نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| کنفــرانــس برلــین نخســـتین صــدای بلنـــد مخــالفیـــن کـــرزی |
|
|
|
| مقـــــــالات - ســـــیاسی |
| نوشته شده توسط هادی میران |
| سه شنبه ، 27 دی 1390 ، 16:05 |
|
کنفرانس برلین که در آن رهبران جبهه ملی افغانستان عمده ترین جبهه مخالف دولت آقای کرزی همراه با چهار تن از اعضای برجسته کانگرس امریکا شرکت جسته بودند، رخداد جدی و موثر در با توجه به آنچه که در این کنفرانس مورد بحث قرار گرفته است و با توجه به نقد صریح هئیت امریکایی از برخورد دولت امریکا با مسایل افغانستان و همچنان واکنش تند و آشفته دولت افغانستان نسبت به این کنفرانس، خود دلیلی بر اهمیت این کنفرانس تعبیر می گردد و چنان به نظر می رسد که روند تحولات و تعاملات جاری در افغانستان، جبهه ملی را در موقعیت برجسته و تاثیر گذار قرار می دهد. اما چالش های که در برابر فعالیت و توسعه این جبهه قرار دارد نیز قابل توجه می باشند. در جریان ده سال حکومت آقای کرزی نمونه های زیادی در افکار جمعی به ثبت رسیده است که نشان میدهند هرگاه جبهه مخالف در برابر سیاست های دولت ایشان عرض اندام کرده است، پس از چندی رشته میانپیوندش از هم گسیخته است و یا از وضعیت توانمندی بسیج افکارعموی خارج گردیده است. دلیل این تنزل را می توان در محدودیت ظرفیت سیاسی جبهه مورد نظر و تلاشهای اوپراتیفی تیم آقای کرزی جستجو کرد که با استفاده از هر گزینه ممکن از کسب اقتدار جبهه مخالف جلوگیری کرده است. جبهه ملی که اکنون به عنوان شریک برجسته در تعاملات سیاسی افغانستان حضور پیدا می کند، نیز از چنین مخاطرات و هجوم اوپراتیفی مصئون نخواهد بود. تیم آقای کرزی که در ده سال گذشته با دست باز و بدون محدودیت به غارت ثروت و تکثیر بحران پرداخته است شنیدن صدای مخالف را نیز به آسانی بر نمی تابد. اما چنان به نظر می رسد که بازی های سیاسی در افغانستان در مسیر دگر دیسی قرار گرفته است و این دگر دیسی کم کم گستره ی جولانگری تیم آقای کرزی را محدود می نماید. به نظر می رسد که آرایش جدیدی در صفوف بازیگران سیاست افغانستان در حال شکل گرفتن است تا افغانستان بعد از 2014 را فارغ از تهدید وارد مناسبات بین المللی نماید. هرچند که شکل و شمایل این آرایش و نیت های نهفته در پشت آن تا هنوز از پرده بیرون نیافتاده است اما ماهیت این تعامل نمی تواند ا ز این دو فرضیه بیرون باشد. فرضیه اول این است که با وارد آوردن فشار بر پاکستان و بر افروخته شدن تنش های داخلی در این کشور، نظارت و توجه دستگاه استخبارات این کشور بر طالبان کمتر می گردد و در نتیجه بخش اعظمی از طالبان با قطع علایق از این کشور وارد پروسه صلح گردیده و در نهایت در ساختار دولت آقای کرزی سهیم می گردند. فرضیه دوم این است که جغرافیای مشخصی در ولایات جنوب در اختیار طالبان گذاشته می شود تا خود در آنجا حکومت نمایند. اما با توجه به ظرفیت تفکر و ماهیت کاربردی طالبان در بستر منافع پاکستان و بازیهای ژئوپولیتیکی منطقه، عملی شدن فرضیه اول غیر ممکن به نظر می رسد. فرضیه دوم هرچند که از طرف طالبان به شدت مورد مخالفت قرار گرفته است اما با توجه به شکل آرایش تعاملات سیاسی تردیدی نیست که مسیر بازی های سیاسی قبل از خروج ائتلاف بین المللی از افغانستان به تعریف جغرافیای مجزا برای حاکمیت طالبان منتهی گردد. این گزینه می تواند بحران را در حوزه های کوچک تقسیم کرده و مدیریت آن را نیز بدون حضور مستقیم و با هزینه کمتر امکان پذیر نماید. هرگاه فرضیه دوم به یقین تبدیل گردد، صف بندی های جدیدی را در سطح منطقه به وجود خواهد آورد و در جبهه مخالف طالبان، جبهه ملی به عنوان عمده ترین نیرو عرض اندام خواهد کرد. اینکه شرایط جدید ناشی از این تغییر چه گونه خواهد بود، پیش بینی آن دشوار می نماید اما دست کم کارت های متعددی را برای بازیهای گسترده در اختیار رهبران جبهه ملی قرار خواهد داد. با توجه به این مفروضات رایشآرایش رهبران جبهه ملی در برابر بازی های جدید و دشوار قرار خواهند گرفت که از همین اکنون سرعت تحولات سیاسی و از سوی دیگر نگرانی دولت از کسب اقتدار این جبهه، رهبران این جبهه را در گذرگاه های دشوار قرار داده است که عبور موفق از این گذرگاه ها مستلزم تفکر عمیق و تدبیر دقیق می باشد. در بیانیه که در پایان نشست برلین از طرف این جبهه منتشر گردیده است، تغییر در ساختار دولت با معیارهای توزیع قدرت و عدم تمرکز به عنوان گزینه مناسب برای مدیریت سیاسی افغانستان مطرح گردیده است. به نظر رهبران این جهبه بیرون داده های نظام متمرکز در افغانستان نشان می دهد که با توجه با شرایط ناهمگون فرهنگی اجتماعی در این کشور و با توجه به عصبیت و بر افروختگی های قومی، این مدل نظام سیاسی علاوه بر وسیله انحصار قدرت، مروج عصبیت و بستر تولید مفاسد کلان بوده است. بیرون داده های این نظام دست کم در ده سال اخیر چیزی بیشتر از گسترش شکافهای اجتماعی و غارت کمک های جامعه بین المللی نبوده است همانگونه که اقتدار مطلق فساد مطلق را نیز در پی دارد. به نظر می رسد طرح نظام غیر متمرکز و توزیع قدرت به واحد های اداری، فرضیه دوم را نیز تقویت می نماید.
|
| آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ، 29 دی 1390 ، 12:06 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران





وضعیت پریشان سیاسی افغانستان دانسته می شود. در این کنفرانس اوضاع جاری افغانستان، داده های حکومت ده ساله ی آقای کرزی، برخورد ایالات متحده امریکا با قضایای افغانستان، تغییر در ماده های قانون اساسی افغانستان به منظور تعریف ساختار سیاسی غیر متمرکز و تعریف میکانیزم منطقی برای گفتگو با طالبان از جمله موارد مهم مورد گفتگو میان رهبران این جبهه و اعضای ارشد کانگرس امریکا بوده است.






