشتی همین جا آوردیم و به شیوه آموزش های زردشتی گذاشتیم.
    آقای رجا شما چطور توانستید . ای نهمه حقیقت های تاریخی و تمدن 30000 ساله زبان و فرهنگ پارسی را در چند کلمه بدون در نظرا داشت حقایق ت اریخی دروغ ثابت کنید؟ در آخیر یکبار دیگر باید از تاپه کفر و شمشیر تیز بنام اسلام که اجار دارش هستید فکر نکنید ترسیده ام. باید بگویم که من هرگز به این باور نبودم ونیستم که دین زردشت دین حق و دین الهیس ت و لی از نبودش که گویا هیج وجود نداشته نمی توانم مانند شماها انکار کنم .
    با احترام نیزک تاجیک
  • نور
    سلام آقای مینوچهر شما پارسی های ایران به دفاع ازدروغ ګوی بودن تان استدلال نیافتید به تورک هاحمله و د شمنی میکنید چرا ؟؟؟ تورک ها که با شما
    کاری ندارند شما حیاندارید ؟؟؟
  • Masoud  - زنده باد اسلام عزیز
    سلام آقای رجا٬ ازین که دوباره به راه درست برگشتید خوشحالم٬ شما واقعآ آدم با استعداد هستید.ما به افغا نها و مسلمانانی مثل شما افتخار میکنیم٬ اگر شنیده باشید گفته اند ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است !

  • نوراحمد رجاء


    بنام خدا.
    هموطن ! احترامات و اراداتم را پذیرید. من بشما سرفرازان تاریخ افتخار ومباهات میکنم؛ شمافرز ندان این وطنید ومن هموطن تان
    همه عزیزانیکه زهر دل شان را برمن ریختانده اند ویابنحوی توهین وتحقیرم نم ودند وهم آنانیکه مرا مورد تقدیر قرار دادند برای
    همه شما طلب صحتی و سلامتی میکنم.
    من شمارا به همین طوریکه هستید دوست میدارم؛ عزیزان من این نوشته (سه هزار سال دروغ درتاریخ ایران ) ازمن نیست ومن تا هنو ز لیاقت وشایستگی اینطور نوشتن را ندارم ؛ اما هر هموطنی که میتوانست و یامیتواند به رد این نوشته از خو د استعداد ولیاقت به خرج دهد؛ من دستش را ولواینکه ازمن کوچکترهم باشد بخاطر لیاقتش میبوسم؛ وبدان هموطن م افتخار میکنم ؛ وبرخود بداشتن چنین
    هموطنی میبالم.
    از این که بگذریم من یک جهادیم وهمواره ازمجاهدین د فاع وحمایت میکنم؛ درسنگرجهاد بسیار دوستان ونزدیکانم را از دست داده ام
    ومن پیرو نبودن راه آنهارا برخو دم نامردی وبی غیرتی وپستی میدانم ؛ اگر در این کشور هیچکسی مسلمان نماند؛ من بداشتن دینم افتخاردارم؛ و اگر هیچکسی جهادی خودش را عنوان نکند من علمبردار جهاد هستم واز راه رفته ا م هرگز نادم وپشیمان نیستم و نوشته هایم به همین ارتباط ودر همین راستا است؛ انتظاری غیر از این ازمن نداشته باشید.
    اگر مبارزه علیه تجاوزات اجنبی کارپسندیده نبوده است واین ملت این ناپسندی را عهده دار وفراگیرشده است من درکنارهمین مل ت واز خوی وخواص این مردم بهره بردم ؛ درختی هستم که اگر کج ویا راست هستم؛ ازاندیشه این ملت سرچشمه گرف ته ام.
    هرگاهی ازمن اگر نوشته بدست نشر سپرده میشود راستای عقیدویم را خدمت شما به عرض رساندم ؛ تااگر م ورد مطالعه شما قرار
    میگیرد ؛ سبب رنجش شما فراهم نگردد.
    ودوستانیکه برمن قهروخشم میگیرند واز نهایت قهر شان وضوء را عضو مینویسند من بامراجعه به خوی وفطرت شان به کنه
    مطلب میرسم .
    دوستان بااحترامی که ب ه شما دارم ؛ درحالیکه میخواستم نوشته دیگرم را تحت عنوان ( پس از به دارکشیده شدن آیین زرتشت ) به
    دست نشر بسپارم ؛ نخست به پاسخ نوشته های ارزشمند شما جوابی به اندازه سویه و دانش خودم؛ به عرض شما رساندم تاپس از این به ا رسال نوشته ام بپردازم.
    شما وقتی در پایان نوشته ام تبصره مینویسید درحقیقت مهمان م ن هستید؛ هیچ مهمانداری حرمت مهمانش را نادیده نمیتواند بگیرد وبقول ما( صاحب خانه نوکر مهمان است ) من درنوشته هایم صراحت دیگری ؛ ودرخانه ام عطوفت وشکستگی دیگری دارم.
    واگرمن نتوانستم در این نبشته تسکین د هنده بشما باشم؛ گناه بی دانشی من است وبقول نظامی که:
    بدین دل فریبی سخن های بکر به سختی توان زاد ن از راه فکر
    سخن گفتن بکر جان سفتن است نه هرکس سزای سخن گفتن است.
    هموطن دستت را به گرمی میفشارم ؛ ازتوهین وتحقیراتت دلسرد نمیشوم وگله مند نیستم ؛ اگرچندی از شما سیلی برویم بزند باز چند هموطن دیگر م ورد نوازشم قرار میدهند که بقول صیدی :
    دلت را صاف کن باخلق اگر خواهی شوی آدم
    که گوهر پاک چون افتد زاصلِ خود نشان دارد .
    نوراحمد رجاء
  • ناشناس  - محمد هروی


    قابل توجه مبصرین محترم !
    اگر دقت کنید هیچ یک از کسانیکه بر علیه نوشتۀ آقای رجا تاختند ، با یک دل یل وسند تاریخی این ونشته را نقد نکردند وفقط تحریک اندیشه های ناسیو نال فاشیستی ایرانی گری را ودش منی با عراب را مطرح کردند .
    درحالیکه اگر اینها منطق میداشتند ، وبر خیال ونصور باطلی مانند خراف ه های دیگر ایرانیان معتقد نمی بودند حتی یک خط برای نفی کتاب دوکتور منوچهر اقبال می نوشتند واین کت اب خوش بختانه موجود است ومانند آن کتا نیز . بنئاً بر آسمان ریسمان نبافید وکمی هم از شعور کار بگیر ید وامانند بچه آدم فکر کنید .
    دشمنی با اقوام وملل دیگر خود انحطاط فکری است . اعراب آمدند شمارا ا ز جهل وخرافه وحماقت نجات داده وواپس ادارۀ ملک ایران را بخود ایرانیان سپردند >
    شما هنوز خوشحال هست ید که ما بهتر بود تا آتش می پرستیدیم ویا ......
    پس اگر شما همت ومردانگی دارید یکتن از شما در تا ریخ در مقابل استعمار انگلیس ویا تجاوز روس کجا کاری کردید وفقط باشارۀ استعمار دشمنی تان با اسلام است وبرای این امر اندیشه های فاشیستی ایرانی گری را تبلیغ میکنید تا مردم را با تحریک فکر نشنلستی آنه م فقط بر ضد اسلام ومسلمانان تحریک کنید .
    اسلام را از آن سبب بد میدانید که بشما اجازه نمیدهد تا تا با محارم خویش هم بستر شوید !
    اسلام را بد می بینید که آتش پرستس بد است ؟
    اسلام را بد می بینید که خرافه پرستی وافسانه های دروغ ساختن را بد گفته است .
    اسلام را بد میدانید که همه بشر را منشاء و احد دانسته وتبعیض نژ ادی را تحریم کرده است .
    اسلام را بد میدانید که خود را از دیگرا بهتر وبا لاتر فکر تکنید
    اسلام را بد میدانید که میگوید سخن حق را باید پذیرفت ولوکه از طرف بظاهر دشمن شما هم باش د
    خوب شما خود را با کدام معیار با جهان انسانی منطبق می سازید
    چرا بدروغ اندیشۀ پندار نیک - گفت ار نیک وکردار نیک را یدک کش میکنید ومردم را نخدیر فکری میکنید ، آتش پرستی وزنای بر محارم پندار نی ک است ؟
    توهین وتحقیر بزرگترین پیامبر رحمت وشمارا به انسانیت وآدم شدن فر خواند آیا گفتار نیک است ؟
    اعمال زنا با محارم ، ویا توهیت وتحقیر سایر ملتها کردار نیم است ؟
    بر خرافه ودروغ اعتبار کرده پ ندار نیک است >؟
    براستی جهل وانجماد فکری هم حد دارد
    این قرن بیست ویکم است ، باید این این اندیش ه خرافی شکافته شود وریشه های تاریخی آن ثابت شود وچنانچه داکتر اقبال این کار را کرد .
    پس توصیه ام ب ه خرافیان ایرانی این است تا بخرد وتعقل رجوع کرده واز خر تعصب فاشیزم پائین بیایند وخوبی ها ومظاهر سایر تمدنها را احترام وقدر کنند وخوبی را از هر کس بپذیرند وبدی را نفی کنند .
    نه اینکه بر خوب وب د غیر ایرانی وغیر ایرانیت انگشت رد بگذارند واین کمال بی عقلی وجهل وتعصب وانجماد فکری وخرافه گرائی شما را نشان میدهد.
    محمد - هروی
  • ناشناس


    رجای مخلص وعزیز
    اگرزردشتیزم وجود خارجی هم داشته باشد ، که دارد وشخص زردشت که آدمی یکتا پرست بوده من حیث فردی حقیقی در تاریخ ظهور کرده باشد که کرده است ، باوجود آن هم از نظر عقاید اسلامی پیروی ازوی ودل سپردن به آیین وی پس از ظهور دین مقدس اسلام که کامل کنندهء همهء ادیان آسمانی است خطا و کفر محض است . آنچه از شواهد تاریخی بر می آید این است که زردشت آدمی یکتا پرست وموحد بوده وپیروان راستین وی با ظهور دین مقدس اسلام آن را با پیشانی باز پذیرفته اند ، زیرا میان اُسّ عقاید خود با روح پیام اسلام تفاوتی نمی دیدند. آنچه امروز از آیین زردشت ، توسط گروهی به نام زردشت به مردم داده می شود ، مشتی خزعبلات واو هامات زاییدهء ذهن تفوق طلبان ناسیونالیست است که می کوشند اصل ونسب حتی سگی را هم که برای اولین بار به فضا رفت ایرانی ثابت کنند. این انحرافات و پینه های که امروزه بر آیین زردشت بسته اند ربطی به شخص زردش ت ندارد همان سان که خرتازی های اعراب فاشیست زیر نام مقدس اسلام ، ارتباطی به تعالیم شخص پیامبر اکرم ص وروح قرآن ندارد. شما می دانید که هیچ آیهء در قرآن کریم به تفوق اعراب دلیلی نمی تواند باشد ولی همین اعراب به ظاهر مسلمان ، مردمان غیر عرب را عجم یعنی گنگ خطاب می کردند.
    این که گروهی از فارسیان نژاد پ رست برتری جو وسلطه گر برای اثبات ادعا های واهی خود سعی می کنند اززردشت شخص مورد نظر وطرف احتیاج خودر ا بسازند گناه زردشت نبوده گناه حس فاشیستی و دین ستیزی وخدا بیزاری آتش پرستان است .
    شما برای تکمیل م علومات تان به این آثار مراجعه کنید تا بدانید ، تاآن جامعهء که این آقایان آن را بهشت موعود پنداشته ود ر خیال آن یاوه سرایی می کنند چه حال وضعی داشته وچه چیز باعث شده تا مردم عهد ساسانی اسلام را با پیشان ی باز بپذیرند
    1: دیباچهء بر رهبری اثر ناصرالدین صاحبزمانی
    2:آنسوی چهره ها
    3: نمی دانند چرا

    زردشت اگ ر هنگام ظهور دین مقدس اسلام حیات می داشت یقینن با علاقهء که یکتا پرستی داشت ، به جناب رسول االله بیع ت می کرد زیرا به خوبی می دانست که سه شعار گفتار نیک وکردار نیک وپندار نیک به هیچوجه برای ادارهء امور زندگی کافی نیستند
    من تلاش های شما را برای افشای دسایس دشمنان خدا پرستی ومروجان آیین آتش ، می ستایم ، اما برای افشای ماهیت یاوه گویان نباید از حقایق تاریخی ابا ورزید ، انکار وجود زردشت یکتا پرست چیزی بر ابهت اسلام نمی افزاید همان سان که اقرار به وجودش دلیل بر انکار این آخرین وکامل ترین دین ابراهیمی وآسمانی نیست . در خزعبلات بودن آن چه امروز به نام آیین زردشت ماند با شما صددرصد موافقم
  • داود هراتی
    سلام
    دین زردشتی آیين بشریست چون هیچ خدای وجود ندارد که دینی بسازد اگر خد ا وجود فزیکی داشته باشد
    م طمعن باشید که بنده های خردمند خدا او را دست پاه بسته از آ سمان هفتم به زمین می آورند
    خلاصه اینکه هم ه ادیان ساخته بشرند خصوصاً ادیان ابراهیمی که به فیلم های هندی می ماند داستان شان یکی تنها بچه های فیلم فرق میکند
  • یارو

    تمام برادارانی که در بالا نوشته اند, از ته دل از همه سپاس میکنم که پاسخ دندان شکنی به این خفاش ب یگانه پرست داده اند.


    ای رجا دلقک بیگانه تبار
    تو نیایی به همنوعان به کنار
    تیشه بر ریشه خود بز نی
    تازیان را بزرگ جلوه بدار
    تو چه دانی ز دین پاک بهی
    کشت و خون را بیار بر سر کار
    با نیاگان خود س تیز بدار
    به عرب برده ‌باش و هم خوشدار
    مدح و تمجید ز جاهلان به هزار
    افتخارات گذشته نادیده شمار
    ب هر شان جنگ و هم ستیز بدار
    این بود معرفت؟ مکن‌ تیمار
    کیش تو کیش جاهلان باشد
    عربی‌ بر لبت ر وان با شد
    دشمن سر سخت خراسان و کوروشی
    تشنه خون پرویز و داریوشی
    سختی و رنجهای فردوسی
    را به یک لحظه به آت ش بستی
    تویی فرزند ناخلف, مکار
    دنبلان عرب نکو میدار

    پیروز باشید

    یارو
  • نوراحمدرجاء
    بنا خدا.
    حقیقت تلخ است ؛ حقیقت نیش میزند؛ حقیقت زهر هلاهل است ؛ حقیقت خشم میاورد؛ حقیقت غضب رابه همر اه دارد؛ خون را درجگر فاسد میسازد؛ حقیقت انسان را به یاوه گفتن دم سازمیکند؛ تابه نحوی طفره رود؛ حقیق ت صدها بهانه وصدها حیله و کید را به ناباور خویش تلقین میکند؛ تاازحقیقت فرارکند؛ اما باهمه این ها حقی قت ؛ حقیقت است ؛ واین حقیقت است ؛ که هیچ کافری هیچ زردشتی ؛ هیچ دین ستیزی ؛ هیچ باسوادی وهیچ بیسوادی ؛ هیچ متخصص و هیچ بیکاره ی ؛ ودرنهایت هیچ یاوه گوی نتوانست نفوذ کلام نوشتاری ( سه هزار سال دروغ درت اریخ ایران ) را رد کند.
    ومن از آن دینی می شرمم که پیروان و رهروان او درمقابل یک حمله به زانو می نشی نند وبنای دشنام گویی را ورد زبان وشعارگفتار شان قرارمیدهند.
    شاید این گناه دین نباشد ؛ خاصتا که اقبال ثابت ساخت زرتشتی نبوده است ؛ این گناه پیروان او هست که زبان گفتاری شان وچاشنی ادبی شان یاوه گفتن وی اوه سرائیدن است ؛ بگذار به این دل شان خوش باشد که از دین شان دفاع کرده اند؛ اما حقیقت روزی ولو پس از ده هزارسال و صد هزار سال همه چیز را برملاو آشکارمیکند ؛ چنانکه کرده است.
    نوراحمد رجاء
  • مینوچهر  - دروغ گو که شاخ و دم ندارد!
    جناب رجاء ، لطفاً حاشیه نروید.
    خواهشاً شما دیگر صحبت از حقیقت نکنید!
    آخه عزیز من چه کسی حرفی زده و یا مطلبی نوشته و گفته که این حقیقت نیست!
    خوب طبیعی است که هر کس که هر چه میگوید در قالب حقیقت عنوا ن میکند! هیچکس که نمیگوید آنچه من گفتم دروغ است!
    بنابراین پیرامون حقیقت مانور ندهید و ارائه مدارک ب پردازید.
    سؤال هم بسیار واضح است، تاریخ و محل ثبت این کتاب و تاریخ و محل چاپ و شرکت ناشر را بفرمائید .
    برای کمک بشما هم عرض میکنم که این اطلاعت باید قاعدتاً در داخل جلد کتاب بوده باشد، صفحه 1 یا 2.


  • ناشناس
    خداوندگار شعله عشق در دلتان روشن کند واگربازهم از تازی صفتی دست مکشید شمارادران اتش همچون پروانه بسو زاند چون این اتشست که هر چیزیراپاک میکند
  • پری
    ندانستیم اینها که به تاریخ ایران مباهات میکنند آیا ایرانی هستند ویا در مقابل گرویدن به آئین زردشتی ( البته آئین گفتم) امتیاز افامت ایران را کسب نموده اند؟؟؟؟ درآنصورت اینها نعانله گر هستند نه پابند دین ی و آئین!!! در غیر آن افتخار یک آئین گمشده ای که فقط گروهی انگشت شمار از آن براس منافع شان در ایران استفاده میکنند به این افغان های نو شهر دیده چه بزرگی خواهد داد؟؟؟ این چند افغان که گمراه شده اند همه مردمان عقده ای هستند که تهایت محرومیت راشاید متقبل شده اند ولی این جهالت هم راه حل نیست!تیشه بر ریش ه ای خود زدن کار عافلان نیست!!!
  • ناشناس
    نویسنده محترم 108.14.192.
    نتوانستم بفهمم که نام قشنگ پری راداری یا نام بری که بزبان پشتو کامیاب راگ ویند حد وگمان من دومیست چون پری چنین ننویسد چون پری باشد وبری میتواند چرت وپرت ویا همان چرندیات نویس باشد.
    ایرانی ویا فارسی زبان اوغانستانی ویاهم تاجکستانی همه شاخه های یک درخت پر بار وپرگهر زردشت شاد ی آفرین اند.
    زهر دلتانرا با خواندن یک کتاب أموزنده به شکر تبدیل نمائید.ازخواندن پته خزانه ساختگی زهر به زهر هلاهیل بدل گشته وکشنده میشود.
    بدرود
    اهوراهی
  • پری

    من نه اوغانم و نه پیرو گفتار و کردار هر به اصطلاح نویسنده!!پته خزانه را متاسفانه تا به حال نخوانده ا م. درست که به حرف های خوب و صالح علما و دانشمندان که به خیر نده های خداوند ج باشد احترام میگذارم ًو حتی بعضاً برای نصحیت دوستانم نقل قول میکنم. و منیحث یک جمله مفید و بجره ای موثر بزرگان جهان حتی در ع مل پیاده مینمایم. مثلاً علی شریعتی میگوید: " به سه چيز تکيه نکن: غرور، دروغ و عشق. آدم با غرور م ي تازد، با دروغ مي
    بازد و با عشق مي ميرد" ولی من هیچگاهی به گفتار و نکته های کسانی که از طرف خد اوند ج منیحیث فرستاده انتخاب نشده اند ایمان نخواهم داشت!!! من همه ای خوشتختی های واقعی وجوابهای لاین حل را در رابطه به زنگی بشری در لابلای قرآن پاک یافته ام و برایم واقعاً سکون روحی و توانایی قلبی داده است که امروز آزاد ازهر قید و بندی طعم خوشبختی حقیقی را چشیده ام. من جز به قرآن عمل نخواهم کرد!!!! ا ینست اراده و ایمان من. هیچگاه اعمال انسان ها ویا جرایم و جنایات همنوع من نمیتواند راه نماه و یا هم ا نگیزه ای ضعف و یا تقویت ایمان باشد.و برای شما هم دعای هدایت نیکی می نمایم پیش از اینکه برایتان دیر ش ده باشد!! من وابسته و دلبسته ای زندگی پرزرق و برق نیستم. من گدائیی درگاه رب العزت را به پادشاهی چندر وزه ترجیح میدهم و میخوام در آن دنیا در حضور کسیکه مرا آفریده است شرمنده نباشم. آمین!!
  • ناشناس
    tanho deni Zardashti metawanan mo ro az ba
    loye majahed wa taleban nejot dehad
    zenda bod oshuye za rdasht. marg ba muloye be magz
  • پیام
    من یه ایرانی هستم در کشور ما هم دروغ گویانی به اسم ملا هستند که برای تثبیت خودشون در حکومت و توسری ز دن بر سر مردم به ویزه اقلیت ها از این اراجیف که اقای رجا میبافه به هم میبافن اره ما ایرانی ها به ایر انی بودنمون و گذشتمون افتخار میکنیم اما اونو پتک سنگین نمی کنیم تا تو سر بقیه بکوبیم درود بر انسانیت .
  • مهدی  - خواهش
    با سلام
    خواهش میکنم اگه کسی این کتاب رو داره یا میدونه از کجا میشه تهیش کرد به من خبر بده .
    هر جور ب اشه حاظرم این کتاب رو به دست بیارم .
  • پارسا  - درود بر ایران
    دوستان از همه خواهش می کنم برای شناخت زرتشت کتاب تاثیر زرتشت بر ادیان دیگر رو حتما بخونید
    البته این کتاب به دیتس یک مسلمان نوشته شده
    و غالبا سخنان اندیشمندان ویا بزرگان رو با مدارک معتبر و منابع اورده است
    همین حالا سرچش کنید
    بعد نتیجه گیری کنید زرتشت یا اذیان ابراهیمی کدام ساخته دست بشریت است
    حتما بخونید
    اگر خواهان دانستن هستید
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 68 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.