نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| عــــاصی: شــاعـــری نشســـته بر ســـکوی بلنــد شــــعر |
|
|
|
| کی کیست - شخصیت هــــای مـــلی، ادبـــی و تــاریخـــی |
| نوشته شده توسط محمد یونس مهرین |
| چهارشنبه ، 6 مهر 1390 ، 12:00 |
|
آری: قهار عاصی شاعری بود نستوه و نشسته بر سکوی بلند آرزوهای پر شکوه ملتشف او ملتش ومردمش را همچون مردمک های چشمش، دوست میداشت وهیچگاهی از یاد مردمش غافل نبود. هر واژه یی از شعر هایش بوی گرم محبت به مردمش را به فضا می پراگندو چتر مهر بانی ها و محبت های او بر سر کودکان سرزمینش همیشه سایه افگنده بود. خوش داشت همیشه آزاد و سربلند زندگی کند و در مبارزۀ قلم واندیشه اش، هیچگاهی در برابر دژخیما ن نابکار از پا نیفتد. جزیرۀ خون یکی از آفرینش های شعری وی است که در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی انتشار یافت واما انتشار این اثر پولادین وزنجیر شکن، کاخ نشینان کریملن را به لرزه در آورد وقصر نشینان کابل را در هراس افگند. عاصی همچون مشت پولادین در برابر اهریمنان با قامت افراشته و همراه با شعر های توفانزایش پشت ارتجاع و کمونیزم را به لرزه در آورد و صدا های رسا وبر خاسته از عشق توفانی اش به مردم وسرزمینش را به گوش سر دمداران و اشغالگران کشورش رساند تا باشد رسالت سنگین و دین دینی ومردمی اش را در برابر ملت به پا خاسته اش ادا نماید. شعر های عاصی، نشانه های روشنی از احساسات ودلبستگی هایش به مردم ووطن ویرانش میباشد که طراوت ودرخشش آن تا بیکرانه ها واوقیانوسهای نافرجام شعر، ادامه خواهد داشت. به گفتۀ یکی از دوستانش، به یاد دارم شب سرد زمستانی را که عاصی دروازۀ منزل ما را دق الباب کرد ودر حالیکه جمپر نازکی بر تن داشت، وقتی پا به منزل گذاشت وبه پشتی تکیه زد مرا به آوردن یک ورق کاغذ دعوت کرد. زمانی که کاغذ را به وی دادم با نوشتن چند مصرع شعر، آهی کشید وگفت:" آتشی که در قلبم شعله ور شده بود، خاموش شد." دوستش میگوید: زمانی که میخواستم بوتهای اورا از مقابل دروازۀ خانه به گوشه یی از دهلیزبگذارم، چشمم به کف بوت او افتاد که سوراخ است وآب در میان بوت وی نفوذ کرده است که دیدن چنین صحنه یی سخت متاثر واندو هگین نمود؛ اما چه بسا که او از بروز چنین حالتی به دلیل غرق شدن در دریای پر تلاطم شعر ویاد مردمش چیزی نفهمیده وبه فکرش هم خطور نکرده بود عاصی مردی بود که بیکرانگی شعر هایش حد ومرزی نمی شناخت. او همیشه لبخند بر دهان داشت با همه کس از در صمیمیت ومهربانی سخن می گفت. زمانی که من مدیر رادیو کابل بودم به دفترم می آمد واگر من میخواستم طرح برنامۀ تازه یی را پی ریزی کنم، نام برنامه را با شعری بلندی از حافظ شیرین سخن انتخاب می نمود و به حق که شعر شناس و سخن سرای نیک اندیش وزیبا نگر بود. آری روحش شاد و قامتش در قام قیامت بلند باد!
|
| آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 6 مهر 1390 ، 12:14 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




اینک به یادبود مردی از تبار قلم واندیشه و تراوشگر وپدید اورندۀ واژه های گهربار شعر به سرزمین شعر وشاعری سیری می کنیم وهمگام با قافله سالار سروده هایی همچون لالایی برای ملیمه، جزیرۀ خون وصد ها اثر دیگری از این شاعر فقید و گرانمایه " قهار عاصی" راهی چشمه ساران نور میشویم تا باشد لحظه هایی را با بوی رایحه افزای شعر های عاصی به تکریم بنشینیم.






