مفاله و معلومات مزید را که در رابطه به پس منظر، عادات و رسوم قاره کهن و بعضی کشور ها دارای رسوم و سن ن مشترک آریایی هستند تهیه داشتید خیلی جالب بود.

حضرت حافظ چنین می گوید که: رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید / وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید
مکن زغصه شکایت که در  طریق طلب / به راحتی نرسید آنکه زحمتی نکشید
ز روی ساقی مهوش گلی بچین امروز / که گرد عارض بستان بنفشه  دمید
بهار می گذرد دادگسترا دریاب / که رفت موسم حافظ هنوز می نچشید
=========================
نظامی می گوید:
بهاری داری از وی بر خور امروز که هر فصلی نخواهد بود نوروز

گلی کو ، را نبوید ، آدم ی زاد چو هنگام خزان آید برد ، باد
=============================
سعدی چنین می گوید:
برخیز که می‌رود زمستان

بگشای در سرای بستان


نارنج و بنفشه بر طبق نه

منقل بگذار در شبستان


وین پ رده بگوی تا به یک بار

زحمت ببرد ز پیش ایوان


برخیز که باد صبح نوروز

در باغچه می‌کند گل افشان


خا موشی بلبلان مشتاق

در موسم گل ندارد امکان


آواز دهل نهان نماند

در زیر گلیم عشق پنهان


بوی گل بامد اد نوروز

و آواز خوش هزاردستان


بس جامه فروختست و دستار

بس خانه که سوختست و دکان


ما را سر دوست ب ر کنارست

آنک سر دشمنان و سندان


چشمی که به دوست برکند دوست

بر هم ننهد ز تیرباران


سعدی چو به میو ه می‌رسد دست
سهلست جفای بوستانبان