نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| ســـبک و معیـــار تحقیقـــات علمــــی |
|
|
|
| مقـــــــالات - فلســــفی |
| نوشته شده توسط دکتور محمد فرید یونس |
| چهارشنبه ، 16 آذر 1390 ، 13:18 |
|
اول مشکلات محقیقین: کمال افتخار است که دانشمندان کشور ما در عالم هجرت و غربت تحقیق میکنند و امروز ما از برکت تشبثات علمی شان در موارد مختلف تاریخی، اجتماعی و ادبی خویش آگاهی پیدا می کنیم. خواه مخواه مشکلات زیاد است. دانشمندان ما اکثرأ به تایپ فارسی و پشتو دسترسی ندارند و به دیگران اتکا می کنند. اگر دسترسی دارند، تایپ فارسی شان بسیار سریع نیست و کار شان را به درازا می کشاند. اگر محقق دسترس به تایپ فارسی و یا پشتو دارد، خود مینویسد، خود تایپ می کند، خود اصلاح میکند و بلاخره خود آنرا به چاپخانه می برد و به چاپ می رساند. درین حالت است که بدون،اینکه محقق متوجه شود، اشتباهات زیاد رخ میدهد.در کنار این موضوع که کار تحقیق را محقق خود انجام میدهد، گاه غرور بی جای افغانی باعث می شود محقق فکر کند که اگر تحقیق خود را به چند نفر بفرستد تا نظر بدهند، ضعف دانش او را نشان میدهد. بزرگترین دانشمندان و عالمان اعتراف کردهاند که همهکس همه چیز را نمی داند. دانشمندان کشور ما تحقیق خود را یا به هیچکس نشان نه میدهند و یا عمومأ به یک نفر میفرستند که آن شخص غالبأ سرشناس است و یا هم فکر و هم نظر اوست. درست است که شخص سرشناس در یک رشته تخصص دارد و اما وظیفه او نیست که متن را از نگاه زبان اصلاح کندمگر در صورتی که این مسئولیت برایش داده شود. اینجاست که وقتی متن برایش میرسد او زیاد تر متوجه محتوی میشود نه سبک نوشتن و فکر میکند که مؤلف اشتباهات املائی و انشائی را خود اصلاح خواهد کرد. مشکل دیگر محققین سبک نوشتن و اصول تحقیق است. کشور افغانستان مانند ایالات متحده آمریکا که اساسأ از سه اصل یعنی ای پی ای (امریکن سایکولاجیکل اسوسیشن)، اصول هاروارد و اصول شیکاگو، محققین کار میگیرند، ندارد و ما از معیاری که در کشور ایران منحیث یک کشور فارسی زبان است هم استفاده نه می کنیم. عدم نداشتن یک طرز و یا اصول کاری تحقیق نه تنها کار ما را از نگاه کیفیت پائین میآورد در بازار منطقوی کتاب، تولید ما را ضعیف جلوه میدهد و در عین زمان سطح دانش ادبی مؤلف و یا نویسنده را جریحه دار میسازد و به شخصیت علمی او صدمه وارد میکند.گزارشات حاکی است که امروز زبان فارسی از پر استفاده ترین زبان در تار نما (انترنت) می باشد. یعنی زبان فارسی در سر تا سر جهان خواننده دارد. پس محقق زبان فارسی/دری نباید فراموش کند که مطالعاتش در سطح جهانی میتواند ارزیابی شود. زبان فارسی و دری یک زبان است، دو زبان نیست. همه زبانها چه بینالمللی چه منطقوی باشد واژه عامیانه و محلی خود را دارد و اما نویسندگان علوم و ادبیات در وقت نوشتن از یک معیار کار میگیرند تا برای همه فابل قبول باشد که این را زبان معیاری (استندرد) می گویند. استفاده زبان عامیانه یک کشور در تحقیقات نه تنها نا پسند است زیرا لغات و واژههای محلی حتی در داخل قلمرو یک کشور از منطفه به منطقه تفاوت میکند، در عین زمان ماهیت علمی تحقیق را از بین میبرد و در نتیجه تحقیق در سطح جهانی نه میتواند راه خود را باز کند و به شکل محلی مانند زبان محلی باقی میماند
دوم زبان معیاری تحقیق: هدف از زبان معیاری در تحقیق آن است که الف برای همه قابل استفاده باشد، ب، کتاب بتواند در سطح بینالمللی به دیگر زبانها ترجمه شود زیرا علم یک پدیده ی جهان شمول است و ج، نویسنده در دهکده جهانی موقیعت علمی خود را حاصل نمائید. امروز کتاب در ایالات متحده آمریکا توسط آمریکا ئیان به چاپ میرسد و در میدان هوائی یا فرودگاه شهر فرانکفورت آلمان آگهی کتاب به چشم میخورد. این است که ما حتی اگر به فارسی می نویسیم نه میتوانیم از قافله تمدن جهانی در دهکده جهانی که روز به روز کوچکتر شده میرود به دور مانیم
اساس اول زبان معیاری اساس اول به هم نیآمیختن زبان گفتاری با زبان نوشتاری است. هر فرهنگ زبان گفتاری و زبان نوشتاری دارد. در تحقیق تاریخ و علوم نه میتوان این دو زبان را با هم در آمیخت. تنها در صورتی که کتاب شکل داستان را داشته باشد و یا هدف کتاب غیر علمی باشد مانند فکاهیات و یا ضربالمثل ها. از نگاه اصول تحقیق، تحقیقات علمی جهان شمول است و باید برای همه قابل استفاده باشد. طور مثال واژه «کاکا» یک واژه عامیانه افغانستان است و «عمو» لغت قبول شده ئی نوشتاری است با اینکه “عمو” لغت عربی است. همه مردم خراسان زمین به لغت عمو آشنائی دارند. همچنان است لغاتی که در دو منطقه ای یک زبان، دو معنی میدهد مانند واژهء «ماما». در افغانستان «ماما» برادر مادر است و در ایران برادر مادر را «دائی» می گویند. اینها واژههای گفتاری هستند نه نوشتاری. برادر مادر، برای ماما،پدر شوهر، برای خُسر و مادر همسر، برای خُشو لغات نوشتاری است.
اساس دوم جلوگیری از لغات است که در زبان وجود دارد و ما از یک زبان دیگر استفاده می کنیم. طور مثال ما در فارسی لغت دانشگاه داریم پس لازم نه میافتد که ما لغت پوهنتون و یا یونیورسیتی را استفاده کنیم. وقتی که واژه خانواده را داریم درست نیست که فامیل بنویسیم. همچنان زبان پشتو واژهها و لغات خود را دارد پس ضرور نیست از فارسی بگیرد. این روش استفاده بی جای از یک زبان دیگر، فرهنگ زبان را ضعیف میسازد و بالاخره از بین می برد. از نگاه بشر شناسی فرهنگی وقتی که زبان از بین رفت و نابود شد، فرهنگ نابود میشود. زبان باید چه ملی باشد و یا چه محلی باشد تقویه شود نه اینکه از بین برده شود زیرا پشتوانهء فرهنگ یک منطقه است. همچنان مطالعات زبانشناسی نشان میدهد که زمانیکه کودک به زبان مادری میآموزد «آی کیو» یا معیار ذکاوت کودک بالا می باشد. این حالت اسف انگیز در کشور ما در اثر روشهای نادرست سیاسی قصدأ رواج داده شده است. امروز دانشمندان باید اصول کار خود را علم قرار دهند نه پالیسی های مخربانه کهنه و غیر علمی. اساس سوم استعمال واژه های قبول شده است.این لغات و یا مرکبات است که در همه زبانها در سرتا سر جهان خواه به حیث لغت و خواه به حیث مخفف یک لغت، قبول شده است. مثال آن عبارت است از «کودتا» که اساسأ لغت فرانسوی است و اما در همه جهان قبول شده است و یا لغت مخفف «یونسکو» که در جهان قبول شده و احتیاج به ترجمه ندارد. همچنان استفاده درست لغات است. بسیار وقت دیده میشود که طور مثال نویسنده کلمه مملکت را به جای کشور استفاده میکند در حالیکه مملکت برای آن قلمرو گفته میشود که در آنجا پادشاه باشد.. عنوان کتاب:یک مسأله اساسی تحقیق است. عنوان باید از متن پشتیبانی و نمایندگی کند. عنوان اگر کوتاه میباشد بهتر است مگر اینکه رساله ای دکتورا (تِز)باشد و یا مضمونِ باشد که در یک گردهمائی علمی (کانفرانس) قراءت میگردد. عنوان باید شکل منسجم و بسته داشته باشد. یکی از انتقادات که بالای کتاب جناب کاظم و جناب فیضی از نگاه علم تحقیق آمد، همانا عنوان کتاب بود. جناب کاظم عنوان گذاشتهاند «هرات از قیام حوت تا امروز»کدام حوت؟و مؤلف میگوید «تا امروز» کدام روز؟این نه منسجم است و نه بسته. جناب فیضی نوشتهاند « افغانستان و جهان در قرن 18 و 19” این عنوان بسته نیست و میتواند بسیار وسیع باشد. این عنوان از نگاه علم تحقیق چنین معنی میدهد که مؤلف همه جهان و افغانستان را توضیح میکند. در زمان جواهر لعل نهرو هنوز قوانین بینالمللی نشرات وضع نشده بود. طور مثال شماره ده عدده ئی «انترنشنل استندرد بوک نمبر» که کتاب جناب آقای فیضی از آن به شکل غیر معمولی بر حوردار است یعنی ناشر 13 شماره را درج کرده است؟؟؟ در حالیکه «آی اس بی اِن» ده عدد است نه سیزده عدد، در سال 1966 وضع گردیده است. کتابهای که در آمریکا به نشر میرسد باید شماره کتابخانه کتلاک کانگرس را داشته باشد که نه کتاب جناب فیضی و نه جناب کاظم از آن برخوردار است و آنرا ندارد. یعنی کتاب شان قید کتابخانه کانگرس آمریکا نیست. سی سال بعد از امروز اگر کتاب از طریق بازار پیدا نشود، محقق میتواند کتاب را از طریق کتابخانه کانگرس آمریکا بدست بیاورد و کار خود را حل کند و اگر این شماره نباشد دیگر کتاب وجود ندارد برای اینکه پیدا نه میشود. درین هیچ جای شک نیست که نهرو شخصیت برازنده ی تاریخ هند است و اماشرایط کار امروز از زمان نهرو تفاوت دارد و باید معیار های بینالمللی مد نظر گرفته شود. کار نهرو از نگاه علمی معیار اصول تحقیق شده نمیتواند مخصو صأ اینکه، موءلف جناب محمد سعید فیضی در کتاب خود از نهرو نقل قول میکند که نهرو حجاب اسلامی را «رسم وحشیانه »می داند؟؟؟؟
چهار اصول که کتاب باید قبل از نشر به دقت بررسی شود اول مولفان کتاب را به شخص مجرب می فرستند: برای صداقت محتوی که آن شخص در همان رشته تخصص دارد و یا بطور کافی در آن راستا کار کرده است و لیا قت و کفایت نقد و تقریظ را دارد. چنانچه دانشمند گرانپایه ی افغانستان جناب دکتور روان فرهادی کتاب جناب فیضی را مرور کردهاند و در شروع یک تقریظ هم نوشتهاند و یا دانشمند گرانپایه جناب عبدالعلی نور احراری در کتاب جناب کاظم تقریظ نوشته اند. توجه این عالیجنابان گرانقدر روی محتوای تاریخی کتاب بوده و نه متن نوشتاری. وقتی که ما کتاب را به دقت میخوانیم، به اشتباهات املائی و انشائی بر میخوریم که نویسنده ی تقریظ مراتب املا و انشاء را نادیده گرفته و مسئولیت املا و انشاء را به دوش نویسنده کتاب واگذار شده است. دوم کتاب باید برای اصلاح کاری اشتباهات تایپی، و املائی و انشائی به یک شخصی که درین کار وارد است فرستاده شود. اشتباه تایپی آن است که نویسنده به جای حرف “ض” حرف “ص” را تایپ می کند. اشتباه املائی آن است که نویسنده در املاء لغت اشتباه کرده است. طور مثال نماز گزار به حرف “ذ” نوشته شده است. اگر این اشتباه یک بار رخ داده باشد، خواننده آنرا یک اشتباه تایپی تلقی میکند و اگر دو سه بار رخ داده باشد، سواد ضعیف نویسنده را نشان میدهد.. سوم کتاب باید از نگاه روش تحقیق بررسی شود که بعد از محتوی و املاء و انشاء، شخص سومی با نویسنده همکاری میکند که مراتب درج شده، تسلسل داشته باشد، سنه های تاریخی در اثر تایپ اشتباه چاپ نشده باشد، اگر بعضی موضوعات از یک زبان به زبان دیگر ترجمه میشود، دقت شود که درست ترجمه شود. سنوات دقیقأ از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر بر گرداننده شده باشد.. اگر نویسنده مجبور میشود که از یک لغت کار میگیرد و معادل آن در زبانی که مینویسد موضوع را افاده نه میکند، باید در بالای لغت و یا واژه علامت ستاره گذاشته شود و در پاورقی با استفاده علامت ستاره آن لغت تشریح شود. طور مثال واژه «ولسوالی» که یک واحد اداری افغانستان است باید در پاورقی تشریح شود. یا طور مثال نام پارلمان کوچک کشور روسیه «دوما» است. اگر نویسنده این نام را مینویسد باید در پاورقی کوتاه تشریح کند. همچنان است دید و بینش نویسنده در تغییرات اجتماعی و تاریخی که آگاهی نویسنده را در زمان تحقیق نشان میدهد. طور مثال اگر نویسنده سپه سالار محمد نادر خان را «محمد نادرشاه شهید» مینویسد، نشان میدهد که نویسنده متوجه بررسی قضایای سیاسی عصری که زندگی میکند نیست و آنرا نادیده گرفته است و یا از مکتب قدیم است. این را امروز همه میدانند که سپه سالار محمد نادر خان را نه میتوان از نگاه دید و بینش اسلامی شهید گفت زیرا دین اسلام تعریف خاص برای شهداء دارد. کشتن محمد نادر خان یک انتقام بود نه اینکه در راه اسلام جان خود را از دست داده باشد و اگر همچو یک موضوع نوشته میشود باید در پاورقی تشریح شود که همچو لقب نظر به کدام سازش ها برایش داده شده است. همچنان اصول بررسی تحقیق دوباره است که باید نویسندگان مد نظر گیرند. در کتاب جناب کاظم یکجا قیام حوت پنج روز گفته شده و در یک جا شش روز. دیده میشود که تحقیق دوباره بررسی نشده است. و یا باید گفته میشد که فلان نویسنده در تحقیق خود پنج روز درج کرده و فلان محقق شش روز درج کرده و این نویسنده را از مسئولیت فارغ میسازد. در کتاب جناب فیضی از اسلام شناس معروف روسی، استاد فقید الکساندر بینکسن که روسی الاصل بود و تابعیت فرانسوی داشت زیرا بعد از انقلاب روسیه با خانواده به فرانسه پناهده شده بود تذکر داده شده که به سن «پیری و کهولت قرار دارد» (صفحه 34) در حالیکه پروفیسور بینکسن که اینجانب آن استاد رادر سال 1981 در پاریس شحصأ ملاقات کرده بودم در سال 1988 جان به حق سپرده است. از نگاه اصول تحقیق جناب آقای فیضی یادداشت های خود را در وقت نشر دوباره بررسی نکرده است. چهارم کتاب باید از نگاه آرایش بررسی شود مانند ارتباط موزون مندرجات، ترتیب موزون فصل ها و دقت خاص در پشتی کتاب. از نگاه مسلک بازاریابی، عنوان و تزئین روی جلد اهمیت بسزا دارد و کتاب زود تر جلب نظر میکند و خواننده را به خود جذب میکند. درین مورد با اشخاص مسلکی باید نویسندگان مشوره کنند. کتابهای که به زبان انگلیسی، آلمانی و فرانسوی به نشر میرسد مشکل شان کم است زیرا طراحان و مشاورین طبع کتاب زیاد هستند اما برای اینکه کتاب ما در باراز بینالمللی کتاب تهران راه پیدا کند و انشاء الله روزی بازار ببن المللی کتاب در کابل انعقاد خواهد یافت، باید زیاد متوجه باشیم. در قسمتهای زبان، فرهنگ و تاریخ، افغانستان با ایران وجه مشترک دارد و برای اینکه ما دید و بینش خود را برای آنها توضیح کنیم باید کتاب ما در ایران و دیگر مناطق فارسی زبان رقابت کند. اینکه امروز ایرانیان سید جمال الدین افغانی را از آن خود میدانند برای این است که ما هنوز قادر نیستیم تا تاریخ و فرهنگ خود را با یک قوت بزرگ معرفی کنیم. چنانچه داکتر کاظم فرمودند « من کتاب را برای افغانان نوشته ام”.، روزی خواهد رسید که همه میراث فرهنگی اسلامی ما با ایران و میراث فرهنگی عصر بودائی افغانستان با پاکستان مصالحه شود. وقتی که ما کتاب را برای یک توده کوچک می نویسیم چنین وانمود میکنیم که ساحه علم باید محدود باشد در حالیکه علم یک پدیده ی جهانی است. پیشوای اسلام (ص) چه قشنگ فرموده است «در جستجوی علم باش حتی در چین» این اندرز سید المرسلین علم را از زندان تنگ نظرانه ناسیونالیزم، نجات بخشیده است و به علم وسعت جهانی بخشیده است نویسنده باید اجازه رسمی برای نشر مطالب، عکسها که در روی جلد و داخل نشر میشود، از مالک آن اخذ بدارد. عکس روی جلد کتاب جناب فیضی معلوم نیست از کجا است؟ کی آنرا گرفته است؟ و به اجازه کی نشر شده است؟ و این از نگاه علم تحقیق امروزی قابل قبول نیست و حتی گیرنده عکس میتواند جناب فیضی را به محکمه بکشاند. کتاب جناب کاظم هم از یک نمایشگاه رسامی بدون درج اجازه به نشر رسیده است. نام رسام، تاریخ رسم معلوم نیست و باید نویسنده کلمه «نامعلوم» را درج میکرد. اگر افغانان تعاملات و اصول نشر و چاپ را از خود ندارند پس باید از اصول بینالمللی کار گیرند به هرحال، هر کار در دنیای امروز یک اصل دارد. کار برد اصول تحقیق نه تنها عطر و رونق خاص به تحقیق میبخشد بلکه کار ما در جامعه بینالمللی راه پیدا میکند و ما میتوانیم از راه تحقیق آرمانهای ملی و فرهنگی خود را به قسمیکه خود میخواهیم و آرزو داریم معرفی کنیم نه اینکه دیگران به ما گویند.امروز با هجرت که کردهایم میتوانیم از هجرت خود بیاموزیم و در مسایل مختلف زندگی، شرایط کاری خود را رونق دهیم و حتی میتوانیم مسوده لایحه تحقیقات را تهیه کنیم ومانند دیگر کشور های جهان یک معیار داشته باشیم که اساسات فرهنگی ما هم مد نظر گرفته شود. طور مثال کتاب نباید بدون شروع به نام خدا نشر شود و یا دستگاه چاپ و یا ناشر یک جلد کتاب را به کتابخانه ملی افغانستان بفرستد تا بدین صورت یک نظم اصولی در نشر و چاپ و قلم بندی نشرات ما به وجود آید. در پایان به بعضی از اشتباهات و انشائی کتاب “افغانستان و جهان در قرن 18 و 19” اثر ارزشمند جناب محمد سعید فیضی اشاره می رود. صفحه 19 سطر 10 “ذی سعادت”، صحیح آن زهی سعادت است صفحه 27 سطر 5 “سیرالمسافرین می نگارد”، صحیح آن در “سیر المسافرین” آمده است.. صفحه 29 سطر 7 “دلخراس»، صحیح آن دلخراش» است. صفحه 31 سطر 16 “عزیمت»صحیح آن هزیمت است و این غلطی بار ها تکرار شده است صحفه 33 سطر 6 از آخر «مطصفی»، صحیح آن مصطفی است صحفه 40 سطر 7 از آخر «اصول های»، صحیح آن اصول است صفحه 48 سطر 10 از آخر «امپریاست» صحیح آن امپریالیست آست صفحه 66 سطر 12 “غریضه»، صحیح آن غریزه است صفحه 128 سطر 3 از آخر «مهیلانه»، صحیح آن محیلانه است البته شمار این اغلاط زیاد است و اما با تقدیم چند مثال بگویم که اول ضرور است که متن برای چند نفر فرستاده شود و دوم اگر این کار صورت نمیگیرد، از نگاه تحقیق علمی که امروز در دانشگاهها تدریس میکنند، اغلاط زیاد ماهیت محتوی را ضعیف میسازد و در نتیجه به جوهر تحقیق صدمه وارد میکند.
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




در برنامه مورخ دوازدهم نوامبر سال جاری «داکتر یونس شو» که بطورهفته وار از تلویزیون نور پخش میشود، بنده نقدی داشتم بر کتاب دانشمند گرامی جناب داکتر سید عبدالله کاظم زیر عنوان «هرات از قیام حوت تا امروز» با عنوان فرعی «با ذکر مختصر از پیشینه های تاریخی». چون جناب محترم داکتر کاظم در پیشگفتار کتاب خود اجازه نقد علمی را مرحمت کرده بودند،
من کتاب شان را از نگاه علم تحقیق که بنده چهار سال است در دانشگاه ایالتی کلیفورنیا-ایست بی، مضمونی را زیر عنوان طرز و اصول تحقیق تدریس میکنم مورد ازریابی قرار دادم که با کمال تعجب مورد استقبال زیاد قرار گرفت چنانکه استاد عبدالعلی نور احراری نویسنده توانا و مترجم احادیث مبارک صحیح بخاری که در کتاب جناب کاظم تقریظ نوشته بودند، در برنامه بعدی تلویزیون روی خط تیلفون آمد و اظهار داشت که مطالب که من در مورد تحقیق گفتم، برایشان «آموزنده مفبد و بسیار جالب بوده است».مشتاقان تحقیق خواهش نمودند که باید همین مطالب اصول تحقیقاتی به نشر برسد زیرا یک ضرورت است. برای اینکه موضوعات تحقیق را خوبتر تشریح کرده باشم و گفتار من جنبه غرض آلود نداشته باشد، در کنار کتاب جناب محترم کاظم یکی دو کتاب دیگر را هم زیر نقد گرفتم که کتاب جناب دانشمند گرامی محمد سعید فیضی که اخیرأ زیر عنوان «افغانستان و جهان در قرن 18 و 19 »به بازار کتاب افغانستان عرضه شده است، از آنجمله بود. نوشته ئی جناب آقای فیضی (امید شماره 911) به جواب برنامه ئی مورخ دوازدهم نوامبر «داکتر یونس شو»، مرا زیاد تر وادار ساخت تا مطالب مسلکی تحقیق را برای روشن شدن موضوع و توجه آنانیکه در شغل نویسندگی هستند جلب کنم و بنویسم.





