Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

کرزی زا بشناسید (بخش سوم) PDF پرینت ایمیل
نوشته شده توسط عبدالواحد سیدی   
شنبه ، 13 تیر 1388 ، 11:15

آنچه در دو بخش اول و دوم آشکاره شد؛ رویکار آمدن نشست بن و پی آمد های ناکام دولت داری آقای کرزی در هجده موارد مندرجه نشست بن در مورد انکشاف دولت داری و افتتاح نشست بن توسط نماینده ملل متحد و قدر دانی از پروفیسور برهان الدین ربانی و بزرگداشت و قدر دانی از مجاهدین که استقلال و سرنوشت سیاسی کشور را از اثر سخت کوشی و مجاهدت شان پایدار ساختند و تسلیم قدرت دولتی افغانستان به گروه جدیدی که بعد از توافقنامه بن در افغانستان در روی صحنه سیاسی ضاهر میگردند با تعین پالیسی ها ی که بعداً خطوطی اساسی حکومت موقت را در چار چوب اداره موقت و بعداً انتقالی و سر انجام انتخابی به توسط دایر شدن دو لویه جرگه های تعین اداره موقت و قانون اساسی راه باز مینماید. 

 


انچه در این قسمت روی آن بحث خواهد شد تشکیل اداره موقت و انتقالی افغانستان به سردمداری حامد کرزی و گزارشاتی که مربوط به نحوه این تغیرات در سستم حکومت داری است توضیح خواهد شدتا ما قادر باشیم پتانشلیتی کاری آقای حامد کرزی را که حالا خودش را برای یک دور چهارم آزمایش میکند بشناسیم.


افغانستان کشوری که اکنون در حلقات سیاسی جهان از جمله کشور ها جنوب یاد میگردد ؛ کشور در دو پارگي وجدان سياسي " يا تضاد ميان ناسيوناليزم و انتر ناسيوناليزم ( که بعد ازفروپاشی شوروي دو باره اينبار توسط کشور هاي امريکا و اروپا و ساير کشور ها اوج گرفته است)،که مثال هاي زنده انرادرطي زدوخوردجنگها در کشورخود ديديم، خراب کردن پايتخت به خاطر رشد سليقه وي و تباري مداخلات آشکاراي همسايگان افغانستان و نصب عامل هاي شان بخاطر کسب قدرت دولتی میباشد. زيرا در حکومات تازه بقدرت رسيده استقلال جويي ملي درچوکات برتری های قومی يکي از مهمترين مشکلات عاطفي و کشمکش هاي سياسي عصر ما رامخصوصاً در افغانستان تشکيل داده است. که همین باورمندیهای پوچ و بی ثمر کشور ما را در مقابل طالبان که سر و سامانه شان با تروریزم بین المللی و القاعده گره خورده است شکستاندو آخرین خانه مقاومت در افغانستان را که برابر به یک پوست گاو بیشتر نبود با ترور احمد شاه مسعود از بین بردند و حال فرصت این بدست آمده بود تا ما به بهانه یی مورد یک تجاوز آشکار دیگر اجنبیان قرار گیریم.


یک تجاوز آشکار دیگر:
در افغانستان سقوط طالبان و متحدين ان بعد از انکه از طرف آمريکائيان مورد حمله هجومي قرار گرفت، حتمي بود – امريکائيان در پي فرصت مناسب براي بر اندازي طالبان بودند زيرا بعقيده انها اين طالبان بودند که بهمدستي سازمانهاي مخرب و تبهکار با سرعت سرسام آور و نيروي نا معين نقل و انتقالات عظيمي از هروئين را در شبکه ترافيک حمل و نقل جهاني مواد مخٌدرو تخدیر آنکشور به منظور تخريب اهداف ضد آمريکا توسط سازمانهاي مافیایی خود در بعضي حالات باعث درد سرهای عظيمي براي امریکا ميشوند. و تروريزم نام نهاد را که امريکا به ضد ان کمپاين بين المللي را اعلام کرده است از همين دست ميباشد. اینها در هر گوشه جهان که خواسته باشند میتوانند نا آرامی و بد نظمی را بار می آورند. تجربه چند سال اخیر کشور نشان داد که چطور آنها موفق شده اند تا ظاهراً در حملات خود در مقابل قوای کشور های اروپایی (ناتو_ و قوای مستقر امریکا در جنگ های پراگنده افغانستان دست بالایی داشته باشند.

نقطه مهم این است که امريکا و در راس پاکستان با پا درمياني شان در استقرار طالبان جفاي بزرگي را در راه ثبات کشور هاي جهان مخصوصاً افغانستان مرتکب شدند که از دايره افکار رسانه هاي جهاني پنهان نمانده است چنانچه اين عمل زمينه هاي رشد فساد و بيعدالتي را تا اخر قرن بيستم ادامه داد و هنوز که آغاز قرن بيست ويکم است ما از این شر در امان نیستیم. اگر سخن به درازا نکشد بد نخواهد بود تا در مورد حالات و جو سیاسی آن سالها در منطقه بپردازیم تا وقایع بما کشف و روشن گردد:


 اما در افغانستان مردم در ان وقت و حالا نيز طرفدار يک تجاوز آشکار نظامي ولو که به رهائي شان از دست طالبان و القاعده ميشد نبودند، زيرا مردم ما خواهان رفع"فاسد به افسد " ورهائي ازچاله به بهاي فرو افتادن در چاه نبوده اند، زيرا مردم ما خواهان ان نبوده اند که باوجود روشن اند يشي و استقلال جوئي،خواستار رهائي کشور از طريق تجاوز آشکار شوند و بر استان ابر کشور جهاني سر فرود آرند.از اين سبب سقوط طالبان بدست نيرو هاي مهاجم خارجي براي بيشترين افغانها يک فاجغه بزرگ و يک حديث هولناک بشمارميآمده است. زيرا ميگويند: " بزرگترين علل شکست يک کشور را«اقتصاد سياه »، "اقتصاد چپاول" و" اقتصاد غير توليدي " و "قتصاد غير انساني" " اقتصاد مردم سوزو يک تن آباد گر" ميسازد که در ساحه اقتصاد افغانستان اين حالت نيز همانند گذشتگان کمونيزم که اقتصاد رهبري شده از طريق قانون اساسي دولت خلق به زندگي مردم تآثير گذار بود اين بار نيز سرمايه داري در يک کشور جنگ زده به خط فقر نشسته با بحران عميق اقتصاد چپاول که در بالا به ان اشارت رفته است از طريق قدرتهای جهاني در قانون اساسي ما درج وتحويل داده شد، تا باشد که ملت غيور و اما در ظلم کشيده و تهي دست ما سالها برده و آلت دست قدرتهای سرمايه داري و سرمايه دار ها باشند. مردم افغانستان آرزو مند بودند تا دولت جدید آقای گرزی،از باري که هر دولت مکلفيت کشيدن انرا دارد طفره نرفته و تمام مملکت را به تاجران زر و زور به حراج نگذارند والبته جناب کرزی اين را کلمات کليشه ئي کدام کتاب فکر نکنند، بلکه این، بار تجربه درد ناک يک ملت است، ملتی که از شروع زمامداری شان زیر خط فقرزندگی دارند به علاوه صد ها بد بختی دیگر.اميد که در قانون اساسی ما اين حراج بي دريغ نسل ما توقف يابدموسسات و فابریکات ما واپس بما مسترد شوند، البته نه به توسط آقای کرزی بلکه بتوسط شخصیتی که واقعاً توسط ملت افغانستان انتخاب وبه قدرت نصب خواهد شد. نکته قابل تآمل اين است که ما در مقابل تاريخ و شرف اين ملت مسؤليت بس خطير داريم، ديروز اگر شاهان سدوزائي و محمد زائي با ايران و انگليس و روس تباني خلاف حيثيت اين وطن داشتند از چشم تيز بين تآريخ پوشده نمانده است کوشش کنيم تا از کار هاي ننگين انان عبرت بگيريم و به رهي برويم که نه آبروي خود را تحت سوال قرار بدهيم و نه در مقابله با داوري نسل بعد از خود خجلت زده باشيم زيرا سر نوشت و دارايي هاي اين ملک و اينخانه مفهوم اين را نمي رساند که همه امکانات از ماست و ما حق داشته باشیم تا خلاصي انرا مصرف کنيم، بلکه در اين خاک وهمه منابع و ثروت هاي ان نسل هاي آينده و انانيکه بعد از ما مي آيد شريک هستند.

. نشود که با دوام حالاتی مانند ادامه تیم جناب کرزی مانند نسل موجوده يعني خودمان اين همه بد بختي ها را به نسل آینده منحیث یک میراث شوم به ارمغان بگزاریم.ما نبايد مانند اعضای دولت کرزی" خود آباد گر " و جهان ويرانگر باشيم. ما در جامعه خود به مفاهيمي بر ميخوريم که عاري از حقيقت است " مداهنه و رياکاري " را جهاد نام مانده اند که بر دلهاي مردم راه يافته است، مردم همچون چارپايان به پيروي از هواي نفس و شهوات (طبقه قدرتمند حاکمه)تن در داده اند. مؤمن راستين که در راه خدا جهاد کند و از سرزنش نترسد، اندک شده است. اين کشور به رهبر راستين ضرورت دارد، و رهبر راستين کسي خواهد بود که براي "تجديد و استقرار ضابطه ها، در جهان هرج و مرج کنونی، معيار ها و ارزش ها، در ميان رابطه ها، بي هيچ پروا و هراسي، همت گمارد او رهبر راستين مصلح بزرگ، پالايشگر سترگ، باز ساز جهان شوريده و سامان بخش جامعه نا بسامان ما گردد، نه ان کسي که دزد هاي کوچک را بگيرد و دزدان بزرگ را پشتيباتي کند." فلهذا ضابطه چنين رهبري که جامعه افغانستان به ان سخت نياز دارد باز گشت بیک نظام با مراقبت شديد و حسابگري دقيق را پيشنهاد ميکند و ميبايد" دين" که کليه ارزش هاي ارماني و سياسي ما در ان نهفته است بزرگترين "حسابگر" باشد. زيرا دين اسلام نظام حسابگر است هم در اين جهان از دزدان و خائنين و چپاولگران جدأ باز خواست و تصفيه حساب مي خواهد، بلکه در انجهان نيز به نص آيات قراني آينده درد ناکي در انتظار خائنين و اشرار قرار دارد.زيرا "دين " هر ديني که باشد رابطه ها را بياري ضابطه ها تنظيم ميبخشد و ازهمین جاست که قرآن و دین ما به استقرار و استمرار رهبر راستین و حسابگر تاکید دارد زیرا این اشخاص ابر مردان حسابگري هستند که در طول حيات شان پاسداراستقرار ضابطه ها در روابط انساني اند. تا انسانهابتوانند به حقيقت آرماني زندگي انساني در شهريکه مدينه فاضله براي انسانهاباشد زندگي مرفع داشته باشند، و واقعيت هاي تلخ زندگي، اندوهبار ذهني بشري، تصویر اندوهبار آشفته خود را با بر طرف ساختن انگیزه های فساد مانند دولت فعلیآقای کرزی به کنار بگذارد.
ادامه دارد.

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در شنبه ، 13 تیر 1388 ، 12:23
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

اخبــار طلــوع 18 مارچ (1)

اخبــار طلــوع 18 مارچ (2)

مطـــالب انتخــــابـــی

Joomla 1.5 Featured Articles

سـرگذشت زبـان فـارسی دری

 
سرگذشت زبان فارسی دری
ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ویـــدیـــوی هنــــری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 32 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.