Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
در بــاره مــذهب فقــهی ســید جمــال الــدین افغـــانی (بخش چهارم) PDF پرینت ایمیل
کی کیست - شخصیت هــــای مـــلی، ادبـــی و تــاریخـــی
نوشته شده توسط مهران موحد   
دوشنبه ، 5 ارديبهشت 1390 ، 12:52

در بــاره مــذهب فقــهی ســید جمــال الــدین افغـــانی (بخش چهارم)نویسنده: دکتر محمد عماره
برگردان: مهران موحد
آنان که باورمند به فارسی و ایرانی بودن سید جمال الدین هستند می گویند که وی شیعه مذهب و پیرو مذهبمهران موحد جعفری بود و از آن بالاتر، نسبت به مذهب شیعی تعصب و سخت سری از خود نشان می داد. نقض و ابطال این ادعا بسیار آسان تر است نسبت به ادعای پیشین در باره ایرانی بودن سید جمال چرا که ادعای شیعه مذهب بودن سید جمال پس از ادعای ایرانی بودن وی طرح شده.

 ادعای نخستین برپایه شواهد و دلایل نقض شد پس مردود و سست بودن این ادعا هم خود به خود ثابت می شود.

از آن گذشته، هنگامی که نوشته های کسانی را که مذهب فکری و اندیشه های کلامی و مشرب فلسفی وی را آزموده اند مورد توجه قرار دهیم درخواهیم یافت که ادعای شیعی بودن وی به کلی بی پایه و نا استوار است.

افزون بر همه این ها، نوشته های سید جمال که برای ما از خود به یادگار گذاشته نیز چنین ادعایی را بی اساس می سازد.

امام محمد عبده به روشنی و قاطعیت می گوید که مذهب کلامی سید جمال، مذهب اسلام به عنوان آیین اسلام بود و نه مذهب به معنای معمول و تنگ و محدودش. عبده می افزاید: سید جمال، پیرو و "مقلد" در نظریات خود نبود و می کوشید اندیشه و رفتارش در چارچوب فکر سنت صحیح باشد. البته گرایشی هم- در اندیشه و سلوک خود- به تصوف داشت. محمد عبده تاکید می کند بر این نکته که مذهب فقهی سید، مذهب ابوحنیفه بود آن جا که می گوید:" مذهب فقهی سید، مذهب حنفی بود. وی اگرچه در عقیده خود "مقلد" نبود ولی همواره خود را مقید به سنت صحیح می ساخت همزمان با این که تمایلی به مشرب صوفیان بزرگوار داشت"( الاعمال الکامله از امام محمد عبده، ج 2،351).

هنگامی که یکی از اعضای «جمعیت العروة الوثقى» به امام محمد عبده هنگامی که در پاریس اقامت داشت، نامه نوشت و از مذهب "رهبری جمعیت" از وی پرسید و از این که آیا رهبری جمعیت پیرو مذهب ظاهری است؛ محمد عبده در پاسخ چنین نوشت:" در خصوص آن چه که در نامه ات از "ظاهریان" نوشته ای، باید بگویم: راستش هیچ گاه دل دلم نگذشته بود که اندیشه شما به آن طرف جولان کند و در ما تشابهی با "ظاهرگرایان" بیابید... ما سنیِ اشعری یا ماتریدی هستیم. در شیوه برگزار کردن عبادت ها به یکی از چهار مذهب، خود را پایبند می شمریم. برخی از ما مالکی مذهب هستند و بعضی دیگر شافعی مذهب و عده ای دیگر خود را پیرو احمد حنبل می شمارند و شماری نیز به پیروی از امام ابوحنیفه همت می گمارند. در زمینه معاملات و کارهای روزمره خود پیرو مذهب فقهی ای هستیم که زمامدار منطقه به آن وفادار است اگر مربوط باشد به یکی از این چهار مذهب- بسته به این که در کدام منطقه زندگی می کنیم. اگر زمامدار منطقه پایبند یکی از چهار مذهب اهل سنت نبود تا حد توان خود می کوشیم که مرافعه به آن ها نبریم و از آن ها داوری نخواهیم"( همان مرجع،ج1، 614).

همین نکته را یکی از شخصیت های معاصر او که شناخت خوبی نسبت به وی داشته – میرزا سید حسین خان عدالت تبریزی- نیز مورد تاکید قرار می دهد. میرزا عدالت خان از گفتگوهایی سخن می زند که میان سید جمال الدین افغانی و برخی از کسانی که کنجکاو بوده اند در باره اندیشه های سید جمال بیشتر بدانند رخ داده. این افراد در طی این گفتگوها سید جمال را در مورد مذهبش پرسیده اند. آن چه را میرزا سید حسین خان عدالت تبریزی از جریان این گفتگوها به ثبت رسانده به روشنی نشان می دهد که سید جمال الدین به شدت پایبندی خود به یکی از مذاهب را رد می کرده (مذاهبی که موجب نزاع و درگیری میان مسلمانان شده) و هیچ گاه خود را پیرو و مقلد هیچ از یک پیشوایان یکی از این مذاهب نمی شمرده ات. میرزا سید حسین خان می گوید:" هر باری که کسی سید جمال را می پرسید که پیرو چه مذهبی است وی در پاسخ می گفت:« من مسلمانم»! باری چنین اتفاق افتاد که یکی از علمای اهل سنت از سید جمال که سرگرم درس دادن به شاگردان خود بود پرسید: عقیده ات چیست؟ سید پاسخ داد:«من مسلمانم». بار دیگر آن عالم اهل سنت از وی پرسید: پیرو کدام مذهب هستی؟ سید جمال پاسخ داد:« بنده در پیشوایان مذاهب هیچ کسی را نمی شناسم که از من بزرگ تر باشد تا راه و روش اش را دنبال کنم».. آن عالم باز هم سوال خود را این گونه مطرح کرد: ادعای بزرگی است آن چه تو بر زبان آوردی، پس به من بگو که به کدام یک از مذاهب چهارگانه اهل سنت عمل می کنی؟. سید در جواب گفت:« در پاره ای از موارد با برخی از آن ها ( پیشوایان چهار مذهب اهل سنت) همداستان هستم و در بسیاری از موارد با آن ها مخالفت می کنم!».( جمال الدین الأسد آبادی، ص162).

از آن بالاتر، می توان گفت: در سخنان سید جمال الدین افغانی برخی از گزاره هایی هست که این نکته را به خوبی اثبات می کند که دیدگاه وی در مورد مذاهب و «مذهب گرایی» برخلاف دیدگاه های تنگ وتاریک حاکم در آن زمان بود که البته تا هنوز هم آن دیدگاه های دگم و بسته در حوزه های دینی حکمرفاست. در واقع، ایشان همه کسانی را که به پیامبری حضرت محمد(ص) باورمند بودند پیروان یک مذهب می شمرد، خواه آن ها مربوط به آنان که "اهل سنت" شمرده می شوند می شدند یا در عداد متکلمان بودند یا از جمله فلاسفه و حکماء تلقی می شدند. وی به شدت از کسانی که خود را اهل سنت می پنداشتند و حکماء (اهل حکمت و فلسفه) را تکفیر می کردند انتقاد می کرد و چنین می گفت:" مدعی پیروی از "سنت" هستند در حالی که یاور "بدعت" اند. آیا بدعتی از این بزرگ تر است که کسانی که پیروی از آن چه به محمد نازل شده می کنند یکدیگر را کافر بدانند بی آن که برای این کار خود مستندی از قرآن یا حدیث داشته باشند و تنها بهانه تکفیر آن ها این باشد به خاطر این که مذهب اهل حکمت و فلسفه با مذهب آن ها یکی نیست و مخالفت دارد؟ این مدعیان اهل سنت بودن با خود عهد بسته اند که در هیچ سخنی با حکماء همداستان نباشند. نمی دانم که چرا این ها پیامبری حضرت محمد (ص) را منکر نمی شوند به جهت این که حکماء به آن باور دارند؟

خیلی شگفت آور است! چه ضرری به حال ما عاید می شود چنانچه همه مردم روی زمین با سخنان ما موافقت کنند؟! این در واقع نه تنها زیانی به حال ما ندارد بلکه هدف ما را برآورده می کند. هدف و آرمان انسان خردمند خصوصا کسی که خود را از اهل سنت و مخالف بدعت می داند، باید این باشد که مردم جهان را با خود همآهنگ کند (نه این که به دنبال مخالف خوانی باشد).(التعلیقات علی شرح الدوانی للعقائد العضدیة، تعلیق شماره 71).

گمان می کنم که این عبارت هایی که در این جا آوردیم کافی است تا ثابت کند که سید جمال الدین افغانی «مذهب» را به معنای متداول و محدود آن به هیچ صورت نمی پذیرفت و مذاهب اهل سنت را نقد می کرد و با تعصب و طرفداری بی دلیل و بی رویه برخی از پیروان مذاهب فقهی اهل سنت نسبت به مذاهب شان و رد و انکار مذاهب دیگر با قاطعیت به مقابله می پرداخت و آن را برنمی تابید.

در حالی  که سید جمال، تعصب مذهبی حاکم در میان اهل سنت را نقد می کرد، تشیع را هم از اساس نمی پذیرفت. نصوص فراوانی از سید جمال به یادگار مانده که به روشنی این نکته را به اثبات می رساند که تمایل فکری ایشان به مذهب شیعی به هیچ صورتی درست نیست و اندیشه های ایشان هیچ نسبتی با اندیشه های شیعی ندارد.

سید جمال ایده مرکزی و مهم در مذهب تشیع که بر پایه آن اندیشه تشیع استوار است و فی الواقع بدون باورمند بودن به آن ایده کسی نمی تواند خود را شیعی بشمارد و اصولا دلیلی برای عرض اندام کردن مذهب تشیع - چه در حال حاضر و چه در گذشته تاریخ-  باقی نمی ماند را به شدت مردود می دانست. این ایده عبارت است از :« لزوم وجود امام معصوم که حجت و نشانه دین است».. آری، سید جمال این نظریه را رد می کرد و نظریه مخالفان شیعه را بازگو می کرد دائر بر این که شریعت و قرآن نشانه هستند و همین که پیامبر اسلام همه احکام دین را به مردم ابلاغ کرده ما را از پیشوای معصوم بی نیاز می سازد. در این  زمینه وی چنین می گوید:«.. برای ما شریعت و ایمان به عنوان "نشانه" بسنده است و آن چه به صورت قطع از قرآن برای ما ثابت شده ما را کفایت می کند و نیازی به راهنمای دیگر نیست که همانا پیشوای معصوم باشد. ما هیچ نیازی به نائب شرع نداریم جز در مورد رساندن پیام و نصوص دینی و پس از رسیدن پیام، ما خود می توانیم در روشنی نصوص شرعی دانش بیندوزیم و احکام شرع را دریابیم و مطابق آن ها عمل کنیم..» ( همان مرجع، تعلیق شماره74).

سید جمال الدین افغانی هنگامی که از واقعیت های عینی حاکم بر جامعه اسلامی سخن می زند و چنددستگی ها و کشمکش های درونی مسلمانان و تقسیم شدن آن ها را به سنی و شیعه می بیند، ناراحت می شود و به شدت این وضعیت را محکوم می کند و تاکید می کند بر این که این کشمکش ها و چند دستگی ها هیچ دلیلی ندارد- نه دلیلی برخاسته از اندیشه اسلامی و نه دلیلی مربوط به واقعیت های عینی و نیازمندی های جامعه. وی می گوید:« در میان هواخواهان اهل بیت نبوی در دوره های گوناگون گروه ها و فرقه های گونه گونی ظهور کردند. برخی از این فرقه ها به روشنی گرفتار گمراهی شده اند همانند «مؤلهة»( کسانی که به خدایی علی بن ابی طالب معتقد اند). بعضی از این گروه ها «شیعه غالی» هستند و در محبت اهل بیت راه غلو و مبالغه را می پیمایند. هردوی این دو گروه در ضمن همان سخنی که از علی بن ابی طالب نقل شده داخل می شوند که :« در مورد ما خاندان نبوت دو گروه از مردم گرفتار هلاکت می شوند: یک گروه دوستداران غلو کننده و دیگری دشمنانِ بسیار کینه جو!»..

ولی آن بخش از شیعیان را  که پیرو مذهب امام جعفر صادق اند و محبت زیادی از خود نسبت به اهل بیت پیامبر نشان می دهند و امام علی بن ابی طالب را نسبت به دیگر صحابه پیغمبر برتر می شمارند، نمی توان به خاطر این کارها از شمار مسلمانان بیرون کشید.

ما این گونه اختلافات را اختلافات فرعی می شماریم که نباید به هیچ صورت موجب چنددستگی و نزاع و از آن بالاتر دشمنی وجنگِ فرقه های مسلمان با یکدیگر شود. بی گمان، این کشمکش ها و دشمنی ها و جنگ ها دو عامل دارد: یکی جهل و نادانی امت مسلمان و دیگری بی خردی و تُنُک مایگی زمامداران مسلمانی که هوس کشورگشایی و وسعت بخشیدن به قلمرو خود را داشتند و دارند.

پادشاهان سنی مذهب برضد شیعیان، تبلیغات زهرآگین به راه می انداختند/ می اندازند و چهره شیعیان را در میان مردم عوامِ سنی مذهب دل آزار جلوه می دادند/ می دهند تا بدین وسیله در دل آن ها تخم نفرت و کینه نسبت به شیعیان و دوستداران اهل بیت بکارند و ذهنیت آن ها را آماده سازند برای مقابله کردن و جنگیدن برضد شیعیان. طبعا این زمامدارن می توانستند/ می توانند با گل آلود کردن آب، ماهی مراد خود را صید کنند و به به آسانی گروه و دسته تشکیل دهند و لشکری بسیج کنند برای به جان هم انداختن مسلمانان و به نام شیعیگری و سنی گری آن ها را به کشتن یکدیگر واداشتن در حالی که همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی به قرآن باور دارند و حضرت محمد(ص) را به عنوان پیامبر خود می شناسند.

در خصوص شایسته تر شمردن امام علی به جانشینی پیامبر نسبت به دیگر یاران پیامبر و نیز در باره حق به جانب دانستن ایشان در جنگ برضد معاویه و لشکریانش باید گفت: بر فرض این که بحث و جدل و بگومگو در مورد این مسایل در آن زمان ( صدر اسلام) سودی دربرداشت یا شاید باعث احقاق حقی و از میان برداشتن باطل و ناحقی می شد، معتقدیم که در حال حاضر طرح کردن این گونه مسایل کهنه که سدها سال از آن می گذرد و سرگرم کردن مردم به بحث هایی که به گذشتگان ما مربوط می شده نه تنها هیچ سودی به حال ما ندارد بلکه باعث هرچه بیشتر خدشه دار شدن وحدت اسلامی و چنددستگی درمیان مسلمانان می شود.

در ذهن خود مجسم کنید که اگر اهل سنت بیایند و با شیعیانِ مفضله (آنان که علی بن ابی طالب را نسبت به دیگر یاران پیامبر شایسته تر به خلافت می شمارند) – خواه عرب باشند خواه عجم/ فارسی-  همداستانی خود را اعلام کنند و به این باور برسند که علی بن ابی طالب شایسته تر برای جانشینی پیامبر بود و بهتر بود به جای ابی بکر به خلافت برسد  آیا این کار، کمکی به ارتقای وضعیت زندگی عجم/ فارس می کند و آیا موجب می شود که مردمان عجم/ فارس از زندگی فلاکت بار خود [ زندگی در سایه استبداد و استعمار] رهایی یابند؟

از سوی دیگر، اگر پیروان مذهب شیعی با اهل سنت همباور شوند که به خلافت رسیدن ابی بکر مشروعیت داشت و وی از علی بن ابی طالب شایسته تر برای جانشینی پیامبر بود، آیا این همباوری در مورد حادثه ای که سده ها پیش رخ داده وضعیت مسلمانان سنی را متحول می کند و آن ها را به جلو می برد و از وضعیت ذلت بار و ننگین کنونی نجات می دهد و موجب می شود که جهان تسنن یکپارچگی از دست رفته خود را به دست بیاورد؟

آیا زمان آن فرا نرسیده که مسلمانان این خواب سنگین و غفلت سهمگین چندین قرنه را بشکنند و به خود آیند پیش از آن که همه  فرصت ها از دست برود؟

آهای مردم! سوگند به خدای حق که امیر المومنین علی بن ابی طالب هرگز از شیعیان عجمی/ فارس – و همین طور عموم شیعیان- که وارد نبرد با اهل سنت شوند یا از آن ها خود را جدا کنند به بهانه این که سنی ها ابی بکر را به خلافت شایسته تر می شمارند خشنود نخواهد بود. چرا شیعیان به جای چسبیدن به این گونه مسایل، کاری برای بهتر شدن وضع زندگی خود نمی کنند؟  از قدیم گفته اند: الناس ابناء ما یحسنون= جوهر انسان ها در آیینه دانش و عملکردشان نمایان می شود[ نه در خیال بافی و حرافی شان]( سخنی منسوب به حضرت علی).

همین طور ابی بکر هرگز از این راضی نخواهد بود که اهل سنت برای اثبات شایسته تر بودن وی به خلافت- که موضوعی است مربوط به سده های گذشته و نسبتی با نیازهای عصر حاضر ندارد- با شیعیان وارد جنگ شوند چرا که درافتادن با شیعیان به بهانه اختلافات جزیی با روح قرآن منافات دارد که مسلمانان را دستور داده که همانند ساختمان مستحکم در کنار هم بایستند و یکدیگر را یاری رسانند.

در باب این که چه کسی شایسته جانشینی بلافصل حضرت محمد بود باید گفت: اولا این از جمله مباحثی است که قرن ها از آن گذشته و نیازی به طرح آن در زمان ما نیست. در ثانی، برای حل این اشکال می توان گفت که:" از جمله خلفای راشدین کسی که پس از پیامبر مدت کوتاهی زنده ماند (ابی بکر) پیش از کسی که سالیان درازی عمر کرد( علی بن ابی طالب) به اریکه خلافت نشست". هرگاه خلافت پس از پیامبر اسلام به علی می رسید، ابی بکر و عمر و عثمان از جهان چشم می پوشیدند بدون این که فرصت خدمت رسانی به اسلام و مسلمانان را – البته در حد توان و وسع خود- نمی یافتند ( خداوند از همه آن ها خشنود باد). در این کار هم راز و حکمتی نهفته است. البته ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست( الاعمال الکاملة، جمال الدين افغانى)، چاپ نخست، قاهره،سال 1968 میلادی، ص324-326. گفتنی است، در رساله" الرد علی الدهریین" سید جمال، "باطنیه"( دولت فاطمی شیعه مذهب) را به سختی مورد هجوم قرار می دهد. در این زمینه نگاه کنید: الاعمال الکاملة، ص 158.

این بود آن چه باید می نوشتیم در مورد مذهب فکری سید جمال الدین افغانی.

بدین گونه، مسلم شد که ادعای شیعه مذهب بودن و تعصب ورزیدن سید جمال نسبت به مذهب تشیع ادعایی است بی بنیاد. همان گونه که ادعای فارسی بودن و نسبتش از لحاظ زادگاه و پرورش به فارسیان و ایران نه افغانی ها و افغانستان کاملا نادرست و غلط است.

سید جمال الدین افغانی شخصیتی مسلمان بود که تا پایان زندگی خود برای بیدارگری مسلمانان مبارزه کرد و کوشید زندگی و نشاط را در اکناف و اطراف جهان اسلام و از آن بالاتر در همه سرزمین های خاور زمین به ارمغان بیاورد و مردمان این مناطق را نسبت به وضعیت فلاکت بارشان آگاه بسازد، صرف نظر از این که مردم آن سرزمین ها به کدام مذهب و گرایش فکری یا منطقه جغرافیایی تعلق داشتند.

( خنده آور این که برخی از محققان شیعه مذهب که سخت به شیعی بودن سید جمال باورمند هستند مدعی هستند که وی شاگرد خود محمد عبده را نیز به مذهب تشیع درآورد!( دائرة المعارف اسلامی- شیعی، جلد دوم، جزء ششم، ص 26،27).

 

 

 

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • حاجی اخگر  - سيدعرب بود

    سيدجمال الدين روحانی مبارزومتدين تجديدطلب که اوراميتوان بنيانگذارنضهت اسلامی ومارتين لوتراسلام (نوان ديش دينی) ناميدنه افغان بودو نه ايرانی بلکه چنانچه درين موردخيلی نوشته وتحقيق شده است فرزنديک مهاجرع رب است وازنواده پيامبراکرم ، اوهم هيچ وقت علاقه بافغانستان ومردم وحکام افغانستان نگرفت وبيشترين عمرش رادرايران ومصروترکيه وکشورهای ديگرسپری کردهم ايرانيهای کوشيده اندکه اوراايرانی معرفی کنندتاريخ راجع ل کرده اندوهم افغانهايکه کوشيده انداورا ازنژادافغان يعنی پشتون معرفی کنندمرتکب اشتباه شده اندزيراکه افاغنه يعنی پشتونها ازنسل ونژاديهودوازبنی اسرائيل اندوسيدازجزيره ودرنسل ونزادش قريشی است ماسيدرابه پ اس خدمات بزرگ اواحترام داريم ولی افکاروعقائدش ديگرجزء ازأثارتاريخی شده ونميتواندپاسخگوی واقعيت های ع صرماباشدطوريکه دشمنان اودرموردش مبالغه ميکنند دوستان اونيزخيلی اورابزرگترازشخصيت واقعی اش تعريف ميکن ندوازاوفقط يک فرشته ميسازند، سيدمانندبقيه دعوتگران بزرگ جزيره بخاطراسلام وأزادی سخت تلاش ورزيدولی با لاخره توسط خليفة عثمانی مسموم شدامروزميتوان شيخ قرضاوی راسيدجمال الدين قرن بيست ويکم ناميديادش جاويد ان بادوراهش درخشنده ترمن ازمراجع مختلف اسنادی رابايگانی کرده ام که ميخواهم درمورداصل ونسب سيدمستندوم فصل واقعيتهارابنويسم زيراکه امروزبرخی فاشيستهامانندهاشيميان ادعاميکنندکه ما برادرزاده سيدهستيم درحال يکه اکثرکسانيکه درافغانستان وديگرکشورهای غيرعربی ادعاميکنندکه سيدهستنديا ازنسل مهاجرين عرب اندياسادا ت دروغين که اين يک بحث طولانيست وبايدوضاحت داده شودکه أياکسانيکه نه خودازنسل عرب اندونه باخانواده ها ی عرب روابط خونی برقرارکرده اندميتوانندسيدهم باشند؟ چطورکسی ميتواندهم نواده پادشاه بنی اسرائيل باشده م نواده پيامبرقريشی ؟مگرتاريخ راميتوان تحريف کرد؟
  • برازیلی  - از نام اش معلوم است که هیچ افغان نیست.
    سلام
    بیچاره نویسنده, این همه را نوشتی ولی آقای اخگر در یک دقیقه ثابت کرد که سید جمال الدین افغان نه بلکه عرب است. آقای اخگر راست میگوید, سید جمال الدین عرب بود ولی به شوخی و مزاخ تخلص خود را افغانی گ ذاشت. سید جمال الدین افغان نه بلکه عرب بود. من هم افغان ام ولی برازیلی تخلص میکنم.
    مخلص شما, برازیل ی
  • ناشناس

    اگر فقیه بزرگ سید جمال الدین بدون در نظرداشت مذاهب که بعد از رحلت پیامبر بوجود امد معتفد به اصل اس لام است او در حقیقت یک شیعه است چون شیعه در حقیقت اصل اسلام ناب محمدی است
  • ف - فاضل
    به برادر گرامی آقای مهران موحد با نثر زیبای پارسی،نبشته سید جمال الدین شناس مشهور مصر دکتور محمد عم اره را برگردان نموده است، دست مریزاد! میگویم . همچو بررسی کار پژوهشی ایست که در افغانستان کمتر به آ ن پرداخته شده است، خداکند مجموعه این برگردان به شکل کتاب هم در دسترس علاقمندان قرار گیرد.
    من هم تل اشهای کوچکی در زمینه مذهب عقدی(عقیدتی) سد جمال الدین انجام داده ام که استوار بر شرح سد جمال الدین بر کتاب العقائد العضدیه ، نگاشته شده است.اما اثر دکتور عماره سنگینی خاص خود را دارد.
    علم{به فتح اول)ق لم آقای مهران موحد برافراشته باد !
  • ناشناس
    من واقعاً اندیشه جمال را نمی دانم اگر تنها مسلمانان باهم برادر اند و اسلام مرز نمی شناست این که مفکو ره
    انسانی نیست . درعصر حاضر طرف دار ندارد. شما به مصر ،لیبیا ،تونیس، یمن .وغیره کشور های عربی
    توجه کنید که انقلاب شان رنگ اسلامی ندارد و هیچ شعاری بزد کفر و به طرف داری اسلام گفته نشده این بدین معنی است که اندیشه سید جمال نزد مردم مقبولیت ندارد. مردم عرب به خاطر دیموکراسی از امریکا و اروپا کمک می ط لبند حتی رهبر اخوان مسلمین به صراحت اعلان نمود که این جنبش رنگ اسلامی ندارد مردم طرف دار کنار رفتن م بارک از قدرت استند و خواهان انتخابات .

  • حمیدالله تایلندی
    هه هه هه, خیلی جالب آقای برازیلی.
    دوستان اسم من حمیدالله تایلندی است, ولی من از تایلند نه, از افغان ستان استم. و سید جمال الدین « افغانی » هم افغان نیست. شاید که از ویتنام شمالی باشد, ولی از افغانستان نه. آخر چرا درک نمیکنید؟
    حمیدالله تایلندی
  • مسلمان = سنی
    سلام
    آقای گمنام که فرموده شیعه اسلام ناب محمدی است, میخواهم خدمت شان عرض کنم که: آیا صیغه کردن اسلا م ناب محمدی است, ایا قبر پرستی اسلام ناب محمدی است, آیا به سنگ کربلا سجده کردن اسلام ناب محمدی است, آیا به اصحاب کرام دشنام دادن اسلام ناب محمدی است, آیا دشنام دادن به پسندیده ترین همسر پیامبر, ام الم ومنین عایشه صدیقه که قران مجید از پاکی اش شهادت و گواهی میدهد, اسلام ناب محمدی است, آیا یک انسان را در مقام الله گذاشتن یعنی از او مدد خواستن و التماس کردن اسلام ناب محمدی است, آیا ...
    شما کاذبین و ر افضین صرف دشنام دادن و پوچگویی یاد دارید و بس. نام از اسلام شنیده اید و بس. پیش ات بشینم, ریش ات بکن م. در شبکۀ خود ما می ایی و خود ما را دشنام میدهی, ایرانی لعنتی.
  • ناشناس  - محمد هراتی



    دوستان محترم ومبصرین گرامی !
    سلام
    با تشکر از مهران موحد که مطلب جالبی را ترجمه کرده وبه بحث گذاشت ه است :
    من درین تبصره بمسایل مختصری اشاره میکنم :
    از خباثت فکری واعتقادی اهل روافض وپیروان عبدال له ابن سبای یهودی ودولت صفوی ایران که بگذریم ، از لحاظ تاریخی وفرهنگی ، ایران رافضی بزرگترین دزد فر هنگی وتحریف کننده تاریخ حوزه تمدنی آریا وحتی تاریخ اسلام بوده ومی باشد .
    زمامدران وپیش اهنگان ح رکتهای مذهبی وسیاسی ایران ، همانطوریکه یک جریان سیاسی محض را روکش مذهب ودین داده وبدروغ برای خود صبغ ۀ تاریخی واعتقادی مرتبط با اسلام ساخته اند بزرگترین دزدی های فرهنگی وتاریخی را از کشور های همسایه وحتی جهان اسلام وحتی جهان بشری کرده اند .
    اندیشۀ مذهبی ایشان که فاقد بار فلسفۀ توحیدی ومحتوای غی ر عقلانی ومنطقی داشته ومجموعۀ از خرافات وخز عبلات را ، بنام مذهب بخورد مردم داده ومیدهند، برای غنی س ازی وبارور گردانیدن این اندیشۀ سخیف خود از دانشمندان - فقها -نوابغ - مورخین-عرفا - شعرا وادبای جها ن اسلام وخاصتا افغانستان کمال استفاده کرده وبا کمال بی شرمی وحرامزادگی کل مفاخر عالم اسلام وخاصتا اف غانستان تاریخی را بخود نسبت داده وبرای طلایه داران حرکتهای فرهنگی واجتماعی وعلمی شناسنامه وتذکرۀ ایر انی ساخته اند .
    از دروغهای شاخدار ایشان هم ایرانی قلمداد کرده ابن سینای بلخی - مولانای بلخی - بهزا د هروی - ابوریحان البیرونی - وده ها وصدها عالم فرزانه است که آنهارا بخود منسوب ساخته وبا جعلیات وارا جیف برای ایشان هویت ایرانی داده اند . وازجملۀ بزرگترین خیانت ودزدی تاریخی دیگر ایشان هم ادعای ایران ی بودن سید جمال الدین افغانی است واز همه رسواتر ومضحک تر اینکه اورا شیعۀ رافضی هم قلمداد کرده اند .
    ایران رافضی فکر میکند با خاک پاشیدن به چشم تاریخ میواند حقایق ومسلمات تاریخی را منقلب ساخته وبر ط بق ذلخواه خویش آنرا تحریف کند در حالیکه دروغگوئی ونفاق دینی - مذهبی وسیاسی وحتی تاریخی ایران صفوی بر ای تمام اهل تحقیق کاملا محرز ومسلم است .
    بناءً بر همه اهل تحقیق وپژوهشگران روشن است که ادعای ایران صفوی در مسایل متعدد امور تاریخی وفرهنگی هیچ پایه واساس نداشته وبلکه میخواهند با تکیه بر مفاخر دیگر ک شورها وملتهای وحتی با تحریف اصول فکری دیگران، برای خود صبغۀ تاریخی وفرهنگی وحتی مذهبی هم بدهند وهم ه چیزهارا فقط در انحصار خود قرار دهند .
    اگر از لحاظ مذهبی هم دیده شود بزرگترین علمای جهان اسلام ومه دثین که برخواسته اند اگر مربوط به خطۀ ایران زمین بوده اند هیچ کدام شیعه رافضی نبوده اند .
    شما خود ت صور کنید که :
    حافظ شیرازی - سعدی شیرازی - صائب تبریزی- عطار نیشابوری - فردوسی طوسی - بایزید بسطامی - ابوالحسن خرقانی - خیام نیشابوری - مسلم نیشابوری - واکثریت قریب به اتفاق شعرا وادبای ایران همه سن ی مذهب بوده وبر اصول ومبانی دین اسلام باورمند بوده وبر تاریخ درخشان اسلام اذعان داشته ودر دل همه ایش ان محبت یاران واصحاب رسول الله موج میزد ، بغیر ازحسین شهر یار شاعر متوفی معاصر وروضه خوانهای تکیه خا نه ها که از جملۀ اهل روافض وغلات شیعه هستند دیگر اکثریت قریب به اتفاق ادبا وشعراء وافاضل آن حوزه ، هم سنی مذهب بوده اند اما بعد از حکومت صفویه برای مسخ تاریخ منطقه وتاریخ ایران وحتی ترکیب جمعیتی آن به اشارۀ ابروی استعمار وحتی با همکاری مستقیم انگلیس و...تلاش زیاد بخرچ رفت تا ایران امروزی دربراب ر کل جهان اسلام وکشورهای این حوزه قد علم کرده وبا دیگر کشوره ومفاخر آنها دهن کجی کند .
    بناءً بر اهل قلم وخاصتا روشنفکران لازم است تا بیشتر بر تاریخ اسبق ایران تکیه کرده وهیچ وقت بر نوشته جات تار یخی که بعد از دوران صفویه در ایران بچاپ رسیده اعتماد نکرده وآنرا فاقد ارزش تاریخی دانسته وخاصتا نو شته جات بعد از بوجود آمدن حکومت ولایت فقیه خمینی به هیچ صورت ارزش تاریخی ودینی ندارد.
    محمد هرا تی
  • الافغانی
    اسلام و اعلیکم اخوانی فی الاسلام
    مرحبا آقای هراتی مرحبا!
    شما این رافضین را خوب درک کردید. اسلام عز یز را یک بار صفوی ها و یک بار دیگر خمینی ها تخریب کردند و اینها یک داغ ننگین و سیاه در پرچم مقدس اسل ام اند. اینها بخاطر مستحکم ساختن حکمرانی خود از اسلام عزیز استفاده غلط کردند و اسلام را به میل خود ت فسیر کردند. فعلا مذهبی که اکثرا در ایران مروج است, من او را ایرانیزم مینامم. چرا که اسلام واقعی و نا ب محمدی در آنجا دیده نمیشود.
    الله گمراهان را هدایت کند.
    الافغانی
  • کاکای ضیا


    دوستان نهایت گرامی!
    سر خود را به درد نیاورید. سید جمال الدین یکی از بیدارگران شرق و هوشیارترین انسا ن عصر خود بود. وی همانند امیر حبیب الله (زن پرور)عضو لُژ فراماسیون بود. منتها سید در لژ اروپایی و ا میر زن دوست در هندوستان به این سازمان تبهکار داخل شده بود. سید همچنان به انگلیس ها جاسوسی می نمود و جاسوس موظف بر ضد آمپریالیزم روس فعالیت داشت.
    فعلاً فراماسیون ها در افغانستان فعال شده اند و مانند س ید بیدار گر، افغان ها را به لژ های فراماسیون دعوت می نمایند. می توانید از طریق سایت گوگل نام سید را و لژ فاماسینری وی را پیدا کنید. تشکر به نقل زیر مراجعه نمایید


    لژاسد ابادی( لژ روحانیون)
    سید جمالدی ن اسد ابادی: از نوابغ تاریخ بشریت و از برجسته ترین چهره های اسلامی قرن نوزدهم بود(65.3) که محمد عبده ، بزرگ مرد تاریخ مصر در زمان وی و مترجم یکی از نوشته های وی ، شاگرد وی بوده و همواره خود را از شاگر دان وی خوانده است (65.6). این لژ بنام این نابغه گزارده شده است. چرا (؟). وی از سیاستمداران بزرگ زمان خود و احتمالا از تبار تیزهوشان خراسان بزرگ بود (ن) و در زمان جوانی نزد ایت الله طباطبایی مرجع تقلید انزمان روحانی بزرگ طباطبایی درجه اجتهاد گرفت(65.8). وی با هوش بسیار به عنوان رهبر ضد استعماری جهان اسلام در زمان خود شناخته شده بود. و با سیاست کامل در افغانستان، ایران بزرگ ان زمان، عثمانی ، شمال اف ریقا پیروانی اندیشمند زیادی داشت . وی به عنوان بنیانگذارلژ فراماسیونی "اسد ابادی " شناخته شد ه است و بسیاری از روحانیون شیعه آرزو دارند که جای این سید نابغه باشند و به این ارزو به این تژ پیوسته یا میپیوندند و یا ادای تاریخی وی را در می اورند. این
    روحانیون نا اگاه، بایستی تا ریخ را مطالعه کنند که سید برای چه دلایلی که بایستی تاریخ نگاران بررسی کنند به این لژ ها میرفته، زیرا تاریخ مینگارد که: سید جمالدین یکبار در سال 1879 از لژ ماسونی در قاهره بیرون انداخته شده زیرا در ملا عام وجود خدا را ا نکار کرده".(65.9). لیکن روحانیون شیعه جاه طلب که نخبگی ندارند به افسانه ای بودن این نخبه اقتدا ک رده و در حالی که اشنایی به تفکر مغزی وی را نیز ندارند این لژ را باور داشته وبا خود فروشی خود را در ف رمان مرکزیت لندن گمارده و می پندارند که سید جمال لدین شوند. که از ان جمله خود فروشی ایت الله کاشانی بود که با همکاری با اوباشان و دریافت کمک مالی از بیگانگان(66.3) به قهقرای تاریخ رفت. در زمان انقلاب ایران تنی چند از روحانیون را نیز این "توهم" برداشت و گزیده های بالایی از روحانیونی در را بطه با لژ لندن در این امتداد ادا در می اورند. و در نتیجه مورخین این مطالعات لژ اسد ابادی را ادامه وار ن گارده اند.
    بایستی در نظر داشت که این لژ بسیار قدیمی تر و کاملا متمایز با لژ حجتیه است.
  • افغان نی انسان
    سلام
    ملیت های معکوم سیاست مدار و دانشمند بی عقل به جاممعه تقدیم می کند
    ۱ = تره کی رهبر خلاق ، ۲= سید جمال بیداد گر عصر،۳= صدیق اوغان بنیان گزار ریاظی فلسفی جهان
    ۴= شیخ الحدیث سیاف.۵= شیخ الحدیث مجددی ۶= شفیع دیوانه ۷= اسد مار خور ، وغیره وغیره
    بیاید یک شخصی را به صفت افغان به جهان معرفی کنید ک ه فیض او به تمام بشریت رسیده باشد
    بیایید به این دانشمندان احترام و افتخار کنیم
    ابوعلی سینا ، ابو نصر فارابی ،زکریای رازی، مولانا جلآلدین بلخی ،سعدی ، حافظ ، و هزاران دانشمند مسلمان و غیر مسلمان که اسم های شان درین جاه نمی گنجد
  • حسین
    سلام خالصانه خدمت اقای که نوشته اسلام= سنی
    عرض شودکه برای اینکه بدانی شیعه برحق است یا سنی بایدوجد ان خود را از هرگونه عقده و تبعیض که باعث شود تا از حقیقت فاصله بگیری پاک کنی زیرا حقیقت یک امردر موج ودیت عقده و کینه هر گز اشکار نخواهد شد(حقیقت امری است تلخ که تحمل ان در موجودیت عقده های کور دشوار ا ست) طوریکه مرحوم دکتر علی شریعتی میفرماید خدایا “عقیده” مرا از دست “عقده ام” مصون بدار و برای اینکه با این ابهامات که راجع به تشیع بستی جواب حاصل کنی شما را دعوت میکنم تا جواب این ابهامات خود را در س ایت شبهای پیشاور بیابی : برو در گوگل سرچ کن تحت عنوان شبهای پیشاور: در ین سایت مناظره بین علمای از ا هل سنت و اهل تشیع صورت گرفته است که شما میتوانید این مناظره را در انجا بخوانید: و اگر خواستی ایمیل ا درس خود را درینجا بگذار تابیشتر باهم صحبت کنیم: موفق باشی
  • ناشناس
    ایران در نژاد شمارا گول زد ودر مذهب مارا
  • ناشناس
    گریه بر امام حسین - ع ..نقل از شبهای پشاور

    حافظ: کتب شما پر است از عقاید گوناگون که بر خلاف کتاب و سنت اند؛ مثل این حدیث که مجلسی در کتاب بحارالانوار، از قول پیامبر صل الله علیه و آله نقل میکند:
    «من بکی علی الحسین وجب له الجنه؛ هر که بر حسین علیه السلام گریه کند بهشت بر او واجب می شود.»
    همین ها موجب جسارت شیعه و لاابالی گری آن ها شده و بسیار فساد و فحشا کرده و ده روز محرم عزا داری می کنند و می گویند که در اثر این عزاداری از گناه بیرون می آییم، مثل روزی که از مادر متولد می شویم.
    واعظ: ف ساد و فحشا منحصر به عوام شیعه نیست؛ بلکه در تمام بلاد اسلامی از اهل سنت و شیعه رایج شده است، با این حال در بعضی از احکام و فتاوای فقها و امامان شما احکامی است که اهل سنت را بر ارتکاب محرمات بیشتر جسور کرده است؛ مثل: طهارت سگ، حلال دانستن گوشت سگ، طهارت منی، طهارت شراب مسکرات، طهارت عرق جنب از حرام، نکاح با پسران نوجوان در سفر، نزدیکی جنسی با محارم به شرط بستن حریر یا لفافه !
  • شیعه
    من نمیدونم از این برادران مسلمان سنی در این قرن چه کاری سر زده که اینقدر ادعا میکنن اسلام واقعی =اه ل سنت؟لااقل شیعه ها دوبار انقلاب راه انداختن وبا انگلیس وامریکا درافتادن.سنی ها که جز نوکری کاری در برابر انگلیس و امریکا تا حالا نکردن.اگه کردن بگین ما رو هم آگاه کنین !!
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 53 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.