Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
نــام بــدخشــی در تــاریخ کشــور مــا جــاویدان است PDF پرینت ایمیل
کی کیست - شخصیت هــــای مـــلی، ادبـــی و تــاریخـــی
نوشته شده توسط پروفیسور دوکتور عنایت الله شهرانی   
دوشنبه ، 10 اسفند 1388 ، 17:14

نــام بــدخشــی در تــاریخ کشــور مــا جــاویدان استنویسنده: پروفیسور دوکتو رعنایت الله شهرانی
تنظیم کننده: هدایت الله چوپان

مــا بــدخشـــانی هــا هــم بــدخشــی را میشــناسیم
درین روز ها سیمین سال شهادت رهبرمدبر وسیایتمدارکشورمان ارواح شاد محمد طاهر بدخشی را دوستان و پیروانش با نوشتن مقالات پرمحتوا درسایت ها تجلیل نمودند.پروفیسور دوکتو رعنایت الله شهرانی

چون زادگاه شهید سعید بدخشی و نگارنده بدخشان است. بناء فامیل های مان را بخوبی میشناختیم، و اتفاقاً هردو، دردو منطقه تورکی زبان آن ولایت چشم بدنیا کشوده بودیم.


بدخشی از آوان خورد سالی بفرمودۀ دانشمند بزرگواراستاد نذیر حباب یار ورفیق دوران تحصیل در مکتب ابتدائی تا دوران بزرگ سالی اش بمانند یک نابغهء کوچک در سرزمین و کوهساران بدخشان ظهور کرد، ومقام او بعد ها بحدی اوج گرفت که تاکنون به ملیون ها پیروخط وافکار سیاسی او به نام نیک یادش مینمایند.

 بدخشی مرد بزرگ،سیاستمدار،ادیب،عارف والاگهر، مورخ، سخنور و صاحب جاه وجلال وشکوه و همت بلند بود، در میان رهبران و حلقات سیاسی افغانستان بدخشی بگفته جناب استاد باختری بمانند وخشوری قد علم کرد ولی افسوس ها که دولت او مستعجل بود.

در باره بدخشی مقالات زیاد تحریر یافته و پیروان خط و اندیشه ها و افکار او. مکررآ نوشته های شان را در نشرات پخش و نشر نموده اند. و من یقین دارم که با این قلم ناتوان خویش نمیتوانم بمانند آنها بدخشی را بصورت درست معرفی بدارم، چونکه هیچوقت در حزب سازا مشهور به ستم ملی شامل نبودم و با مرحوم بدخشی ارتباط سیاسی هم نداشتم.

مقاله ای را که از دانشمند فرزانه استاد توردیقل میمنگی در یکی از سایت ها زیر عنوان "بدخشی را از نو باید شناخت" خواندم که در صفحات اول، در باره ً ملیت آن بزرگ مرد سخن گفته بود،که بر حق راست است و من نگارنده، نیز خاطراتی دارم از آن شهید راه آزادی مردم افغانستان از چنگال دشمنان فرهنگ و ترقی.

 البته درین شکی وجود ندارد که ما بدخشانیهای که درمکاتب کابل درس میخواندیم، باربار، با هم دید وا دید ها داشتیم و نیز از بدخشان تا به کابل سفرهای مشترکی را درموترهای لاری و چکله بپایان میرساندیم که مرحوم بدخشی گاهگاهی ظاهرمیشد،چون بدخشی شخص معززو محترم بود، در کابل بزیارتش میرفتیم، و تنها دوستی هاو ارتباط ما بروی هموطنی بود و بدخشی در هروقت و زمان محبت خاص برای مان نشان میداد و اومتبسم خاصیتی بود که محببوبیتش را در میان بدخشانیان دوچندان میکرد.

بیاد دارم که در یکی از سالهای دورهً متوسطه ما دو سه نفر هم صنفی ها بخانهً شان در فیض آباد رفته و بدخشی را در قوشخانهً ایشان ملاقات کردیم. گرچه پیروجمله افکاروعقاید سیاسی مرحوم بدخشی نبوده و شامل حزبش نشده بودم، اگر وی زنده میبود از نفی کلمۀ " آریانا "و فعا لیت های فد رالی سازی من در افغانستان یقیناً تقدیر مینمود، چونکه همه میدانند که علاقمند آن بود تا از آریانا و آریانا بازی جلو گیری نماید و نیز راه حل مشکلات داخلی و پیشرفت افغانستان را از طریق نظام سیاسی فدرالی در افغانستان پیش بینی مینمود.

 و اینک چند خاطره از مرحوم محمد طاهر بدخشی که در میان بدخشانیان بنام " طاهر جان " شهرت داشت.

اول: محصل صنف چهارم فاکولته بودم، خانۀ استاد مغفورمحمدهاشم واسوخت وکیل و نمایندهً مردم بدخشان دراخیر ایستگاه سرویس های شهری نزدیک لیلیه پوهنتون کابل بود. ما بدخشانیها را گفتند که امشب بخانه ً استاد واسوخت گردهم آیی داریم و در آن شب بیش از چهل نفر شده بودیم، بدخشی یکباره با چهرهً ملکوتی خود در مجلس هویدا گردید. در حدود کمتر از دو ساعت سخن رانی کرد و چنان سخن میگفت، که با بیان کردن مظلومیت مردم افغانستان جگر هارا پاره و چشمان را پر از آب میکرد. هر کلمه و گفتاراو سحر آمیز بود، و با روانی و سلاست سخن میگفت، گفتارش تکراری نبود، چیزهای میگفت که ما نشینیده بودیم.

 یکی از دوستان عزیزم که از دوران طفولیت هم بازی بودیم باسم داکتر قمرالدین مصلح در کنار من تشریف داشت، این مصلح که از دوستی زیاد باهم نزدیکتر از دو برادر شده بودیم بگوشم آهسته فرمود که فلان شخصیکه در پشت سر تو قرار دارد به او اشتباه دارم! که صدای مجلس ما را ثبت نموده بریاست ضبط احوالات خواهد برد، بخاطری گفتۀ داکترمصلح بگوشم معقول افتاد که آن شخص با رئیس قول اردوی وقت راه و ارتباط یافته بود،و بعدها که بدخشی محبوس گردید،موضوع تحقق پیدا کرد.

در آن شب بیانیهً مرحوم بدخشی بحدی مؤثر واقع شد که یکی از همصنفان دورهً مکتبم که،باربار از فلسفه و حزب بدخشی مذ مب کرده و نفرت نشان میداد، بمجردیکه از مجلس برآمدیم برایم گفت که « بر خودم لعنت میفرستم که چرا من بدخشی را بصورت درست نمی شناختم» بعد ها دیده شد که وی از ستمیان معروف و از پیروان خاص بدخشی گردید. در همان شب چندین نفر بدخشانی به حزب « سازا» علاقه مند شد ه و بعد ها شامل آن گروه شدند.ناگفته نباید گذاشت که در همین شب تاریخی بدخشی از مظلومین پشتونها نیز یاد آوری و طرفداری میکرد.

دوم: معلم دارالمعلمین کابل بودم، روانشناسی و نقاشی و گاهی هم مضمون فارسی را تدریس مینمودم. به امر وزیر معارف مرحوم داکتر علی احمد پوپل کتاب تالیفی ام بنام « هنر در افغانستان » بچاپ رسید،وقتیکه از وزارت معارف حق الزحمهً کتاب را از تحویلدار نقدی ریاست تالیف وترجمه میگرفتم، تصادفاً مرحوم بدخشی پیدا شد و مرا فرمود که چه گپ و چه خبر، بمجردیکه چشمش به مقدار پول حق الزحمه رسید، با عصبانیت زیاد برایم گفت پول را نگیر و برو بدفتر من منتظر باش تا بیایم. در ظرف کمتر از یک ساعت تشریف آورد و اعصابش اندکی راحت تر بنظر میخورد. و در پیش چندین همدفتر هایش به جدیت گفت از برای خدا بسویهً وزارت یک مملکت بمعنی « هنر » نمیدانند و آخرو انجام کار فرهنگ مملکت و کشور ما بکجا خواهد رسید. او رفته بود با شخص وزیر جنگ وغالمفال کرده تا حق الزحمهً کتاب مرا دو چند بسازد. درین مقطع مقاله باید عرض نمایم که بدخشی به هنر فوق العاده معلومات داشت ودر بارهً تاریخ هنرمندان بدخشان چندین مرتبه مرا یاری داده بود.

سوم: چون در سابق بنام نقاش شهرت داشتم. فرزند مرحوم بدخشی شهید بایقراً جان مرا « کاکا رسام » خطاب میکرد. در یکی از نمایشات برادران پامیری یا فرزندان حاجی رحمانقل خان، خان پامیر بنامهای محمد اکبر پامیری و عبدالملک رحمانی، اینجانب رهنمای نمایش تابلو ها و هیکل ها بودم و به وزیر مطبوعات و دیگران آثارهنری شان را توضیح مینمودم. فردای آن روز، ارواح شاد بدخشی بدفترم تیلفون کرد و بشوخی گفت که« مبارک باشه نام نو » درتعجب و حیرت فرو رفتم. وی فرمود که این مطبوعاتیان بی حافظه و فاقد سواد ژورنالیستی عکس تو را با عکس عبدالملک بحیث نقاشان پامیر در انیس چاپ کردند و بزیر عکس تو نوشتند « محمد اکبر پامیری ».

 البته بحد زیاد پریشانی عاید حالم شد. و بعداً خبر شدم که با وزیر و معین و رئیس نشرات وزارت اطلاعات و کلتور، مرحوم بدخشی طی تیلفون سخنان زشت گفته و طعنه داده است که سویه ژورنالستان شان ضعیف، و باید هوشیار و جدی باشند. وی برایم گفت که، گفتم که اگرمحمد اکبر را شما نمی شناسید، شهرانی در مطبوعات شهرت زیاد و سابقه دارد و اقلاً او را باید میشناختید، اتفاقاً وزیر آنوقت ومن باهم میشناختیم و وی معذرت خواسته بود، آن عکس تا کنون بدست نگارنده قرار دارد.

چهارم: در همین سالیکه پامیریان نمایش نقاشی داشتند، فصل زمستان بود،روزی مرحوم حاجی رحمانقل خان، خان پامیر بدفترم در پوهنتون کابل تیلفون کرد تا به نزدش در ریاست سرحدات و قبایل که باشگاه مهمانان پامیری ها بود بروم. چون در آن جا شدم گفت « طاهر جان » مرا به نان دعوت کرده با ید با من بخانه اش بروی، من بصورت قطع از رفتن معذرت خواستم ولی خان بسیار اصرار می ورزید،بالا خره به مرحوم بدخشی تیلفون کرد وی گفت که خوب است هر دو یتان بیا ئید. وقتیکه بخانهً شان رسیدیم شخص مرحوم بدخشی و یکنفر دیگر تشریف داشتند. در سابق وقتیکه با ارواح شاد بدخشی صحبت میکردیم وی به لحجهً اوزبکی ارگو چی ها و من به لحجهً تورکی اوزبکی خاشی ها با هم سخن میگفتیم، تورکی اوزبکی مرحوم بدخشی بخاطریکه ادیب بلند سویه بود بمراتب از تورکی اوزبکی من با سویه و ادیبانه بود.

آنروز در اول به فارسی صحبت کرد ولی بعد از دو سه دقیقه با خان پامیر اندک اندک به لحجهً قرغزی که آمیخته با تورکی اوزبکی بود صحبت نمود. من بشوخی به حضورش گفتم که بدخشی صاحب « تقلید کبک » چون بسیار دراک بود و بزودی پی می برد. شوخی مرا جدی گرفت و به اتاق دیگر تشریف بردو در آن اتاق ورقهً تذکره تابعیت افغانستان را باخود آورد، اول خودش با جهر خواند و بعد تذکره را بدستم داد که بخوانم، دیدم که در تذکره نوشته بود « محمد طاهر ولد محمد ذاکر ولد ملا محمد ناصر از ارگو در قوم اوزبیک »، من بحضورش عرض کردم که شوخی بود و نه از راستی بعدأ دانستم که موضوع را بخاطر خان پامیر جدی گرفته بود.

جد مرحوم محمد طاهر بدخشی بنام میرزا عزیز جان مغول بیگی بود که بزرگان خاش و فیض آباد از وی یاد ها میکردند، چونکه وی از آخرین شهزاده های، شاهان تیموری بدخشان بود که به سیاق میرزا بابر ـ میرزابایسنقر میرزا الوغ بیگ، میرزا سلیمان و غیره باسم میرزا مسمی، و بنام شهزاده از احترام مردم برخوردار بود. و بعد بدورهً ملا محمد ناصر پدر کلان بدخشی این سنت «میرزا » درضم نامها خاتمه یافت.

 شخص چهارمی که در خانهً مرحوم بدخشی تشریف داشت وی را در سال 1992 میلادی، در شهر دوشنبه در تالار باربد ملاقات کردم ونامش محمد جان و از تاجکستان بود. من در آن سال مهمان داکتر عاصمی بخاطر اشتراک در گردهم آیی بزرگ « تاجیکان جهان متحد شوید » مربوط موسسهً پیوند بودم. محمد جان را گفتم، مرا بیاد دارد، گفت بلی، بخد متش عرض نمودم بخاطر داری که مرحوم بدخشی بزبان خود درمحضر ما و شما گفت که وی اوزبیک می باشد و برای اثبات قول خود تذکره اش را نشان داد. آقای محمد جان دو بار مکررآ گفت که چطور آن مجلس فراموش میشود و بمانند دیروز بیاد دارم، اکنون محمد جان تاجیکستانی حیات دارد و در تاجیکستان بسر میبرد.

بلی مرحوم محمد طاهر بدخشی از تورکان اوزبیک ارگوی بدخشان است و اصلیت وی از اولادهً شاهان تیموری در بدخشان، و درقوم به شاخهً برلاس ارتباط دارد. محل حکومت پدر کلانهای بدخشی در منطقهً قلعهً ظفر قریب کشم در کنار رود کوکچه قرار داشت. ارتباط مرحوم محمد طاهر بدخشی با الحاج غلام سرور دهقان که شجرهً اش بدست من قرار دارد از همین درک رابطۀ فامیل ها میباشد، زیرا غلام سرور دهقان نواسهً میرزا الوغ بیگ مشهور است و با هم به اصطلاح کابلی ها « اودرزاده ها » بودند هم چنان ارواح شاد بدخشی اسم فرزندش را « بایقرآ گذاشته بود که سلطان حسین بایقرآ نیز از عمو زاده های پدر کلان های بدخشی میباشد که علاقمندی بدخشی را بنام او نشان میدهد.

پنجم: مسًله تورک و تاجیک بعد از کامیابی مجاهدین درافغانستان و نیزآزادی ممالک تورکستان { آسیای مرکزی } بمیان آمد که به نظر این نگارنده از منحوس ترین و منفور ترین مسایل بشمار میرفت چونکه خداوند تورک را با تا جیک و تا جیک را با تورک آفریده است.

در سال 1994 میلادی با یک گروپ شخصیت ها از کابل جانب مزار شریف میرفتیم، شب اول در پلخمری بخانهً یکی از خوانین آن شهر که از طاًیفه لقی ها ی آنجا بود مهمان شدیم. در حدود سی نفر و یا بیشتر از آن در قوشخانهً آن خان تشریف داشتند که از هر طرف سخن بمیان آمد و موضوع بجای رسید که از هویت ها و ملیت ها باید صحبت میشد و یکی از اهل مجلس گفت که آیا میران بدخشان تورک بودند یا تاجیک و محمد طاهر بدخشی از نگاه خون و زبان به کدام ملیت ارتباط دارد؟

اتفاقاً در آن مجلس شخصیت صاحب رسوخ و بزرگ همهً ما مجلسیان بنام میر ولی جان روستاقی تشریف داشت، همه خاموش ماندیم و جانب میر صاحب مذکور نگاه کردیم و منتظر جواب شدیم، چونکه وی از اولادهً مشهور میران بدخشان بود و مرحوم طاهر بدخشی را از خورد سالی می شناخت و با پدر مرحوم بدخشی وکیل ذاکر جان دوستان صمیمی بودند.

میر ولی جان فرمود که در تورک بودن میران بدخشان سوالی وجود ندارد،ولی حالا ما باز ماندگان بجز معدودی به تاجیکی صحبت مینمائیم و همه میران بدخشان بشمول مرحومه شاه بیگم مخفی بدخشی بزبان فارسی اشعار خویش را سروده اند. در قسمت مرحوم بدخشی فرمود که من دها مرتبه بخانهً شان در ارگو و فیض آباد رفته ام، همه اوزبیک میباشند و در خانه بزبان تورکی اوزبیکی صحبت میکردند و علاوه کرد که این سوال شما حاجت به جواب ندارد، اکنون بفرماًئید بخانهً بدخشی رفته معلومات بگیرید آنها از بقا یای فامیل میرزا سلیمان پادشاه بدخشان می باشند. هم چنان برادرزاده هاو اقارب آن مرحوم دها شخص حیات دارندو بروید از ایشان معلومات بدست بیاورید و این مسأله به اثبات ضرورت ندارد.دانسته نشد که چه اتفاق افتاد که یاران با وفای دوران حیات بدخشی،اکنون هویت اصلی او را جعل مینمایند. و از اینکه پیروان و شاگردان او به اصلیت آن شا دروان تقلب و خیانت می ورزند،پس مردم بیچارهً افغانستان از آن تقلب کاران چه توقع خدمت را داشته باشند، البته روی سخن به بزرگان « سازا» که براه اصلی بدخشی روان هستند نیست.

خاطره مضحک ششم: در آغاز سال 1990 میلادی نگارنده بخانه یکی از اقارب خویش به جرمنی رفتم و آن برادر عزیز ویدیوی مجلس دهمین سال شهادت بدخشی را برایم نشان داد،در آن ویدیو، یکی از برادران فرمود که «شاید اندک باشندآنانی که، ملیت واقعی بدخشی رابدانند. اوفرزند خلق ازبیک بود اما همسان تاجک، پشتون،هزاره، نورستانی،تورکمن،بلوچ و......سایر ملیتها وگروه های اتنیکی وطن را دوست داشت » بمجرد یکه گفتار آن جناب خاتمه یافت، مرحوم خلیل جان روستاقی از پیروان خاص بدخشی منحیث رئیس کنفرانس به میز خطابه رفته بجدیت تمام گفت که « بدخشی اوزبیک نبود بلکه یک تاجیک بود » بعدآ شنیدم که به مرحوم روستاقی کدام پیرو بیوفا ی بدخشی نوته ای را فرستاده است تا در محضر عام بخواند و اینست ظرفیت سیاستمداران ساختگی و کم ظرف، این ها حتا نتوانستند تا ختم کنفرانس دورغ خویش را پنهان بدارند و معنای این گفتار علناً نشان دهندهً نفاق افگنی اندر میان تورک و تاجیک بود و نیز استنبا ط میگردد که اگر بدخشی تاجیک باشد از وی پیروی مینماییم در غیر آن با افکار او علاقمند نمیباشیم. و یقیناً مرحوم جنت مکان بدخشی در تربیه این نوع اشخاص کم ظرف و متعصب و تفرقه انداز ناکام بوده است.

حیف و صد حیف که پیروان خود بدخشی که خود را پیرو خط بدخشی میگیرند در شجره و نسب او خیانت مینمایند و اینست مردی و وفاداری با همرزمان، از اینجاست که تاریخ را جعل کاران به غلط به اخلاف میگذارند. آیا تورک بودن بدخشی گناه اوست که موضوع را از چشم ها کتمان مینمایند؟ گویا اینکه اگر بدخشی تاجیک باشد پیرو او هستیم و گرنه نیستیم و در پی افکار و اندیشه هایش نمی باشیم. که با این افعال خویش روح پاک بدخشی را نارام میسازند،و اینست وفا و اینست دوستی و اینست پیروی از خط او. و آن مرحوم منحیث یک تورکی زبان هرگز فرق اندر میان تورک و یا تاجیک و هزاره پشتون و دیگر ملیت ها را بزبان نمی آورد و به همگان و بمقام بشری شان احترام خاص داشت. مکرراً بعرض میرسد که انتقادات بر خوبان و بزرگان واقعی حزب « سازا » نیست،فقط به اشخاص محدود میباشد که بکار های تبعیضی و خلاف توقع بدخشی بعد از وفاتش کار میکنند.

در صفحات بالا چند خاطره محدودی بود که با مرحوم بدخشی داشتم.

جنت مکان و خلدآشیان شهید نجم الدین مصلح که بمنزلهً برادر بزرگ نگارنده بود و در اوان تحصیل در مکاتب کابل من و برادر کو چکش داکتر قمر الدین مصلح را سر پرستی میکرد،بوقت حکومتش در قلعه زال جهت زیارت بخدمتش رفتم. نیم سا عت بعد مرحوم بدخشی نیز در آن اولسوالی تشریف آورد و یک شب را تا سحر در مسایل عمومی صحبت کردیم و چون هر دو از من بزرگ بودند،سهم گیری من تنها استماع بود و بلی گفتن چونکه آنها وجوهات مشترک داشتند.

 بدخشی انسان متشبث مثبت بود،دو هفته شده بودکه در صنف دوازدهم تخلص « شهرانی »را بخود اختیار کرده بودم. چند روز بعد برادر بزرگم که بمدرسه شرعیۀ پغمان متعلم بود بکابل آمد و گفت که محمد طاهر بدخشی برایم پشنهاد کرد که چرا به روش تهران و توران،تخلص خویش را « شهرانی » نمیگذاری؟ برای برادرم گفتم که بیش از دو هفته باینطرف تخلص من « شهرانی » است و پیشنهاد برادرانه مرحوم بدخشی به تصمیم من معاونت بزرگ نمود.

 بدخشی وقتیکه خورد سال بود، در بدخشان شهرهً آفاق داشت و ما از خورد سالی بنام او « طاهر جان » آشنا بودیم. پدرش نیز از معززین و بزرگان بدخشان بود، بدخشی از آوان خورد سالی و نو جوانی شخص متحرک، بیقرار و به سیاست علاقمندی داشت. صنف هفتم مکتب ابن سینا بودیم که مرحوم با کلاه شغنی و کرتی ساخت بدخشانش ما وطنداران را در یک صنف درسی جمع کرد و طی یک سخنرانی مختصر فرمود که ده سال پیش از امروز شاه عبدالله بدخشی برحمت حق پیوسته و باید درین گردهم آیی،یادش را گرامی داشته به ارواحش دعا نمائیم.

 بار ها از زبان بدخشی شنیده شده ام که سه کتاب او را بسیار مصروف نگهمیدارد، اول قرآن کریم که بدخشی از خورد سالی به تصوف و عرفان وابستگی خاص داشت،مخصوصاً که با عارف بزرگ مرحوم غلام سرور دهقان ارتباطات خود را زیاد ساخته بود و از مجالس او فیض و بهرهً زیاد بدست میآورد و تفسیر قرآن مجید را بسیار میخواند و بعد از قرآن مجید به مثنوی مولوی و شهنامه فردوسی علاقهً زیاد داشت.

 بعضی ها که بدخشی را میگفتند بر ضد پشتون ها می باشد، دروغ محض است و او احترام خاص به پشتون ها داشت. استاد صدیق روهی از دوستان دیرین او بود و دوستان دیگراز اهل پشتون در اطراف او قرار داشتند.بدخشی در صف دانشمند بلند پایهً افغانستان قرار دارد و دانش او در سیاست و مطالعات حقوق بین الدول و معلومات جامع اش در خصوص ممالک و کشور های جهان و سیستم ها و نظامهای شان وی را از دیگران امتیاز بلند و موقف عالی میداد. او بعد از ختم دوره ای ابتدآئی در فیض آباد لیسه عالی حبیبیه را در کابل بپایان رسانید و در فاکولته اقتصاد که در آن زمان آمیخته با حقوق و علوم سیاسی بود شامل و از آن فارغ گردید.

در یکی ازکنفرانسهای ادبی، خوب بیاد ندارم! غالباً رهی معیری درسالون کنفرانسهای تعمیر جدید پوهنتون بیانیه میداد با آنکه بدخشی در میان صف ها ی مستمعین بود، از جا بلند شد و او را ملتفت ساخت که چرا در بارۀ فلان موضوع مهم ادبی و آن شخص که از امهات ادبی ایران می باشد سخن نگفت و خطیب بزودی حرف بدخشی را تاًئید و فرمود که بلی حق میفر مائید.

بدخشی مرد هوشیار و زیرک، وبه د قایق سخن بزودی پی میبرد، در کنار آن همه، شخصی با قلب صاف و بی آلایش بود که هر کسی بحضورش سخنانی و یا نظریاتی میداد آنرا گوش میکرد. یک نقص عمدهً که بعد از شهادتش در شان او هویدا شد. آن بود که در شناخت همرزمانش دقت درست بخرچ نداده است چونکه دیده شد، معدودی به جعل نسب و اصلیت او دست زده و روح او را نا قرار کردند. دو دیگر اینکه درست است او یک مبارز فداکار و جانباز بود،اما بگفتهً اکثر فاتحین شرق در جنگ ها برای کامیابی بهتر باید عقب نشینی نمود، ولی بدخشی با دشمنان سر سخت خود چون امین که قدرت حکومت بدستش قرار داشت و از جلادان و میرغضبان مشهور و شناخته شده بود،با ید خود را به مهارت تمام نجات میداد و در خارج از سرحدات افغانستان رفته و بفعالیت های سیاسی آغاز میکرد.

هم چنان آن مرحوم در ازدواج بعدی اش،مشکلاتی را در میان فامیل جلیله و معروف شان تولید نمود، با آنکه همه میدانستند. این موضوع شکل سیاسی را داشت، که سر انجام تلخی های را نیز ببار آورد ولی میدانیم که گاهی این اعمال از نوابغ سر میزند. این نگارنده طوریکه در سطور بالا عرض کردم در طول حیات شهید سعید بدخشی برایش احترام قلبی داشتم و ارتباط ما کا ملآ غیر سیاسی بود و فقط هنری و فرهنگی و وطنداری بود. خداوند او را غریق رحمت خود نموده و جایش را فردوس برین سازد.

 

آمین یا رب العلمین.

عنایت الله شهرانی.

 

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • نبیل
    آمین خیلی عالی نوشته اید جناب استاد .

  • ناشناس
    salom doston man khodam az woloyate sarepol asttam wa masule SOZO dar on wuloyat ham budam dostoe ma n amesh sawol mekardan ke marum badahshe az kudom miliyat afghniston ast man ke az miliyate on buzor mart ke doshtam meguttam ke shaed buzurk ozbek ast wale yak tedod az rabarie SOZO ba taure mesol ba sher baqloni wa.... en akeqat ro kudmon mekardan ke marum badaqshe ozbek ast
  • ناشناس
    khedmate aqae sharani salam

    bad az maqalae shoma fahmeda shod ki badakhshan shayad mesli ariana n ame eshtoba bashad.bayad badakhshan ra turkistan wa ariana ra turk goft.omed moshkili shoma barae c hand lahza hal gardad.
    wa enki ba padar wa bachi amtakalose khod ki yak poli ojaj ra dozded wa pesa r mosrofe ekhtelas wa khedmat ba i.s.i as chi nesbaty daren.FARID
  • احمد کامل
    اینهمه توصیف بخاطری صورت گرفته که بالاخره بدخشی را ازبک نشان دهد. عظمت و بزرگی بدخشی درتاجک بودن یا ازبک بودن او نبود، بلکه در طرز تفکر و اندیشۀ والای او بخاطر رهائی اقوام تحت ستم و زخمتکش کشور بود.

    جناب شهرانی صاحب دراندیشۀ پان ترکیزم غرق بوده و پرسیده است که "بدخشی از نگاه خون و زبان مربوط کدام ملیت است؟" مگر خون تاجک وازبک فرق دارد؟ مگر تاجک خواندن یا ازبک خواندن بدخشی جعل نسب و اصلی ت اواست؟ شما که درزندگی اش با او بجرم "ستمی" بودن جرات حرف زدن و یکجا نشستن نداشتید، حالا می خواهید که ازنام ونشان او پس از مرگش بخاطر ازبک ثابت ساختنش برای خود شخصیت کمائی نمائید!

    یاران بد خشی شما را میشناسند و ماهیت مقالات پان ترکسیتانۀ شمارا بلد هستند! اشک تمساح ریختن سودی ندارد، کافیست تجارت قومی! شما که فدرالی میخواستید چطور در صف کرزی قرارگرفتید، مگر شرم ندارید؟

    احمد کامل
  • ahmad arian  - salam

    banda az malomat ki shuma dadid mamnonam,
    man ba ein nazare shuma mowafiqam ki tajik ya turk bodan e ishan bayad matrah nabashad balki andishai badakhshi mohtram shomorod walaw ki eishan pashtoon ya ha m kodam qawme degare bashan.
    ama az maqalai shuma tashaku ta ki betanim badakhshi ra ba an chizi ki ast dost dashta wa az mafkora hai esihan mostafid gardid na bakhater az ein wa an qawm bodan.

    bayad goft ki shahrani sahib az wazir brother wa brotherzada eishan door hastan wa gah ham ba anha ba yak kasa amishinand. wa kodam masolyat ham nadaran ki ha ba karzai nizdek shudan ya door chon eishan da r tasmim geri ha naqsh nadashtan wa nadaran.

    hastan kasani dar baine tajk ha wa uzbk ha dast ba taf ruqa andazi mezanand ama bayad danist ki ein do milat dar afghanistan juda nashudani hastan..
    pas be htar khawhad bod ta wajh hai moshtarak hardo milat ra nawisendagan wa tahlilgaran dar nazar grefta d ar taqaroob beshtar kar konan ta betanem yak wahdat wa aramesh ra dar manteqa manend hamish barqarar negah darim.

  • ناشناس
    دوستان گرامی! هرقوم وملت در طول تاریخ خود اندشمندان ومتفکرین را پرورانده است که نسل های بعدی ازآنهاب ه افتخار یادمیکنند. ولی متاسفانه درکشورما که همیشه موردتهاجمات گوناگون ازنظامی تا فرهنگی وسیاسی، قرا ر گرفته است. علما ومتفکرین وسیاست مداران مارا بدنام کردند.شهادت استاد بدخشی را یکجا باملیونها شهید و طن راخداوند قبول فرماید ولی چه تضمینی وجود دارد که اگر بدخشی شهید نمیشد ودراین باتلاق کثیف سیاست وطن ما گیر می ماند؟ آیا این قدسیت برایشان باقی میماند؟ مثل صدها متفکر که امروز درلست سیاه حقوق بشر وغیر ه وجود دارد. بدبختی ما درینجا ست که مهاجمین برایمان هیچ چیزی نمیگذارند.
  • سبزپوش
    آقای عنایت الله شهرانی بخاطریکه زنده یاد بدخشی را یک ازبیک معرفی کند دست به نوشتن این مقاله زده است. من بعنوان کسیکه فقط چند نکته از ادبیات و نگارش میدانم.. نوشته یی آقای شهرانی را یکی از بی ارزش ترین نوشته ها میدانم. ایشان ضمن اینکه مدت زیادی میشود که دست به نوشتن میزند اما در هر اثر و به اصطلاح نو شته یی او به وضاحت ناتوانی قلم او دیده میشود. شاید یگانه چیزیکه آقای عنایت شهرانی بلد هستند، کاپی کر دن موضوعات از کتابهای دیگر است. شاید یکی از عوامل ایکه آقای شهرانی توانسته چند اثر را فقط ترتیب بدهد اینست که ایشان نسبت به بسیاری ها وقت زیاد دارند و از بیکاری زیاد میروند و نوشته های دوستان دیگر را کاپی کرده در یک کتاب چاپ میکنند.. گواه این ادعا همان کتاب هایست که ایشان بنام کتاب خودشان بچاپ رسانی ده اند.
  • آریایی
    ملت افغانستان خوب میداند که زنده یاد بدخشی از کجاست و مربوط به کدام قوم. آقای شهرانی فقط بخاطر ساختن هر کس بنام ازبیک هر گونه عمل پست را انجام میدهد. شهرانی ها همه در گرو قوم پشتون هستند و امروز آمدن در مورد بدخشی شهید صحبت میکنند. شما بروید همان پاه بوسی خودتانرا بکنید.
  • na shunas
    Hanoz ham en famil (shahraniha)sharam na may konand ke badakhshy ra uzbek marefe may konand dar hali ke ba name qawm uzbek terjarat kardan wa ba karzi yak ja shodam dar nazdi enha mawze uzbek bodam ma t rah nest bary ez enha agar poll dada shawad har kary ke bu khahi may konand aga poll but ke Quran karim ra ba nafe nasraneyat tarjama kon shahrni kalan hazer ast ke en kar ra bu konad
  • سهراب  - به دوستان اندیشه بدخشی
    سلام به دوستان عزیز!
    دوستان عزیز تا هنوز بدخشی را به چشم ندیده ام اما این را به خوبی میدانم که بدخش ی فرا قومی و فراملتی بود که امروز به جرات می توانم بگویم این بزرگمرد تاریخ مرز ها قومی و کشوری را از میان برداشت و اندشیه هایش به مانند اشعار مولوی، فردوسی و سعدی در سرلوحه کشور ها حک گردیده.
    من خورد سال بیش نبودم گاهگاهی که در جمع از پیروان راه این اندیشمند بزرگ، که از جمله شان پدر مرحومم (شاه جا ن) نیز اشتراک داشت سر میزدم اما گاهی از ایشان نشنیدم که گفته باشند بدخشی مردی از این قوم و فلان قوم بود بلکه همه غرق در تفکر والای بدخشی بودند لطفااز این اندیشه هایتان مکتب انسانیت بدخشی را دور نگهدار ید.
  • safawi  - Badachshi
    Oqoie sharoni salom.
    hama medonand ke hadaf maqolae shomo na dar moredi shackseati bozorgi BADACKSH I ast balke jenobi PROFESSOR mekhohad esbot konad ke badachshi turk ast.woie ba holi chonen PROFESSO R,ke qarq dar kasofoti turko turk bozi boshad.woqean khejolat owar ast ke PROFESSOR be maslak dar fe kri chest.metasam az on rozeke jenobi PROFESSOR en rp khohad esbot kardand ke
    naozobello KHODOWAND ham TURK TABOR bod.
  • sorosh  - toher
    ajab proesori ke marazi torkezem dar kalle khomash boqi ast wa to hanoz khob mebenad
    kallae seasi w a andeshae seasi kori har kas nameboshad wa on qerat mekhohad wa koshes nakoned ke ba badacksi towhe n koned.
  • عنایت الله کریمی  - اشتباه آقای دکتور عنایت الله شهرانی

    جناب پروفیسور دکتور عنایت الله خان شهرانی السلام علیکم و رحمت الله .اما بعد جناب دکتور و پروفیسور که ادیب و دانشمند هم هستید و کتاب هم منتشر میکنید و در مورد ضرب المثل ها هم حضور ذهن دارید و کتاب «ضرب المثلهای دری افغانستان» را هم منتشر نموده اید و از دری هم حرف میزنید ، میخواهم خدمت تان چند مورد کو چک ولی مهم راعرض نمایم : اول اینکه در کتاب ضرب المثل های تان از ضرب المثل های تمام کشور های فارسی زب ان استفاده گردیده و این ضرب المثل ها مختص به افغانستان نمی باشد و باید نام کتاب تانرا « ضرب المثلهای دری یا فارسی » می نهادید و از کلمۀ افغانستان صرف نظر می نمودید تا خوانندگان فارسی زبان دیگر کشور ها که از ضرب المثلهای شان به نام مثلهای افغانستان یاد شده به ریش ما نخندند . دوم کسی که خود را پروفیسو ر و زبان شناس و هنرمند و روان شناس میداند نباید کلمۀ « سی أمین » را « سیمین » ( که معنی « نقره ای یا سفید و درخشان » را دارد و اسم خانم ها میباشد ) بنویسد . یاد آوری این کلمه فقط به عنوان نمونۀ اشتباه ات املایی و انشایی یک معلم زبان فارسی « دری » بود وگر نه ... سوم اینکه باز هم بعنوان یک شووینیست ، ت بارگرایی نموده اید و تُرک و فارس و عرب و عجم را به میان می آورده اید تا باشندگان این سرزمین را که از اقوام مختلف تشکیل گردیده و به زبان های مختلف صحبت می کنند ، به جان هم بیندازید و بتوانید با دیگر هم فکران و هم پیمانان تان به غارت و چپاول بیشتر از بیت المال ادامه دهید و خود و فرزند رشید تان وزیر و . .. شوید . چهارم شما که هم شعر میدانید و هم ضرب المثل ، آیا این شعر معروف را که به ضرب المثل تبدیل شد ه ، شنیده اید یا نه که می گوید : ( گیرم پدر تو هست فاضل - از فضل پدر ترا چه حاصل ؟ ) بلی گیریم شما و مرحوم طاهر بدخشی نه همشهری تُرک تبار بلکه برادر باشید ، آیا او هم مثل جنابعالی خواهان تجزیۀ افغانست ان و تشکیل کشور های ( ترکستان ، فارس استان ، بلوچستان ، پشتونستان و غیره )بود ؟ خواهشاً وجه مشترک تا نرا با ایشان مشخص فرمایید وگر نه شما را به خدا برای مهم جلوه دادن خود ، مبارزان و میهن پرستان را خرا ب نکنید . با تقدیم احترام برادر ازبک تان که متعلق به قومی از اقوام شریف افغانستان میباشد . عنایت الل ه از میمنه
  • حیران
    محترم شهرانی صاحب درست نوشته اند.چرا یگ تعدادعصبی شدند که چرا شهرانی نوشته که طاهر بدخشی ازبک است خی می نوشت که بدخشی تاجیک است
  • kowa
    oqoie SHARONI!
    man az shomo ek sawol doram.zamoneke en maqola ro menaweshted khejolat nakasheded.ag ar en kalema ro befhmed.
  • ناشناس
    عنایت الله جان بین فارسی دری و تاجیکی هیچ فرقی
    وجود ندارد تنها دشمنان می خواهند این یک زبان
    به سه قسمت تقسیم شود ورنه همین خورجین که تو در میمنه از او استفاده می کنی مشهد تبریز بندر عباس
    و گرکان به همین نام یاد می کنند.اگر علاقه به زبان و فرهنگ خودت داری لطفا کمی بیشتر مطالعه
    بعرما ودر دل تاریخ سر زمینت سر فرو ببر.
  • nashenas
    sa wr wb ager badakhshi saeb zirack mebud khod der graw hezb chap gray kamonisti saza ya khalq we ya parcham shamel ne me kard (khodawand pak sharani saeb hedayat konad wasf kase ra nomae d ke aqlan yek karesh be rezay khoda bashed Ne bekhater ozbak bodan weya tajek bodanesh


    Waslam
    az Norway
  • منوچهر
    جناب پروفیسور شهرانی در باره شهید بدخشی نظریات سازندهء را ارایه نموده است ولی در یک قسمت مرتکب اشتبا ه گردیده که رهنروان شهید بدخشی هیچگاه در فکر کتمان هویت ملی وی نبودند همه کسانیکه در آن مکتب درسی خو اند واز اندیشه های شهید بدخشی فیضی برده است میدانیستند بدخشی از کدام تبار وملیت است ولی تعداد از کس انیکه ادعا صادق بودن را در این اندیشه داشتند ماورای ملی وماروای قومی شعار داده و از آن خط فکری شهید بدخشی عدول نموده با آرمان های وی پشت کردند همسویی وهم نوایی با بدخشی واندیشه های وی کاری مشکلی بود و شهرانی که با خصوصیت محافظه کاری که داشت نمیتوانست با آن همگام شود ازینکه برادر وبرادرزاده آن چه ارتب اط وروابط دارند به عنایت الله شهرانی ارتباط ندارد و اینکه فدارلیست های جدید در شمال به کرزی پیوستند شهرانی هم فعلا هم به این جنبش سر وکاری ندارد در این جا حلقات که در دلال پیشه وجود دارد که با معامله ضربه مهلکی به جنبش رهایی بخش ملیت های محروم وارد مینمایند
  • شهين

    عنايت الله شهراني اين فاشيست كوردل و دوروي كسيست كه اگر به آب زمزم وضوبگيرد واگر از قران لباس ببوشد واگر باناله وگريه بشيماني جهاني را از روي توبه از اعمال خائنانه اش كر كند وبا گريه سيل دماني رابه وج ود بياورد كه ذيروح وغير ذيروح را از زمين بردارد واگر توانائي اي بالاتر از رستم ومسعود وهزاران گُرد ت اريخ رزم وقوت تاجيكان (آزادگان) راداشته باشد واگر فاشيزم هدايت شده از آي اس آي ايشان هتلر وموسيولوني را در كم فاشيست بودن بشرماندكه خوشبختانه اندكترين درايت ، ليالقت و زوري ندارد چون اورا باتمام خيان اتش به قوم وتاريخ تاجيكان وآي اس آي و مزدوري بنهاني اش به فاشيستان افغانملتي دشمنگونه شناخته ايم ،اس تغفار ونداي بخشش اش در برابر تاجيكان جهان مخصوصا در سرزمين خراسان ديگر قابل عفو وفروگذاشت نخواهدبود. برادر در لباس سفيد دزد ، برادرزاده دزد وجاسوس خود همچنان ياروهمكار آي اس آي .مثل معروفيست كه به چلچ ل ... دريا مردار نميشود.خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان تا سيه روي شود هركه در او غش باشد. ولي تاجي كان يك دست ويك نظرجهان در دفاع از قهرمانان وبزرگان خود در برابر اين ابله بيسواد ومثل او خاموش نخواهن د نشست. ما اگر عاشق فرهنگ بربار فارسي دري باشيم كه خوشبختانه هستيم امروز ديگر بادرك وشناسائي از دوست ان ودشمنان خود در برابر اين مزدوران كاري از بيش خواهيم برد.
  • marif_noori@yahoo.com
    بدخشی مبارز ملی بود زیرا او دوست نزدیک نور محمد تره کی بود که او پشتون بود یعنی به یکی از دو قوم مهم افغانستان ار تباط داشت.
  • هوسی  - دوازده پاسی که از پروفیسورانش گله دارد.

    سلام دوباره ، نوشته اولی من سانسور شد ، من تا جاییکه یادم است گفته بودم ، با کومنتار های آقایان ،احم د کامل ، سبز پوش ،عنایت الله کریمی وبعضی قسمت های نوشته آقای شهین کاملاً موافق وهمنوا هستم به همین ل حاظ به نکاتی که ا یشان اشاره کرده اند تماس دوباره نگرفته تنها به حیث یکی از خواننده گان تان به ادامه انها چند سطری علاوه می کنم
    آقای شهرانی ویا ساده تر بگویم ،پروفیسور شهرانی با این طرز دید وتفکر وان تخاب این سوژه مارا به تکرار این شعر وادار ساخت.
    چوبیداد کردی توقع مدار که نامت به نیکی رود یاد
    وهمچن ان باید گفت که .
    امیدواربودآدمی به خیرکسان
    مرابه خیرتوامید نیست شر مرسان
    وبا این شعر که گفته اند
    دربساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست
    یاسخن سنجیده گوای مرد دانا یا خموش
    ما ندانستی م این همه دنک ودولی راکه جناب ایشان درین مقال براه انداخته اند با ثبوت ان چه را میخواهند بدست بیاورن د؟ درین زمانیکه کشورما در اتش بی اتفاقی و دربدری، جنک و وعوامل ناشی از آن در حال سوختن است ودر حریم ازبک ها وتاجیکها وسایر ملیت های دیگر ، به اصطلاح خیر وخیریت است ، با شوردادن این گ ... باز راه نفاق دیگری را باز کرده آنرا شور می دهند ، وقتی پروفیسوران قلابی ما که به جز از کاپی کردن این اثر و آن اث ر بنام کتابهای خودش میخواهد غیر از کمپوزیتوری واهنگ سازی ونوازنده گی و شاعری ونقاشی که درآنها ملقب ب ه پرو... شده اند دیگر مصروفیت وابتکاری ازخود ندارند ، در آثار کاپی شده ایشان که در دسترس است هم دیده می شود که با اطلاق لقب پروفیسور به ایشان آدم بار بار به شک می افتد که چگونه ودر چه زمانی به این دک تر لقب پروفیسوری داده شده ؟
    اگر ایشان مرحمت کرده به خواننده گان این سایت بگویند که دفاع تیزس پروفیس وری شان چه عنوان داشته وباچه موضوعی موفق به بدست آوردن این لقب شدند خیلی ممنون شده خود را که بیسواد بیشی نیستیم میخواهیم برای چنین افتخاری آماده سازیم منهم داکتر هستم وسالهاست در صدد بدست آوردن پروفی سوری ! لطفاً راهنمایی کنید.
    درکشوریکه بشتر از اندازه انگشتان دست یک آدمی پروفیسورانی وجود نداشته با شد واز جمله یکی اش هم اینطور ودرین سطح قرار داشته باشد ، ما افتخار می کنیم به دوازده پاسی خود.
  • شگوفان بهادر
    من نیز مانند سایرین نظریات آقای شهرانی را کاملآ رد میکنم من اززبان دستگیر پنجشیری غضو فعال کنگره موس س حزب د.خ. ا. شنیده ام کخ طاهر بدخشی یک تاجک بود ودرترکیب کنگره موسس حزب نیز به همین حساب درجمله موس سین حزب برگزیده شده بود واین نظریات شهرانی کاملآ غلط وبهتان است . درحقیقت بدخشی فرزند بمارز خلق تاک است واین حقیقت غیر قابل انکار میباشد .... برویت اسناد دست داشته حزب د.خ.ا.
  • محمد سعید  - msaeed16@gmail.com

    آقایون محترم کامل ، ،سبزپوش ، اریایی قلابی ،
    عنایت الله کریمی ، ناشناس ، شهین برادران سلام
    چراعص بی شده اید ؟؟ خداوندکریم درقرآن شریف
    خبرداده است که ما شمارا به اقوام وزبان مختلف
    خلق کرده ام تا شناخته شوید.کسی ازقوم اوزبیک باشد
    اوراازقوم( تورک) اوزبیک میگویند، ازقوم تاجیک باشداورا
    تاجیک میگ ویند، این یک طبیعی حال است .
    آقای محترم داکتر عنایت الله شهرانی کدام چیزی خلاف نفرموده اند. فارسی ز بان های ایران امروزی به هرسودست میاندازند، میگویند( مال خودم ازخودم مال مردم هم ازخودم )مولانا جلال الدین رومی ثم بلخی ، ابوعلی سیناازبخاراازپایتخت های تورکستان
    است ابوریحان بیرونی ازخوارزم مرکزتوک ستان است ابونصرفارابی یا معلم ثا نی بعد ازارسطو ازتوکستان
    وغیره را میخواهند به خود قلم دادکنند هرق وم میخواهد فرهنگ کلتورخود را به خود
    نگاه دارد
    شما ضرورنیست وفت خود را به مقابل حقگویی اقای شهران ی ضایع کنید زیرا من نوشته شان را خواندم همه گفتارشان ازروی اسنادبوده انهاییمه شاهد اند الحمداالله د ر قیدحیات هستند بایدمتذکرشدکه تاجاییکه ازفحوای مقاله اقای شهرانی بدست میاید وی ازروی نوشته های بعضی مبالغه کنندگان نوشته است تاموضوع روشن شود که اقای شهرانی با مرحوم محمدطاهربدخشی هموطن بوده ومعلومات شان موثق ترازدیگران میباشد تذکرات موصوف مناقشات بی مفهوم را پایان بخشد بااحترام محمدسعید
  • ناشناس  - لطفا واقع بینانه بنویسید

    آقایان محترم هریک کامل، سبزپوش،اریایی،
    عنایت الله کریمی، ناشناس، شهین، شگوفان بهادر، هوسی و کسانیکه نمی خواهند واقعیت را بدانند و راه غلط را اخترا نموده اند ! باعرض سلام باید خاطر نشان کنم که افتخار کردن به قوم و نسب گناه نه بلکه افتخار شمرده میشود( اگرچه د.شهرانی چنین چیزی را مطرح نکرده است)، حضرت پبغمبر محمد (ص) خود به ابا خویش که عبدالمطلب (غیر مسلم بود) افتخار به نسب خود کرده در یکی از غزوات خوش بصدا بلند گفتند: اناابن عبدالمطلب ( با افتخار از نام پدرکلان شان که مسلمان نبود یاد کردند). ما ب ایدعاقلانه فکر کنیم واینقدر عصبی نشویم، من مقاله د.شهرانی را خواندم وی فقط در اخیر مقاله خود دروغ و جعل کاری بعض مغرضین را به ما افشاء نموده است وبس. چرازمانیکه پشتونها بافتخار و علنا در رسانه ها همه گانی ودر آهنگهای خود اتنی وغیره به خود و شخصیتهای خود پشتانه میگویند و شعار میدهند، چرا کسی نمیگویدک ه انها فاسیست و یا قومگرا اند، ولی وقتیکه یکی از ملت های ستمدیده، پرده جعل و کذب را از روی اصل شخصیت های خود برمیدارد و افشاء حقیقت میکند، چرا اینقدر غوغوا برپا میشود؟هموطان عزیز آیا هنوزهم وقت آن نرس یده که واقعیت های جعل شده یکدیگر رادرک و بپذیریم؟
  • حیا تالله سبحانی لقی  - لطفا اگر ممکن است درباره آن خان لقی بنویسید
    باعرض سلام واحترام جناب آقای شهرانی ازبیک بودن شهید بدخشی آشکار است.تشکر از زحمتتان اگردرمورد لقی ها چیزی میدانید لطفا بنویسید بااحترام
    حیات الله سبحانی لقی
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در سه شنبه ، 11 اسفند 1388 ، 09:55
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 10 FEB

GOFTMAAN 09.02

KANKAASH 11.02

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

تاجیــــکان درگــذرگـــاه تــاریـــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

آریــانــا ســـعید

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 44 مهمان آنلاین


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.