نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| ســـالــروز شـــهادت جـــوان نامــــراد شـــهید دوکتــــور جمشــــید (منصـــــوری) |
|
|
|
| کی کیست - عـــزیــزانی کــه دیگــــر در بیــن مــا نیســـتند |
| نوشته شده توسط جنرال محمد منیر منصوری |
| چهارشنبه ، 15 ارديبهشت 1389 ، 21:59 |
|
گفتــــه میشـــود: «آدم عــزیــزان از دســت رفتـــه اشرا را هــرگــز فــرامــوش نمــی کنــد،… بلـــکه بــه نــه دیــدن ایشـــان عـــادت می کند... تقــدیم به کســی کــه عــادت بــه نــه دیــدنش مثــل فــرامــوش کـــردنش، غیــر ممـــکن است.»
هستم هــــنوز در خــــیال، شـاید که خواب دیدم هنوز موج اشک چون طغیان ابحار در چشمانم سرازیر میشود، هنوز افکارم مشغول هزاران آرمان های آن جوان نامراد است. ساده گی ها و خیال پردازی های قلبم ذهنم را به خود مصروف نگهداشته، و در عالم خلوت با خیال ها، اندیشه ها، آرزو ها و آرمان های آن شهید نا بهنگام مصروف هستم.
بـر سر خـاک تو رفتم خـط پـاکش خواندم آه از این خـط که نـوشتند بـه پیشانی من صفحــه ی روی ز انظـار نهــــان میـــدارم تـا نخوانند بـــر این صفحــه پریشانی من
علی الوصف اینکه پیکر میمون، زیبا، ظریف و آلوده به خون او را با دستان ضعیف و قلب پولادین خود در محضر دهها و صدها سوگوار آن شهید نامراد در خانه ی تنهائی گذاشتم، اما هنوز هم ذهنم آماده ی پذیرش قطعی نبود و نیست، با همه مساعی و فشار لازم نتوانستم ذهن و خاطرم را قانع بسازم که دیگر جمشید نیست، مگر چرا قناعت کنند؟ آیا حق به طرف آنها نیست؟ یقیناً که است. آنها (ذهن و خاطرم) از جبر زمان گله مند هستند و به این ساده گی مرگ یک جوان را که بیست سال از عمر خود را با عالمی از مشقت، نامرادی، تنهائی، به دور از فامیل، شرایط جنگ، وحشت، تهدید، فرار به کوهها و سایر نابسامانی های جامعه در راه تحصیل سپری کرد و سرانجام با مشت و پنجه نرم کردن های فراوان در برار ناملایمت های روزگار سند فراغت به دست آورد و دفعتاً ناپدید شد، هرگز نمی پذیرند.
آنها در برابر فیصله ی زمان مدعی و شاکی هستند، آنها از ظلم زمان و جبر گردون گله دارند.
از قسمت وتقــدیر و اجـل من گله دارم از فیصـــــله ی روز ازل مـــن گله دارم از جبــر زمـــــان در راه تفــریق عـزیزان از قــلب قســی زات مطـــهر گله دارم
هرگاهی که میخواهم سراغی از دوستان را در افغانستان داشته باشم، ناگاهان شمارهء تیلفون 0779482349 خاطرم را به خود میکشاند قبل از آنکه باشخص مورد نظر در تماس شوم، هوش و گوش من به صدای تیلفون او که میگفت: ( پیدا شدو پیدا شد، گم گشته ی ما امشب) مشغول میشود و اکثر اوقات هم انتظار آنرا دارم که صدای آرام، زیبا و دلفریب او را با لحن مملو از حُسن ادب، تربیه و اخلاق بشنوم که به طنین آواز آرام بخش خود میگفت: بلی پدر سلام علیکم، معذرت میخواهم اگر تأخیر شده باشد، مصروف درس های خود بودم و بعداً میپرسید، مادرم و دختر ها خوب هستند، خودت خوب هستی؟ از جانب ما کاملاً خیریت است، هیچ تشویش نداشته باشید، همه چیز به خوبی پیش میرود.
مگر دریغ وهزاران دریغ که حالا دیر شده، دیگر خیلی ناوقت است، نباید به ساده گی ها و خیال پردازی های بی مفهوم و بی نتیجه ی تن غافل و ذهن بی خبر گوش داد. دیگر واقعاً ناوقت است، حالا یک سال میگذرد، دیگر جمشید نیست، دیگر آن صدای لطیف، ظریف و مملو از صمیمیت او شنیده نمیشود. او برای ابد خاموش شد، هزارها و میلیون ها آرمان و آرزو های خود را زیر خاک پنهان کرد، او مکتب خواند، فاکولته خواند، داکتر شد اما در نصیبش به جای چپن سفید کفن سفید گردید، او با قلب مملو از امید ها و آرزو ها به خاک و خون یکسان شد و در عالم دوری از پدر مادر و خواهرانش چشم خود را برای همیشه بست. فامیل، دوستان و رفقایش را در سوگ دایمی خود باقی ماند.
ای نــــور دیــده بی خبری از نهــــان من جــز نیست نــام تـو سخنی بـر زبـــان من از دیده خــون میچـــکــد از درد هجــــران میســوزد از فــراق همــه پود و جـــان من مــن صبر میکنم طلـــب از بـــارگـاه حـق تــا گــــــر کنـد عنایت بـــر خـانمـــان من
به جا میپندارم تا در یادبود از سالروز شهادت دوکتور محمد جمشید (منصوری) از جمله دوستان و عزیزان ما به ویژه از همصنفان و علاقمندان جمشید نا مراد که واقعاً با ما غم شریک شدند، بار گران غم و اندوه بزرگ شهادت آن جوان نا مراد را با فامیل آن حمل نمودند و ما را تنها نگذاشتند، از یکایک اوشان اظهار سپاس و قدردانی نمایم بخصوص از آنعده دوستانیکه ایمیل فرستادند و زنده گی نامه آن شهید نا مراد را به دقت مطالعه کردند. من به نماینده گی از همه اعضای فامیل جمشید شهید یکبار دیگر از اوشان ابراز شکران نموده و برای هرکدام ایشان از بارگاه رب العزت اجر عظیم، طول عمر، سعادت و خوشبختی آروز مینمایم. دوستان عزیز: من ایمیل و پیامهای شما را وقتاً فوقتاً مطالعه مینمایم، واقعاً سبب تسلیت ما میشود، بویژه پیام ها و تسلیت های داکترصاحب های جوان، همصنفان آن شهید نامراد مارا قوت معنوی میبخشد، فامیل جمشید برای هر کدام آنها موفقعیت آرزو مینماید. از سایت معتبر خاوران تحت مدیریت عالیجناب پوهاند صاحب رهین که منعکس دهنده ی واقعیت های عینی جامعه در بیرون از مرز است نیز ابراز سپاس مینمایم که با حوصله مندی فراوان مضامین سیاسی، اجتماعی و ادبی دوستان را با آوردن اصلاحات لازم در متن و محتوا به دسترس نشر مسپارد.
درود بی کران برروان پاک شهید جمشید
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در جمعه ، 17 ارديبهشت 1389 ، 09:08 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین











