نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| دور نمـــای آینـــده |
|
|
|
| مقـــــــالات - فلســــفی |
| نوشته شده توسط عبدالواحد سیدی |
| چهارشنبه ، 5 اسفند 1388 ، 14:04 |
|
حال میخواهم دور نمای آینده افغانستان را در چار چوب کنش ها و واکنش های سرسام گرفته از یک آیدیولوژی آزمندانه را که دیریست این کشور را بجنگ کشانیده و یا در حال جنگ نگاه داشته است در حد توان بیان نمایم.
در حال حاضر همه خط های که بدور قضیه افغانستان و صلح در منطقه کشیده میشود خطوط قزمز و مرگبار است. امریکا که تازه توانسته است با رویکرد یک اقلیت بی کفایت که تقریباً از شروع سده بیست و یکم تا بحالاکه خودشان را در نشست بن در اریکه قدرت دولتی به حمایتگری قدرتهای مطرح در افغانستان نگهداشته است و سبب میشود تا مردم در معرض بی توجهی و عدم مدیریت سالم این گروه که قدرت دولتی را در دست دارند همیشه دست و دل و جگر مردم را در خون داشته باشند. بدیهی است که اگر فکر کنیم ما میتوانیم با داشتن این ابرمردان دولتی وطن را از بیغوله جنگ و افریت نفاق نجات دهیم طرز دید و برداشت ساده لوحانۀ ای خواهد بود. حتی این طرز تفکر و بینش قادر نخواهد بود تنوع شگفت انگیز شرایط واقعی زندگی و بر خورد های فرهنگی و قومی و فرا قومی و فرا منطقوی را مهار سازد.
قسمیکه دیده میشود امروز مسأله امنیت و زیست محیطی بدون دغدغه حتی در پیشرفته ترین کشور های جهانی بیک مسألۀ ارمانی امید وار کننده که حالۀ از ترس و نومیدی اطراف آنرا پوشیده است تبدیل گردیده است. انسانهای این سده پیش فرضهای وهم انگیزی دارند مثلاً تحول و حرکت تاریخی بسوی جهانی شدن بسود کشور های غنی و به ضرر کشور های فقیر همۀ کشور ها را بسوی انبوه زدایی که نتیجتاً باعث بیکاری ملیونها نفر در سراسر کره زمین خواهد شد، حتی کشور های مرفع جهان را نیز سرگیچه و دچار اختلال کرده است. با این برنامه های نا کام جهانی که ما نتایج چشم گیر آن را در کشور خود مان اهم از باز سازی و استقرار نظام حفاظتی امنیتی دیدیم که کشور به چه چالشهای جدی و مرگزایی گرفتار آمده است.
یک زمانی امریکا در حین امپراطوری بوش خواست تا هراس افگنی را در جهان نابود کند و اسلحه کشتار جمعی را یک سره محو نماید. که در نتیجه آن بدون شور ومشورت با یاران بین المللی خود به افغانستان و سپس بعراق حمله نمود تا باشد که در اولی لانه های هراس افگنان را با خود شان نابود کنند و در عراق اسلحه بیولوژیکی و کشتار جمعی را از بین ببرند. ولی هر دو کشور هم افغانستان و هم عراق هر دو ناظر بر اوضاعی بودند که نه تروریزمی در افغانستان دستگیر و کیفر شد و نه هم اسلحه کشتار جمعی رادر عراق یابیدند. حالا از آن تاریخ مدت حدوداً ده سال سپری میشود، در افغانستان حتی نسل نوی از جنگ افروزان مشتعل شدند که همه روزه هم قوای بین المللی دست به ماشه تفنگ هستند و هم خور و خواب و قرار از مردم سلب شده است، در تقارن دو قوا طالبان و نیرو های بین المللی مردم ملکی از بین میروند که نتیجۀ نظام فاقد برنامه ریزی های سیاسی و اجتماعی در جوهر ذاتی تمدن موجوده قرن بیست و یکمی میباشد. درنتیجه این برنامه های اشتباه فاجعه های مرگ باری را نظیر فاجعه های هوایی کندز، هیرمند، مشرقی و اخیراً ارزگان را و صد های دیگر را بار آورده است که نظام موجوده حکومتی افغانستان را با نظام فشرده بین المللی موجود در افغانستان به ناکامی های جدی سرو کار می دهد. من قبلاً نیز ابراز داشته بودم که ماشین جنگی موجوده شورشیان در افغانستان یک ماشین مدرن و حساب شده جنگی نیست و حرکت های که در افغانستان بروز میکند کلاً تابع قوانین گوریلایی میباشد که در کشور ما سابقه بیش از یکهزار ساله دارد این طرز جنگیدن بسیار خطر ناک است بقسمی که یکباره آتش را زیر پای طرف مقابل بدون اینکه دیده شوند مشتعل میکنند. البته زمانیکه امریکا و هر کشور دیگری بهر منظوری که به این وطن پا گذاشته بودند یکبار تاریخ این ملت و اقوام ساکن در محوطه فعلی افغانستان را ملاحظه میکردند صد ها مشکل شان آسان می شد.
افغانستان آنطوری که در رسانه ها و اخبار های اقتصادی باز تاب داده شده است کشور فقیر و درمانده نیست. زیرا پیداوار و ذهن زهین این مردم همواره این مردمان را چه در حالت جنگ و چه در روز های بدون جنگ بطرف تعالی و وفور نعمات می برد. بطور مثال این کشور که یک کشور زراعتی است و همواره با خشک سالی های ممتد و دوامدار نیز مواجه میشود هرگز مردم آن به قحطی آذوقه گرفتار نمیگردند.چرا که در افغانستان از صد ها سال به اینطرف یک سیستم عنعنوی پر قدرت بازار موجود میباشد که این سیستم در حالات مختلف میتواند به فعالیتهای بازرگانی خود ادامه بدهد. امردم این کشور قادر اند حتی در حالاتی که سرحدات بروی شان بسته میباشد باوجود آن ماشین سوداگری این مردم ایستایی را نمی شناسد. همین سال 2009 عیسوی امریکا و کشور های غربی به بحران عمیق اقتصادی رو برو شدند این درحالی بود که این وضع اقتصادی جهان در حالات تجارت افغانستان کمترین تأثیر را نیز نداشته است. پول افغانی ارزش خود را حفظ کرده است. نرخ سهام و ارزشهای بازرگانی رو به رونق رفته است و دها بانک خصوصی بوجه بهتری امور داد و ستد خود را پیش برده اند و حتی ما بطور نشانه هم نمیتوانیم یک شرکت و حتی یک تاجر انفرادی را شناسایی کنیم که در این بحران (اقتصاد جهانی) صدمه دیده باشد.
مردم افغانستان قادر هستند در ایام صلح و جنگ زندگی خویش را پیش ببرند و این بخاطری است که این مردمان اگر یافتند خوب زندگی میکنند و اگر نیافتند بدون اینکه قدرت زندگی از آنها سلب شود بحیات خویش به اسلوب های ساده و کم هزینه ادامه میدهند، اگر به اثر بمباردمان خانه های خود را از دست بدهند ظرف هفته خانه های گلی مشابه به گذشته را برای امرا حیات خود میسازند چرا که در افغانستان نیرو های انسانی بوفور موجود است. امروز در افغانستان مسأله معیشت کاملاً حل میباشد ولی چیزی که جامعه ما را بی رونق ساخته است عدم توازن عقیده وی بین دولت مردم است در افغانستان فرق بین غنی و فقیردر همین مدت ده سال زیاد محسوس است اما با طرز فکر و برخورد های تمدنی ناشی از کلتور قوی شرق این احساس که فقرا نیز در جنب اغنیا توشه خود را می داشته باشند موجود است و مانند کشور های غربی هیچ امکان ندارد که یک نفر فقیر در حالی که پولی نداشته باشد در کشور ما گرسنه بخوابد. و این بخاطر آن است که در بین مردم ما توامیت و کمک بهمدگر ریشه های عمیق دینی دارد زیرا دین اسلام به هیچ کس اجازه نمیدهد تا جنب شان مسافر، آواره و یا فقیری گرسنه بماندکه از یک طریقی با اوشان کمک میشود.
اما حالات در غرب بنا بر خصایل زندگی غربی ها فرق میکند. این کشور ها بطرز نا بخردانه از پیش فرض میکنند که نیاز های از قبیل انرژی و مسکن یا غذا را میتوان بسادگی به بخش های مجزا از هم سازمان داده و تقسیم نمایند، بلکه آن دسته از تحولات اساسی را که ساختارو هدف خود شرکت های تولیدی را نیز از بنیاد دگر گون ساخته باعث از هم پاشیدگی سریع آنها در موج های بحرانهای اقتصادی میگردد.
در اینجا نزد جامعه شناسان و گردانندگان نظام هستی کره زمین یک اسطورۀ وجود دارد که بیشتر به فانتیزی شباهت دارد که در آن سیاره ای را به تصویر میگیرند که بوسیله یک حکومت جهانی متمرکز اداره میشود. این اسطوره معمولاً جهان آینده را در قالب گسترش برخی نهاد ها یا حکومتها ی موجود – مثلاً ایالات متحده جهانی و یا دولت کارگری جهانی یا بسادگی ملل متحد مجسم میکنند که تمام این طرز تفکر محصول مبانی تفکری جهان صنعتی رو به زوال است که دور یا زود جهان با پدیدار ساختن موج جدیدی این نظام کهنه جهانی را در خود استحاله و نابود مینماید.
آنچه را که دانشمندان علم اقتصاد و زیست پیمایش کرده اند حاکی از این است که آنچه در حال پیدایش است نه یک آینده تحت سلطۀ شرکت است و نه یک حکومت جهانی، بلکه نظامهای پیچیده تری است که با سازمانهای ماتریسی که در برخی از صنایع پیش رفته شاهد گسترش آن بودیم شباهت دارد. بجای یک دیوان سالاری واحد جهانی که امریکا از همین حالا چنین خوابهای را می بیند و یا چند دیوانسالاری جهانی هرمی شکل شبکه ها یا ماتریسهای خواهیم داشت که انواع گوناگون سازمانهای را که دارای منافع مشترک میباشند در بر میگیرد. باو قوع حوادث تازه، گروه های تازه یی نیز پا بعرصه وجود میگذارند و به ماتریس خواهند پیوست و یا خود با گروه های قبلی از صحنه خارج خواهد شد و سازمانهای مشابهی ممکن است پدیدار شود از قبیل ماتریسهای فضایی، حمل و نقل، مواد غذایی، انرژی و امثال آن. علمای اقتصاد به این عقیده اند که همۀ این ماتریسها از درون یکدیگر جریان می یابند و با یکدیگر شان تقاطع نیز میداشته باشند که نتیجتاً منجر به ایجاد یک نظام باز به نظام نظام بسته خواهد بود.
بطور مثال ما در جهت یک نظام جهانی متشکل از واحد های بشدت بهم پیوسته نظیر نرونهای عصبی مغز در حرکت هسیم نه نظامی که نظیر بخش های یک دیوان سالار ی شکل گرفته باشد. البته در این نظام نوین جهانی واحد های منطقوی دیگر نظیر انجمن تجاری دولت های ملی - مذاهب و حتی شرکت ها و گروههای قومی نیز میتوانند در آن سهیم باشند و اینها مبازره گسترده ای را علیه انچه که کهنگی و فرسودگی نظام کنونی جهان و دیوانسالاری آن است ادامه میدهند. در غیر آن ادامه دیوانسالاری موجوده جهانی دیر و یا زود با عقل گذرای خود جهان را بکدام کره دیگر خواهند چسپاند و نشانی از آن به جا نخواهند گذاشت.
اما مسلم این است که زمانیکه جنگ جهان را تهدید میکند، بشر باید بالاجبار اشکال یا قالب های نوین سیاسی را ایجاد کنند که توانایی آنرا داشته باشد تا جهان را تحت نظمو صلح در آورد. بنا بر دلایل زیاد دولت ملی دیگر یک همزمانی خطرناک خواهد بود که امکان دارد هم خود را و هم مردمش را بنابودی بکشاند. |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




من در مورد جهانی شدن و فراجهانی شدن و یا اففانستان در دام قدرت های سلطه گر جهانی اهم از شرق و غرب و یا بلوک کمونیست و کشور های بازار گر یا جهان سرمایه داری مباحث انباشته داشتم که در آن تئوری های عصر رایانه یی نیز که چه سرنوشتی را میتواند در افغانستان بصورت اخص و در دنیا بصورت عام ایجاد نماید توضیح نمودم.





