نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| نــوروز منحیث یــک گنــج فرهنــگی ازآریانــای کهــن |
|
|
|
| فــــرهنگی - عنعنـــــوی |
| نوشته شده توسط علی بیک |
| شنبه ، 21 اسفند 1389 ، 14:48 |
|
مسلم است که نوروز را آریایی تباران درپهنای تاریخ به نحوی پاسداری نموده اند.یکی از برازندگی نوروزوکرکتر جهان شمول بودنش به گمان تاریح آن است که این آیین نه مانند سنت های دیگر به زبان شمشیرو فرمان شاه وامیر، بلکه بافضیلت وفرهنگ خویش کشورهای زیادی را عبورنموده است. نوروزانسانها رابه استقبال تماشای زیباَیی طبیعت فرامی خواند تا درزیر چتر آسمان نیلگون وصاف محلی را بیارایند که قندیلش پرنور از درخشش آفتاب بهاران، موسیقی اش نغمهء آبشاران وکبک و قناریان خوش الحان، رقص وسازاش لرزش وکف زدن فرحت انگیز برگهای حله پوش درختان در ترنم نسیم خوش الهام بهاران وبال زدن کبوتران درپهنای زربفت نیلگون بهاران، پایکوبی اش خیز مستانهء هر زنده جان مست از سرودهای دلنواز میلودی آبشاران درفضای آگنده ازشمیم گل های باز از نو رسته بهاران است. نوروز درحقیقت جشن اعتدال وبرابری شب وروزاست ورستاخیز زیبایی وشورشگفتن وموسم روییدن و بوییدن. نوروزجشن است پاک کننده کدورت وغبارهای افسردگی ازوجود انسان ها همانطوریکه روح را در کالبد طبیعت وخون را در رگهای هستی می دمد وطراوت وسازندگی را ببار می آورد. گفتنی است درنوروز همه چیز آغاز به نوشدن مینماید.مبرهن است طبیعت بطورعام به نحوی از انحا جامه را بدل مینماید، همه هستی عالم در رویش، جنبش وحرکت قرارمیگیرد ودرنهایت دیدنی است که زمین جامهء بخملی را به تن میکند وبا ریزش باران های بهاری عروسانه مورد آرایش قرار میگیرد. قابل گفتن است که انسان درین پروسه چگونه میتواند تغییر بخورد یا خودش را تغییر دهد که تا آثار وعلایم نو را در وجودش احساس نماییم. مسلماَ تا جایی روشن است، ازجاییکه انسان جز طبیعت است، بناَ ازاز لحاظ فزیکی وبیولوژیکی وجودش همزمان با تغییر وتحولات طبیعت بطور ناگزیرمستقیماّ در تحول وتغییر قرارمیگیرد اما درینجا چیزیکه برای انسان به حیث یک موجود متفکرو متعقل مهم وسازنده است، رشد ونموی آن از نظرمعنوی ونو سازی اندیشه اش است. امرمسلم وطبیعی است که انسان درطول یک سال با آنچه از تجربیات عملی ونظری آموخته و مزید برآن با غنای گنجینهء دانش وعرفان، روان ومعنویت اش را صیقل مینماید.ولی درپهلوی این همه پیشرفتها فرض حال، اگر گرد وغبار بد بینی، کدورت ونفرت نسبت به انسانها،طبیعت و موجودات در ذهن وافکارش بوجود آمده باشد، باید عاقلانه با آمدن نوروز، یکباردیگراین کدورت ها را ازذهن وحافظه خود بزداید وبا اندیشه وتفکر نوین انسانی با اتکا به خرد وتعقل، مطابق به فطرت تجدد طلبی سال نو، نوروز سال را با تجدید پیمان آغاز نماید. اندیشه خوش بینی ونو گرایی درحقیقت دوراز هر گونه تعصب، خودخواهی، کینه توزی و کینه پروریها بوده و انسان میتواند با شعار عشق به طبیعت، عشق به همنوع خود و عشق به تمام موجودات وارد صحنه زندگی نوین گردد.با همین تجدید پیمان است که انسان قادر میشود با افکار راحت، دوراز بد بینی ها با خیال آرام زندگی طبیعی اش را در گسترهء سال، یا به عباره دیگر سالها ادامه دهد. در رابطه با اهمیت تاریخی وفلسفی جشن نوروز باید گفت که:این جشن طوریکه قبلا تذکر یافت اززمانهای بسیار قدیم تااکنون درکشورهای افغانستان، ایران، تاجکستان، قزاقستان،اوزبکستان، ترکمنستان، آذربایجان، ترکیه، دربرخی ازکشورهای عربی وغیره نقاط جهان بصورت عنعنوی وسنتی وبه حیث یک میراث مهم فرهنگی رایج بوده است. این جشن با شکوه سال به سال دربین جوامع بشری رونق بیشتر و بیشتر را کمایی کرده و حقانّیت خود را ثابت میکند. واما سر آغاز نوروز و تعبیرهای مختلف از آن برای چی و چرا آنرا نوروزمیگویند، در حوزه های مختلف فرهنگی این کشورها مطابق با برخوردهای سلیقوی و سنتی شان اندکی باهم تفاوت دارد، ولی در ماهیت وکیفَّیت این جشن مهم در هیچیک ازین کشورها تفاوت چندانی به مشاهده نمیرسد.متقدمین مارا عقیده بر آن است که با آمدن بهارو نوروز فیصدی خون در مردان ۶۰درصد و در زنان ۱۰۰در صد تازه میگردد، لذا شور،شعف ومستی جنس زن در این فصل بیشتر نمودارمی گردد. در رابطه با پیدایش و تعین روز نو روز علما،دانشمندان، ومحققین تحقیقات زیاد نموده اند، ولی همه شان قسمیکه مشاهده میشود به یک نتیجه نرسیده اند.مثلاَ:دربرهان قاطع آمده است: خداوند جهان را در نوروز آفرید. باز آمده خداوند آدم را در نوروز آفرید. ابوریحان البیرونی عقیده دارد: اعتقاد پارسیان اندر نوروز نخستین آنست که: اول روز است از زمانه و فلک آغازیدن وگشتن، اما به قول بعضی محققین، نوروز با نام جمشید گره خورده است. بدان معنی که درین روز برای جمشید تخت شاهی آماده میگردد و جمشید برتخت شاهی قرار گرفته بوسیله جن ها به آسمان ها به سیر و سیاحت میرود و این تاریخ چون سر سال (نوروز)ّهرمزفروردین بود و مردم آسوده از درد و رنج بودند، این روز را جشن می گرفتند و آن را نوروز خواندند. به جمشید بر گوهر افشاندند مر آنروز را روز نو خواندند سر سال نو هرمزفروردین بر آسوده از رنج روی زمین یا عده ٔیی را عقیده بر آنست که مولانا علی درهمین روز بر تخت خلافت جلوس نموده است. از همین لحاظ است که درافغانستان صدها هزار نفر از پیروان مذاهب مختلف درجشن نوروز به ولایت بلخ باستان به روضه مرتضی علی رفته وعلم مبارک شاه ولایت مآب را با مراسم خاص با استدعای بر آورده شدن آرزوهای نیک شان برمی افرازند. بااتک به تجربه تاریخی مردم آن دیار، افکار عامه بر آن است، در سالیکه درفش مولا علی(جندهٔ شریف) به آسانی و سهولت بلند گردد، سال نیکو وپر ازبرکت زا به فال نیک می گیرند. عده یئ عقیده دارند که درین روز نیک وشریف فروهر ها به زمین فرود می آیند –فروهرها یعنی فرشته های آسمانی و به قول دیگر به معنی طیف نوریکه از آسمان به زمین آمده همه جا را نور افشانی می کند و زنده جان ها را حرارت وحیات می بخشد. علاوتاَ باید گفت: گروهی ازمردم به این باور بودند گه (نوروز) غلبه نیکان بر بدان است و عدهٔ دیگر آنرا روز عدالت و داد گری گفتند. ولیکن قدمای بلخ بامی این روز را روز آغاز سال و اعتدال (برابری شب و روز) گفتند. براساس نظریات و عقاید مطروحهٔ متذکره، اگرموضوع را مورد تحلیل و ارزیابی قرار بدهیم، در می یابیم که: نوروز در حقیقت همان ساعات و لحظاتی از زمان است که طبیعت از حالت دگم و انجماد زمستان و خنکی های مرگ زا رهایی یافته، سر از نو حرارت و گرمجوشی هایش را، که منجر به حرکت، رویش، جنبش و زندگی نو است، باز پس می گیرد. لذا در سر تا سر کشور عزیز افغانستان هر سال در همین روز مطابق به عنعنهٔ نیاکان جشن و شادی بزرگی، به همین مناسبت برپا میگردد که درمنطقه کاملا بی نظیر است. واضح ساخت که بسیاری ازمردمان آسیای مرکزی جشن نوروز را به نام جشن دهقان هم یاد میکنند، یعنی درین روز دهقانان در جریان این جشن بزرگ با انواع وسایل ابتدایی و مدرن زراعتی شان به شمول حیوانات و ماشینری مدرن در عیدگاه های معین در برابر هزاران تن از مستقبلین بهار و روز دهقان، با نمایش فرآوردهای تولیدی و نمایشات گوناگون رژه می گذرند و بعداَ برسم نمونوی یک قطعه زمین را شخم میزنند و دانه میپاشند که این عمل خود نماد و علامت رویش و آغاز زندگی نو تلقی می گردد. راویان تاریخ و ناقلان آثار قدیم را عقیده بر آنست که مردم آریایی قدیم جشن نوروز را با ساز وموسیقی، پایکوبی و شوروشعف زیادی استقبال میکرده اند،که ترانهٔ سمنک یکی از آن میراثهای گران قیمت فرهنگی برای جوامع ماست که امروز به شکل مدرن تر وبا مزه تر در مراسم جشن های نوروزی اجرا می گردد. قسمیکه به همگان معلوم است درجریان پختن سمنک، که از سبزهٔ تازهٔ گندم تهیه میگردد ونمادی از زندگی نو است، دختران جوان یگجا با خانم ها این سرود بهاری را با دف و چنگ و بعضاَ با موزیک اجرا مینمایند و با اطرافیان شان لذت میبرند که این تجلیل درحقیقت به استقبال از زایش، رویش، بوی بهاری و سر از نوشدن زندگی و طبیعت است، صورت میگیرد. در اخیر به افتخار باید گفت:که امروز جشن نوروزی به مثابهٔ یک میراث فرهنگی گران بهای بشریت، درچوکات یک حوزهٔ مشخص جغرافیایی محدود نمانده و تقریباَ فراگیر جهان گردیده است. چنانچه در ماه اکتبر ۲۰۰۹م مجمع عمومی ملل متحد به اشتراک ده ها کشورجهان موضوع جشن نوروز را تحت غورو بررسی قرار دادند.این مجلس ملل متحد، بعد ازدرک اهمیت تاریخی و فلسفی نوروز،آن را با تایٔید و رای مثبت ۱۱۲کشور جهان به صفت یکی از جشن های بزرگ جهان بشریت به تصویب رسانیدند. قرار تحقیق و احصایهٔ ملل متحد تقریبا بیشتر از نیم ملیارد نفوس جهان ازین جشن با اهمیت به گرمی استقبال وبخاطر گرامیداشت ازآن، جشن ها و محافل خوشی را بر پا مینمایند. البته مراسم بزرگداشت ازین خجسته روز در کشورهای مختلف دنیا بر اساس تفاوت های کلتوری، با اندکی تغییرات شکلی برگذار میگردد، ولی منحیث المجموع درتمامی این کشورها مراسم نوروز با خانه تکانی ها و تازه کردن محیط ماحول زندگی، آغاز و با رفت وآمد به خانه های بزرگان، اقارب و همسایگان تا بر پا نمودن نمایشات سپورتی مانند پهلوانی، بزکشی و تبارز اشکال گوناگون خوشی چون اجرای برنامه های رقص، پایکوبی و ساز و آواز وغیره به طور رسمی سه روز و به گونه ٔ عنعنوی چهل روز ادامه پیدا میکند. در رابطه با تهیه غذاهای نوروزی و عنعناتیکه درین مورد وجورد دارد،باید خاطر نشان کرد که این معمول نیزدر بین مردم کشورهای همسایه و همچنان مردم افغانستان، با تفاوت های نه چندان زیادی، اجرا می گردد ولی غذای اساسی و مهم در هرکجا همان سبزی است که به عنوان بوی بهاری به اشکال مختلف ترتیب و تهیه میگردد. مثلا: درافغانستان پختن سمنک از رواجهای خیلی پیشین مردم است که در پهلوی آن از شربت هفت میوه نیز استفاده میبرند که خیلی با مزه و قوی میباشد.ولی این معمول در جاهای دیگرتحت عنوان هفت (س) و هفت(ش) به نمایش گذاشته میشود، اینک هفت س- و هفت - ش- را با مفاهیم و معانی سمبولیک آن خدمت خوانندگان محترم ارایهٔ مینمایم. هفت سین -سرکه: یک مایع ترش،مگر حفظ کنندهٔ مزهٔ طعام است. یعنی زندگی دوامدار وبا مزه را تمثیل میکند. -سمارق: سمبول رویش سریع، قدرت و مزه است. سیر: سمبول صلح یعنی نمادی از صبر و حوصله. سمنک: مانند حلوا است که از سبزهٔ تازهٔ گندم آماده میگردد وسمبول شگوفایی موسم بهار را میرساند. سیب: سمبول زیبایی و تازگی. سنجد: سمبول آرامش و استراحت. سبزی: سمبول سر سبزی،طراوت و کامیابی. هفت شین ۱.شیر برنج: نمادی از مزهٔ خوب و سلامتی. ۲.شیرینی: سمبول شیرینی کام. ۳.شهد: سمبولی از همکاری و صمیمیت. ۴.شربت: سمبول صحت وسلامتی. ۵.شیر: اولین غذای انسان، نمادی از رشد، نمو و بزرگ شدن. ۶.شکر: سمبولی از شیرینی زندگی. ۷.شفتل: نمونهٔ از حله پوشی بهاران.
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین




نوروز یک رسم وآیین قدیمی بوده که هیچگاهی کهنه نمیشود.زیرا نوروز یک جشن تحمیلی ومصنوعی نیست،بلکه این پدیدهء با عظمت تاریخی، یکی از بخشهای فرهنگی-اجتماعی آریانای کهن بوده، ازهمان آغازتا امروزاصالت وقدسیت خود را حفظ نموده وسینه به سینه ادوار مختلف تاریخی را درنوردیده وبه حیث میراث گرانبها، مقام عالی اش را درعقول وقلوب ملیون ها انسان کرهء خاکی ما حفظ نموده است.






