Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
اهــانت به آزاده مَــرد فــرهیختــه بی انصــافی نیست؟ PDF پرینت ایمیل
کی کیست - شخصیت هــــای مـــلی، ادبـــی و تــاریخـــی
نوشته شده توسط میمدال پارشهری   
يكشنبه ، 10 بهمن 1389 ، 09:59

اهــانت به آزاده مَــرد فــرهیختــه بی انصــافی نیست؟در این روز ها سایت های خبری و اطلاعاتی برون مرزی شهروندان عزیز را مرتبط به رومان تاریخی «کوچة ما» اثر داستان نویس مشهور و معروف کشور، جناب دوکتور محمد اکرم عثمان مشحون از اهانت و تحقیر می یابم. بنده نه نویسنده ام و نه هم قصد دارم که از طریق چنین قلمفرسایی ها خود را به عنوان نویسنده جا زنم. بدون ریا حتی بنابر دلایلی که نزد من محفوظ است شخصاً از طبع اثر و نوشته تا جایی که کارد به استخوان نرسد بیزارم.

گذشته از این دست بردن به قلم در جامعه یی که همه کس و هر چیز دربست، سیاه و یا سفید پنداشته می شود مصیبت است. همچنان روال ارزیابی مسایل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در کشور با ضریب پایین فهم و درایت می تواند فاجعه پنداشته شود. در این کشور خداداد الزاماً کوچکترین ابراز نظر نسبت به افراد و گروه های سیاسی چنان عکس المعمل سیستماتیک را در قبال به ارمغان می آورد که انسان آزاده و معتقد به آزادی را دچار توهم می نماید. من متعقدم که هر کسی از ناحیة آنچه می گوید و می نویسد و عملی می کند از قبل مسؤولیت اخلاقی و تاریخی آن را متقبل می گردد و همین قبول مسؤولیت برای نسل های آینده کاملاً کافی است.

من متاسفانه با همه بذل مساعی لازم و مقدور تا کنون رومان «کوچة ما» را نتوانستم به دست بیاورم و از مطالعة آن مستفید شوم؛ اما از فحوای مطالبی که عزیزان فرهنگی کشور چون جناب جنرال محمد نبی عظیمی، آقای نور محمد سنگر، جناب غفار عریف، آقای تیر انداز، محترم داکتر خاکستر و محترم بهرامی در رابطه با رومان متذکره نوشته اند به خوبی پیداست که آقای محمد اکرم عثمان نویسنده، ژورنالست، دیکلماتور، ادیب فرزانه و حقوقدان معروف کشور در رومان «کوچة ما» که خیلی ضخیم و حجیم هم است، خواسته است برداشت های خود را طی بیشتر از یک قرن اخیر در قبال حوادث و وقایع کرونولوژیک و تاریخی کشور توضیح و تشریح کند. تصور می کنم که در متن رومان از بازیگران سیاسی داخلی و خارجی بطور صریح، ضمنی، حاشیوی و تلویحی نام برده است که به مذاق عده یی از افراد افراط گرا و انحصار طلب خوشایند نیست. به همینگونه در عرصة ایدئولوژیک نیز جناب محمد اکرم عثمان ملاحظات خود را به تفصیل بیان کرده که این هم حق هر نویسنده منجمله جناب استاد محمد اکرم عثمان است.

در زمینه آنچه که تا کنون گفته آمدم بدون شک علاقمندان و بویژه هواداران سراپا قرص ایدئولوژیک و سیاسی دقیقا حق پاسخگویی را مستند بر دلایل و براهین غیر قابل تردید و با رعایت عفت قلم و حرمت گذاری به نویسنده، دارند؛ اما، چقدر تاسف بار است که با وجود اذعان آنان به استعداد و ارج گذاری به کار و فعالیت های جناب دوکتور محمد اکرم عثمان، به عوض ارایة پاسخ مدنی، فقط به نثارِ دشنام های رکیک پرداخته اند و در هیچ یک از مدافعات دوستان، من نتوانستم سراغ فاکتی را بگیرم که در آن واقعاً بوی دفاع استشمام شود.

اتهام خود بزرگ بینی، عقده گشایی، استخباراتی، تعلق طبقاتی، دینی، کار در زعامت های گذشته، انتساب خونی، رسم الخط نازیبا، نمک ناشناسی و سایر موارد مماثل را می توان به عنوان اتهامات ناروا در هر زمانی به هر کسی نسبت داد. این چنین اتهام زنی ها صاف و ساده، هذیان است و بیماری انحصار گرایانه و افراطی ایدئولوژیک. گذشته از آن دوستانی که در برابرِ رومان «کوچة ما» به چنین عکس العمل شدید و فاقد اساسات مدنی پرداخته اند، هیچ می دانند که طی صد سالِ اخیر چه قبل از هفت ثور و چه بعد از آن در کدام حجم و در چه زبانی وقایع تاریخی و نظام های سیاسی توتالیتار و ایدئولوژیک مورد نقد، طعن و حتی تردید قرار گرفته است. کدام مدافع قادر است تا به این طیف وسیع و سایل ارتباط جمعی داخلی، منطقوی و بین المللی اعم از گفتاری، تصویری، نوشتاری و چاپی پاسخ دهد؟

من به هیچ صورت قصد آن را ندارم که افراد شریف و صادق را بخاطر چتر ایدئولوژیک و سیاسی در مقاطع تاریخی مختلف در صورتی که شخصا دست شان به خون مردم آلوده نباشد مقصر بدانم. اما در مواردی که نقد اوضاع و حالات معین تاریخ بشری با زندگی افراد کلیدی و رهبری های خطاکار و جفاپیشه گره خورده است، نباید افراد شریف و زیر مجموعة آن خود را وادار به دفاع از فاجعة تاریخی کند؛ بویژه که محتوای دفاع را نیز تحقیر، توهین، دشنام و هذیان تشکیل دهد.  

موردی از دستاویز دفاعی و یا یورش به رومان «کوچة ما» را در این نوشته ها نیز اشارات مکرر به اصطلاح «جرت» تشکیل داده است. ظاهراً پس منظر تاریخی این اصطلاح که دقیقا بار طنز دارد از نظر ها پنهان مانده و ورود آن در متنِ رومان، عدم عفت قلم و سقوط اخلاقی انگاشته شده تا از آن پیراهن حضرت عثمان ساخته شود. اما، مشهور است که در زمان صدارت سردار محمدداود، عنوانی یکی از دیوانسالاران بلند رتبه کشوری که از پاکیزگی، تقوی، شهرت نیک و تخصص مسلکی در مقیاس افغانستان برخوردار بود، مکتوب رسمی به امضای سردار موصوف صادر شد و در ان هدایت اقدامات عاجلی را مطالبه می کرد که از نظر عقلی و عملی، تحققِ آن کاملا مستحیل بود. این دیوانسالار آزاده و متخصص شجاع در مکتوب مزین به امضای سردار، چنین نوشت: ملاحظه شد؛ جرت. علی العجاله الی کسب هدایت مجدد، نامه حفظ گردد.

 اکنون قضاوت برپایة این رویدادِ عبرت انگیز را به خوانندگان و شهروندان عزیزی می گذاریم که واقعاً در خلای معلومات به جای استدراک جدی تر از کاربرد لفظ «جرت»، آن را نشانِ سقوط اخلاقی، دشنام و یا بیحوصلگی نویسنده تعبیر کرده اند.

 

در اخیر تذکر این دو مطلب را که خود شاهد آن بودم لازم می دانم: نخست استاد داکتر محمد اکرم عثمان در سال 1359 درخواستی غرض کسب عضویت در کادر فاکولتة حقوق و علوم سیاسی پوهنتون کابل داد. موصوف با همه شهرت نیک و استعداد بلند که حایز دیپلوم دوکتورا در همان وقت بود، عنودانه مورد پذیرش کادر درسی فاکولته قرار نگرفت و دلیل عدم پذیرش، سن بلند تر از 35 سال، وانمود شد که چنین امری برای عاقلان می تواند حاوی پیام خاص باشد.

ثانیا در بهار سال1365 بنده بطور تصادفی استاد اکرم عثمان را در کتابفروشی کنار جادة نزدیک به سپین زر هوتل دیدم و بعد از مصافحه با موصوف بعنوان یک آشنا و دوست، جویای احوالش شدم. صادقانه و بدون ریا شهادت می دهم که در همان فضا و اتموسفیر مشخص که همه به همه شک و تردید داشتند و اعتماد رخت بربسته بود، وی با صراحت گفت: از زندگی شکایتی ندارم. خدا را شکر که صحت و سلامتی به عنوان بزرگترین ودیعة الهی از آن من است. به آیندة کشور نیز علیرغم دشواریها خوشبین هستم. ولی، آنچه مرا می آزارد اینست که مهار قافله به دم مرکب ایدئولوژی بسته شده و راهی که می سپارد به ترکستان خواهد انجامید.

برداشتی این چنینی، صادقانه به دلم چنگ زد و تاثیر عمیفی در من باقی گذاشت. بهرصورت در نهایت، آرزو مندم که سفارش جناب عالم افتخار را که با وی شناختی ندارم و یقیناً نوشتته هایش مایة افتخار کشور است در مورد «رومان کوچة ما» گوش شنوا پیدا کند و به فاجعة تبلیغ شبکه یی فاقد روح مدنی و فرهنگی، نقطة پایان گذاشته شود.

 

اشاره: یادآور می شود، نویسندة این سطور به منظور پرهیز از ورود در چنین مناظره ها، قبلاً از پاسخگویی به پرسش ها و اعتراضات احتمالی خوانندگان گرامی نسبت به این نوشته، معذرت می خواهد.

Advertise your business here. Click to contact us.
  • yazdan zafari  - akram osman
    dust nawisinda !
    der surateki shuma ta hanuz ruman kuchai ma ra nkhwanda eid chitawr na khwanda q azwat mikunied. man niz der dawran 3 dahay akhir shahyd takhwlati ke rukh dada budaam rwman kuchay ma ra khwandoim mutasifana doctor akram osman der nawishtakhay khud tawkhin ber enswankha namuda. wa der zemn der ruman khud dowrugh hay shakhdaei nawishta karda ast ager shuma akram osman khaq ba janib mibened kasiki ruman wy ra naqd mikund wa druogh khay way ra ba asnad efsha mikunad khaq nada rd .hama mardum daren ruz kha nawishta hay genral nabi azimi raham mikhwanand wa azakram osman ra ha m mikhwanand wader mawred qazawat mikunand.
  • فرهاد
    دوست گرامی !وقتی انسان میتوانددرمسندقضاوت عادلانه بنشیندکه بالای صورت دعاوی هردوجانب دخیل درقضیه کام لآ واردباشد.شما که هنوزرمان «کوچۀ ما» رامطالعه نکرده ایدووحرفهای جوابیۀ جناب اکرم عثمان دربرابرجنرا ل نبی عظیمی وبعضی منتقدین دیگررمان« کوچۀ ما»رایانخوانده ایدو یاشایدخوانده باشیدوبه اصطلاح تیرتانراآو رده اید,چگونه به قضاوت نشسته اید؟شمانوشته ایدکه جناب داکتررادرکادرعلمی دانشگاه نپزیرفتند,اما این راد ورازانصاف ننوشته ایدکه به جناب داکتراکرم عثمان لقب اکادمیسنی راکدام دولت اعطاکرد؟ دردوران کدام حاکمی ت جناب داکتربه وظایف ارشددیپلماتیک گماشته شد.شمامیدانید که وظیفۀ دیپلومات به وفادارترین افرادبه دولت سپرده میشود.دشنامهای جناب داکتر به دولتییکه تافروپاشی وفادارانه به آن خدمت نمودپس ازسپری شدن بیست سال سوال برانگیزنیست؟پیشنهاد بنده خدمت شما اینست که لطفآ قبل ازقضاوت نمودن درموردی خود را بالای جوان ب مختلف قضیه وارد نمایید.سلامت باشید
  • صفوی  - اکرم عثمان

    جناب شهری سلام هموطنت را بپزیرید.

    من هم از جمله کسانی بودم که با این مرد گو یا فر هیخته سالها ا مید داشتم.اما چنین معلوم که وی شایستگی و محبو بیت خود را از دست داده است. به این دلیل که یقینا پاسخ های داکتر عثمان را شما حوانده ایید.
    1. آیا دیده ویا شنیذه باشید که یک انسان فرهنگی از همچون کلمات کوچه به مانند (جرت) استفاده کرده باشد؟
    2.یا اینکه در جای می نویسد:"این آدمیکه مرا توهین می کند یقینآ پشتون....نیست. واقعآ جای تاسف است که هنوز مرض مضمن قبیله گرای در وجودش اوج می زند.
  • ناشناس
    بسیارمقبول خوشم امد ازنوشته تان
    که مستدل و موثق وبابرهان قاطع برای خوانندهگان عزیز توسط سایت وزین خا وران ارایه گردید
    انتظار میرود که اهل فرهنگ وشخصیت های با دانش وطن
    عزیز ما به این موضوع دامن نزنند
    و از گفته های نویسنده محترم عالم افتخار و محترم میمدال
    پارشهری پیروی نمایند وبه این خاتمه دهند
    ع نوری
  • zahir
    بسیار به جا فرمودین.واقعا ارزیابی واقع بینانه استو
  • حمید

    آقای میمدال پارشهری شما که نویسنده هم نیستید و رومان ( کوچۀ ما) را هم نخوانده اید، پس چگونه قضاوت م ی توانید؟
    ومن که این چرند نامۀ چند صد صفحه یی را خواندم، نه یک رومان است که مولفه های یک رومان را داشته باشد و نه بیان صادقانه خاطرات است، چیزی معجون و مرکب ازچرند و پرند٠ اکرم عثمان چون سردار زاد ه یی در مطبوعات کشور مطرح بوده درحالیکه بسیاری نویسنده های داریم که صد چند اکرم زیباتر نوشته اند، چو ن سپوژمی زریاب، قادر مرادی و دیگران اما زمینه مطرح شدن نداشته اند، اکرم با آنکه یک سمپتایزر قوی حزب پرچم بود و خدماتی را برای حزب پرچم انجام داده معادل هزار نفر پرچمی است و اکرم که رفیق داکتر نجیب بود ، پس از آنکه نجیب وی را برای مقاصد خاص جاسوسی و اوپراتیفی سفیر ایران مقرر کرد، اکرم تطمیع شد روی جن ایات نجیب یکسره پرده انداخت و سراسر ببرک کارمل را کوبید٠ نبی عظیمی و غفار حریف و دیگرانش به دفاع ا ز جنایات کارمل برخواستند و سخن به تهمت بستن و اهانت های طرف کشید که هم اکرم و هم نبی عظیمی در پی دف اع رهبران مطلوب و خایین خود برآمده اند، اکرم به سویه کوچۀ ما پاسخ کوچه بازاری داده است و کتابش هم ن ه ارزش ادبی دارد، نه تاریخی و نه مولفه های یک رومان را داشته است، فقط به درد سردار های ممدزایی می خورد وبس ونبی عظیمی و غفار حریف هم درسطح مداح کارمل روی کاغذ را سیاه کرده اند و دستان خودشان نیز به خون مردم آلوده است٠
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در يكشنبه ، 10 بهمن 1389 ، 10:53
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 53 مهمان آنلاین


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.