نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| نـــوروز و گســـترۀ نـــوروز |
|
|
|
| فــــرهنگی - عنعنـــــوی |
| نوشته شده توسط بهزاد آریا |
| جمعه ، 27 اسفند 1389 ، 06:35 |
|
جشن نوروز افزون بر کشور های ایران، افغانستان و تاجیکستان در کشور های دیگری مانند آذربایجان، ازبکستان، ترکمنستان، قرقزستان، قزاقستان، و بخش های کرد نشین کشور های ترکیه، عراق، سوریه... هر سال در روز نخست فروردین برگذار میگردد. گذشته از این کشور ها جشن نوروز در برخی از مناطق افریقا، هند و پاکستان که ایرانیان مهاجر در آنجا از دیرگاه تا امروز میزیند نیز بر گذار میشود، مگر روز برگذاری آنها با روز برگذاری ایرانی ها فرق دارد.
فرهنگ نوروز:- نماد های برجسته ی نوروز گستردن خوان هفتسین یا هفت میوه، جامه های پاک یا نو پوشیدن، سر و جان را شستن، خود را با خوشبویی ها خوشبو کردن، خود را آراستن و پیراستن است. همچنان روز نوروز، روز یک دیگر را در آغوش کشیدن، مهر ورزیدن، آشتی کردن، و شادی کردن است. یکی دیگر از فرهنگ های نوروز خانه تکانی میباشد، که دو یا سه هفته پیش از نوروز آغاز میگردد. خانه تکانی پاکیزه کردن و تمیز کردن همه ی کالا ها و در و دیوار خانه ها را در بر میگیرد. پس از خانه تکانی هنگام کاشتن سبزه، شاندن نهال، آراستن پیرامون خانه ها و شاخه بری های درختان فرا میرسد. فرهنگ دیگر نوروز دید و بازدید از خویشان، نزدیکان، خانواده ها، همسایگان، دوستان، و آشنایان است. برخی از مردم در روز های نوروز به زیارتگاه ها، دامنه های کوها، دشتها، تماشاگاه ها، مرغزار ها، تپه ها، و جاه های زیبا میروند. همچنان در نوروز دوستان، آشنایان، و خویشان، برای یکدیگر شان زنگ میزنند کارت های شادباش نوروزی، پیامک های نوروزی و فرتور های زیبای نوروزی میفرستند. داستان های بدید شدن نوروز:- گویند خداوند بزرگ در این روز هستی را بیافرید، و نخستین انسان را خلق کرد و بنا بر آن این روز را نوروز گویند. به گفته برخی از بزرگان این روز ویژه روزِ است که جم بالای تخت شاهی اش نشست. زمانیکه مردمان تخت وی را بالای دوشهای خویش میکشاندند، ایشان پرتو خورشید را بروی پادشاه و تخت وی دیدند و آنروز را نوروز نام کردند. برخی ها بدان باورند چون جم پادشاه عجم بالای تخت پادشاهی در روز هرمز نشست، کلاه بر سر نهاد و همینکه آفتاب برآمد و روشنایی بر آن تاج و تخت تابیدن گرفت شعاع از تاج و تخت وی پدیدار شد و مردمان از آن شاد گردیدند و آنروز را نوروز نام کردند. چون در زبان پهلوی درخشش شید باشد و این واژه را به نام شاه افزودند. جشن بزرگی برپا کردند و نوروز از آنروز بدین سو رسم گردید. در روز ششم فروردین که خرداد نام دارد شاه ویژگان را فراخواند و نام نو خویش بدیشان باز گو کرد، ارمغان ها داد و گفت ایزد پاک شما را بیافرید و باید که جان ها را با آب پاک بشویید و خدای را ستایش کنید و خاصان چنان کردند. این روز را بنا بر آن نوروز خاصه گویند. نوروز خاصه یا ویژه روز بخشایش است چون شاه در آن روز به مردمان ارمغان ها داد و زندایان را رها کرد گناهکاران را بخشید و نیاز، نیاز مندان را برآورده ساخت و مردمان شادی ها کردند، شاه با شهروندان در یک خوان نشست، شوخی و بازی ها نمود. سپس شاهان عجم از آن فرهنگ پیروی کردند و آنروز را گرامی داشتند و آنرا رسم کردند. گویند در این روز نیشکر بدست جمشید شکسته و از آن خورده شد و از آبش شکر ساختند، بنابر آن در روز نوروز خوردن شیرینی رسم گردید. از همان روست که مردمان خوراک های شیرین مانند شیر برنج، شیرین برنج، حلوا و کلوچه نوشابه ها و دیگر خوراک های شیرین میسازند. بفر کیانی یکی تخت ساخت «فردوسی » انگیزه نهادن نوروز آن بود که جمشید این روز را دریافته و نوروز نام کرده و جشن و آیین نوروزی را نهاده است. و پس از آن پادشاهان دیگر مردمان از وی پیروی کرده اند. شماری باورمندند که نوروز پیش از جمشید نیز بر پا میشده چنانچه البیرونی میفرمایند. آنروز که روز تازه ی بود جمشید عید گرفت اگرچه پیش از او هم نوروز بزرگ و معظم بود « ابوریحان البیرونی » و قصه دیگر نوروز چنانست که گیومرت یا کیومرث نخستین پادشاه عجم به پادشاهی بنشست، خواست که روز های سال، ماه و هفته را نام نهد. تاریخ سازد تا مردمان آنرا بدانند. موبدان را گرد کرد و بفرمود که تاریخ از آنجا آغاز کنند، موبدان آمدند و چنان کردند. چون موبدان دانایان آن روزگار بودند گفتند: که ایزد پاک دوازده فرشته آفریده است از آن چهار فرشته بر آسمانهان گماشته تا آسمانها را و هر چه اندر وی است از اهریمنان نگهدارد. چهار فرشته دیگر را بر چهار گوشه جهان گماشته است تا اهریمنان را گذر ندهند. و چهار فرشته ی دیگر در زمینها و آسمانها میگردند و اهرمنان را دور میدارند. چون گیومرت این روز را آغاز تاریخ کرد هرسال خورشیدی را دوازه بخش نمود و هر بخش را سی روز و برای هریکی از آن نام نهاد و به فریشته ی باز بست از آن دوازه فرشته که مزدا بر هستی گماشته بود. پس دور بزرگ را که سیصد وشصت و پنج روز و چهار یک از شبانروزیست «سال» نام کرد و آنرا چهار بخش نمود. هنگامیکه چهار بخش از سال بگذرد نوگشتن هستی آغاز گردد. بر پادشاهان واجب است که رسم و آیین پادشاهان عجم بجای آورند، و این روز را گرامی بدارند، چون آغاز تاریخ و نوگشتن هستی است.
بخش بندی سال، ماه و هفته: نام داوازده ماه سال:- فروردین ماه: بزبان پهلوی است، و معنی اش چنان است که این ماه آغاز رستن نبات باشد. اردیبهشت ماه: این ماه را اردبهشت نام کردند، چون این ماه ماهیست که جهان در وی به بهشت ماند. خرداد ماه: خرداد ماه، ماهیست که خورش دهد مردمان را از گندم، جو و میوه. تیرماه: این ماه را بدان تیرماه خوانند که اندرو جو و گندم و دیگر چیز ها را قسمت کنند. این ماه آغاز تابستان باشد. مرداد ماه: یعنی خاک داد خویش بداد از بر ها و میوه های پخته که در وی به بهره رسیدست. شهریور ماه: این ماه را از بهر آن شهریور خوانند که زمان پرداخت باشد در آمد پادشاه درین ماه باشد، و درین ماه برزگران را دادن خراج یا مالیه آسانتر است. مهرماه: این ماه را از آن مهر ماه گویند که مهربانی بود مردمان را بر یکدیگر، در این ماه مردمان میوه و غله خویش را با همدیگر بخش میکردند. آبان ماه: درین ماه آبها از باران ها بسیار گردد، مردمان آب گیرند از بهر کشت. آذرماه: بزبان پهلوی آذر آتش بود، هوا در این ماه سرد گشته و به آتش نیاز باشد، یعنی ماه آتش. دی ماه: بزبان پهلوی دی دیو باشد، بدان سبب این ماه را دی خوانند که درشت بود و زمین از خرمی ها دور مانده بود، و آغاز زمستان باشد. بهمن ماه: یعنی این ماه به همان ماند و ماننده بود به ماه دی بسردی، خشکی و درشتی. اسفندارمذماه: این ماه را بدان اسفندارمذ خوانند که اسفند به زبان پهلوی میوه بود، اندرین ماه میوه ها و گیاه ها دمیدن گیرد.
روز های هفته:- کیوان شید – مهر شید – مهشید – بهرام شید – تیرشید – ارمز شید – ناهید شید روز های ماه: یکم: هرمزد - نخستین روز هرماه است. نام ستاره ی مشتری، نام خداوند، آفریننده ی امشاسپندان، بنگاه دانش و راستی. گه کند ارمزدت از سر زهد زین جهان سیر و زان جهان ناهار « سنایی » دوم: بهمن - یکی از امشاسپندان، منش نیک اهورا مزدا، نگهبانی چهارپایان سومند بدو سپرده شده و ماه یازده هم از هر سال خورشیدی رسم بهمن گیر و در سر تازه کن بهمنجنه ای درخت ملک بارت عز و بیداری سنه « منوچهری » سوم: اردیبهشت - یکی از امشاسپندان در جهان مینوی، نماینده پاکی در جهان خاکی، نگهبانی آتش بدو سپرده شده و ماه دوم خورشید و روز سوم هر ماه خورشیدی است. همه ساله اردیبهشتت هژیر نگهبان تو پُرهُش و رای و بر « فردوسی » چهارم: شهریور - یکی از ایزدان در جهان مینوی، نماینده فر و توانانی اهورا مزدا در جهان خاکی و پاسبان فلز ها و ماه ششم سال خورشیدی. به شهریور بهمن از بامداد جهاندار داراب را مام زاد « فردوسی» پنجم: سپندارمذ - بردباری و فروتنی، یکی از امشاسپندان واسطه میان آفریدگار و آفریده، ماه دوازدهم و نگهبانی زمین بدو داده شده همچنان روز زنان است چو این پند زرتشت را باز گفت همانگه سفندارمذ پیش رفت بدو گفت کای مرد پاکیزه تن سخن ها بباید شنیدن زمن چنین است فرمان داد آفرین که پاکیزه دارند روی زمین « بهرام پژدو » ششم: خرداد - یکی از امشاسپندان و مظهر کمال اهورا مزدا در این جهان و در آن جهان، نگهبانی آب با اوست و سومین ماه خورشیدی خرداد روز داد نباشد که بامداد از لهو و خرمی نستانی زباده داد « مسعود سعد سلمان » هفتم: امرداد - نام امشاسپند است و نشان دهنده جاودانگی اهورا مزدا، در جهان مینوی بخشاینده پاداش نیکوکاران است و هفتمین روز ماه خورشید و پنجمین ماه از سال خورشید است زخرداد باش از بر و بوم شاد تن چارپایان ز مرداد باد « فردوسی » هشتم: دیبازر - صفت اهورا مزدا. نهم: آذر - ایزد نگهبان آتش، نهمین روز ماه و نهمین ماه از سال خورشیدی. ای خردمند سرو تابان ماه روز آذر می چو آذر خواه « مسعود سعد سلمان » دهم: آبان - نام ایزد نگهبان آب، ماه ششم از سال خورشید آب انگور بیارید که آبان ماه است وقت منظر شد و وقت نظر خرگاه است « منوچهری » یازدهم: خور - نام یکی از ایزدان است. و نام روز یازدهم از هر ماه و نگهبان خورشید تو پاسبان سلیل پری وشت می باش بسان خور که نگهبان قرص خور باشد « خسروانی » دوازدهم: ماه - نام یکی از ایزدان و نام روز دوازدهم از هر ماه خورشیدی میباشد. سیزدهم: تیر - نام فرشته باران و نام روز سیزدهم هر ماه است. چهاردهم: گوش - ایزد نگهبان چهار پایان است و روز چهاردهم از هر ماه خورشیدی. به روز گوش و اسفندارمذ ماه به گاه یزجرد آخر شهنشاه « زرتشت نامه » پانزدهم: دی بمهر - روز آفریدگار و روز پانزدهم از هر ماه خورشیدی. شانزدهم: مهر - ایزد نگهبان پیمان، فرشته ی فروغ و روشنایی است ماه هفتم از سال خورشید و روز شانزدهم ماه خورشیدی. همان اورمزد و همان روز مهر بشوید به آب خرد خان و مهر « فردوسی » روز مهر و ماه مهر جشن فرخ مهرگان مهر بفزای ای نگار ماه چهر و مهربان « مسعود سعد سلمان » هفدهم: سروش، یکی از ایزدان است که در روز رستاخیز بندگان را راه فرمانبرداری می آموزد. همیشه سروشت به روز سروش نگهبان و افزونتر رای و هوش « فردوسی » در فرهنگ باستان کسی که می میرد تا سه شب و روز روانش نزد سروش است و باز ماندگان مرده برای آرامش روان وی در آن سه روز سروش را ستایش میکنند، سروش پیام آور اهورا مزدا به مردم است تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی گوش نا محرم نباشد جای پیغام سروش « حافظ » هژدهم: رشن - راست و درست چو جوهر سپهر آورد روز رشن تو را زندگی باد پدرام و خوش « فردوسی » نوزدهم: فروردین - نام یکی از ایزدان، فروهر، دارای توانمندی بر دیگران و ماه اول هر سال خورشید. جوان باد بخت تو در فرودین چو در فرودین ماه روی زمین « فردوسی » بیستم: بهرام - ایزد نگهبان مسافران و نام روز بیستم از هر ماه خورشیدی ز بهرام گردون به بهرام روز دلی را بساز و عدو را بسوز « فردوسی » بیست و یکم: رام - آشتی آسایش و آرامش. روز بیست و یکم از هر ماه خورشیدی. تو را روز رام از جهان رام باد همان باد را با تو آرام باد « فردوسی » بیست و دوم: باد - نام روز بیست و دوم از هر ماه خورشیدی است. فلک داد پر آب او را به باد به هنگام آبان مه و روز باد « بهرام پژدو» بیست و سوم: دی - آفریننده و نام روز بیست و سوم از هر ماه خورشیدی. بیست و چهارم: دین - کیش بیست و پنجم: ارد - راستی و درستی است، و یکی از ایزدان در جهان مینوی میباشد که پاداش کار های نیک و سزای کار های بد به او خواهد بود. چو لشکر کشد در جهان دین و ارد حسود تو را درد غم باد وَرد « فردوسی » بیست و ششم: اشتاد - راستی و درستی نام ایزدی است که وی رهنمای مینویان و جهانیان است. روز بیست و ششم هر ماه خورشیدی. روانت باد ویژه جان و دل شاد نگهدارت سروش و رشن و اشتاد « بهرام پژدو » بیست و هفتم: آسمان آسمان روز ای چو ماه آسمان باده نوش و دار دل را شادمان « مسعود سعد سلمان » بیست و هشتم: زامیاد - ایزد نگهبان زمین. بیست نهم: اِرد - راستی و درستی سر آمد کنون قصه ی یزدگرد به ماه سفندارمذ روز اِرد «فردوسی» سی ام: انیران - روشنایی بی پایان و ایزد نشان دهنده شکوه اهورا مزدا روز سی ام هر ماه خورشیدی. گیومرت بدینگونه سال را به دوازه بخش کرد و آغاز تاریخ را پدید کرد. پس از کیومرث یا گیومرت هوشنگ بجای او نشست و دیوان را راند. آهنگری، درودگری، و بافندگی آورد، انگبین از زنبور و ابریشم از پیله بیرون کرد. پس از وی طهمورث به شاهی رسید، دیوان را در طاعت آورد، بازار ها، راه ها، کوچه ها بنهاد، ابریشم و پشم ببافت و مردمان را دبیری آموخت وی را طهمورث دیوبند خوانند. پس از او پادشاهی به پسرش جمشید رسید و فروردین ماه بود در آن روز که روز هرمز بود جهان بر وی راست گشت، دیوان را مطیع خویش گردانید. بفرمود تا گرمابه ها ساختند و دیبا را ببافتند، خر را بر اسپ افگند تا استر پدید آمد، و جواهر از کان ها بیرون آورد، تفنگ ها و پیرایه ها همه او ساخت. زر، سیم، مس، ارزیز، سرب از کانها بیرون کرد. تخت و تاج، یاره، طوق، انگشتری او کرد. مشک، عنبر، زعفران، عود، کافور و دیگر طیبها و دارو ها او بدست آورد. پس در این روز که یاد کردیم جشن ساخت و نوروزش نام کرد. مردمان را فرمود که هر سال چون فروردین نو شود آنروز را جشن بگیرند و آن روز را نوروز دانند. چون از جمشید فر ایزدی فرار کرد بیوراسپ که او را ضحاک خوانند از گوشه ی برآمد و بر وی بتاخت سپس جمشید بر زمین هندوستان گریخت بیوراسپ به پادشاهی بنشت و سر انجام جمشید را پیدا کرد و به دو نیم کرد. پس از بیوراسپ فریدون که از تخم جمشید بود آمد و وی را بکشت و خود به جای او نشست. فریدون پیل، شیر، و یوز را مطیع گردانید، خیمه و ایوان ساخت، تخم درختان میوه دار، نهال و آبها در خانه ها و باغ ها او روان کرد. پس از آنکه ترنج، نارنج، بادرنگ، لیمو، گل، بنفشه، نرگس، نیلوفر، و مانند اینها در بوستان آورد جشن برپاکرد و آن جشن را مهرگان نام کرد. چون بر بیوراسپ دست یافت و او را بگرفت جهان بروی راست گشت جشن سده را بنا نهاد و مردمان که از بیداد ضحاک برسته بودند پسندیند و آن روز را جشن کردند. زمانیکه فریدون پیر شد بزرگان جهان را گرد آورد و پیمانامه نوشت جهان را بر سه پسرش بخش کرد. از چین تا ماچین را به توران داد، ملک روم را به سلم، زمین ایران و تخت خویش را به ایرج داد. پادشاهان ترک، روم و عجم همه از یک گوهرند و خویشان یکدیگرند و همه فرزندان آفریدون اند و جهانیان را واجب است که آیین پادشاهان بجای آورند از بهر آنکه از تخم وی اند. چون روزگار ایشان و دیگر پادشاهان بگذشت گشتاسپ به شاهی رسید پس از سی سال پادشی گشتاسپ، زردشت بیرون آمد و دین آورد، گشتاسپ دین او پذیرفت. وی کبیسه کرد تا روز ها به جای خویش بمانند و بفرمود که هر بیست سال کبیسه کنند، و جشن را از فروردین به اول تیرماه آورد پس از آن تا زمان اسکندر رومی و تا روزگار اردشیر پاپکان بماند. اردشیر پاپکان باز کبیسه کرد و جشن بزرگ بر پا نمود پیمان نامه نوشت و آن روز را نوروز نام کرد. پس از وی دیگر شاهان بر آن آیین میرفتند تا بروزگار نوشین روان دادگر که تازیان انوشیروان عادل خوانندش نوشینروان آیین پادشاهان نگه داشت مگر کبیسه نکرد تا نوروز به روز هرمز اول فروردین برگردد، و دیگر کسی کبیسه نکرد تا زمان مامون خلیفه، او بفرمود هر سال در یکم فروردین جشن نوروز را برپا کنند. هرکه روز نوروز را جشن کند و بخرمی بپیوندد تا نوروز دیگر زندگانی در شادی و خرمی گذارند و این تجربه را دانشمندان از برای پادشاهان کرده انده.
چم ماه های پارسی:- فروردین ماه: ارواح است. فَرَوَرتی همان است که در پهلوی فرَوَهر گفته میشود و بمعنای وجود روحی و ازلی مردمان است در زمان زندگانی ایزد نگهبان است و پس از مرگ نیز بجا میماند. اردبهیشت: اردیبهشت از واژه فرس قدیم آمده که بمعنای بهترین راستی است. بنام اردیبهشت که یکی از اَمُهر اسپندان ( امشاسپندان ) ششگانه است. خرداد ماه: بنام یکی دیگر از شش امهراسپند نامیده شده. در اوستایی بمعنای سلامت و کامل بودن است. تیرماه: بنام یکی از فرشته گان درجه دوم منسوبست، تیر از واژه اوستایی « تشتریه » می آید که نام ستاره ی شعرای یمانی است تیر افزون بر آن نام ستاره عطارد نیز است. مرداد: بنام یکی دیگر از امهر اسپندان است و از واژه اوستایی به معنی بی مرگی گرفته شده. شهریورماه: بنام یکی دیگر از امهرا اسپندان است شهریور از واژه اوستایی به چم مملکت مطلوب می آید. مهرماه: از واژه فرس کهن آمده و به چم روشنایی مطلق و نام خورشید و خدای آفتاب است. آبان ماه: بنام آبان ایزد که فرشته نگهبان آبست نامیده شده است. آذرماه: بنام آذر ایزد که فرشته نگهبان آتش است نامیده شده است. دی ماه: منسوب به اورمزد است، دی بمعنای آفریدگار و نام دیگر هرمزد است و واژه اوستایی می باشد. بهمن ماه: بنام یکی دیگر از امشاسپندان منسوب است. بهمن از واژه اوستایی « وهومنه » یعنی بِه منِش و نیک نهاد آمده است. اسفندارمذ ماه: بنام خدایی که از جمله امشاسپندان است منسوبست. وی در اوستایی « سپِنته ارمایتی » نامیده میشود و مظهر مقدس فروتنی و فرمانبرداری است. بنابر آن از دوازده ماه یکی آن که دی است بنام خداست و شش دیگرش ( اردبهشت، خردا، مرداد، شهریور، بهمن و سپندارمذ ) بنام شش فرشته فرشته نزدیک و پنج ماه دیگر بنام پنج ایزد یعنی فرشتۀ کوچکتر که نگهبانان قوای علوی و سفلی اند نامیده شده است. وابسته بودن نام های ماه ها به نامهای ایزدان و فرشتگان:- نشستند گردان و رستم به اسپ به کِردار رُخشنده آذرگشسپ چو آمد بر شاه کهتر نواز نوان پیش او رفت و بردش نماز ستایش کنان پیش خسرو دوید که مهر و ستایش مر او را سزید بر آورد سرِ آفرین کرد و گفت مبادت جز از بختِ پیروز جفت چو هرمز بادت بدین پایگاه چو بهمن نگهبان فرخ کلاه همه ساله اردیبهشتت هژیر نگهبان تو باهش و رای پیر چو شهریورت باد پیروز گر بنام بزرگی و فر و هنر سفندارمذ پاسپان تو باد خرد جان و روشن روان تو باد چو خرداد از یاوران بر دهاد ز مرداد با از برو بوم شاد دی و ارمزت خجسته بواد در هر بد بر تو بسته بواد دیت آذر افروز و فرخنده روز تو شادان و تاج تو گیتی فروز چو این آفرین کرد رستم بپای بپرسید و کردش برِ خویش جان « فردوسی» بهزاد آریا
|
| آخرین به روز رسانی در جمعه ، 27 اسفند 1389 ، 06:47 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




نـــوروز ۳ ۳ ۰ ۷ آریـــایی میتـــرایـــی پیــــروز
یکی نوروز بزرگ یا نوروز ویژه و دیگرش نوروز کوچک یا عامه بود.





